باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

سیره ابن هشام (کتاب)

السیرة النبویة
سیره ابن هشام.jpg
اطلاعات کتاب
نویسنده: عبدالملک بن هشام یا ابن هشام
موضوع: سیره پیامبر اسلام(ص)
سبک: تاریخی
زبان: عربی

سیره ابن هشام یا السیرة النبویة لابن هشام، کتابی است مشتمل بر سیره پیامبر اسلام(ص). نویسنده کتاب ابومحمد عبدالملک بن هشام، در واقع همان مغازی یا سیره‌ای که محمد ابن اسحاق مطلبی تدوین کرده بود را اصلاح و تصحیح کرده است. ابن هشام به ادعای خود مطالبی را که بی‌ارتباط با پیامبر دیده و نیز برخی اشعار و مطالب شنیع را از سیره ابن اسحاق حذف کرده و گفته شده مواردی را نیز به آن افزوده است.

محتویات

نویسنده

ابو محمد عبد الملک بن هشام بن ایوب حمیری المعافری مشهور به جمال الدین(متوفی ۲۱۳یا ۲۱۸ق)، محدّث، مورّخ، ادیب و نسب‌شناس، در مصر به دنیا آمد و در بصره رشد نمود.[۱] نسب ابن هشام را ذهلی، منسوب به ذهل بن معاویة، تیره‌ای از قبیله «کنده»، ذکر کرده‌اند و برخی نیز او را حمیری(منتسب به منطقه‌ای در یمن) می‌دانند.[۲]

وی از عالمان مورد وثوق نزد اهل سنت بوده است که اغلب رجال‌شناسان سنی مذهب او را ستوده‌اند.[۳]«القصائد الحمیریه» و «التیجان فی ملوک حمیر» از دیگر آثار اوست.[۴]

عمده شهرت ابن هشام، تالیف کتاب سیرة النبویه است تا جایی که ابن خلّکان در شرح حال وی می‌نویسد: «ابن هشام همان کسی است که سیرۀ رسول الله را از مغازی واقدی و سیره ابن اسحاق جمع‌آوری نموده و آنها را تهذیب و تلخیص کرده است و این همان سیره‌ای است که در دسترس مردم قرار دارد و به سیرۀ ابن هشام معروف است.»[۵]

درباره کتاب

کتاب السیرة النبویة معروف به سیره ابن هشام؛ مشتمل بر اخبار تاریخی پیرامون سیره پیامبر (ص) است. در میان کتاب‌هایی که در زمینه سیره حضرت محمد(ص) نگاشته شده، سیره ابن هشام یکی از مهم‌ترین منابع و مراجع تاریخی مسلمانان به شمار می‌رود و از اعتبار و شهرت زیادی میان عالمان برخوردار است.

السیرة النبویة در واقع همان "سیره ابن اسحاق" است که ابن هشام به روایت زیاد بن عبد الملک بکّایی عامری کوفی (م ۱۸۳ق) نقل و آن‌را اصلاح، تهذیب و تلخیص کرده است.[۶]

محمد بن اسحاق مطلّبی (۵۸– ۱۵۰ق) اولین کسی است که سیره و مغازی پیامبر اسلام(ص) را با روشی جدید و نظمی منطقی جمع‌آوری و تدوین نمود.

سیره ابن اسحاق مشتمل بر روایت‌های تاریخی از زمان حضرت آدم تا پایان زندگی پیامبر اسلام است؛[۷]وی اخبار و حوادث دوران مکه و مدینه و احوال پیامبر(ص) و بخشی از ماجراهای مربوط به عصر جاهلی را که در کتاب‌ها و مجموعه‌های پراکنده گوناگون یافته بود در سیره خود جمع‌آوری نموده و به منصور خلیفه عباسی تقدیم کرد.[۸]

ابن هشام از سیره ابن اسحاق حذف و به آن اضافه کرد و آن را مورد نقد و مقایسه با روایات متعارض قرار داد که حاصل آن کتابی است که امروزه به سیره ابن هشام شهرت دارد.[۹] وی در ابتدای همین کتاب آورده است:

«ما به خواست خدا این کتاب را با ذکر زندگانی اسماعیل بن ابراهیم که جدّ رسول الله (ص) از طرف پدرانش بوده است، شروع می‌کنیم و زندگی پدران رسول اللّه (ص) را تا حضرت اسماعیل با ذکر حوادث مربوط به هر کدام توضیح می‌دهیم و برای رعایت اختصار نامی از دیگر فرزندان اسماعیل را نیاورده‌ایم. و در این میان بعضی از مطالبی را که ابن اسحاق ذکر کرده است؛ ولی در آنها ذکری از رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله به میان نیامده و یا در قرآن اشاره‌ای بدان نشده است و یا ربطی به موضوع این کتاب ندارد، برای مختصر کردن کتاب آنها را حذف می‌کنیم. هم چنین بعضی از اشعار را که وی نقل کرده و به وسیلۀ هیچ یک از استادان شعر شناخته نشده و یا اخباری را ذکر نموده که سخن گفتن دربارۀ آنها زشت است! و یا بعضی از مردم آن را نمی‌پسندند! و یا بکایی به صحّت آنها اقرار نکرده است را حذف می‌کنیم. و به خواست خدا مطالب دیگری که از وی نقل شده است را تا آنجا که برای ما روایت شده باشد و به آن علم یافته باشیم پی‌گیری و نقل خواهیم نمود.»[۱۰]

