باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

رؤیت خدا

اعتقادات شیعه
‌خداشناسی
توحید توحید ذاتیتوحید صفاتیتوحید افعالیتوحید عبادیصفات ذات و صفات فعل
فروع توسلشفاعتتبرک
عدل (افعال الهی)
حُسن و قُبحبداءامر بین الامرین
نبوت
خاتمیتپیامبر اسلاممعجزهعدم تحریف قرآن
امامت
باورها عصمتولایت تكوینیعلم غیبخلیفة اللهغیبتمهدویتانتظار فرجظهور • رجعت
امامان
معاد
برزخمعاد جسمانیحشرصراطتطایر کتبمیزان
مسائل برجسته
اهل بیتچهارده معصومکرامتتقیهمرجعیتولایت فقیه

رُؤْیَت خدا مسئله‌ای کلامی درباره امکان یا عدم امکان دیدن خدا با چشم در دنیا و آخرت است. متکلمان امامیه و معتزله معتقدند خدا نه در دنیا و نه آخرت با چشم ظاهری دیده نمی‌شود. در مقابل برخی از مذاهب کلامی اهل سنت مانند مُجَسّمه و کَرّامِیّه برآنند که خدا در دو دنیا قابل مشاهده است. اشاعره، اهل حدیث و وهابیت با استناد به برخی از آیات و روایات معتقدند خدا را فقط در آخرت می‌توان دید. از دیدگاه متکلمان امامیه و معتزله دیدن خدا با چشم ظاهری مستلزم جسمانیت خداست و آیات قرآن و روایات نیز بر نفی دیدن خدا با چشم حسی دلالت دارند. امامیه و اکثر معتزله با توجه به برخی روایات معرفت و رؤیت قلبی خدا را ممکن می‌دانند.

سابقه مسئله رؤیت خدا به قرن دوم بازمی‌گردد. از دیدگاه برخی این مسئله توسط یهودیان و مسیحیان متظاهر به اسلام وارد مباحث اسلامی شد.

رؤیت خدا افزون بر کلام، در قرآن، روایات و عرفان نیز مورد بحث بوده است و در این باره کتب متعددی از جمله «رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنّة و العقل الصریح» اثر جعفر سبحانی به نگارش درآمده است.

محتویات

مفهوم‌شناسی

مراد از رؤیت خدا، دیدن خدا است.[۱] رؤیت در لغت به معنای دیدن با چشم یا دل است.[۲] برخی آن را تنها به معنای دیدن با چشم سر معنا کرده‌اند؛‌ چه در دنیا باشد چه در آخرت.[۳] رؤیت به معنای علم نیز آمده است.[۴] راغب اصفهانی رؤیت را به معنای ادراک دانسته و چهار قسم برای آن ذکر کرده است:‌ ادراک با حس، ادراک با قوه وهم و تخیّل، ادراک با قوه تفکّر و ادراک از طریق عقل.[۵]

برخی برای رؤیت سه قسم ذکر کرده‌اند:

  1. رؤیت ظاهری مانند دیدن اجسام و رنگها با چشم سر. شرط اصلی این نوع رؤیت که رؤیت حسی است، داشتن چشم ظاهری و جسمانی بودن مرئی(چیز قابل رؤیت) است؛
  2. رؤیت به معنای رأی و نظر؛ یعنی انسان مطلبی را پس از اندیشه و فکر کشف کند؛
  3. نظر و رؤیت شهودی: به این معنا که انسان حقیقت چیزی را با چشم دل بنگرد و آن را کشف کند. مراد از این قسم همان شهود است.[۶]

آنچه در مسئله رؤیت خدا محل بحث و گفتگوست، دیدن خدا با چشم سر است نه معانی و اقسام دیگر.[۷]

جایگاه

مسئله رؤیت خدا گذشته از کلامی بودن، بحثی قرآنی،[۸] روایی و عرفانی است.[۹] امامیه و معتزله، پیروان واصل بن عطا و از مذاهب کلامی اهل سنت، رؤیت خدا را از صفات سلبی خدا دانسته[۱۰] (صفاتی که نفی و سلب آنها از خدا ضروری و اثبات آنها برای خدا محال است[۱۱]) و ذیل صفات سلبی بحث کرده‌اند.[۱۲] براساس دیدگاه موافقان رؤیت خدا، این مسئله در بخش خداشناسی و توحید بحث می‌شود.[۱۳] برخی رؤیت خدا را از برجسته‌ترین صفات سلبی و معرکه آراء دانسته‌اند.[۱۴]

در قرآن، آیاتی هست که در ظاهر به رؤیت خدا اشاره دارند مانند آیه ۲۲ و۲۳ سوره قیامت، آیه ۱۵ سوره مطففین، آیه ۱۶ سوره یونس، آیه ۱۱ تا ۱۳ سوره نجم. برخی آیات نیز دیدن خدا را به صراحت نفی می‌کنند همچون آیه ۱۰۳ سوره انعام، آیه ۱۴۳ سوره اعراف، آیه ۵۵ سوره بقره، آیه ۱۵۳ سوره نساء و آیه ۲۱ سوره فرقان.[۱۵] مفسران مخالف و موافق رؤیت در ذیل این آیات به صورت مبسوط به بحث درباره رؤیت خدا پرداخته‌اند.[۱۶]

در منابع روایی شیعی و سنی نیز روایات فراوانی درباره امکان یا عدم امکان رؤیت خدا نقل شده است.[۱۷]

گفته شده به سبب اینکه صوفیان همواره به دنبال تماسی بی‌واسطه با خداوند بودند، رؤیت خدا در عرفان و تصوف نیز به مسئله‌‌‌ای جدی تبدیل شد و تقریبا همه کسانی که در طبقه اول صوفیان قرار دارند همچون ابراهیم ادهم سخنانی در این باب دارند.[۱۸]

