باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

ماجرای قتل عثمان

(تغییرمسیر از قتل عثمان)
شورش علیه خلیفه سوم
زمان: سال ۳۵ هجری
مکان: مدینه
نتیجه: کشته شدن عثمان
علت جنگ: بخشش‌های گسترده خلیفه از بیت المال به خویشاوندان. قرار دادن اقوام بر مسئولیت‌های مهم
جنگندگان:
شورشیان از مصر، کوفه، بصره و ... موافقان عثمان


ماجرای قتل عثمان شورش گروه زیادی از مردم علیه خلیفه سوم مسلمانان، عثمان بن عفان است که به قتل او منتهی شد. قتل عثمان، سبب آغاز نزاع و جنگ‌های داخلی شد و همچنین اختلاف بین بنی‌امیه و بنی‌هاشم را دوباره برافروخت. مورخان و محققان قتل عثمان را سرآغاز فتنه‌ها در جهان اسلام دانسته‌اند.

عثمان در سال‌های پایانی حکومتش،، بیشتر مناصب حکومتی را به خویشاوندان خود از بنی‌امیه سپرد. او همچنین بخشش‌های بسیاری از بیت المال به خویشاوندانش داشت که با اعتراض مردم و صحابه همراه بود. برخی گفته‌اند او به دنبال «اُموی ساختن حکومت» بود. با تغییر حاکم مصر توسط عثمان، معترضان مصری به مدینه آمدند. امام علی(ع) به درخواست عثمان برای وساطت نزد شورشیان رفت و آنان پس از تعهد خلیفه به اموری از جمله رعایت عدالت در تقسیم بیت‌المال و قراردادن افراد لایق در مسئولیت‌ها به سمت شهرهایشان بازگشتند. خلیفه نیز سخنرانی کرده و از عملکرد خود توبه نمود.

شورشیان مصری در بازگشت، نامه خلیفه برای فرماندار مصر را یافتند که در آن به قتل و زندانی‌کردن شورشیان دستور داده بود از این‌رو مصریان به مدینه بازگشته، شورشیان شهرهای دیگر را نیز فراخواندند. عثمان نوشتن نامه را انکار کرد اما عذر خلیفه، آنان را قانع نکرد و گفتند تنها به کناره‌گیری خلیفه از خلافت راضی می‌شوند. در نهایت پس از چهل روز محاصره خانه عثمان، افرادی به خانه هجوم برده و او را در ذی‌الحجه سال ۳۵ هجری کشتند.

امام علی(ع) با این‌که اشتباهات و خطاهای عثمان را قبول داشت اما به عملکرد شورشیان نیز انتقاداتی داشت و کشتن عثمان را نیز درست نمی‌دانست. برخی از نویسندگان اهل سنت این ماجرا را با عنوان واقعة یَومُ الدّار نام‌گذاری کرده‌اند.

محتویات

اهمیت ماجرای قتل عثمان در تاریخ اسلام

ماجراهای منتهی به قتل عثمان بن عفان به عنوان سومین خلیفه مسلمانان یکی از مهم‌ترین حوادث دوران بعد از پیامبر اسلام دانسته شده است. او حدود دوازده سال خلیفه مسلمانان بود.[۱] محققان معتقدند عثمان در شش سال اول خلافت بسیار آرام عمل کرد و کوشید موقعیت خود را مستحکم کند. اما در شش سال دوم، بنی‌امیه را صاحب قدرت کرد، مناصب مهم حکومتی را به آن‌ها سپرد و عملا تمام قدرت در دست بنی‌امیه افتاد.[۲]

