باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

صحیح البخاری (کتاب)

(تغییرمسیر از صحیح بخاری)
صحیح بخاری
صحیح بخاری.jpg
اطلاعات کتاب
نویسنده: ابو عبدالله محمد بن اسماعیل بخاری
موضوع: حدیث

اَلْجامعُ الْمُسْنَد الصّحیح الْمُخْتَصَر مِنْ اُمور رَسول اللّه(ص) وَ سُنَنه و اَیّامِه معروف به صحیح البخاری، کتابی‌ تألیف ابوعبدالله محمد بن اسماعیل بخاری (۱۹۴-۲۵۶ق)، معتبرترین کتاب روایی اهل سنت و یکی از شش کتاب موسوم به صحاح سته.

صحیح بخاری در ۹۷ کتاب و ۳۴۵۰ باب تدوین شده و تعداد احادیث آن با احتساب احادیث مکرّر به گفتهٔ ابن صلاح ۷۲۷۵ حدیث و با حذف مکرّرات، چهار هزار حدیث است.

به نظر بخاری، مجامع حدیثی مدوّنِ عصر او، بر احادیث صحیح و غیرصحیح مشتمل بود، ازاین‌رو تصمیم گرفت که احادیث صحیح را در کتابی گرد آورد. مشوق اصلی او در این کار استادش اسحاق بن ابراهیم حنظلی معروف به ابن راهویه بوده است.[۱]

محتویات

مؤلف

مهم‌ترین کتاب‌های حدیثی
شیعه
سنی

ابوعبدالله محمد بن اسماعیل بخاری در ۱۳ شوال ۱۹۴ هجری قمری در بخارا واقع در ازبکستان امروزی متولد گردید و به سال ۲۵۶ هجری قمری در روستای خَرتَنگ در نزدیکی سمرقند وفات نمود. پدرش اسماعیل بن ابراهیم، یکی از دانشمندان حدیث آن زمان بود که در دوران جوانی بخاری از دنیا رفت. بخاری چهار بار از بخارا اخراج شد. در یکی از آن‌ها پس از صدور فتوای محرمیت دو کودک در صورت نوشیدن از شیر یک گوسفند، مردم و علمای شهر علیه او شوریدند و از شهر اخراجش کردند.[۲]

بار دیگر پس از بیان عقیده‌اش دربارهٔ قرآن، عالم بزرگ اهل سنت محمد بن یحیی الذهلی او را ابتدا از نیشابور اخراج کرد و سپس از امیر بخارا خواست تا بخاری را از آنجا هم اخراج کند و دربارهٔ بخاری گفت: هرکس بعد از این (اظهارات غلط) به سمت اسماعیل بخاری برود، او را متهم بدانید.[۳]

جد پدریش (مغیره) توسط حاکم بخارا، مسلمان شده و در آنجا ساکن شد. در سن ۱۶ سالگی به مکه مسافرت نمود و علم حدیث را فرا گرفت. سپس مصر و دیگر کشورهای اسلامی را برای جمع حدیث طی کرد و چون به بخارا بازگشت ششصد هزار حدیث باخود آورد و فقط ۷۲۷۵ حدیث را معتبر دانسته در تألیف مشهور خود موسوم به صحیح بخاری جای داد.

ویژگی‌های کتاب

بخاری برای تألیف این کتاب شانزده سال وقت صرف کرد و احادیث آن را از میان ششصد هزار حدیثی که جمع آوری کرده بود برگزید.[۴] این کتاب از مجامع حدیثی اهل سنت می‌باشد. اصطلاح مجامع حدیثی به کتاب‌هایی گفته می‌شود که جامع موضوعات عقیدتی و فقهی باشند و این ویژگی در صحیح بخاری نیز موجود است.

