باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

نماز جماعت در مسجدالحرام

نماز جماعت نمازی است که به صورت دسته‌جمعی اقامه می‌شود. نماز جماعت از بافضیلت‌ترین عبادات شمرده شده است. کسی که در نماز جماعت جلو می‏‌ایستد و دیگران به او اقتدا می‏‌کنند، امام جماعت نامیده می‌شود و کسانی را که به او اقتدا می‌کنند، مأموم می‌گویند.

به گفته برخی فقیهان، آغاز واجب‌شدن نماز به صورت جماعت بوده است و اولین نماز جماعت را پیامبر(ص) و امام علی(ع) اقامه کرده‌اند. در روایات، یک نماز جماعت از ۲۵ نماز فرادا برتر دانسته شده و به جماعت خواندن نماز به ویژه برای همسایه مسجد توصیه شده است.

طبق نظر شیعه، شرکت در نماز جماعت مستحب مؤکد است و تنها نمازهای واجب مانند نماز یومیه، نماز آیات، نماز عیدین، نماز میت و نماز جمعه را می‌توان به جماعت اقامه کرد. بنا بر نظر مشهور فقیهان شیعه، اقامه نمازهای مستحبی به جز نماز باران به جماعت جایز نیست. اهل سنت نماز تراویح را به جماعت می‌خوانند، اما شیعیان به جماعت خواندن آن را بدعت می‌دانند.

محتویات

مفهوم‌شناسی

نماز جماعت، نمازی است که دسته‌جمعی اقامه شود. در این نماز، امام جماعت جلو می‌ایستد و مامومین به او اقتدا می‌کنند. نماز جماعت با حداقل دو نفر، یعنی امام و یک مأموم شکل می‌گیرد.[۱]

اهمیت

نماز جماعت از مستحبات مؤکد در دین اسلام است[۲] و در روایات، ترکِ بدون عذر آن از عوامل عدم قبولی نماز، و بی‌توجهی به نماز جماعت، به‌منزله کوچک شمردن خداوند دانسته شده است.[۳]

در قرآن کریم به طور مستقیم به نماز جماعت اشاره نشده، اما فقیهان در ذیل باب فضیلت نماز جماعت به آیه «وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ ارْکعُوا مَعَ الرَّاکعین»[۴] اشاره کرده‌اند.[۵] برخی از مفسران نیز رکوع دسته‌جمعی در آیه مذکور را کنایه از نماز جماعت دانسته‌اند.[۶] همچنین برخی از جوامع حدیثی شیعه، بابی را به فضلیت نماز جماعت و احکام آن اختصاص داده‌اند.[۷]

آیت الله بروجردی، با اتکا به برخی روایات، معتقد است که نماز در دین اسلام، در آغاز به صورت جماعت واجب شده است.[۸] در ابتدای نبوت حضرت محمد(ص)، نماز جماعت به امامت رسول خدا برگزار می‌شد و حضرت علی تنها مأموم مَرد و حضرت خدیجه[۹] تنها مأموم زن بوده است.[۱۰] بعد از آن جعفر طیار نیز به جمع آنان ملحق شده است.[۱۱]

حکمت تشریع

بر اساس روایت نقل‌شده از امام رضا، علت تشریع نماز جماعت، آشکار شدن اسلام، توحید و اخلاص در بین مردم است.[۱۲] در کتاب علل الشرائع از امام صادق روایت شده که خدا نماز جماعت را برای این قرار داد تا کسانی که نماز می‌خوانند از کسانی که نماز نمی‌خوانند شناخته شوند و معلوم شود چه کسی اوقات نماز را حفظ و چه کسی آن را ضایع می‌کند. همچنین آمده است که اگر نماز جماعت نبود، کسی نمی‌توانست درباره دیگری شهادت به خیر دهد.[۱۳]

فضیلت

ثواب و فضیلت‌های زیادی برای نماز جماعت بیان شده است. از پیامبر اکرم نقل شده که تعداد حاضران در نماز جماعت هر چه بیشتر باشد، نزد خدا محبوب‌تر[۱۴] و پاداش آن بیشتر است: اگر مأموم یک نفر باشد فضیلت نماز ۱۵۰ برابر و اگر دو نفر باشند ۶۰۰ برابر است و چنانچه از نُه نفر فزونتر شوند، پاداش آن را جز خدا نمی‌داند.[۱۵]