شیوه حاکمیت او اعتراض‌های شدیدی را برانگیخت و این اعتراض‌ها منجر به محاصره خانه و سپس قتل او شد. ابن‌حجر عسقلانی مورخ اهل‌سنت معتقد است قتل عثمان سرآغاز فتنه‌ها در جهان اسلام گردید.[۳] اختلاف بین بنی‌امیه و بنی‌هاشم و طرفداران آن‌ها را دوباره برافروخت؛ بنی‌امیه خود را خونخواه عثمان دانسته و علی(ع) که خلیفه بعدی بود را مقصر می‌دانستند.[۴] بنی‌امیه قتل عثمان را وسیله‌ای برای احیای برتری و قدرت خود میان عرب کردند[۵]

کشته شدن عثمان زمینه‌ساز سه جنگ‌های داخلی در زمان حاکمیت امام علی(ع) شد که در یکی از آن‌ها افراد نامداری مانند طلحه، زبیر و عایشه حضور داشتند. همچنین گروهی به نام خوارج به وجود آمد.[۶]

زمینه‌های نارضایتی و شورش

محققان معتقدند نارضایتی و انقلاب علیه عثمان، ناگهان و یکباره نبوده است بلکه عوامل مختلفی در گذر زمان سبب شد تا مخالفت‌ها شکل گرفته و در نهایت به حدی رسید که دیگر قدرتی برای جلوگیری از آن وجود نداشت.[۷] این عوامل بیشتر مربوط به شخص خلیفه و عملکرد او بود.[۸]

قراردادن بنی‌امیه بر مسئولیت‌ها

محققان معتقدند عملکرد عثمان در قرار دادن بنی‌امیه بر مسئولیت‌ها به نحوی بود که می‌توان از آن با عنوان «اُموی ساختن حکومت» یاد کرد.[۹] منابع تاریخی برخی اقوام عثمان و مسئولیت‌های آنان را چنین برشمرده‌اند:

نام نَسَب و نسبت با عثمان مسئولیت
ولید بن عقبه برادر مادری عثمان حاکم کوفه[۱۰]
عبدالله بن عامر پسر دایی عثمان حاکم بصره[۱۰]
عبدالله بن ابی‌سرح برادر رضاعی عثمان حاکم مصر[۱۰]
معاویه بن ابوسفیان بنی‌امیه حاکم شام[۱۱]
مروان بن حکم پسر عمو و داماد کاتب[۱۱]
سعید بن عاص بنی‌امیه حاکم کوفه[۱۲]

قرار دادن اقوام و خویشاوندان عثمان بر جامعه اسلامی و همچنین نوع حکومت کردن این افراد موجب اعتراض بسیاری از مسلمانان گردید.[۱۳]

برخی از این حاکمان سابقه خوبی در اسلام نداشتند؛ عبدالله بن عامر سابقه ارتداد داشت.[۱۴] ولید بن عقبه شخصی بود که قرآن او را فاسق خطاب کرده بود.[۱۵] مروان بن حکم نیز به همراه پدرش توسط پیامبر از مدینه اخراج شده بودند که عثمان آن‌ها را دوباره به مدینه بازگرداند.[۱۶]

امام علی(ع):
«سومی (عثمان) به حکومت رسید... و دودمان پدری او (بنی امیه) به همراهی او برخاستند و چون شتری که گیاه تازه بهار را با ولع می‌خورد به غارت بیت المال دست زدند، در نتیجه این اوضاع رشته‌اش پنبه شد، و اعمالش کار او را تمام ساخت».[۱۷]

بذل و بخشش از بیت المال

عثمان پس از خلافت بسیار ثروتمند شده بود.[۱۸] مهم‌ترین مشکل عثمان را بذل و بخشش از بیت‌المال دانسته‌اند.[۱۹] عثمان اموال بسیاری را به بنی‌امیه می‌داد.[۲۰] این بخشش‌ها از بیت‌المال که مخالف عملکرد خلفای پیش از عثمان نیز بود،[۲۱] اثر منفی در جامعه داشت و موجب بدگمانی بسیاری از مردم شد.[۱۸]

