باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

سید علی قاضی
سید علی قاضی طباطبایی.jpg
شناسنامه
نام کامل سید علی قاضی طباطبایی
نسب ابراهیم طباطبا نواده امام حسن مجتبی(ع)
زادروز ۹ اردیبهشت ۱۲۴۵ش یا ۷ فروردین ۱۲۴۸ش
۱۳ ذی‌الحجه ۱۲۸۲ق یا ۱۲۸۵ق
زادگاه تبریز ایران
تاریخ درگذشت ۲۰ بهمن ۱۳۲۴ش
۶ ربیع‌الاول ۱۳۶۵ق
آرامگاه وای السلام نجف
فرزندان سید محمد حسن
سید مهدی
سید محمد علی
اطلاعات علمی و مذهبی
استادان شیخ الشریعه اصفهانی
آخوند خراسانی
سید احمد کربلایی
محمد بهاری
سید محمد کاظم طباطبائی یزدی
شیخ مرتضی انصاری
شاگردان سید محمد حسین طباطبائی
سید ابوالقاسم خوئی
سید هاشم موسوی حداد
محمد تقی بهجت فومنی
سید حسین بادکوبه‌ای
سید عبدالکریم کشمیری
محمد تقی آملی
کتاب‌ها تفسیر قرآن کریم
شرح دعای سمات
تعلیق بر مثنوی مولوی
تعلیق بر فتوحات ابن عربی

سید علی قاضی طَباطَبایی (۱۲۸۲-۱۳۶۶ق)، عارف، و استاد اخلاق حوزه علمیه نجف در قرن چهاردهم قمری بود. برخی از علما، فقیهان و مراجع تقلید در مکتب اخلاقی او حضور داشته‌اند.

از شاگردان وی، می‌توان به سیدمحمد حسین طباطبایی، سید هاشم موسوی حداد و محمد تقی بهجت اشاره کرد.

قاضی طباطبایی در عرفان از طریقۀ ملا حسینقلی همدانی پیروی می‌کرد و رسیدن سالک به مقام توحید را بدون پذیرفتن ولایت ائمه و حضرت زهرا(س) امکان‌پذیر نمی‌دانست. در طریقت عرفانی او انجام مستحبات، رفتن به زیارت قبور، توسل به امام حسین(ع) و انتخاب استاد جایگاه مهمی داشت. رساله سیر و سلوک بحرالعلوم را بهترین کتاب عرفانی می‌دانست و روش احراق را توصیه می‌کرد. از وی کراماتی نیز نقل شده است.

شدت علاقه او به ابن عربی و مولوی به حدی بود که مخالفت برخی علما را در پی داشت.

شهرت قاضی طباطبایی بیشتر به‌دلیل بعد عرفانی شخصیت اوست؛ اما او در علوم دیگر مانند حدیث، فقه و تفسیر نیز صاحب نظر بود.


محتویات

ولادت

سید علی قاضی طباطبایی، در ۱۳ ذی‌الحجه ۱۲۸۲ق (۹ اردیبهشت ۱۲۴۵ش) و به نقل از برخی از تذکره نویسان در ۱۲۸۵ق (۷ فروردین ۱۲۴۸ش) در تبریز به دنیا آمد.[۱]

خاندان وی از سادات طباطبایی، مشهور به فضل و تقوا و اغلب در کسوت روحانیت بودند و نسب‌شان به ابراهیم طباطبا، نوادۀ امام حسن مجتبی(ع)، می‌رسد.[۲]

پدرش، سید حسین قاضی (درگذشت۱۳۱۴)، از شاگردان میرزای شیرازی در سامرا بود که سپس به تبریز بازگشت و به تهذیب نفس پرداخت. وی علاوه بر تفسیر مختصری بر قرآن، تفسیری بر سوره فاتحه و تفسیری ناتمام بر سورۀ انعام نوشته بود.

جد مادری سیدعلی، میرزا محسن قاضی تبریزی (درگذشت۱۳۰۶)، نیز از عالمان و عابدان بود و با ملا هادی سبزواری مصاحبت داشت.[۳]

خانواده و فرزندان

قاضی در طول حیاتش ۴ زن اختیار کرد و خانوادۀ پرجمعیتی شامل ۱۱ پسر و ۱۵ دختر داشت.[۴] برخی از فرزندان او به علم و فضل شناخته می‌شوند؛ از جمله سید محمدحسن قاضی طباطبائی که خود از شاگردان پدرش بود وبحرالمعارف عبدالصمد همدانی را نزد وی خواند. مجموعه‌ای ۱۰جلدی به نام صفحات من تاریخ الاعلام از تألیفات اوست که جلد اول و دوم آن را برادرش، سید محمد علی قاضی‌نیا، استاد دانشکدۀ الهیات، به فارسی ترجمه و با عنوان آیت الحق در ۱۳۸۹ش در تهران منتشر کرده است. سید محمدحسن در جلد اول این کتاب، اشعار پدرش را جمع‌آوری و شرح کرده است.[۵]

