باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

ابواحمد محمد بن علی بن عبدک جرجانی (درگذشته بعد از ۳۶۰ق)، مشهور به اِبْن عَبْدَک ، متکلم و محدث شیعی بود. شکی نیست که او شیعه بوده و در میان شیعیان جرجان جایگاه خاصی داشته است، اما معلوم نیست که به درستی پیرو کدام یک از فرق شیعه بوده است. چند کتاب به ابن عبدک نسبت داده شده است که امروزه اثری از آنها در دست نیست.

محتویات

ولادت و وفات

تاریخ دقیق ولادت ابن عبدک معلوم نیست. نقل شده که وی از محمد بن داوود اصفهانی (درگذشت ۲۹۷ق)، بهره علمی برده است.[۱] ابن عبدک در جرجان اقامت داشته و در همانجا نیز وفات کرده است.[۲] نسبت عبدکی نیز که به او داده شده به جهت انتساب وی به جدش عبدک -که نامش عبدالکریم بوده- است.

اقامت در نیشابور، اصفهان و بلخ

وی مدتی در نیشابور مقیم بوده و در آنجا، حاکم نیشابوری از محضر درس او استفاده برده است.[۳] همچنین می‌دانیم که ابن عبدک پیش از ۳۱۴ق[۴] در عسکر مُکرَم از ابوهاشم جبائی استفاده برده است و در مسیر بازگشت، به اصفهان رفته سپس در بلخ نزد ابوالقاسم بلخی (درگذشت ۳۱۷ یا ۳۱۹ق) حاضر شده و از مجلس درس وی نیز بهره کرده است.[۵] بنابر نقل قاضی عبدالجبار،[۶] ابوالقاسم در برخورد با ابن عبدک، بسیاری از اشکالاتی را که وی بر گفتارش وارد می‌کرده، می‌پذیرفته و از نظر خود برمی‌گشته است.

مهارت در علم کلام

چنانکه از نامه ابوالقاسم بلخی به ابوسهل محمد بن عبدالله برمی‌آید، می‌توان دریافت که ابن عبدک در تحصیل کلام بسیار موفق بوده است. در این نامه ابوالقاسم بلخی از ملاقات با جوانی، مشهور به ابن عبدک سخن گفته و تصریح کرده که کسی را آشناتر از او به زوایا و دقایق علم کلام ندیده است.[۷] از مجموع آنچه گفته شد، چنین برمی‌آید که ابن عبدک با اندیشه‌های کلامی دو مکتب معتزلی بصره و بغداد آشنا بوده است.

مذهب

دلایل اثناعشری بودن

از نسبت شیعه که به وی داده شده[۸] و نیز از اینکه حاکم نیشابوری[۹] و به تبع وی برخی رجال شناسان[۱۰] وی را بزرگ و رهبر شیعیان در جرجان دانسته و از او با تعبیر «‌امام اهل التشیع فی عصره‌» یاد کرده‌اند و در اینکه وی بر مذهب تشیع بوده و در میان شیعیان جرجان منزلت خاصی داشته است، شکی نیست، اما اینکه وی به درستی پیرو کدام یک از فرق شیعه بوده، شناخته نیست. البته از برخی اطلاعاتی که درباره او رسیده، می‌توان به بعضی از گرایش‌های او پی برد. نجاشی که کنیه وی را شاید به جهت داشتن فرزندی به نام جعفر[۱۱] ابوجعفر ثبت کرده، تصریح بر امامی بودن او دارد و ضمن اینکه از ابن عبدک به عنوان فقیه و متکلم یاد کرده، او را «‌جلیل القدر‌» خوانده است.[۱۲] طوسی نیز در الفهرست[۱۳] از او نام برده و وی را از بزرگان متکلمان امامیه به شمار آورده است.

دلایل زیدی بودن

با بررسی متن روایات ابوطالب حسنی ـ یکی از شاگردان ابن عبدک ـ از وی، می‌توان احتمال داد که او به برخی افکار زیدیه تمایل داشته است. از آن میان روایاتی در تأیید وعید و منزله بین المنزلتین و روایت درباره امام زین العابدین ع) که با اعتقادات امامیه درباره عصمت امام سازگار نمی‌باشد، قابل اشاره است.[۱۴] همچنین نقل دو حکایت در ستایش محمد بن زید داعی و امامت ناصر کبیر (اطروش) توسط ابن عبدک، نظر وی را نسبت به زیدیه و امامان زیدی نشان می‌دهد.[۱۵]

جمع بندی مطلب را باید در گفتار قاضی عبدالجبار جست وجو کرد که می‌گوید: ابن عبدک در زمینه امامت دچار اشتباه بوده و نظر ثابتی نداشته است.[۱۶] در دیگر مباحث کلامی جز امامت، می‌توان گفت وی بیشتر به جانب دیدگاه اعتزالی گرایش داشته است، چنان که به عنوان نمونه در مسأله وعید، شیخ طوسی او را همچون ابومنصور صرام قائل به وعید شمرده است،[۱۷] در حالی که اعتقاد به وعید مخالف با قول مشهور امامیه بوده است.[۱۸]

