باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

سید ابوالحسن اصفهانی
سید ابوالحسن اصفهانی.jpg
اطلاعات فردی
نام کامل: سید ابوالحسن اصفهانی
تاریخ تولد: ۱۲۸۴ق
زادگاه: روستای مَدیسه از توابع لنجان اصفهان
محل زندگی: اصفهان، نجف اشرف
تاریخ وفات: ۹ ذی حجه ۱۳۶۵ق
محل دفن: حرم امیرالمومنین
اطلاعات علمی
استادان: میرزا حبیب الله رشتیآخوند خراسانی، میرزا محمد حسن شیرازی
شاگردان: سید محسن حکیمسید محمدهادی میلانیسید محمد حسین طباطبایی
تألیفات: وسیلة النجاة، حاشیه بر العروة الوثقی، حاشیه او بر تبصرة المتعلمین
سایر: مرجع تقلید
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
سیاسی: طرفدارن مشروطه • همکاری در انطباق مصوبات مجلس شورای ملی با احکام فقه • مخالفت با اشغال عراق

سید ابوالحسن اصفهانی (۱۲۸۴- ۱۳۶۵قفقیه، ومرجع تقلید شیعیا و نویسنده آثاری همچون وسیلة النجاة (به عربی) و ذخیرة الصالحین (به فارسی). او از شاگردان خاص آخوند خراسانی بود. پس از وفات نائینی و حائری یزدی در ۱۳۵۵ق و آقا ضیاء عراقی در ۱۳۶۱ق، مرجعیت تقلید شیعیان در بخش عمده جهان تشیع در شخص اصفهانی منحصر شد.

اصفهانی در امور سیاسی و به‌خصوص در حمایت از مشروطه موضع‌گیری می‌کرد. حضور وسیع مردم در مراسم سوگواری درگذشت وی، در آبان ۱۳۲۵ش (ذیحجه ۱۳۶۵ق) در شکست فرقه دمکرات در آذربایجان مؤثر بود.

محتویات

زندگی‌نامه

سید ابوالحسن اصفهانی در روستای مَدیسه از توابع لنجان اصفهان زاده شد؛ اجداد او از سادات موسوی بهبهان بوده‌اند که نسب آن‎ها به موسی بن ابراهیم بن امام موسی کاظم (ع) می‌رسد.[۱]

پدرش سید محمد که متولد کربلا[۲] و مدفون در خوانسار [۳] است، ساکن مدیسه لنجان بوده است.

جدّ او سید عبدالحمید -زاده بهبهان و مدفون در اصفهان- از عالمان دینی و از شاگردان صاحب جواهر و شیخ موسی کاشف الغطا بوده، و علاوه بر تألیف و گردآوری تقریرات فقهی استادش شیخ موسی، شرحی نیز بر شرایع الاسلام محقق حلی نوشته است.[۴]

بخشیدن قاتل فرزند

معمولا پسر سید ابوالحسن، [۵] واسطه رساندن نامه درخواست کمک مالی به پدرش بود. در شب ۱۶ صفر ۱۳۴۹ قمری، شخصی به نام شیخ علی قمی (به خاطر شدت فقر و تصور این که پسر سید ابوالحسن در کمک به او کوتاهی کرده) بین نماز مغرب و عشا ـ که به امامت سید ابوالحسن در صحن حرم امیرالمومنین برگزار می‌‏شد ـ با خنجری او را به قتل رساند و سپس خود را به پلیس معرفی کرد.

سید ابوالحسن قاتل پسرش را بخشید. شیخ علی قمی پس از آزادی از زندان طی نامه‌ای از سید ابوالحسن اجازه خواست تا به نجف آمده، به ادامه تحصیل بپردازد. سید ابوالحسن به واسطه‏‌ای که نامه را برایش آورده بود گفت: «از نظر من مانعی ندارد، اما ایشان در اینجا امنیت ندارد. بهتر است برود ایران در جایی گمنام زندگی کند».[۶] همچنین سید ابوالحسن مقداری پول برای تأمین مخارج زندگی به قاتل داد.