از دیگر فرزندان قاضی، سید مهدی، استادِ حسن حسن زاده آملی است.[۶]

جانشینان وی در اخلاق و عرفان

دربارۀ وصی او در امر اخلاق و عرفان اقوال مختلفی است:

پسرش، سید محمدحسن قاضی، وصی او را دامادشان، میرزا ابراهیم شریفی، دانسته است.[۷] از حسنعلی نجابت شیرازی، شاگرد قاضی نیز نقل شده که وی در آخرین روزهای حیاتش محمدجواد انصاری همدانی را جانشین معنوی خود معرفی کرد.[۸]

برخی سید محمدحسین طباطبائی را وصی قاضی معرفی کرده‌اند[۹] اما مشهور این است که وصی رسمی قاضی، عباس هاتف قوچانی بوده است.[۱۰]

مطرح بودن چند وصی برای قاضی، با توجه به شرایط آن زمان و دشواری ارتباطات و وضع راه‌ها، امکان داشته است و شاید وی، به همین دلایل، چند تن را برای چند منطقه و چند موضوع وصی خود معرفی کرده است.[۱۱]

اساتید

قاضی طباطبائی مبادی علوم دینی و ادبی را در زادگاهش آموخت[۱۲] و نزد پدرش تفسیر کشاف را خواند. علاوه بر پدرش، استادان دیگر وی موسی تبریزی (مؤلف حاشیۀ رسائل شیخ انصاری) و محمدعلی قراچه داغی (مؤلف حاشیه‌ای بر شرح لمعه) بودند.

او ادبیات فارسی و عربی را نیز از شاعر نامی، محمدتقی نیر تبریزی، مشهور به حجت الاسلام، فرا گرفت.[۱۳]

وی مدتی، به توصیۀ پدرش، برای تهذیب نفس نزد امام قلی نخجوانی شاگردی کرد.[۱۴] سپس در ۱۳۰۸، برای کسب علم به نجف هجرت کرد[۱۵] و در آنجا نزد محمد فاضل شربیانی، محمدحسن مامقانی، شیخ الشریعه اصفهانی، آخوند خراسانی و حسین خلیلی تهرانی، فقه، اصول، حدیث، تفسیر و دیگر علوم را فرا گرفت و از این جمع، حسین خلیلی تهرانی، استاد اخلاق وی نیز بود.[۱۶]

او همچنین برای تهذیب نفس چندین سال نزد سید احمد کربلایی و محمد بهاری، ۲تن از مبرزترین شاگردان ملا حسینقلی همدانی، شاگردی کرد.[۱۷]

هرچند شهرت قاضی بیشتر به عرفان و اخلاق است، اما در حدیث و فقه و تفسیر نیز تبحر داشت.[۱۸] قاضی، به‌رغم اجتهاد، در درس خارج فقه سید محمد کاظم یزدی و سید محمد اصفهانی و دیگر علمای نجف نیز شرکت می‌کرد و از وی نقل شده است که در هفت دوره درس خارج کتاب طهاره شیخ مرتضی انصاری شرکت کرده بود.[۱۹]

شاگردان

او در نجف، در عرفان و اخلاق و تهذیب نفس، شاگردان متعدد و نام‌آوری پرورش داد.[۲۰] معمولاً جلسات درس وی خصوصی و محرمانه برگزار می‌شد.[۲۱] او در مدرسۀ هندی حجره‌ای داشت و شاگردانش در این حجره نزد او می‌آمدند.[۲۲]

برخی از علما و فقها و مراجع تقلید از شاگردان مکتب اخلاقی قاضی بوده‌اند، برخی از مهم‌ترین شاگردان او عبارتند از:

سید محمدحسین طباطبائی که خود از بستگان استادش بود و ابتدا به قاضی شهرت داشت ولی به احترام استادش، ترجیح داد که به طباطبائی مشهور شود.[۲۳] وی و برادرش سید محمد حسن الهی و عباس هاتف قوچانی[۲۴] ۱۳سال نزد قاضی شاگردی کردند.[۲۵]

سید هاشم موسوی حداد. وی ۲۸ سال شاگرد قاضی بود و استادش دربارۀ وی گفته او توحید را چنان چشیده و مس و لمس نموده که محال است چیزی بتواند در آن خللی وارد سازد.[۲۶]