مشایخ

راویان روایات ابن عبدک

از میان کسانی که از وی روایت کرده‌اند، ابن بشت خزفی، ابومنصور حسینی و بشر بن محمد خطیب میهنی را می‌توان نام برد.[۲۰]

از دیدگاه علمای رجال

از نظر رجالی، حاکم نیشابوری بدون هیچ گونه توثیقی صرفاً ابن عبدک را به عقل، کمال و حسن نظر وصف کرده است.[۲۱] درعین حال ابن جوزی[۲۲] و به تبع وی سیوطی[۲۳] وی را متهم دانسته و حدیث او را از موضوعات شمرده‌اند، امّا نجاشی[۲۴] و طوسی[۲۵] تنها وی را مدح کرده‌اند.

تالیفات

اگرچه در غالب منابع از آثار او سخنی نرفته، ولی در فهارس امامیه چند کتاب به وی نسبت داده شده است که امروزه اثری از آنها در دست نیست. این آثار عبارتند از:

  1. تفسیر القرآن، که نجاشی[۲۶] از آن نام برده، ولی شیخ طوسی[۲۷] با اینکه آن را به عظمت و بزرگی ستوده، در مقدمه التبیان[۲۸] آنجا که تفاسیر مختلف را برمی‌شمارد، از آن یاد نکرده است. ابن شهر آشوب نیز در معالم العلما[۲۹] این کتاب را در ۱۰ جزء دانسته، ولی در متشابه القرآن و مختلفه که در آن از تفاسیر زیادی بهره برده [۳۰] از آن سخن نگفته است.
  2. ردیه‌ای بر باطنیه که مسعودی[۳۱] از آن یاد کرده و شاید همان الرد علی الاسماعیلیه باشد که طوسی[۳۲] از آن نام برده است. نکته قابل توجه آن است که گویا این کتاب و مؤلف آن چندان دارای شهرت بوده که مسعودی در التنبیه و الاشراف که در ۳۴۵ق تألیف آن را به اتمام رسانیده، از آن یاد کرده است.
  3. الکلام علی الفرقة المثبتة لرؤیةالله تعالی.
  4. مطالع الهدایة.[۳۳]

پانویس

  1. ر.ک:حسکانی، ج۱، ص۹۴
  2. سمعانی، ج۹، ص۱۸۵
  3. خلیفه، ص۱۰۸؛ سهمی، ص۴۵۱؛ سمعانی، ج۹، ص۱۸۵
  4. ر.ک:ابن ندیم، ص۲۲۲
  5. قاضی عبدالجبار، ص۳۲۳، ۳۳۱؛ ابن مرتضی، ص۶۵
  6. قاضی عبدالجبار، ص۳۳۱
  7. ابن مرتضی، ص۶۵
  8. سهمی، ص۴۵۱؛ ابن قیسرانی، ص۸۴-۸۵؛ سمعانی، ج۸، ص۲۴۲
  9. ر.ک: ابن جوزی، ج۱، ص۳۴۷-۳۴۸؛ سیوطی، ج۱، ص۳۲۷
  10. ر.ک: سمعانی، ج۸، ص۲۴۲؛ ابن قیسرانی، ص۸۴-۸۵؛ ابن نقطه، ج۱، ص۵۱۹
  11. نجاشی، ص۳۲۷
  12. نجاشی، ص۳۸۲
  13. طوسی، ص۱۹۳-۱۹۴
  14. ر.ک: تیسیر، ص۱۰۲، ۳۱۶، ۴۰۳-۴۰۴، جاهای مختلف
  15. ر.ک: ابوطالب، «‌الافادة»، ص۸۷؛ ابن کرّامه، ص۱۲۲
  16. قاضی عبدالجبار، ص۳۳۱
  17. طوسی، ص۱۹۳-۱۹۴
  18. نجاشی، ص۳۸۱
  19. ابوطالب، تیسیر، ص۵۲، ۱۰۲، ۱۴۱، ۱۴۸، ۱۷۰، ۱۷۳، ۱۷۹؛ سهمی، ص۴۵۱؛ ابن قیسرانی، ص۸۴-۸۵
  20. حسکانی، ج۱، ص۹۳-۹۴؛ فارسی، ص۳۴، ۲۴۵
  21. سمعانی، ج۹، ص۱۸۵
  22. ابن جوزی، ج۱، ص۳۴۹
  23. سیوطی، ج۱، ص۳۲۷- ۳۲۸
  24. نجاشی، ص۳۸۲
  25. طوسی، ص۱۹۳-۱۹۴
  26. نجاشی، ص۳۸۲
  27. الفهرست، ص۱۹۴
  28. شیخ طوسی، تبیان، ج۱، ص۱-۲
  29. ابن شهر آشوب، معالم، ص۱۴۳
  30. ر.ک: متشابه القرآن، ج۱، ص۲۱، ج۲، ص۹۹-۱۰۰، جاهای مختلف
  31. مسعودی، ص۳۹۵-۳۹۶
  32. الفهرست، ص۱۹۴
  33. ابن شهر آشوب، معالم، ص۱۴۳، نیز ر.ک: مناقب، ج۱، ص۱۱-۱۲، ج۲، ص۶۵