منابع تاریخ برخی از این بخشش‌ها از بیت‌المال را ذکر کرده‌اند؛ او خمسی که از آفریقا آمده بود را به مروان بن حکم[۲۲] و در زمانی دیگر به ابن ابی‌سرح داد.[۲۳] عثمان همچنین اموال بسیاری را به حارث بن حکم،[۲۴] حکم بن ابی‌العاص،[۲۵] عبدالله بن خالد بن أسید و... بخشید.[۲۱]

عبدالله بن سبا

تعداد اندکی از مورخان اهل سنت معتقدند عبدالله بن سبأ در تبلیغ علیه عثمان و ایجاد شورش علیه او نقش بسزایی داشت.[۲۶] در مقابل برخی محققان شیعه[۲۷] و اهل سنت[۲۸] در اصلِ وجود داشتن شخصی به نام عبدالله بن سبا اشکال کرده‌اند. همچنین برخی معتقدند که نمی‌توان جامعه اسلامی را اینقدر سست دانست که قیام علیه خلیفه مسلمین را توسط یک شخص یهودی تازه مسلمان شده بدانیم.[۲۹]

محاصره خانه و قتل عثمان

بنابر منابع تاریخی؛ پس از عزل عمرو بن عاص از حکومت مصر و قرار دادن عبدالله بن ابی‌سرح به جای او، حدود ششصد نفر از مصریان برای اعتراض به مدینه آمدند و این آغاز اعتراضات علیه خلیفه بود.[۳۰] برخی دیگر یکی از بخشش‌های خلیفه از بیت المال را سبب ظهور اختلاف و آغاز شورش دانسته‌اند.[۳۱] معترضان پس از حرکت به سمت مدینه، با نامه‌نگاری، یکدیگر را به مدینه فراخواندند.[۳۲]

ورود معترضان به مدینه و توبه عثمان

زمانی که مخالفان به نزدیکی مدینه رسیدند، عثمان، امام علی(ع) را واسطه کرد تا آن‌ها را بازگرداند.[۳۳] براساس منابع شیعه[۳۴] و اهل سنت[۳۵]، عثمان با مخالفان خود عهد بست و تعهد داد افراد تبعید شده، بازگردانده شوند، در تقسیم بیت المال عدالت رعایت شود و افراد امانت‌دار و قوی بر امور گمارده گردند. همچنین پس از این معاهده، عثمان بر منبر رفت و از عملکرد خود استغفار و توبه نمود و سپس مردم را بر آنچه گفت، شاهد گرفت.[۳۶] در نهایت مخالفان راضی شده و به شهرهای خود بازگشتند.[۳۳]

بازگشت معترضان به مدینه

مخالفان مصری در بازگشت، غلام خلیفه را یافتند که بر شتری از بیت المال سوار بود و نامه‌ای را پنهان کرده بود.[۳۷] این نامه حاوی دستور خلیفه با مهر خلیفه بود، و در آن به قتل و زندان شورشیان دستور داده شده بود. شورشیان پس از گرفتن نامه به مدینه برگشتند.[۳۸] کوفیان نیز پس از اطلاع به سمت مدینه بازگشتند.[۳۹]سپس شورشیان به نزد امام علی رفتند و با ایشان به نزد عثمان رفتند. اما عثمان قسم خورد که نه نامه‌ای نوشته و نه از آن اطلاع داشته است.[۳۸]

توضیح خلیفه، شورشیان خشمگین را قانع نکرد و گفتند عثمان شایسته خلافت نیست و باید از خلافت کناره‌گیری کند[۳۹] عثمان حرف آن‌ها را نپذیرفت و گفت لباسی که خداوند بر تن او کرده است را در نمی‌آورد، با این حال حاضر است توبه کند. شورشیان با استناد توبه قبلی او و شکستنش، گفتند تنها به کناره‌گیری عثمان از خلافت راضی می‌شوند و در این راه یا کشته می‌شوند یا عثمان را می‌کشند.[۴۰]