صحیح بخاری در ۹۷ کتاب و ۳۴۵۰ باب تدوین شده و تعداد احادیث آن با احتساب احادیث مکرّر به گفتهٔ ابن صلاح ۷۲۷۵ حدیث و با حذف موارد تکراری به گفتهٔ او و نَوَوی حدود ۴۰۰۰ حدیث، اما به عقیدهٔ ابن حَجَر ۲۷۶۱ حدیث است.[۵] به‌علاوه تعداد احادیث صحیح بخاری در روایات مختلف، متفاوت است؛ مثلاً روایت فِرَبْری سیصد حدیث از روایت ابراهیم بن معقِل نسفی زیادتر دارد و نیز تعداد احادیث آن در روایت نَسفی از روایت حماد بن شاکر نَسَوی صد عدد کمتر است.[۶]

شرط بخاری

بخاری برای انتخاب حدیث صحیح معیاری داشته که به «شرط بخاری» معروف شده است. طبق آن، او حدیثی را صحیح می‌داند که محدثان بزرگ نسبت به وثاقت فرد فردِ سلسلهٔ راویان آن تا یک صحابی مشهور اتفاق نظر داشته باشند و سند آن نیز متصل و غیرمقطوع باشد.[۷] براین اساس، بخاری برای گزینش حدیث صحیح، اتصال سند، اتقان و وثاقتِ رجال و نیز نبودن اشکال و ضعف در متن یا سند حدیث (عدم علل) را مراعات می‌کرده است. از تقسیم‌بندی احادیث کتاب در سخن ابن حجر[۸] می‌توان دریافت که شرط مزبور دربارهٔ همهٔ احادیث آن رعایت نشده و وی برخی از احادیث را که با شرط او منطبق نیست، هرچند با لفظ و تعبیری متفاوت و متمایز، آورده است.[۹]

بخاری بسیاری از احادیث را که با شرط او منطبق بودند؛ ولی با مذهب او هماهنگ نبودند نیاورده و حاکم نیشابوری در کتاب المستدرک علی الصحیحین تلاش کرده روایاتی که با شرط بخاری یا مسلم منطبق بوده ولی آن‌ها نقل نکرده‌اند را جمع‌آوری کند.

فصل بندی

صحیح بخاری بیشتر مطابق با کتاب‌های فقهی فصل‌بندی و تنظیم شده ولی مطالب و ابواب دیگری نیز درآن وجود دارد؛ ازجمله دربارهٔ آغاز خلقت، بهشت و دوزخ، پیامبران و به‌ویژه پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم و تفسیر قرآن.

از ویژگی‌های این کتاب، عناوین ابواب (=تراجم ابواب) آن است که به نوعی بیان استنباط بخاری از احادیث بوده است[۱۰] و چون این عناوین بیشتر بر تفسیر، تبیین و تأویل احادیث مشکل و مجمل مشتمل است، آن‌ها را بیان‌گر فقه بخاری دانسته‌اند.[۱۱] بخاری دراین کتاب فراتر از یک محدّث صرف و به صورت یک فقیه ظاهر شده است و به‌همین دلیل برخی از احادیث را برحسب بابی که در نظر داشته، تکرار یا تقطیع کرده و همراه با آن، نکات فقهی، حُکمی و آیات الاحکام آورده است و حتی در برخی ابواب این کتاب، هیچ آیه یا حدیثی ذکر نکرده که همین نشان‌‎دهنده این است که وی دربارهٔ آن موضوع، طبق شرایط خود حدیثی نیافته است.[۱۲]

احادیث معلق

از دیگر ویژگی‌های صحیح بخاری، وجود احادیث «معلَّق» در آن است. مراد از تعلیق، حذف یک یا چند نفر از ابتدای سند حدیث است.

ابن حجر دربارهٔ احادیث موقوف (احادیثی که بدون اسناد به پیامبر اکرم(ص)، از صحابی روایت شود) می‌گوید که بخاری این احادیث را که مشتمل بر فتاوی صحابه و تابعین و تفاسیر آیات است، برای زمینه‌سازی و قبولاندن انتخاب خود در موارد اختلاف آورده است؛ هرچند این احادیث، شرطی که خودش برای انتخاب روایات قبول کرده را نداشته باشد.

