قم

Ghom.jpg

قُم از مهم‎ترین شهرهای مذهبی ایران و از پایگاه‌های تشیع است. اگر چه قدمت آن به قبل از اسلام برمی‌گردد ولی اصل شهر در سال ۹۳-۸۳ق تاسیس شد. ورود خاندان اشعریون به قم باعث آبادانی آن گردید و از آنجا که آنان گرایش به اهل بیت داشتند، شهر قم از همان ابتدای تاسیس با تفکر شیعی درآمیخت. مهاجرت حضرت معصومه (س) و دفن وی در قم و به دنبال آن، مهاجرت دیگر امامزادگان و سادات، این شهر را به پایگاه تشیع تبدیل کرد. تاسیس حوزه علمیه در این شهر بر شهرت شیعی آن افزود. امروزه می‌توان این شهر را بزرگترین پایگاه تشیع در جهان نامید که از آن، معارف شیعی به نقاط مختلف جهان گسترده می‌شود.

وجه نام‌گذاری

روایی

بنابر حدیثی از پیامبر اسلام(ص) علت نامگذاری این شهر به قم آن است که اهل آن با قائم آل محمد (عج) جمع می‌شوند و ایشان را در قیام یاری می‌کنند.[۱] در روایت دیگری نام این شهر، از دستور خداوند به ابلیس گرفته شده که با واژه «قم» (یعنی برخیز) به اخراج ابلیس از این شهر دستور داده است.[۲]

تاریخی

«تاریخ قم» در وجه تسمیه قم دو احتمال ذکر کرده است:
احتمال اول: قم، عربی شده «کم» است که آن نیز تخفیف کومه است، [۳]این مکان را بدان جهت کومه می‌گفتند، که به صورت مزارع و روستاهای پراکنده بوده، این خانه‌های پراکنده را به فارسی کومه می‌گفتند، پس از تخفیف کومه به کم و پس از تبدیل واژگان فارسی به عربی، کم به قم تبدیل شد.[۴]
احتمال دوم: ابتدا قم به صورت بلوک و مزرعه‌های متفرق بود و پس از ورود اشعریون به این سرزمین (جایی که اینک شهر قم است) هفت روستا به نام ممجان، قردان (قزوان)، مالون، جمر (کمر)، سکن، جلنبادان، به وجود آمد. [۵] این روستا‌ها با هم متحد شدند و به نام روستای بزرگ‌تر که کمیدان بود نامیده شد. پس از تخفیف کمیدان به کم و عربی شدن آن، نام این سرزمین به قم تغییر پیدا کرد.[۶]

اسامی

در روایات و کتب تاریخی از قم به نام‌های زیر نیز یاد شده است.

  1. قمّ [۷]
  2. بحر [۸]
  3. زهرا [۹]
  4. معدن شیعه[۱۰]
  5. عش آل محمد[۱۱]
  6. مأوی الشیعه[۱۲]
  7. مأوی فاطمین[۱۳]
  8. آسایشگاه مؤمنان[۱۴]
  9. کوفه کوچک[۱۵][۱۶]
  10. حرم اهل بیت علیهم السلام[۱۷]
  11. قطعه‌ای از بیت المقدس[۱۸]
  12. کومه[۱۹]
  13. کم[۲۰]
  14. کمیدان[۲۱]
  15. ممجان[۲۲]
  16. تیمره[۲۳]
  17. کبود دشت[۲۴]
  18. صفرا[۲۵]
  19. ویران آباد کردقباد[۲۶]

تاریخچه

بعضی از مورخین سابقه این شهر را به قبل از اسلام برگردانده‌اند. رومن گیر و لویی واندنبرگ بر این باورند که قم یکی از کهن‌ترین سکونت‌گاه‌های انسان در فلات ایران است.[۲۷] [۲۸] مستوفی، موسس شهر قم را طهمورث می‌داند.[۲۹] فتح قم توسط مسلمانان این نظریه را تقویت می‌کند.[۳۰] یعقوبی نیز آن را جزء شهرهای پیش از اسلام دانسته[۳۱] و «تاریخ قم» نیز از فردی به نام سورین نام برده که در زمان بهرام می‌زیسته است.[۳۲] در کل بلاذری، [۳۳] یعقوبی، [۳۴] ثعالبی، [۳۵] ابن اعثم کوفی، [۳۶] ابوحنیفه دینوری، [۳۷] ابن فقیه همدانی، [۳۸] حمزه اصفهانی، [۳۹]حسن بن محمدقمی، [۴۰] فردوسی، [۴۱] سیدظهیرالدین مرعشی [۴۲] از شهر باستانی قم یاد کرده‌اند.

