غزوه بنی‌نضیر

(تغییرمسیر از غزوه بنی نضیر)
غزوه بنی‌نضیر
بقایایی از قلعه های بنی نضیر در مدینه

زمان: ربیع‌الاول سال چهارم هجری
مکان: مدینه
نتیجه: این جنگ به پیروزی مسلمین و بیرون راندن بنی نضیر از مدینه انجامید.
علت جنگ: بنی نضیر از هم پیمانان پیامبر(ص) به شمار می‌رفتند که پیمان‌شکنی کرده و نقشه و توطئه به قتل پیامبر(ص) چیدند.
جنگندگان:
مسلمانان یهودیان مدینه
فرماندهان:
حضرت محمد(ص)
تلفات:
یهودیان تسلیم شدند و پذیرفتند که تنها با یک بار شتر از اموالشان، بجز اسلحه و نقره و طلا، از مدینه خارج شوند.
سوره حشر (آیات ۱ـ۱۷) درباره غزوة بنی‌نضیر و اخراج این قبیله است.


غزوه بنی‌نضیر، نام یکی از غزوات پیامبر اکرم با یهودیان مدینه است. این غزوه، دومین جنگ پیامبر(ص) با یهودیان مدینه است که در ربیع الاول سال چهارم هجرت اتفاق افتاد.[۱] بنی نضیر به همراه بنی قینقاع و بنی قریظه، قبایل یهودی ساکن مدینه از هم پیمانان پیامبر(ص) به شمار می‌رفتند که هر سه پیمان شکن شدند. این جنگ به پیروزی مسلمین و بیرون راندن بنی نضیر از مدینه انجامید.

موقعیت غزوه بنی نضیر

تاریخچه حضور بنی‌نضیر در مدینه

نوشتار اصلی: بنی نضیر

قبیله بنی نضیر پیش از ظهور اسلام در یثرب (مدینه) ساکن شدند. درباره منشأ آنان روایات متفاوت است. یعقوبی آنها را طایفه‌ای از قبیله جُذام می‌داند که یهودی شدند و در کوه نضیر اقامت گزیدند و از آن پس به نام این کوه خوانده شدند.[۲] روایت دیگر آنان را از نسل هارون بن عمران دانسته که پس از وفات موسی(ع) و پیش از مهاجرت قبایل عرب اوس و خزرج بدانجا که به سبب سیل عَرِم صورت گرفت، در آن ناحیه ساکن شده بودند.[۳] ابن سعد منزلگاه آنان را ناحیه الغَرْس ذکر کرده است.[۴] بنی نضیر و سایر یهودیان ساکن مدینه ثروت فراوانی گرد آوردند. پس اوس و خزرج برای غلبه بر یهودیان از غسانیان کمک خواستند. غسانیان با سپاهی به حجاز آمدند و بسیاری از یهودیان را کشتند و از آن پس اوس و خزرج بر یهودیان مسلط شدند.[۵] بعدها بنی نضیر، در نزاع‌های اوس و خزرج جانب اوس را می‌گرفتند.[۶]

پیمان شکنی بنی‌نضیر

نزدیک به ظهور اسلام و پیش از جنگ اُحد قبیله بنی نضیر ظاهراً با ابوسفیان ارتباط داشتند.[۷] پس از هجرت پیامبر به مدینه، بنی نضیر در شمار دیگر یهودیان با مسلمانان، پیمان مصالحه بستند و عهد کردند که در صورت حمله دشمنان به مدینه در کنار مسلمانان به دفاع بپردازند و از تأمین مالی و جانی کفار قریش و برقراری روابط تجاری با آنان خودداری کنند.[۸] اما از آنجا که بنی نضیر پیمان خود را زیر پا گذاشتند، در ربیع الاول چهارم هجری، [۹] غزوه بنی نضیر به وقوع پیوست.

در این سال، عمرو بن امیه که از بئر مَعونَه باز می‌گشت دو تن از افراد قبیله بنی عامر را، که از پیامبر امان داشتند، کشت. عامربن طُفَیل از پیامبر دیه طلب کرد[۱۰] و پیامبر(ص) برای پرداخت دیه از بنی نضیر که هم پیمان بنی عامر بودند کمک خواست.[۱۱] بنی نضیر کمک به پیامبر را پذیرفتند، اما در توطئه‌ای برای قتل ایشان، عمرو بن جِحاش را مأمور کردند که آن حضرت را در پای دیوار قلعه با سنگی از پای درآورد.[۱۲] پیامبر اکرم از طریق وحی از نیرنگ آنان آگاه شد و به ایشان ده روز مهلت داد تا با اموال منقول خود، جز اسلحه، از مدینه خارج شوند و سالانه برای برداشت محصول خرما بازگردند.[۱۳]

فعالیت‎های منافقان

عبدالله بن اُبَی، رئیس منافقان مدینه، بنی نضیر را از اطاعت پیامبر بازداشت و وعده داد که همراه با بنی قُرَیظَه از آنان دفاع کند.[۱۴]

