باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

صعصعة بن صوحان

صَعْصَعه بن صوحان

زادگاه اطراف شهر قطیف
درگذشت زمان معاویه - کوفه
محل زندگی کوفه
نقش‌های برجسته یاران امام علی و امام حسن علیهما السلام
دین اسلام
مذهب شیعه
خویشاوندان زید بن صوحان

صَعْصَعة بن صوحان از شیعیان و یاران امام علی(ع).

صعصعه در زمان پیامبر اسلام مسلمان شد. او از یاران امام علی(ع) بود و در نبردهای ایشان شرکت کرد. صعصعه را فردی خطیب معرفی کرده‌اند که سخنرانی‌های مختلفی در دفاع از امام علی(ع) انجام داد. امام علی(ع) او را از بزرگان اصحاب خود معرفی کرده و امام صادق(ع) نیز او را از معدود افرادی می‌دانست که امام علی(ع) را آن‌گونه که شایسته‌اش است،‌ شناخت.

محتویات

نسب

صعصعة بن صوحان بن حجر[۱] از قبیله عبد القیس بود.[۲] او در نزدیکی شهر قطیف به دنیا آمد و بعد از مدتی در کوفه ساکن شد.[۳] و به همین جهت او را «کوفی» نیز خوانده‌اند.[۴] کنیه صعصعه «أبا طلحة» بوده است.[۵]

صعصعه دو برادر به نام‌های زید و صیحان داشت که افرادی بلیغ و از شیعیان امام علی(ع) بودند.[۶]

صعصعه در زمان خلفاء

صعصعه در زمان پیامبر اسلام مسلمان شد ولی آن حضرت را ندید.[۷] او در زمان خلیفه اول و خلیفه دوم سن کمی داشت و مطالب اندکی از او در آن دوره تاریخی نقل شده است.

در زمان خلیفه دوم، ابوموسی اشعری مال فراوانی را به نزد خلیفه فرستاد. خلیفه آن‌ها را تقسیم کرد و مقداری باقی ماند. خلیفه نظر مسلمانان را در مورد باقی مانده پرسید. صعصعه به او گفت: در مسائلی با مردم مشورت کن که خداوند در قرآن در مورد آن چیزی نگفته باشد. اما آنچه خداوند در مورد آن حکمی داده، به همان دستور عمل کن. خلیفه گفت: درست گفتی. من از تو هستم و تو از من هستی.[۸]

صعصعه از مخالفان خلیفه سوم در کوفه بود. خلیفه،‌ او را به همراه تعدادی از جمله زید بن صوحان و مالک اشتر به شام تبعید کرد.[۹] صعصعه گفتگویی انتقادی با عثمان نیز داشته است.[۱۰]

صحابه خاص امام علی(ع)

امام صادق(ع):

«کسی با امام علی(ع) نبود که ایشان را آن‌گونه که شایسته‌اش است،‌ بشناسد، مگر صعصعه و اصحابش».

ابن داود، الرجال، ۱۳۴۲ش، ص۱۸۷.

امام علی جمعی که صعصعه نیز در میان آنان بود، بزرگان عرب و روسای اصحاب خود معرفی کرد.[۱۱] امام علی(ع)‌ او را شاهد بر وصیت خود نیز گرفت.[۱۲]

صعصعه در ذیل گفتاری خطاب به امام علی(ع) او را زینت دهنده خلافت دانسته و معتقد بود او به خلافت ارزش و مقام داده است و نه اینکه خلاف آن بوده باشد. او معتقد بود نیاز خلافت به امام بیش از نیاز امام به خلافت است.[۱۳]

صعصعه در تشییع جنازه امام علی(ع) شرکت داشت. زمانی که لحد را قرار دادند، بر بالای قبر آمده، در حالی که خاک بر سرش می‌ریخت و گریه می‌کرد، چنین گفت: «پدر و مادرم به فدایت‌ ای امیر المومنین. گوارایت باد‌ ای اباالحسن که پاکیزه به دنیا آمدی، شکیبایی‌ات بسیار بود و جهادت بزرگ. تجارت سودمند انجام دادی و به پیشگاه خداوند قدم گذاشتی... از خدا می‌خواهم به ما توفیق دهد که راه تو را ادامه دهیم و به ما دوست داشتن دوستانت و دشمن شمردن دشمنانت را عنایت کند و ما را در زمره دوستان تو قرار دهد.[۱۴]