اما در مقابل، مورخینی چون ابودلف خزرجی، [۴۳]، سمعانی، [۴۴]ابوالفداء [۴۵]و یاقوت حموی [۴۶] تاسیس این شهر را پس از ورود اسلام به ایران می‌دانند، البته بعضی سال ۸۵ [۴۷]و بعضی دیگر ۹۳ را گفته‌اند.[۴۸]

در جمع بین دو قول می‌توان گفت: مقصود از شهر تازه این است که مسلمانان به جای شهر و قلعه‌های قدیم شهر جدیدی احداث کردند.[۴۹]

به هر حال قم که زمانی از توابع اصفهان بود، به دست حمزه بن الیسع بن سعد اشعری به کوره (مستقل) تبدیل شد.[۵۰]

پس از اسلام

پس از شکست ساسانیان از مسلمانان، قم نیز از دست ساسانیان خارج شد. بیشتر مورخان، فتح قم را در سال ۲۳ هجری توسط ابوموسی اشعری دانسته‌اند.[۵۱] بعضی از گزارش‌ها، فاتح قم را مالک بن عامر اشعری [۵۲]وبعضی دیگر احنف بن قیس می‌داند.[۵۳] در سال ۶۷ خطاب بن اسدی به جمکران قم آمده و در آن مسجدی بنا نمود.[۵۴]

ورود تشیع

مذهب مردم قم، قبل از هجرت اشعریون به قم زردشتی بوده است.[۵۵]با آنکه قم در سال‌های اولیه فتوحات به دست مسلمانان افتاد ولی مردم آن ترجیح دادند بر همان دین باستانی خود بمانند. پس از ورود اشعریون به قم و تبلیغ دین اسلام توسط آنان، مردم قم بدون اکراه دین اسلام را پذیرفتند و به مذهب اشعریون در آمدند. اگر چه از مذهب اولین مهاجرین اشعری به قم خبر دقیقی در دست نیست ولی شرکت سائب بن مالک اشعری در قیام مختار و مخالفت فرزندش محمد بن سائب با حجاج نشان از گرایش آنان به اهل بیت دارد. ارتباط فرزندان و نسل آنان با ائمه معصومین(ع) این نظریه را تقویت می‌کند.

اولین شهری که در ایران علنا تشیع خود را اعلام نمود قم بود و نخستین کسی که تشیع طایفه خود را علنی کرد و به ترویج آن اهتمام ورزید، موسی بن عبدالله بن سعد اشعری بود.[۵۶]

ریشه‌های تشیع در قم

هجرت خاندان اشعری

نوشتار اصلی: خاندان اشعریون

اشعریون قبیله‌ای یمنی الاصل بودند که در زمان پیامبر(ص) اسلام آوردند و در زمان خلفا در کوفه ساکن شدند و در سال ۸۵ به قم هجرت کردند.

هجرت اشعریون را نقطه عطفی در تاریخ قم دانسته‌اند، چون ورود آنان مقدمۀ ورود تشیع به قم و به دنبال آن دیگر نقاط ایران بود.

پس از شکست قیام مختار و کشته شدن سائب بن مالک اشعری[۵۷] و همچنین کشته شدن محمد بن سائب به دست حجاج بن یوسف، اشعریون از کوفه مهاجرت نموده، به نقاط مختلف ایران سرازیر شدند، دو نفر از آنان به نام احوص و عبدالله پسران سعد بن مالک اشعری به قم آمدند و مورد استقبال یزدان فادار بزرگ حومه قم قرار گرفتند. یزدان فادار از آنان خواست تا در قم اقامت کنند.[۵۸]

بارگاه حضرت معصومه سلام الله علیها

حرم حضرت معصومه(س) در شهر قم

بعد از آنکه اشعری ها در قم ساکن و حاکم گردیدند، قم مأمنی برای شیعیان و دوستان و فرزندان ائمه(ع) گردید. حسن بن محمد قمی در تاریخ قم، فصلی را به ذکر جمعی از فرزندان علی بن ابی طالب(ع) مشهور به «‌طالبیه‌» اختصاص داده است که به قم و اطراف آن آمدند و در آنجا سکنی گزیدند. ناصرالشریعه نیز در «‌تاریخ قم‌» یک باب آن را در معرفی امامزادگان قم و در صدر آنها، فاطمه معصومه (س)، آورده است.