سیر تطور

در اسلام سابقه مباحث کلامی درباره رؤیت خدا به قرن دوم هجری بازمی‌گردد.[۱۹] در این قرن، فرقه جَهْمیّه، پیروان جَهْم بن صفوان و از فرقه‌های کلامی، و معتزله، با انگیزه دفاع از اصل توحید، رؤیت خدا با چشم سر را انکار کردند. در اوایل قرن سوم امکان دیدن خدا از عقاید اصلی احمد بن حنبل، از ائمه چهارگانه اهل سنت و پایه‌گذار مذهب حنبلی، و پیروانش شد. ماتُریدیه،‌ پیروان ابومنصور ماتُریدی و اشاعره، پیروان ابوالحسن اشعری، مُجَسّمه، قائلان به جسمانی بودن خدا، مُشَبّهه، معتقدان به تشبیه در ذات و صفات خدا، و کَرّامِیّه، پیروان محمد بن کَرّام سیستانی، نیز رؤیت خدا با چشم سر را پذیرفتند.[۲۰]

برخی معتقدند اندیشه دیدن خدا توسط برخی از یهودیان و مسیحیانی که تظاهر به اسلام می‌کردند مانند کَعْبُ الاَحْبار به احادیث و مباحث اسلامی وارد و توسط برخی از فرقه‌های اسلامی استدلال‌هایی از قرآن و روایات در توجیه و تأیید آن ارائه شد.[۲۱] از دیدگاه آیت الله سبحانی تمام احادیث مرتبط با رؤیت خدا توسط مُتَظاهران(مسلمان‌نماهای) یهودی و مسیحی وارد منابع روایی مسلمانان شده است.[۲۲] بعضی، پیروی از روش اهل حدیث و حَشْویه مبنی بر اعتماد به ظواهر آیات و روایات را عامل دومی برای رواج رؤیت خدا در میان مسلمانان ذکر کرده‌اند.[۲۳]

پیش از اسلام مسئله رؤیت خدا در تورات و انجیل نیز مطرح بوده است.[۲۴] در تورات، کتاب مقدس یهودیان، خداوند خطاب به حضرت موسی(ع) می‌گوید:‌ «نمی‌توانی روی مرا ببینی؛ زیرا انسانی که مرا ببیند، زنده نمی‌ماند»[۲۵] در آیه دیگری خطاب به موسی(ع) گفته شده‌‌ «دست خود را خواهم برداشت تا قفای مرا ببینی، اما روی من دیده نمی‌شود.»[۲۶] در آیه‌ای از انجیل آمده است که پاکدلان خدا را خواهند دید؛[۲۷] اما در آیه دیگری گفته شده خدا را هرگز کسی ندیده است.[۲۸]

دیدگاه‌ها

سه دیدگاه اصلی درباره مسئله رؤیت خدا نقل شده است:

امکان رؤیت حسی خدا در دنیا و آخرت

مُجَسّمه و کَرّامیّه، دیدن خدا در دنیا و آخرت را جایز و ممکن می‌دانند؛ زیرا آنها خداوند را به صورت جسمانی و مکانمند توصیف می‌کنند.[۲۹]

امکان رؤیت خدا در آخرت و ممکن نبودن آن در دنیا

اشاعره[۳۰] و اهل حدیث[۳۱] برآنند خدا در آخرت با چشم سر دیده می‌شود؛ هرچند قائل به جسمانی بودن خدا نیستند.[۳۲] موافقان برای رؤیت خدا در آخرت ادعای اجماع کرده‌اند.[۳۳] سیف الدین آمدی، از بزرگان اشاعره در قرن هفتم، گفته است تعلق و اشتغال نفس به امور بدن و مسائل شهوانی مانع از دیدن خدا در دنیاست؛ اما این موانع در آخرت برطرف می‌شود و خداوند قابل رؤیت خواهد بود.[۳۴]

سلفیه و وهابیت، پیروان محمد بن عبدالوهاب، نیز برآنند خدا در آخرت دیده می‌شود.[۳۵] از نظر ابن تیمیه دیده نشدن خدا به جهت ناتوانی ماست نه به سبب اینکه دیدن ذات خدا محال است. از این رو در آخرت که انسان‌ها و قوای آنها کامل می‌شود، می‌توانند خدا را مشاهده کنند.[۳۶] او برآن است دیدن خدا مستلزم جهت‌دار بودن خدا نیست. خدا بدون اینکه جهتی داشته باشد، دیده می‌شود.[۳۷]

جَهْمیه براین باورند خدا در قیامت برای مؤمنین حس ششمی می‌آفریند که با آن خدا را مشاهده می‌کنند.[۳۸] البته برخی جهمیه را منکر دیدن خدا دانسته‌اند.[۳۹]

عدم امکان رؤیت خدا در دنیا و آخرت

امامیه[۴۰] و معتزله[۴۱] رؤیت خدا در دنیا و آخرت را محال می‌دانند و در این باره اتفاق نظر دارند.[۴۲] زیدیه،[۴۳] قائلان به امامت زید فرزند امام سجاد(ع) و خوارج[۴۴] نیز چنین نظری دارند.

برخی از پیروان مُرجِئه، یکی از مذاهب کلامی اهل سنت، برآنند خداوند با چشم سر دیده نمی‌شود و بعضی دیگر قائلند در آخرت دیده می‌شود.[۴۵] دیدگاه‌های دیگری هم در این باره وجود دارد.[۴۶]

رؤیت قلبی خدا

امامیه[۴۷] و اکثر معتزله[۴۸] معتقدند که خداوند با قلب و دل قابل رؤیت است. از دیدگاه امامیه، امکان معرفت قلبی و شهودی خدا و وقوع آن برای برخی مانند پیامبر(ص) و امیرمؤمنان(ع)[۴۹] در روایات اهل بیت(ع) نقل شده است.[۵۰]

برخی، آیات «وُجُوهٌ یوْمَئِذٍ نَّاضِرَ‌ةٌ إِلَىٰ رَ‌بِّهَا نَاظِرَ‌ةٌ؛ در آن روز صورت‌هایى شاداب و مسرور است و به پروردگارشان مى‌نگرند!» [۵۱] و «رَ‌بِّ أَرِ‌نِی أَنظُرْ‌ إِلَیک؛ پروردگارا، خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم»[۵۲] را اشاره بر رؤیت قلبی دانسته‌اند.[۵۳] از نظر بعضی در متون دینی هرجا سخن از لقاء، نظر و رؤیت مطرح است، مراد شهود قلبی و رؤیت با چشم دل است.[۵۴]