منابع

  • ابن ابی الوفاء، عبدالقادر، الجواهر المضیئة، حیدرآباد دکن، ۱۳۳۲ق.
  • ابن جوزی، عبدالرحمان، الموضوعات، به کوشش عبدالرحمان محمد عثمان، قاهره، ۱۳۸۶ق.
  • ابن شهر آشوب، محمد، منشابه القرآن و مختلفه، تهران، ۱۳۲۸ق.
  • ابن شهر آشوب، معالم العلماء، نجف، ۱۳۸۰ق /۱۹۶۱م.
  • ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، قم، چاپخانة علمیه؛ ابن قطلوبغا، قاسم، تاج التراجم، بغداد، ۱۹۶۲م.
  • ابن قیسرانی، محمد، الانساب المتفقة، به کوشش دیونگ، لیدن، ۱۸۶۵م.
  • ابن کرامه حشمی، محسّن، «‌جلاء الابصار»، اخبار ائمة الزیدیة، به کوشش مادلونگ، بیروت، ۱۹۸۷م.
  • ابن مرتضی، احمد، باب ذکر المعتزلة من کتاب المنیة و الامل، به کوشش آرنولد، حیدرآباد دکن، ۱۳۱۶ق.
  • ابن ندیم، الفهرست.
  • ابن نقطه، محمد، استدراک، نسخة عکسی موجود در کتابخانه مرکز.
  • ابواسحاق شیرازی، ابراهیم، طبقات الفقهاء، به کوشش خلیل میس، بیروت، دارالقلم.
  • ابوطالب حسنی، یحیی، «‌الافادة فی تاریخ الائمة السادة»، اخبار الائمة الزیدیة، به کوشش مادلونگ، بیروت، ۱۹۸۷م.
  • ابوطالب حسنی، یحیی، تیسیر المطالب، بیروت، ۱۳۹۵ق /۱۹۷۵م.
  • تنوخی، محسّن، نشوار المحاضرة، به کوشش عبود شالجی، بیروت، ۱۳۹۱ق / ۱۹۷۱م.
  • حسکانی، عبیدالله، شواهد التنزیل، بیروت، ۱۳۹۳ق /۱۹۷۴م.
  • خلیفة نیشابوری، احمد، تلخیص تاریخ نیشابور حاکم، به کوشش بهمن کریمی، تهران، ۱۳۳۹ش.
  • خوارزمی، محمد، جامع مسانید الامام الاعظیم، حیدرآباد دکن، ۱۳۳۲ق.
  • سرخسی، شمس الدین، المبسوط، قاهره، مطبعةالسعادة.
  • سمعانی، عبدالکریم، الانساب، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۷ق /۱۹۷۷م.
  • سهمی، حمزه، تاریخ جرجان، بیروت، ۱۴۰۷ق / ۱۹۸۷م.
  • سید مرتضی، علی، «‌جوابات المسائل الرازیة»، رسائل الشریف المرتضی، به کوشش احمد حسینی و مهدی رجائی، قم، ۱۴۰۵ق.
  • سیوطی، اللا¸لی المصنوعة، بیروت، ۱۴۰۳ق /۱۹۸۳م.
  • صمیری، حسین، اخبار ابی حنیفة و اصحابه، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۴ق /۱۹۷۴م.
  • طوسی، محمد، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، داراحیاء التراث العربی.
  • طوسی، محمد، الفهرست، به کوشش محمد صادق بحرالعلوم، نجف، کتابخانة مرتضویه.
  • غزّی، تقی الدین، الطبقات السنیة، نسخه عکسی موجود در کتابخانة مرکز.
  • فارسی، عبدالغافر، تاریخ نیسابور (انتخاب صریفینی)، به کوشش محمد کاظم محمودی، قم، ۱۴۰۳ق.
  • قاضی عبدالجبار بن احمد، «‌طبقات المعتزلة»، فضل الاعتزال و طبقات المعتزلة، به کوشش فؤاد سید، تونس /الجزائر، ۱۴۰۶ق /۱۹۸۶م.
  • مسعودی، التنبیه و الاشراف، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۹۳م.
  • مفید، محمد، اوائل المقالات، به کوشش زنجانی و چرندابی، تبریز، ۱۳۷۱ق.
  • مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۹۰۶م.
  • نجاشی، احمد، الرجال، به کوشش موسی شبیری زنجانی، قم، ۱۴۰۷ق.

پیوند به بیرون