حضرت معصومه سلام الله علیها از مدینه به قصد مرو حرکت کرد ولی کاروان به دلایلی در ساوه متوقف شد و آن حضرت به قم تغییر مسیر داد و پس از ۱۷ روز اقامت در قم، رحلت کرد و در قم دفن شد.

آرامگاه ایشان قم را به دومین شهر مذهبی ایران و اولین پایگاه شیعی در این کشور تبدیل کرد. پس از وی سادات وامامزادگان زیادی به قم [۵۹] و اطراف آن چون آوه و کاشان سرازیر شدند.

حضور فقها و راویان حدیث

یکی دیگر از عوامل گسترش تشیع در قم، شاگردان و اصحاب ائمه و عالمان شیعی بوده‌اند از جمله:

  • ابواسحاق قمی

به گفته ناصرالشریعه، ابواسحاق قمی که اصل وی از کوفه و شاگرد یونس بن عبدالرحمن بود، اولین کسی است که احادیث کوفیان را در قم نشر داده است.

ناصرالشریعهٔ نقل می‌کند: نجاشی در رجال و علامه در خلاصه گفته‌اند: او از ثقات جلیل القدر و عظیم الشأن است و نزد حضرت رضا(ع) وجاهتی داشته و امام رضا (ع) درباره‌اش گفته:

«‌خدا او را مشمول رحمت خود قرار دهد؛ روزی که به دنیا آمد و روزی که وفات یافت و روزی که زنده برانگیخته شود.‌» [۶۰]

او را «‌قافله سالار قمیین‌» دانسته و گفته‌اند او از حضرت جواد و حضرت هادی(ع) روایت کرده و از خواص حضرت امام حسن عسکری(ع) بوده و شیخ قمیین است. نجاشی او را در شمار جماعتی که توقیع مبارک در مدح آنها صادر شده، ذکر نموده است.[۶۱]

نوشتار اصلی: شیخ صدوق

از جمله علمای شیعی که در قم ساکن شدند «‌علی بن بابویه قمی‌» معروف به صدوق (متوفای ۳۸۱ه.ق) است که از عالمان بزرگ شیعه به شمار می‌آید.

ارتباط با امامان شیعه

مردم قم و در راس آنان اشعریان اولین کسانی بودند که خمس درآمد سالیانه خود را برای امامان شیعه ارسال می‌کردند. ارتباط اشعریان با ائمه شیعه تا بدان جا بود که ائمه برای آنان کفن می‌فرستادند.

مادلونگ می‌گوید:

شیعیان قم در وفاداری به امامت دوازده امام باقی ماندند و هیچ گونه انشقاقی، اعم از فطحی یا واقفی، در میان محدثان امامی این شهر مشاهده نگردید. [۶۲]

اولین ارتباط

تعدادی از فرزندان عبدالله بن سعد بن مالک، که از نخستین مهاجران به قم بود، از صحابه امامان بودند و این قدیم‌ترین گزارشی است که از ارتباط اشعریان قم و امامان شیعه ثبت شده است. موسی بن عبدالله بن سعد از اصحاب امام صادق(ع) بود و بنابر اشاره شیخ طوسی، از امام باقر(ع) نیز روایت شنیده بود. شعیب بن عبدالله را نیز از اصحاب صادقین (امام صادق و امام باقر(ع) دانسته‌اند. آدم، ابوبکر، عبدالملک، یسع، یعقوب و اسحاق دیگر فرزندان عبدالله بن سعد بودند که از صحابه و شاگردان امام صادق(ع) به شمار رفته‌اند.[۶۳]

ارادت به امام کاظم(ع)

پس از شهادت امام کاظم(ع) که برای بسیاری از شیعیان وغیر شیعیان در هاله‌ای از ابهام بود، اهل قم با یقین به شهادت آن حضرت به دست هارون، با حاکمانی که از سوی این خلیفه گماشته می‌شدند، مخالفت ورزیدند.[۶۴]

امام رضا(ع) و مردم قم

خرید پیراهن امام رضا(ع) از دعبل خزاعی به مبلغی گزاف جهت تبرک جستن از آن، نهایت علاقه وارتباط مردم قم با اهل بیت را می‌رساند.