محاصره خانه

در نهایت شورشیان خانه عثمان را محاصره کرده و از ورود آب و غذا به داخل خانه جلوگیری کردند.[۴۱] محاصره کنندگان را افرادی از مصر، بصره، کوفه و بخشی از اهالی مدینه دانسته‌اند.[۴۲] محاصره خانه عثمان چهل روز طول کشید[۴۱] که در این مدت عثمان به معاویه و ابن‌عامر نامه نوشته و از آن‌ها درخواست کمک کرد.[۴۳]

در زمان محاصره خانه عثمان، برخی افراد به امام علی(ع) پیشنهاد دادند از مدینه خارج شود تا اگر عثمان کشته شد، او در شهر نباشد. اما امام این پیشنهاد را نپذیرفت.[۴۴]

شورشیان از ورود آب و غذا به داخل خانه جلوگیری کردند. پس از آن‌ عثمان از امام علی(ع)، طلحه، زبیر و همسران پیامبر درخواست کرد به او آب برسانند.[۴۵] امام علی(ع) و ام‌حبیبه همسر پیامبر، اولین افرادی بودند که درخواست عثمان را اجابت کرده و تلاش کردند به او آب برسانند ولی هر دو ناموفق بوده و با برخورد شدید شورشیان مواجه شدند.[۴۶] امام علی(ع) پس از جلوگیری از ورود آب و غذا، شورشیان را مذمت کرده و عمل آنان را نه شبیه عمل مومنان و نه حتی کافران دانست و گفت به چه دلیل حصر و قتل او را حلال می‌دانید.[۴۶] البته برخی گروه‌ها به صورت پنهان به خلیفه آب رساندند.[۴۷]

امام حسن(ع) به دستور امام علی(ع) به همراه افرادی چون عبدالله بن زبیر، مروان بن حکم و... از خانه عثمان محافظت می‌کردند.[۴۸]

قتل عثمان

در مورد قتل عثمان نقل‌های مختلفی وجود دارد.[۴۹] براساس برخی نقل‌ها در ابتدا گروهی به خانه حمله کردند و افراد در خانه، آنان را بیرون کردند. سپس حمله دوم انجام شد و عثمان در آن کشته شد.[۵۰] در این حمله نائله همسر عثمان مجروح شده و انگشتانش قطع شد. انگشتان قطع شده او به همراه پیراهن عثمان، دستاویز معاویه برای تحریک مردم شام گردید.[۵۱]

قتل عثمان را در روز جمعه هجدهم ذی‌الحجه سال ۳۵هجری دانسته‌اند.[۵۲] روز کشته شدن عثمان در تاریخ به «واقعه یوم الدار» نیز مشهور گشته است.[۵۳]

عملکرد اصحاب برجسته پیامبر

برخی مورخان و محققان اهل سنت معتقدند هیچ یک از صحابه اعم از مهاجران و انصار در قتل عثمان نقش نداشته‌اند؛ برخی از آنان مخالف برخورد با عثمان بودند ولی به اجبار سکوت کردند، برخی دیگر دخالت نکردند و برخی دیگر مدینه را ترک کردند.[۵۴] همچنین معتقدند آنچه از نقش صحابه در محاصره و قتل عثمان در منابع تاریخی و غیر تاریخی آمده، ضعیف است.[۵۵] این نوع تحلیل‌ها را به این جهت دانسته‌اند که اهل‌سنت همه اصحاب پیامبر را عادل می‌دانند و نقش داشتن آنان در قتل عثمان، مخالف این اعتقاد است.[۵۶]

با این حال منابع مختلف متن‌های بسیاری در دخالت صحابه در شورش علیه عثمان نقل کرده‌اند؛ هاشم بن عتبه صحابی پیامبر قاتلان عثمان را چنین معرفی می‌کند که اصحاب محمد، فرزندانشان و... او را کشتند.[۵۷] برخی مورخان طلحه، زبیر و عایشه را مخالف‌ترین مردم نسبت به عثمان دانسته‌اند.[۵۸] همسر عثمان پس از قتل عثمان، نامه‌ای به معاویه می‌نویسد و در آن نامه، اهل مدینه را افرادی می‌داند که عثمان را در خانه‌اش محاصره کردند.[۵۹]