بنابراین، مقصود اصلی از تدوین این کتاب، گردآوری احادیثی است که به نظر بخاری صحیح و مستند باشند (البته با مذهب او هم منافات نداشته باشند) و احادیث معلّق و موقوف به منظور استشهاد و تفسیر نقاط مبهم و مجمل در احادیث مزبور آمده است.[۱۳] ابن حجر در نوشته‌ای با عنوان «تعلیق التعلیق» با برشمردن آن گروه از احادیث مرفوع و موقوف که در صحیح بخاری به‌صورت معلّق آمده، با کمک گرفتن از آثار بخاری یا دیگران، به تکمیل سند این احادیث اقدام کرده است.[۱۴]

جایگاه کتاب در بین اهل سنت

بخاری چون کتابِ خود را به پایان رساند، آن را به بزرگان و ائمهٔ حدیث اهل سنت، مانند احمد بن حنبل، علی بن مَدینی و یحیی بن معین، عرضه داشت و آنها به صحّت و درستی آن، جز چهار حدیث، شهادت دادند.[۱۵]

صحیح بخاری نزد علمای اهل سنّت اهمیت و اعتبار خاصی دارد؛ اهل سنت در این امر اتّفاق نظر دارند که صحیح‌ترین کتاب پس از قرآن مجید، صحیح بخاری و پس از آن صحیح مسلم است.[۱۶] با این‌همه، شافعی و برخی دیگر، عنوان «اصحّ الکتب» را به «المُوَطَّأ» مالک بن انس داده‌اند و آن را «اصل اول» و صحیح بخاری را «اصل دوم» نامیده‌اند. ابن حجر[۱۷] در توجیه سخن شافعی گفته که وی هنگامی این حرف را زده که از صحیح بخاری و صحیح مسلم خبری نبوده است. در هر صورت، در میان اهل سنت هیچ کتابی به شهرت صحیح بخاری نیست و دربارهٔ آن، گاه چنان غلو کرده‌اند که آن را در ردیف قرآن دانسته‌اند.[۱۸] به گفتهٔ وجدی[۱۹] بعضی به افرادی پول می‌دادند تا احادیث این کتاب را همچون قرآن برای جلب برکات و خیرات آسمانی بخوانند. مقبولیت و اعتبار صحیح بخاری از کثرت شروح و تعلیقات و حواشی آن نیز نمایان است.

شرح‌های بخاری

مطابق مقدمه صحیح بخاری (چاپ مکه ۱۳۷۶)، تاکنون تعداد ۵۹ شرح (تمام یا ناتمام) بر صحیح بخاری نوشته شده که یازده شرح از آن‌ها چاپ شده است. به علاوه، ۲۹ تن بر آن پاورقی و شانزده تن مقدمه نوشته‌اند و پانزده تن آن را خلاصه کرده‌اند. این کتاب به زبان‌های مختلف ترجمه شده است. از جمله شروحِ مشهور آن عبارت است از:

۱) شرح امام ابو سلیمان احمد بن محمد بن ابراهیم بن خَطّاب البستی الخطابی (متوفی ۳۳۸) با نامِ اعلام السنن[۲۰]

۲) فتح الباری شرح صحیح البخاری نوشتهٔ حافظ شهاب الدین ابن حجر عسقلانی (متوفی ۸۵۲) علمای حدیث آن را بهترین شرح کتاب دانسته‌اند.[۲۱]

۳) عمدة القاری فی شرح البخاری تألیفِ محمود بن احمد عینی (متوفی ۸۵۵)

۴) ارشاد السّاری فی شرح البخاری از احمد بن محمد بن ابی بکر قسطلانی (متوفی ۹۲۳)

نقدها

صحیح بخاری را هاله‌ای از قداست فراگرفته و کم‌تر کسی جسارت به خرج داده و در صحّت احادیث آن و خدشه در سند و راویان احادیثش تردید کرده است. تا جایی که به گفتهٔ ابوالحسن مقدّسی، هریک از راویان احادیثِ صحیحین (= صحیح بخاری و صحیح مسلم) از هرگونه عیب و نقص و انتقاد مبراست.[۲۲] از این‌رو بسیاری از حافظان، تمامی احادیث آن را بدون تأمل پذیرفته‌اند و حتی تسلیم کامل در برابر احادیث مزبور را از اصول ایمان و ارکان اسلام دانسته‌اند.[۲۳] ذهبی هنگام ذکر برخی احادیث آن می‌گوید: اگر هیبت صحیح بخاری نبود، می‌گفتم که این احادیث ساختگی است.[۲۴] به گفتهٔ امام الحرمین اگر کسی قسم بخورد که تمامی احادیث صحیحین مطابق با واقع و کلام رسول خداست، قسم او درست است و کفّاره‌ای بر او نیست.[۲۵]