یونس بن عبدالرحمان اشعری وکیل امام رضا(ع) تا بدانجا از علوم اهل بیت استفاده می‌کند که وقتی ابن المهتدی از امام می‌پرسد: اگر شما را ندیدم سوالاتم را از چه کسی بپرسم امام یونس بن عبدالرحمان را معرفی می‌نماید. امام رضا(ع) خطاب به زکریا بن آدم قمی می‌فرماید:

خداوند توسط تو بلا را از اهل قم برمی‌دارد همان طور که به واسطه امام کاظم(ع) بلا را از اهل بغداد برمی‌دارد.

زکریا بن ادریس اشعری قمی از بزرگان اصحاب امام رضا(ع) است که از امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) نیز حدیث نقل می‌کند. وقتی او رحلت می‌کند امام رضا(ع) برایش رحمت می‌فرستد.[۶۵]

دعای امام جواد(ع)

امام جواد(ع) پس از آنکه از وضع نابسامان قم توسط نامه علی بن مهزیار آگاه می‌شود، برای مردم قم از خداوند نجات و رهایی درخواست کرد و فرمود:

از گرفتاری مردم قم مطلع شدم خداوند برایشان گشایش بوجود آورد و از این رنج خلاصشان کند.

شاگردان امام هادی(ع) از مردم قم

مردم قم با امام هادی(ع) نیز با آنکه در پادگان نظامی زیر نظر بود، ارتباط بر قرار می‌کرده تا جایی که متوکل وحشت نموده و تصور می‌کرد آنان سلاح به سامره می‌برند. ماموران متوکل در کمین این کاروان‌ها بودند تا اموالشان را مصادره کرده و به نزد خلیفه ببرند.[۶۶] تعدادی از شاگردان امام هادی(ع) که آنان را در زمره محدثان ذکر می‌کنند از مردم قم بودند.[۶۷] امام هادی(ع) مردم قم را آمرزیده دانسته‌اند بدان جهت که از همان زمان به زیارت امام رضا(ع) می‌رفتند. [۶۸][۶۹]

نامه امام حسن عسکری(ع)

نامه امام حسن عسکری(ع) به مردم قم و آوه معروف است، امام در نامه‌ای به مردم این دو شهر خاطر نشان می‌کنند:

خداوند متعال با وجود لطف و عناتیش، با فرستادن پیامبر اسلام(ص) به عنوان مژده بخش و هشداردهنده، بر مردم منت نهاد، و شما را به پذیرش دینش توفیق داد و با هدایتش گرامی داشت، و بذر محبت و دوستی خاندان پیامبر را در قلوب گذشتگان و آیندگان شما در سرزمین اطاعتش کاشت، آنها که از میان شما رفتند به نجات و سعادت رسیدند، و میوه‌های کردار نیک خود را چیدند و به پاداش اعمالشان نایل شدند.

‌ای مردم! همواره اراده و نیت ما، استوار و محکم است، و روان ما به افکار نیک و پاک شما آرام است، و پیوند قرابت بین ما و شما پرتوان است که چنین پیوندی از سفارش‌های گذشتگان ما و شما است.

پیمانی است که بر عهده جوانان ما و پیران شما برقرار است، و همواره با اعتقاد واحد و به هم پیوستگی، محکم هستیم، چرا که خداوند این ارتباط تنگاتنگ و ناگسستنی را بین ما برقرار نموده است، چنان که عالِم (اشاره به امام صادق یا امام باقر علیهما السلام) می‌فرماید:

"اَلْمْؤمِنْ اَخُو الْمْؤمِنِ لِاُمِهِ وُ اَبِیهِ؛ مؤمن برادر پدر و مادری مؤمن است."[۷۰]

فراز و نشیب در ادوار مختلف تاریخی

پس از فتح قم، حضور اشعریان و حرم حضرت معصومه(ص) قم را پایگاه بزرگ شیعی تبدیل کرد، مردم قم از همان ابتدا با ریاست غیر شیعی بر آنان کنار نمی‌آمدند و دست به قیام می‌زدند این قیام‌ها از همان زمان عباسیان آغاز شد.

