باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

هند
موقعیت هند.png
اطلاعات عمومی
جمعیت کل ۱.۲ میلیارد نفر (۲۰۰۷)
مساحت ۳.۱۶۶.۴۱۴ کیلومتر مربع
حکومت جمهوری
واحد پول روپیه
پایتخت دهلی نو
شهرهای مهم بمبئی، بنارس
ادیان(درصد) هندو (۸۰ درصد)، اسلام (۱۳ درصد)
اسلام
پیشینه اسلام ورود اسلام در زمان پیامبر (ص)
جمعیت مسلمانان حدود ۱۵۶ میلیون نفر
آمار شیعیان
جمعیت ۳۰-۵۰ میلیون نفر
درصد به جمعیت کشور کمتر از ۱ درصد
درصد به جمعیت مسلمانان در حدود ۲۵ درصد
تاریخ تشیع
آداب و رسوم عزاداری، بندمحنت، تعزیه، جلوس
حکومت‌ها غزنویان، عادلشاهیان، قطب‌شاهیان، بهمنیان
احزاب و گروه‌های شیعی
فرق امامیه، بهره، خوجه، اسماعیلیه
مراکز شیعی
مراکز علمی سلطان المدارس، مدرسه ایمانیه بنارس، کتابخانه ناصریه
مناطق شیعه‌نشین پنجاب، دهلی، حیدرآباد، لکهنو، کشمیر
شخصیت‌های شیعی
مذهبی میر محمد مومن استرآبادی،


هند کشوری در جنوب آسیا که جمعیت بزرگی از شیعیان - حدود ۳۰ تا ۵۰ میلیون نفر - در آن زندگی می‌کنند. برخی از مناطق هند مانند دکن در جنوب این کشور و مناطق اوده و کشمیر در شمال، سابقه دیرینه‌ای در تشیع داشته و در دوره‌هایی حکومت‌های شیعی داشته‌اند.

از ویژگی‌های فرهنگی بارز در تاریخ هند، ارتباط گسترده حکومت‌های شیعی و مردم قلمرو آن با ایرانیان است که به مهاجرت تعداد زیادی از ایرانیان از جمله علما، صوفیان و شاعران به هند و در نتیجه، همسانی فرهنگی و مذهبی این دو سرزمین انجامیده است.

پراکندگی شیعیان در کشور هند به‌طور کامل با جغرافیای مراکز تاریخی شیعه در این کشور مطابق نیست؛ چنانکه بیشترین شیعیان در شهرهای پنجاب و دهلی ساکن‌اند و شهرهای حیدرآباد، لکهنو، و جونیپور در رتبه‌های بعدی هستند.

محتویات

جغرافیا و تاریخ

نقشه کشور هند.bmp

کشور هند با نام رسمی جمهوری هند، بخشی از شبه قاره هند است. این کشور با ۳/۳ میلیون متر مربع مساحت، از نظر وسعت، هفتمین کشور جهان و با بیش از ۱/۲ میلیارد نفر، دومین کشور پرجمعیت جهان است. هند از شمال غرب با کشورهای افغانستان و پاکستان، از شمال با کشورهای چین، بوتان و نپال و از شرق با میانمار و بنگلادش هم‌مرز است و از جنوب به آب‌های اقیانوس هند می‌پیوندد.[۱]

جمهوری هند با استقلال از سلطه استعماری بریتانیا در نیمه سده بیستم میلادی تشکیل شد. سلطه بریتانیا بر هند از سده هجدهم میلادی آغاز شد. مبارزات ملی مردم هند برای کسب استقلال، از ۱۸۸۴ میلادی آغاز شد اما دست یافتن به استقلال کامل، تا سال ۱۹۴۷ میلادی به‌طول انجامید. این کشور در حال حاضر به ۲۹ ایالت تقسیم شده که به شکل فدرالی اداره می‌شود. پایتخت آن، شهر دهلی نو است.[۲]

ادیان در هند

هندوستان، مهد دین‌های بزرگ و دربرگیرنده بخش عظیمی از پیروان ادیان جهان همچون هندو،‌ بودایی، مسیحیت، زرتشتی و اسلام است.[۳] ۸۰/۵% جمعیت این کشور هندو مذهب هستند، و ۱۳/۴% مسلمانند‌. مسیحیان، سیک‌ها، بودایی‌ها و پیروان دین جین از دیگر گروه‌های مذهبی ساکن هندوستان‌اند.[۴]

هر یک از پیروان ادیان در هند،‌ فرهنگ،‌ زبان و عبادتگاه خود را دارند و با تعصبی خاص همراه با احترام به دیگر فرقه‌های مذهبی، آداب و سنت‌های مذهبی‌شان را پاس می‌دارند. وجود مسجدی در کنار بتکده و کلیسایی در کنار کنیسه،‌ امری عادی تلقی می‌شود.[۵]

قوانین هند اشاره‌ای به مذهب رسمی کشور ندارد و در آن، احکام قانون فردی جداگانه درباره مسلمانان، مسیحیان و هندوها وجود دارد. در این کشور آزادی‌های سیاسی و مذهبی در سطح بسیار بالایی وجود دارد.[۶] جدایی دین از سیاست از اصول عمده قانون اساسی هند است.[۷] در ماده ۲۸ قانون اساسی هند، تعلیمات مذهبی در هر مؤسسه دولتی ممنوع است.[۸]

اسلام در هند

ورود اسلام

برخی از روایات، زمان ورود اسلام به هند را تا زمان حیات پیامبر (ص) عقب برده‌اند.[۹] بر اساس این روایات، راجه مالابار از مناطق جنوب غرب هندوستان، در زمان حیات پیامبر، نمایندگانی به حجاز فرستاد که بعد از وفات آن حضرت به مدینه رسیده و مسلمان شدند.

نخستین گام‌ها در ورود اسلام به هند از سوی بازرگانان مسلمان برداشته شد. ارتباط تجاری هند به‌خصوص در جنوب هند و از طریق دریا، با کشورهای مسلمان زیاد بود و مسافرت تجار مسلمان از نخستین زمینه‌های آشنایی مردم مناطق جنوبی و داخلی هندوستان با اسلام بود. در طول زمان، برخی از شهرها و بنادر این کشور محل سکونت مسلمانان شد. در این بنادر مساجد مسلمانان وجود داشت و حتی در برخی از آنان مانند بندر صیمور یا چیمور در نزدیکی بمبئی امروزی و سنجان یا سندان، حاکم مسلمان، حکمرانی می‌کرد.[۱۰]

سختگیری‌های حجاج بن یوسف ثقفی در قرن نخست قمری، از دیگر عوامل مهاجرت گروه‌هایی از عرب‌ها به هند بود که برخی در سواحل غرب و جنوب غرب هند ساکن شدند.[۱۱]

صوفیان، دیگر گروه مسلمان بودند که با سفر به هند یا اقامت در این سرزمین، زمینه گسترش اسلام را در آنجا فراهم کردند. ابو علی سندی، حسین بن منصور حلاج، شیخ اسماعیل، ابوحفص ربع بن صاحب اسدی و باباریحان از جمله این صوفیان‌اند.[۱۲] در سده‌های بعد نیز گروه‌های بزرگی از صوفیان به خصوص از ایران به هند مهاجرت کردند.

تاریخ سیاسی مسلمانان

سلطه سیاسی مسلمانان در دوران فتوحات، بیشتر اختصاص به دره سند داشت که بخش بزرگی از آن، امروزه در پاکستان قرار گرفته است. محمد بن قاسم در سال ۹۵ قمری توانست مولتان را تصرف کند. حضور نظامی و سیاسی مسلمانان در مناطق داخلی هند به دوران حکومت غزنویان باز می‌گردد که مسلمانان موفق به تصرف بخش‌های وسیعی از غرب هندوستان شدند. غوریان(۵۴۳-۶۱۲ق.) نیز در سده ششم هجری مدتی بر مناطق شمال و غرب هند سلطه داشتند.[۱۳]

از سال ۶۰۲ قطب‌الدین ایبک که از سوی غوریان بر دهلی حاکم بود، اعلام استقلال نموده و نخستین دولت اسلامی هند را با نام "ممالیک" بنا کرد، ایلتتمش جانشین ایبک قدرت خود را در هند توسعه داد و خلیفه بغداد نیز حکومت وی را به رسمیت شناخت. حکومت ممالیک و یک سلسله از حکومت‌های مسلمان دیگر که تا قرن دهم قمری جانشین آن شدند به سلاطین دهلی معروفند. از جمله این سلاطین می‌توان به خلجیان(۶۸۹-۷۲۰ق.)، تغلق‌شاهیان(۷۲۰-۸۱۵ق.)، خضرخان‌ها(۸۱۷-۸۴۷ق.)، لودی‌ها(۸۵۵-۹۳۲ق.)، افغانان(۹۴۷-۹۳۶)اشاره کرد.