با وجود این، بعضی از بزرگان حدیث از اهل سنت، از جمله حافظ دارِقُطْنی، اقدام به نقد آن نموده‌اند و این عقیده را که احادیث آن صحیح‌ترین احادیث به‌شمار می‌رود، مورد مناقشه قرار داده‌اند.[۲۶] به گفتهٔ ابن حجر، حفّاظ، ۱۱۰ حدیثِ صحیحین را نقد کرده‌اند که ۳۲ حدیث را هردو و ۷۸ حدیث را تنها بخاری نقل کرده است. همچنین حدود هشتاد تن از رجال احادیثِ صحیح بخاری غیر قابل اعتماد معرفی شده‌اند.[۲۷] البته به نظر محمد رشید رضا، احادیث قابل انتقاد و ایراد در این کتاب بیشتر از این تعداد است.[۲۸]. بخش مهمی از این انتقادات، از جمله بیشتر اشکالات دارقطنی، متوجه رجال اسناد بخاری است.

نقل نکردن روایت از امامان شیعه و اصحاب ایشان

بخاری با امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) معاصر بوده است، امّا در کتاب وی حتی یک حدیث از این دو امام نقل نشده است. بخاری حتی از فرزندان و اصحاب امامان اهل بیت علیهم السلام نیز به ندرت حدیث نقل می‌کند، در حالی که علما و محدّثان بزرگی در میان آن‌ها بوده است.

او احادیثی را که بایستی مطابق شرط او نقل شوند، تنها به این دلیل که امامان شیعه یا اصحاب آن‌ها در میان راویان بوده‌اند، نقل نکرده است و تنها احادیث معدودی از امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی و امام سجاد و امام باقر علیهم السّلام روایت کرده است. البته در مقابل، روایاتی از خوارج و نواصب از قبیل عکرمه، عمران بن حطان و عروه نقل کرده، در حالی که حتی بسیاری از محدثان اهل سنّت آنان را جرح و تضعیف کرده‌اند.[۲۹]

جالب این است که روایتی که از امام سجاد(ع) نقل کرده در مذمت امیرالمؤمنین علی(ع) است.[۳۰]

او از ابوهریره که کم‌تر از سه سال پیامبر(ص) را درک کرده بود ۴۴۶ حدیث، از عبدالله بن عمر ۲۷۰ حدیث، از عایشه ۲۴۲ حدیث و از ابوموسی اشعری ۵۷ حدیث و از انس بن مالک بیش از ۲۰۰ حدیث نقل کرده، ولی از امام علی(ع) که از پیش از اسلام تا رحلت پیامبر در کنار او بوده است ۱۹ حدیث و از حضرت زهرا(س) دختر پیامبر (ص) تنها یک حدیث نقل کرده است.[۳۱]

تقطیع و تکرار بسیار احادیث

از دیگر ویژگی‌های صحیح بخاری، که برخی آن را نشانهٔ ضعف کتاب شمرده‌اند، تقطیع یا تکرارِ تعداد بسیاری از احادیث آن است. به نوشتهٔ ابن حجر عسقلانی[۳۲] علت اینکه برخی از علمای مغرب و ابوعلی نیشابوری، صحیح مسلم را بر صحیح بخاری ترجیح داده‌اند همین امر و نیز دقت مسلم در ثبت الفاظ احادیث بوده، زیرا مسلم احادیث را تقطیع نمی‌کرده است.[۳۳]

عدم اهتمام در نقل الفاظ احادیث

وی به نقل الفاظ احادیث مقید نبوده و در برخی موارد، احادیث را نقل به معنی کرده است[۳۴]. ابورَیه در این باره به روایاتی استناد کرده که نشان می‌دهد بخاری در مجالس شنیدن حدیث، آن را نمی‌نوشته و به حافظهٔ خود متکی بوده است و از قول ابن حجر می‌گوید که گاه بخاری یک حدیث را با سندی واحد؛ ولی با دو لفظ نقل کرده است.[۳۵]