بعد از این اتفاق مردم به برخی از طلاب بی‌‏احترامی و گاهی آنان را اذیت می‏‌کردند. سید ابوالحسن در جلسه ختم پسرش به شیخ محمدعلی یعقوبی که واعظ جلسه بوده گفت که از قول او اعلام کند: «یکی از فرزندان من فرزند دیگرم را کشته است! به فرزندانِ دیگر من چه کار دارید؟! همه طلاب فرزندان من هستند».[۷]

نرفتن به حج

نقل شده است ایشان به سفر حج نرفتند.در این رابطه آیت الله شبیری زنجانی می گوید: آقای آسید ابوالحسن اصلاً به حج مشرف نشد. شنیدم دربارۀ علتش می‌گفت: اگر مشرف شوم باید بتوانم قبور ائمه بقیع را احیا کنم و اگر نتوانم این کار را انجام دهم، ضربۀ بزرگی به تشیع است، چون می‌گویند: مرجع عام شیعه آمد و نتوانست کاری بکند. آقای حاج آقا مرتضی حائری بعد از وفات آقای آسید ابوالحسن ایشان را در خواب دید و متوجه شد که لازم است از طرف وی حج به ‌جا آورده شود. لذا مبلغی را پرداخت و شخصی را به نیابت از آقای آسید ابوالحسن به حج فرستاد.[۸]

درگذشت

آیت الله اصفهانی پس از یک بیماری کوتاه و در بازگشت از لبنان به کاظمین، در شب سه شنبه ۹ ذی‌الحجه ۱۳۶۵ق درگذشت. جنازه‌ او را از کاظمین به نجف منتقل و در یکی از حجره‌های حرم امام علی (ع) دفن کردند.

درگذشت سید ابوالحسن اصفهانی واکنشی سیاسی به همراه داشت. به گواهی برخی از منابع، حضور وسیع مردم در مراسم سوگواری درگذشت اصفهانی در آبان ۱۳۲۵ (ذیحجه ۱۳۶۵ق) در شکست فرقه دمکرات آذربایجان مؤثر بود.[۹] برانگیخته شدن احساسات مذهبی مردم در جریان تشییع اصفهانی در جهت مبارزه با فرقه مزبور در مرثیه‌ای که خوشدل تهرانی در سوگ اصفهانی پرداخته، نیز منعکس شده است.[۱۰]

فعالیت علمی

سید ابوالحسن دروس مقدماتی حوزه علمیه را در روستای مدیسه پشت سر گذاشت و در آغاز جوانی به حوزه علمیه اصفهان رفت. پدرش به خاطر سختی‌هایی ـ مثل فقر و دوری از خانواده ـ که در مسیر تحصیل بر طلاب وارد می‌شد با طلبه شدن او مخالف بود.[۱۱] او در اصفهان، در مدرسه نیماورد با استفاده از محضر استادان آن حوزه به تکمیل دانش در علوم نقلی و عقلی پرداخت.

وی پس از گذراندن سطوح فقه و اصول، به درس خارج استادان این حوزه راه یافت.

از میان همه استادانش در حوزه اصفهان، تنها شخصیتی که خود سید ابوالحسن به نام و نشان از او یاد کرده، آخوند ملا محمد کاشانی است.[۱۲] که از مدرسان علوم عقلی و ریاضی بوده است.

از دیگر استادان او در اصفهان سید مهدی نحوی، سید محمد باقر دُرچه‌ای، سید هاشم چهار سوقی، ابوالمعالی کلباسی و جهانگیرخان قشقایی را برشمرده‌اند.[۱۳]

هجرت به نجف

وی در ۱۳ ربیع الاول ۱۳۰۸ اصفهان را به قصد نجف ترک کرد و در ۱۱ جمادی‌الاول همان سال به نجف رسید. در مدرسه صدر حوزه علمیه نجف ساکن شد و به استفاده از محضر استادان فقه و اصول پرداخت.