گفته شده از آنجا که رؤیت قلبی خدا مشروط بر پاکی دل است و گناه و تعلق به غیر خدا مانع آن است، فقط برای اندکی از مؤمنین میسّر است.[۵۵]

دلایل امکان رؤیت در آخرت

برخی از موافقان رؤیت خدا مانند ابوالحسن اشعری برای اثبات ادعای خود به دلایل عقلی و نقلی استناد کرده‌اند؛[۵۶] بعضی مانند آمدی فقط به دلایل عقلی بسنده کرده[۵۷] و عده‌ای نیز مسئله را نقلی دانسته و تنها به ادله نقلی اکتفا کرده‌اند.[۵۸]

دلایل عقلی

دلایل عقلی موافقان رؤیت خدا از این قرار است:

  • کسی که خودش و اشیاء را مشاهده می‌کند، جایز است که دیگران نیز او را ببینند. هنگامی که خداوند خودش و اشیاء را می‌بیند، پس جایز است به ما هم توانایی دیدن خودش را عطا کند.[۵۹]
  • موجودات مختلف قابل دیدن هستند. قابل رؤیت بودن آنها مربوط به ذات و وجود آنهاست. در این صورت خداوند هم که موجود است، باید قابل رؤیت باشد.[۶۰]
  • از نظر ابن تیمیه هر آنچه وجودش کامل‌تر است، سزاوارتر به دیدن است. دیده نشدن نشان ضعف وجودی یک چیز است. از آنجا که خداوند کامل‌ترین موجود است،‌ پس قابل رؤیت بودن خدا نسبت به سایر موجودات سزاوارتر است.[۶۱]

دلایل نقلی

برای اثبات رؤیت خدا در آخرت، به آیات قرآن و روایات متعددی استناد شده است.

آیات قرآن

برخی از آیات مورد استناد موافقان رؤیت عبارتند از:

  • آیه اول: «وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِیقَاتِنَا وَکلَّمَهُ رَ‌بُّهُ قَالَ رَ‌بِّ أَرِ‌نِی أَنظُرْ‌ إِلَیک ۚ قَالَ لَن تَرَ‌انِی وَلَـٰکنِ انظُرْ‌ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ‌ مَکانَهُ فَسَوْفَ تَرَ‌انِی...؛ و چون موسى به میعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا، خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم.» فرمود: «هرگز مرا نخواهى دید، لیکن به کوه بنگر؛ پس اگر بر جاى خود قرار گرفت به زودى مرا خواهى دید.»[۶۲]

به دو فقره از این آیه استدلال شده است. یکی «قَالَ رَبِّ أَرِنِی أَنْظُرْ إِلَیک» که اشاعره در استدلال به این عبارت گفته‌اند اگر دیدن خداوند محال بود، حضرت موسی(ع) چنین درخواستی از خداوند نمی‌کرد. پس دیدن خداوند جایز است.[۶۳] دیگری «فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِی» که گفته شده این فقره نیز جواز رؤیت خدا با چشم را اثبات می‌کند؛ چون رؤیت خدا بر امری که برای خدا مقدور و جایز است(پابرجا ماندن کوه بر جای خود)، موکول شده است.[۶۴]

  • آیه دوم و سوم:‌ «لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَىٰ وَزِیادَةٌ؛ براى کسانى که کار نیکو کرده‌اند، نیکویى [بهشت‌] و زیاده [بر آن‌] است»[۶۵] و «وَلَدَینَا مَزِیدٌ؛ و پیش ما فزونتر [هم‌] هست»[۶۶]

گفته شده مراد از «زیاده» و «مزید» دیدن خداست؛ زیرا در بهشت بالاتر از آن نعمتی نخواهد بود.[۶۷]

برای جواز رؤیت خدا به آیات دیگری مانند آیه ۴۴ سوره احزاب، آیه ۲۲و ۲۳ سوره قیامت، آیه ۱۵ سوره مطففین[۶۸] و آیه ۱۰۳ سوره انعام[۶۹] نیز استدلال شده است.

ابوالحسن اشعری در تفسیر «لَّا تُدْرِ‌کهُ الْأَبْصَارُ‌؛ چشمها او را درنمى‌یابند»[۷۰] دو احتمال ذکر کرده است: الف: مراد آیه دیدن در دنیا است؛ یعنی خدا در دنیا دیده نمی‌شود؛ اما در آخرت دیده می‌شود؛ چون دیدن خدا برترین لذت است و برترین لذت نیز در برترین دنیا (آخرت) خواهد بود؛ ب: مراد‌ آیه کافران است؛ یعنی کافران نمی‌توانند خدا را مشاهده کنند.[۷۱] ابن تیمیه نیز برآن است که ادراک در آیه به معنای رؤیت نیست؛ بلکه به معنای رؤیت با احاطه است.[۷۲]

روایات

موافقان رؤیت برای اثبات دیدن خدا در آخرت به روایات منقول از پیامبر(ص) نیز استناد و تمسک کرده‌اند[۷۳] مانند این روایت نبوی:‌‌[۷۴] «پروردگارتان را خواهید دید چنانکه ماه شب چهاردهم را مشاهده می‌کنید.»[۷۵] تمثیل به دیدن ماه نشان از دیدن خدا با چشم ظاهری است.[۷۶] ابن تیمیه این روایت را متواتر میان عالمان به حدیث و از احادیث متقن و یقینی دانسته است.[۷۷]

دلایل انکار رؤیت در دنیا و آخرت

امامیه و معتزله برای نفی رؤیت خدا با چشم ظاهری به ادله عقلی و نقلی استناد کرده‌اند.

دلایل عقلی

برخی از ادله عقلی از این قرار است:

  1. دیدن با چشم ظاهری مستلزم آن است که خداوند دارای بُعد، مکان و زمان باشد؛ در حالی که خداوند منزه از این اوصاف است.[۷۸] از نظر علامه حلی اقتضای وجوب وجود خداوند، مجرد بودن خدا و نفی جهت و مکان از اوست. با نفی این موارد، رؤيت خدا با چشم ظاهری منتفی می‌شود.[۷۹]
  2. خداوند یا به تمام ذات قابل رؤیت است یا جزئی از ذاتش دیده می‌شود. صورت اول به متناهی و محدود بودن خدا می‌انجامد و صورت دوم مستلزم مرکب، مکانمند و جهت‌دار بودن خداست که هر دو صورت محال و باطل است. پس خدا قابل مشاهده و دیدن نیست.[۸۰]
  3. دیدن، با انعکاس اشعه‌ای از شیءِ قابل مشاهده به چشم تحقق می‌یابد. این مطلب مستلزم جسم بودن خداست.[۸۱]

گفته شده اساس ادله عقلی این است که دیدن خدا مستلزم اثبات جسم یا صفات جسم برای خداست.[۸۲]

دلایل نقلی

ادله نقلی اعم از آیات قرآن و روایات است.

