مجتهد

تصویر منسوب به شیخ انصاری، از مجتهدان سرشناس شیعه

مجتهد یا فقیه، کسی است که توانایی اجتهاد یا استنباط احکام شرعی را از منابع معتبر دارد. مجتهد مطلق و متجزی، مجتهد بالفعل و بالقوه، مجتهد اعلم و مجتهد جامع الشرایط، از اقسام فقیه یا مجتهد است. شیخ طوسی، محقق حلی، علامه حلی، شیخ انصاری و میرزای شیرازی از مجتهدان و فقیهان به‌نام شیعه هستند.

تعریف

مجتهد یا فقیه در اصطلاح به فردی گفته می‌شود که با فراگیری علوم مختلف و کسب شرایط لازم، توانایی استنباط احکام شرعی فرعی را از منابع معتبر دارد.[۱] به دلیل اینکه واژه اجتهاد معانی مختلفی دارد، بنابراین لفظ مجتهد عام‌تر از فقیه است و ممکن است به معانی دیگر به غیر از فقیه اطلاق شود؛ مانند اینکه به کسی که در یک رشته علمی صاحب نظر باشد مجتهد گفته می‌شود.[۲]

اقسام مجتهد یا فقیه

محمد حسن نجفی، معروف به صاحب جواهر، از فقیهان قرن سیزدهم هجری

در کتاب‌های فقهی و اصولی، عنوان مجتهد به چند قسم، تقسیم شده و حکم هر یک بیان شده است:

  • مجتهد مطلق: مجتهدی است که توانایی استنباط دارد و از راه استدلال شرعی، بیشتر احکام شرعی را استنباط کرده است.[۳]
  • مجتهد مُتَجَزّی: کسی است که توانایی استنباط احکام شرعی را دارد، اما در عمل هنوز بسیاری از احکام را استنباط نکرده است.[۴] برخی از فقها تقلید از فقیه متجزی را جایز نمی‌دانند؛ برخی هم معتقدند در احکامی که استنباط کرده است، می‌توان از او تقلید کرد.[۵]
  • مجتهد بالفعل: به مجتهدی گویند که علاوه بر توانایی استنباط، در عمل نیز احکام بسیاری را استنباط کرده است.
  • مجتهد بالقوّه: مجتهدی است که توانایی استنباط احکام شرعی را دارد، اما در عمل، بیشتر احکام شرعی را استنباط نکرده است.
  • مجتهد انفتاحی: مجتهدی است که معتقد است راه دست‌یابی یقینی یا ظنی معتبر به احکام شرعی، باز است؛ یعنی بر این اعتقاد است که از راه ادله یقینی یا ظنی معتبر، می‌توان احکام شرعی را استنباط کرد.[۶]
  • مجتهد انسدادی: مجتهدی است که راه دست‌یابی یقینی یا ظنی معتبر به احکام شرعی را بسته یا ناممکن می‌داند.[۷] میان فقها، درباره جواز تقلید از مجتهد انسدادی، اختلاف هست.[۸]
  • مجتهد اعلم: فقیه جامع الشرایطی است که در استنباط احکام شرعی، نسبت به دیگر فقها، توانایی بیشتری دارد.[۹]

برخی از فقها تقلید از مجتهد اعلم، در صورت دسترسی به او را واجب و برخی بنا بر احتیاط، واجب می‌دانند.[۱۰]

  • مجتهد جامع الشرایط به مجتهدی گفته می‌شود که شرایط لازم را برای اینکه دیگران از او تقلید کنند، دارد. برخی از آن شرایط عبارت است از:‌ مردبودن، عاقل‌بودن، حلال‌زاده بودن و شیعه امامی‌بودن.[۱۱]

شرایط مجتهد جامع الشرایط

میرزای شیرازی، مجتهد جامع الشرایط قرن سیزدهم و چهاردهم هجری

نوشتار اصلی: مرجع تقلید

بر طبق فتوای فقیهان، کسی که مجتهد نیست، یا باید از مجتهد تقلید کند؛ یعنی در امور دینی به دستور او رفتار نماید، یا از راه احتیاط، به گونه‌ای به وظیفۀ خود عمل کند که مطمئن شود تکلیفش را انجام داده است.[۱۲] فقها معتقدند برای تقلید از مجتهد شرایطی وجود دارد که اگر مجتهد آن شرایط را داشته باشد به او مجتهد جامع الشرایط می‌گویند. شرایط مورد اتفاق فقیهان معاصر درباره مجتهد جامع الشرایط، عبارت است از:

  • مردبودن؛
  • بالغ‌بودن؛
  • عاقل‌بودن؛
  • شیعه دوازده‌امامی بودن؛
  • حلال‌زاده‌بودن؛
  • زنده‌بودن؛
  • عادل‌بودن؛
  • اعلم‌بودن.[۱۳]

اجازه اجتهاد

نوشتار اصلی: اجازه اجتهاد

در سده‌های اخیر مرسوم بوده است که هنگام رسیدن طالب فقه به مقام شایسته‌ای از علم، از سوی استاد یا استادان وی، تصدیقی غالباً به صورت کتبی و احیاناً به طور شفاهی صادر می شده که رسیدن او را به درجه اجتهاد گواهی می‌داده است. این تصدیق را اصطلاحاً «اجازه اجتهاد» می‌نامند.[۱۴]

مجتهدان معروف شیعه

از راست به چپ: سید ابوالقاسم خویی، سید محسن حکیم، سید محمود شاهرودی و سید علی تبریزی، از فقیهان قرن پانزدهم هجری

در تاریخ فقه شیعه، مجتهدان و فقیهان بسیاری وجود داشته‌اند. معروف‌ترین آنها به ترتیب تقدم زمان وفات، عبارتند از:

پانویس

  1. مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۶۹۶.
  2. نجفى كاشف الغطاء، النور الساطع في الفقه النافع ،۱۳۸۱ق، ج ۱، ص ۱۷-۲۰.
  3. مشکینی، اصطلاحات الأصول،۱۴۱۶ق، ص۱۹.
  4. مشکینی، اصطلاحات الأصول، ۱۴۱۶ق، ص۱۹.
  5. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۲۸ق، ج۱، ص۱۷.
  6. مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۶۹۶.
  7. مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۶۹۶.
  8. حسینی شیرازی، الوصول الی کفایة الأصول، ۱۴۲۶ق، ج۸، ص۳۹۳و۳۹۴.
  9. شیخ انصاری، مطارح الأنظار، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۶۷۹.
  10. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۲۸ق، ج۱، ص۱۹؛ امام خمینی، توضیح المسائل، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۳.
  11. امام خمینی، توضیح المسائل، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۳.
  12. امام خمینی، توضیح المسائل، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۱.
  13. امام خمینی، توضیح المسائل، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۳تا۱۵.
  14. گرجی، «اجتهاد»، ج۶، ص۶۱۰.
  15. مکارم شیرازی، دائرة المعارف فقه مقارن، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۵۹تا۲۶۶.

منابع

  • انصاری، مرتضی بن محمدامین، مطارح الأنظار، قم، مجمع الفکر الإسلامی، چاپ دوم، ۱۳۸۳ش.
  • جزایری، محمد جعفر، منتهی الدرایة فی توضیح الکفایة، قم، مؤسسه‌دار الکتاب، چاپ چهارم، ۱۴۱۵ق.
  • حسینی شیرازی، محمد، الوصول الی کفایة الأصول، قم، دار الحکمه، چاپ سوم، ۱۴۲۶ق.
  • مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۹ش.
  • گرجی، ابوالقاسم، «اجتهاد»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۳ش.
  • مشکینی، میرزاعلی، اصطلاحات الأصول و معظم أبحاثها، قم، الهادی، چاپ ششم، ۱۴۱۶ق.
  • مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ سوم، ۱۴۳۰ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، دائرة المعارف فقه مقارن، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، چاپ اول، ۱۴۲۷ق.
  • موسوی خمینی، سیدروح الله، توضیح المسائل (مُحَشَّی)، قم، چاپ هشتم، مرکز انتشارات اسلامی، ۱۴۲۴ق.
  • یزدی، سیدمحمدکاظم طباطبایی، العروة الوثقی مع التعلیقات، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۸ق.


به زبان‌های دیگر مطالعه کنید