امام علی(ع)

نفوذ امام علی(ع) در میان شورشیان سبب شد عثمان در مواقعی از ایشان کمک بخواهد.[۶۰] عثمان در ابتدای شورش، امام علی(ع) را برای وساطت نزد شورشیان فرستاد.[۳۳] همچنین زمانی که خانه‌اش در محاصره بود، از امام طلب کمک کرد،[۶۱] امام علی(ع) نیز فرزندش امام حسن(ع) را برای محافظت به نزد عثمان فرستاد که در درگیری‌ها مجروح شد.[۶۲] پس از جلوگیری از ورود آب و غذا به داخل خانه، عثمان از برخی صحابه از جمله امام علی(ع) خواست تا به او آب برساند.[۴۵] امام علی(ع) خود می‌گوید آنقدر از عثمان دفاع کرده که می‌ترسد در این مورد مرتکب گناهی شده باشد.[۶۳]

شورشیان نیز با این‌که در بسیاری مواقع از امام علی(ع)‌، اطاعتی نداشتند با این حال در ابتدا او را واسطه گفتگو با عثمان قرار دادند. امام نیز عثمان را نصیحت کرد.[۶۴] امام شورشیان را نیز نصیحت کرده و اشتباهاتشان را گوشزد می‌کرد؛ پس از محاصره خانه عثمان و جلوگیری از ورود آب و غذا، امام شورشیان را به شدت مذمت کرده و عمل آن‌ها را دور از عمل مومنان و حتی کافران دانست.[۶۵]

امام علی(ع) از یک ‌طرف عثمان را «حَمَّالُ الْخَطَایا؛ فردی با اشتباهات بسیار» نامید[۶۶] و همچنین اعتقاد نداشت که عثمان مظلوم کشته شده است.[۶۷] از طرف دیگر با قتل عثمان مخالف بود و خود را بی‌گناه‌ترین مردم نسبت به خون عثمان معرفی می‌کرد.[۶۸]

طلحه

طه حسین مورخ معاصر مصری، طلحه را از افرادی می‌داند که تمایلش به شورشیان را مخفی نمی‌کرد بلکه حتی اموالی را به گروهی از آن‌ها داد.[۵۴] امام علی(ع)‌ نیز در مورد طلحه و زبیر چنین گفت که آنان حقی را طلب می‌کنند که خود ترکش کردند و انتقام از خونی (خون عثمان) را بهانه می‌کنند در حالی که خود آن‌را ریختند.[۶۹]

ابن‌اثیر مورخ قرن ششم نقل می‌کند طلحه علیه عثمان فعالیت‌هایی داشت و در آن‌ها شکست خورد.[۷۰] همچنین براساس برخی نقل‌ها طلحه شخصی بود که پیشنهاد داد از بردن آب و غذا به خانه عثمان جلوگیری شود.[۷۱]

معاویه

عثمان برای معاویه نامه‌ای نوشت و از او درخواست کمک کرد. معاویه نیز سپاه دوازده هزار نفری را فرستاد. اما به آن‌ها دستور داد در مرزهای شام بمانند تا اینکه به آن‌ها دستور بعدی داده شود.[۷۲] این سپاه در رسیدن به مدینه و کمک به خلیفه کوتاهی کرد و وقتی فرستاده شام به نزد عثمان رفت تا از او اطلاع یابد، عثمان به او گفت شما منتظر قتل من هستید تا خود را ولی خون من قرار دهید.[۷۲]

مرگ عثمان بیشترین نفع را برای معاویه داشت.[۷۳] او پس از قتل عثمان بر منبر رفت و از همان ابتدا خود را خونخواه عثمان دانست.[۷۴]