سید حسن اصفهانی مسقطی. او در نجف شفا و اسفار درس می‌داد و به حکم سید ابوالحسن اصفهانی، مرجع وقت شیعیان، و توصیۀ استادش قاضی، به ناچار از نجف به مسقط هجرت کرد.[۲۷]

سید ابوالقاسم خویی. وی از استاد خود دستورالعملی گرفت و پس از ۴۰روز، مکاشفه‌ای برایش حاصل شد و آیندۀ خود را شامل تدریس و به مرجعیت رسیدن مشاهده کرد.[۲۸]

از دیگر شاگردان او می توان به افراد زیر اشاره کرد:

مخالفان

مخالفت برخی علما با وی سبب بی‌حرمتی برخی از مردم به وی شده بود، چنان‌که سجاده از زیر پایش کشیدند و همچنین او را تهدید به قتل کردند. ظاهراً علاقۀ وی به ابن عربی و مولوی و دل‌بستگی و مراودۀ یکی از صوفیان نجف بهار علیشاه با قاضی، موجب بروز این مخالفت‌ها و وارد کردن اتهام تصوف به قاضی شده بود.[۴۰]

میرزا مهدی اصفهانی (د ۱۳۲۵ش) از علمای مشهد، که با بسیاری از آموزه‌های فلسفی و عرفان نظری مخالف بود از مهم‌ترین مخالفان قاضی بود. وی به‌رغم شدت تشرع قاضی و عدم انتسابش به سلسله‌های صوفیه، به‌شدت با وی مخالفت می‌کرد.

سید عبدالغفار مازندرانی که یکی از زهاد معروف نجف به شمار می‌رفت نیز از مخالفان قاضی بود.

آثار

دستخط سید علی قاضی: اگر نماز را تحفظ کنید، همه چیزتان محفوظ است.

وی این اثر را در دو سال پایانی عمر خود و به عربی نوشت و به سبب بیماری موفق به اتمام آن نشد و فقط حدود یک‌سوم این دعا را شرح کرد که نخستین بار در ۱۳۸۴ش در تهران به چاپ رسید. او به خواندن این دعا در عصرهای جمعه ملتزم بود و جلسۀ خواندن این دعا و شرح آن در منزلش در نجف برگزار می‌شد.[۴۱]

  • تفسیر قرآن کریم

از ابتدا تا آیۀ ۹۱ سورۀ انعام[۴۲] که ظاهراً نسخه‌ای از آن در لندن موجود است.[۴۳] او را می‌توان پایه‌گذار شیوۀ تفسیری قرآن با قرآن دانست. ظاهراً روش او در تفسیر، در شیوۀ تفسیری شاگردش، سید محمدحسین طباطبائی، در تفسیر المیزان مؤثر بوده است.[۴۴]

این اثر را در ۱۳۰۶ در ۲۱ سالگی به انجام رساند و در تهران چاپ سنگی شد.[۴۵]

قاضی علاوه بر ارشاد، بر برخی کتاب‌های دیگر نیز تعلیقات نوشته است؛ از جمله بر مثنوی مولوی و فتوحات ابن عربی، که هیچ یک تا کنون منتشر نشده است.[۴۶]

وی در ادبیات عرب مهارت داشت و شعر نیز می‌سرود.[۴۷] قصیدۀ غدیریۀ او به زبان عربی، که آن را در ۱۳۱۶ش سروده است، شهرت دارد. او غدیریه‌ای هم به زبان فارسی سروده است.[۴۸]

طریقت عرفانی

محمد حسین طباطبائی گفته است سید علی قاضی به هیچ یک از سلسله‌های صوفیه مرتبط نیست، بلکه طریقۀ عرفانی وی همان طریقۀ ملا حسینقلی همدانی و استادش سید علی شوشتری است که از آنان نیز به عارفی ناشناس به نام جولا منتهی می‌شود.[۴۹]

اما فرزندش، سید محمدحسن قاضی، پدر را بر شیوۀ سلوکی شاگردان حسین قلی همدانی نمی‌داند و از نظر او، قاضی به مسلک پدرش، سید حسین، بود. سید حسین در مکتب تربیتی امامقلی نخجوانی و امام قلی در مکتب سید محمد قریشی قزوینی و او از محراب گیلانی اصفهانی و او از محمد بیدآبادی و او از سید قطب الدین محمد نیریزی، از مشایخ ذهبیه، تعلیم یافته‌بود.[۵۰] اما از خود وی نقل شده که ارتباطش را با این سلسله رد کرده و طریقت خود را طریقت علما و فقها می‌دانست.[۵۱]