مدتی پس از اقامت در نجف، پدرش به قصد بازگرداندن او به وطن، راهی عتبات شد. سید ابوالحسن راضی به بازگشت نبود و سید محمد (پدرش) برای قانع کردن او به سراغ استادش، آخوند خراسانی رفت. آخوند به پدرش گفت: سایر پسرانتان مال شما و سیدابوالحسن مال من باشد، کار او را به من واگذارید.[۱۴]

اصفهانی از میان استادان خویش در نجف، به نام میرزا حبیب الله رشتی و آخوند خراسانی اشاره کرده است.[۱۵] از دیگر استادان او میرزا محمد حسن شیرازی، سید محمد کاظم طباطبائی یزدی، میرزا محمد تقی شیرازی، فتح الله شریعت اصفهانی و مولی عبدالکریم ایروانی را نیز یاد کرده‌اند.[۱۶]

او بیشتر از ۳ سال درس میرزا حبیب الله رشتی را درک نکرد و پس از آن، یعنی حدود ۱۷ سال از درس آخوند خراسانی بهره‌مند شد. او از نزدیک‌ ترین و بهترین شاگردان و اصحاب او بود.

سیدابوالحسن، در پاسخ به کسی که از کم بودن اجازات اجتهادش پرسیده بود گفته بود: "من از کسانی که وقت خود را به گرفتن این گونه امور صرف می‌کنند، نیستم".[۱۷]

مرجعیت شیعیان

پس از فوت آخوند خراسانی بعضی از مردم خراسان -به تصریح خود اصفهانی - برای تقلید به او مراجعه کردند.[۱۸]

مرجعیت عامه پس از آخوند خراسانی به سید محمد کاظم طباطبائی یزدی و میرزا محمد تقی شیرازی منتقل شد و شیرازی، نخستین مرجعی بود که احتیاطات خود را به اصفهانی ارجاع داد.[۱۹]

همچنین نوشته‌اند که شیرازی، ابوالحسن اصفهانی و نیز شریعت اصفهانی را پس از خود شایسته مقام مرجعیت معرفی کرده بود.[۲۰]

پس از وفات نائینی و حائری یزدی در ۱۳۵۵ق و آقا ضیاء عراقی در ۱۳۶۱ق، مرجعیت تقلید شیعیان در بخش عمده جهان تشیع در شخص اصفهانی منحصر شد.[۲۱] او، تمام استفتائات و نامه‌هایش را خودش جواب می‌داد و درخواست اطرافیان برای استخدام نویسنده را رد کرد. او توجیه رد این درخواست را حفظ آبرو و فاش نشدن نام کسانی که در برخی نامه‌‏ها به او ناسزا می‏‌گفتند می‌‏دانست.[۲۲]

آیت الله بروجردی، در پاسخ به تعدادی از تجار تبریز ـ که در زمان حیات سید ابوالحسن اصفهانی ـ از وی درخواست رساله کرده بودند، نوشت: «رساله دادن برای من آسان است، ولی شق عصای (دو دستگی) مسلمین است. فعلاً پرچم اسلام در دست آیت الله اصفهانی است. ایشان، مرجع عموم هستند.»[۲۳]

شاگردان

اصفهانی شمار بسیاری از مجتهدان و محققان فقه و اصول را در حوزه علمیه نجف تربیت کرد؛ از جمله آنان، می‌توان شخصیت‌هایی چون میرزا حسن بجنوردی، سید محمود حسینی شاهرودی، سید محسن حکیم، سید محمد هادی میلانی، سید محمد حسین طباطبایی را یاد کرد.[۲۴]

آثار

آثار علمی بازمانده از اصفهانی را می‌توان به ۵ دسته تقسیم کرد:

  • نخست و مهم‌تر از همه، تقریرات فقهی و اصولی اوست که به وسیله جمعی از شاگردان ضبط و نگارش شده است.

یک دوره کامل از تقریرات او به دست میرزا حسن سیادتی سبزواری در فاصله سالهای ۱۳۳۸-۱۳۴۵ق در چند مجلد نوشته شده، و نسخه‌ای دیگر از تقریرات او توسط شیخ محمدرضا طبسی جمع‌آوری شده است.

از این میان، منتخباتی از تقریرات اصفهانی در علم اصول، نشان دهنده جایگاه علمی و ثمره استفاده ممتد او از محضر آخوند خراسانی است و شاید مهم‌ترین نمونه آنها تقریرات استصحاب اصفهانی به تحریر شیخ محمد تقی آملی از شاگردان او باشد.

  • دسته دوم، نگارش تقریرات فقهی و اصولی استادان اصفهانی است که وی آنها را ضبط و تألیف کرده است.

مهم‌ترین این آثار، همان است که نویسندگان زندگی نامه اصفهانی از آن به شرح کفایة الاصول آخوند خراسانی تعبیر کرده‌اند[۲۵] که به احتمال قوی باید تقریرات اصول آخوند خراسانی بوده باشد.