امام علی(ع) معاویه را مقصر در قتل عثمان می‌دانست و وقتی معاویه او را به قتل عثمان متهم کرد، امام چنین استدلال کرد؛ کدام یک راه را برای قتل او فراهم آورد؛ علی(ع)‌که عثمان را یاری کرد تا در جایگاهش بماند و دست از اعمالش بردارد، یا معاویه‌ای که عثمان از او یاری خواست و او یاری دادنش را به تأخیر انداخت، و سپاه مرگ را بر سرش ریخت.[۷۵]

برخی دیگر از صحابه نیز در خطاب به معاویه او را از مقصران قتل عثمان دانستند که در حمایت از او کوتاهی کرده و منتظر قتل عثمان بود.[۷۶]

عایشه

طبری مورخ قرن چهارم[۷۷] و برخی مورخان دیگر[۷۸] نقل کرده‌اند که عایشه در مورد عثمان گفته بود «اقْتُلُوا نَعْثَلا[یادداشت ۱]فَقَدْ کفَر؛ عثمان را بکشید که او کافر شده است». در زمانی که شورشیان در مدینه بودند مروان بن حکم به نزد عایشه رفت و از او خواست تا میان خلیفه و شورشیان وساطت کند. عایشه سفر حج را بهانه آورد. در نهایت عایشه نظر خود را در مورد عثمان گفت که دوست داشت او را در حالی که تکه تکه در جوال قرار داده، حمل کرده و به دریا بیندازد.[۷۹]

در زمان بازگشت عایشه از سفر حج خبر کشته شدن عثمان و حاکم شدن امام علی(ع) را به او دادند و او گفت که یک روز با عثمان بودن را به یک عمر با علی بودن ترجیح می‌دهد.[۸۰] او همچنین گفت که عثمان مظلوم کشته شده و خواهان خونخواهی او است. پس از این حرف دیگران علیه او موضع گرفتند و او را مذمت کردند که تو مردم را به کشتن او تحریک می‌کردی و حال امروز چنین می‌گویی.[۸۱] عایشه در پاسخ گفت که مردم از او طلب توبه کرده بودند و سپس او را کشتند. من آنچه گفتید را گفته بودم اما آنچه الان می‌گویم بهتر از آن چیزی است که در آن زمان گفتم.[۸۲]

