آقا محمدعلی بهبهانی

(تغییرمسیر از سید محمدعلی بهبهانی)
محمدعلی بهبهانی
زادروز ۱۱۴۴ق
زادگاه -
درگذشت ۱۲۱۶ق
آرامگاه کرمانشاه
محل زندگی بهبهان، کرمانشاه، رشت و قم
ملیت ایران
تحصیلات اجتهاد
شناخته‌شده برای مبارزه جدّی و گسترده او با صوفیه در عصر قاجار
نقش‌های برجسته فقیه، اصولی و رجالی، مبارزه با صوفیه
لقب کرمانشاهی، صاحب مقامع
دین اسلام
مذهب شیعه
آثار مقامع الفضل، خیراتیّه، سنّة الهدایة لهدایة السّنّة،الظرائف یا الرغائد و الغرائد و ...
خویشاوندان وحید بهبهانی، آل آقا

محمدعلی بن وحید بهبهانی (۱۱۴۴-۱۲۱۶ق) معروف به آقا محمد علی کرمانشاهی، فقیه، اصولی و رجالی متنفّذ شیعه در قرن دوازدهم و سیزدهم است. عمده شهرت آقامحمدعلی، مبارزه جدّی و گسترده او با صوفیه در عصر قاجار است. اولاد و نوادگان وی، که شماری از آنها از علما و فقهای امامیه‌اند به «آل آقا» معروف‌اند.

ولادت، وفات و نسب

محمد علی بهبهانی در ۱۱۴۴ق در کربلا به دنیا آمد و در عید مبعث ۲۷ رجب ۱۲۱۶ق(پنج‌شنبه ۱۲ آذر ۱۱۸۰ش)، در کرمانشاه از دنیا رفت. مزار وی در کرمانشاه و بنا به وصیتش بر سر راه زوّار عتبات واقع و معروف به «سر قبر آقا» است.[۱]

پدرش آقامحمدباقر بهبهانی، مشهور به وحید و مادرش دختر فقیه بزرگ آقاسیدمحمد طباطبایی (متوفی قبل از ۱۱۶۸ق)، جدّ علامه بحرالعلوم (متوفی ۱۲۱۲ق)، بود.[۲]

تحصیلات

او که فرزند ارشد وحید بهبهانی بود، عمده تحصیلات خود را نزد پدرش، در بهبهان به پایان برد و از محضر او استفاده شایانی نمود تا جایی که او را افضل و اعلم شاگردان وحید دانسته‌اند.[۳] در سال ۱۱۵۹ به همراه پدر به عتبات رفت.[۴] دیگر اساتید وی عبارت‌اند از: سید حسین بن ابوالقاسم موسوی خوانساری (متوفی ۱۱۹۱ق)، جدّ صاحب روضات الجنّات، که از مشایخ اجازه آقامحمدعلی است؛ شیخ یوسف بحرانی (متوفی ۱۱۸۶ق)؛ سید حسین خوانساری (متوفی ۱۱۹۱ق)، فرزند آقا جمال خوانساری (متوفی ۱۱۲۱ یا ۱۱۲۵ق).[۵] آقامحمدعلی در اوان بلوغ به درجه اجتهاد نائل آمد و، به گفته خود، هرگز از کسی تقلید نکرد.[۶]

حوزه درسی آقامحمدعلی در کربلا بود و او با شیوع طاعون در کربلا، نجف و اطراف آن، به کاظمین و از آنجا به دستور مؤکد پدرش به کرمانشاه رفت و مورد استقبال گرم مردم و حاکم آنجا الله قلی خان زنگنه (حک : ۱۱۷۶-۱۱۹۹ق) قرار گرفت.[نیازمند منبع] خوانساری[۷] نامه وحید به آقامحمدعلی را که در آن او را به مهاجرت به کرمانشاه امر کرده است، ناشی از تقاضای مکرّر مردم کرمانشاه از وحید برای اعزام فرزندش به آن دیار دانسته است.[۸]