در صلح امام حسن(ع) با معاویه، امام برای چند تن از اصحاب به صورت خاص امان گرفت که صعصعه جزو این افراد بود.[۱۵]

از امام صادق(ع) در مورد صعصعه چنین نقل شده است: «کسی با امام علی(ع) نبود که ایشان را آن‌گونه که شایسته‌اش است،‌ بشناسد، مگر صعصعه و اصحابش».[۱۶]

شیخ مفید صعصعه را به عنوان صحابی بزرگ امام علی(ع) معرفی می‌کند.[۱۷]

ابن‌قتیبه دینوری دانشمند قرن سوم در ذکر افراد مشهور شیعه نام صعصعه بن صوحان را ذکر می‌کند.[۱۸]

شفاعت منذر بن جارود

صعصعه نزد امام علی منذر بن جارود را شفاعت کرد. این شفاعت به دو صورت نقل شده است:

  • صعصعه به امام علی(ع) گفت: خواهر منذر بن جارود هر روز برای برادرش گریه می‌کند. او را آزاد کن و من آنچه برداشته است را ضمانت می‌کنم. امام فرمود: نیازی به ضمانت نیست. احتمال دارد او آن مال را نگرفته باشد. قسم بخورد که این مال را برنداشته؛ آزادش می‌کنم. : او حتماً قسم می‌خورد. امام: من نیز همین احتمال را می‌دهم.[۱۹]
  • امام علی(ع) منذر بن جارود را به ریاست منطقه‌ای فرستاد. منذر مالی از بیت المال برداشت. امام او را خلع و زندانی‌ کرد. صعصعه شفاعت این فرد را کرده و امام نیز او را آزاد کرد.[۲۰]

حضور در جنگ‌های امام علی(ع)

صعصعه در تمام جنگ‌های امام علی(ع) شرکت کرد. در نبرد جمل دو برادر او نیز حضور داشتند. صیحان پرچم‌دار قبیله عبدالقیس بود،‌ پس از شهادتش برادرش زید پرچم را گرفت و بعد از شهادت زید، صعصعه پرچم‌دار قبیله خود شد.[۲۱] صعصعه در نبرد صفین نیز حضور داشت و فرمانده قبیله عبدالقیس کوفه گردید.[۲۲] پیش از آغاز جنگ صفین، سپاه معاویه بر آب مسلط شد و اجازه دسترسی سپاه امام را به آب را نداد. امام علی(ع) صعصعه را برای مذاکره پیش معاویه فرستاد.[۲۳]

صعصعه در جنگ با خوارج نیز حضور داشت. پیش از نبرد، امام علی(ع) صعصعه را برای مذاکره و نصیحت خوارج به میان آنان فرستاد.[۲۴] گفتگوی طولانی میان صعصعه و خوارج شکل گرفت. در ابتدای این گفتگو خوارج به او گفتند: آیا اگر علی با ما و در جایگاه ما بود، تو با او بودی؟ او گفت: آری. گفتند: پس تو در دینت مقلِّد و دنباله‌رو علی هستی. بازگرد که دینی نداری. صعصعه گفت: وای بر شما! آیا از کسی دنباله‌روی نکنم که به نیکویی از خدا دنباله‌روی می‌کند و همواره و صادقانه، در پی فرمان خدا است؟... پس کجا می‌چرخید، کجا می‌روید، به چه کسی رغبت می‌ورزید و از چه کسی باز می‌مانید؟ از ماه نورانی و صراط مستقیم خداوند باز می‌مانید...».[۲۵]

صعصعه و معاویه

منابع گفتگوهای بسیاری را میان صعصعه و معاویه نقل کرده‌اند:

  • پس از صلح امام حسن(ع)، معاویه در کوفه صعصعه را دید و به او گفت: به خدا سوگند دوست نداشتم تو در امان من باشی. صعصعه: به خدا سوگند من نیز دوست نداشتم تو را با این نام صدا کنم، سپس به معاویه با عنوان خلیفه سلام کرد. معاویه: اگر (در خلیفه دانستن من) صادق هستی بر منبر برو و علی(ع) را لعن کن. صعصعه بر منبر رفته و پس از حکم و ثنای الهی گفت:‌ای مردم از نزد فردی می‌آیم که شرش را نزدیک کرده و خیرش را دور. او به من دستور داده که علی(ع) را لعن کنم. پس او را لعن کنید.[۲۶]
  • معاویه در خطاب به برخی از بزرگان کوفه گفت: نظرتان چیست که شما را با وجود نادانی‌هایتان بخشیدم در حالی که مستحق مجازات بودید! خداوند رحمت کند اباسفیان را که انسان صبوری بود و اگر همه مردم از اولاد او بودند، همه صبور می‌گشتند. صعصعه گفت: به خدا سوگند‌ای معاویه که این افراد،‌ فرزندان مردمانی بهتر از ابوسفیان هستند. و افراد سفیه و جاهل از نسل ابوسفیان بیشتر از صبوران آن‌ها هستند.[۲۷]
  • معاویه در مورد صعصعه گفت: «به خدا دوست داشتم فرزند او باشم» سپس رو به افراد بنی‌امیه کرده و گفت: «مردها باید چنین باشند».[۲۸]

سخنوری

امام علی(ع) صعصعه را «الخَطیبُ الشَّحْشَح؛ سخنران زبردست ماهر» توصیف می‌کند.[۲۹]

معاویه در یکی از گفتگوهایی که با صعصعه داشت او را چنین خطاب می‌کند: خداوند تو را بکشد که چنین زبان آهنینی به تو داده است.[۳۰]

مغیره بن شعبه، فرماندار معاویه در کوفه، پس از گفتگویی با صعصعه او را دارای زبانی فصیح می‌داند.[۳۱]

علمای بسیاری صعصعه را فردی بلیغ و از خطبای بزرگ زمان خود دانسته‌اند؛ ابن قتیبه دانشمند قرن سوم[۳۲] مسعودی در قرن چهارم[۳۳] زمخشری در قرن ششم[۳۴] و برخی دیگر[۳۵] صعصعه را فردی بلیغ و سخنور معرفی کرده‌اند.

مسجد صعصعه

مسجد و قبر منسوب به صعصعه در بحرین

در شهر کوفه در نزدیکی مسجد سهله، مسجدی به نام صعصعه وجود دارد که عبادتگاه صعصعه بوده است. برخی کتاب‌های دعا، اعمال مخصوص این مسجد را ذکر کرده‌اند.[۳۶]

وفات

وفات صعصعه را در زمان خلافت معاویه و در کوفه دانسته‌اند.[۳۷] با این حال برخی منابع آورده‌اند، مغیره به دستور معاویه صعصعه را به جزیره‌ای در بحرین تبعید کرد و صعصعه حدود سال هفتاد در همانجا درگذشت.[۳۸] در شهر عسکر در کشور بحرین، قبری منسوب به صعصعه وجود دارد که آنجا را مسجد صعصعه بن صوحان می‌نامند.[۳۹]

پانویس

  1. زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۳، ص۲۰۵.
  2. ابن اثیر، اسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۴۰۳.
  3. زرکلی، الاعلام، ۱۹۹۸م، ج۳، ص۲۰۵.
  4. ذهبی، تاریخ الاسلام، ۲۰۰۳م، ج۴، ص۲۴۰.
  5. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج۶، ص۲۴۴.
  6. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۷۱۷.
  7. ابن اثیر، اسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۴۰۳.
  8. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۷۱۷.
  9. احمدی میانجی، مکاتیب الأئمة(ع)، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۱۴۵.
  10. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۵۸۹.
  11. مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۳۸.
  12. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۵۱.
  13. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۷۹.
  14. مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۲، ص۲۹۵.
  15. کشی، اختیار معرفة الرجال، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۲۸۵.
  16. ابن داود، الرجال، ۱۳۴۲ش، ص۱۸۷.
  17. شیخ مفید، الجمل، ۱۴۱۳ق، ص۴۷۵.
  18. ابن قتیبة، المعارف، ۱۹۹۲ق، ص۶۲۴.
  19. ثقفی، الغارات، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۸۹۷.
  20. مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۴، ص۳۲۳.
  21. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸، ج۶، ص۲۴۴.
  22. نصر بن مزاحم، وقعة صفین، ۱۴۰۴ق، ص۲۰۶.
  23. نصر بن مزاحم، وقعة صفین، ۱۴۰۴ق، ص۱۶۰.
  24. شیخ مفید، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۱۲۱.
  25. شیخ مفید، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۱۲۱.
  26. کشی، اختیار معرفة الرجال، ۱۳۶۳ش، ص۶۹.
  27. ابن اعثم کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۳۸۸.
  28. مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۴۰.
  29. نهج‌البلاغة، ص۵۱۷.
  30. ابن اعثم کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۳۸۸.
  31. ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۴۳۰.
  32. ابن قتیبة، المعارف، ۱۹۹۲ق، ص۴۰۲.
  33. مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۴۳.
  34. زمخشری، الفایق فی غریب الحدیث، ۱۴۱۷، ج۱،‌ ص۷۱.
  35. مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۴، ص۳۰۸.
  36. ابن مشهدی، المزار الکبیر، ۱۴۱۹ق، ص۱۴۳؛ شهید اول، المزار، ۱۴۱۰ق، ص۲۶۴.
  37. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج۶، ص۲۴۴.
  38. زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹ق، ج۳، ص۲۰۵.
  39. الوقاف الجعفریه

