باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

عروسی قاسم رویدادی معروف است که به ازدواج قاسم بن حسن در روز عاشورا دارد. از ملاحسین کاشفی به عنوان اولین کسی که از این واقعه یاد کرده نام می‌برند. به پیروی از وی، عده‌ای از مقتل‌نویسان از آن یاد کرده و عده‌ای نیز آن را از تحریفات عاشورا می‌دانند. برخی معتقدند این داستان، با داستان عروسی حسن مثنی، فرزند دیگر امام حسن(ع) اشتباه شده است.

محتویات

قاسم بن حسن(ع)

قاسم از فرزندان امام حسن مجتبی(ع) است که در واقعه کربلا به شهادت رسیده است.[۱] طبق بعضی از منابع وی در هنگام شهادت به سن بلوغ نرسیده بود.[۲]

داستان عروسی

قاسم در روز عاشورا از عمویش امام حسین(ع) اجازه میدان خواست ولی امام حسین(ع) به علت سن کمش به او اجازه نداد. قاسم از این ماجرا ناراحت شده و یاد بازوبندی افتاد که پدرش امام حسن مجتبی(ع) بر بازویش بسته بود و از او خواسته بود هنگامی که غم و اندوه بیش از حد بر وی غلبه کرد آن را باز کند. قاسم بازوبند را باز کرد، دید در آن پدرش وصیت کرده در کربلا جان خود را فدای عمویت کن. قاسم شادمان خود را به امام حسین(ع) رساند و وصیت پدر را به او نشان داد، امام پس از مشاهده خط برادر، گریه کردو به قاسم فرمود: پدر به من نیز وصیت کرده که یکی از دخترانم را به عقد تو درآورم و به عباس(ع) و عون و زینب(س) فرمود: مقدمات عقد قاسم را فراهم کنند. قاسم در روز عاشورا عروسی کرد و پس از آن وارد میدان شد.[۳] کاشفی برای گزارشش به بیت شعری از ابوالمفاخر رازی اشاره کرد‌ه‌است[۴] ابوالمفاخر از شاعران پارسی‌گوی دوره سلجوقیان بوده که در نیمه اول قرن ششم می‌زیسته‌است.[۵]

در برخی از منابعی که این داستان نقل شده نام دختر امام حسین(ع) که به عقد قاسم درآمد زبیده‌خاتون[۶] و در برخی دیگر فاطمه ذکر شده است.[۷]

ناقلان داستان

نخستین کسی که داستان عروسی قاسم را ذکر کرده، ملاحسین واعظ کاشفی در روضه الشهدااست. سپس در منابعی همچون منتخب طریحی، اکسیر العبادات فاضل دربندی،[۸] محرق القلوب نراقی،[۹] تذکره الشهدای ملاحبیب شریف کاشانی ومدینة المعاجز بحرانی[۱۰] راه یافته است.

ابوالحسن شعرانی در کتاب دمع السجوم گفته است به نظر ما علتی ندارد که تزویج قاسم را انکار کنیم؛ چون ملاحسین کاشفی در روضة الشهداء نقل کرده و او مردی جامع و عالم و متبحر بوده است و این که می‌گویند تزویج در آن گیرودار بعید می‌نماید صحیح نیست؛ چون مصالح اعمال ائمه معصومین برای ما معلوم نیست.[۱۱]

دیدگاه مخالفان

برخی از عالمان شیعه همچون علامه مجلسی[۱۲] و محدث نوری[۱۳] به دلیل ذکر نشدن ماجرای عروسی قاسم در منابع معتبر آن را نپذیرفته‌اند.[۱۴] سید عبدالرزاق موسوی مقرم معتقد است که در کتاب منتخب، دست برده شده و این ماجرا را به آن افزوده‌اند.[۱۵]

همچنین برخی منابع در رد این ماجرا سن کم قاسم را یادآورشده و گفته‌اند که او در کربلا به سن بلوغ[۱۶] و ازدواج نرسیده بود.[۱۷] شیخ عباس قمی[۱۸] و مرتضی مطهری از دیگر کسانی هستند که این ماجرا را صحیح ندانسته‌اند. به گفته شهید مطهری در روز عاشورا مجال نماز خواندن هم نبود و امام حسین با نماز خوف خواند چگونه ممکن است که حجله عروسی قاسم را راه انداخته باشد؟[۱۹]

اشتباه با حسن مثنی

برخی معتقدند داستان عروسی قاسم با عروسی حسن مثنی اشتباه شده است.[۲۰] چرا که قاضی طباطبایی احتمال داده ازدواج حسن مثنی با فاطمه دختر امام حسین(ع) در سال ۶۰ق و قبل از واقعه عاشورا در مکه اتفاق افتاده باشد، از این رو حسن مثنی با همسرش فاطمه در کربلا حضور داشته است.[۲۱] ولی کاشفی به اشتباه آن را درباره قاسم نقل کرده و قضیه دو برادر با هم اشتباه شده‌است.[۲۲]