پس از مدتی تدریس در کرمانشاه، عازم رشت شد و مورد توجه قرار گرفت به طوری که مرجعی علمی برای دانشمندان و فضلای شهر به شمار می‌آمد. آقامحمدعلی در رشت مهمترین و بزرگترین اثر خود مقامع الفضل را که شامل پاسخ به سؤالات علمای رشت و نوادر علمی و ادبی است، تألیف و چنانکه خود در مقدمه آورده به هدایت الله خان، حاکم آن شهر، هدیه کرد.[۹]

اقامت در قم و بازگشت به کرمانشاه

سپس به قم رفت و سه سال در آن سامان اقامت گزید تا آنکه، به تقاضای مکرّر الله قلی خان زنگنه، به کرمانشاه بازگشت. آقامحمدعلی، همواره مورد احترام و تعظیم الله قلی خان و پس از او حاج علی خان زنگنه (حک : ۱۱۹۹-۱۲۰۹ق) و مصطفی قلی خان زنگنه (حک : ۱۲۰۹-۱۲۱۲ق)، حاکمان کرمانشاه، بود.

جایگاه آقامحمدعلی در کرمانشاه

مقام علمی و روحانی وی مورد احترام آقامحمدخان قاجار (متوفی ۱۲۱۱ق) بود، به طوری که هنگام اقامت در تهران، در ۱۲۰۵ق، بهبهانی را به پیش خود فرامی خواند تا نزدش درس بخواند.[۱۰] هنگامی که محمدعلی خان شام بیاتی قاجار به حکومت کرمانشاه رسید(۱۲۱۲ق) بد سلوکی و اعتراض به آقامحمدعلی و اقدامات او را آغاز کرد، از این رو فتحعلی شاه (حک : ۱۲۱۲-۱۲۵۰ق) که به آقامحمدعلی ارادت داشت و نفوذ او را محترم می‌شمرد، محمدعلی خان را عزل و فتحعلی خان قاجار، پسر میرزامحمدخان، بیگلربیگی تهران را به جای او منصوب کرد که آقامحمدعلی تا پایان عمر مورد احترام و تعظیم او بود.[۱۱]

تبحر در علوم و فنون

آقامحمدعلی در بیشتر علوم و فنون تبحّر داشت به طوری که به نقل آقااحمد[۱۲] وحید بهبهانی درباره او می‌گفت : «محمدعلی ما شیخ بهاءالدین این عصر است»[۱۳] شهرت علمی آقامحمدعلی به‌اندازه‌ای بود که صبغة الله افندی، از علمای عامّه در بغداد که آوازه دانش او را شنیده بود، از او درخواست ملاقات و مذاکره علمی کرد.[۱۴] همچنین میرزامحمد اخباری (مقتول ۱۲۳۲ق) که خود در بسیاری از دانش‌ها متبحّر بود و با نظریه اجتهاد و مدافعان آن و در رأس همه وحید بهبهانی، اختلاف و عنادی شدید داشت، از آقامحمد علی به عنوان یکی از برترین اساتید خود یاد کرده و او را محققی بی‌بدیل و عالمی بی‌نظیر خوانده و خلق و خوی پسندیده‌اش را ستوده است. وی حتی پس از مرگ آقامحمدعلی، در زمانی که با مجتهدین سخت درافتاده و از سوی شاگردان وحید بهبهانی مورد طعن بود، در عباراتی دیگر باز هم از آقامحمدعلی به نیکی یاد کرده و گمان داشته که وی علی رغم مخالفت با صوفیان، با اخباریان بر سر مهر بوده است.[۱۵]

شیخ یوسف بحرانی نیز پس از ملاحظه اولین اثر فقهی وی به نام رساله قطع القال و القیل فی انفعال الماءالقلیل برای او اجازه مبسوط روایی فرستاد.[۱۶] سایر تذکره نویسان و دانشمندان نیز آقامحمدعلی را به وفور دانش بلکه نبوغ، مهارت در فقه و رجال، سرعت انتقال، حافظه شگفت و احاطه بر علوم غیر متعارف ستوده‌اند.[۱۷] وی به فقه چهار مذهب احاطه داشت و در سفر خود به مکه (۱۱۸۶ق)، دو سال در آن دیار اقامت گزید و به روش بعضی از علمای متقدّم به تدریس فقه عامّه پرداخت به طوری که علمای آن دیار در معقول و منقول از درس او بهره می‌بردند. در همین ایام رسالتین فی تاریخ الحرمین را در جغرافیای مکه و مدینه نگاشت و در آن مواقف و مقامات بلاد مزبور را تعیین کرد. اثر مزبور را از نشانه‌های دقت و تتبّع او دانسته‌اند.[۱۸]