منابع

  • ‌ ابن اثیر جزری، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة،‌ دار الفکر، بیروت، ۱۴۰۹ق.
  • ابن اثیر جزری، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ،‌ دار صادر، بیروت، ۱۳۸۵ق.
  • ابن اعثم کوفی، احمد بن اعثم، الفتوح، تحقیق: شیری، علی،‌ دار الاضواء، بیروت، ۱۴۱۱ق.
  • ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد، دیوان المبتدأ و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشأن الأکبر(تاریخ ابن خلدون)، تحقیق خلیل شحادة، بیروت،‌دار الفکر، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
  • ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، بیروت،‌ دار الکتب العلمیة، چاپ دوم، ۱۴۱۸ق.
  • ابن عبدالبر، یوسف بن عبد الله، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق: البجاوی، علی محمد،‌دار الجیل، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • ابن قتیبة، أبو محمد عبد الله بن مسلم، المعارف، تحقیق: ثروت عکاشة، الهیئة المصریة العامة للکتاب، قاهرة، چاپ دوم، ۱۹۹۲م.
  • ابن مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، محقق و مصحح: قیومی اصفهانی، جواد، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
  • احمدی میانجی، علی، مکاتیب الأئمة(ع)، قم،‌ دار الحدیث، چاپ اوّل، ۱۴۲۶ق.
  • ثقفی، ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال، الغارات أو الإستنفار و الغارات، محقق و مصحح: محدث، جلال‌الدین، انجمن آثار ملی، تهران، چاپ اول، ۱۳۹۵ق.
  • حلی، حسن بن علی بن داود (ابن داود)، الرجال، دانشگاه تهران، چاپ اول، ۱۳۴۲ق.
  • حمیری، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • ذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد، تاریخ الاسلام و وَفیات المشاهیر و الأعلام، محقق: معروف، بشار عوّاد،‌دار الغرب الإسلامی، چاپ اول، ۲۰۰۳.
  • زرکلی، خیر الدین، الاعلام، بیروت،‌دار العلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۹م.
  • زمخشری، محمود بن عمر، الفائق فی غریب الحدیث، محقق و مصحح: شمس الدین، ابراهیم، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
  • سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
  • شهید اول، محمد بن مکی، المزار فی کیفیة زیارات النبی و الأئمة(ع)، مدرسه امام مهدی(عج)، قم، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
  • شیخ مفید، الاختصاص، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، محرمی زرندی، محمود، المؤتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • شیخ مفید، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصرة، محقق و مصحح: میرشریفی، علی، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • کشی، محمد بن عمر، اختیار معرفة الرجال، محقق و مصحح: رجایی، محمد، قم، موسسه آل البیت، ۱۳۶۳ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، تهران،‌ دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت،‌دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • مسعودی، ابو الحسن علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق: داغر، اسعد،‌ دار الهجرة، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
  • نصر بن مزاحم، وقعة صفین، محقق و مصحح: هارون، عبد السلام محمد، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
  • یعقوبی، احمد بن أبی یعقوب، تاریخ الیعقوبی،‌ دار صادر، بیروت، چاپ اول، بی‌تا.