در سایر نواحی هندوستان نیز حکومت‌های مسلمانی تشکیل شدند که از آن میان باید به پادشاهان دکن مانند بهمنیان(۷۴۸-۹۳۳)، عمادشاهیان(۸۹۶-۹۸۳ق.)، نظام‌شاهیان(۸۹۶-۱۰۰۸ق.)، عادلشاهیان(۸۹۵-۱۰۹۷ق.)و قطب شاهیان(۹۱۸-۱۰۹۸ق.)اشاره کرد. حکومت مغولان(۹۳۲-۱۲۷۵ق.) که در سده دهم هجری به دست ظهیرالدین بابر یکی از نوادگان تیمور، تاسیس شد، در دوران اوج قدرت خود بر بیشتر نواحی هندوستان سلطه یافت. حکومت مغولان دوره رواج و گسترش اسلام در هندوستان و نیز دوره پرشکوه فرهنگ و هنر اسلامی در این سرزمین بود.[۱۴]

مسلمانان و استقلال هند

در خلال سلطه‌گری بریتانیا، مسلمانان می‌کوشیدند تا هند را از این هجوم استعماری نجات دهند. انگلستان در بدو ورود به سرزمین هند، از قدرت مسلمانان در هراس بود؛ لذا تلاش می‌کرد با تفرقه عزت مسلمانان را مخدوش کند. اما رفته رفته ملت هند به آتشفشانی تبدیل شد که رهبران مسلمان همچون مولانا ابوالکلام آزاد، مولانا محمدعلی شوکت علی و گاندی، رهبر هندوها در انفجار آنان موثر بودند. در این قیام‌ها مسلمانان آزادی کامل و خروج بی‌قید و شرط استعمار انگلیس از هند را می‌خواستند و در واقع نخستین بانیان این نهضت، مسلمانان بودند. محمدعلی جناح، قائد اعظم و موسس پاکستان برای آن که پیروزی زودتر و با قدرت بیشتری به نتیجه برسد، در اتحاد مسلمانان و هندوها می‌کوشید. تداوم این مبارزات سرانجام در سال ۱۹۴۷ دولت بریتانیا را تسلیم خواست مردم هند(استقلال) کرد.[۱۵]

با این حال جهد و جد بریتانیا در انهدام نفوذ مسلمانان، همزمان با تجدید حیات نوینی در میان آنها شد. اما این تلاش برای تجدید حیات نتوانست همپشتی کافی از سوی اکثریت هندو برای نگاهبانی از هویت و فرهنگ و مذهب مسلمان کسب کند، از این رو بسیاری از مسلمانان استقلال نواحی مسلمان نشین را ترجیح دادند. این عمل منتج به ایجاد پاکستان و سرانجام انشعاب آن به دو کشور بنگلادش و پاکستان شد.[۱۶]

پراکندگی جمعیت مسلمانان

جمعیت مسلمانان در هند بیش از جمعیت مسلمان دیگر کشورها، جز اندونزی، بنگلادش و پاکستان است، این جمعیت مسلمان در ایالت‌های مختلف هند ساکن هستند. ایالت اوتارپرادش، از نظر وسعت چهارمین ایالت هند محسوب می‌شود و جمعیت آن ۲ برابر جمعیت بزرگترین ایالت هند(مادیاپرادش) است. بیشتر جمعیت مسلمان هند در این ایالت سکنی دارند. حدود ۱۴.۹۴ درصد مسلمانان هند در این ایالت زندگی می‌کنند. ایالت بیهار، سومین ایالت مسلمان نشین هند است و ۱۲درصد از مسلمانان هند در این ایالت سکنی دارند. در دیگر ایالت‌ها و مناطق هند نیز مسلمانان ساکن هستند و در نهایت کمترین تعداد افراد مسلمان هند در ایالت میرزوارم زندگی می‌کنند.[۱۷]

جدول آمار جمعیت مسلمانان در ایالت‌های هند:

ردیف ایالت جمعیت درصد ردیف ایالت جمعیت درصد ردیف ایالت جمعیت درصد ردیف ایالت جمعیت درصد
۱ اتراپرادش ۳۰۷۴۰۰۰۰ ۱۸.۴ ۲ کارناتاکا ۱۰۱۲۰۰۰ ۱۱.۹ ۳ لاکشادومیپ ۵۷۹۰۳ ۹۵ ۴ دهلی ۱۶۲۳۰۰۰ ۱۱.۷
۵ گجرات ۴۵۹۲۰۰۰ ۹.۱ ۶ مادیاپرادش ۳۹۰۰۰۰۰ ۶.۷ ۷ تامیل نادو ۳۴۷۰۰۰۰ ۵.۵ ۸ پنجاب ۳۸۲۰۰۰ ۲.۱
۹ تری پور ۲۵۴۰۰۰ ۸.۱ ۱۰ راجستان ۴۸۰۰۰۰۰ ۸.۱ ۱۱ مهاراشتارا ۱۰۴۰۰۰۰۰ ۱۱.۱ ۱۲ آسام ۸۲۴۰۰۰۰ ۲۹.۵

رشد جمعیت مسلمان هند در چهار دهه از سال ۱۹۶۱ تا ۲۰۰۱ میلادی در حدود ۳۰ درصد بوده است و در دهۀ آخر قرن (۱۹۹۱ تا ۲۰۰۱)کاهش داشته است. رشد سالانۀ جمعیت مسلمان در بین سال‌های ۱۹۶۱ تا ۲۰۰۱ بطور متوسط در حدود ۷/۲ درصد بوده که بیشتر از متوسط رشد کل جمعیت کشور(۱/۲ درصد) است.[۱۸]

تشیع در هند

تاریخ تشیع در برخی از مناطق شبه قاره هند سابقه‌ای دیرینه دارد. افزون بر حضور جمعیت‌های شیعی، در دوره‌های مختلف تاریخی، حکومت‌های شیعی نیز در این مناطق تشکیل شد. ظهور تشیع در شبه قاره هند،‌با ورود مسلمانان به این منطقه در زمان خلافت حضرت علی(ع) همزمان بود. رفتار انسانی کارگزاران حکومت امام علی(ع) در سند، با عث برانگیخته شدن عشق و ارادت عمیق مردم شبه قاره هند به حضرت علی(ع) و اهل بیت علیهم‌السلام شد. بنا به بیان برخی از مورخان، در دوره امام علی(ع) یعنی در سال‌های ۳۵ تا ۴۰ هجری، و در اواخر سال ۳۸ و اوایل ۳۹ هجری، ایشان حارث بن مره عبدی را برای لشکرکشی به حدود هند فرستادند.[۱۹]

در طول تاریخ اسلامی هند، چندین سلسله حکومتی شیعه در شبه‌قاره هند به وجود آمد. برخی از حاکمان غزنوی هند نیز ایرانی نژاد و بسیاری شیعه مذهب بودند. هم زمان با ظهور حکومت شیعی صفویه در ایران در اواخر قرن نهم هجری، شیعیان هندوستان نیز نیروی جدیدی به دست آوردند و مذهب شیعه در آنجا رواج بیشتری یافت،‌ یوسف عادلشاه در سال ۸۹۵ قمری، به حکومت رسید. در این مقطع،‌ عادل شاهیان از سلسله صفوی تبعیت می‌کردند. بر همین اساس بود که در زمان شاه اسماعیل عادل شاه از پادشاه صفوی در خطبه‌های نماز جمعه به نیکی نام می‌برده است. با این حال اگر چه وی در قوانین تسنن دربار مداخله‌ای نکرد اما با تبعیت از سلسله صفوی در ایران، در دادن صبغه شیعی به آیین و مراسم عبادی عمومی در قلمرو خویش تشویق گردید.[۲۰]

بخش عمده مناطق شیعه نشین در شمال هند که شامل حوزه جغرافیایی دره سند است، در کشور پاکستان قرار دارد.