آیات قرآن
  • آیه اول: «لَّا تُدْرِ‌کهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ یدْرِ‌ک الْأَبْصَارَ‌؛ چشمها او را درنمى‌یابند و اوست که دیدگان را درمى‌یابد».[۸۳]

از دیدگاه متکلمان امامی و معتزلی آیه دلالت دارد خدا با چشم دیده نمی‌شود؛[۸۴] زیرا مراد از ادراک با چشم،‌ رؤیت با چشم ظاهری است.[۸۵] برخی گفته‌اند عمومیت آیه دلالت دارد که خدا با دیگر حواس نیز ادراک نمی‌شود.[۸۶] همچنین گفته شده آیه به لحاظ عمومیتش، دنیا و آخرت را شامل می‌شود. بنابراین دلالت دارد که خدا در دنیا و آخرت قابل مشاهده با چشم سر نیست.[۸۷]

  • آیه دوم: «يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْمًا؛ آنچه را كه آنان در پيش دارند و آنچه را كه پشت سر گذاشته‌اند مى‌داند، و حال آنكه ايشان بدان دانشى ندارند.[۸۸]

براساس دیدگاه منکران رؤیت، بخش اول آیه «يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ» به معنای «وَهُوَ یدْرِ‌ک الْأَبْصَارَ‌» و جمله دوم «وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْمًا» به معنای «لَّا تُدْرِ‌کهُ الْأَبْصَارُ‌» است.[۸۹] در نحوه استدلال به آیه گفته شده که رؤیت خدا، نوعی احاطه علمی بشر نسبت به خداست و در آیه احاطه علمی خدا نفی شده است. پس طبق آیه رؤیت خدا محال است.[۹۰]

به چند عبارت از این آیه بر نفی رؤیت خدا استدلال شده است:

الف) «لَنْ تَرانِی»: از آنجا که واژه «لَنْ» به معنای نفی ابدی است، از این رو «لَنْ تَرانِی» دلالت بر نفی ابدی رؤیت خدا و عدم وقوع آن دارد.[۹۱] همچنین مقید نشدن نفی ابدی رؤیت خدا به زمان خاص، عدم وقوع رؤیت در دنیا و آخرت را میرساند. بنابراین این فقره از آیه دلالت بر نفی همیشگی رؤیت خدا در دنیا و آخرت دارد.[۹۲]

ب) «وَلَـٰکنِ انظُرْ‌ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ‌ مَکانَهُ فَسَوْفَ تَرَ‌انِی»: مشروط کردن رؤیت خدا بر پابرجا ماندن کوه هنگام تجلّی خدا، دلالت بر نفی رؤیت خدا دارد؛ زیرا خداوند، دیدن خود را بر امری متوقف کرده(بقای کوه) که واقع نمی‌شود. پس از آنجا که کوه هنگام تجلی خدا باقی نمی‌ماند، رؤیت خدا هم واقع نخواهد شد.[۹۳]

ج) «فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ»: گفته شده حضرت موسی(ع) پس از به هوش آمدن، عبارت «سُبْحَانَكَ» را به زبان آورد و خدا را از رؤیت ظاهری تنزیه و پاک دانست. تنزیه خدا از دیده شدن، تصدیق و اعترافی بر نفی رؤیت خدا است.[۹۴]

د) «تُبْتُ إِلَیكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ»: توبه حضرت موسی(ع) پس از درخواست رؤیت خدا، دلیل دیگری بر نفی دیدن خدا دانسته شده است.[۹۵]

درباره اصل درخواست دیدن خدا توسط حضرت موسی(ع)، برخی گفته‌اند درخواست رؤیت از سوی قوم خود و تحت فشار آنها بود. از این رو دلالتی بر امکان رؤیت خدا ندارد.[۹۶] برخی از معتزله برآنند حضرت موسی(ع) پاسخ درخواست قوم خود را از خداوند طلب کرد تا آنها با پاسخ خداوند به محال بودن رؤیت او علم پیدا کنند؛ چون آنها با پاسخ حضرت موسی(ع) قانع نمی‌شدند.[۹۷]

قاضی عبدالجبار معتقد است که از آنجا که نفی رؤیت در آیه مذکور مربوط به ذات خداست، این آیه با اینکه عام است با آیاتی مانند «وُجُوهٌ یوْمَئِذٍ نَّاضِرَ‌ةٌ إِلَىٰ رَ‌بِّهَا نَاظِرَ‌ةٌ» [۹۸] که به ادعای اشاعره به رؤیت در‌ آخرت اشاره دارد، قابل تخصیص نیست.[۹۹]

روایات

روایات منقول از ائمه اطهار(ع) دلالت دارند که خداوند با چشم ظاهری دیده نمی‌شود.[۱۰۰] به عنوان نمونه در روایتی عبدالله بن سنان از پدرش نقل شده که مردی از خوارج نزد امام باقر(ع) آمد و پرسید چه کسی را می‌پرستی؟ حضرت فرمود: خدا را می پرستم. آن مرد گفت: آیا او را دیده‌ای؟ امام فرمود: «چشم‌ها به صورت آشکار او را ندیدند؛ ولی دلها او را با حقیقت ایمان دیده‌اند. خدا با قیاس شناخته و با حواس درک نمی‌شود. خدا هیچ شباهتی به مردم ندارد. او با آیات و نشانه ها قابل شناخت و توصیف است...این است خدایی که جز او خدایی نیست...».[۱۰۱]