نسخه کامل این اثر در ۱۳۵۵ق به چاپ رسیده، و نسخه‌های خلاصه شده آن که شامل مسائل مورد احتیاج مقلدین در زندگی بود، ۱۶ بار در ۴۴ هزار نسخه چاپ شده است.[۲۶]

وسیلة النجاة به عنوان متنی فتوایی مورد توجه فقیهان بزرگ نسل‌های بعد قرار گرفته، که تحریر الوسیلة امام خمینی، بهترین نمونه آن است. این کتاب توسط ابوالقاسم صفوی اصفهانی (د۱۳۷۰ق) با عنوان صراط النجاة به فارسی ترجمه شد و در ۱۳۳۴ق، و بار دیگر در ۱۳۴۵ق به چاپ رسید.

همچنین رساله عملیه اصفهانی به زبان فارسی با نام ذخیرة الصالحین در دوران زندگی او ۳ بار به چاپ رسیده است.[۲۷]

نیز متنی فتوایی با عنوان مناسک حج از او به فارسی در ۱۳۴۲ق در نجف انتشار یافته، وهمچنین گزیده‌ای از رساله‌های عملیه او با نام منتخب الرسائل [۲۸] ۴۲بار به چاپ رسیده است.[۲۹]

همچنین حاشیه بر العروة الوثقی تألیف سید محمدکاظم طباطبایی، حاشیه بر نجاة العباد صاحب جواهر چاپ مکرر در نجف، حاشیه بر ذخیرة العباد فاضل شربیانی و حاشیه بر مناسک الحج شیخ مرتضی انصاری را باید یاد کرد.

  • دسته پنجم از آثار اصفهانی، مجموعه‌ای از فتاوی اوست که به قلم خود او نیست و به وسیله دیگران براساس فتاوی او تنظیم شده است، از جمله:
  1. انیس المقلدین که آن را سید ابوالقاسم صفوی موسوی اصفهانی جمع و تألیف کرده است.[۳۱]
  2. تحفة العوام که گزیده‌ای از فتاوی اصفهانی تألیف خواجه فیاض حسن هندی به زبان اردو است.[۳۲]
  3. رساله‌ای در احکام عبادات به زبان ترکی که در میان شیعیان کرکوک در عراق متداول بوده است، ولی از محل و تاریخ چاپ آن اطلاعی در دست نیست.[۳۳]

فعالیت‌های سیاسی

فتوای سید ابوالحسن در حمایت از انقلاب ۱۹۲۰ مردم عراق

بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام بر همه، بالخصوص برادران عراقی.
وظیفه دینی بر همه مسلمانان لازم می گرداند که در حفظ حوزه اسلام و بلاد اسلامی تا آنجا که قدرت دارند بکوشند و بر همه ما واجب و لازم است که سرزمین عراق را که مشاهدائمه هدی علیهم السلام و مراکز دینی ما در آنجا است،از تسلط کفار حفظ نموده و ازنوامیس دینی آن دفاع کنیم. من شما را بر این موضوع دعوت کرده و ترغیب می نمایم.
خداوند ما و شما را برای خدمت به اسلام و مسلمین موفق فرماید.

سید ابوالحسن اصفهانی از فعالیت سیاسی دور نبود و در برهه‌های حساس ، به ایفای نقش پرداخت.

او در مشروطه پیرو افکار و آراء استاد خود، آخوند خراسانی، بود. آنان بر خلاف سید محمد کاظم طباطبائی یزدی، به اصول حکومت مشروطه و محدود کردن قدرت استبداد معتقد بودند.[۳۴]

بر پایه همین پیشینه بود که آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی، در ۳ جمادی‌الاول ۱۳۲۸ق، اصفهانی را در اجرای اصل دوم متمم قانون اساسی ۱۳۲۵ق در شمار یکی از ۲۰ مجتهد طراز اول مطلع از مقتضیات زمان برای احراز انطباق مصوبات قانونی مجلس شورای ملی با احکام فقه شیعه، به مجلس معرفی کردند.[۳۵] اما اصفهانی این پیشنهاد را رد کرد و تصمیم گرفت در نجف بماند. او در تاریخ ۲ ذیقعده ۱۳۲۸ق (۱۳ آبان ۱۲۸۹ش) در تلگرافی این موضوع را به مجلس شورای ملی ایران اطلاع داد.[۳۶]