تشیع در دکن

واژه دکن که ریشه‌ای سانسکریت دارد، به معنای جنوب است و به بخشی از جنوب شبه قاره هند اطلاق می‌شود. مرزهای جغرافیایی دکن در طول تاریخ تا حدودی متفاوت بوده است اما به طور کلی می‌توان دکن را شامل سرزمین‌های جنوب رشته کوه‌های ویندهیا تا منتها‌الیه جنوب شبه قاره هند دانست.[۲۱]

ریشه‌های تاریخی گسترش تشیع در هندوستان را مهاجرت بسیاری از ایرانیان به این سرزمین، در سال‌های بعد از حمله مغولان به ایران دانسته‌اند.[۲۲] تشیع در سده نهم هجری و در پی افزایش مهاجرت ایرانیان و سادات به دکن، در این منطقه رشد زیادی یافت. همزمان که شیعیان با نفوذ در حکومت‌های محلی دکن نقش سیاسی و اجتماعی بارزی می‌یافتند در ایران پادشاهان صفوی قدرت را در دست گرفتند و تشیع را مذهب رسمی ایران کردند. در سده دهم هجری چند حکومت شیعه در مناطق مختلف دکن تاسیس شد که در برابر حکومت مغولان هند، چشم به حمایت پادشاهان صفوی داشتند و روابط گسترده‌ای با صفویان برقرار کردند. حضور پر رنگ ایرانیان در مناصب مهم این حکومت‌ها و مهاجرت بسیاری از علما و شاعران شیعی ایرانی به این مناطق بسیاری از مظاهر فرهنگ ایرانی و شیعی را در این مناطق رواج داد.

بهمنیان

مدرسه محمود گاوان

حکومت شاهان بهمنی (۷۴۸-۹۳۲ق.) به دست حسن کنگو تاسیس شد. در دوره حکومت بهمن شاهان، مهاجران زیادی از ایران و سادات حجاز به این منطقه مهاجرت کردند و این خود از عوامل رواج تشیع در این مناطق بود. به مهاجران، غریب یا «آفاقی» گفته می‌شد و افزایش آفاقی‌ها که اغلب مناصب دولتی را در دست داشتند به درگیری‌هایی میان این گروه و مردمان بومی منجر شد. ایرانیان در سازمان نظامی و سیاسی حکومت بهمنیان نقش عمده‌ای داشتند. بخش بزرگی از سپاه بهمنیان را نیز سادات تشکیل می‌دادند. شاعران و علمای ایرانی نیز در دکن با روی گشوده استقبال می‌شدند.[۲۳]

با اینکه شاهان بهمنی مذهب حنفی داشتند، از شیعیان حمایت می‌کردند و طرفدار اندیشه تفضیل امام علی(ع) بر خلفا بودند. افراد و شخصیت‌های شیعی مانند صدرالشریف و میر فضل الله اینجو در دربار آنان به مقام بالایی رسیدند. پادشاهان و افراد خاندان بهمنی کارهای عام المنفعه‌ای در شهرهای شیعی مانند کربلا انجام می‌دادند. معروف است که مخدوم جهان همسر حسن کنگو در سفری که به مکه و مدینه داشت به سادات حجاز التفات کرد و موجبات ازدواج بسیاری از جوانان سادات را فراهم آورد.[۲۴]

از میان شاهان بهمنی احمد شاه اول (۸۲۵- ۸۳۸ق.) رسما شیعه شد. پیش از او شاهان بهمنی مریدان خاندان شیخ سراج الدین جنیدی بودند اما او مرید احمد گیسودراز صوفی شیعه شد و از نعمت الله ولی صوفی شیعه ایرانی برای سفر به دکن دعوت کرد. با همه این احوال او تشیع را مذهب رسمی قلمرو خود نساخت.[۲۵]

در اواخر پادشاهی بهمنیان، اختلافات آفاقی-دکنی باعث اینجا درگیری‌هایی شد که به کشتار شیعیان انجامید. از جمله درگیری قلعه چاکِنَه که به کشته شدن ۱۲۰۰ تن از سادات و شیعیان منجر شد. ریشه چنین درگیری‌هایی بیشتر قومی بود تا مذهبی.[۲۶]

نفوذ طریقه نعمت الهی در دکن: مهاجرت مریدان شاه نعمت الله ولی به رواج گرایش‌های شیعی یاری رساند. صوفیان نعمت الهی با اینکه سنی بودند به دوازده امام(ع) مهر می‌ورزیدند و بسیاری از مظاهر تشیع را در آداب و سنن خود رعایت می‌کردند.

محمود گاوان وزیر ایرانی شیعه: از مهم‌ترین دوره‌های تشیع در دکن دوره وزارت محمود گاوان (۸۱۳-۸۸۶ق.) وزیر سرشناس و قدرتمند بهمنیان مشهور به صدر جهان است. با اینکه درباره تشیع اعتقادی محمود گاوان تردیدهایی مطرح است، درباره علاقه او به دوازده امام و نزدیکی او به‌اندیشه شیعه شواهد اطمینان بخشی وجود دارد.[۲۷]

عادل‌شاهیان

نوشتار اصلی: عادل شاهیان
گل گنبد، آرامگاه محمد عادلشاه در بیجاپور

رواج تشیع در پایان پادشاهی بهمنیان، منجر به تشکیل حکومت‌هایی شیعه شد. یکی از این حکومت‌ها پادشاهی عادل شاهیان بود که بنیانگذار آن، یوسف عادلشاه، از دست پرودگان محمود گاوان وزیر شیعی بهمنیان بود. بنابر برخی روایات، یوسف، از شاهزادگان عثمانی است که از بیم کشته شدن به دست سلطان عثمانی به ایران گریخت و سپس در سال ۸۶۴ به همراه خواجه عمادالدین تاجر به دکن رفت.[۲۸] محمود گاوان وزیر بهمنیان یوسف را به عنوان یکی از غلامان دربار بهمنیان پذیرفت و یوسف به سرعت رشد کرد و به مناصب نظامی دست یافت. بعد از مرگ محمود گاوان و سلطان محمد سوم بهمنی که به هرج و مرج در حکومت بهمنیان منجر شد، یوسف با همراه کردن گروهی از سران لشکری، با لقب عادل شاه در بیجاپور علم استقلال برافراشت و تشیع را مذهب رسمی در قلمرو خود اعلام کرد. بعد از مرگ یوسف در سال ۹۱۶ هشت تن از خاندان وی بر قلرو عادل شاهیان حکم راندند.[۲۹]

قطب شاهیان

نوشتار اصلی: قطب شاهیان
بنای چارمنار در حیدرآباد

یکی از این پادشاهی‌های شیعه‌ دکن که بعد از تجزیه قلمرو بهمنیان تشکیل شد، قطب شاهیان (۹۰۱-۱۰۹۸ق.) بودند. بنیانگذار این سلسله، سلطان قلی، یکی از شاهزادگاه قراقویونلو بود که در زمان سلطان یعقوب آق قویونلو(۸۸۳-۸۹۶ق.) از خطر خشم سلطان گریخت و در سال ۸۸۳ در حالی که ۱۲ سال داشت همراه با عمویش الله قلی به دکن مهاجرت کرد. وی در آنجا با استقبال و حمایت شاهان بهمنی روبرو شد. سلطان قلی در سال ۹۰۱ هنگامی که به سلطان محمود بهمنی(۸۸۷-۹۲۴ق.) در غلبه بر شورشیانی که در صدد قتلش بودند، یاری رساند و جان سلطان را از سوء قصد رهایی داد، نزد شاه مقامی والا یافت و از سوی وی حاکم منطقه تلنگ و گلگنده و ورنگل شد و لقب قطب الملک یافت.[۳۰]

میر محمد مومن استرآبادی

حکومت قطب شاهیان دوره بالندگی شیعیان بود، در این دوران افزون بر شاهان، درباریان نیز از شیعیان بنام بودند که از آن میان می‌توان به مصطفی خان اردستانی نخست وزیر ابراهیم شاه و میر محمد مومن استرآبادی اشاره کرد. میر محمد مومن از سادات استرآبادی بود و از نزدیکان به درباره شاه طهماسب صفوی و آموزگار فرزندان شاه بود. او در زمان سلطان محمد خدابنده از ایران خارج شد و بعد از سفر حج به دکن رفت و در آنجا از سوی محمدقلی قطب شاه به مقام پیشوایی رسید، مقامی که قدرت زیادی در حکومت قطب‌شاهیان داشت.[۳۱]