شروع جنگ

پیامبر، عبداللّه بن مَکتوم را در مدینه جانشین خود قرار داد و با لشکری به فرماندهی علی(ع) [۱۵] پانزده روز[۱۶] یا شش شب[۱۷] بنی نضیر را در محاصره گرفت. در دوره محاصره، عَزْوَک یهودی به پیامبر سوءقصد کرد که به دست علی(ع) کشته شد.[۱۸] سپس پیامبر فرمان داد تا درختان خرمای بنی نضیر در بُوَیرَه را قطع کنند.[۱۹]

سرنوشت جنگ

سرانجام یهودیان تسلیم شدند و پذیرفتند که تنها با یک بار شتر از اموالشان، بجز اسلحه و نقره و طلا، از مدینه خارج شوند.[۲۰] بعضی از آنان از جمله حُیی بن اَخطب که دخترش صفیه پس از فتح خیبر در سال هفتم هجری به همسری پیامبر(ص) درآمد و ابی الحقیق (همسر اول صفیه)، به خیبر رفتند و برخی به شام مهاجرت کردند.[۲۱]

تقسیم غنائم

از آنجا که جنگی در نگرفته بود اموال برجای مانده در حکم غنیمت نبود و تصرّف در آن به اختیار پیامبر بود.[۲۲] از این رو پیامبر اکرم با توافق انصار آن را میان مهاجران تقسیم کرد تا وظیفه حمایت از مهاجران توسط انصار پایان پذیرد.[۲۳]

سوره حشر (آیات ۱ـ۱۷) درباره غزوة بنی نضیر و اخراج این قبیله است.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. واقدی، محمد بن عمر؛ کتاب المغازی، ج۱، ص۳۶۳
  2. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۹
  3. ابوالفرج اصفهانی، ج۲۲، ص۳۴۳ـ۳۴۴؛ ابن اثیر، ج۱، ص۴۱۰
  4. ابن سعد، ج۲، ص۵۷
  5. ابوالفرج اصفهانی، ج۲۲، ص۳۴۴ـ ۳۴۵
  6. حلبی، ج۲، ص۲۶۴
  7. د. اسلام، چاپ دوم، ذیل «‌نضیر، بنو »
  8. ابن هشام، ج۲، ص۱۴۸ـ۱۵۰
  9. ابن سعد، همانجا؛ ذهبی، ص۲۴۳
  10. ابن هشام، ج۳، ص۱۹۹؛ حلبی، ج۲، ص۲۶۳
  11. ابن سعد، همانجا؛ طبری، ج۲، ص۵۵۱؛ واقدی، ج۱، ص۳۶۴
  12. ابن هشام، ج۳، ص۱۹۹ـ۲۰۰
  13. واقدی، ج۱، ص۳۶۹
  14. واقدی، ج۱، ص۳۶۸؛ طبری، ج۲، ص۵۵۳
  15. واقدی، ج۱، ص۳۷۱؛ ابن هشام، همانجا
  16. طبری؛ ابن سعد، همانجاها
  17. ابن هشام، ج۳، ص۲۰۰
  18. واقدی، ج۱، ص۳۷۱
  19. یاقوت حموی، همانجا؛ ابن کثیر، ج۴، ص۷۷؛ بکری، ج۱، ص۲۸۵
  20. یعقوبی، ج۲، ص۴۸ـ۴۹؛ حلبی، ج۲، ۲۶۶؛ واقدی، ج۱، ص۳۷۲
  21. حلبی، ج۲، ص۸۴، ۲۰۷؛ ابن کثیر، ج۴، ص۷۵ـ۷۶، ۱۹۶ـ ۱۹۸؛ ابن اثیر، ج۲، ص۱۲۲
  22. حشر: ۶ـ ۸
  23. ابن هشام، ج۳، ص۲۰۱ـ۲۰۲؛ ابن اثیر، ج۲، ص۱۱۹؛ حلبی، ج۲، ص۸۵؛ حسنی، ص۴۳۹

منابع

  • ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
  • ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
  • ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
  • ابن هشام، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقّا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، مصر، ۱۹۳۶.
  • ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، بیروت ۱۹۵۵.
  • بکری، عبدالله بن عبدالعزیز، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، چاپ مصطفی سقّا، بیروت، ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
  • حسنی، هاشم معروف، سیرة المصطفی، بیروت، ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
  • حلبی، علی بن ابراهیم، السیرة الحلبیة، بیروت، بی‌تا.
  • ذهبی، محمدبن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، المغازی، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
  • طبری، محمدبن جریر، تاریخ الطبری: تاریخ الامم و الملوک، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، بیروت، ۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷.
  • واقدی، محمدبن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶.
  • یاقوت حموی، معجم البلدان، بیروت، ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
  • یعقوبی، احمدبن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، بیروت، بی‌تا.

پیوند به بیرون

به زبان‌های دیگر مطالعه کنید