باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

هدایت عامه

هدایت عامه رساندن هر موجودی به نهایت کمال وجودی و غایت از خلقت او معنا شده است که شامل تمام موجودات عالم از انسان و غیر انسان خواهد شد. آیاتی از قرآن از جمله آیه ۵۰ سوره طه و آیه ۳ سوره اعلی را ناظر بر این نوع از هدایت دانسته‌اند.
درباره ماهیت هدایت عامه نظرات مختلفی ارائه شده است؛ برخی آن را همان هدایت تکوینی، عده‌ای آن را فقط مخصوص انسان و برخی آن را شامل هدایت خاصه و هدایت دینی نیز دانسته‌اند. هدایت عامه با مسأله جبر و اختیار در ارتباط است؛ با این بیان که ممکن است با استناد به آیاتی که هدایت و ضلالت را در اختیار خداوند می‌دانند، بر اجباری بودن طی مسیر هدایت یا ضلالت درباره انسان استدلال گردد؛ مطلبی که با وجود هدایت تشریعی آن را امکان‌پذیر نمی‌دانند.

محتویات

مفهوم‌شناسی

هدایت عامه را به هدایت به سوی همه منافع و کمالات دنیوی و اخروی[۱] یا به رساندن هر موجودی به نهایت کمال وجودی و غایت از خلقت او[۲] تعبیر کرده‌اند. اصل هدایت عامه را لازمه جهان‌بینی توحیدی اسلامی دانسته‌اند؛ به این بیان که این نوع از هدایت خداوند، به دلیل فیاض علی الاطلاق بودن خداوند، شامل همه موجودات از کوچک‌ترین ذره‌ها تا بزرگ‌ترین ستاره‌ها و از پست‌ترین موجودات بی‌جان تا عالی‌ترین جان‌دارها یعنی انسان در حدی که برای آن موجود امکان‌پذیر و شایسته است، می‌شود و موجودات در مسیر کمالشان از آن برخوردار می‌گردند؛ به همین دلیل قرآن همانگونه که واژه وحی را برای هدایت انسان استفاده می‌کند برای هدایت سایر موجودات نیز به کار برده است.[۳]
مفسران آیاتی از قرآن را ناظر بر این نوع از هدایت الهی می‌دانند که از جمله می‌توان به آیه ۵۰ سوره طه «قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَی کلُ شیءٍ خَلْقَهُ ثمُ هَدَی»، آیه ۳ سوره اعلی «وَ الَّذی قَدَّرَ فَهَدی» و آیه ۷۸ سوره شعراء «الَّذِی خَلَقَنی فَهُوَ یهَْدِین» اشاره کرد.[۴]

نگرش‌ها درباره هدایت عامه

درباره هدایت عامه میان اندیشمندان نظرات مختلفی ارائه شده است که در ادامه به آن پرداخته می‌شود:

  • بسیاری از مفسران هدایت عامه را همان هدایت تکوینی می‌دانند که تمام موجودات عالم زیر پوشش نظام آفرینش و قانون‌مندی‌های جهان هستی به وسیله پروردگار به سمت کمال و هدف نهایی از خلقت خود رهبری می‌شوند.[۵] در این دیدگاه هدایت عامه در مقابل هدایت خاصه که همان هدایت تشریعی است قرار داده می‌شود.[۶]
  • برخی هدایت عامه را فقط مخصوص انسان می‌دانند و معتقدند این نوع از هدایت به هر مکلفی که دارای عقل و هوش است، تعلق می‌گیرد. در این دیدگاه که هدایت عامه را هدایت فطری نیز نامیده‌اند با استناد به آیاتی[۷] این نوع هدایت را شامل همه انسان‌ها از مؤمن و کافر می‌دانند؛ اگرچه بسیاری از آن چشم می‌پوشند.[۸]
  • عده‌ای از مفسران با گسترش مفهوم هدایت عامه، آن را شامل هدایت خاصه و هدایت دینی نیز می‌دانند.[۹]
  • فخر رازی هدایت عامه را به معنای دعوت و روشن کردن دلائل برای همه مردم دانسته است[۱۰] و برخی دیگر آن را به معنای ارشاد و راهنمایی به خیر و مشخص کردن شر از خیر تعریف کرده‌اند.[۱۱]

