باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

سلونی قبل ان تفقدونی

سَلُونِی قَبْلَ‏ أَنْ‏ تَفْقِدُونِی (از من بپرسید پیش از آنکه مرا از دست بدهید) عبارتی از امام علی(ع) است که در منابع شیعه و اهل سنت در فضیلت او نقل شده است. در برخی منابع این جمله از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نیز روایت شده است.

این عبارت دلیلی بر برتری و گستردگی علم امام علی(ع) و نشانگر عالم‌تر بودن او نسبت به صحابه دانسته شده است. برخی از علمای سلفیه دلالت این حدیث بر فضیلت علی(ع) را انکار کرده‌اند. بر اساس برخی روایات، زمانی که سعد بن ابی وقاص به این جمله امام علی(ع) واکنش نشان داد، علی بن ابیطالب برای اثبات سخن خود، از شهادت امام حسین به دست پسر سعد بن ابی وقاص، یعنی عمر بن سعد خبر داد.

این حدیث در منابع مختلف با افزوده‌هایی نقل شده است که حاکی از علم امام علی(ع) به تورات، انجیل و قرآن، و همچنین حوادث گذشته و آینده است.

محتویات

متن

«سَلُونِی قَبْلَ‏ أَنْ‏ تَفْقِدُونِی؛ از من بپرسید پیش از آنکه مرا از دست بدهید» جمله‌ای از امام علی(ع) که در موارد متعددی به یاران خود فرموده است.[۱] در برخی از منابع اهل سنت فقط «سلونی» آمده و عبارت «قَبْلَ‏ أَنْ‏ تَفْقِدُونِی» ذکر نشده است.[۲]

در بعضی از روایات «فَاسْأَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی»[۳] و در برخی دیگر «سَلُونِی عَمَّا شِئْتُمْ؛ بپرسید از هر آنچه می‌خواهید»[۴] نقل شده است.

براساس برخی روایات، امام باقر(ع)[۵] و امام صادق(ع)[۶] نیز در مواردی جمله «سَلُونِی قَبْلَ‏ أَنْ‏ تَفْقِدُونِی» را به زبان آورده‌اند؛ هرچند عده‌ای از علمای اهل سنت نقل کرده‌اند که جز امام علی(ع) کسی این جمله را نگفته است.[۷] البته در برخی منابع گفته شده کسی از صحابه جز علی(ع) چنین سخنی نگفته است.[۸] در بعضی از نقل‌ها نیز آمده که بر روی منبر کسی جز علی چنین نگفته است.[۹]

عبارت «سَلُونِی عَمَّ شِئْتُمْ» از پیامبر اسلام(ص) نیز نقل شده است.[۱۰]

دلالت بر فضیلت امام علی(ع)

حدیث «سلونی قبل أن تفقدونی»، دلیلی بر برتری علم امام علی(ع) و از فضائل دانسته شده است.[۱۱] از امام باقر(ع) در معنای جمله امام علی(ع) «سَلُونِی عَمَّا شِئْتُمْ» نقل شده که «هیچ‌کس علمی ندارد مگر آنکه از علی(ع) گرفته است. مردم هر جا می‌خواهند بروند، به خدا سوگند که علم حق و درست جز اینجا نیست و با دست اشاره به خانه خود کرد».[۱۲] به گفته علامه مجلسی، مراد امام باقر(ع) از خانه خود، خانه وحی و نبوت بوده است.[۱۳]

بعضی از شارحان برآنند که جمله «سلونی قبل أن تفقدونی» دلالت دارد که امام علی(ع) به همه چیز عالِم بوده است.[۱۴] برخی از اهل سنت آن را شاهدی بر فراوانی علم امام علی(ع) دانسته‌اند.[۱۵] ابن مَرْدَوَیْه اصفهانی، از محدثان و مفسران قرن چهارم و پنجم اهل سنت، عبارت مذکور را دلیلی بر عالم‌تر بودن امام علی(ع) نسبت به سایر صحابه دانسته است.[۱۶] حمویی جوینی، از علمای قرن هفتم و هشتم اهل سنت، در کتاب فرائد السمطین این عبارت را فضیلتی مخصوص امام علی(ع) دانسته است که معاندان و مخالفان چاره‌ای جز اعتراف به آن ندارند؛[۱۷] اما ذهبی[۱۸] و ابن تیمیه[۱۹] از علمای سلفیه، در رد این فضیلت گفته‌اند که علی(ع) چنین جمله‌ای را به اهل کوفه گفته است که مردمی جاهل بوده‌اند.