عدم صحت متن برخی احادیث

برخی از احادیث صحیح بخاری از نظر صحّت متن در معرض مناقشه و تضعیف قرار گرفته است. به گفتهٔ محمد رشید رضا[۳۶] در مفهوم بسیاری از احادیث این کتاب اشکالات و نیز تعارضاتی با احادیث دیگر دیده می‌شود و با آنکه ابن حجر در رفع آن کوشیده، بعضی از توجیهات وی رضایت‌بخش نیست. به گفتهٔ او هرچند اثبات وجود احادیث ساختگی در میان احادیث مُسنَد کتاب مشکل و نپذیرفتنی است، احادیثی در آن وجود دارد که برخی قرائن جعلی بودن در آن دیده می‌شود؛ مانند حدیث سحر شدن پیامبر(ص)، که دانشمندانی چون جَصّاص و شیخ محمد عَبدُه آن را مردود دانسته‌اند و همین‌طور احادیث دیگر. برخی از شافعیان و دیگر مذاهب اهل سنت بعضی از احادیث صحیحین را که در کتاب‌هایی مانند الانتصار ابن جوزی آمده، قابل استناد ندانسته‌اند.[۳۷]

اشاره به برخی روایات صحیح بخاری

با وجود اینکه صحیح بخاری در نزد اکثر اهل سنت برترین کتاب پس از قرآن است، روایاتی نیز در آن دیده می‌شود که قابل دفاع نیست. برای نمونه:

  • پیامبر(ص) در آغاز وحی نبوتش را باور نمی‌کرد تا اینکه ورقة بن نوفل مسیحی به او می‌گوید که واقعا پیامبر شده است.[۳۸]
  • پیامبر بعضی از آیات را فراموش کرده و از قرآن جا انداخته بود تا اینکه با قرائت یکی از مسلمانان آن‌ها را به یاد می‌آورد.[۳۹]
  • در قیامت از حضرت ابراهیم(ع) درخواست شفاعت می‌شود و او می‌گوید من سه بار دروغ گفته‌ام!! برای شفاعت نزد فرد دیگری بروید.[۴۰]
  • میمونی را به‌خاطر زنا کردن سنگسار کردند.[۴۱]
  • خداوند ملک الموت را برای قبض روح حضرت موسی(ع) می‌فرستد و جناب موسی به‌صورت او سیلی می‌زند!![۴۲]
  • مورچه‌ای یکی از انبیاء الهی را گاز می‌گیرد و آن پیامبر دستور می‌دهد همه آن مورچه‌ها را بسوزانند، خداوند به خاطر این کار او را ملامت می‌کند.[۴۳] در سنن ترمذی این پیامبر حضرت موسی معرفی شده است.
  • بخاری حدیثی را در کتاب التفسیر و کتاب الجنائز نقل کرده است. مضمون حدیث چنین است: وقتی عبدالله بن اُبی از دنیا رفت، فرزندش به خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله رسید و از ایشان درخواست کرد که بر جنازه پدرش نماز بخواند. عمر به پیامبر اکرم(ص) اعتراض کرد که چرا بر جنازه این شخص نماز می‌خوانید؟ رسول خدا(ص) فرمود: خداوند مرا مخیر کرده و فرموده است: «اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعینَ مَرَّةً فَلَنْ یغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ» (توبه/ ۸۰) در این هنگام آیه زیر نازل شد: «وَ لا تُصَلِّ عَلی أَحَد مِنْهُمْ ماتَ أَبَدًا وَلا تَقُمْ عَلی قَبْرِهِ» (توبه/۸۵). بر اساس این حدیث خداوند، پیامبرش را در مقابل عمر مغلوب کرده است! از این‌روی با این‌که بخاری این حدیث را در چند موضع از کتاب خویش آورده است، علمایی چون ابوبکر باقلانی، امام الحرمین جوینی، ابو حامد غزالی، امام داوودی و دیگران با خدشه در سند حدیث به بطلان آن تصریح کرده‌اند.[۴۴]

