باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

مشخصات فردی
نام کامل عبدالله بن رَواحَه بن ثعلبه
کنیه ابامحمد، ابورواحه و ابوعمرو
مهاجر/انصار انصاری
نسب/قبیله قبیله خزرج و از طایفه بنی حارث
درگذشت سال هشتم هجری، جنگ موته
مدفن اردن
مشخصات دینی
زمان اسلام آوردن پیش از هجرت پیامبر به مدینه
حضور در جنگ‌ها تمامی جنگ‌ها غیر از فتح مکه

عبدالله بن رواحه از انصار پیامبر اسلام(ص) که در عقبه دوم به حضور ایشان رسید. وی اهل مدینه و از طایفه خزرج بود که حضرت محمد(ص) او را به ریاست قبیله بنی‎حارث از قبایل خزرج انتخاب کرد. عبدالله از نقبای دوازده‌گانه است. در بیش‌تر جنگ‌ها از جمله احد، خندق، حدیبیه، خیبر و عمره قضا حضور داشت و در جنگ بدرالموعد جانشین پیامبر در مدینه بود. وی در جنگ موته به شهادت رسید.

محتویات

نسب

عبدالله بن رَواحَه بن ثعلبه از طایفه بنی حارث از قبیله خزرج و از انصار اهل مدینه بود. مادرش کبشه دختر واقد بن عمرو بن الاطابه حارثی است.

کنیه‌اش را ابامحمد، ابورواحه و ابوعمرو ذکر کرده‌اند.[۱]پیامبر(ص) میان او و مقداد بن اسود، صیغه برادری خوانده بود.[۲]

عبداالله، دایی نعمان بن بشیر بن سعد است و بنابر روایات تاریخی خود فرزندی نداشت.[۳]

همراهی با پیامبر

عبدالله بن رواحه از جمله اهالی مدینه بود که در مراسم حج سال سیزدهم بعثت در عقبه منی با پیامبر اسلام بیعت کرد که در تاریخ به بیعت دوم عقبه شهرت دارد. در پی این بیعت، رسول خدا وی را به عنوان یکی از نقبای دوازده‌گانه انصار و به عنوان نماینده خود در میان طایفه بنی‌حارثه خزرج انتخاب کرد.[۴]

عبدالله از کسانی بود که پس از ورود پیامبر(ص) به مدینه، به استقبال ایشان رفت و وی را به سکونت در خانه خود دعوت کرد.[۵]

وی در زمان حیات خود تقریبا در تمامی جنگ‌های پیامبر از جمله بدر، احد، خندق، حدیبّیه، خیبر، عمره القضاء و موته شرکت کرد[۶] و در زمان جنگ بدر الموئد، جانشین پیامبر در مدینه بود.

در جنگ بدر از سوی پیامبر مامور ابلاغ خبر پیروزی مسلمانان به مدینه شد.[۷].

در عمره القضاء هنگام ورود پیامبر به مکه، عبدالله افسار مرکب ایشان را گرفته بود و پیامبر همراهی می‌کرد و اشعاری نیز در وصف ایشان می‌خواند.[۸]

پس از فتح خیبر، از سوی رسول خدا مامور جمع‌آوری خراج خیبر شد و تا هنگام شهادتش این سمت را دارا بود. بعد از نبرد خیبر، با سی سوار که عبدالله بن انیس نیز در میان آنان بود، به سوی بشر بن زرام یهودی -که در اندیشه شبیخون به مدینه بود- اعزام شد و ابن زرام را به قتل رساند.[۹]

در جنگ موته پس از زید بن حارثه و جعفر بن ابی طالب از جانب پیامبر فرماندهی لشکر اسلم بر عده عبدالله بن رواحه گذاشته شده بود.[۱۰]

ویژگی‌ها

با وجود آن که در دوران جاهلیت، سواد خواندن و نوشتن در میان مردم رواج نداشت، عبدالله بن رواحه از جمله‌ نویسندگان آن زمان به شمار می‌رفت و در شعر و شاعری نیز مهارت داشت.[۱۱]