پیامدها

پس از قتل عثمان تاریخ اسلامی وارد مرحله جدیدی شد و مشکلات بسیاری نیز بوجود آمد.[۸۳]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. شیخ مفید، الإختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۰.
  2. جعفریان، تاریخ خلفا، ۱۳۸۰ش، ص۱۴۴.
  3. ابن‌حجر، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۳۷۹.
  4. غریب، خلافة عثمان بن عفان، قاهره، ص۱۵۲.
  5. غریب، خلافة عثمان بن عفان، قاهره، ص۱۶۵.
  6. غریب، خلافة عثمان بن عفان، قاهره، ص۱۵۹.
  7. غریب، خلافة عثمان بن عفان، قاهره، ص۱۰۳.
  8. الشیخ، «أسباب الفتنة فی عهد عثمان»، ص۴۵۵.
  9. بختیاری، «ساختار سیاسی حکومت عثمان»، ص۶۵.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ دینوری، الأخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۱۳۹.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ خلیفة، تاریخ خلیفة، ۱۴۱۵ق، ص۱۰۶.
  12. ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۶۲۲.
  13. غریب، خلافة عثمان بن عفان، قاهره، ص۱۰۵.
  14. غریب، خلافة عثمان بن عفان، قاهره، ص۱۰۶.
  15. ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج ۴، ص۱۵۵۳.
  16. ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۵۹.
  17. سید رضی، نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق، خطبه سوم، ص۴۹.
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ الشیخ، «أسباب الفتنة فی عهد عثمان»، ص۴۵۵.
  19. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، ج۲، ص۱۷۳.
  20. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۱۷۱.
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ ابن الطقطقی، الفخری، ۱۴۱۸ق، ص۱۰۲-۱۰۳.
  22. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۸۰.
  23. غریب، خلافة عثمان بن عفان، قاهره، ص۱۵۶.
  24. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۴۱.
  25. مقدسی، البدء و التاریخ، بورسعید، ج۵، ص۲۰۰.
  26. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۱۶۷؛ ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۵۸۷.
  27. برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به: عسگری، عبدالله بن سبا و اساطیر اخری، ۱۳۷۵ق.
  28. طه حسین، الفتنه الکبری،۲۰۱۲م، ج۲، ص۱۰۲.
  29. جعفریان، تاریخ خلفا، ۱۳۸۰ش، ص۱۵۶.
  30. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۱۷۰.
  31. ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۱۶۷.
  32. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۵۹۴.
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ ۳۳٫۲ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۱۷۰- ۱۷۱.
  34. شیخ طوسی، الأمالی، ۱۴۱۴ق، ص۷۱۳؛ مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۱، ص۴۸۶.
  35. ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۴۴۳؛ خلیفة، تاریخ خلیفة، ۱۴۱۵ق، ص۹۹.
  36. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۱۷۱-۱۷۲.
  37. ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۱۶۸.
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۴۴۲-۴۴۳.
  39. ۳۹٫۰ ۳۹٫۱ ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۵۹۹.
  40. ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۱۶۹.
  41. ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۱۷۲.
  42. ابن اثیر، أسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۴۹۰.
  43. ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۱۷۰.
  44. مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۱، ص۴۸۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵،‌ ص۵۶۸.
  45. ۴۵٫۰ ۴۵٫۱ ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۱۷۳.
  46. ۴۶٫۰ ۴۶٫۱ طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۳۸۶.
  47. ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۱۷۴.
  48. ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰۴۶.
  49. غریب، خلافة عثمان بن عفان، قاهره، ص۱۴۹.
  50. ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۴۲۶.
  51. ابن الطقطقی، الفخری، ۱۴۱۸ق، ص۱۰۴.
  52. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۲۲.
  53. ابن الطقطقی، الفخری، ۱۴۱۸ق، ص۱۰۴
  54. ۵۴٫۰ ۵۴٫۱ حسین، «علی و فتنه بزرگ قتل عثمان»، ص۴۵.
  55. الغبان، فتنة مقتل عثمان بن عفان، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۲۳۷.
  56. الغبان، فتنة مقتل عثمان بن عفان، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۱۱۶.
  57. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۴۳.
  58. ابن‌العبری، تاریخ مختصر الدول، ۱۹۹۲م، ص۱۴۹.
  59. ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۶۱.
  60. جعفریان، تاریخ خلفا، ۱۳۸۰ش، ص۱۷۷.
  61. ابن الطقطقی، الفخری، ۱۴۱۸ق، ص۱۰۳.
  62. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۱۸۸.
  63. سید رضی، نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق،خطبه ۲۴۰، ص۳۵۸.
  64. سید رضی، نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق، ص۲۳۴.
  65. ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۱۷۳.
  66. ثقفی، الغارات، ۱۳۹۵ق، ج۱، ص۲۶.
  67. نصر بن مزاحم، وقعة صفین، ۱۴۰۴ق، ص۲۰۲.
  68. سید رضی، نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق،نامه۶، ص۳۶۷.
  69. سید رضی، نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق، خطبه۲۲، ص۶۳.
  70. ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۱۶۷.
  71. ابن قتیبه، الإمامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۵۷.
  72. ۷۲٫۰ ۷۲٫۱ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، ج۲، ص۱۷۵.
  73. جعفریان، تاریخ خلفا، ۱۳۸۰ش، ص۱۷۸.
  74. نصر بن مزاحم، وقعة صفین، ۱۴۰۴ق، ص۸۱.
  75. سید رضی، نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق، نامه۲۸، ص۳۸۸.
  76. برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به: جعفریان، تاریخ خلفا، ۱۳۸۰ش، ص۱۷۴-۱۷۵.
  77. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۴۵۹.
  78. ابن‌اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۰۶.
  79. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، ج۲، ص۱۷۵.
  80. ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۴۳۷.
  81. ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۴۳۷.
  82. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۴۵۹.
  83. الغبان، فتنة مقتل عثمان بن عفان، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۲۳۸.
  1. نعثل نام یک یهودی با ریش‌های بلند بود که عثمان را به او تشبیه کرده و این تعبیر تبدیل به لقبی برای عثمان شده بود.(ابن‌قتیبه، الإمامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۶۲.).