از دیدگاه سید بن طاووس، از آنجا که امام علی(ع) این جمله را در حضور مردم و دشمنانش فرموده است، نوعی تحدی در علم به شمار می‌رود.[۲۰] علامه مجلسی و ملاصالح مازندرانی گفته‌اند کسی غیر از امام علی(ع) چنین ادعایی نکرد، مگر اینکه رسوا شد.[۲۱]

واکنش‌ها

درباره حدیث «سلونی قبل أن تفقدونی» واکنش‌هایی ذکر شده است؛ از جمله:

سعد بن ابی‌وقاص

بنابر برخی منابع، پس از اینکه امام علی(ع) جمله «سلونی قبل أن تفقدونی» را بر زبان آورد، سَعد بن ابی وَقّاص ایستاد و گفت: یا امیرالمؤمنین(ع)! بگو چند تار مو در سر و محاسن من است؟ امام علی(ع) پاسخ داد: به خدا سوگند، چیزی را پرسیدی که رسول خدا(ص) قبلاً به من فرموده بود که تو چنین سؤالی از من خواهی کرد! در سر و محاسن تو هیچ تار مویی نیست مگر آنکه در بیخ آن شیطانی ساکن است. در خانه تو بزغاله‌ای است که فرزندم حسین(ع) را به قتل می‌رساند. در آن روز عمر سعد مقابل پدرش راه می‌رفت.[۲۲] برخی این ماجرا را درباره انس، پدر سنان بن انس از قاتلان امام حسین(ع) نقل کرده‌اند.[۲۳]

قتاده

نقل شده است که روزی قتاده در کوفه به مردم گفت «سَلُونِی عَمَّا شِئْتُمْ»، بعضی گفتند از او درباره نر یا ماده بودن مورچه داستان سلیمان(ع) بپرسید. وقتی از او پرسیدند، نتوانست جواب بدهد.[۲۴]

راویان

حدیث «سلونی قبل أن تفقدونی» از راویان متعددی نقل شده است که برخی از آنها عبارتند از: أبوالطفيل عامر بن واثلة،[۲۵] عبدالله بن عباس،[۲۶] از صحابه پیامبر و یاران امام علی(ع)،[۲۷] سُلَيْم بن قَیْس هِلالی،[۲۸] أَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَة،[۲۹] عَبَایَة بن رِبْعِی[۳۰] از راویان امام علی(ع) و امام حسن(ع).[۳۱]

افزوده‌ها

عبارت «سلونی قبل أن تفقدونی» در منابع شیعه و اهل سنت افزوده‌های متعددی دارد از جمله:

  • «سَلُونِی فَإِنَّ عِنْدِی عِلْمَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ ثُنِیَتْ لِی وِسَادَةٌ فَجَلَسْتُ عَلَیهَا لَأَفْتَیْتُ أَهْلَ التَّوْرَاةِ بِتَوْرَاتِهِمْ حَتَّی تَنْطِقَ التَّوْرَاةُ حَتَّی تَنْطِقَ التَّوْرَاةُ فَتَقُولَ صَدَقَ عَلِیٌّ ... وَ أَفْتَیْتُ أَهْلَ الْإِنْجِیلِ بِإِنْجِیلِهِمْ حَتَّی يَنْطِقَ الْإِنْجِیلُ فَیقُولَ صَدَقَ عَلِیٌّ ... وَ أَفْتَیْتُ أَهْلَ الْقُرْآنِ بِقُرْآنِهِمْ حَتَّى یَنْطِقَ‏ الْقُرْآنُ فَیقُولَ صَدَقَ عَلِیٌّ...؛ از من بپرسید، که به راستی علم اولین و آخرین نزد من است. آگاه باشید که به خدا قسم... من برای اهل تورات، بر طبق تورات فتوا می‌دهم به گونه‌ای که تورات بگوید: علی(ع) راست گفت و دروغ نگفت؛... و برای اهل انجیل بر طبق انجیل حکم می‌کنم به گونه‌ای که انجیل بگوید: علی(ع)راست گفت و دروغ نگفت... و برای اهل قرآن براساس قرآن فتوا می‌دهم طوری که قرآن بگوید علی(ع) راست گفت...»[۳۲]
  • «سَلُونِی قَبْلَ‏ أَنْ‏ تَفْقِدُونِی‏ أَلَا تَسْأَلُونَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْمَنَایَا وَ الْبَلَایَا وَ الْأَنْسَابِ؛‌ بپرسید از من پیش از آنکه مرا نیابید؛ چرا از کسی که علم منایا و بلایا و نسب‌ها نزد اوست،‌ سؤال نمی‌کنید!» [۳۳]
  • «أَیُّهَا النَّاسُ سَلُونِی قَبْلَ‏ أَنْ‏ تَفْقِدُونِی فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّی بِطُرُقِ الْأَرْضِ...؛ ای مردم بپرسید از من پیش از آنکه مرا نیابید؛ چرا که من راه‌های آسمان را بهتر از راه‌های زمین می‌شناسم».[۳۴]
  • «سلونی، فو الله لا تَسْأَلُونِی عَنْ شَیْءٍ إِلا أَخْبَرْتُکُمْ، وَسَلُونِی عن کتاب الله، فوالله مَا مِنْ آیةٍ إِلا وَأَنَا أَعْلَمُ أَبِلَیلٍ نَزَلَتْ أَمْ بِنَهَارٍ، أَمْ فِی سَهْلٍ أَمْ فِي جَبَلٍ؛ بپرسید؛ به خدا سوگند از هر آنچه سؤال کنید، پاسخ می‌دهم. از کتاب خدا بپرسید که به خدا قسم من به تمام آیات قرآن آگاهم که در شب نازل شدند یا روز؛ در زمین هموار نازل شده یا در کوه!»[۳۵]
  • «سَلُونِی‏ قَبْلَ‏ أَنْ‏ تَفْقِدُونِيی فَوَ اللَّهِ مَا تَسْأَلُونِّی عَنْ شَیْ‏ءٍ مَضَی وَ لَا شَیْءٍ یكُونُ إِلَّا نَبَّأْتُكُمْ بِهِ...؛ از من بپرسید پیش از آنکه مرا از دست بدهید، به خدا قسم پاسخ هر سؤال شما را درباره گذشته، حال و آینده می‌دهم».[۳۶]