قیام‌های مردم قم علیه خلفای عباسی

دو قیام در زمان مامون

  • قیام اول: پس از شهادت امام رضا علیه‌السلام مامون به بغداد عزیمت نمود، مردم قم در سال ۲۱۰ از پرداخت خراج به خلیفه عباسی سرباز زدند، و دست به قیام زدند، مامون نیز لشکری به فرماندهی علی بن هشام مروزی فرستاد و پس از خرابی‌ها و کشتارهای زیادی آنان را سرکوب کرد. [۷۱]
  • قیام دوم: در سال ۲۱۵ دوباره مردم قم دست به شورش زدند و حاکم عباسی را بیرون کردند، مامون پس از فرستادن سپاهی دست به کشتار و زندانی کردن مردم نموده قیام را سرکوب کرد.[۷۲] حسن بن محمد قمی تاریخ این واقعه را درسال ۲۱۷ق می‌داند.[۷۳]

قیام در زمان دیگر خلفا

  • معتصم:
در اوایل خلافت معتصم مردم قم بار دیگر دست به شورش زده و حاکم شهر را بیرون کردند، معتصم لشکر انبوهی روانه قم کرد، وبسیاری از باغها و خانه‌ها را به آتش کشید، و خسارات زیادی به شهر وارد کرد.[۷۴]
  • معتز:
در زمان این خلیفه دو قیام از سوی قمی‌ها صورت گرفت، یک بار توسط مفلح ترک قیام سرکوب شد و بار دیگر توسط موسی بن بغا، [۷۵] ظلم وستم موسی بن بغا به قمی‌ها آنقدر زیاد شد که شکایت به امام حسن عسکری(ع) برده و از ایشان چاره جویی کردند، حضرت دعای نسبتا مفصلی برای مردم قم ارسال کرد تا جهت گشایش در امر مردم آن را در قنوت نماز بخوانند. [۷۶]
  • مقتدر:
از میان خلفای عباسی مقتدر کار عاقلانه‌ای کرد، وی با فرستادن حسین بن حمدان شیعی، توانست با قمی‌ها کنار بیاید، [۷۷] هنگام ورود حسین بن حمدان، مردم قم از وی استقبال کردند، و گفتند: ما با کسی جنگ می‌کنیم که با مذهب ما مخالف باشد تو با ما هم مذهب هستی، میان ما و تو اختلافی نیست.
  • معتضد:
معتضد نیز چون دیگر خلفای پیشین حکمرانان غیر شیعی را به قم فرستاد، این امر باعث مخالفت قمی‌ها شد، و حکمرانان وی را از شهر بیرون کردند، وی ابراهیم بن کلیخ را برای دفع شورش به قم فرستاد، وی عده‌ای را کشت ولی نتوانست قیام را مهار کند، خلیفه از امیر اسماعیل سامانی برای دفع شورش قم کمک خواست، امیر اسماعیل مهارت خاص خود، بدون خونریزی، شورش را خواباند، و یحیی بن اسحاق شیعی را به حکومت گماشت.

مساجد مهم

دورنمایی از مسجد جمکران
نوشتار اصلی: مسجد جمکران
  • مسجد جمکران، این مسجد در شش کیلومتری جنوب شرقی شهر قم (جاده قدیم کاشان-قم). واقع شده است و همواره پذیرای زائرینی از نقاط ایران و سایر کشورهاست.[۷۸]
  • مسجد جامع قم، قدمت این مسجد به قرن ششم برمی‌گردد، این مسجد پس از مسجد امام حسن عسکری، قدیمیترین مسجد قم محسوب میشود.[۸۲] صاحب النقض بنای این مسجد را مربوط به عصر طغرل سلجوقی می‌داند. [۸۳]
نوشتار اصلی: مسجد اعظم قم

مدفونین در قم

انتقال اموات به قم و دفن آنان در خاک این شهر، از دیرباز بین شیعیان رواج داشته است. از همین روست که قبر بسیاری از علما و سلاطین و بزرگان در قم قرار گرفته است. این رسم از دوره صفویه رواج زیادی یافت و شاردن در سفرنامه خود به انتقال اجساد از اکناف و اطراف ایران به گورستان بزرگی که سمت چپ مزار حضرت معصومه(س) قرار داشته، اشاره می‌کند.