ارتباط هدایت عامه با مسأله جبر و اختیار

ممکن است با استناد به آیاتی از قرآن که هدایت و ضلالت انسان را در دست خدا و به مشیت پیوند داده است[۱۲] استدلال شود انسان اختیاری در هدایت و ضلالت خود ندارد؛ اگر کسی طریق هدایت را بپیماید، یا معصیت کند و دچار ضلالت گردد به خواست و اراده خداوند بوده و هیچ اختیاری برای انسان در این تقدیر وجود ندارد.[۱۳] در جواب این شبهه گفته شده است چنین برداشتی از این آیات به دلیل عدم بررسی تمام آیاتی است که درباره هدایت نازل شده است؛ درحالی که با وجود هدایت تشریعی عامه الهی که توسط پیامبران و با ارسال کتب آسمانی برای همه موجودات عاقلِ صاحب درک و شعور فرستاده شده و آنان را به خیر دعوت و از شر برحذر می‌دارد، دیگر جبری در هدایت یا ضلالت انسان‌ها متصور نخواهد بود؛ چراکه انسان به وسیله عقل خود مسیر هدایت یا ضلالت را برمی‌گزیند.[۱۴]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. قرشی بنایی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۵ش، ج۷، ص۳۶۴.
  2. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۳۲؛ ج۱۵، ص۱۴۰.
  3. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۱۵۵.
  4. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۴، ص۱۶۶؛ ج۱۵، ص۲۸۴؛ ج۱۶، ص۱۹۰؛ قرشی بنایی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۵ش، ج۷، ص۳۶۴؛ طیب، اطیب البیان، ۱۳۶۹ش، ج۱۰، ص۴۳.
  5. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۶، ص۱۹۰؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۶۷؛ خرمشاهی، «هدایت»، ص۲۳۴۰.
  6. قرشی، قاموس قرآن، ۱۴۱۲ق، ج۷، ص۱۴۵.
  7. سوره انسان، آیه ۳؛ سوره فصلت، آیه ۱۷.
  8. راغب اصفهانی، مفردات، ذیل واژه «هدی».
  9. قرشی بنایی، احسن الحدیث، ۱۳۷۵ش، ج۷، ص۳۶۴.
  10. فخر رازی، تفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۷، ص۶۱۵.
  11. طوفی، الإشارات الالهیة، ۱۴۲۶ق، ص۶۸۲.
  12. سوره نحل، آیه۹۳؛ سوره فاطر، آیه ۸؛ سوره مدثر، آیه ۳۱.
  13. سبحانی، مفاهیم القرآن، ۱۴۲۱ق، ج۶، ص۵۰۰.
  14. سبحانی، مفاهیم القرآن، ۱۴۲۱ق، ج۶، ص۵۰۲-۵۰۳؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۹، ص۴۶۴-۴۶۵.

منابع

  • خرمشاهی، بهاءالدین، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، تهران، انتشارات دوستان ناهید، ۱۳۷۷ش.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ قرآن، لبنان - سوریه،‌ دار العلم- الدار الشامیة‌، ۱۴۱۲ق.
  • سبحانی، جعفر، مفاهیم القرآن، قم، موسسه الامام الصادق، ۱۴۲۱ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
  • طوفی، سلیمان بن عبدالقوی، الإشارات الالهیة الی المباحث الاصولیة، بیروت،‌ دار الکتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضون، ۱۴۲۶ق.
  • طیب، عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، اسلام، ۱۳۶۹ش.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، بیروت،‌ دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
  • قرشی، سید علی اکبر‌، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۱۲ق.
  • قرشی بنایی، علی اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، مرکز چاپ و نشر، ۱۳۷۵ش.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۹۲ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۷۱ش.