شهر حیدرآباد

استرآبادی به آبادانی قلمرو قطب شاهیان و افزایش توان اداری و گسترش فرهنگ تشیع در آنجا کمک فراوان کرد. در زمان او شهر حیدرآباد ساخته شد که معماری آن و بنایی که در وسط شهر قرار داشت، برگرفته از معماری شهر مشهد و بارگاه امام رضا(ع) دانسته شده است. این بنا که به چارمنار معروف است و امروزه در استان آندراپردیش هند قرار دارد، همچنان از نمادهای نفوذ فرهنگ ایرانی و شیعی در دکن به شمار می‌رود.[۳۲] استرآبادی به آیین‌های شیعی مانند برگزاری اعیاد شیعی رونق داد و به دعوت او بسیاری از علما و ادیبان فارسی زبان از ایران به حیدرآباد نقل مکان کردند.[۳۳]

نظام‌شاهیان

نوشتار اصلی: نظام شاهیان

نظام‌شاهیان دیگر حاکمان شیعی بودند که از سال ۸۹۵ تا ۱۰۴۶ ق. در بخشی از دکن به مرکزیت شهرهای جنیر و احمد نگر حکومت می‌کردند. بنیانگزار این سلسله، احمد نظام شاه، نیز مانند موسسان سلسله‌های پیش‌گفته از سوی بهمنیان، حاکم بر شهر جنیر بود و با اعلام استقلال و پیروزی بر سپاه بهمنی در سال ۸۹۵ق. حکومت مستقل نظام‌شاهی را تاسیس کرد. سلطان احمد خود شیعه نبود و نظام شاهیان در زمان جانشین او برهان اول شیعه شدند. در زمان برهان اول شاه طاهر جنیدی که از ایران آمده و نسب به فاطمیان می‌برد، وزیر بود و زمام امور وی را در دست داشت. در سال ۹۴۴ شاه برهان تحت تاثیر تعالیم طاهر جنیدی اعلام تشیع کرد. نظام‌شاهیان بعد از آن، با پادشاهان صفوی ارتباط نزدیکی برقرار کردند.[۳۴]

نواب شیعه اوده در شمال هند

نوشتار اصلی: اوده
پاراامامباره در لکهنو

اوده سرزمینی در شمال هندوستان است که در سده هجده میلادی زیر سلطه سلسله‌ای از نواب شیعی قرار داشت. در زمان حکومت نوابان اوده که از سادات موسوی و ایرانی تبار بودند، تشیع در این منطقه به آزادی گسترش یافت. نوابان اوده در این دوران به تقویت شیعیان، ساخت بناهای شیعی و برپایی مراسم شیعیان و برگزاری آیین‌های شیعی بخصوص عزاداری ایام محرم پرداختند. در دوران حکومت آنان علمای شیعی نفوذ زیادی یافتند. در این دوران بناهایی مانند شاه نجف که شبیه حرم امام علی(ع) بود، قصرالعزا مخصوص عزاداری امام حسین(ع)، امامباره آصفی و امامباره چهوتا بنا شد.[۳۵]

لکهنو شهر علمی تشیع

نوشتار اصلی: لکهنو
آصفی مسجد

شهر لکهنو که مرکز حکومت نواب اوده بود و امروزه در مرکز ایالت اوتارپرادش قرار دارد، در زمان حکمرانی نوابان اوده، رونق بسیاری گرفت و به یکی از مراکز فرهنگ شیعی تبدیل شد. این شهر، تا زمان تاسیس کشور پاکستان، از مراکز مهم آموزش شیعی بوده و به دلیل وجود مدارس و حوزه‌های علمیه و کتابخانه‌های شیعی با شهر قم یا نجف مقایسه می‌شد.[۳۶]

نوشتار اصلی: میرزا محمد اطهر

میرزا محمد اطهر معروف به خطیب اکبر هندوستان از خطبا و ذاکرین اهل‌بیت و عضو مجمع جهانی اهل بیت در هندوستان بود که روز جمعه ۷ اسفند ۱۳۹۴ در لکهنو درگذشت.[۳۷]

تشییع خطیب اکبر هندوستان در لکهنو

کشمیر

نوشتار اصلی: کشمیر

ایالت کشمیر که پیش از استقلال پاکستان، امیر نشینی تحت نظارت بریتانیا بود یکی از مناطق مهم تشیع در شمال شبه قاره هند است. امروزه بخشی از منطقه شیعه نشین این ایالت، با نام گلگت-بلتستان در کشمیر تحت نظارت پاکستان قرار گرفته است. ایالت جامو و کشمیر که امروزه بخشی از کشور هند به شمار می‌رود نیز شامل شهرهای مهم شیعه نشین است که از آن میان می‌توان به کارگیل و سرینگر اشاره کرد. تاریخ تشیع در این منطقه به سده‌های گذشته و زمان سفر گروه‌هایی از صوفیان و سادات به کشمیر باز می‌گردد. کشمیر همچنین شامل یک حکومت شیعی بود که به حکومت چک ها(۹۶۲- ۹۹۴ق)موسوم است.

فرقه‌های شیعه در هند

شیعیان اثنی عشری

اولین عامل انتقال این اندیشه به سرزمین هند، صحابه پیامبر(ص) و مسلمانان قرون اولیه اسلام می‌باشند. از دیگر عوامل تأثیرگذار در این مسئله، تشعشعات فکری حکومت‌های شیعی ایران چون صفاریان، آل زیاد، آل بویه و... را می‌توان جستجو کرد. در دوران حکومت مغولان در ایران، برخی از شیعیان، مهاجرت را به ماندن در شرایط حاکم در کشور در چارچوب ضدیت با مذهب ترجیح می‌دادند و به لحاظ جغرافیایی، یکی از مناسب‌ترین کشورها برای مهاجرت را هندوستان دانستند که در آن زمان مأمن بسیاری از شیعیان پس از حمله مغول شناخته می‌شد. مهاجرت سادات ایران در دورة حکومت مغولان، از دیگر عوامل گسترش تشیع در هند محسوب می‌شود. آنان بعد از مهاجرت به هند، در قرن دوازدهم و سیزدهم از سوی حکومت وقت، مورد استقبال قرار گرفتند و مناطق «پانی پات»، «نوهتا»، «بیجنور» و بلند شهر «جوار» به مرکز سکونت و فعالیت سادات تبدیل شد.[۳۸]

شیعیان اسماعیلیه

جنبش اسماعیلیه در قرن سوم و چهارم رواج پیدا کرد و شاخص اعتقادی آن این بود که اسماعیل فرزند امام صادق(ع)، امام هفتم اسماعیلیه است.[۳۹]

شیعیان بُهره‌

"اسماعیلی‌های مستعلیه داوودی" بزرگترین فرقه شیعیان در هندوستان هستند که به "بُهره‌ها" شهرت یافته‌اند. هر چند که بُهره‌ها خود ترجیح می‌دهند از آنان با نام جامعه "شیعیان اسماعیلی طیبی" یاد شود ولی خود همواره نام "طایفه" را در گفتوگوهای محاورهای به کار میبرند. پیروان این فرقه تا امام صادق(علیه‌السلام) را قبول داشته و پس از آن به اسماعیل فرزند ارشد امام صادق(علیه‌السلام) اقتدا کردند.[۴۰]

خوجه‌ها

خوجه‌های اثناعشری اصالتاً مردمانی از ایالت گجرات و منطقه کچ هندوستان به شمار می‌روند، نزدیک به ۲۵،۰۰۰ خوجه اثناعشری در هند ساکن‌اند. این افراد در منطقۀ گچ، ایالت گجرات، بمبئی و دیگر شهرها مانند بهوج، بارودا، سورات، ماندوی، احمد آباد، موربی و بهاوناگار زندگی می‌کنند و زیر نظر فدراسیون گچ و شورای گجرات قرار دارند. مرکز اصلی شیعیان خوجه اثناعشری هند، بمبئی است که بیشترین این شیعیان را در خود جای داده است.[۴۱]

بخش زیادی از خوجه‌ها گرایش به شیعه اثنی عشری پیدا کرده‌اند و به همین دلیل، با مراجع تقلید شیعه همچون آیت‌الله سیستانی و برخی مراجع ایران در ارتباط فکری و مذهبی هستند. بسیاری از آنان در سازمان «الایمان فاوندشن» در شهر بمبئی فعالیت مذهبی دارند و در هند، به «تازه مسلمان» شهرت یافته‌اند. این موضوع نیز قابل ذکر است که تجارت بمبئی و گجرات، در انحصار این فرقه قرار دارد. آنان در حال حاضر سه انجمن بین‌المللی دارند که فعالیت سیاسی و مذهبی خود را انجام می‌دهند: انجمن جهانی، انجمن آفریقا، انجمن گجرات[۴۲]