به نظر حسینی طهرانی[۵۲] از شاگردان علامه طباطبائی، نیز قاضی ابتدا در طریقت پدرش بود، اما پس از وفات پدرش، شاگردی سید احمد کربلایی را اختیار کرد و در طریقت حسین‌ قلی همدانی قرار گرفت.[۵۳]

قاضی همچنین ۱۰ سال ملازم و مصاحب سید مرتضی کشمیری بود، اما در زمینۀ اخلاق و عرفان شاگرد وی به شمار نمی‌آید[۵۴] زیرا کشمیری به شدت با ابن عربی و آثارش مخالف بود و دیدگاه قاضی با او تفاوت بسیار داشت.[۵۵]

قاضی وصول به مقام توحید و سیر صحیح الی الله را بدون پذیرفتن ولایت امامان شیعه علیهم السلام و حضرت زهرا(س) محال می‌دانست.[۵۶] وی می‌گفت:

من اگر به جایی رسیده باشم از دو چیز است؛ قرآن کریم و زیارت حضرت سید الشهداء

در واقع، روش سلوکی وی همان روش سلوکی حسین‌قلی همدانی بود. در این روش، سالک باید برای دفع خواطر، در شبانه‌روز دست‌کم نیم ساعت را برای توجه به نفس خود تعیین کند تا رفته رفته معرفت نفس برای او حاصل شود. به‌علاوه، باید برای رفع حجابها و موانع، به امام حسین علیه‌السلام متوسل شود.[۵۷]

احراق

او همچنین برای از بین بردن اغراض و نیتهای نفسانی، روش احراق را توصیه می‌کرد و این طریقه را از قرآن کریم الهام گرفته بود. در این طریقه، سالک باید بداند که همه چیز ملک مطلق خداست و او فقر ذاتی دارد و این تفکر سبب سوختن تمام نیات و صفات او می‌شود، لذا به آن احراق می‌گویند.[۵۸]

اهتمام به مستحبات

از دیگر شیوه‌های سلوکی قاضی، التزام به نماز اول وقت، نماز شب، تهجد و نیز اذکار متعددی بود که هم خود بر آنها مداومت داشت و هم شاگردانش و حتی عامۀ مردم را به آنها سفارش می‌کرد، مانند چهارصد بار یا بیشتر، گفتن ذکر یونسیه (لا إلهَ إلّا أنتَ سُبحانَکَ إنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمینَ) همراه با خواندن قرآن در سجده، صد مرتبه خواندن سورۀ قدر در شبهای جمعه، مداومت بر خواندن فراوان سورۀ توحید، دعای کمیل و زیارت جامعه.[۵۹]

زیارت قبور

محمد تقی آملی، از شاگردان قاضی، نقل نموده که قاضی به زیارت اهل قبور بسیار توجه داشت و خود بسیار به وادی السلام می‌رفت و ساعتها در آنجا به زیارت مشغول می‌شد.[۶۰] او به تهجد در مسجد کوفه و مسجد سهله علاقه‌مند بود و حجره‌ای مخصوص برای عبادت در این دو مسجد داشت[۶۱] و رفتن به مسجد سهله خصوصاً با پای پیاده را توصیه می‌کرد.[۶۲]

نقش استاد

او در سیر الی الله به داشتن استاد بسیار اهمیت می‌داد و بر آن بود که استاد باید خبیر و بصیر، خالی از هوای نفس، رسیده به معرفت الهی و انسان کامل باشد. از نظر وی، سالک اگر نصف عمر خود را در جستجوی استاد بگذراند، ارزش دارد و سالکی که استاد را دریابد، نصف راه را طی کرده است.[۶۳] وی همچنین عقیده داشت که سالک و عارف حتماً باید مجتهد باشد، زیرا ممکن است وقتی برخی عوالم باطنی بر وی منکشف می‌گردد وظایفی بر عهده‌اش گذارده شود که تنها مجتهد می‌تواند نحوۀ درست انجام دادن آن وظایف را در آن اوضاع دریابد.[۶۴]

معرفی رساله سیر و سلوک

طرح جلد رساله سیر وسلوک

از میان کتابهای عرفانی نیز قاضی رساله سیر و سلوک، منسوب به بحرالعلوم، را بهترین کتاب عرفانی می‌دانست، اما از شاگردش عباس قوچانی و فرزندش محمد حسن قاضی نقل شده‌است که به کسی اجازۀ به‌جاآوردن برخی دستورالعمل‌های سخت این رساله را نمی‌داد.[۶۵] او به کتابهای فتوحات مکیه و مثنوی مولوی نیز علاقه‌مند بود و برخی عرفا مانند مولوی و ابن عربی را شیعه می‌دانست.[۶۶]