پانویس

  1. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، بیروت، ج۲، ص۸؛ ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ۱۴۰۸، ص۵
  2. سرخسی حنفی، المبسوط، ج۵، ص۱۳۹، کتاب النکاح، باب الرضاع
  3. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۰، ص۱۱۳
  4. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ۱۴۰۸، ص۴۹۰.
  5. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ۱۴۰۸، ص۴۶۵، ۴۷۸.
  6. حاجی خلیفه، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون، ۱۴۱۰/۱۹۹۰، ج ۱، ستون ۵۴۵
  7. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ۱۴۰۸، ص۷.
  8. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ۱۴۰۸، ص۶.
  9. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ۱۴۰۸، ص۳۴۶.
  10. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ۱۴۰۸، ص۶.
  11. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ۱۴۰۸، ص۱۱
  12. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ص۶
  13. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ص۱۶، ص۳۴۴-۳۴۵
  14. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ۱۴۰۸، ص۱۷۷۱
  15. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ۱۴۰۸، ص۴۹۱
  16. حاجی خلیفه، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون، ۱۴۱۰/۱۹۹۰، ج۱، ستون ۵۴۱؛ قسطلانی، ارشادالساری فی شرح البخاری، ۱۳۰۵، ج۱، ص۱۹؛ ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقة، ۱۳۸۵/۱۹۶۵، ص۹؛ نووی، شرح صحیح مسلم، ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷، ج۱، ص۱۲۰
  17. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ۱۴۰۸، ص۸
  18. اسد حیدر، الامام الصادق والمذاهب الاربعة، ۱۴۰۳/۱۹۸۳، ج۱، جزء ۱، ص۷۸
  19. وجدی، دائرة معارف القرن الرابع عشر/ العشرین، بیروت، ج۳، ص۴۸۲
  20. حاجی خلیفه، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون، ۱۴۱۰/۱۹۹۰، ج۱، ستون ۵۴۵
  21. رجوع کنید به صبحی صالح، علوم الحدیث، ۱۹۶۵، ص۳۹۷
  22. قسطلانی، ارشادالساری فی شرح البخاری، ۱۳۰۵، ج۱، ص۲۱
  23. ابوریه، اضواء علی السنة المحمّدیة، ص۳۰۵
  24. ابن حجرعسقلانی، تهذیب التهذیب، ۱۴۰۴، ج۸، ص۱۴۶
  25. نووی، شرح صحیح مسلم، ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷، ج۱، ص۱۲۷
  26. ابوریه، اضواء علی السنة المحمّدیة، ص۳۱۲-۳۱۳
  27. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ۱۴۰۸، ص۹
  28. رشید رضا، تفسیر المنار، ۱۳۶۷، ج ۱۰، ص۶۷۱
  29. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ۱۴۰۸، ص۴۲۴-۴۳۲؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابة، ج۳، ص۱۷۸-۱۸۰؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۳۸۵-۱۳۸۷، ج۵، ص۹۳؛ خوانساری، روضات الجنّات، ۱۳۹۰-۱۳۹۲، ج۷، ص۲۷۹-۲۸۰
  30. بخاری، صحیح بخاری، باب فی الارادة و المشیة، ج۹، ص۱۳۷
  31. صبحی صالح، علوم الحدیث، ۱۹۶۵، ص۳۵۲-۳۵۳
  32. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ۱۴۰۸، ص۱۰
  33. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ۱۴۰۸، ص۱۲-۱۳
  34. ابوریه، اضواء علی السنة المحمّدیة، ص۳۰۰
  35. ابوریه، اضواء علی السنة المحمّدیة، ص۳۰۰
  36. ابوریه، اضواء علی السنة المحمّدیة، ص۳۰۲ به نقل از المنار
  37. ابوریه، اضواء علی السنة المحمّدیة، ص۳۰۶
  38. بخاری، صحیح بخاری، باب کان بدء الوحی، ج۱، ص۷
  39. بخاری، صحیح بخاری، باب و قول الله و صل علیهم، ج۸، ص۷۳
  40. بخاری، صحیح بخاری، باب ذریة من حملنا مع نوح، ج۶، ص۸۴
  41. بخاری، صحیح بخاری، ج۴، ص۲۳۸، باب بنیان الکعبه، باب القسامة فی الجاهلیه
  42. أُرْسِلَ مَلَک المَوْتِ إِلَی مُوسَی عَلَیهِمَا السَّلاَمُ، فَلَمَّا جَاءَهُ صَکهُ، فَرَجَعَ إِلَی رَبِّهِ صحیح بخاری، باب وفات موسی، ج۴، ص۱۵۷
  43. قَرَصَتْ نَمْلَةٌ نَبِیا مِنَ الأَنْبِیاءِ، فَأَمَرَ بِقَرْیةِ النَّمْلِ، فَأُحْرِقَتْ، فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیهِ: أَنْ قَرَصَتْک نَمْلَةٌ أَحْرَقْتَ أُمَّةً مِنَ الأُمَمِ تُسَبِّحُ صحیح بخاری، باب اذا حرق المشرک، ج۴، ص۶۲
  44. ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ۱۴۰۸، ج۸، ص۲۵۵-۲۵۶.