فرقه میمن

این فرقه که گروه فکری خود را فرقه پنجم می‌خوانند، به لحاظ فکری و گرایش‌های اعتقادی، خود را فرقة حق در میان فرقه‌های مسلمان دانسته و به خلفای راشدین اعتقاد دارند. آنان امام علی(ع) را به عنوان خلیفة چهارم قبول دارند و دیدگاه کلامی خاصی نسبت به این مسئله دارند. اصولاً موضوع امامت در منظر فکری ایشان، بیش از آنکه یک نظریه کلامی باشد، نظریة سیاسی تلقی می‌شود. از لحاظ جغرافیایی، این فرقه بیشتر در مناطق گجرات، بمبئی، امارات متحدة‌ عربی و مسقط سکونت دارند.[۴۳]

فرقه جعفری

گروهی از شیعیان به فرقه شش امامی معروف‌اند و ائمه اثنی عشری را تا امام صادق(ع) قبول دارند و سایر امامان را تنها به عنوان اولاد ائمه می‌شناسند و نه امام واجب الاطاعه. این فرقه به دلیل اعتقاد به انسداد باب علم، موضع تقلید را مردود می‌دانند و تنها از «پیر» که فردی سید بوده و او را جانشین امام ششم در میان خود می‌دانند، تقلید را جایز می‌دانند.[۴۴]

شیعه پنج تن

گروهی از شیعیان هند به آل کسا معروف‌اند و هیچ عقیده‌ای از عقاید شیعیان دوازده امامی را قبول ندارند و بعد از تأسیس فرقه وهابیت گرایش‌های زیادی به وهابیت پیدا نموده است.[۴۵]

شیعیان امروز هند

درباره آمار شیعیان در کشور هندوستان اطلاعات دقیقی در دست نیست. منابع مختلف جمعیت شیعیان هندوستان را بین ۳۰ تا ۵۰ میلیون نفر تخمین زده‌اند[۴۶] و برخی، شیعیان هند را بزرگترین جمعیت شیعیان جهان بعد از ایران دانسته‌اند.

با اینکه در مناطقی مانند دکن یا فیض آباد که سابقا حکومت شیعی داشته‌اند، گروه‌های شیعی حضور دارند، اما در دوران معاصر پراکندگی شیعیان در هندوستان تغییر یافته است.[۴۷] مراکز اصلی سکونت شیعیان شهرهای پنجاب، دهلی، حیدرآباد، امروها، فیض آباد،‌ جونیپور، لکهنو،‌ رامپور و کشمیر است.

پراکندگی شیعیان در هند

شیعیان هند در ایالت‌های مختلف (سراسر هند) پراکنده شده‌اند. شیعیان هند عموماً در مناطق شمالی، مرکزی، و جنوبی این کشور سکنی گزیده‌اند. مناطق زیر را می‌توان از پرجمعیت‌ترین مناطق شیعه‌نشین تلقی کرد:

  • ایالت اوتراپرادش با مرکزیت شهر لکهنو، از مهم‌ترین نقاط شیعه‌نشین در هند است. شهر لکهنو، مرکز ایالت اوتراپرادش با داشتن بیش از صدها هزار (و به گفته برخی مابع سه میلیون) شیعه، به مرکز تشیع در هند شهرت یافته است. البته شهر چونپور نیز از جمله شهرهای این ایالت، جمعیت شیعه زیادی را دارد؛
  • کشمیر، دومین مرکز عمده فعالیت شیعیان بعد از لکهنو است. بیهار، با مرکزیت پانتا؛آندراپرادش، با مرکزیت حیدرآباد؛ایالت گجرات، نیز هزاران شیعه را در خود جای داده است؛ ایالت ماهارشترا، از جمله ایالت‌های جنوبی هند است که انبوهی از جمعیت شیعه را در خود جای داده است. تقریباً این منطقه از ایالت‌های نسبتاً وسیع هند شمرده می‌شود.[۴۸]

چند شهر پرجمعیت شیعه‌

  • لکهنو: در گذشته محل استقرار حکومت مسلمانان بوده و عظیم‌ترین بناهای تاریخی شیعیان هند را در خود جای داده است. همچنین بزرگ‌ترین حسینیه شیعیان جهان در این شهر، نمونه بارز آن است.
  • علی‌پور: ۹۹% جمعیت آن را شیعیان تشکیل می‌دهند.
  • بمبئی: ده‌ها هزار شیعه در آن ساکنند.
  • دهلی: شیعیان در آنجا حضور چشمگیری دارند.[۴۹]
  • چونپور: هزاران شیعه در آن سکونت دارند و از ویژگی‌های مردم این شهر، علاقمندی و شیفتگی آنان نسبت به انقلاب اسلامی ایران است.
  • مبارک‌پور: محل سکونت بسیاری از شیعیان است.
  • بنگلور: صدها خانوار مسلمان اثنی عشری در آن ساکنند. در ایالت تامیل نادو، بیش از ۲۰۰ هزار شیعه زندگی می‌کنند.
  • علیگر: محل استقرار بسیاری از شیعیان است. ساکنین این شهر عموما اهل علم و دانش هستند؛ به‌گونه‌ای که اغلب آنان به مشاغل علمی همچون تعلیم و تدریس اشتغال دارند.
  • نوگانوه سادات: درصد زیادی از ساکنان آن شیعیان هستند و غالب ایشان از سادات هستند؛[۵۰]

مراکز و مؤسسات وابسته به شیعیان‌

برخی از مراکز و موسسات وابسته به شیعیان‌ هندعبارتند از:

  • مرکز میکرو فیلم نور
  • تنظیم‌المکاتب (با ۹۳۷ مکتب آموزش دینی‌)
  • کمیته یادبود امام خمینی‌
  • کمیته امدادالعباسی‌
  • اداره ابوالفضل عباس‌
  • بنیاد امام حسین‌
  • مدرسه مشارع‌الشرایع‌
  • حوزه علمیه امام رضا
  • حوزه علمیه امام حسین‌
  • حوزه علمیه امام خمینی‌
  • جامعه باب العلم‌
  • معارف علوم اسلامی (دارالجواد)
  • مدرسه جوادیه‌
  • مدرسه ایمانیه‌
  • مدرسة الواعظین‌
  • جامعة الزهرا
  • توحید المسلمین‌[۵۱]

مدارس و حوزه‌های علمیه

مهمترین مدارس علمیه هند عبارتند از:

سلطان المدارس

موسس مدرسه سلطان المدارس، سید حسین نقوی است. وی از روابط خوبی که با سلطان شیعی سلطنت اوده داشت، برای تأسیس یک مرکز علمی و فرهنگی استفاده کرد، لذا در سال ۱۲۵۹ق این مدرسه را در لکهنو تأسیس کرد و خود سرپرستی آن را به عهده گرفت.[۵۲] عالی‌ترین مدرک این مدرسه «صدر الافاضل» بود و به کسانی اختصاص می‌یافت که مدارج بالای ادبی، فقهی، اصولی و فلسفی را طی می‌کردند.[۵۳] به‌نظر می‌رسد این مدرسه اولین مدرسه علمی شیعی هند باشد. قبل از آن دروس علمی در منازل علما یا حسینیه‌ها برگزار می‌شده است.