حضور وی در اکثر جنگ‌های پیامبر نشان از دلیری او در میدان نبرد دارد. به طور کلی ویژگی‌های وی را می‌توان این چنین برشمرد:

شعری از عبدالله بن رواحه در وصف پیامبر(ص)

أنت النبی ومن یحرم شفاعته

یوم الحساب فقد أزری به القدر

فثبت الله ما آتاک من حسن

تثبیت موسی ونصراً کالذی نصروا

ابن‌اثیر،اسدالغابه، ج ۲، ص۵۹۳.

مهارت در شعر

پس از آنکه این آیات از سوره شعراء نازل شد: «وَالشُّعَرَاء یتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ*أَلَمْ‌تر أَنَّهُمْ فِی کلِّ وَادٍ یهِیمُونَ* وَأَنَّهُمْ یقُولُونَ مَا لَا یفْعَلُونَ.»[۱۲]، -شعرا کسانی هستند که گمراهان از آنان پیروی می‎کنند!* آیا نمی‎بینی آن‎ها در هر وادی سر گردانند.* و سخنانی می‎گویند که عمل نمی‎کنند- عبدالله تصمیم گرفت که دیگر شعر نگوید[۱۳] تا هنگام نزول این آیه: «إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَکرُوا اللَّهَ کثِیرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَیعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا‌ای مُنقَلَبٍ ینقَلِبُونَ.»[۱۴] - مگر کسانی که ایمان آورده‎اند و عمل صالح انجام میدهند و یاد خدا بسیار می‎کنند و به هنگامی که مورد ستم واقع میشوند به دفاع از خویشتن (و مؤ منان) برمی‌خیزند (و از ذوق شعری خود کمک میگیرند) و بزودی آن‎ها که ستم کردند می‎دانند که بازگشتشان به کجاست.- و شاعرانی چون عبدالله بن رواحه، کعب بن مالک و حسان بن ثابت و سایر شاعرانی که پیامبر(ص) را مدح می‌کردند، از دیگران استثنا کرد.[۱۵]

وی در مدح پیامبر اشعاری سروده است[۱۶]و همچنین در سوگ حمزه عموی پیامبر[۱۷] و نافع بن بدیل[۱۸] نیز اشعاری دارد.

شجاعت در جنگ

منابع تاریخی آورده‌اند که عبدالله اول کسی بود که برای جنگ آماده و از خانه خارج می‌شد و آخر کسی بود که از میدان به خانه برمی‌گشت.[۱۹]

توجه خاص از جانب پیامبر

بنابر روایات تاریخی، پیامبر(ص) در موارد متعددی عبدالله را به طور خاص دعا کرد. برخی از این موارد عبارتند از:

  • روزی عبدالله هنگام عزیمت به مسجد و در نزدیکی آن شنید که پیامبر مردم را امر به نشستن می‌کند، عبدالله در همان مکان و خارج از مسجد، توقف کرد و بر زمین نشست، وقتی خبر این کار به پیامبر رسید، این عمل وی را ستود و درباره او این گونه دعا کرد: خدا تو را برای اطاعت خدا و پیامبرش بیش از این توفیق دهد.[۲۰]
  • وقتی عبدالله مریض بود پیامبر به عیادت او رفت و احوال وی را دگرگون دید و گفت: خدایا اگر مرگش فرا رسیده مرگ را بر او آسان کن و اگر مرگش فرا نرسیده او را شفا ده. به سبب این دعا عبدالله بهبود یافت.[۲۱]
  • در جنگ خیبر، پیامبر از عبدالله درخواست کرد که شعری برای تهییج سپاه بخواند و او شعری خواند و پیامبر فرمود: خداوندا عبدالله رواحه را رحمت فرما.[۲۲]