منابع

  • ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ۱۳۸۵-۱۳۸۷.
  • ابن ابی یعلی، طبقات الحنابلة، بیروت بی‌تا.
  • ابن تیمیه، منهاج السنة، مصر، ۱۳۳۱.
  • ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقة، قاهره، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
  • ابن حجرعسقلانی، الاصابة فی تمییزالصحابة، مصر، ۱۳۲۸.
  • ابن حجرعسقلانی، تهذیب التهذیب، بیروت، ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
  • ابن حجرعسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، بیروت، ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
  • ابن خلدون، مقدمة ابن خلدون، بغداد، بی‌تا.
  • ابن خلکان، وفیات الاعیان، قم، ۱۳۶۴ش.
  • ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، بیروت، ۱۴۰۵.
  • ابن عماد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، بیروت، بی‌تا.
  • ابوریه، محمود، اضواء علی السنة المحمّدیة، مصر، (تاریخ مقدمه ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
  • اسد حیدر، الامام الصادق والمذاهب الاربعة، بیروت، ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
  • امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنّة والادب، بیروت، ۱۳۹۷/۱۹۷۷.
  • بخاری، محمّد بن اسماعیل، صحیح البخاری، تحقیق: محمد زهیر بن ناصر،‌ دار طوق النجاة، ۱۴۲۲ق.
  • بخاری، محمدبن اسماعیل، صحیح البخاری، مقدمة محمدمنیر دمشقی، بیروت، ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
  • حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون، بیروت، ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
  • خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، بیروت، بی‌تا.
  • خوانساری، محمدباقربن زین العابدین، روضات الجنّات فی احوال العلماء والسادات، قم، ۱۳۹۰-۱۳۹۲.
  • ذهبی، شمس الدین أبو عبد الله، سیر اعلام النبلاء، قاهره، دار الحدیث، ۱۴۲۷.
  • ذهبی، محمدبن احمد، تذکرة الحفّاظ، بیروت، ۱۹۵۶.
  • رشید رضا، تفسیرالمنار، مصر، ۱۳۶۷.
  • سبکی، عبدالوهاب بن علی، طبقات الشافعیة الکبری، مصر، بی‌تا.
  • سرخسی حنفی، شمس الدین ابوبکر محمد بن ابی سهل، المبسوط،‌ بیروت، دار المعرفة.
  • صبحی صالح، علوم الحدیث، بیروت، ۱۹۶۵.
  • صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ویسبادن، چاپ س. دیدرینغ، ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
  • قسطلانی، احمدبن محمد، ارشادالساری فی شرح البخاری، بولاق، ۱۳۰۵.
  • کتانی، محمدبن جعفر، الرسالة المستطرفة، قاهره، بی‌تا.
  • مالک بن انس، اَلمُوَطَّأ، استانبول، ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
  • مجلسی، محمدباقربن محمدتقی، بحارالانوار، بیروت، ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
  • معروف حسنی، هاشم، دراسات فی الحدیث و المحدثین، بیروت، ۱۳۹۸/۱۹۷۸.
  • نجمی، محمدصادق، سیری در صحیحین، قم، ۱۳۵۱ش.
  • نَوَوی، یحیی بن شرف، شرح صحیح مسلم، بیروت، چاپ خلیل میس، بیروت، ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.
  • وجدی، محمد فرید، دائرة معارف القرن الرابع عشر/ العشرین، بیروت، بی‌تا.
  • یاقوت حموی، معجم البلدان، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ، ۱۸۶۶-۱۸۷۳، چاپ افست تهران ۱۹۶۵.

پیوند به بیرون