افزون بر تعداد زیادی از علمای بزرگ شیعه مانند زکریا بن آدم، علی بن بابویه، محمد بن قولویه، علی بن ابراهیم، قطب راوندی و غیره که در قم مدفونند. جسد برخی از شاهان و سلاطین ایرانی نیز بعد از مرگشان به قم منتقل و در جایی از بنای حرم حضرت معصومه(س) دفن شد:[۸۶]

پانویس

  1. بحار، ج۶۰، ص۲۱۶
  2. بحار، ج۶۰، ص۲۱۶
  3. تاریخ، قم ص۲۲
  4. دهخدا، ج۱۲، ص۱۸۷۵۰
  5. تاریخ قم ص۲۳
  6. تقویم البلدان ص۴۱۰ ابی الفدا، بیروت، لیدن، ۱۸۴۰
  7. معجم البلدان، ج۴، ص۳۷۹
  8. بحار، ج۶۰ص۲۱۲
  9. بحار، ج۶۰ص۲۱۷
  10. بحار، ج۶۰ص۲۱۲
  11. بحار، ج۶۰ص۲۱۴
  12. بحار، ج۶۰ص۲۱۲
  13. بحار، ج۶۰ص۲۱۵
  14. بحار، ج۶۰ص۲۱۵
  15. بحار، ج۶۰ص۲۲۸
  16. بحار، ج۶ص۲۲۸
  17. بحار، ج۶۰ص۲۱۶
  18. بحار، ج۶۰ص۲۱۳
  19. تاریخ قم، ص۲۲-۲۵
  20. تاریخ قم، ص۲۲-۲۵
  21. تاریخ قم، ص۲۲-۲۵
  22. تاریخ قم، ص۲۲-۲۵
  23. تاریخ قم، ص۲۲-۲۵
  24. تاریخ قم، ص۲۲-۲۵
  25. تاریخ قم، ص۲۲-۲۵
  26. تاریخ قم، ص۲۲-۲۵
  27. ایران از آغاز تا انجام، ص۷
  28. باستان شناسی ایران باستان، ص۱۲۴
  29. نزهه القلوب، ص۶۷
  30. فتوح البلدان، ص۳۱۹
  31. تاریخ یعقوبی، ج۱ص۱۴۴
  32. تاریخ قم، ص۸۲-۸۹
  33. فتوح البدان، ص۴۳۶
  34. تاریخ یعقوبی، ج۱ص۱۴۴
  35. غرراخبارملک الفرس، ص۷۰۹
  36. الفتوح، ج۱ص۲۸۶-۲۸۸
  37. اخبار الطوال، ص۶۷
  38. مختصر البلدان، ص۲۰۹
  39. سنی ملوک الارض والانبیاء، ص۳۵
  40. تاریخ قم، ص۹۱
  41. شاهنامه جلد۴ص۱۲۸
  42. تاریخ طبرستان و رویان، ص۴
  43. سفرنامه ابودلف، ص۷۱
  44. الانساب، ص۴۶۱
  45. تقویم البدان، ص۴۰۹
  46. معجم البدان، ج۴ص۴۵۱
  47. معجم البلدان، ج۴ص۳۹۷
  48. تاریخ قم ص۲۵۳الی ۲۵۶
  49. جغرافیای تاریخ قم، ۷۸؛ادیب کرمانی، ص۷۳
  50. تاریخ قم، ص۲۷۹
  51. حسن بن محمد قمی، تاریخ قم، ص۲۵؛ فتوح البلدان، ص۴۳۹
  52. تاریخ قم، ۲۶۱
  53. تاریخ قم، ۵۶
  54. تاریخ قم، ص۳۸
  55. شعبانی ۱۳۶
  56. تاریخ قم ص۲۷۸
  57. تاریخ قم ص۲۸۴-۲۹۰
  58. تاریخ قم، ص۲۴۶
  59. تاریخ قم، ص۲۱۵
  60. ناصر الشریعه، ص۱۹۵
  61. ناصر الشریعه، ص۱۶۸
  62. کیهان اندیشه، ش۱۵۲ص۱۵۳؛ دایره المعارف تشیع، ج۱۳ص ۲۷۲
  63. پیروزفر و آجیلیان، ص۳۵-۳۶
  64. دایره المعارف تشیع، ج۱۳ص۲۷۱
  65. دایره المعارف تشیع، ج۱۳ص۲۷۱
  66. دایره المعارف تشیع، ج۱۳ص۲۷۱
  67. دایره المعارف تشیع، ج۱۳ص۲۷۱
  68. دایره المعارف تشیع، ج۱۳ص۲۷۱
  69. تاریخ، قم، ناصرالشریعه، ۱۴۶
  70. اعیان الشیعه، ج۲: ۴۱
  71. تاریخ ‏قم، ص۳۵
  72. طبری، ج۱۳ص ۵۷۴۲
  73. تاریخ ‏قم، ص۳۵
  74. کامل، ج۱۲ص ۵۴
  75. فتوح‏البلدان، ص:۳۰۷
  76. نقدالرجال ص۳۳۱
  77. الکامل، ج‏۸، ص:۱۹
  78. مجموعه مقالات، جدوم، ص۲۵۳
  79. تاریخ قم، ۳۷
  80. آثار تاریخی و فرهنگی قم، ۱۶۸
  81. آثار تاریخی و فرهنگی قم، ۱۶۸
  82. مجموعه مقالات، ج۲ص ۲۵۴
  83. النقض، ص۱۶۳
  84. مجموعه مقالات، ج۲ص ۲۵۴
  85. مجموعه مقالات، ج۲ص ۲۵۳
  86. فقیهی، تاریخ مذهبی قم، صص۱۸۲-۱۸۶.