وفات

مقبره عبدالله بن رواحه در اردن

در سال هشتم هجری رسول خدا سپاهی سه هزار نفری به فرماندهی زید بن حارثه برای جنگ با رومیان اعزام نمود. قرار بر این بود با شهادت زید، جعفر بن ابی طالب و اگر او نیز شهید شد، فرماندهی لشکر به عبدالله بن رواحه سپرده شود.[۲۳] بنابر گزارش‌های تاریخی، عبدالله بن رواحه قبل از حرکت به سوی موته اشعاری می‌خواند، از خداوند درخواست شهادت می‌کرد و از ترس عذاب الهی می‌گریست.

پس از کشته شدن زید و جعفر، پرچم سپاه اسلام به دست عبدالله قرار گرفت و بر دشمن حمله برد. او پس از جنگی سخت از پای درآمد. پیش از شهادت، خون بدنش را به چهره ‌مالید و فریاد ‌زد:«ای مسلمانان! از جان برادرانتان حمایت کنید.»[۲۴]

مدفن وی و دیگر شهدای موته در منطقه‎ای به نام مزار در شهرستان کرک از توابع اردن واقع است.[۲۵]

پانویس

  1. ابن‌اثیر،اسدالغابه، ج ۲، ص۵۹۲-۵۹۳.
  2. الاصابه، ابن حجر، ج ۲، ص۲۹۸.
  3. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۳، ص۵۲۶.
  4. ابن‌اثیر،اسدالغابه، ج ۲، ص۵۹۳.
  5. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ۱، ص۱۶۰.
  6. قرطبی، الاستیعاب، ج ۳، ص۳۳-۳۴.
  7. واقدی،مغازی، ج۱، ص۱۱۴
  8. ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۳۷۱.
  9. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۵۲۶.
  10. واقدی،مغازی، ج ۲، ص۷۵۶.
  11. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۳، ص۵۲۶.
  12. شعرا،۲۲۶-۲۲۴.
  13. ابن سعد، الطبقات الکبری،ج ۳، ص۵۲۸.
  14. شعرا، ۲۲۷.
  15. طبرسی، مجمع‌البیان، ج ۷، ص۳۶۰
  16. قرطبی، الاستیعاب، ج ۳، ص۳۴.
  17. ابن هشام، السیره النبویه، ج ۲، ص۱۶۲.
  18. واقدی، مغازی، ج ۱، ص۳۵۳.
  19. ابن‌اثیر،اسدالغابه، ج ۲، ص۵۹۳.
  20. بیهقی، دلائل النبوه، ج ۶، ص۲۵۷.
  21. ابن سعد، الطبقات الکبری،ج ۳، ص۵۲۹.
  22. واقدی،مغازی، ج ۲، ص۶۳۹.
  23. واقدی،مغازی، ج ۲، ص۷۵۶.
  24. ابن‌اثیر،اسدالغابه، ج ۲، ص۵۹۵-۵۹۴.
  25. ابن عنبه، عمده الطالب، ص۳۶.

منابع

  • ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفه الصحابه، دارالمعرفه، بیروت، ۱۴۲۲ق.
  • ابن سعد، طبقات‌الکبری، دارالصادر، بیروت، ۱۴۰۵ق، افست دارالفکر.
  • ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی‌طالب، مطبعه الحیدریه، نجف، ‎۱۳۷۶ق.
  • ابن عنبه، احمد، عمدة الطالب، نجف، المطبعة الحیدریة، ۱۳۸۰ق.
  • ابن هشام، السیره النبویه، دارالوفاق، بیروت.
  • بیهقی، احمد بن حسین، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، دارالکتب العلمیه، بیروت،۱۴۰۵ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۵ق.
  • عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، دارالکتاب‎العربی، بیروت.
  • قرطبی، محمد بن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، دارالکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۱۵ق.
  • واقدی، محمد بن عمر، المغازی، بیروت، اعلمی، ۱۴۰۹ق.