از نظر برخی، روایت نبویِ دال بر جواز رؤیت در آخرت، بر فرض صحت، دلالت بر علم به خدا دارد نه دیدن با چشم ظاهری؛ زیرا اگر مراد دیدن با چشم ظاهری باشد، روایت مستلزم جهت داشتن خداست که محال است.[۱۰۲] از نظر زمخشری، از بزرگان مذهب حنفی و معتزلی، مراد روایت، شناخت واضح خداوند است چنانکه ماه شب چهارده به روشنی قابل دیدن و شناخت است.[۱۰۳]

متکلمان امامیه و معتزله دلایلی را که از سوی موافقان رؤیت خدا مورد استناد قرار گرفته‌اند، توجیه و نقد کرده‌اند.[۱۰۴]

برپایه گزارش برخی، اشاعره به سبب اشکالات عقلی رؤیت خدا از جمله جسمانیت، از موضوع بحث (دیدن با چشم ظاهری) خارج شده و دیدگاه‌های دیگری ارائه کردند که مستلزم جسمانیت یا جهت‌‌دار بودن خدا نباشد.[۱۰۵] از این رو آنها به رؤیت بدون کیفیت در آخرت معتقد شدند.[۱۰۶]

کتاب‌شناسی

کتاب «رؤیة الله» اثر آیت الله سبحانی.

مسئله رؤیت خدا با توجه به اهمیتش، در بسیاری از کتب کلامی، تفسیری و برخی از کتب عرفانی و روایی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. متکلمان آن را در بحث از صفات خدا و مفسران ذیل آیات مرتبط از آن سخن گفته‌اند. افزون بر این، کتبی مستقل نیز درباره رؤیت خدا نگارش شده‌اند که برخی از آنها از این قرارند:

  • کلمة حول الرؤیة،‌ عبدالحسین شرف الدین عاملی. این کتاب با اشاره به اختلاف مسلمانان در مسئله رؤیت خدا، با نگاهی شیعی به اثبات امتناع رؤیت می‌پردازد.[۱۰۷] این کتاب در جلد چهارم «موسوعة الإمام السید عبدالحسین شرف الدین»، گردآوردی مرکز العلوم و الثقافة الاسلامیة، انتشارات دارالمورخ العربی و نیز با عنوان «رؤیة الله و فلسفه المیثاق و الولایة» با تحقیق مهدی انصاری قمی از سوی انتشارات لوح محفوظ منتشر شده است.
  • رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنّة و العقل الصریح، اثر جعفر سبحانی. آیت الله سبحانی در این کتاب رؤیت خدا را نظریه‌ای وارداتی از یهود دانسته و درصدد ابطال این نظریه و دفاع از دیدگاه شیعه با براهین عقلی، قرآنی و روایی برآمده است.
کتاب «رؤیة الله جل و علا» اثر دارقطنی.
  • رؤیة الله جل و جلا، علی بن عمر دارقُطنی. دارقُطنی، از اهل حدیث و محدثان مشهور قرن چهارم، در این کتاب برای اثبات جواز رؤیت خدا، آیات و روایات ناظر به رؤیت خدا را گرد آورده است.[۱۰۸] این کتاب به همراه دو ضمیمه «رؤیة الله تبارک و تعالی» تألیف ابن نحاس و «ضوء الساری إلی معرفة رؤیة الباری» به قلم أبی شامة مقدسی توسط انتشارات دارالکتب العلمیه چاپ شده است. همچنین به ضمیمه «المصباح المنیر فی رؤیة الرب الخبیر» و «المحلق الضّافی إلی ما فی کتاب الرؤیة الوافی» به قلم اَبواُویس الکردی در انتشارات دار ابن تیمیه منتشر شده است.

از دیگر آثار درباره رؤیت خدا می‌توان به این موارد اشاره کرد: رؤیة الله بین التنزیه و التشبیه،‌ عبدالکریم بهبهانی،‌ مجمع جهانی اهل بیت؛ رویت ماه در آسمان: بررسی تاریخی مسئله لقاءالله در کلام و تصوف، نصرالله پورجوادی، مرکز نشر دانشگاهی؛ رویت خداوند؟ در این جهان و جهان دیگر، سید عبدالمهدی توکل، زیرنظر ناصر مکارم شیرازی، امام علی بن ابی طالب.