دیگر فعالیت مشهور سیاسی اصفهانی در ۱۳۴۱ق است. در آن سال، شیخ مهدی خالصی کاظمینی ، انتخابات مجلس مؤسسان عراق را تحریم کرد و به همین سبب به دست انگلیسی‌ها‌ به حجاز تبعید شد. اصفهانی و دیگر عالمان شیعه، از جمله میرزا حسین نائینی و سید علی شهرستانی، در اعتراض به این تبعید عراق را به مقصد ایران ترک کردند. با این کار حاکم عراق به تعویض تبعیدگاه خالصی از حجاز به ایران و بازگشت مراجع تقلید شیعه از ایران به عراق رضایت داد. اصفهانی و همراهانش پس از حدود ۱۱ ماه اقامت در ایران در ۱۸ رمضان ۱۳۴۲ق به عراق بازگشتند.[۳۷]

در همین راستا می توان به ماجرای ملاقات سید ابوالحسن بعد از جنگ جهانی دوم با سفیر انگلستان اشاره کرد.سفیر بریتانیا با تقدیم پیام دولت متبوع خویش‌، گفت: عالیجناب‌! دولت انگلستان نذر کرده بود! که اگر بر آلمان نازی پیروز گردد، صدهزار دینار! خدمت‌ِ شما تقدیم دارد، تا در هر موردی که خود شایسته می‌دانید، هزینه کنید! سید گفت : مانعی ندارد! سفیر، بی‌درنگ یک قطعه چک صدهزار دیناری تقدیم نمود. سید هم آن راگرفت و زیرِ تشک‌ِ خود گذاشت! طولی نکشید که به سفیر و همراهانش گفتند : ما می‌دانیم که در این جنگ‌، بسیاری از مردم‌، آواره و از هستی ساقط شدند. از طرف ما به دولت متبوع خود بگوئید : سیدأبوالحسن‌، به نمایندگی از مسلمانان‌، وجه‌ِ ناقابلی، به منظور کمک به آسیب دیدگان‌ِ جنگ‌، تقدیم می‌دارد و از کمی وجه معذرت می‌خواهد! چرا که خود می‌دانید ما در شرایط مشابهی هستیم‌. آن‌گاه‌، چک سفیر بریتانیا را از زیرِ تشک درآورد و یک قطعه چک صدهزار دیناری! نیز از خود روی آن گذاشت و با عذرخواهی به سفیر بریتانیا داد!!

با این تدبیرِ ظریف و سخاوت سید ابوالحسن، سفیر انگلیس‌، شرمنده و رنگ‌ِ چهره‌اش تغییر کرد! اجازه مرخصی خواست و با بوسیدن‌ِ دست آن مرجع بزرگ از بیت ایشان خارج شد! نماینده انگلیس بعد از ترک‌ِ جلسه، گفت‌: ما می‌خواستیم‌، شیعیان را استعمار کنیم و آنان را بخریم‌! أمّا سید ابوالحسن، ما را خرید! و پرچم‌ِ اسلام را در بریتانیا بر زمین کوبید! بعد از رفتن‌ِ وی علمای حاضر در مجلس‌، از سید پرسیدند :اگر آن وجهی که به سفیر انگلیس تقدیم کردید، به مصرف حوزه علمیه می‌رسید، بهتر نبود؟! «مرحوم سید» در جواب گفت : سهم امام‌باید در ترویج اسلام و مذهب صرف گردد، به نظر من یکی از مواردی که می‌توانستیم بهترین بهره‌برداری را در ترویج اسلام بنمائیم‌، همین مورد بود.[۳۸]

آثار درباره او

  • کتاب حیات جاودانی درباره زندگی سید ابوالحسن اصفهانی، _به دست نوه اش، سید جعفر موسوی اصفهانی، و سید هادی میرآقایی_ نوشته شده است.
  • همایش بزرگداشت آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی در تاریخ ۱۸ و ۱۹ آذرماه سال ۸۸ در اصفهان برگزار گردید. این همایش که با پیام آیت الله خامنه ای آغاز به فعالیت نمود، چهره‌های برجسته حوزه و دانشگاه در این همایش حضور یافته و یا با ارسال پیام‌ها از مقام شامخ ایشان تجلیل نمودند.

