کلام اسلامی

(تغییرمسیر از علم کلام)

علم کلام، شاخه‌ای از علوم اسلامی که موضوع آن اصول و مفاهیم اعتقادی ِ دینی است. علم کلام با تکیه بر نقل و عقل، به تبیین مفاهیم نظری، اثبات اصول اعتقادی و پاسخ به شبهات درباره آن‌ها، می‌پردازد. به متخصصان این علم، مُتَکَلِّم می‌گویند.

دلیل نامگذاری

«کلام» واژه‌ای عربی به معنای کلمه، سخن و گفتار است. برخی معتقدند که دانش کلام را از آن رو کلام گویند که نخستین اختلاف و بحث اعتقادی که در میان مسلمانان به صورت گسترده درگرفت، اختلاف درباره کلام الله (قرآن کریم) بود. پس از بالا گرفتن مجادلات عقیدتی در قرن دوم و سوم قمری، این بحث پیش آمد که آیا کلام خدا، حادث است یا قدیم. اختلاف چنان اهمیت یافت که پای حکومت را به میدان باز کرد و مأمون عباسی، که خود به حدوث قرآن معتقد بود، در ۲۱۸ق./۸۳۳م. دستور داد تا علمای دینی را در معرض تفتیش عقاید(فتنهٔ خَلق قرآن؛ مِحْنَة خَلق قرآن) قرار دهند و بدین رو، بسیاری از عالمان دینی مخالف حدوث قرآن، به مجازات رسیدند.
برخی دیگر از دلایل محتمل برای نامگذاری علم کلام عبارتند از:

  • کلمه آغازین عنوان مباحث کلامی، واژه «کلام» بوده است مانند الکلام فی اثبات الصانع؛
  • این دانش، توانایی تکلم و سخن گفتن در عقاید دینی را فراهم می‌کند؛
  • این دانش با مکالمه و مباحثه و مناظره ارتباطی دارد که دانشهای دیگر ندارند؛
  • نامگذاری این علم به پیروی نامگذاری منطق در فلسفه است؛ زیرا منطق و کلام مترادفند و دانش کلام در نظرگاه متکلمان مانند منطق است در نظرگاه فیلسوفان.

به علم کلام، علم اصول الدین نیز گفته‌اند؛ زیرا تبیین و اثبات اصول دین، از مهمترین اهداف آن است.[۱]

تعاریف علم کلام

تاریخچه و علل پیدایی علم کلام

عواملی مختلفی را می توان در آغاز و رواج اندیشه‌های کلامی و عقیدتی و شکل گیری جریان‌های عقلی و فرقه‌های کلامی در میان مسلمانان بازشناخت. برخی از این عوامل، داخلی بودند و برخی دیگر بر اثر تماس با فرهنگ‌ها و جوامع بیرونی پدید آمدند.

عصر پیامبر(ص)

مسلمانان در دوره پیامبر اکرم(ص) مسئله‌های عقیدتی و کلامی خود را با مراجعه به ایشان یا در مناطق دوردست با رجوع به نمایندگانش حل می‌کردند. افزون بر این، هنوز زمان چندانی بر جامعه اسلامی نگذشته بود و طبیعتا مسائل کلامی و عقیدتی همچون دوره‌های بعد، به اذهان مسلمانان راه نیافته بود. برخی مسائل کلامی در قرآن و نیز در مناظرات و استدلالهای پیامبر اکرم(ص) در برابر مشرکان و اهل کتاب مطرح شده است؛ اما این به معنای وجود یک شاخه رسمی علمی با چارچوب و بنیانهای نظری مدوّن و منسجم کلامی در آن دوره نیست.

دوره خلفا

تفاوت این دوره با دوره پیشین این است که بر اثر غیاب پیامبر(ص) برخی مسائل کلامی درون‌دینی مطرح شد. پیشتر مباحثات و مجادلات کلامی تنها به صورت جزئی و در مواجهه با غیرمسلمانان روی می‌داد؛ اما در این دوره، میان خود مسلمانان نیز بحث درگرفت و مسائلی مطرح شد و شمار این مسائل اندک اندک رو به فزونی گذاشت. مهمترین آنها، مسئله جانشینی پیامبر(ص) بود. گویا نخستین اختلاف کلامی اندکی پس از وفات پیامبر(ص) برای مسلمانان رخ نمود. شهرستانی(۴۷۹ ـ ۵۴۸ق.)، تاریخ‌نگار و ملل و نِحل نویس قرن ششم قمری، نخستین اختلاف در اسلام را ماجرای جانشینی پیامبر اکرم(ص) اندکی پس از وفات آن حضرت می‌داند که هرچند مسئله‌ای سیاسی بود اما حل آن بی‌نیاز از استدلالات کلامی نبود. در سالهای بعدی تا اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم، به مناسبت رویدادهای سیاسی و اجتماعی، برخی مسائل کلامی دیگر به صورت جسته و گریخته پدید آمد و ذهن مسلمانان را به خود مشغول کرد. بیشتر این مسائل، مانند وجوب نصب امام و صفات او ، قضا و قدر، ایمان و حدوث قرآن ، در زمان پیامبر اکرم(ص) بروز نداشتند.
فتوحات مسلمانان، که از دوره خلیفه دوم آغاز گشت، از عوامل آشنایی آنان با مباحث عقلی و فلسفی است. مسلمانان بر اثر برخورد با ملل دیگر، هم با میراث عقلی و فلسفی آنان آشنا شدند و هم در مواجهه با آنان مجبور به توجیه و تبیین مفاهیم و معارف دین خود گشتند.

