باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

ذِکْر یادکردن چیزی یا کسی با قلب و زبان است و در محاورات مردم و اهل شرع همان یادکردن خدا است. واژه ذکر و مشتقات آن در حدود ۳۰۰ بار در قرآن به کار رفته که بیشتر آنها درباره یادکردن خدا و نعمت‌ها و آیات الهی و یادآوری آنها است و در برخی از آیات نیز ذکر به معنای یادکردن غیرخدا استفاده شده است.
ذکر را به دو قسم ذکر لفظی و ذکر قلبی تقسیم کرده‌اند و اسباب و عواملی از جمله ایمان، تقوا، باور به قیامت و کتاب‌های آسمانی را برای تحقق ذکر خدا لازم دانسته‌اند.
آرامش و اطمینان دل، ترس از خدا، علم و بصیرت، رستگاری، یادکردن خدا از انسان، زنده شدن دل، آمرزش الهی، و بهشت از جمله آثار ذکر معرفی شده است. برای ذکر موانعی نیز از جمله خودپرستی، شیطان، مسلط کردن غفلت بر قلوب کافران توسط خداوند و دوستان گمراه ذکر کرده‌اند.
رویگردانی از ذکر خدا دارای پیامدهای ناگواری است که در متون دینی به تنگی و سختی معیشت، همنشینی با شیطان، کوری در قیامت و عذاب الهی اشاره شده است.

اخلاق
مکارم اخلاق.jpg


آیات اخلاقی
آیات افکآیه اخوتآیه اطعامآیه نبأآیه نجواآیه مشیتآیه برآیه اصلاح ذات بینآیه ایثار


احادیث اخلاقی
حدیث قرب نوافلحدیث مکارم اخلاقحدیث معراجحدیث جنود عقل و جهل


فضایل اخلاقی
تواضعقناعتسخاوتکظم غیظاخلاصحلمزهدشجاعتعفتانصافاصلاح ذات البین


رذایل اخلاقی
تکبرحرصحسددروغغیبتسخن‌چینیبخلعاق والدینحدیث نفسعجبسمعهقطع رحماشاعه فحشاءکفران نعمت


اصطلاحات اخلاقی
جهاد نفسنفس لوامهنفس امارهنفس مطمئنهمحاسبهمراقبهمشارطهگناهدرس اخلاقاستدراج


عالمان اخلاق
ملامهدی نراقیملا احمد نراقیسید علی قاضیسید رضا بهاءالدینیسید عبدالحسین دستغیبمحمدتقی بهجت


منابع اخلاقی

قرآننهج البلاغهمصباح الشریعةمکارم الاخلاقالمحجة البیضاءمجموعه ورامجامع السعاداتمعراج السعادةالمراقبات

محتویات

مفهوم‌شناسی

ذکر را به یادکردن و یادآوری از چیزی یا کسی با قلب، زبان یا هر دو معنا کرده‌اند[۱] که گاه در برابر فراموشی و غفلت به کار برده می‌شود و گاه به ادامه حفظ چیزی در ذهن اشاره دارد.[۲] در محاورات عمومی مردم و به ویژه اهل شرع واژه ذکر همان یاد خدا است.[۳] ذکر به معانی دیگری مانند تذکر[۴] نگه داشتن اشیا، سخن گفتن از چیزی[۵] و علم و دانش[۶] نیز استفاده شده است.
از واژه «الذکر» به عنوان یکی از چهار نام‌ و صفت کتاب خدا در کنار قرآن، فرقان و «کتاب» استفاده شده و بیش از ۳۰ بار در آیات قرآن به کار رفته است. در این آیات از نزول ذکر[۷] یا القاء آن بر پیامبر(ص)،[۸] شنیدن و تلاوت ذکر (قرآن)،[۹] پیروی از آن[۱۰] و حفظ آن[۱۱] سخن به میان آمده است.[۱۲]
مفهوم متضاد ذکر را در قرآن و روایات، نسیان، غفلت، فراموش کردن یاد خدا و اندرزهای او دانسته‌اند که نتایجی مانند ملامت در قیامت و قساوت و مرگ قلب برای آن متصور است.[۱۳]

اهمیت و جایگاه

مشتقات ریشه ذکر در حدود ۳۰۰ بار در قرآن به کار رفته است که بیشتر آنها درباره یادکردن خدا و نعمت‌ها و آیات الهی و یادآوری آنها است و در برخی از آیات نیز ذکر به معنای یادکردن غیرخدا استفاده شده است.[۱۴] ذکر از دیدگاه قرآن دارای چنان اهمیتی است که در آیه ۱۴ سوره طه به عنوان یکی از حکمت‌های نماز (مهم‌ترین عبادت خداوند) معرفی شده است. در آیات متعددی نیز پیامبران و مؤمنان را به عدم سستی در ذکر خدا فرمان داده است[۱۵]
در جوامع حدیثی شیعه و اهل سنت نیز اهمیت ذکر و آثار تربیتی آن در زندگی فردی و اجتماعی و نتایج اخروی آن مورد تاکید قرار گرفته و مداومت بر ذکر خدا در همه زمان‌ها و مکان‌ها از توصیه‌های پیامبر اسلام(ص) و اهل بیت(ع) به مسلمانان بوده[۱۶] تا جایی که در برخی روایات ذکر خدا به عنوان فلسفه و حکمت وجوب برخی عبادات مانند حج و جهاد معرفی شده[۱۷]و بسیاری از روایات نیز به شرح و بسط ذکر در آیات قرآن[۱۸] پرداخته‌اند.[۱۹]
ذکر جایگاه و اهمیت ویژه‌ای نزد عرفا دارد و آن را مهم‌ترین و گاه تنها وسیله برای رسیدن و نزدیک شدن به خدا می‌دانند. غایت و هدف ذکر نزد عرفا فناشدن ذاکر در مذکور است و زمانی که به چنین مرحله رسیده شود از آن به ذکر حقیقی نام برده می‌شود. از واژه‌های نزدیک ذکر در اصطلاحات عرفانی می‌توان به «جلیس»، «حضور»، «شهود»، «فکر» و دعا اشاره کرد.[۲۰]

اقسام

نوشتار‌های اصلی: ذکر لفظی و ذکر قلبی

ذکر را به ذکر لفظی و ذکر قلبی تقسیم کرده‌اند.