پانویس

  1. ذاکری و دیگران، «رؤیت»، ص۷۹۹.
  2. ابن منظور،‌ لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۱۴، ص۲۹۱.
  3. جرجانی، التعریفات، ۱۴۱۲ق،‌ص۴۸.
  4. ابن منظور،‌ لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۱۴، ص۲۹۱؛ راغب اصفهانی، مفردات، دارالشامیة، ص۳۷۴.
  5. راغب اصفهانی، مفردات، دارالشامیة، ص۳۷۴.
  6. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ ش، ص۲۵۶و۲۵۷.
  7. سبحانی،‌ رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص۲۶و۲۷؛ سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۱۲۷؛ بهبهانی، رؤیة الله بین التنزیه و التشبیه، ۱۴۲۶ق، ص۱۶.
  8. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۵۶.
  9. نگاه کنید به: ذاکری و دیگران،‌ «رؤیت»، ص۷۹۹-۸۱۰.
  10. محمدی، شرح کشف المراد، ۱۳۷۸ش، ص۱۷۶؛ سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۱۲۵؛ قاضی عبدالجبار، المختصر فی اصول الدین، ۱۹۷۱م، ص۱۹۰.
  11. محمدی، شرح کشف المراد، ۱۳۷۸ش، ص۱۴۵.
  12. به عنوان نمونه نگاه کنید به: علامه حلی، کشف المراد،‌ ۱۳۸۲ش، ص۴۶؛ سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۱۲۵؛ قاضی عبدالجبار، شرح اصول الخمسة،‌ ۱۴۲۲ق،‌ ص۱۵۵.
  13. به عنوان نمونه نگاه کنید به: آمدی، غایة المرام، ۱۴۱۳ق، ص۱۴۲؛‌ شهرستانی، نهایة الاقدام، ۱۴۲۵ق، ص۲۰۰.
  14. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۵۶.
  15. ذاکری و دیگران، «رؤیت»، ص۷۹۹-۸۰۲.
  16. برای تفاسیر مخالفان رؤیت خدا به عنوان نمونه نگاه کنید به: طوسی، التبیان، داراحیاء التراث العربی، ج۱، ص۲۴۹-۲۵۳، ج۱۰، ص۱۹۷-۱۹۹؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۸، ص‌۲۳۷-۲۴۳؛ زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۴۱؛ ج۲، ص۱۵۱-۱۵۷. برای تفاسیر موافقان رؤیت به عنوان نمونه نگاه کنید به: فخررازی، تفسیر کبیر، ۱۴۲۰ق، ج۳، ص۵۱۹-۵۲۰، ج۱۴، ص۳۵۴-۳۵۸، ج۳۰، ص۷۳۰-۷۳۳.
  17. برای روایات شیعه نگاه کنید به: کلینی، کافی، اسلامیه، ۱۴۰۷ق، باب ابطال الرؤیة، ج۱، ص۹۵-۱۱۰؛ شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، باب ما جاء فی الرؤیة، ص۱۰۷-۱۲۲؛ نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبه ۹۱، ص۱۲۴، خطبه ۱۸۵، ص۲۶۹ و خطبه ۱۸۶، ص۲۷۳؛ شرف الدین، رؤیة الله و فلسفة المیثاق و الولایة، ۱۴۲۳ق، ص۵۳-۸۱. برای روایات اهل سنت نگاه کنید به: بخاری، صحیح بخاری، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۱۵، ج۶، ص۱۳۹، ج۹، ص۱۲۷-۱۲۹؛ دارقطنی، رؤیة الله جل و علا، ۱۴۲۶ق، ص۷-۹۴.
  18. نگاه کنید به: ذاکری و دیگران، «رؤیت»، ص۸۱۰.
  19. سبحانی، رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص۲۴و۲۵؛ ذاکری و دیگران، «رؤیت»، ص۸۰۴.
  20. ذاکری و دیگران، «رؤیت خدا»،‌ ص۸۰۴.
  21. نگاه کنید به سبحانی، الهیات، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۱۳۸و۱۳۹؛ سبحانی، رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص۱۵-۲۴؛ بهبهانی، رؤیة الله بین التنزیه و التشبیه، ۱۴۲۶ق، ص۹۹ و ۱۰۰.
  22. نگاه کنید به سبحانی، رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص۱۶.
  23. بهبهانی، رؤیة الله بین التنزیه و التشبیه، ۱۴۲۶ق، ص۹۸، ۱۰۱ و ۱۰۲.
  24. ذاکری و دیگران، «رؤیت»، ص۷۹۹.
  25. کتاب مقدس، سفرخروج، باب ۳۳،‌ آیه ۲۰.
  26. کتاب مقدس، سفرخروج، باب ۳۳،‌ آیه ۲۳.
  27. کتاب مقدس، انجیل مَتّی، باب۵، آیه۸.
  28. کتاب مقدس، انجیل یوحنا، باب‌۱، آیه ۱۸.
  29. سبحانی، الالهیات، مؤسسه امام صادق(ع)، ج۲، ص۱۲۵؛‌ فخررازی، الاربعین فی اصول الدین، ۱۹۸۶م، ج۱، ص۲۶۶و۲۶۷؛ بهبهانی، رؤیة الله بین التنزیه و التشبیه، ۱۴۲۶ق، ص۱۵.
  30. اشعری، الإبانة عن اصول الدّیانة، ۱۳۹۷ق، ص۲۵و۵۱؛‌ آمدی، غایة المرام، ۱۴۱۳ق، ص۱۴۲.
  31. سبحانی،‌ رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص۲۷.
  32. سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۱۲۵.
  33. اشعری، الإبانة عن اصول الدیانة، ۱۳۹۷ق، ص۵۱؛ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۱۳؛ دارقطنی، رؤیة الله جل و علا، ۱۴۳۴، ص۳۵-۳۷.
  34. آمدی، غایة المرام، ۱۴۱۳ق، ص۱۵۱.
  35. ابن تیمیه،‌ منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۱۶، ۳۲۹-۳۴۹، ج۳، ص۳۴۱، ۳۴۴و۳۴۷.
  36. ابن تیمیه،‌ منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۳۲و۳۳۳.
  37. ابن تیمیه،‌ منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۳۴۳.
  38. اشعری، مقالات الاسلامیین، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۲۲۱.
  39. شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۹۹؛ ابن تیمیه،‌ منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۱۵.
  40. علامه حلی، کشف المراد،‌ ۱۳۸۲ش، ص۴۶؛ سبحانی،‌ رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص۲۷؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۵۶و۲۵۷.
  41. قاضی عبدالجبار، المختصر فی اصول الدین، ۱۹۷۱م، ص۱۹۰؛ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۵۷ و ۱۱۴.
  42. اشعری، مقالات الاسلامیین، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۱۳۱و۱۷۲؛ آمدی، غایة المرام، ۱۴۱۳ق، ص۱۴۲؛ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۵؛ سبحانی، الالهیات، مؤسسه امام صادق(ع)، ج۲، ص۱۲۵.
  43. سبحانی،‌رؤیة‌الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص۲۷؛ اشعری، مقالات الاسلامیین، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۱۷۲.
  44. اشعری، مقالات الاسلامیین، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۱۷۲؛ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۱۴.
  45. اشعری، مقالات الاسلامیین، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۱۲۸ و۱۷۲؛ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۱۴.
  46. نگاه کنید به اشعری، مقالات الاسلامیین، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۱۷۱-۱۷۳؛ شرف الدین، رؤیة الله، ۱۴۲۳ق، ص۷-۱۰.
  47. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۶۰ و ۲۶۱ و۲۶۸؛ سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۱۴۰.
  48. اشعری، مقالات الاسلامیین، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۱۷۲.
  49. نگاه کنید به:‌ نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح،‌ خطبه ۱۷۹، ص۲۵۸؛ سبحانی، رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص۱۱۱و۱۱۲.