وی در ادبیات فارسی و عربی به غایت استاد بود. نثر فارسی او، که تا حدودی مصنوع و متکلّفانه است، نشان از احاطه‌اش بدین زبان دارد. قریحه وقّاد شعری او نیز از خلال اشعاری که در خیراتیه[۱۹] و سایر آثارش در معارضه با صوفیه آمده و چاشنی طنز و هجو دارد به خوبی آشکار است.

شاگردان

معروفترین شاگردان آقامحمدعلی عبارت‌اند از: علامه بحرالعلوم؛ سیدعلی طباطبایی (متوفی ۱۲۳۱ق)، صاحب ریاض المسائل؛ شیخ تقی ملاّ کتاب (متوفی ۱۲۵۰ق)؛ ملاعباسعلی کزازی کرمانشاهی.[۲۰]

تالیفات

آقامحمدعلی از دانشمندان پرکاری بود که در ضمن حضور در صحنه اجتماع و اجرای احکام و حدود شرع، ۳۷ اثر علمی از خود به جا گذاشت. برجسته‌ترین تألیفات او عبارت‌اند از:

کتاب مقامع الفضل
  1. مقامع الفضل، مجموعه‌ای شامل ۱۱۹۲ مسئله، در این کتاب که به عقیده دانشمندان،[۲۱] گواه صادقی بر تتبّع و عظمت مقام علمی و فقهی مؤلف آن است بعضی فروع فقهی بتفصیل طرح و بحث شده به طوری که هر کدام رساله مستقلی تشکیل می‌دهد. مقامع به صورت سؤال و جواب و براساس حساب ابجدی تدوین شده و مؤلف فهرست مبسوطی برای آن تنظیم کرده است.[۲۲]
  2. خیراتیه در ابطال طریقة صوفیه، از مهمترین و مفصلترین ردّیه‌های تصوف است که آقامحمدعلی آن را در ۱۲۱۱ق (مطابق با عدد ابجدی «خیرات»)، در اوج مبارزات خود با صوفیان تألیف کرد. وی پیش از این در رساله عربی قطع المقال فی ردّ اهل الضّلال، مقامع الفضل، سنّة الهدایة،[۲۳] فتّاح المجامع (که شرح ناتمامی بر مفاتیح الشّرایع فیض کاشانی است)، شرح دیباچه مفاتیح الشّرایع، و مُعترک المقال فی احوال الرّجال به ردّ طریقه صوفیه پرداخته بود ولی لحن او در خیراتیه با موارد قبل بکلّی تفاوت دارد و از بالا گرفتن حرکت صوفیان در آن زمان حکایت می‌کند.[۲۴] وی در این اثر با لحنی خطابی و جدلی تصوف را از ابعاد نظری، تاریخی، مشاهیر، مکاتب، آیین‌ها و سلوک نقد و رد کرده و گذشته از آن، حکمت و فلسفه را نیز، از آن رو که با ریشه‌های تصوف پیوند دارد به نقد کشیده است.[۲۵]
  3. سنّة الهدایة لهدایة السّنّة، اثری کلامی، به فارسی است که در ۱۲۲۷ق (مطابق با عدد ابجدی نام کتاب) تألیف شده است. موضوع این کتاب، اثبات حقانیت مذهب امامیه و نقض سایر مذاهب از نظر مسئله خلافت و امامت است. این کتاب را آقامحمدعلی در پی گفتگوهایی که با برخی علمای عامه در کرمانشاه داشت و به شیعه شدن جمعی از ایشان انجامید، و به تقاضای یکی از آنان نگاشت.
  4. الظرائف یا الرغائد و الغرائد در ردّ یهود و نصاری.[۲۶]