وی در عین حال نگهداری برخی کتابها را در خانه، همچون الاغانی، به سبب ذکر اخبار خوانندگان و نوازندگان و بیان فسادها و لهو و لعب‌های آنان، موجب نحوست می‌دانست.[۶۷]

صفات اخلاقی

آقابزرگ که سالها با قاضی دوستی و مراوده داشته، وی را با صفاتی چون استقامت، کرامت و شرافت ستوده است.[۶۸]قاضی استقامت در طلب خداوند را عامل درک اسم اعظم و لایق اسرار ربوبی شدن می‌دانست.[۶۹] وی، در عین فقر و ساده‌زیستی، با ریاضت‌های سخت و غیر شرعی مخالف بود و اعتقاد داشت که سالک باید به جسم هم رسیدگی کند، زیرا جسم مرکب روح است، ازاین‌رو به وضع ظاهری خود اهمیت می‌داد و معمولاً عطر می‌زد و لباس سفید و تمیز می‌پوشید و به حسن‌خلق و نیکوکاری سفارش می‌کرد.[۷۰]

کرامات

از قاضی کراماتی نقل کرده‌اند، مانند طی الارض، میراندن مار با استفاده از نام اَلمُمیت خداوند[۷۱]، زنده شدن مرده به دعای وی، خبر دادن از احوال و افکار و حالات و افعال اشخاص، خبر دادن از آینده از جمله خبر دادن از مرجعیت سید ابوالحسن اصفهانی و پیش‌گویی زمان مرگ خود، و ساطع شدن نور از وی در حال نماز.[۷۲]

از آیت الله خویی نیز نقل شده که حوادث مافوق طبیعی در مرگ سید علی قاضی رخ داده است.[۷۳]

همچنین گفته شده که کراماتی نیز از قبر وی به ظهور رسیده است.[۷۴]

آرا خاص فقهی

او وقت مغرب شرعی را استتار قرص خورشید می‌دانست.[۷۵]

مزار سید علی قاضی در قبرستان وادی السلام

نقد نظام آموزشی حوزه

قاضی به نظام آموزشی و برخی کتاب‌های درسی حوزه‌های علمیه انتقاد داشت، خصوصاً در مورد کتاب‌های درسی عقیده داشت که باید کتاب‌های جدید جانشین متون قدیمی شوند، حتی از شاگردش، عباس قوچانی، خواست که جواهر الکلام اثر محمد حسن نجفی را از نو تحریر کند و او هم ۲۱ جلد از دورۀ ۴۳ جلدی این کتاب را با تحقیق و تعلیق خود نوشت. این اثر در ۱۳۶۵ش در تهران منتشر شد.

او به دامادش میرزا ابراهیم شریفی و به سید محمد حسین طباطبائی پیشنهاد کرد که سیرۀ نبوی شیعی بنویسند، چون غالب سیره‌ها تألیف غیر شیعه‌اند. او به شاگردانش توصیه می‌کرد که یک دوره تاریخ اسلام را، از ولادت پیامبر(ص) تا ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه بخوانند.[۷۶]

وی همچنین شاگردانش را به مطالعۀ فلسفه و عرفان نظری تشویق می‌کرد و شاگردش، عباس قوچانی، تنها کسی بود که در نجف در آن دوره فلسفه درس می‌داد.[۷۷]

درگذشت

قاضی در سال‌های آخر عمر به بیماری استسقا مبتلا شد و در ۶ ربیع‌الاول ۱۳۶۵ ق، برابر ۲۰ بهمن ۱۳۲۴ش درگذشت.[۷۸] سید جمال‌الدین گلپایگانی بر او نماز خواند و در وادی السلام، نزدیک مقام امام زمان(عج) در کنار پدرش به خاک سپرده شد.[۷۹]