دوره اموی

گفته‌اند که خلفای بنی امیه برای بیرون ساختن خود از دایره ارزیابی و نقادی محافل مذهبی و اجتماعی، کوشیدند تا بحثهایی را که از رابطه مردم با حکومت سخن می‌گفتند به سوی بحث‌هایی با موضوعاتی از قبیل رابطه انسان با خدا مایل سازند.[۲]

دوره عباسی

مکاتب کلامی مسلمانان

از زمان آغاز بحثهای کلامی و فلسفی میان مسلمانان، فرقه‌ها و مکاتب کلامی بسیاری پدید آمده اند. برخی از این مکاتب پیروان بسیاری دارند که مکتب اشعری اهل سنت از این لحاظ، مقام اول را دارد. مذاهب فقهی اهل سنت، چهار مذهب اصلی حنفی ، مالکی ، شافعی و حنبلی است و پیروان این مذاهب فقهی مختارند تابع هر یک از این مذاهب کلامی اهل باشند. شیعیان غالبا تابع مکتب امامی اند. مهمترین مکاتب کلامی مسلمانان که در طول تاریخ تاثیر مهمی بر مباحث کلامی آنان نهاده‌اند، عبارتند از:

امامیه

نوشتار اصلی: کلام امامیه

کلام امامیه، از مذاهب کلامی اسلام است که به اثبات، تبیین و دفاع از آموزه‌های این علم به روش اهل بیت و شاگردان برجسته آنها می‌پردازد و در آن بر کاربرد عقل و نقل در مسائل اعتقادی تأکید می‌گردد. کلام امامیه در برابر کلام معتزله، اشاعره و ماتریدیه قرار دارد و عمده تفاوت آن با دیگر مکاتب کلامی در روش و مسائل مربوط به امامت است.

کلام شیعی، در دوره حضور امامان صبغه عقلی-نقلی داشت. پس از آن نص‌گرایی، عقل‌گرایی و خردگرایی فلسفی رویکردهای متکلمان شیعی در مباحث کلامی بوده است. که این خود سیر تحول کلام شیعی را از آغاز دوره غیبت کبری نشان می‌دهد. شیخ صدوق، شیخ مفید و خواجه نصیر الدین طوسی به ترتیب از بنیانگذارن و شخصیت‌های برجستۀ نص گرایی، عقل گرایی وخردگرایی فلسفی بوده‌اند.

مرجئه

اهل حدیث

معتزله

نوشتار اصلی: معتزله

عنوان گروهی از متکلمان مسلمانِ اهل سنّت است که به اصالت عقل در برابر نقل، شهرت دارند. در میان متکلمان اهل سنت، معتزله به متکلمان امامیه نزدیکترند. معتزله معتقد بودند که عقل نظری باید بر آنچه از طریق وحی به دست ما می‌رسد، حاکم باشد. این اصل، ثمراتی در کلّیّت نظام فکری و عقاید دینی آنان به همراه داشت و برداشتی ویژه از توحید و عدل الهی به آنان بخشید و بدین رو، به تاویل آن دسته از متون دینی که به ظاهر، با عقل ناسازگار بودند، پرداختند. برای مثال، رؤیت الهی را که در برخی متون به آن تصریح شده انکار کردند و آن را به تاویل بردند؛ زیرا به لحاظ عقلی، رؤیت بدون مکان و جهت ممکن نیست و چون خداوند از مکان و جهت منزه است، رؤیت او در این جهان و در آخرت ممکن نیست. برخی عقاید معتزله با آرای مورد اتفاق اهل سنت تضاد آشکار داشتند. معتزله را از نخستین گروه‌هایی در اسلام دانسته‌اند که کوشیدند آموزه‌های دینی را با استدلال و تحلیل عقلی، تبیین و توجیه کنند.

اشاعره

نوشتار اصلی: اشاعره

از گروه‎های کلامی اهل سنت که پیرو مکتب کلامی ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری (۲۶۰-۳۲۴ه‍.ق) است. او که خود ابتدا معتزلی بود در جستجوی راهی معتدل در میان عقل‎‏گرایی افراطی معتزله و خردگریزی اهل حدیث برآمد. نتیجه نهایی کار ابوالحسن اشعری پذیرش آراء اهل حدیث همراه با نوعی تبیین عقلی برای آنها بود. هرچند نتوانست اشکالات اساسی دیدگاه اهل حدیث همچون جبرگرایی را رفع کند. در زمان حاضر اکثریت اهل سنت در مسائل کلامی، پیرو مکتب اشعری هستند. از برجسته‌ترین عالمان اشعری می‌توان از قاضی ابوبکر باقلانی، عبدالقاهر بغدادی، امام الحرمین جوینی، ابوحامد غزالی، فخر رازی، عضد الدین ایجی و سعد الدین تفتازانی نام برد و مهمترین کتاب‎های آنان عبارتند از: الشامل فی اصول الدین جوینی، شرح المواقف سید شریف جرجانی، شرح المقاصد و شرح العقاید النسفیه تفتازانی، تفسیر کبیر فخر رازی.

پانویس

  1. بحرانی، قواعد المرام فی علم الكلام، ۱۴۰۶ق، ص۲۰.
  2. مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ص۴۰۵.

منابع

  • بحرانی‌، میثم‌ بن علی، قواعد المرام‌ فی‌ علم‌ الكلام‌، به‌ كوشش‌ احمد حسینی‌ و محمود مرعشی‌، قم، مکتب» آیة الله المرعشی، ۱۴۰۶ق‌.
  • مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، موسسه فجر، هشتم، تهران، ۱۳۸۵ش.


به زبان‌های دیگر مطالعه کنید