همچنین در روایات آمده است که یک نماز جماعت از ۲۵ نماز در غیر جماعت برتر است[۱۶] و ثواب یک نماز جماعت، برتر از چهل سال نماز فُرادا در خانه دانسته شده[۱۷] و فضیلت نماز جماعت به امامت عالِم، مانند فضیلت نماز به امامت پیامبر اکرم(ص) است.[۱۸]

آثار

بنابر روایات، نماز جماعت سبب دوری از نفاق،[۱۹] آمرزش گناهان،[۲۰] استجابت دعا،[۲۱] آسان شدن تحمل سختی‌های قیامت، ورود به بهشت[۲۲] و جلب خشنودی خدا و ملائکه[۲۳] می‌شود. همچنین کسی که در نماز جماعت شرکت می‌کند، می‌تواند دیگران را شفاعت کند.[۲۴]

از پیامبر اکرم نقل شده که هر گامی که نمازگزار به سوی مسجد بردرد، هزار حسنه برایش نوشته می‌شود، ۷۰ هزار درجه دریافت می‌کند و اگر در این حال از دنیا برود، خدا ۷۰ هزار فرشته را مأمور می‌کند تا در قبر او را زیارت کنند و در تنهایی قبر مونس او باشند تا زمانی که از قبرش برانگیخته شود.[۲۵]

همچنین هویت یافتن جامعه اسلامی، آگاهی بیشتر مردم از یکدیگر، تعاون و همکاری، کاشتن بذر محبت و مودت و ارتباط و الفت بین مسلمانان، از فواید نماز جماعت دانسته شده است.[۲۶]

احکام

فقیهان شیعه، شرکت در نماز جماعت را مستحب مؤکد می‌دانند[۲۷]‌ خواندن نمازهای صبح، مغرب و عشا به جماعت تأکید بیشتری شده است.[۲۸] همچنین شرکت در نماز جماعت برای همسایه مسجد نیز تأکید بیشتری دارد.[۲۹] و شرط صحت نماز جمعه این است که به جماعت خوانده شود.[۳۰]

حنبلیان و برخی از حنفیان از اهل سنت، نماز جماعت را واجب عینی دانسته‌اند.[۳۱] از نظر گروهی از شافعیان، نماز جماعت برای مردان در غیر حال سفر، واجب کفایی است.[۳۲]

به جماعت خواندن نمازهای مستحب

از نظر فقیهان شیعه، به جماعت خواندن نمازهای مستحب به جز نماز باران، جایز نیست.[۳۳] با این حال به نظر برخی از فقهای شیعه، خواندن نماز عیدین در عصر غیبت مستحب است.[۳۴] بنابر نظر مشهور فقیهان شیعه، نماز عیدین را چه در صورت وجوب و چه در صورت استحباب باید‌ به جماعت خواند.[۳۵] صاحب حدائق به برخی از فقیهان شیعه همچون ابوصلاح حلبی و شهید اول نسبت داده که به جماعت خواندن نماز غدیر را جایز می‌دانسته‌اند، بحرانی خود به جماعت خواندن این نماز را حرام دانسته است.[۳۶] در مقابل، بیشتر فقیهان اهل سنت، به جماعت خواندنِ تمامی نمازهای مستحب مانند نماز تراویح را مجاز می‌دانند.[۳۷] مالکیان و حنفیان، به جماعت خواندن برخی نوافل در غیر نمازهای مستحبیِ ماه رمضان و نیز نماز آیات را مکروه دانسته‌اند.[۳۸] از نظر فقیهان شیعه به جماعت خواندن نماز تراویح بدعت است.[۳۹]

شرایط امام جماعت

نوشتار اصلی: امام جماعت

بنابر فقه اسلامی، امام جماعت باید عاقل،[۴۰] بالغ،[۴۱] مؤمن[۴۲] و عادل[۴۳] باشد. همچنین امام جماعت باید حلال‌زاده[۴۴] باشد، و قرائت نمازش درست باشد.[۴۵] اگر همه یا برخی از مأمومان مرد باشند، امام جماعت باید مرد باشد.[۴۶]