پانویس

  1. در منابع شیعه نگاه کنید به: هلالی، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۸۰۲ و۹۴۲؛ صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ص۲۶۶-۲۶۸، ۲۹۶-۲۹۹؛‌ ابن قولویه، کامل الزیارات، ۱۳۵۶ش، ص۷۴؛ صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ص۱۳۳ و۳۴۱-۳۴۴؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۴و۳۵ و۳۳۰؛ نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبه ۱۸۹، ص۲۸۰. در منابع اهل سنت نگاه کنید به: ابن عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۷، ص۳۳۵؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۲۸۶، ج۶، ص۱۳۶، ج۷، ص۵۷، ج۱۰، ص۱۴، ج۱۳، ص۱۰۱؛ خوارزمی، المناقب، مؤسسه نشر اسلامی، ص۹۱؛ حمویی جوینی، فرائد السمطین، ۱۴۰۰ق، ج۱، ص۳۴۰ و ۳۴۱.
  2. نگاه کنید به: ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱۰۷؛ طبری، ذخایر العقبی، ۱۴۲۸ق، ج۱، ص۳۹۹و۴۰۰؛ ابن عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۲۷، ص۱۰۰ و ج۴۲، ص۳۹۸ و ج۴۴، ص۳۳۵ و ۳۹۷؛ خوارزمی، المناقب، مؤسسه نشر اسلامی، ص۹۴؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۴۰-۴۲ و ۴۵.
  3. نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبه ۹۳، ص۱۳۷.
  4. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۹۹،‌ح۲؛ صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ص۱۲، ح۱.
  5. ابن حیون، شرح الاخبار فی فضائل الائمة الاطهار(ع)، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۲۹۲.
  6. ابن ابی‌زینب، الغیبة للنعمانی، ۱۳۹۷ق، ص۸۷؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ۲۰۰۳م، ج۳، ص۸۲۸؛ قندوزی، ینابیع الموده، دارالاسوه، ج۱،‌ص۲۲۲.
  7. ابن اثیر، اسد الغابه، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۵۹۷؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱۰۳؛ ابن عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۲، ص۳۹۹؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۵۰؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۷،‌ ص۴۶.
  8. ابن حنبل، فضائل الصحابة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۶۴۶؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ۲۰۰۳م، ج۲، ص۳۶۱؛ ابن عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۲، ص۳۹۹؛ خوارزمی، المناقب، مؤسسه نشر اسلامی، ص۹۰و۹۱.
  9. ابن عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۲، ص۳۹۹؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۷،‌ ص۴۶.
  10. برای نمونه نگاه کنید به:‌ نیسابوری، صحیح مسلم، دار احیاء‌التراث العربی، ج۴، ص۱۸۳۴.
  11. سید بن طاووس، الطرائف، ۱۴۰۰ق، ج۲،‌ ص۵۰۹و۵۱۰.
  12. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۹۹،‌ح۲؛ صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ص۱۲، ح۱.
  13. مجلسی،‌ مرآة العقول، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۳۰۸.
  14. مازندرانی، شرح الکافی، ۱۳۸۲ق، ج۵، ص۱۹۲؛ هاشمی خویی، منهاج البراعة، ۱۴۰۰ق، ج۲، ص۴۰۲ و ج۱۱، ص۱۷۲.
  15. قندوزی، ینابیع الموده، دارالاسوه، ج۱، ص۲۰۵-۲۰۸ و۲۲۲و۲۲۴؛ مازندرانی، شرح الکافی، ۱۳۸۲ق، ج۵، ص۱۹۲.
  16. ابن مردویه اصفهانی، مناقب علی بن ابی‌طالب،‌ ۱۴۲۴ق، ص۸۶و۸۷.
  17. حمویی جوینی، فرائد السمطین، ۱۴۰۰ق، ج۱، ص۳۴۰.
  18. ذهبی، المنتقی من منهاج الاعتدال، ص۳۴۲.
  19. ابن تیمیه، منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۸، ص۵۶و۵۷.
  20. سید بن طاووس، الطرائف، ۱۴۰۰ق، ج۲،‌ ص۵۱۰.
  21. مجلسی،‌ مرآة العقول، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۳۰۸؛ مازندرانی، شرح الکافی، ۱۳۸۲ق، ج۵، ص۱۹۲ و ج۶، ص۴۰۰.
  22. ابن قولویه، کامل الزیارات، ۱۳۵۶ش، ص۷۴؛ صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ص۱۳۳و ۱۳۴؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۳۰و۳۳۱.
  23. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۲،‌ ص۲۸۶؛ مازندرانی، شرح الکافی، ۱۳۸۲ق، ج۶، ص۴۰۰.
  24. مازندرانی، شرح الکافی، ۱۳۸۲ق، ج۵، ص۱۹۲.
  25. ابن عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۷، ص۳۳۵؛ بن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱۰۷؛ طبری، ذخائر العقبی، ۱۴۲۸ق، ج۱،‌ ص۳۹۹ و ۴۰۰.
  26. قندوزی، ینابیع الموده، دارالاسوه، ج۱، ص۲۲۴.
  27. طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۷۳ش، ص۴۲، ۴۴، ۷۰و۱۱۸.
  28. هلالی، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۸۰۲ و۹۴۱.
  29. صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ص۱۳۳و۳۴۱.
  30. صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ص۲۶۶؛ قندوزی، ینابیع الموده، دارالاسوه، ج۱، ص۲۲۲.
  31. طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۷۳ش، ص۵۷، ۶۶، ۷۱، ۹۴ و ۹۵.
  32. صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ص۳۴۱.
  33. صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ص۲۶۶-۲۶۸.
  34. نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبه ۱۸۹، ص۲۸۰.
  35. ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱۰۷؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۴۲؛ طبری، ذخایر العقبی، ۱۴۲۸ق، ج۱، ص۳۹۹و۴۰۰؛ ابن عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۲۷، ص۱۰۰ و ج۴۲، ص۳۹۸.
  36. ابن قولویه، کامل الزیارات، ۱۳۵۶ش، ص۷۴؛ صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ص۱۳۳و ۱۳۴؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۳۰و۳۳۱.

