باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

عقیل بن ابی‌طالب از صحابه پیامبر(ص)، برادر امیرالمؤمنین(ع) و پدر مسلم بود. وی از نسب‌شناسان بزرگ قریش و شخصی حاضر جواب بود.

محتویات

زندگی‌نامه

نامه عقیل به امیرالمؤمنین(ع)

ضحاک بن قیس فهری، پس از واقعه حکمیت و تفرقه یاران امیر مؤمنان(ع)، از طرف معاویه با لشکری بین سه تا چهار هزار نفر به غارت و کشتار در شهرها و روستاها و اخذ اموال حاجیان پرداخت و بعضی از حجاج را کشت، و چون حضرت(ع) از کوفیان خواست که به مقابله و دفاع برخیزند سستی نمودند. چون خبر این واقعه به عقیل رسید، نامه ­ای به برادرش [= امیرالمؤمنین(ع)] نوشت، که قسمتی از آن چنین است:

… فأف لحیاة فی دهر جرأ علیک الضحاک! وما الضحاک [إلا] فقع بقرقر، و قدتوهمت حیث بلغنی ذلک أن شیعتک و أنصارک خذلوک، فأکتب الی یابن أمی برأیک، فان کنت الموت ترید تحملت الیک ببنی أخیک و ولد أبیک، فعشنا منک ما عشت، و متنا معک إذا مت، فو الله! ما أحب أن أبقی فی الدنیا بعدک فواقاً. و أقسم بالاعزّ الاجلّ! ان عیشا نعیشه بعدک فی الحیاة لغیر هنئ و لامرئ و لانجیع، و السلام علیک و رحمة الله و برکاته.

ترجمه: … اف بر زندگی در روزگاری که ضحاک! بر تو حمله آورد، و این ضحاک، پستی­ ست بدبخت. و چون از این امور [مقصود حمله ضحاک و بی‌وفایی کوفیان است] مطلع شدم، گمان نمودم شیعیان و یارانت تو را رها کرده‌اند.‌ای پسر مادرم! نظرت را برایم بنویس، [که] اگر مرگ را خواهانی، برادرزادگانت و فرزندان پدرت را به سویت آرم، چرا که با تو می‌زی­ ایم تا تو می‌زی­‌ای، و با تو می­میریم چون بمیری. به خدا سوگند! که دوست ندارم پس از تو لحظه ­ای در دنیا بمانم؛ و به خدای اعزّ و اجلّ سوگند! که زندگی ما پس از تو ناگوار و ناخوشآیند و نامطبوع است، و بر تو باد درود و رحمت خدا و برکاتش.

عقیل پسر ابوطالب پسر عبدالمطلب، کنیه‌اش‌ ابویزید بود. بنا بر گزارش‌ها، وی از حضرت علی(ع) بیست سال بزرگتر بوده[۱]بنابراین ده سال بعد از عام الفیل متولد شده است.

وی از نسب‌شناسان قریش و شخصی حاضر جواب بود که بدون اعتنا به اینکه شخص مقابلش چه جایگاهی دارد، بدو پاسخ می‌داد.[۲]عقیل در جنگ بدر با اکراه در سپاه مشرکان بود. او در این جنگ اسیر شد و عمویش عباس برای آزادی وی ۴۰۰۰ درهم فدیه داد.[۳]

اسلام آوردن

درباره زمان اسلام‌آوردن وی، اقوال مختلفی وجود دارد. به گفتۀ ابن قتیبه، عقیل بلافاصله پس از آزادی بعد از جنگ بدر، مسلمان شد.[نیازمند منبع] به گفته ابن حجر، وی در سال فتح مکه مسلمان شد؛ اما در ادامه می‌گوید: برخی گفته‌اند که وی پس از صلح حدیبیه مسلمان شد و در ابتدای سال هشتم هجری به مدینه هجرت کرد.[۴]

وی در جنگ موته شرکت کرد و نیز طبق روایتی وی در جنگ حنین از کسانی بود که هنگام فرار برخی از لشکریان، ثابت قدم ماند.[۵]

پس از پیامبر

وی به همراه ۲ نفر دیگر در زمان عمر بن خطاب فراخوانده شد که مردم را جهت تقسیم بیت المال به ترتیب مراتبشان بنویسند.[۶]

در زمان امام علی(ع)

طبق گفته ابن ابی الحدید، عقیل [از مدینه] به عراق رفت، و سپس به شام، و آنگاه به مدینه بازگشت و در هیچ یک از جنگ‌های امیرالمؤمنین(ع) حاضر نبود. هرچند آمادگی خود و فرزندانش را برای کمک به وی در جنگ‌ها اعلام کرد، اما حضرت او را تکلیف به جنگ نکرد.[نیازمند منبع]

درخواست از بیت المال

هنگامی که علی(ع) زمام امور خلافت را در کوفه در دست داشت و اموال بسیار از بیت المال در اختیار آن حضرت بود، روزی عقیل، به نزدش آمد و گفت: «مقروض هستم و از ادای آن عاجز می‌باشم، قرض مرا ادا کن.» وقتی علی(ع) از مقدار قرض که صدهزار درهم بود جویا شد فرمود: «سوگند به خدا آنقدر ندارم که بتوانم قرض تو را ادا کنم، صبر کن تا جیره شخص من برسد، تا آخرین حد توان، به تو کمک می‌کنم...» عقیل گفت از بیت المال بده، ولی حضرت از این امر امتناع نموده[۷] و آهنی گداخته را به دست وی که نابینا بود نزدیک کرد، عقیل به خیال اینکه پول است دست به آن زد، ولی با آهن داغ مواجه شده واعتراض نمود، امام علی(ع) به وی فرمود تو طاقت این آتش را نداری من چگونه با زیر پا نهادن حق مردم آتش جهنم را تحمل کنم.[۸]

