باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

سید نعمت‌الله جزایری (۱۰۵۰-۱۱۱۲ق) مشهور به محدث جزایری، از علمای شیعی قرن یازدهم و دوازدهم و سرسلسله خاندان سادات جزایری است که نسبش به امام کاظم(ع) می‌رسد. سید نعمت الله شاگرد عالمانی همچون علامه مجلسی، آقا جمال خوانساری، فیض کاشانی و شیخ حر عاملی بود. سید نعمت‌الله را به سرعت قلم و کثرت تألیفات وصف کرده‌اند. الانوار النعمانیة، قصص الانبیاء و کتاب کشکولی زَهر الربیع از آثار مشهور او است. او از علمای طرازِ اول مسلک اخباری محسوب می‌شود.

سید نعمت‌الله جزایری
مزار سید نعمت الله جزایری.jpg
اطلاعات فردی
لقب: محدث جزایری
نسب: سادات جزایری - امام کاظم(ع)
تاریخ تولد: ۱۰۵۰ق
زادگاه: روستای صباغیه از جزایر بصره
محل زندگی: اصفهان و شوشتر
اطلاعات علمی
استادان:
علامه مجلسی
شیخ حر عاملی
محقق سبزواری
محقق خوانساری
و...
شاگردان:
ابوالحسن بن محمد زمان بن عنایت الله تستری
ابوالقاسم بن محمد مرعشی شوشتری
عبدالحسین بن خواجه کلبعلی گَرگَری
محل تحصیل: هویزه، شیراز، اصفهان، عتبات عالیات
تألیفات:
الانوار النعمانیة
انیس الوحید
جواهر الغوالی
کشف الاسرار
النور المبین
ریاض الابرار
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
اجتماعی: تولیت مسجد جامع اصفهان و امامت جمعه در دوره صفوی

محتویات

نسب، تولد، درگذشت

سید نعمت الله جزایری سرسلسله خاندان سادات جزایری است که سه قرن در منطقه خوزستان ، به ویژه شوشتر، خدمات علمی و دینی ارائه می‌کردند.[۱] نسب آنان به عبدالله بن موسی بن جعفر، فرزند امام کاظم (ع)، می‌رسد.[۲] به نوشته سید نعمت‌الله او در ۱۰۵۰ در روستای صَباغیه از جزایر بصره ، محلی میان دجله و فرات ، به دنیا آمد.[۳]

بزرگ‌ترین فرزندِ پسرِ او، سید نورالدین بود که نسبت بیشتر سادات جزایری به وی می‌رسد، از این رو آنان به سادات نوریه نیز مشهورند.[۴] برخی از فرزندان و نوادگان او در شوشتر ماندند و برخی در هند، نجف و جاهای دیگر ساکن شدند.

سید نعمت‌الله در ۱۱۱۱ق برای زیارت به مشهد رفت و در راه بازگشت به شوشتر، در خرم آباد بیمار شد و در پلدختر درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد. وفات وی را در ۲۳ شوال ۱۱۱۲ق ذکر کرده‌اند.[۵]

تحصیلات

سید نعمت الله در پنج سالگی به مکتب رفت و قرآن را ختم کرد و قصاید و اشعار بسیاری فراگرفت .[۶] سپس به آموختن صرف و نحو همت گماشت و برای ادامه تحصیل به هُوَیزه رفت.[۷]

  • شیراز

سید نعمت الله به همراه برادرش سید نجم الدین، و عموزاده‌اش سید عزیزالله به شیراز سفر کرد که از مراکز علمی آن روزگار بود و در مدرسه منصوریه ساکن شد.[۸] سید نعمت‌الله نه سال در شیراز اقامت کرد و در این مدت به تکمیل دانش خود در ادبیات، علوم عقلی و نقلی پرداخت. در آنجا زندگی بر او تنگ آمد، به درخواست خانواده‌اش، به زادگاهش بازگشت.[۹]

  • اصفهان

اشتیاق به تحصیل موجب سفر مجدد او به شیراز شد، اما پس از یک ماه، به علت فوت پدرش و آتش گرفتن مدرسه منصوریه، به اصفهان رفت و چهار سال نزد علامه مجلسی (متوفی ۱۱۱۰) به تحصیل حدیث و علوم دینی پرداخت.[۱۰] میرزا تقی دولت‌آبادی در نزدیکی حمام شیخ بهایی، مدرسه‌ای ساخت و از سید نعمت الله خواست که در آنجا تدریس کند. سید نعمت‌الله هشت سال در این مدرسه به تدریس علوم دینی، تألیف و همکاری با مجلسی در نگارش و تدوین بحارالانوار مشغول شد.[۱۱]

  • عتبات عالیات

چشمان سید نعمت الله پس از مدتی ضعیف شد و برای شفا و زیارت، از طریق کرمانشاه عازم عتبات عالیات شد[۱۲] و در آنجا با چند تن از عالمان و فقیهان ملاقات کرد.