بر اساس برخی منابع تاریخی حسن مثنی یکی از دختران امام حسین(ع) را خواستگاری کرد،[۲۳] امام حسین(ع) به وی فرمود هر کدام از فاطمه یا سکینه را می‌خواهد انتخاب کند. حسن خجالت کشیده و حرفی نزد. امام، فاطمه را چون به مادرش شبیه‌تر بود، به عقد وی در آورد.[۲۴] به گفته ابن فندق بیهقی، این ازدواج در سال شهادت امام حسین(ع) اتفاق افتاده است.[۲۵]

عروسی در تعزیه

در مجالس تعزیه‌خوانی، داستان عروسی قاسم اجرا می‌شود. در این مراسم تعزیه‌خوانان پیکر غرق به خون حضرت علی اکبر(ع) را در گوشه‌ای قرار داده و به برنامه عروسی قاسم می‌پردازند.[۲۶] حتی اشقیاخوانان نیز به جنب‌وجوش درآمده و به امام حسین(ع) بابت عروسی اعتراض می‌کنند. در سال‌های اخیر داستان عروسی قاسم به مراسم مداحی و روضه‌خوانی نیز کشیده شده‌ است، البته محققان آن را باعث وهن عزاداری امام حسین(ع) می‌دانند.[نیازمند منبع]

ایا حسین بگو این چه‌وقت دامادیست‌ به دشت کرب‌وبلا این چه عشرت و شادی است‌
بیا به معرکه‌ای نور دیدهء زهرا دمادم است که عیشت بدل شود به عزا
برای فتح و بشارت ایا سپاه یزید تمام از ره کین طبل جنگ بنوازید.[۲۷]

پانویس

  1. اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۹۲
  2. پیشوایی، مقتل جامع، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۶۱۹.
  3. کاشفی، روضه الشهداء، ص۴۰۱
  4. کاشفی، روضه الشهداء، ص۴۰۱
  5. دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج۶، ص۲۷۷
  6. بحرالانساب، ص۲۴
  7. نگاه کنید به: قمی، منتهی الآمال، ج۱، ص۵۷۴.
  8. اکسیر العبادات، ج۲، ص۳۰۵
  9. نراقی، محرق القلوب، ص۴۱۰
  10. بحرانی، مدینه المعاجز، ج۳، ص۳۶۸.
  11. شعرانی، دمع السجوم، ص۲۷۸-۲۷۷.
  12. مجلسی، جلاء العیون، ص۶۷۵
  13. نوری، لؤلؤ و مرجان، ص۱۹۳.
  14. محلاتی، فرسان الهیجاء، ج ۲، ص۳۱؛ مطهری، حماسه حسینی، ج اول، ص۲۷-۲۸.
  15. مقرم، مقتل مقرم، ص۲۶۴
  16. کامل بهایی، ص۶۴۶؛ مقرم، مقتل مقرم، ص۱۷۷
  17. قاضی طباطبایی، تحقیق دربارۀ اول اربعین حضرت سیدالشهداء، ص۳۷۸.
  18. منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج اول، ص۵۷۴
  19. مطهری، حماسه حسینی، ج اول، ص۲۷-۲۸
  20. محلاتی، فرسان الهیجاء، ج ۲، ص۳۱؛ قاضی طباطبایی، تحقیق دربارۀ اول اربعین حضرت سیدالشهداء، ص۳۷۷.
  21. قاضی طباطبایی، تحقیقی درباره اولین اربعین، ص۳۷۷
  22. قاضی طباطبایی، تحقیقی درباره اولین اربعین، ص۳۷۸
  23. ابن جوزی، المنتظم، ج۷، ص۱۸۳
  24. مفید، ارشاد، ص۳۶۶
  25. ابن فندق، لباب الانساب، ص۳۸۵.
  26. بلوک‌باشی، توصیفی از تعزیه عروسی قاسم، ص۷۸.
  27. خاکی، مجلس شبیه شهادت حضرت قاسم(ع)، ص۷۳.

منابع

  • ابن فندق، بیهقی علی بن زید، لباب الأنساب و الألقاب و الأعقاب، محقق رجایی، مهدی، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی(ره)، قم.
  • اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، به کوشش احمد صقر، قاهره، ۱۳۶۸ق.
  • بلوک‌باشی، علی، مجله تئاتر، زمستان۱۳۷۰ش.
  • پیشوایی، مهدی و دیگران، تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهداء (ع)، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ یازدهم، ۱۳۹۵ش.
  • خاکی،محمدرضا، مجله هنر، تابستان۱۳۸۷ش.
  • شعرانی، میرزا ابوالحسن، دمع السجوم ترجمه نفس المهموم، وزارت ارشاد، سازمان چاپ و انتشارات، ۱۳۸۵ش.
  • قاضی طباطبایی، محمدعلی، تحقیق درباره اول اربعین حضرت سید الشهدا علیه‌السلام، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ سازمان چاپ وانتشارات، تهران، ۱۳۸۳ش.
  • محلاتی، ذبیح‌اللَّه، فرسان الهیجاء، تهران، مرکز نشر کتاب، ۱۳۹۰ق.
  • مفید، ارشاد، ترجمه محمدباقر محمودی، انتشارات اسلامیه، ۱۳۸۰ش.
  • نراقی، ملا محمدمهدی، محرق القلوب، به اهتمام علی نظری منفرد، انتشارات سرور، چ اول، ۱۳۸۸ش.