منابع

  • ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبة‌الله، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قم،‌ مکتبة آیت الله مرعشی نجفی، چاپ اول، ‌۱۴۰۴ق.
  • ابن ابی‌زینب، محمد بن ابراهیم، الغبیة للنعمانی، تحقیق و تصحیح علی اکبر غفاری، تهران، نشر صدوق، چاپ اول، ۱۳۹۷ق.
  • ابن اثیر، محمد بن محمد، اسد الغابة، بیروت، دار الفکر ۱۴۰۹ق-۱۹۸۹م.
  • ابن تیمیه، منهاج السنة النبویة فی نقض کلام الشیعة القدریة، تحقیق محمد رشاد سالم، جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة، چاپ اول، ۱۴۰۶ق.
  • ابن حنبل، احمد بن حنبل، فضائل الصحابة، تحقیق وصی الله محمد عباس، بیروت، مؤسسه الرسالة، چاپ اول، ۱۴۰۳ق.
  • ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، شرح الاخبار فی فضائل الائمة الاطهار(ع)، تحقیق و تصحیح محمد حسین حسینی جلالی، قم، جامعه مدرسین، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
  • ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ دمشق،‌ تحقیق عمرو بن غرامة عمروی،‌ بیروت، دار الفکر،‌ ۱۴‍۱۵ق-۱۹۹۵م.
  • ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، تحقیق و تصحیح عبدالحسین امینی، نجف، دارالمرتضویه، چاپ اول، ۱۳۵۶ش.
  • ابن مردویه اصفهانی، احمد بن موسی، مناقب علی بن ابی‌طالب و مانزل من القرآن فی علی،‌ تحقیق عبدالرزاق محمد حرزالدین، قم، دارالحدیث، چاپ دوم، ۱۴۲۴ق.
  • حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، تحقیق و تصحیح محمدباقر محمودی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.
  • حمویی جوینی، ابراهیم بن محمد، فرائد السمطین، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، مؤسسه محمودی، ۱۴۰۰ق.
  • خوارزمی، موفق بن احمد، مناقب، قم،‌ مؤسسه نشر اسلامی، بی‌تا.
  • ذهبی، شمس الدین، تاریخ الإسلام و وَفیات المشاهیر والأعلام، تحقیق بشار عوّاد معروف، دار الغرب الإسلامی، چاپ اول، ۲۰۰۳م.
  • ذهبی، شمس الدین، المنتقی من منهاج الاعتدال فی نقض کلام أهل الرفض والاعتزال، تحقیق محب الدین خطیب، بی‌نا، بی‌تا.
  • شریف رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
  • صدوق، محمد بن علی بن بابویه، الامالی، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش.
  • صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد(ص)، قم، مکتبة آیت الله مرعشی نجفی، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
  • طبری، محب الدین، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، قم،‌ دارالکتب الاسلامی،‌ چاپ اول، ۱۴۲۸ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، رجال الطوسی، تحقیق جواد قیومی اصفهانی، قم، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ سوم، ۱۳۷۳ش.
  • قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودة لذوی القربی، قم، دارالاسوه، بی‌تا.
  • کلینی،‌ محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق و تصحیح علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • مازندرانی، محمدصالح بن احمد، شرح الکافی(اصول و روضه)، تحقیق و تصحیح ابوالحسن شعرانی، تهران،‌ مکتبة الاسلامیة، چاپ اول، ۱۳۸۲ق.
  • مجلسی،‌ محمد باقر، مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، تحقیق و تصحیح سیدهاشم رسولی محلاتی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
  • مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • نیسابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت، دار احیاء‌التراث العربی، بی‌تا.
  • هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، تحقیق و تصحیح محمد انصاری زنجانی خوئینی، قم، الهادی، چاپ اول، ۱۴۰۵ق.