  • جزایر

سپس به زادگاهش، بازگشت و سه ماه در آنجا اقامت کرد. سید نعمت الله در همین زمان نوشتن مقصود الانام فی شرح تهذیب الاحکام ، را آغاز کرد.[۱۳]

  • هویزه

در پی حوادث سیاسی سال ۱۰۷۹ق [یادداشت ۱] مردم جزایر مجبور به نقل مکان به هویزه و دیگر شهرهای مجاور شدند، سید نعمت‌الله نیز در میان آنان بود. سید علی بن مولی خلف موسوی فلاحی (درگذشته ۱۰۸۸ق)، از سادات مشعشعیان، از او استقبال کرد.[۱۴] سیدعلی آثار علمی فراوانی داشته است. افندی اصفهانی مدعی است بسیاری از مطالب علمی کتاب‌های سید نعمت الله از آثار سید علی گرفته شده است.[۱۵] سید علی احترام زیادی برای سیدنعمت‌الله قائل بود و تا زمان مرگش با او در ارتباط بود.[۱۶]

  • اصفهان

جزایری، پس از چند ماه اقامت در هویزه، عازم اصفهان شد اما در میانه راه به شوشتر رفت و به درخواست مردم این منطقه در آنجا اقامت کرد. حاکم وقت شوشتر، فتحعلی خان، که از طرف دولت صفوی (حکومت: حدود ۹۰۶ـ۱۱۳۵) به حکومت این منطقه گمارده شده بود، در بزرگداشت سید نعمت الله تلاش زیادی نمود و در کنار مسجد جامع برای وی خانه‌ای درنظر گرفت و مسئولیت تمام امور شرعی شوشتر، از جمله تدریس علوم دینی، تولیت مسجد جامع و امامت جمعه و امر به معروف و نهی از منکر، را به او واگذار کرد.[۱۷]

اساتید

نعمت الله در جزایر بصره، هویزه، شیراز و اصفهان نزد عالمان بسیاری به تحصیل علوم دینی پرداخت.[۱۸]

  • جزایر

در جزایر نزد این اشخاص علوم دینی را فراگرفت :

  1. یوسف بن محمد بناء جزایری (متوفی پیش از ۱۰۷۰)، عالم و قاضی.[۱۹]
  2. محمد بن سلمان / سلیمان جزایری (متوفی بعد از ۱۰۷۰)، فقیه و ادیب.[۲۰]
  3. حسین بن سبتی حویزی ، مدرّس و ادیب.[۲۱]
  • شیراز

استادان و مشایخ سید نعمت الله در شیراز، به گفته خودش، بیست تن بودند[۲۲] که از آن جمله‌اند:

  1. میرزا ابراهیم فرزند صدرالمتألهین شیرازی (متوفی ۱۰۷۰).[۲۳]
  2. جعفر بن کمال الدین بحرانی (متوفی ۱۰۹۱).[۲۴]
  3. صالح بن عبدالکریم کرزکانی بحرانی (متوفی ۱۰۹۸).[۲۵]
  4. عبدعلی بن جمعه حویزی، مؤلف تفسیر نورالثقلین (متوفی بین سال‌های ۱۰۸۹ و ۱۰۹۷).[۲۶] سه نفر اخیر در زمره مشایخ حدیث او نیز به شمار می‌آیند، چنانکه او خود در اجازه روایت به حسین بن محیی الدین جامعی عاملی ، به آنان اشاره کرده است.[۲۷]
  • اصفهان

سید نعمت‌الله در اصفهان نزد این استادان به تحصیل علوم دینی پرداخت:

  1. علامه مجلسی[۲۸] که از مشایخ مهم او بود.[۲۹] او سه اجازه به سید نعمت‌الله داد که مبسوط‌ترین آنها در پایان نسخه‌ای از نهج البلاغه ، به خط خود مجلسی نوشته شده است.[۳۰]
  2. محمدباقر بن محمدمؤمن خراسانی معروف به محقق سبزواری ؛ متوفی ۱۰۹۰).[۳۱]
  3. آقاجمال فرزند آقاحسین خوانساری (محقق خوانساری ؛ متوفی ۱۰۹۹).[۳۲]
  4. فیض کاشانی (متوفی ۱۰۹۱)[۳۳] سید نعمت‌الله جزایری از ملازمان و شاگردان خاص او بود.[۳۴]
  5. شیخ حر عاملی (متوفی ۱۱۰۴)[۳۵] جزایری بخشی از احادیث را نزد وی خوانده و او را به انصاف ستوده است. حرّ عاملی اذعان می‌کرده که اشکالاتِ گونه‌ای از قیاس ، از جمله قیاسِ منصوص العله و اولویت ، را از سید نعمت‌الله آموخته است.[۳۶]