تغییرات ابن هشام در سیره ابن اسحاق

ابن هشام این مطالب را از سیره ابن اسحاق حذف کرده است:

  • تاریخ فرزندان اسماعیل (ع) که در سلسلۀ نسب‌های پیامبر اکرم(ص) نبوده‌اند.
  • اخباری را که مورد پسند بعضی از مردم نبود.
  • اشعاری که از نظر وی ثابت نشده است تا جایی که ادعا شده اشعار موجود در سیره ابن هشام یک پنجم آن چیزی است که در نسخه ابن اسحاق وجود داشته است.[۱۱]

علاوه بر این تغییرات،ابن هشام روایت‌هایی را که برایش ثابت شده، به کتاب اضافه کرده[۱۲] در عین حال مطالبی که ابن هشام در سیره ابن اسحاق افزوده است، با نام خودش مشخص شده و از مطالب متن اصلی قابل تشخیص است.[۱۳] به دلیل این دگرگونی‌های جدید و تهذیب و اصطلاحات، این سیره به «سیرۀ ابن هشام» معروف گردیده و تقریبا نام ابن اسحاق در ذکر این سیره یاد نمی‌شود.

شبهه پیرامون برخی حذفیات

گفته شده که ابن هشام مواردی که در «سیره ابن اسحاق» منطبق با گرایش شیعی بوده را حذف کرده است، مانند: روایت انذار عشیره که بر مبنای آن، پیامبر (ص) حضرت علی(ع) را به عنوان برادر و وصی و جانشین خود معرفی کرده است؛ در حالیکه، این روایت را طبری از طریق ابن اسحاق نقل کرده ولی اثری از این حدیث در سیره ابن هشام نیست.[۱۴][یادداشت ۱] برخی نیز این ادعا را رد کرده و به مواردی استناد کرده‌اند که ابن هشام از ابن اسحاق درباره امام علی(ع) نقل کرده[۱۵]،و هم مواردی که خود ابن هشام مستقلاً در مناقب علی (ع) آورده است.[۱۶]

شرح‌ها و ترجمه‎ها

برای کتاب «سیره ابن هشام» شرح‌، تلخیص و ترجمه‌هایی نوشته شده است؛ که برخی از آن‌ها عبارتند از:

شرح ها

ترجمه مسعود انصاری از سیره ابن هشام
  • الروضُ الأُنُف فی شرح السیرة النبویة اثر «عبد الرحمن سهیلی» (متوفی: ۵۸۱ق) شرحی مبسوط بر سیره ابن هشام است که بنای نویسنده آن بر شرح لغات نا مأنوس، جملات دشوار، شرح نسب‌های مشکل و تکمیل مواردی است که ناقص مانده است. الروض الانف به تصحیح عبدالرحمن وکیل در مصر به چاپ رسیده و در سال ۱۴۱۲ق در بیروت افست شده است.
  • ابوذر بن محمد بن مسعود خَشَنی(۶۰۴-۵۳۳) نیز شرحی ادبی در یک مجلد بر سیره ابن هشام تالیف کرده است که توسط بولس برونله تصحیح شده و توسط دارالکتب العلمیه به چاپ رسیده است.[۱۷]

ترجمه به فارسی

تا کنون از سیره ابن هشام سه ترجمه به زبان فارسی تالیف شده است:

  • در قرن هفتم، رفیع‌الدین اسحاق بن محمد همدانی، قاضی ابرقو، سیره ابن هشام را با نام «سیرت رسول الله» ترجمه و انشا کرده است، که اصغر مهدوی با مقدمه مفصلی آن را تصحیح و منتشر کرده است که سبکی قدیمی داشته و نوعی تقریر به نظر می‌رسد که دارای حذف و اضافات بسیاری است.
  • فاضل رسولی محلاتی نیز در دهه ۴۰ شمسی، ترجمه‌ای از آن ارائه داده است که به نظر می‌رسد در این اثر بیشتر اشعار ترجمه نشده است. این کتاب توسط انتشارات کتابفروشی اسلامیه در سال ۱۳۴۸ به چاپ رسیده است.
  • مسعود انصاری نیز سیره ابن هشام را در سه جلد با نام «سیرت محمد رسول الله» تالیف کرده که اثر وی در سال ۱۳۹۲ از سوی انتشارات مولی در تهران منتشر شده است. در این ترجمه تصحیح مصطفی السقا، ابراهیم الأبیاری و عبدالحفیظ شلبی مبنا قرار گرفته و برای تکمیل آن از کتاب الروض الانف هم استفاده شده است.مقدمه ابن هشام عینا ترجمه شده که مقدمه‌ای بسیار قدیمی است. بنا بر ادعای مترجم، متن ترجمه کامل است تا جایی که هیچ بیتی، مورد غفلت واقع نشده است.