آقامحمد علی آثار قابل ملاحظه‌ای نیز در رجال داشته که مورد تحسین و استفاده رجال پژوهانی چون ابوعلی حائری و میرزا حسین نوری (متوفی ۱۳۲۰ق) بوده است.[۲۷]

مبارزه با صوفیه

عمده شهرت آقامحمدعلی، مبارزه جدّی و گسترده او با صوفیه است. پیش از او نیز فقها و محدثان با صوفیان معارضاتی داشته‌اند، از آنان باید از علامه حلی، محمدطاهر قمی، و محمدباقر مجلسی را نام برد. با بالا گرفتن کار این صوفیان و جذب شدن مردم زیادی به آنان که با حرکتهای دسته جمعی از شهری به شهر دیگر همراه بود، علما نسبت به حفظ عقاید و آداب دینی مردم نگران شدند و حکام را از عواقب امر تحذیر کردند؛ به تبع آن، برخی از حکام به اخراج صوفیان از شهرها، و در برخی موارد قتل و آزار ایشان، دست یازیدند.[۲۸] در این هنگام کرمانشاه، به دلیل وجود آقامحمدعلی که حاکم شرع آنجا بود، از نظر اجرای احکام دینی و امنیت اجتماعی از بهترین شهرهای ایران به شمار می‌رفت.[۲۹] وقتی صوفیان، در مسیر حرکت خود، در شهرهای مختلف، به کرمانشاه رسیدند، مجتهد کرمانشاه که این جریان را نوعی گمراهی و مخالفت با شرع می‌دانست، به سرکوبی آنان همت گماشت.

منابع صوفیه،[۳۰] علت این مخالفت آقامحمدعلی را غالباً حسادت او به دانش معصوم علیشاه و اغراض شخصی ذکر کرده‌اند و برخی نیز عمل او را نوعی خطای در اجتهاد دانسته‌اند. این نکته در خور دقت است که پیش از ظهور معصوم علیشاه، آقامحمدعلی نسبت به تصوف برخوردی جدی نداشت و حتی در مقامع الفضل لعن بر صوفیه را به طور مطلق جایز نمی‌دانست. از نظر وی، صوفیگری انحرافی اعتقادی بود و به این سبب پس از فراگیر شدن آن در قالب جریانی اجتماعی، با آن مقابله کرد. وی تأکیدی جدی به برقراری آداب و سنن دینی در کرمانشاه داشت[۳۱] از این رو حرکت فراگیر متصوّفه، که گزارش بهبهانی نوعاً التزام اعتقادی و عملی به شرع نداشتند، از سوی مجتهد کرمانشاه نمی‌توانست نادیده گرفته شود.

دستگیری معصوم علیشاه

در ۱۲۱۱ق، آقامحمد علی بعد از ورود معصوم علیشاه به دعوت صوفیان به کرمانشاه، وی را دستگیر و در منزل خود محبوس کرد. خبر دستگیری وی به حاجی ابراهیم خان شیرازی، صدراعظم وقت، رسید و در پی آن برای روشن شدن سبب دستگیری معصوم علیشاه بین ابراهیم خان و آقامحمدعلی نامه‌هایی ردّ و بدل شد. آقامحمدعلی در این نامه‌ها بتفصیل عقاید و اعمال صوفیه را گزارش داده و احوال معصوم علیشاه و مریدانش را وصف کرده و به شرح چگونگی محاکمه معصوم علیشاه و عدم آگاهی وی بر احکام ساده شرعی و فساد عقیده‌اش پرداخته است. او با اینکه خود مرجع و حاکم شرع کرمانشاه بود، در این خصوص از علما و مراجع عتبات استشهاد نمود و فتاوا و اظهارات آنان را به همراه آخرین نامه‌اش برای صدراعظم وقت ارسال داشت. بنابراین استشهادات، علامه بحرالعلوم، آقاسیدعلی طباطبایی و سیدمحمد مهدی شهرستانی کفر و فساد معصوم علیشاه و نورعلیشاه و اتباع ایشان را قطعی دانسته‌اند. غیر از ایشان علمایی چون ملا عبدالصمد همدانی (متوفی ۱۲۱۶ق) صاحب بحرالمعارف، که خود ابتدا از شاگردان نورعلیشاه و معصوم علیشاه بود، و آقاسیدحسین نهاوندی که دانشمندی عرفان مسلک به شمار می‌آمد نیز بی‌اعتنایی آشکار فرقه مزبور را به احکام شرع اعلام کرده و در این میان نهاوندی حکم به حبس ابد معصوم علیشاه داده است.[۳۲] پس از ملاحظه نامه آقامحمدعلی و استشهادات مزبور، حاجی ابراهیم شیرازی از طریقه صوفیه تبری جست و با احترام و تعظیم بسیار به مجتهد کرمانشاه، رأی او را در حبس و تکفیر معصوم علیشاه تأیید کرد.[۳۳]