  50. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۶۰ و ۲۶۱ و۲۶۸؛ سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۱۴۰.
  51. سوره قیامت،‌‌‌ آیه ۲۲ و ۲۳.
  52. سوره اعراف،‌ آیه ۱۴۳.
  53. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۶۱.
  54. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۶۱.
  55. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۶۱.
  56. نگاه کنید به اشعری، الإبانة عن اصول الدیانة، ۱۳۹۷ق، ص۳۵-۵۵.
  57. آمدی، غایة المرام، ۱۴۱۳ق، ص۱۵۴.
  58. شهرستانی، نهایة الاقدام فی علم الکلام، ۱۴۲۵ق، ج۱، ص۲۰۷؛ فخررازی،‌ الاربعین فی اصول الدین، ۱۹۸۶م، ج۱، ص۲۷۷-۲۸۳ و ۲۹۲-۲۹۵.
  59. اشعری، الإبانة عن اصول الدیانة، ۱۳۹۷ق، ص۵۳.
  60. آمدی، غایة المرام، ۱۴۱۳ق، ص۱۴۲و۱۴۳؛ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۱۳.
  61. ابن تیمیه،‌ منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۳۱و۳۳۲. برای آگاهی از ادله عقلی دیگر نگاه کنید به: اشعری، الإبانة عن اصول الدیانة، ۱۳۹۷ق، ص۵۲-۵۵؛ آمدی، غایة المرام، ۱۴۱۳ق، ص۱۴۴.
  62. سوره اعراف،‌ آیه ۱۴۳.
  63. اشعری، الإبانة عن اصول الدیانة، ۱۳۹۷ق، ص۴۱؛ رازی،‌الاربعین فی اصول الدین، ۱۹۸۶م، ج۱، ص۲۷۸.
  64. اشعری، الإبانة عن اصول الدیانة، ۱۳۹۷ق، ص۴۳-۴۵؛‌ فخررازی،‌الاربعین فی اصول الدین، ۱۹۸۶م، ج۱، ص۲۸۱.
  65. سوره یونس، آیه ۲۶.
  66. سوره ق،‌‌ آیه ۳۵.
  67. اشعری، الإبانة عن اصول الدیانة، ۱۳۹۷ق، ص۴۵؛ فخررازی،‌الاربعین فی اصول الدین، ۱۹۸۶م، ج۱، ص۲۹۴.
  68. نگاه کنید به اشعری، الإبانة عن اصول الدیانة، ۱۳۹۷ق، ص۳۵، ۴۵ و ۴۶؛ فخررازی، الاربعین فی اصول الدین، ۱۹۸۶م، ج۱، ص۲۹۲-۲۹۵.
  69. فخررازی، تفسیر کبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱۳، ص۹۷.
  70. سوره انعام، آیه ۱۰۳.
  71. اشعری، الإبانة عن اصول الدیانة، ۱۳۹۷ق، ص۴۷.
  72. ابن تیمیه،‌ منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۱۷-۳۲۱. برای توجیهات دیگر اشاعره نگاه کنید به: فخررازی، تفسیر کبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱۳، ص۹۷-۹۹.
  73. نگاه کنید به دارقطنی، رؤیة الله جل و علا، ۱۴۲۶ق، ص۷-۹۴.
  74. بخاری، صحیح بخاری، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۱۵، ج۶، ص۱۳۹، ج۹، ص۱۲۷-۱۲۹.
  75. اشعری، الإبانة عن اصول الدّیانة، ۱۳۹۷ق، ص۴۹؛ ابن تیمیه،‌ منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۳۲، ج۳، ص۳۴۱.
  76. اشعری، الإبانة عن اصول الدّیانة، ۱۳۹۷ق، ص۴۹.
  77. ابن تیمیه،‌ منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۲۲۵و۲۲۶؛ ج۳،‌ص۳۴۴.
  78. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۵۷.
  79. علامه حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۴۶و۴۷.
  80. سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۱۲۷.
  81. سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۱۲۸. برای آگاهی از ادله دیگر نگاه کنید به:‌ قاضی عبدالجبار، شرح اصول الخمسة،‌ ۱۴۲۲ق، ص۱۶۶و۱۶۷؛ سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۱۲۷و۱۲۸؛ شرف الدین، رؤیة الله، ۱۴۲۳ق، ص۲۶-۲۸.
  82. سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۱۲۸.
  83. سوره انعام، آیه ۱۰۳.
  84. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۵۸؛ سبحانی، رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص۵۵؛ قاضی عبدالجبار، شرح اصول الخمسة،‌ ۱۴۲۲ق، ص۱۵۶.
  85. قاضی عبدالجبار، شرح اصول الخمسة،‌ ۱۴۲۲ق، ص۱۵۶؛ قاضی عبدالجبار، المختصر فی اصول الدین، ۱۹۷۱م، ص۱۹۰؛ سبحانی، رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص۵۴و۵۵.
  86. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۵۸.
  87. قاضی عبدالجبار، شرح اصول الخمسة،‌ ۱۴۲۲ق، ص۱۵۸و۱۶۲؛ اشعری، الإبانة عن اصول الدیانة، ۱۳۹۷ق، ص۵۵ و ۵۶؛ فخررازی، تفسیر کبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱۳، ص۹۹.
  88. سوره طه، آیه ۱۱۰.
  89. سبحانی، رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص۶۲و۶۳.
  90. سبحانی، رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص۶۳.
  91. سبحانی، رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص۶۴-۶۶.
  92. سبحانی، رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص۶۸.
  93. سبحانی، رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص۶۹.
  94. سبحانی، رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص٧٠.
  95. سبحانی، رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص٧۲.
  96. نگاه کنید به:‌علامه حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص‌۴۷؛ سبحانی، رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص٧۳-۸٠.
  97. قاضی عبدالجبار، المختصر فی اصول الدین، ۱۹۷۱م، ص۱۹۱؛ زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۵۳.
  98. سوره قیامت،‌‌‌ آیه ۲۲ و ۲۳.
  99. قاضی عبدالجبار، شرح اصول الخمسة،‌ ۱۴۲۲ق، ص۱۶۲.
  100. نگاه کنید به: کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، باب ابطال الرؤیة، ج۱، ص۹۵-۱۱۰؛ شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، باب ما جاء فی الرؤیة، ص۱۰۷-۱۲۲.
  101. شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، باب ما جاء فی الرؤیة، ص۱۰۸، ح۵.
  102. قاضی عبدالجبار، المختصر فی اصول الدین، ۱۹۷۱م، ص۱۹۱و۱۹۲.
  103. زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۵۷.
  104. نگاه کنید به: علامه حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۴۷-۵۲؛ سبحانی، رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، ص۸۳-۱۰۵؛ سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۱۳۱-۱۳۸؛ قاضی عبدالجبار، المختصر فی اصول الدین، ۱۹۷۱م، ص۱۹۰-۱۹۲.
  105. نگاه کنید به سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۱۲۸-۱۳۰.
  106. بهبهانی، رؤیة الله بین التنزیه و التنبیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۸.
  107. امینی پور،‌ «نیم نگاهی به عنوان‌های موسوعة الإمام السید عبدالحسین شرف الدین»، ص۲۵ و ۲۶.
  108. نگاه کنید به: دارقطنی، رؤیة الله جل و علا، ۱۴۲۶ق، ص۷؛ نفیسی، «دارقطنی، ابوالحسن علی بن عمر»، ص۷۵۵.