پانویس

  1. آقا بزرگ، ج۱، قسم۴، ص۱۵۶۵؛ روحانی نژاد، ص۲۶
  2. حسینی طهرانی، مهر تابان، ص۳۲-۳۴، یادنامۀ عارف کبیر، ص۶
  3. آقابزرگ، ج۱، قسم۲، ص۵۲۹؛ معلم حبیب‌آبادی، ج۳، ص۱۰۳۰؛ حبیب آبادی، ج۵، ص۱۴۷۴
  4. غفاری، ص۱۶۳؛ یادنامۀ عارف کبیر، ص۶
  5. یادنامۀ عارف کبیر، ص۶، ۹
  6. حسن‌زاده آملی، ص۸؛ صدوقی سها، ص۳۸۱؛ نک: امینی، ج۳، ۹۶۶؛ یادنامۀ عارف کبیر، ص۶، ۹
  7. یادنامۀ عارف کبیر، ص۱۵
  8. کرمی نژاد، ص۳۸
  9. نک: یادنامۀ عارف کبیر، ص۱۵
  10. حسینی طهرانی، روح مجرد، ص۲۳؛ صلح کل، مصاحبه با محمود قوچانی، ص۱۹۶-۱۹۷
  11. یادنامۀ عارف کبیر، ص۶، ۹؛ حسن زاده، ص۱۶۱-۱۶۲
  12. غروی، ج۲، ص۲۷۲
  13. آقابزرگ،ج۱، قسم ۴، ص۱۵۶۵؛ روحانی نژاد، ص۲۹، ۴۵
  14. حسن زاده، ص۱۵۹، ۱۷۱-۱۷۲
  15. محمد حسن قاضی، صفحات من تاریخ الاعلام، ج۱، ص۱۸؛ روحانی نژاد، ص۲۷؛ قس آقابزرگ، ج۱، قسم ۴، ص۱۵۶۵
  16. آقابزرگ، ج۱، قسم ۴، ص۱۵۶۵-۱۵۶۶
  17. معلم حبیب‌آبادی، ج۷، ص۲۶۹۵-۲۶۹۶؛ قاضی،۱۳۸۵ش، مقدمه، ص۱۰
  18. نک: حسینی طهرانی، مهر تابان، ص۲۴، ۲۷
  19. حسینی همدانی، ص۴۶
  20. آقابزرگ، ج۱، قسم ۴، ص۱۵۶۵-۱۵۶۶؛ امینی، ج۳، ص۹۶۶
  21. حسینی همدانی، ص۴۸؛ صدوقی سها، ص۳۸۱
  22. نک: حسینی طهرانی، مهر تابان، ص۳۱۸-۳۱۹؛ روحانی نژاد، ص۱۵۰
  23. حسینی طهرانی، مهر تابان، ص۱۳، پانویس ۱، ص۳۵
  24. قاضی طباطبائی،۱۳۸۵ش، مقدمۀ سید محمد حسن قاضی، ص۷؛ روحانی نژاد، ص۵۶
  25. حسینی طهرانی، روح مجرد، ص۱۰۱
  26. حسینی طهرانی، روح مجرد، ص۱۲-۱۳، ۱۰۱؛ نیز نک: حداد،سید هاشم موسوی
  27. حسینی طهرانی، الله شناسی، ج۳، ص۲۸۵؛ حسینی طهرانی، روح مجرد، ص۱۰۲- ۱۰۳
  28. فاطمی نیا، ج۲، ص۱۹۶ - ۱۹۷
  29. روحانی نژاد، ص۸۰
  30. نک: رخشاد، ج۱، ص۱۸۸
  31. حسینی همدانی، ص۴۵-۴۶؛ حسن زاده، ص۱۵۶
  32. نک: حسینی طهرانی، امام شناسی، ج۱۴، ص۲۸۰، پانویس ۱
  33. حسینی طهرانی،الله شناسی، ج۲، ص۲۸۲
  34. حسینی طهرانی، مهر تابان، ص۲۸
  35. صدوقی سها، ص۲۹۳، ۳۵۴، ۳۹۲
  36. روحانی نژاد، ص۵۶
  37. حسینی طهرانی، روح مجرد، ص۱۴۲، پانویس ۱؛ نک: به روحانی نژاد، ص۵۶
  38. حسینی همدانی، ص۴۴
  39. فیروزآبادی، مقدمۀ سید محمد فیروزآبادی، ص۷- ۸
  40. نک: حسینی طهرانی، روح مجرد، ص۴۲-۴۳، ۱۲۶؛ عطش، ص۲۱؛ یادنامۀ عارف کبیر، ص۱۱؛ نک: صلح کل، مصاحبه با محمود قوچانی، ص۱۹۴-۱۹۵
  41. قاضی، ۱۳۸۵ش، مقدمۀ ناشر، ص۲- ۳
  42. آقابزرگ، ج۱،قسم ۴، همانجا
  43. قاضی،۱۳۸۵ ش، مقدمۀ ناشر، ص۳؛ نک: غفاری، ص۱۶۷،پانویس۱