تالیف خیراتیه

در همین اوان بود که آقامحمدعلی خیراتیه را در ردّ صوفیه نگاشت و با فرستادن آن به نزد فتحعلی شاه و حاج ابراهیم خان شیرازی بار دیگر نظر موافق ایشان را در قلع و قمع صوفیه جلب کرد.[۳۴]

قتل معصوم علیشاه

پس از آنکه آقامحمدعلی، معصوم علیشاه را توبه داد و وی نپذیرفت، او را به قتل رساند و جسدش را در رودخانه قره سو انداخت.[۳۵]

دستگیری سایر بزرگان صوفیه

در ۱۲۱۳ق، فتحعلی شاه به صوابدید آقامحمدعلی و کمک حاجی ابراهیم خان شیرازی، مظفّر علیشاه، مرید نورعلیشاه را با بعضی صوفیان دیگر دستگیر کرد و به کرمانشاه فرستاد. مظفّر علیشاه مدتی در منزل آقامحمدعلی محبوس بود تا آنکه در ۱۲۱۵ق مرموزانه از دنیا رفت.[۳۶] بعضی منابع[۳۷] مرگ مظفّر علیشاه را نیز به آقامحمدعلی نسبت داده و منشأ آن را نامه کفرآمیز وی به مرشد خود نور علیشاه در ۱۲۱۱ق دانسته‌اند که در آن وی را به صفات خدایی خوانده بود.[۳۸] آقامحمدعلی همچنین نمونه دیگری از مکاتبات غلوآمیز صوفیه به مرشد خود را در خیراتیه[۳۹] آورده است و اشعار ایشان را در طعن خودش، با اشعاری به همان سبک، پاسخ داده است. اگرچه، تنها قتل معصوم علیشاه به دست آقامحمدعلی کرمانشاهی مسلم است، ولی از آنجا که از قتل معصوم علیشاه در تاریخ و منابع صوفیه به شهادت و نیز فاجعه‌ای دردناک تعبیر شده، و غالباً آقامحمدعلی را مسبّب دستگیری و قتل شماری از صوفیان در تهران و شهرهای دیگر دانسته‌اند، او را «صوفی کش» لقب داده و از او به زشتی یاد کرده‌اند. نیز همکاری و ارادت فتحعلی شاه و صدراعظم او نسبت به آقامحمدعلی را نشانه دنیاپرستی و جاه طلبی وی دانسته‌اند.[۴۰]

خاندان آل آقا

نوشتار اصلی: آل آقا

اولاد و نوادگان آقامحمدعلی کرمانشاهی بهبهانی که شماری از آنها از علما و فقهای امامیه‌اند به «آل آقا» شهرت یافته‌اند. شاخص‌ترین علمای این خاندان عبارت‌اند از: سید احمد بهبهانی؛ آقامحمداسماعیل بن محمدعلی بهبهانی (متوفی ح ۱۲۸۰ق)[۴۱]؛ آقامحمودبن محمد علی بهبهانی (به اختلاف، متوفی ۱۲۶۹ تا ۱۲۷۱ق)؛ آقاعبدالله بن محمدجعفربن محمدعلی بهبهانی (متوفی ۱۲۸۹ق) و آقامحمدتقی بن محمدجعفربن محمدعلی بهبهانی (متوفی ۱۲۹۹ق)

