باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

صلح آماسیه

جنگ‌های ایرانیان و عثمانیان

پس از بیست سال که از جنگ‌های ایران و عثمانی‌ها گذشت، در سال ۹۶۲ قمری سلطان سلیمان برای چهارمین بار جنگ بین دو کشور را شروع کرد و ارتش عثمانیان را که در آن عصر بسیار قوی و قدرتمند بودند، به سمت ایران روانه ساخت. قزلباشان در مقابل آنان ایستادند و زمینه را برای صلح فراهم آوردند. [۱]

تلاش برای صلح

ایجاد صلح با تلاش شاه تهماسب اول آغاز شد. او با ارسال نامه‌ای به سلیمان متذکر شد عثمانی‌ها از حملات متعدد به ایران فایده‌ای نبرده و نخواهند برد و هرگز نخواهند توانست این کشور را جزء قلمرو خود در آورند. پس بهتر است که به جای جنگ‌های بیهوده، صلح بین دو کشور برقرار شود. سلیمان در پاسخ، علت حمله خود به ایران را از بین بردن تشیع و رافضی‌گری برشمرد که در برابر تهماسب اول، نامه بلندی در ۳۷ صفحه نوشت و در آن اعتقاد خویش را به شیعه، به عنوان مذهب حق آشکار کرد. [۲]

از نامه‌هایی که میان پادشاهان ایران و عثمانی رد و بدل شد، می‌توان به تمایل تهماسب و سلیمان به پایان جنگ و برقراری صلح و آشتی پی برد. تهماسب در نامه خود به سلیمان، اظهار امیدواری کرد هرچه زودتر صلح بین دو کشور برقرار و به زائران ایرانی اجازه حج گزاری و زیارت اماکن مقدسه داده شود. [۳]

تهماسب در تذکره خود چنین می‌نگارد:

من در جواب کتاب او (سلطان سلیمان) نوشتم:... من چگونه دو لشکر مسلمان را... به جنگ فتوا دهم و این مسلمانان را در تَهلُکه اندازم؟ پدر من در آن روز که با پدر شما جنگ کرد، دُرمیش خان و سایر امرا، بلکه تمامی لشکر او مست بوده‌اند، شب تا صبح شراب خورده، آهنگ بر جنگ نموده بودند... از آن تاریخ، هرگاه حکایت جنگ چالدران به میان می‌آید، من دُرمیش خان را دعای بد می‌کنم که پدرم شاه اسماعیل را فریفته بود و جنگ کرد.[۴]

انعقاد صلح

سلطان سلیمان که درگیر مخالفت سرداران سپاه با لشکرکشی‌های پرخرج و بیهوده به ایران بود، در اردوگاه آماسیه، سفیر ایران را پذیرفت و ضمن پذیرش نامه شاه تهماسب، آمادگی خود را برای برقراری پیمان صلح اعلام داشت و سرانجام در سال ۹۶۲ قمری، صلح برقرار گردید که در تاریخ به نام صلح آماسیه مشهور است.[۵]

از این تاریخ تا پایان سلطنت تهماسب، هر دو کشور به رعایت مفاد صلح آماسیه اهمیت زیادی قائل بودند و روابط عثمانی و ایران رو به بهبودی گذاشت.

پیامدهای صلح‌نامه

در سال ۹۶۶ قمری، بایزید فرزند سلیمان، به همراه چند هزار نظامی به دربار ایران پناهنده شد که این حادثه تحرک سیاسی دولت عثمانی را برای بازگرداندن شاهزاده به همراه داشت و به امضای صلح نهایی میان دو کشور در سال ۹۶۹ قمری انجامید. در این معاهده، دو طرف متعهد به بازگرداندن مقصرین و پناهندگان سیاسی شدند. اسکندر بیک درباره مفاد دیگر صلح نامه می‌گوید:

چندتن از ایلچیان متعهد با نامه‌های مودت از درباره سلطان سلیمان آمده بودند و از طرفین باب موافقت و دوستی و معاهده و پیمان با ارسال نامه‌ها و هدایا تأکید یافته و اختلاف مربوط به حدود و ثغور طرفین مشخص گردیده و رفت و آمد حجاج آسان شده و لشکریان دو طرف که پیوسته در حال آماده باش و جدال بودند، آسوده گشتند و صاحب‌نظران تاریخ این مصالحه را «الصلحُ الخیر» گفته‌اند. [۶]

شاه تهماسب در اجرای مفاد صلح‌نامه، ملزم به تحویل بایزید بود که این کار، او را از توطئه‌های شاهزاده نیز رهایی می‌داد. سرانجام شاه ایران، بایزید را به فرستادگان سلطان سلیمان تحویل داد و آنان نیز او را بر طبق دستور، کشتند.[۷]

پایبندی ایران و عثمانی به صلح، همچنان پابرجا بود و مرگ سلطان سلیم در سال ۹۷۵ قمری و جانشینی سلطان سلیم دوم در آن تغییری ایجاد نکرد. حتی تهماسب در نامه‌ای که برای سلیم فرستاد، از مؤاخات و مصافات طرفین به خوبی یاد کرد.[۸]

پانویس

  1. تاریخ عالم آرای عباسی، ج۱، ص۱۲۳ – ۱۲۷
  2. ر.ک: شاه طهماسب صفوی، ص۲۰۰ – ۲۳۷
  3. صفویه از ظهور تا زوال، ص۸۷
  4. تذکره شاه طهماسب، ص۲۹
  5. ر.ک: تاریخ عالم آرای عباسی، ج۱، ص۱۲۸ و ۱۲۹
  6. ر.ک: تاریخ عالم آرای عباسی، ج۱، ص۱۲۸ و ۱۲۹
  7. تاریخ روابط خارجی ایران، ص۳۱ و ۳۵
  8. ر.ک: خلاصه التواریخ، ص۴۷۸ – ۵۴۴

منابع

  • منبع اصلی: کتاب صفویان نماد اقتدار ایران، دفتر اول، عصر شاه اسماعیل و شاه طهماسب، محمدباقر پورامینی، قم، انتشارات نورالسجاد، چاپ اول، ۱۳۸۱
  • تذکره شاه طهماسب، شاه طهماسب بن اسماعیل بن حیدری الصفوی، انتشارات اشراق، ۱۳۶۳ شمسی
  • خلاصه التواریخ، قاضی احمد بن شرف الدین حسینی، تصحیح محمد نادر نصیری مقدم، تهران، بنیاد موقوفات محمود افشار، ۱۳۷۳ شمسی
  • تاریخ روابط خارجی ایران، عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۵ شمسی
  • شاه طهماسب صفوی، عبدالحسین نوایی، تهران، انتشارات ارغوان، ۱۳۶۸ شمسی
  • صفویه از ظهور تا زوال، رسول جعفریان، تهران، کانون اندیشه جوان، ۱۳۷۸ شمسی
  • تاریخ عالم آرای عباسی، اسکندربیک منشی ترکمان، به تصحیح محمداسماعیل رضوانی، دنیای کتاب، ۱۳۷۷ شمسی