منابع

  • ابن تیمیه،‌ احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة النبویة فی نقض کلام الشیعة القدریة، تحقیق محمد رشاد سالم، جامعة الامام محمد بن سعود الاسلامیة، چاپ اول، ۱۴۰۶ق-۱۹۸۶م.
  • ابن منظور،‌ لسان العرب، بیروت، دارالفکر-دارصادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
  • ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء،‌ مصر، السعادة، ۱۳۹۴ق.
  • اشعری، ابوالحسن علی بن اسماعیل، الإبانة عن اصول الدّیانة، تحقیق د فوقیه حسین محمود، قاهره، دارالانصار، چاپ اول، ۱۳۹۷ق.
  • اشعری، ابوالحسن علی بن اسماعیل، مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، تحقیق نعیم زرزور، مکتبه العصریه، چاپ اول، ۱۴۲۶ق-۲۰۰۵م.
  • امینی پور،‌ عبدالله، «نیم نگاهی به عنوان‌های موسوعة الإمام السید عبدالحسین شرف الدین»،‌ در مجله کتاب‌های اسلامی، ش۲۲ و ۲۳، پاییز و زمستان ۱۳۸۴.
  • آمدی، سیف الدین، غایة المرام فی علم الکلام، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • بخاری،‌ محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، تحقیق محمد زهیر بن ناصر الناصر، دار طوق النجاة، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
  • بهبهانی،‌ عبدالکریم، فی رحاب اهل البیت(ع): رؤیة الله بین التنزیه و التشبیه،‌ قم، مجمع جهانی اهل بیت، چاپ دوم، ۱۴۲۶ق.
  • جوادی آملی، عبدالله، توحید در قرآن(تفسیر موضوعی قرآن کریم)، قم، نشر اسراء، چاپ هشتم، ۱۳۹۵ش.
  • دارقطنی، علی بن عمر،‌ رؤیة الله جل و جلا و یلیه رؤیة الله تبارک و تعالی و ضوء الساری إلی معرفة رؤیة الباری، تحقیق احمدفرید مزیدی، بیروت،‌ دارالکتب العلمیة،‌ چاپ اول، ۱۴۲۶ق-۲۰۰۵م.
  • دارقطنی، علی بن عمر،‌ رؤیة الله جل و علا و بذیله المصباح المنیر فی رؤیة الرب الخبیر و الملحق الضافی إلی ما فی کتاب الرؤیة الوافی، ابی اویس الکردی، قاهره، مکتبة ابن تیمیة، چاپ اول، ۱۴۳۴ق-۲۰۱۲.
  • ذاکری، مصطفی، محمد زارع شیرین کندی و بابک عباسی، «رؤیت»، در دانشنامه جهان اسلام، ج۲۰، تهران، بنیاد دایره المعارف اسلامی، ۱۳۹۴ش.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، بیروت، دارالشامیة، بی‌تا.
  • زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التأویل، تصحیح مصطفی حسین احمد، بیروت، دارالکتب العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۷ق.
  • سبحانی،‌ جعفر، الهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل،‌ قم،‌ المرکز العالمی للدراسات الاسلامیة، چاپ سوم، ۱۴۱۲ق.
  • سبحانی،‌ جعفر، رؤیة الله فی ضوء الکتاب و السنة و العقل الصریح، بی‌جا، بی‌نا،‌ بی‌تا.
  • سیدرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، تصحیح صبجی صالح، قم،‌هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
  • سیدرضی، محمد رضی بن حسن، نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، بیروت، دار الکتاب اللبنانی،‌ بی‌تا.
  • شرف الدین، عبدالحسین، رؤیة الله و فلسفة المیثاق و الولایة، تحقیق مهدی انصاری قمی، قم، لوح محفوظ، ۱۴۲۳ق.
  • شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، تحقیق محمد بدران، قم، شریف رضی، چاپ سوم، ۱۳۶۴ش.
  • شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، نهایة الاقدام فی علم الکلام، تحقیق احمد مزید فریدی، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۲۵ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی ابن بابویه، التوحید، قم، جامعه مدرسین، چاپ اول، ۱۳۹۸ق.
  • طباطبایی، سیدمحمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه اعلمی، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
  • طوسى، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، بی‌تا.
  • علامه حلی، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد قسم الالهیات، مقدمه و تعلیقه جعفر سبحانی، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ دوم، ۱۳۸۲ش.
  • فخررازی، محمد بن عمر، الاربعین فی اصول الدین، قاهره، مکتبة الکلیات الأزهریة، چاپ اول، ۱۹۸۶م.
  • فخررازی، محمد بن عمر، تفسیر کبیر، بیروت، داراحیاء التراق العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
  • قاضی عبدالجبار، المختصر فی اصول الدین، تحقیق محمد عماره، بیروت، درالهلال، ۱۹۷۱م.
  • قاضی عبدالجبار، شرح اصول الخمسة،‌ بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تحقیق و تصحیح علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • محمدی، علی، شرح کشف المراد، قم، دارالفکر، چاپ چهارم، ۱۳۷۸ش.
  • نفیسی، شادی، «دارقطنی، ابوالحسن علی بن عمر»، در دانشنامه جهان اسلام، ج۱۶، تهران، بنیاد دایره المعارف اسلامی، ۱۳۹۳ش.

پیوند به بیرون