ده اثر تولید شده در این همایش رونمایی شد.نظیر نشریه مدیسه و ۸ جلد کتاب ودواثر سینمایی که یکی درخصوص شخصیت سید ابوالحسن مدیسه‌ای اصفهانی توسط فیلمسازان انجمن سینمای جوان با استفاده از خاطرات درج شده کتاب فخر تشیعساخته شده ودیگری فیلم مستند که گفتگو علما و اندیشمندان می‌باشد. تهیه نمایشنامه‌ای از کتاب فخر تشیع و اجرای این نمایش و برگزاری شب خاطره در ۱۹ آذرماه در سالن اهل البیت(ع)اصفهان از دیگر بخش‌های جنبی این همایش است.

  • کتاب «فخر تشیع از زبان شاعران». این کتاب شامل اشعاری با محوریت «انتظار در فرهنگ شیعه» و «آیت‌الله العظمی مدیسه‌ای اصفهانی» از سروده‌های نوزده شاعر از سراسر کشور می‌باشد.
  • خورشید مدیسه، نرم‌افزار بزرگداشت سید ابوالحسن اصفهانی هم از اثار همایش است.

نگارخانه

پانویس

  1. وجیزه در زندگانی آیةالله اصفهانی، ص۱۲-۱۳
  2. اعیان الشیعة، ج۲، ص۳۳۲
  3. وجیزه در زندگانی آیةالله اصفهانی، ص۱۳-۱۴
  4. نک: الذریعه، ج۱۳، ص۳۲۵؛ تذکرة القبور یا دانشمندان و بزرگان اصفهان، ص۳۸
  5. نک: حیات جاودانی، ص۱۰۶-۱۱۷
  6. حیات جاودانی، ۱۱۱
  7. حیات جاودانی، ۱۱۶
  8. جرعه‌ای از دریا، ج ۳، ص ۴۴۴.
  9. دوران مبارزه، خاطرات، تصویرها، اسنادهاشمی رفسنجانی، ج۱، ص۱۱۸؛ نیز نک: هدایت، خاطرات و خطرات، ص۴۵۵
  10. گنجینه دانشمندان، ج۱، ص۲۲۳؛ نیز برای بازتاب درگذشت او در عراق، نک: الامام السید ابوالحسن، ص۷۷ به بعد
  11. حیات جاودان، ص۲۵
  12. اعیان الشیعة، ج۲، ص۳۳۲
  13. معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، ج۱، ص۴۶-۴۷؛ الامام السید ابوالحسن، ص۳۳-۳۶؛ «نجوم امت: آیت الله العظمی سید ابوالحسن موسوی اصفهانی» ، ص۹۵، ۹۶
  14. حیات جاودانی، ص-۲۰-۲۱
  15. اعیان الشیعة، ج۲، ص۳۳۲؛ قس: طبقات اعلام الشیعة، ج۱، ص۴۱
  16. مشاهیر دانشمندان اسلام، ج۴، ص۳۷۵؛ تذکرة القبور یا دانشمندان و بزرگان اصفهان، ص۳۸؛ وجیزه در زندگانی آیةالله اصفهانی، ص۱۷- ۱۸
  17. همان، ص۵۴
  18. الشیعة و الرجعة، ج۱، ص۲۷۹
  19. الامام السید ابوالحسن، ص۴۶؛ نیز نک: «نجوم امت: آیت الله العظمی سید ابوالحسن موسوی اصفهانی»، ص۹۵-۹۶
  20. الشیعة و الرجعة، ج۱، ص۲۷۹
  21. نک: اعیان الشیعة، ج۲، ص۳۳۳؛ الشیعة و الرجعة، ج۱، ص۲۷۹
  22. نک: حیات جاودانی، ص۵۳ و ۶۰
  23. نک: حیات جاودانی، ص ۷۵ و ۷۸
  24. نک: آثار حجة، ج۲، ص۵۱، ۶۷؛ ماضی النجف و حاضرها، ج۳، ص۲۳۷، ۵۳۴، ۵۵۸
  25. تذکرة القبور یا دانشمندان و بزرگان اصفهان، ص۴۰؛ وجیزه در زندگانی آیةالله اصفهانی، ص۲۷
  26. نک: الامام السید ابوالحسن، ص۶۵-۶۶
  27. آقابزرگ، الذریعة، ج۱۰، ص۱۶
  28. تذکرة القبور یا دانشمندان و بزرگان اصفهان، ص۴۰
  29. الامام السید ابوالحسن، ص۶۶
  30. «نجوم امت: آیت الله العظمی سید ابوالحسن موسوی اصفهانی، ص۱۱۰.
  31. موسوی اصفهانی، تمیس المقلدین، نجف، ۱۳۴۵ق، نیز ۱۳۵۷ق؛ همچنین با حواشی میرزا فتاح شهیدی تبریزی، تبریز، ۱۳۶۶ق
  32. الذریعة، ج۳، ص۴۵۷
  33. نک: اعیان الشیعة، ج۲، ص۳۳۲
  34. نک: الامام السید ابوالحسن، ص۴۲-۴۳
  35. اسناد روحانیت و مجلس، ج۱، ص۱۳-۱۴
  36. حائری، اسناد روحانیت و مجلس، ج۱، ص۳۹-۴۰
  37. نک: الامام السید ابوالحسن، ۴۷- ۴۸؛ گنجینه دانشمندان، ج۱، ص۲۱۶؛ نیز نک: تاریخ نائین، ص۱۰۲؛ «نجوم امت: آیت الله العظمی سید ابوالحسن موسوی اصفهانی «، ص۹۸
  38. سایت تبیان