مدرسه ایمانیه بنارس

بنارس از شهرهای مهم هند و از شهرهای عبادی هندوان است. مسلمانان نیز از زمان دور در این شهر سکونت داشتند ولی با گذشت زمان، رنگ و بوی فرهنگ هندویی را گرفته بودند. امداد علی نواب شیعه آن شهر خورشید علی خان را به تأسیس یک مرکز علمی ترغیب کرد. او در سال ۱۲۸۲ق فوت کرد ولی همسرش کار را ادامه داد و در سال ۱۸۶۶م مدرسه ایمانیه را با موقوفات زیاد تأسیس کرد. از ابتدای تأسیس، آقای امداد علی سرپرستی آن را بر عهده داشت و پس از ایشان علی جواد، این مدرسه را به اوج شهرت رساند. آخرین مدرک این مدرسه "شمس الافاضل" است.[۵۴]

مدرسه مشارع العلوم (جامعه ناظمیه)

این مدرسه در سال ۱۸۹۰م توسط سید ناظم و نجم العلماء و برخی از بزرگان شیعه تأسیس شد و از نظر اداری دولت اوتاوپردایش آن را تحت پوشش خود قرار داد. این جامعه دارای نظام آموزشی، تربیتی، فرهنگی و آموزشی جداگانه‌ای است و سالانه روحانیون را برای تبلیغ دین اعزام می‌کند.[۵۵]

جامع العلوم جوادیه

جامع العلوم جوادیه را سید محمد سجاد حسینی در سال ۱۹۲۸م در محله پرهلادگهات در شرق بنارس تأسیس کرد. هنگامی که سرپرستی این مدرسه را آیت الله سید ظفر الحسن به‌عهده گرفت، مدرسه را به اوج رساند. ایشان در ایام تعطیل به مناطق مختلف می‌رفت و مردم را برای کمک به مدرسه ترغیب می‌نمود. آخرین مدرک این مدرسه «فخر الافاضل» است.[۵۶]

شیعه کالج

سید سبط حسن جائسی، مهاراجه نواب فتح علی خان و مهاراجه نواب حامد علی خان رامپور در سال ۱۹۰۷م گردهمایی سراسری شیعیان هند را برای پیشرفت آموزش اجتماعی شیعیان برگزار کردند. به دنبال این گردهمایی در سال ۱۹۱۸ شیعه کالج به عنوان دانشگاهی شیعی و مرکزی دولتی در لکهنو تأسیس شد. رئیس این دانشگاه باید از شخصیت‌های علمی شیعه باشد و دانشجویان آن فقط از بین شیعیان انتخاب می‌شوند.[۵۷]

کالج مدینه العلوم

این کالج از مراکز مهم آموزش علوم دینی در هند است. این مرکز ویژه شیعیان دوازده امامی است و از سراسر هند، افرادی برای تحصیل به این مرکز می‌آیند. مدینه العلوم دو شعبه دارد: شعبه علوم دینی و شعبه علوم دیگر. اساتید شعبه اول، از تحصیل کردگان قم و شعبه دوم از تحصیل کردگان دانشگاه‌ها هستند و ریاست آن با دکتر کلب صادق و همکاری پرفسور علی محمد نقوی است.[۵۸] این مؤسسه در سال ۱۳۷۲ش به وسیله رهبران شیعیان هند تأسیس شده است. دکتر رستم محسنی مدیریت این مرکز را به عهده دارد.[۵۹]

مدارس علوم دینی خواهران

شیعیان هند چندین مدرسه علمیه دارند که متعلق به خواهران طلبه بوده و در راستای گسترش معارف اهل بیت (علیهم السلام) فعال هستند. برخی از این مدارس:

  • مدرسه جامعه الزهرا: واقع در شهر لکهنو، با داشتن ۸ مدرس، در سطوح مقدمات، کاردانی و کارشناسی، خاستگاه تربیت بیش از ۱۱۸ نفر از خواهران مسلمان علاقه‌مند به دروس حوزوی است.
  • مدرسه الزهراء: واقع در شهر علی پور، با داشتن ۴ مدرس، در سطوح مقدمات و کاردانی، خاستگاه تربیت بیش از ۳۳ نفر از جوانان علاقه‌مند به دروس حوزوی است.
  • مدرسه جامعة الزهراء: واقع در شهر شریف آلبو، با داشتن ۶ مدرس، در سطوح مقدمات و کاردانی، خاستگاه تربیت بیش از ۴۵ نفر از جوانان علاقه‌مند به دروس حوزوی است.
  • مدرسه مکتب الزهرا: واقع در شهر حسن‌آباد، با داشتن ۵ نفر مدرس، در سطوح مقدمات و کاردانی، خاستگاه تربیت بیش از ۲۱ نفر از جوانان علاقه‌مند به دروس حوزوی می‌باشد.[۶۰]

کتابخانه‌های وابسته به شیعیان هند

در کشور هند کتابخانه‌های زیادی وابسته به شیعیان بوده و یا به نوعی شیعیان در ساختن و تکمیل آن‌ها نقشی اساسی داشته‌اند. برخی از این کتابخانه‌ها:

کتابخانه ناصریه

نوشتار اصلی: کتابخانه ناصریه

بانی این کتابخانه سید محمد قلی پدر علامه میر حامد حسین است. او علاوه بر تألیفات متعدد در زمینه ‌فرهنگ و معارف اسلامی، اقدام به تأسیس این کتابخانه کرده است. او در زمان حیاتش این کتابخانه را وقف اولاد خود کرد. اما پس از درگذشت او، فرزندش میر حامد حسین همزمان با تألیف، تصنیف، تصحیح و ترتیب کتاب‌های پدر، به توسعه این کتابخانه نیز پرداخت.

پس از درگذشت میر حامد حسین تولیت کتابخانه به فرزندش سید ناصر حسین تفویض گردید. در زمان تصدی ایشان کتابخانه رونقی بیشتر یافت و در محل کتابخانه نیز تغییرات اساسی به وجود آمد و کتاب‌ها به محلی که تاکنون به عنوان کتابخانه ناصریه مشهور است منتقل شد. این کتابخانه دارای بیش از سی هزار کتاب است که حدود ۵۰۰۰ نسخه آن را کتاب‌های خطی تشکیل می‌دهد و اکثر نسخ خطی این کتابخانه از نوادر است.[۶۱]

کتابخانه راجه محمود آباد

راجه امیر حسین خان کتابخانه‌ای تأسیس کرده که دلالت بر ذوق علمی وی دارد. پس از فوت امیر حسن امیر الدوله پسرش راجه علی محمد خان به جای پدر نشست. وی علاوه‌ بر تعالیم علوم دینی با علوم جدید آشنا گردید. پس از سلطه انگلیس‌ها که علم و دانش در مرکز علوم سلامی هند شهر لکهنو، به خاموشی گرایید و تمام ثروت علمی و اسلامی به یغما می‌رفت، کتاب‌های زیادی توسط راجه محمد علی خان خریداری و به این کتابخانه منتقل گردید. تعداد کتاب‌های موجود در این کتابخانه حدود هشتاد هزار نسخه است که از این تعداد حدود دو هزار و پانصد نسخه خطی است. نسخه‌های خطی در محل اقامت خاندان ایشان در قیصر باغ لکهنو نگهداری می‌شود و نسخ چاپی تاکنون در کتابخانه ایشان در قلعه محمود آباد محفوظ است.[۶۲]

کتابخانه رضا

کتابخانه رضا در رامپور از بزرگ‌ترین و غنی‌ترین کتابخانه‌های هند است، که مملو از کتاب‌های علوم شرقی است. به‌ویژه نسخه‌های خطی عربی، فارسی، اردو، ترکی، پشتو، سانسکریت و هندی بسیاری در آن وجود دارد؛ و در کنار این‌ها تعداد کتاب‌های چاپی به زبان‌های اروپایی و شرقی و هندی هم کم نیست. کتابخانه رضا سابقة دویست ساله دارد و بنیانگذار آن نواب فیض‌ الله خان بهادر (۱۲۰۸ق / ۱۷۴۹م)است. در زمان نواب محمد سعید خان بهادر، کتابخانه توسعه پیدا کرد و نواب مزبور در پیشبرد آن سعی فراوانی از خود نشان داد. در همین زمان محل جداگانه‌ای برای کتابخانه در نظر گرفته شد و برای کتاب‌های آن مهری ساخته شد و روی کتاب‌ها ثبت گردید. صورت مهر چنین است:

هست این مهر بر کتب خانه، والی رامپور فرزانه، ۱۲۶۸ق / ۵۲ ۱۸۵۱م).[۶۳]

آیین‌ها و مراسم شیعی

خاکسپاری نمادین شهدای کربلا در لکهنو

آیین‌های شیعی مانند جشن اعیاد شیعی و یا مراسم عزاداری به مناسبت شهادت امامان شیعه، در میان شیعیان هند، با شور و شکوه زیادی برگزار می‌شود. برگزاری عزاداری‌های بزرگ شیعیان هندوستان از دوران تاسیس حکومت‌های شیعی در سده دهم هجری رواج یافت. در این زمان بناهای بزرگی برای تجمع عزاداران تاسیس شد که عاشورخانه و امامباره خوانده می‌شدند.