این ترجمه در سه جلد منتشر شده است که عبارتند از:

  • جلد اول: از تبارشناسی تا هجرت؛
  • جلد دوم: از هجرت تا خندق؛
  • جلد سوم: از خندق تا وفات.

این در حالی است که دانش سیره تقسیم خاص خود را دارد و افزودن چنین عناوینی کار مرسومی نیست.[۱۸]

پانویس

  1. زرکلی، الاعلام، ج ۴، ص۱۶۶.
  2. ذهبی، تاریخ الإسلام، ج ۱۵، ص۲۸۲.
  3. ذهبی، تاریخ الاسلام، ج ۱۵، ص۲۸۲.
  4. زرکلی، الاعلام، ج ۴، ص۱۶۶.
  5. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج ۳، ص۱۷۷.
  6. موسوعة التاریخ الاسلامی، شیخ محمدهادی یوسفی غروی، ج ۱، ص۲۰ _ ۲۱.
  7. جعفریان، منابع تاریخ اسلام، ص۵۶.
  8. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج ۴، ص۲۷۷.
  9. موسوعة التاریخ الاسلامی، شیخ محمدهادی یوسفی غروی، ج ۱، ص۲۰ _ ۲۱
  10. ابن هشام، السیره النبویه، ج ۱، ص۴.
  11. جعفریان، منابع تاریخ اسلام، ص ۶۱.
  12. ذهبی، تاریخ الإسلام، ج ۱۵، ص۲۸۱.
  13. جعفریان، منابع تاریخ اسلام، ص۵۸.
  14. جعفریان، منابع تاریخ اسلام، ص۵۸.
  15. رک: سیره ابن هشام، ج ۱، ص۲۴۵و۵۰۵.
  16. رک: به سیره ابن هشام، ج ۱، ص۸۷ و ج ۲، ص۱۵۱ و ۵۱۹ – ۵۲۰.
  17. جعفریان، منابع تاریخ اسلام، ص۶۱-۶۲.
  18. وبلاگ شخصی رسول جعفریان
  1. رسول جعفریان می گوید: مواردی در سیره وجود دارد که نشان می‌دهد ابن هشام گاهی مطالبی را به نفع امام علی علیه‌السلام بوده بر آن افزوده است؛ مثلا این خبر که نشان می‌دهد که نهیب علی(ع) بر تسخیر قلعه بنی قریظه، سبب شد تا آنان به زودی خود را برحکم رسول خدا(ص) تسلیم کنند. عبارت ابن هشام در حذف چنین است... مما لیس لرسول الله فیه ذکر،و مانزل فیه من القرآن بشی ء و لیس سببا لشی ء بالعشر یعرفها ولا تفسیراله ولا شاهدا علیه لما ذکرت من الاختصار واشعار لم رحدا من اهل العلم بروایته. ازموارد حذفی ابن هشام برخی ازروایات مربوط به پیامبر(ص) در قبل از بعثت نیز رویات نقش عباس بن عبدالمطلب در بدر است ! همینطور روایت دعوت امام علی(ع) رابرای اسلام آوردن که در نسخه یونس هست در سیره ابن هشام نیامده است. و نیز روایتی درباره کیفیت اسلام آوردن ابوبکر. رجوع کنید به: جعفریان، منابع تاریخ اسلام، ص۶۱.

منابع

  • ابن‌خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، دارالثقافه، بیروت.
  • ابن هشام، عبد الملک، تصحیح مصطفی السقا، ابراهیم الأبیاری و عبدالحفیظ شلبی، السیره النبویه، دارالوفاق، بیروت، ۱۳۷۵ق.
  • جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، انتشارات انصاریان، قم، ۱۳۷۶ش.
  • ذهبی، احمد بن عثمان، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، دارالکتاب العربی، ۱۴۱۱ق.
  • زرکلی، خیرالدین، الاعلام، دارالعلم للملایین، بیروت، ۱۹۹۲م.
  • یوسفی غروی، محمدهادی، موسوعة التاریخ الاسلامی، مجمع الفکر الاسلامی، قم، ۱۴۱۷ق.
  • وبلاگ رسول جعفریان