اقتدا به اهل سنت

یکی از شرایط امام جماعت، مؤمن بودن، به معنای شیعه دوازده امامی است؛[۴۷] از این رو فقیهان شیعه اقتدای مأموم شیعه به امام جماعت اهل سنت را با اتکا به روایاتی[۴۸] صحیح ندانسته‌‌اند؛[۴۹] اما درباره اقتدا به اهل سنت در شرایط خاص، مثلا از باب تقیه، اختلاف‌نظر وجود دارد؛ امام خمینی و برخی دیگر، اقتدا به اهل سنت را بدون اشکال دانسته‌اند،[۵۰] و برخی دیگر، تکرار نماز، یا عدم اقتدا و قرائت حمد و سوره را شرط دانسته‌اند.[۵۱] این اختلاف ناشی از تعارض روایات در شرایط ثانوی دانسته شده است.[۵۲]

حضور زنان در نماز جماعت

بر پایه برخی روایات، نماز خواندن زنان در خانه از نمازخواندن آنان در مسجد و به جماعت بهتر است؛ در این روایات، بهترین مسجد برای زنان خانه آنها،[۵۳] و ثواب نماز فرادای زن در خانه با نماز جماعت مساوی دانسته شده است.[۵۴] گروهی از فقیهان شیعه با استناد به این روایات، خواندن نماز فرادا در خانه توسط زنان را مستحب، و برتر از نماز آنان در مسجد دانسته‌اند.[۵۵] برخی دیگر از فقیهان، این روایات را مربوط به شرایط خاص دانسته و معتقدند که نماز خواندن زنان در مسجد با رعایت حجاب بهتر است.[۵۶] این گروه به روایاتی استناد کرده‌اند که به حضور بانوان در نماز جماعت پیامبر دلالت دارد.[۵۷]

احکام دیگر

  • مأموم به غیر از حمد و سوره در رکعت اول و دوم، دیگر ذکرهای نماز را باید خودش بخواند.[۵۸]
  • مأموم باید در افعال نماز از امام جماعت تبعیت کند و هیچ رکنی را پیش از امام جماعت انجام ندهد.[۵۹]
  • جایگاه امام جماعت نباید از جایگاه نمازگزاران بلندتر باشد.[۶۰] از این رو معمولاً در مساجد، سطح محراب گودتر ساخته می‌شود.[۶۱]
  • بین امام و مأموم و همچنین بین صف‌ها نباید چیزی مانند پرده یا دیوار مانع باشد. با این حال نصب پرده بین صف مردان و زنان استثنا شده است.[۶۲]
  • امام راتب در امامت جماعت بر دیگران اولویت دارد.[۶۳]
  • زن در صورتی می‌تواند امام جماعت باشد که مأمومین فقط زن باشند.[۶۴]

آداب نماز جماعت

نماز جماعت آداب، مستحبات و مکروهاتی دارد؛ برخی از مستحبات آن عبارتند از:

  • حضور اهل تقوا و علم در صف اول.[۶۵]
  • ایستادن مأموم در سمت راست امام جماعت.[۶۶]
  • مراعات حال مأمومین ضعیف و نیز طولانی نکردن نماز به وسیله امام جماعت.[۶۷]
  • برخاستن مأمومین هنگام شنیدن قد قامت الصلاة.[۶۸]
  • گفتن «الحمدلله رب العالمین» به وسیله مأموم پس از اتمام سوره حمد.[۶۹]

همچنین برخی از مکروهات نماز جماعت عبارتند از: ایستادن مأموم در یک صف به تنهایی، نماز نافله خواندن پس از قد قامت الصلوة و اقتدای حاضر به مسافر و بالعکس در نمازهای چهار رکعتی،[۷۰] و نیز بلند گفتن ذکرهای نماز توسط مأموم به اندازه‌ای که امام جماعت بشنود.[۷۱]

تک‌نگاری

فقیهان، در کتاب الصلوة آثار فقهی خود، درباره نماز جماعت و احکام آن نیز سخن گفته‌اند.[۷۲] همچنین درباره نماز جماعت، کتاب‌هایی به صورت مستقل نوشته شده است؛ برخی از آنها عبارتند از:

  • رساله صلاة الجماعة، به زبان عربی، اثر محمدحسین کمپانی (۱۲۹۶-۱۳۶۱ق)، فقیه شیعه قرن چهاردهم قمری است. در این رساله احكام نماز جماعت، موارد وجوب، استحباب و حرمت آن بررسی شده است. مؤسسه نشر اسلامی قم در سال ۱۴۰۹ق این رساله را در کتابی با عنوان بحوث فی الفقه و هی بحوث فی صلاة الجماعه و المسافر و الاجاره منتشر کرده است.[۷۳]
  • کتاب نبذة حول صلاة الجماعه، برگرفته از مباحث آیت الله بروجردی است که توسط سید محمدتقی شاهرخی خرم‌آبادی گردآوری شده و در انتشارات نصایح به چاپ رسیده است. در این کتاب به شرایط صحت نماز جماعت، اهمیت جماعت، احکام جماعت، شرایط امام جماعت و اقتدای به اهل سنت پرداخته شده است.[۷۴]
  • نماز جماعت و برکات آن، نوشته محمداسماعیل نوری به زبان فارسی که مطالبی درباره نماز جماعت در قرآن، آثار و برکات نماز جماعت، مذموم بودن ترک نماز جماعت، شرایط نماز جماعت و احکام نماز جماعت دارد. انتشارات بوستان کتاب، چاپ چهارم آن را منتشر کرده است.[۷۵]

پانویس

  1. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۷۶؛ ابن ادریس، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۷۷.
  2. نراقی، مستند الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۸، ص۱۱ـ۱۲؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۸، ص۲۸۵.
  3. حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۸، ص۲۹۵.
  4. سوره بقره، آیه ۴۳.
  5. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۷۵.
  6. کاشانی، زبدة التفاسیر، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۱۳۹؛ ملاصدرا، تفسیر القرآن الکریم، ۱۳۶۶ش، ج۳، ص۲۵۵.
  7. برای نمونه نگاه کنید به: کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۳۷۱-۳۸۷؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۷۵-۴۰۹.
  8. بروجردی، قبله ستر و ساتر و مکان مصلی، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۸۴.
  9. ابن اثیر، جامع الاصول، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۴۱۴.
  10. اشتهاردی، تقریر بحث السید البروجردی، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۸۴.
  11. علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۱۰ق، ج۸۵، ص۳.
  12. حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۸، ص۲۸۷.
  13. شیخ صدوق، علل الشرایع، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۳۲۵.
  14. ابن حنبل، مسند، دار الصادر، ج۵، ص۱۴۰.
  15. علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۱۰ق، ج۸۵، ص۱۵.
  16. شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۲۶۵؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۳۷۳.
  17. نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۶، ص۴۴۶.
  18. علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۱۰ق، ج۸۸، ص۱۱۹.
  19. نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۶، ص۴۴۹.
  20. شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ۱۴۰۶ق، ص۳۷.
  21. علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۱۰ق، ج۸۸، ص۴.
  22. حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۵، ص۳۷۲.
  23. شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ۱۴۰۶ق، ص۳۷.
  24. نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۶، ص۴۴۹.
  25. علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۱۰ق، ج۸۵، ص۴۳۴.
  26. زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلته، دار الفکر، ج۲، ص۱۱۶۷.
  27. نراقی، مستند الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۸، ص۱۱ـ۱۲؛ ابن ادریس، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۷۷.
  28. یزدی طباطبایی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۷۶۱.
  29. یزدی طباطبایی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۷۶۱.
  30. موصلی، الاختیار لتعلیل المختار، ۱۹۸۴م، ج۱، ص۸۳؛ بهوتی حنبلی، کشاف القناع، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۵۵۲-۵۵۳؛ یزدی طباطبایی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۷۶۳.
  31. ابن اثیر، جامع الاصول، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۵۶۴-۵۶۶.
  32. خطیب شربینی، مغنی المحتاج، دار الفکر، ج۱، ص۲۲۹ـ۲۳۰.
  33. محقق حلی، المعتبر، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۱۵.
  34. یزدی طباطبایی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۷۶۵؛ امام خمینی، توضیح المسائل، ۱۳۸۷ش، ص۲۳۴.
  35. شیخ صدوق، المقنع، ۱۴۱۵ق، ص۱۴۹؛ نراقی، مستند الشیعه، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۶.
  36. بحرانی، الحدائق الناضره، ۱۴۰۵ق، ج۱۱، ص۸۷.
  37. جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۳۷۰ـ۳۷۱.
  38. جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۳۷۰.
  39. شیخ طوسی، الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۵۲۸.
  40. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۱۳، ص۳۲۳.
  41. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۱۳، ص۳۲۵.
  42. ن