جستارهای وابسته

پانویس

  1. احمد بهبهانی، ج۱، ص۱۴۷؛ حبیب آبادی، ج۲، ص۵۶۶
  2. احمد بهبهانی، ج۱، ص۱۳۱، ۱۳۳؛ خوانساری، ج۲، ص۹۵؛ مازندرانی حائری، ج۶، ص۱۷۹
  3. احمد بهبهانی، ج ۱، ص ۱۳۳؛ خوانساری، ج ۲، ص ۹۵؛ مازندرانی حائری، ج ۶، ص ۱۷۹ حرزالدین، ج ۲، ص ۳۰۹
  4. احمد بهبهانی، ج ۱، ص ۱۳۴؛ دوانی، ص ۱۲۲
  5. حبیب آبادی، ج ۲، ص ۵۶۶؛ خوانساری، ج ۲، ص ۳۶۷، ج ۷، ص ۱۰۷، ۱۵۲، ۲۰۷؛ آقابزرگ طهرانی، الکواکب المنتشره، ص ۲۰۳
  6. احمد بهبهانی، ج ۱، ص ۱۳۳
  7. خوانساری،ج ۷، ص ۱۵۲
  8. رجوع کنید به:حبیب آبادی، ج ۲، ص ۵۶۲
  9. احمد بهبهانی، ج ۱، ص ۱۳۶-۱۳۷، ۱۳۹؛رجوع کنید به: حبیب آبادی، ج ۲، ص ۵۶۲-۵۶۳، ۵۶۵
  10. سپهر، ج ۱، ص ۶۰؛ حبیب آبادی، ج ۲، ص ۵۶۳؛ هدایت، ۱۳۳۹ش، ج ۹، ص ۲۴۱
  11. احمد بهبهانی، ج ۱، ص ۱۳۹-۱۴۰، ۱۴۶-۱۴۷
  12. احمد بهبهانی، ج ۱، ص ۱۳۳
  13. رجوع کنید به: حبیب آبادی، ج ۲، ص ۵۶۲؛ نوری، ص ۱۲۷
  14. مازندرانی حائری، ج ۶، ص ۱۷۸-۱۷۹؛ دوانی، ص ۲۷۶؛ تنکابنی، ص ۱۹۹
  15. خوانساری، ج ۷، ص ۱۳۸، ۱۵۲؛ دوانی، ص ۲۷۷؛ حبیب آبادی، ج ۲، ص ۵۶۶
  16. احمد بهبهانی، ج ۱، ص ۱۳۴-۱۳۵
  17. مازندرانی حائری، ج ۶، ص ۱۷۸؛ خوانساری، ج ۷، ص ۱۵۰
  18. حبیب آبادی، ج ۲، ص ۵۶۵؛ شوشتری، ص ۱۷۷؛ احمد بهبهانی، ج ۱، ص ۱۳۵
  19. خیراتیه، ج ۱، ص ۱۴۷-۱۵۱، ج ۲، ص ۵۰۶
  20. حبیب آبادی، ج ۲، ص ۵۶۶؛ احمد بهبهانی، ج ۱، ص ۱۳۵؛ دوانی، ص ۲۷۹، ۲۸۴؛ حرزالدین، ج ۲، ص ۳۱۰
  21. خوانساری، ج ۷، ص ۱۵۰؛ حبیب آبادی، ج ۲، ص ۵۶۵؛ معصوم علیشاه، ج ۳، ص ۱۷۵
  22. حبیب آبادی، ج ۲، ص ۵۶۵-۵۶۶
  23. سنّة الهدایة،ص ۱۴۰-۱۴۶
  24. خیراتیه، ج ۱، ص ۳۶، ۶۶