شاگردان

شاگردان سید نعمت‌الله جزایری پرشمارند. سید عبدالله جزایری، نوه او، در تذکره شوشتر[۳۷] و محمد جزایری در کتاب نابغه فقه و حدیث،[۳۸] به ترتیب الفبا، نام آنان را ذکر کرده‌اند، از جمله آنانند:

  1. ابوالحسن بن محمد زمان بن عنایت الله تستری (متوفی ۱۱۴۳).[۳۹]
  2. ابوالقاسم بن محمد مرعشی شوشتری .[۴۰]
  3. عبدالحسین بن خواجه کلبعلی گَرگَری شوشتری (متوفی ۱۱۴۱) که نزد سید نعمت الله زبدة الاصول را خواند و از وی اجازه روایت اخذ کرد.[۴۱]
  4. علی بن حسین جامعی عاملی، از عالمان و مفسران مشهور.[۴۲]
  5. عنایت الله بن محمد زمان تستری (متوفی ۱۱۴۷).[۴۳]
  6. مجدالدین بن قاضی شفیع الدین دزفولی (متوفی پیش از ۱۱۶۵).[۴۴]
  7. فتح الله بن علوان کعبی دَوْرَقی (متوفی ۱۱۳۰).[۴۵]
  8. محمدهادی بن سید محمد مرعشی تستری (متوفی ۱۱۳۷).[۴۶]
  9. یعقوب بن ابراهیم بختیاری حویزی (متوفی ۱۱۵۰)، که نخست در شیراز و سپس در شوشتر نزد سیدنعمت‌الله به تحصیل علم پرداخت .[۴۷]
  10. محمد بن علی نجار شوشتری (متوفی ۱۱۴۰ یا ۱۱۴۱) که از شاگردان بزرگ سید نعمت‌الله بود و از طرف او به امامت جماعت نیز منصوب شد،[۴۸] در علوم شرعی، به ویژه تجوید و تفسیر مهارت داشت و کتاب مجمع التفاسیر از آثار اوست.[۴۹] او یادداشت‌های تفسیری سید نعمت‌الله را نیز در کتابی با عنوان عقود المرجان گردآوری کرده است.[۵۰]

روش علمی؛ اخباری میانه‌رو

محققان اتفاق‌نظر دارند که مسلک جزایری در استنباط احکام نه اصولی بوده نه اخباری صرف، بلکه او میانه‌رو بوده است.[۵۱] منبع آنان در این داوری، سخنان جزایری در کتاب‌ها و رساله‌های متعدد او بوده که در آنها به اخذ طریقه وسطا تصریح و آن را روش استادش علامه مجلسی ذکر کرده است.[۵۲] مظور جزایری از طریقه وسطا، آن گونه که خود در مقدمه کتاب غایة المرام فی شرح تهذیب الاحکام توضیح داده[۵۳]، اعتقاد به حجیت ظواهر قرآن در تشریع است و آن را طریقی دانسته که نه مانند طریق مجتهدان اصولی است که به قواعد و استنباط و استدلال‌های عقلی تکیه زده‌اند و نه مانند اخباری‌هایی چون محمد امین استرآبادی که هرگونه استنباط مبتنی بر قواعد ظنی را انکار کرده و عمل به ظواهر قرآن را از مصادیق آن شمرده‌اند.[۵۴] جزایری پس از نقل سخنان محمدامین استرآبادی در الفوائد المدنیة و تصدیق سخنان وی، بر رأی او مبنی بر عدم حجیت ظواهر کتاب خرده گرفته است.[۵۵]

یکی از دلایلی که سبب شده تا محققان، جزایری را میانه‌رو بدانند، نظر او درباره برخی از موارد شبهه تحریمیه ، مانند نوشیدن قهوه و مصرف دخانیات، است که در حرمت آنها نصّی(آیه یا حدیث) وارد نشده است.[۵۶] اخباری‌ها در این گونه موارد، بنا بر احتیاط، قائل به عدم جوازند، اما جزایری از این نظر عدول کرده، قائل به اباحه شده است.[۵۷]

نشانه‌های اخباریگری

  • سید نعمت الله جزایری در مواردی مطابق رأی اخباریان نظر داده، از جمله در باب منابع تشریع، فقط کتاب و سنت را معتبر شمرده و اجماع، استصحاب، عقل و تمام گونه‌های قیاس ، از جمله قیاس منصوص العلة و اولویت ، را باطل دانسته است.[۵۸] همچنین در صورت تعارض نقل با ادله عقلی، نقل را مقدّم دانسته است.[۵۹] وی بر خلاف علامه مجلسی[۶۰] که تقلید از میت را جایز نمی‌دانسته، همانند اخباری‌ها قائل به جواز تقلید از میت بوده است.
  • در سخنان جزایری برداشتی از ماهیت احکام شرعی و نحوه استنباط آنها را می‌توان استخراج کرد که دست‌کم تا صورت‌بن