  44. حسینی طهرانی، مهر تابان، ص۲۷؛ روحانی نژاد، ص۳۳-۳۴
  45. نک: مشار، ج۵، ص۷۶۹؛ حسینی طهرانی، مهر تابان، ص۳۴؛ روحانی نژاد، ص۲۵-۲۶
  46. یادنامۀ عارف کبیر، ص۹؛ غفاری، ص۱۶۷،پانویس۱
  47. معلم حبیب آبادی، ج۷، ص۲۶۹۴؛ حسینی طهرانی، مهر تابان، ص۲۷
  48. نک: محمد حسن قاضی طباطبائی، صفحات من تاریخ الاعلام، ج۱، ص۲۹، ۷۲-۷۵
  49. نک: حسینی طهرانی، رساله لب اللباب، ص۱۴۶-۱۴۹
  50. صدوقی‌سها، ص۲۲۵
  51. عطش، ص۳۳۲
  52. حسینی طهرانی، توحید علمی و عینی، ص۲۰
  53. نک: غفاری، ص۸۸-۸۹
  54. نک: حسینی طهرانی، مهر تابان، ص۲۹، ۳۲۴؛ غفاری، ص۸۸-۹۰
  55. نک: یادنامۀ عارف کبیر، ص۸-۹
  56. حسینی طهرانی، توحید علمی و عینی، ص۴۰؛ روحانی نژاد، ص۸۸
  57. حسینی طهرانی، رساله لب اللباب، ص۱۴۹-۱۵۰
  58. رسالۀ سیر و سلوک، شرح حسینی طهرانی، ص۱۴۷- ۱۴۸؛ حسینی طهرانی، رساله لب اللباب، ص۱۲۴- ۱۲۵
  59. نک: حسینی طهرانی، مهر تابان، ص۲۶؛ روحانی نژاد، ص۸۳؛ در محضر افلاکیان، ص۷۹-۸۱، ۸۳؛ برای توضیح بیشتر دربارۀ اذکار و اعمالی که به شاگردانش توصیه می‌کرد نک: صلح کل، مصاحبه با محمود قوچانی، ۱۹۱،۱۹۸-۱۹۹
  60. حسن‌زاده آملی، ص۱۰-۱۱؛ فاطمی‌نیا، ج۳، ص۶۸-۶۹
  61. حسینی طهرانی، معاد شناسی، ج۱، ص۲۳۲
  62. فیروزآبادی، مقدمه سید محمد فیروزآبادی، ص۸
  63. رسالۀ سیر و سلوک، شرح حسینی طهرانی، ص۱۷۶
  64. نک: صلح کل، مصاحبه با محمود قوچانی، ص۱۸۹
  65. رسالۀ سیر و سلوک، مقدمۀ حسینی طهرانی، ص۱۲؛ یادنامۀ عارف کبیر، ص۱۰
  66. حسینی طهرانی، توحید علمی و عینی، ص۴۰- ۴۱؛ یادنامۀ عارف کبیر، ص۹
  67. نک: فاطمی نیا، ج۱، ص۵۲-۵۳
  68. آقابزرگ، ج۱، قسم ۴، ص‌۱۵۶۶
  69. قاضی،۱۳۸۵ش، مقدمه، ص۱۱-۱۲
  70. حسینی طهرانی، مهر تابان، ص۹۹؛ یادنامۀ عارف کبیر، ص۱۰؛ نک: غفاری، ص۱۶۳- ۱۶۵
  71. نک: حسینی طهرانی معاد شناسی، ج۱، ص۲۳۱-۲۳۵؛ همو مهر تابان، ص۳۷۰-۳۷۱
  72. فاطمی‌نیا، ج۳، ص۹۸- ۹۹، ۱۱۲- ۱۱۴؛ روحانی نژاد، ص۱۴۸، ۱۵۰-۱۵۳
  73. موسوی، ص۶۰
  74. نک: در محضر افلاکیان، ص۶۶-۶۷
  75. حسینی طهرانی، مهر تابان، ص۹۹؛ حسینی طهرانی، توحید علمی و عینی، ص۲۳۰
  76. نک: یادنامۀ عارف کبیر، ص۱۲، ۱۴
  77. صلح کل، مصاحبه با محمود قوچانی، ص۱۸۲،۱۸۵
  78. سابقه سجل احوال آیت الله قاضی
  79. آقابزرگ طهرانی، ج۱، قسم۴، ص۱۵۶۵-۱۵۶۶؛ یادنامۀ عارف کبیر، ص۱۴- ۱۵؛ قس معلم حبیب‌آبادی، ج۷، ص۲۶۹۶، که روز وفات را ۴ ربیع الاول نوشته است.