  25. رجوع کنید به:خیراتیه، ج ۲، ص ۲۱۷-۲۳۶
  26. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ۱۵، ص ۱۹۸
  27. مازندرانی حائری، ج ۶، ص ۱۷۹؛ آقابزرگ طهرانی، مصفی المقال، ستون ۳۱۱-۳۱۲؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ۱۰، ص ۱۳۴
  28. رجوع کنید به:ملکم، ج ۲، ص ۲۱۳-۲۱۶؛ معصوم علیشاه، ج ۳، ص ۱۷۲-۱۷۳؛ شیروانی، ریاض السیاحه، ص ۶۵۶؛ شیروانی، بستان السیاحه، ص ۸۷-۸۸، ۹۱-۹۲
  29. ملکم، ج ۲، ص ۲۲۵
  30. معصوم علیشاه، ج ۳، ص ۱۷۵؛شیروانی، ریاض السیاحه، ص ۵۴۷
  31. دوانی، ص ۲۸۴
  32. خیراتیه، ج ۱، ص ۸۹-۹۳؛دوانی، ص ۳۰۵-۳۰۷؛حبیب آبادی، ج ۲، ص ۶۰۱؛معصوم علیشاه، ج ۳، ص ۱۷۹
  33. خیراتیه، ج ۱، ص ۱۳۴-۱۳۶؛دوانی، ص ۳۰۷-۳۰۸
  34. رجوع کنید به:خیراتیه، ج ۱، ص ۱۴۳-۱۴۵، ۱۵۲، ۱۵۳، ج ۲، ص ۵۰۱-۵۰۵، ۵۰۹-۵۱۰؛معصوم علیشاه، ج ۳، ص ۱۷۶-۱۷۹
  35. رجوع کنید به:معصوم علیشاه، ج ۳، ص ۱۷۴-۱۷۵؛ملکم، ج ۲، ص ۲۱۵؛حبیب آبادی، ج ۲، ص ۴۰۶؛هدایت، تذکرة ریاض العارفین، ص ۵۶۱؛شیروانی، ریاض السیاحه، ص ۸۳۴؛شیروانی، بستان السیاحه، ص ۲۲۴؛ پورجوادی و لامبورن ویلسون، ص ۱۲۸-۱۲۹
  36. حبیب آبادی، ج ۲، ص ۵۵۸؛معصوم علیشاه، ج ۳، ص ۲۰۷-۲۰۸؛شیروانی، بستان السیاحه، ص ۴۸۴، شیروانی، ریاض السیاحه، ص ۵۴۷-۵۴۸
  37. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ۹، قسم ۳، ص ۱۰۶۱؛شیروانی، بستان السیاحه، ص ۲۲۴
  38. رجوع کنید به:خیراتیه، ج ۱، ص ۹۶-۱۰۳
  39. خیراتیه ج ۱، ص ۹۳-۹۴، ۱۰۳-۱۳۳
  40. تنکابنی، ص ۱۹۹؛نفیسی، ج ۲، ص ۴۳؛شیروانی، ریاض السیاحه، ص ۶۵۷، ۸۳۴؛شیروانی، بستان السیاحه، ص ۸۸، ۴۶۲
  41. احمد بهبهانی، ج ۱، ص ۱۵۴-۱۵۵