رفتن به نزد معاویه

عقیل برای درخواست کمک مالی به دربار معاویه رفت و با او دیدار داشت. روشن نیست که رفتن عقیل به شام نزد معاویه، هنگام زنده بودن امیرالمؤمنین(ع) بوده است یا نه.

برخی این ملاقات را در زمان حیات امام علی(ع)‌ دانسته‌اند. دلیل این گروه این روایت است: روزی معاویه در حالی که عقیل نزدش نشسته بود گفت: این ابویزید [کنیه عقیل] است، اگر نمی‌دانست که من برای او از برادرش بهترم نزد ما نمی‌آمد و او را رها نمی‌کرد. عقیل پاسخ داد: برادرم برایم در دینم بهتر است و تو در دنیایم برایم بهتری؛ و من دنیایم را ترجیح دادم؛ و از خدا عاقبت به خیری را می‌خواهم.

برخی دیگر گفته‌اند رفتن وی نزد معاویه پس از درگذشت امیرالمؤمنین(ع) بوده است. ابن ابی الحدید این سخن را ترجیح می‌دهد. استدلال این افراد، به نامه عقیل در اواخر حکومت امیرالمؤمنین(ع) به حضرت و پاسخ آن نامه است.[۹]

وفات

درگذشت وی را برخی در دوره حکومت معاویه و برخی در ابتدای خلافت یزید (قبل از واقعه حره) دانسته‌اند.[۱۰]

فرزندان

  1. مسلم
  2. عبدالله اصغر
  3. عبیدالله
  4. ام عبدالله
  5. محمد
  6. رمله
  7. عبدالرحمان
  8. حمزه
  9. علی
  10. جعفر اصغر
  11. عثمان
  12. زینب
  13. فاطمه
  14. اسماء
  15. ام هانئ
  16. یزید
  17. سعید
  18. ابو سعید
  19. جعفر اکبر
  20. عبدالله اکبر

از میان این فرزندان، جعفر اکبر، مسلم، عبدالله اکبر، عبدالرحمان و محمد از یاران امام حسین(ع) هستند که برخی نیز گفته‌اند ۶ تن از فرزندان عقیل در کنار امام حسین(ع) به شهادت رسیدند.[۱۱]

شیخ مفید، از دختری به نام ام لقمان نیز نامبرده است که به همراه دیگر خواهرانش (ام هانیء، اسماء، رمله، و زینب) هنگام شنیدن خبر شهادت امام حسین(ع) سربرهنه از خانه برون می‌آید و با خواندن اشعاری به گریه و زاری می‌پردازد.[۱۲]

پانویس

  1. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰۷۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۲، ص۱۲۱
  2. البلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۲، ص۶۹.
  3. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰۷۸.
  4. ابن حجر، الاصابة فی تمییز الصحابة، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۴۳۸.
  5. ابن حجر، الاصابة فی تمییز الصحابة، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۴۳۸.
  6. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۴۰.
  7. ابن شهرآشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۰۹.
  8. ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۰۴ق، ج۱۱، ص۲۴۵؛ دیلمی، إرشاد القلوب إلی الصواب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۲۱۶.
  9. المدنی الشیرازی، الدرجات الرفیعة فی طبقات الشیعة، ۱۳۹۷ق، ص۱۵۵.
  10. ابن حجر، الاصابة فی تمییز الصحابة، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۴۳۹.
  11. البلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۲، ص۶۹-۷۰.
  12. المفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲۴.

منابع

  • ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
  • ابن حجر العسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
  • ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام(لابن شهرآشوب)، قم، نشر علامه، ۱۳۷۹ق.
  • ابن عبدالبر، ابوعمر یوسف بن عبدالله بن محمد، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، علی محمد البجاوی، بیروت،‌دار الجیل، ط الأولی، ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
  • البلاذری، احمد بن یحیی بن جابر، انساب الاشراف، تحقیق محمدباقر المحمودی، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۴ق-۱۹۷۴م.
  • دیلمی، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلی الصواب، قم، الشریف الرضی، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • محمودی، محمدباقر، نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغة، بیروت، مؤسسة التضامن الفکری، ۱۳۸۷ق-۱۹۶۸م. (نسخه موجود در لوح فشرده مکتبة اهل البیت(ع)، نسخه دوم).
  • مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار الجامعة لدرر أخبار الإئمة الأطهار، بیروت، دار االإحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • المدنی الشیرازی، السیدعلی خان، الدرجات الرفیعة فی طبقات الشیعة، تحقیق السیدمحمدصادق بحر العلوم، قم، منشورات مکتبة بصیرتی، ۱۳۹۷ق.
  • المفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، تحقیق مؤسسة آل البیت(ع) لاحیاء التراث، قم، المؤتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
  • یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۷۸ش.