منابع

  • آقا بزرگ طهرانی، طبقات الاعلام الشیعه: نقباء البشر فی القرن الرابع شر،ج۱،نجف،۱۳۷۳/۱۹۵۴م
  • همو، طبقات الاعلام الشیعه: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر،۲/۱، القسم الرابع من الجزء الاول،نجف ۱۳۸۱ /۱۹۶۲ م.
  • محمد هادی امینی، معجم رجال الفکر والادب فی النجف خلال الف عام، نجف ۱۴۱۳/۱۹۹۲م.
  • صادق حسن زاده و محمود طیار مراغی، اسوۀ عارفان گفته‌ها و ناگفته‌ها دربارۀ عارف کامل علامه میرزا علی آقا قاضی تبریزی، قم۱۳۸۳ش.
  • حسن حسن-زاده آملی، «علامه طباطبائی در منظرۀ عرفان نظری و عملی»، کیهان اندیشه،ش ۲۶، مهر و آبان ۱۳۶۸ش.
  • سید محمدحسین حسینی طهرانی، الله شناسی، مشهد ۱۴۲۳.
  • سید محمدحسین حسینی طهرانی، امام شناسی، ج۱۴، مشهد ۱۴۲۵.
  • سید محمدحسین حسینی طهرانی، توحید علمی و عینی، مشهد ۱۴۲۸.
  • سید محمدحسین حسینی طهرانی، رساله لب اللباب در سیر و سلوک اولی الالباب، مشهد ۱۴۲۶.
  • سید محمدحسین حسینی طهرانی، روح مجرد: یادنامه موحد عظیم و عارف کبیر حاج سید هاشم موسوی حداد، مشهد ۱۴۲۷.
  • سید محمدحسین حسینی طهرانی، معاد شناسی، ج۱، تهران ۱۴۰۲.
  • سید محمدحسین حسینی طهرانی، مهر تابان، مشهد ۱۴۲۳.
  • سید محمد حسینی همدانی، مصاحبه با استاد آیت الله حسینی همدانی (نجفی)، حوزه، سال ۵،ش ۶، شماره مسلسل ۳۰، بهمن و اسفند ۱۳۶۷ش.
  • خانبابا مشار، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی از آغاز تاکنون، [تهران] ۱۳۴۳ش.
  • در محضر افلاکیان، گروه تحقیقاتی الغدیر، تهران ۱۳۸۹ش.
  • محمدحسین رخشاد، در محضر حضرت آیت¬الله العظمی بهجت، قم ۱۳۸۹ش.
  • رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، چاپ سید محمد حسین حسینی طهرانی، تهران ۱۳۶۰ش.
  • حسین روحانی نژاد، بحر خروشان: شرح حال عالم ربانی سید علی قاضی، تهران ۱۳۸۷ش.
  • منوچهر صدوقی سها، تحریر ثانی تاریخ حکماء و عرفای متأخر، تهران ۱۳۸۱ش؛ صلح کل (مجموعه‌ای از ناگفته‌ها در مورد زندگی آیت الله سید علی قاضی در مصاحبه با فرزندان ایشان)، از سوی جمعی از نویسندگان، تهران۱۳۸۲ش.
  • عطش (ناگفته‌هایی از سیر توحیدی کامل عظیم حضرت آیت الله سید علی قاضی طباطبائی)، هیئت تحریریه موسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس، تهران ۱۳۸۳ش.
  • سید محمد غروی، مع علماء النجف الاشرف، بیروت ۱۴۲۰/۱۹۹۹م.
  • حسین غفاری، فلسفه عرفان شیعی، تهران ۱۳۸۳ش.
  • سید عبدالله فاطمی‌نیا، نکته‌ها از گفته‌ها گزیده‌ای از سخنرانی‌های استاد فاطمی نیا، مشهد ۱۳۸۶ش.
  • سید مرتضی فیروزآبادی، فضائل پنج تن علیهم‌السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ترجمه محمدباقر ساعدی، قم ۱۳۷۳ش.
  • سید علی قاضی طباطبائی، شرح دعای سمات، تهران ۱۳۸۵ ش.
  • سید محمد حسن قاضی طباطبائی، صفحات من تاریخ الاعلام، [قم] [بی‌تا].
  • مصطفی کرمی نژاد، در کوی بی¬نشان¬ها، قم ۱۳۷۷ش.
  • محمدعلی معلم حبیب‌آبادی، مکارم الآثار، ج۳، اصفهان ۱۳۵۱ش.
  • محمدعلی معلم حبیب‌آبادی، مکارم الآثار، ج۵، اصفهان [بی‌تا].
  • محمدعلی معلم حبیب‌آبادی، مکارم الآثار، ج۷، اصفهان ۱۳۷۴ش.
  • تقی‌ بن حسین موسوی، قدوه العارفین: سیره العارف الکبیر سید حسن المسقطی الموسوی وکراماته، بیروت ۱۴۲۸/۲۰۰۷م.
  • یادنامه عارف کبیر سید علی قاضی، زیر نظر مهدی پروین‌زاد، کیهان فرهنگی،ش ۲۰۶، آذر ۱۳۸۲ش.

پیوند به ببرون