منابع

  • آقا بزرگ، الذریعه.
  • آقا بزرگ، طبقات اعلام الشیعه (نقباء البشر) ، نجف، ۱۳۷۳ق/۱۹۵۴م.
  • آل محبوبه، جعفر، ماضی النجف و حاضرها، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
  • الامام السید ابوالحسن، نجف، ۱۳۶۶ق.
  • امین، محسن، اعیان الشیعة، به کوشش حسن امین، بیروت، ۱۴۰۳ق /۱۹۸۳م.
  • باقری بیدهندی، ناصر، «نجوم امت: آیت الله العظمی سید ابوالحسن موسوی اصفهانی»، نور علم، قم، ۱۳۶۷ش، دوره ۳، شم ۴.
  • بلاغی، عبدالحجت، تاریخ نائین، تهران، مظاهری.
  • حائری، عبدالحسین، اسناد روحانیت و مجلس، تهران، ۱۳۷۴ش.
  • حرزالدین، محمد، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، نجف، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۴م.

شبیری زنجانی، سید موسی،جرعه ای از دریا،قم،موسسه کتاب شناسی،۱۳۹۳ش.

  • شریف رازی، محمد، آثار حجة، قم، کتابفروشی برقعی.
  • همو، گنجینه دانشمندان، تهران، ۱۳۵۲ش.
  • همو، مشاهیر دانشمندان اسلام (ترجمه و تکمیل الکنی و الالقاب شیخ عباس قمی) ، تهران، ۱۳۵۱ش.
  • طبسی نجفی، محمدرضا، الشیعة و الرجعة، نجف، ۱۳۸۵ق /۱۹۶۶م.
  • موسوی اصفهانی، جعفر، حیات جاودانی؛ زندگانی آیة الله العظمی سیدابوالحسن موسوی اصفهانی (قدس سره) ، با همکاری سیدهادی میرآقایی، انتشارات رستگار، مشهد، ۱۳۸۵.
  • موسوی اصفهانی، محمدمهدی، احسن الودیعة فی تراجم اشهر مشاهیر مجتهدی الشیعة، بغداد، مطبعة الایتام.
  • مهدوی، مصلح الدین، تذکرة القبور یا دانشمندان و بزرگان اصفهان، اصفهان، ۱۳۴۸ش.
  • میبدی، ناصر، وجیزه در زندگانی آیةالله اصفهانی، مشهد، ۱۳۶۸ش.
  • هاشمی رفسنجانی، علی اکبر، دوران مبارزه، خاطرات، تصویرها، اسناد، تهران، ۱۳۷۶ش.
  • هدایت، مهدیقلی، خاطرات و خطرات، تهران، ۱۳۴۴ش.

پیوند به بیرون