مراسم روز عاشورا و شام غریبان در سوگ امام حسین(ع) در شهرها و روستاهای مختلف هند، به ویژه در چند شهر اصلی دهلی، بمبئی، حیدرآباد، لکهنو، احمدآباد، بنگلور، میسور، اورنگ آباد، علیگر و پونا، با ویژ گی‌های خاص خود هرساله در ایام محرم برپا می‌شود. اهل تسنن همراه با شیعیان و یا به صورت مجزا در مراسم عزاداری شرکت می‌کنند.[۶۴] دولت هند نیز در عزدارای شیعیان همکاری داشته است.[۶۵]

برخی از آیین‌های مربوط به محرم در نقاط مختلف هند، عبارتند از:

  • نوحه‌خوانی و سینه‌زنی
  • بند محنت: استفاده از «بند محنت» که ریسمان‌های سبز و قرمزی است که بر مچ دستها و گردن در پنجم تا دهم محرم آویزان می‌کنند و نشانه‌ای از عزاداری و یاد بلایای خاندان حسین(ع)است. عدم تظاهر به شادی و خوشی در ایام محرم نیز رایج است.[۶۶]
  • تعزیه: تعزیه در هند به معنای بازنمایی بارگاه امام حسین(ع) در مقیاسی کوچک و قابل حمل است. شیعیان هند در ایام محرم بخشی از خانه خود را اختصاص به عزاخانه می‌دادند که نمادهای عزاداری مانند تعزیه٬ علم٬ شبیه ضریح و تابوت را در آن قرار می‌دهند.[۶۷]
  • جلوس: به راهپیمایی‌ها و دسته‌های عزاداری «جلوس عزا» گفته می‌شود. در لکهنو مراسم عزاداری در اول محرم با جلوس بزرگی از امامباره آصفیه به امامباره چوته یا امامابراه حسین‌آباد آغاز می‌شود. در این جلوس تعداد زیادی فیل و شتر و اسب و طبل و دهل و چراغ و غیره حرکت می‌کنند. تعزیه بزرگ امامباره آصف الدوله به نام «موم تعزیه» نیز همراه با این جلوس حمل می‌شود.[۶۸]
  • جلوس حنا: جلوس مهندی یا جلوس حنا که در روز هفتم محرم به نام حضرت قاسم و به یادبود دامادی وی برگزار می‌شود.
  • راه رفتن روی ذغال: آگ پر ماتم به معنای ماتم بر روی آتش که در آن عزاداران در حال سینه زنی از روی زغال راه می‌روند.[۶۹]
  • زیارت نمادهای کربلا:‌ گروهی از بناهایی که برای عزاداری امام حسین(ع) در هندوستان ساخته شده‌اند، بناهایی به نام کربلا هستند. این بناها شبیه بارگاه امام حسین(ع) ساخته شده‌اند. در لکهنو در روز عاشورا مردم به سوی کربلای تالکه تورا که بنایی است به شکل حرم امام حسین، می‌روند. شیعیان در روز عاشورا از صبح تا عصر چیزی نمی‌خوردند.[۷۰]
  • خاکسپاری نمادین شهدای کربلا در محل مخصوصی که برای این کار در نظر گرفته می‌شود و حمل تابوت شهدا از دیگر آیین‌های روز عاشورا است.
  • قمه زنی و زنجیر زنی با زنجیرهایی که بر سر آنها تیغه‌های چاقو مانند نسب شده است٬ از دیگر آیین‌های روز عاشورا است.[۷۱]

رویدادهای دیگر که در ۱۰ روز نخست محرم رخ می‌دهند، عبارتند از:

  • رژه همراه ماکتی از آرامگاه امام حسین
  • گردهمایی که در آن مردان جوان برای سوگواری، خود را با زنجیر و چوب می‌زنند (مراسم سینه زنی، زنجیر زنی و قمه زنی شیعیان)
  • پخش کردن خوراکی بین فقیران
  • وعده‌های خوراکی در مساجد و مراکز اجتماعی (نذری)


پانویس

  1. National Portal of India
  2. بهروزان، هند، ص۲۳۵-۲۳۷
  3. مشیر الحسن، جنبش اسلامی و گرایش‌های قومی در مستعمره هند، ص۱۸
  4. National Portal of India
  5. عرفان اصغر، سفربه سرزمین هزار آیین، ص۲۷
  6. جمشیدی بروجردی، ملی گرایی هندو، ص۶
  7. پایگاه خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در بمبئی هند، به نقل از روزنامه ایندین اکسپرس مورخ ۱۱ اکتبر ۲۰۱۳
  8. محمود رضا برازش، آشنایی با کشورهای جهان، هند، ص۲۶، ۲۷
  9. موسوی، نخستین مراحل ورود اسلام به هند، ص۱۱۷
  10. یاری، تاریخ اسلام در هند، ص۱۹۱-۱۹۳
  11. یاری، تاریخ اسلام در هند، ص۹۴
  12. تاریخ اسلام در هند، ص۲۲۹-۲۳۵
  13. لین پل، تاریخ دولت‌های اسلام و خاندان‌های حکومتگر، ص۴۹۵-۵۰۲
  14. لین پل، تاریخ دولت‌های اسلامی و خاندان‌های حکومتگر، ۵۰۵-۵۳۶
  15. کتانی، اقلیت‌های مسلمان در جهان امروز، ص ۱۹۱ -۱۹۳
  16. عزیز احمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ص۲۸
  17. تحلیل و ارزیابی گزارش کمیته ساچر از وضعیت اجتماعی، اقتصادی و آموزش جامعۀ مسلمانان هند، سال ۲۰۰۶ میلادی
  18. تحلیل و ارزیابی گزارش کمیته ساچر از وضعیت اجتماعی، اقتصادی و آموزش جامعۀ مسلمانان هند، سال ۲۰۰۶ میلادی
  19. یاری، تاریخ اسلام در هند، ص۸۰.
  20. عزیز احمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ص۳۲
  21. دانشنامه جهان اسلام، ج۱۸، ص۱
  22. رئیس السادات، مروری بر تاریخ تشیع در هند، ۵۸۲-۵۸۳
  23. فراهانی منفرد، ایرانیان در دکن، ص۱۳۴، ۱۳۸؛ معصمومی، فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن در دوره بهمنیان، ص۱۶۴
  24. هالیستر، تشیع در هند، ص۱۱۹؛ معصومی، فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی در دکن در دوره بهمنیان، ص۱۶۳-۱۶۴؛ عالمی، ملوک بهمنی و جایگاه تشیع در دکن، ص۱۰۹
  25. هالیستر، تشیع در هند، ص۱۱۹-۱۲۰؛ معصومی، فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی در دکن در دوره بهمنیان، ص۱۶۴
  26. هالیستر، تشیع در هند، ص۱۱۷؛ معصومی، فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی در دکن در دوره بهمنیان، ص۱۶۸
  27. اطهر رضوی، شیعه در هند، ص۴۰۷
  28. هالیستر، تشیع در هند، ص۱۲۶؛ اطهر رضوی، شیعه در هند، ج۱، ص۴۱۵
  29. صادقی علوی، تاسیس حکومت عادلشاهیان، ص۹۲-۹۴
  30. صادقی علوی، تاسیس حکومت شیعی قطب شاهیان در هند، ص۵۹-۶۱؛ خضری، تشیع در تاریخ، ص ۴۰۸
  31. اطهر رضوی، شیعه در هند، ج۱، ص۴۷۹-۴۸۰
  32. اطهر رضوی، ج۲، ص ۴۲۸
  33. صادقی علوی، قطب شاهیان، احیاگران تشیع در دکن، ۱۸۸-۱۸۹
  34. خضری، تشیع در تاریخ، ص۴۱۹-۴۲۲
  35. عباس رضوی، ص ۷-۹
  36. عارفی، شیعیان پاکستان، ص ۲۴۱-۲۴۶.
  37. تشییع و تدفین میرزا محمد اطهر
  38. اشرافی، کشور شناسی هندوستان، ص۶۷
  39. اشرافی، کشور شناسی هندوستان، ص۶۷
  40. جان نورمن هالیستر، تشیع در هند، ترجمه آذر میدخت مشایخ فریدنی، تهران،‌ مرکز نشر دانشگاهی،۱۳۷۳
  41. عرب احمدی، شیعیان خوجه اثناعشری در گستره جهان، ص۲۷۱
  42. عباس اطهر رضوی، شیعه در هند، ترجمه مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۷۶
  43. اشرافی، کشور شناسی هندوستان، ص۶۷
  44. مشیر الحسن، جنبش اسلامی و گرایش‌های قومی در مستعمره هند، ترجمه حسن لاهوتی، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی استان قدس رضوی، ۱۳۶۷
  45. اشرافی، کشور شناسی هندوستان، ص۶۷
  46. تقی زاده داوری، ص ۶۳؛ پرتال اهل بیت(ع)
  47. هالیستر، تشیع در هند، ص۲۰۹
  48. مهدی‌نژاد و کلانفری، جزوه هند، ۱۳۸۶
  49. بنگالی، تبلیغ در استان بیهار، ص۸۶
  50. جعفریان، اطلس شیعه، ص۵۷۱
  51. اشرافی، کشور شناسی هندوستان
  52. تراز سیاست، علی ابوالحسنی، صص ۱۱۲۱۱۱، دبیرخانه کنگره بزرگداشت دویستمین سالگرد میلاد شیخ انصاری، قم، ۱۳۷۳
  53. مراکز المسلمین التعلیمیه و الثقافیة و الدینیه فی الهند، عبدالحلیم ندوی، ص ۶۷، مدارس، مطبعه نوری المحدودة، ۱۹۶۷
  54. مراکز المسلمین التعلیمیه و الثقافیه و الدینیه فی الهند، ص ۶۵
  55. اشرافی و محمدی، وضعیت علمی فرهنگی شیعیان هندوستان، ص ۱۰۷-۱۲۰
  56. اشرافی و محمدی، وضعیت علمی فرهنگی شیعیان هندوستان، ص ۱۰۷-۱۲۰
  57. مراکز المسلمین التعلیمیه و الثقافیه و الدینیه فی الهند، ص ۶۷
  58. سیدعلی میرشریفی،هندوستانی که من دیدم،ص۱۸۴
  59. نگاهی به مدارس و حوزه‌های علمیه شیعه در هند، ص۲۲۵.
  60. اشرافی و محمدی، وضعیت علمی فرهنگی شیعیان هندوستان، ص ۱۰۷-۱۲۰
  61. اشرافی و محمدی، وضعیت علمی فرهنگی شیعیان هندوستان، ص۹۰-۱۰۱
  62. اشرافی و محمدی، وضعیت علمی فرهنگی شیعیان هندوستان، ص۹۰-۱۰۱
  63. اشرافی و محمدی، وضعیت علمی فرهنگی شیعیان هندوستان، ص۹۰-۱۰۱
  64. اشرافی، کشور شناسی هندوستان
  65. اشرافی، کشور شناسی هندوستان
  66. ذکر گو،‌ گذری بر عاشورای لکنهو، ص۱۰۹-۱۱۰
  67. رحمانی، مناسک و آیین‌های شیعی در هند، ص ۲۳
  68. رحمانی، مناسک و آیین‌های شیعی در هند، ص ۲۵
  69. رحمانی، مناسک و آیین‌های شیعی در هند، ص ۲۵
  70. رحمانی، مناسک و آیین‌های شیعی در هند، ص۲۲-۲۳
  71. ذکرگو، گذری بر عاشورای لکنهو، ص۱۱۰-۱۱۱؛ رحمانی، مناسک و آیین‌های شیعی در هند، ص۲۵