منابع

  • اعتمادالسلطنه، محمدحسن بن علی، المآثر و الا´ثار، در چهل سال تاریخ ایران، چاپ ایرج افشار، ج۱، تهران ۱۳۶۳ش.
  • آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
  • آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، الکواکب المنتشره فی القرن الثانی بعدالعشرة، چاپ علینقی منزوی، تهران ۱۳۷۲ش.
  • آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، مصفی المقال فی مصنفی علم الرجال، چاپ احمد منزوی، تهران ۱۳۳۷ش.
  • بهبهانی، احمدبن محمدعلی، مرآت الاحوال جهان نما: سفرنامه، قم ۱۳۷۳ش.
  • بهبهانی، آقامحمدعلی (آقامحمدعلی کرمانشاهی)، خیراتیه در ابطال طریقة صوفیه، قم، بی‌تا.
  • بهبهانی، آقامحمدعلی (آقامحمدعلی کرمانشاهی)، راهبرد اهل سنّت به مسألة امامت، سنة الهدایة لهدایة السنة، قم ۱۳۷۳ش.
  • بهبهانی، آقامحمدعلی (آقامحمدعلی کرمانشاهی)، مقامع الفضل، چاپ سنگی تهران ۱۲۷۵ش.
  • بهبهانی، محمدجعفربن محمدعلی، فضایح الصوفیة، قم، ۱۴۱۳ق.
  • بهبهانی، محمودبن محمدعلی، تنبیه الغافلین و ایقاظ الراقدین در رد صوفیه، در محمدجعفربن محمدعلی بهبهانی، فضایح الصوفیة، قم، ۱۴۱۳ق.
  • تنکابنی، محمدبن سلیمان، قصص العلماء، تهران، بی‌تا.
  • حبیب‌آبادی، محمدعلی، مکارم الآثار در احوال رجال دورة قاجار، ج۲، اصفهان ۱۳۴۲ش.
  • حرزالدین، محمدبن علی، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، قم، ۱۴۰۵ق.
  • خانبابامشار، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی، تهران، ۱۳۴۰-۱۳۴۴ش.
  • خوانساری، محمدباقربن زین العابدین، روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، چاپ اسدالله اسماعیلیان، قم، ۱۳۹۰-۱۳۹۲ش.
  • دوانی، علی، آقامحمد باقربن محمد اکمل اصفهانی معروف به وحید بهبهانی، تهران، ۱۳۶۲ش.
  • سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ: سلاطین قاجاریه، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران، ۱۳۴۴-۱۳۴۵ش.
  • شوشتری، عبداللطیف بن ابیطالب، تحفة العالم و ذیل التحفه، چاپ صمد موحد، تهران، ۱۳۶۳ش.
  • شیروانی، زین العابدین بن اسکندر، بستان السیاحه، یا، سیاحت نامه، چاپ سنگی تهران، ۱۳۱۵ش.
  • شیروانی، زین العابدین بن اسکندر، ریاض السیاحه، چاپ اصغر حامد ربانی، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۶۱ش).
  • قمی، عباس، فوائد الرضویه: زندگانی علمای مذهب شیعه، تهران، (تاریخ مقدمه ۱۳۲۷ش).
  • مازندرانی حائری، محمدبن اسماعیل، منتهی المقال فی احوال الرجال، قم، ۱۴۱۶ق.
  • مدرسه عالی سپهسالار. کتابخانه، فهرست کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار، ج۱: کتب خطی فارسی و عربی، تألیف ابن یوسف شیرازی، تهران، ۱۳۱۵ش.
  • معصوم علیشاه، محمد معصوم بن زین العابدین، طرائق الحقائق، چاپ محمد جعفر محجوب، تهران ۱۳۳۹-۱۳۴۵ش.
  • ملکم، جان، تاریخ ایران، ترجمه اسماعیل حیرت، چاپ افست تهران، ۱۳۶۲ش.
  • نفیسی، سعید، تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دوره معاصر، تهران، ۱۳۶۱ش.
  • نوری، حسین بن محمدتقی، الفیض القدسی فی ترجمة العلامة المجلسی، در مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۲، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • هدایت، رضاقلی بن محمدهادی، تذکرة ریاض العارفین، چاپ مهرعلی گرگانی، تهران، ۱۳۴۴ش.
  • هدایت، رضاقلی بن محمدهادی، مجمع الفصحا، چاپ مظاهر مصفّا، تهران، ۱۳۳۶-۱۳۴۰ش.
  • هدایت، رضاقلی بن محمدهادی، ملحقات تاریخ روضة الصفای ناصری، در میرخواند، تاریخ روضة الصفا، ج۸، ۱۰، تهران، ۱۳۳۹ش.
  • Encyclopaedia Iranica , s.v. "Behbaha ¦n ¦â, A ¦qa ¦Moh ¤ammad- ـ Ali" (by Hamid Algar);
  • Nasrollah Pourjavady and Peter Lamborn Wilson, Kings of love: the poetry and history of the Ni ـ matulla ¦h i ¦Sufi order , preface by Seyyed Hossein Nasr, Tehran 1978.

پیوند به بیرون

به زبان‌های دیگر مطالعه کنید