منابع

  • ابن اثیر جزری، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت،‌ دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
  • ابن اثیر جزری، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت،‌ دار صادر، ۱۳۸۵ق.
  • ابن‌اعثم کوفی، احمد بن اعثم، الفتوح، تحقیق: علی شیری، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۱۱ق.
  • ابن الطقطقی، محمد بن علی بن طباطبا، الفخری، تحقیق: عبدالقادر محمد مایو، بیروت، دارالقلم العربی، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
  • ابن‌جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم، محقق: محمد عبدالقادر عطا، مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • ابن‌حجر عسقلانی، الإصابة، تحقیق عادل احمد عبدالموجود، علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
  • ابن‌خلدون، عبدالرحمن بن محمد، تاریخ ابن‌خلدون، تحقیق خلیل شحادة، بیروت، دارالفکر، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
  • ابن‌سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
  • ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق: علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • ابن‌العبری، تاریخ مختصر الدول، بیروت، دارالشرق، ۱۹۹۲م.
  • ابن قتیبه دینوری، عبدالله بن مسلم، الامامة و السیاسة، تحقیق: علی شیری، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
  • ابن‌کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
  • بختیاری، شهلا، «ساختار سیاسی حکومت عثمان»، مجله کیهان اندیشه، شماره۷۷، اردیبهشت ۱۳۷۷ش.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق: سهیل زکار، ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
  • ثقفی، ابراهیم بن محمد بن سعید، الغارات، محقق و مصحح: جلال الدین محدث، تهران، انجمن آثار ملی، چاپ اول، ۱۳۹۵ق.
  • جعفریان، رسول، تاریخ خلفا، قم، دلیل ما، ۱۳۸۰ش.
  • حسین، طه، «علی و فتنه بزرگ قتل عثمان»، ترجمه: رضا رادی، مجله گلستان قرآن، شماره۱۰، اردیبهشت۱۳۷۹ش.
  • حسین، طه، الفتنه الکبری، قاهره، هنداوی، ۲۰۱۲م.
  • خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفة بن خیاط، تحقیق فواز، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
  • دینوری، ابوحنیفه احمد بن داود، الاخبار الطوال، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۸ش.
  • ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، تحقیق: عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
  • سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، الامالی، قم، دارالثقافة، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
  • الشیخ، عبدالمنعم، «أسباب الفتنة فی عهد عثمان»، مجله الأزهر، شماره۲۲، محرم۱۳۷۰ق.
  • شیخ مفید، الاختصاص، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، تحقیق: محمد أبوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
  • الغبان، محمد بن عبدالله، فتنة مقتل عثمان بن عفان، مدینه، الجامعه الاسلامیه، ۱۴۱۹ق،
  • غریب، مأمون، خلافة عثمان بن عفان، قاهره، مرکز الکتاب للنشر، بی‌تا.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دارإحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، بور سعید، مکتبة الثقافة الدینیة، بی‌تا.
  • نصر بن مزاحم، وقعة صفین، محقق و مصحح: عبدالسلام محمد هارون، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
  • یعقوبی، احمد بن أبی‌یعقوب، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دارصادر، چاپ اول، بی‌تا.