منابع

  • صادقی علوی، محمود، تاسیس حکومت شیعی قطب شاهیان در هند، مجله تاریخ پژوهان، شماره ۵، سال ۱۳۸۵
  • اطهر رضوی، شیعه در هند، ترجمه واحد ترجمه مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۷۶
  • بهروزان، گیله گل، هند، تهران، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، ۱۳۷۹
  • تقی‌زاده داوری، محمود، گزارشی از آمار جمعیتی شیعیان کشورهای جهان، قم، شیعه‌شناسی، ۱۳۹۰ش.
  • خضری، احمدرضا، تشیع در تاریخ، قم، معارف، ۱۳۹۲
  • ذکر گو، امیر حسین، گذری بر عاشورای لکنهو، نامه فرهنگ، شماره ۲، زمستان ۱۳۶۹
  • رحمانی،‌ جبار، مناسک و آیین‌های شیعی در هند، خیمه، ۱۳۹۱
  • رئیس السادات، حسین، مروری بر تاریخ تشیع در هند، جستارهای ادبی، شماره ۶۳-۶۴، پاییز و زمستان ۱۳۶۲
  • صادقی علوی، محمود، قطب شاهیان،‌احیاگران تشیع در دکن، شیعه شناسی، شماره۱۵، پاییز ۱۳۸۵
  • عارفی، محمداکرم، شیعیان پاکستان، قم، شیعه‌شناسی، ۱۳۸۵ش.
  • عالمی، خدیجه، ملوک بهمنی و جایگاه تشیع در دکن، مجله شیعه شناسی، شماره ۳۹، پاییز ۱۳۹۱
  • لین پل، استانلی و همکاران، تاریخ دولتهال اسلامی و خاندانهای حکومتگر، ترجمه صادق سجادی، تهران، نشر تاریخ ایران، ۱۳۷۰
  • موسوی، جمال،نخستین مراحل ورود اسلام به هند، مجله مقالات و بررسی‌ها،شماره۶۴، زمستان ۱۳۷۷
  • هالیستر، جان نورمن، ترجمه آزرمیدخت مشایخ فریدنی،تهران، نشر دانشگاهی، ۱۳۷۳
  • مشیر الحسن، جنبش اسلامی و گرایش‌های قومی در مستعمره هند، ترجمه حسن لاهوتی، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی استان قدس رضوی، ۱۳۶۷
  • عرفان اصغر، سفربه سرزمین هزار آیین، گزارش سفر آیت الله مصباح یزدی به هندوستان، قم، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)،‌۱۳۸۷
  • محمد تقی جمشیدی بروجردی، ملی گرایی هندو، تهران، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، چاپ اول، ۱۳۷۹
  • پایگاه خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در بمبعی هند، به نقل از روزنامه ایندین اکسپرس مورخ ۱۱ اکتبر ۲۰۱۳
  • محمود رضا برازش، آشنایی با کشور‌های جهان، هند، مشهد، انتشارات آفتاب هشتم،‌چاپ دوم، ۱۳۸۸
  • علی کتانی، اقلیت‌های مسلمان در جهان امروز، ترجمه محمد حسین آریا، تهران، امیر کبیر، چاپ دوم، ۱۳۸۳
  • عزیز احمد، تاریخ تفکر اسلامی درهند، ترجمه نقی لطفی و محمد جعفر یاحقی، تهران، انتشارات کیهان، ۱۳۶۷
  • تحلیل و ارزیابی گزارش کمیته ساچر از وضعیت اجتماعی، اقتصادی و آموزش جامعۀ مسلمانان هند، سال ۲۰۰۶ میلادی
  • اشرافی، مرتضی، کشور شناسی هندوستان، پژوهشگاه بین المللی المصطفی(ص)، ۱۳۹۳
  • اشرافی، مرتضی و محسن محمدی وضعیت علمی فرهنگی شیعیان هندوستان، پژوهشگاه بین المللی المصطفی(ص)، ۱۳۹۳
  • جان نورمن هالیستر، تشیع در هند، ترجمه آذر میدخت مشایخ فریدنی، تهران،‌ مرکز نشر دانشگاهی،۱۳۷۳
  • عباس اطهر رضوی، شیعه در هند، ترجمه مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۷۶
  • محمد زین العابدین بنگالی، کارشناس ارشد تاریخ اهل بیت(ع)، «تبلیغ در استان بیهار»، آفاق مهر، شماره ۴۹، سال ۱۳۹۱
  • رسول جعفریان، اطلس شیعه، تهران، انتشارات سازمان جغرافیایی، چاپ دوم ۱۳۸۸
  • رضا مهدی‌نژاد و محمدرضا کلانفری بایی، جزوه هند، دفتر مطالعات و کارشناسی کشورها، معاونت پژوهش، جامعة المصطفی(ص)، ۱۳۸۶
  • عرب احمدی، امیربهرام، شیعیان خوجه اثناعشری در گستره جهان، موسسه شیعه شناسی، قم، ۱۳۸۹ش.
  • سیاوش یاری، تاریخ اسلام در هند، قم، نشر ادیان، ۱۳۸۸.
  • نگاهی به مدارس و حوزه‌های علمیه شیعه در هند، مجله حوزه، شماره ۱۵۸.

پیوند به بیرون