منابع

  • ابن فقیه همدانی، مختصرالبلدان، تصحیح مخیائیل یا دخویه، لیدن، ۱۳۲۰ق.
  • ابوالفدا اسماعیل بن محمد، تقویم البلدان، بیروت، دارصادر، افست از چاپ پاریس، ۱۸۴۰م.
  • ابودلف مسعربن مهلهل خزرجی، سفرنامه ابی دلف در ایران، تصحیح ولادیمیرمینورسکی، ترجمه سید ابوالفضل طباطبایی، تهران، زوار، ۱۳۵۴.
  • ادیب کرمانی، غلامحسین، افضل الملک، ۱۳۶۹، تصحیح مدرسی طباطبایی، وحید، بی‌تا، بی‌جا.
  • اصفهانی حمزه بن حسن، سنی ملوک الارض و الانبیا، بیروت، ۱۹۶۱م.
  • بلاذری احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ترجمه محمد توکل، تهران، نقره، ۱۳۳۷، چاپ اوّل.
  • پیروزفر، سهیلا و آجیلیان مافوق، محمد مهدی، خاندان اشعری و تاثیر آن بر سیر تحول مکتب حدیثی قم؛ فصلنامه حدیث پژوهی، شماره۵، بهار و تابستان ۱۳۹۰
  • ثعالبی، غرر الاخبار نلئم الفرس، تصحیح اچ.زوتمبرگ، بیروت (افست از چاپ پاریس) ۱۹۸۲م.
  • حسن بن محمد قمی، تاریخ قم، ترجمه حسن بن علی بن حسن عبدالملک قمی، تهران، توس، ۱۳۶۱.
  • دینوری ابوحنیفه، تحقیق عبدالمنعم عامر، قاهره، وزاره الثقافه والارشاد القومی، ۱۹۶۰م.
  • رومن گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمدمعین، تهران، علمی وفرهنگی، ۱۳۶۸.
  • شهیدی رضا، گزیده تاریخ ایران، تهران، سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامی، ۱۳۸۱.
  • عرب زاده ابوالفضل، جغرافیای تاریخی قم، انتشارات زائر، ۱۳۸۳.
  • فردوسی ابوالقاسم، شاهنامه، تصحیح ژول مول، تهران، انتشارات کتب جیبی، ۱۳۶۸.
  • لویی واندنبرگ، باستان شناسی ایران باستان، ترجمه عیسی بهنام، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۸.
  • مرعشی ظهیرالدین، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، تصحیح عبدالحسین نوایی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۳۹.
  • مستوفی حمدالله، نزهه القلوب، تحقیق گی لسترنج، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۲.
  • ناصر الشریعه محمد حسین، تاریخ قم، مقدمه و تعلیق علی دوانی، قم دارالفکر، ۱۳۵۰.
  • یعقوبی احمد بن واضح، تاریخ یعقوبی، بیروت دار الصادر.

پیوند به بیرون


به زبان‌های دیگر مطالعه کنید