  • ذکر لفظی که به ذکر زبانی، ذکر جلی و وِرد نیز معروف است، به یادکردن خدا با زبان گفته می‌شود.[۲۱] این نوع ذکر را اولین مرتبه ذکر دانسته‌اند که انسان نام خدا و اوصاف او را بر زبانش جاری کند، که گاه بدون توجه به محتوا و معانی، آن اذکار را به کار می‌برد.[۲۲]
  • ذکر قلبی یا ذکر خفی این است که ذاکر ذکر را بر زبان نیاورده و فقط با قلب خود به یاد خدا باشد[۲۳] و او را در نهان و آشکار، حاضر و ناظر بداند و از انجام اعمالی که مورد رضایت خدا نیست، پرهیز نماید.[۲۴] ذکر قلبی را بالاترین مرتبه ذکر دانسته‌اند که توجه به خدا ابتدا از آن می‌جوشد و بعد بر زبان جاری می‌شود؛ مثلا هنگام مطالعه و دقت در جهان آفرینش و مشاهده نظم کائنات به یاد عظمت خداوند بیفتد.[۲۵]

در آیه ۴۱ سوره احزاب از مؤمنان خواسته شده زیاد خداوند را ذکر گویند. واژه «ذکر کثیر» در این آیه مورد تفاسیر مختلفی قرار گرفته شده است.[۲۶] براساس برخی روایات ذکر کثیر اشاره به ذکر لفظی دارد و کثیرالذکر کسی است که زیاد ذکر خدا ورد زبان او باشد؛[۲۷] ولی در مقابل در دیگر اخبار منظور از ذکر لفظی را همان ذکر قلبی دانسته‌اند. در روایتی از امام علی(ع) ذکر کثیر، ذکر سری و قلبی دانسته شده و منافقان را کسانی می‌داند که فقط در ظاهر ذکر خدا می‌گویند و در نهان از ذکر خدا پرهیز می‌کنند.[۲۸]

اسباب و زمینه‌ها

زمینه‌ها و اسباب گوناگونی برای تحقق ذکر و یاد خدا برشمرده‌اند که با اوصاف درونی و حالات بیرونی شخص ذاکر ارتباط دارد. در متون دینی ایمان، تقوا، باور به قیامت، کتاب‌های آسمانی، پیامبر اسلام(ص)، نعمت هدایت و توجه به سودمندی ذکر، از جمله اسباب و زمینه‌های تحقق ذکر خدا معرفی شده‌اند.[۲۹]

  • ایمان: قرآن با خطاب قرار دادن اهل ایمان، آنان را به ذکر کثیر خداوند فرمان می‌دهد[۳۰] و کسانی را که بعد از کسب ایمان به دلیل غفلت و سخت‌دلی از یاد خدا دور افتاده‌اند، مورد عتاب قرار داده، می‌خواهد که در مقابل ذکر خدا خاشع و خاضع گردند.[۳۱]
  • تقوا: بر اساس آیاتی از قرآن انسان‌های باتقوا زمانی که بر اثر غفلت دچار لغزش و گناه گردند، ملکه تقوا آنان را از گناهان کبیره و صغیره‌ و ظلمی که بر نفس خود روا می‌دارند، باز می‌دارد[۳۲] و با ذکر خدا اسباب توبه و بازگشت به مسیر درست زندگی را فراهم خواهد کرد[۳۳] ذکر خدا در این زمان‌ها باعث غفلت زدایی از چشم و گوش آنها و ایجاد بصیرت می‌شود.[۳۴]

آداب

برای انجام ذکر خدا چند ادب بیان شده است. اخلاص، تضرع، خوف، ترک آوای بلند(آهسته ذکر گفتن)، انقطاع از غیرخدا، مطابقت ذکر با تعالیم الهی، طهارت، خشوع و خضوع، حضور قلب، نشاط[۳۵] و برگزاری مجالس ذکر جمعی[۳۶] از جمله آداب ذکر گفتن است.

آثار

برای ذکر خدا آثاری بر جان و جسم انسان برشمرده‌اند که از جمله آن می‌توان به آرامش و اطمینان دل، ترس از خدا، علم و بصیرت، رستگاری، یادکردن خدا از انسان، زنده شدن دل، آمرزش الهی، بهشت و عزت، شادی آفرینی، همنشینی با محبوب، حیات و آبادانی، شکوفایی عقل و درمان قلب اشاره کرد.[۳۷]

  • آرامش و اطمینان دل: آیه ۲۸ سوره رعد «أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب» ذکر خدا را مایه اطمینان و آرامش دل انسان‌ها دانسته است. اطمینان قلب در این آیه را تفسیر واژه «من اناب» در آیه قبل دانسته‌اند؛ یعنی انابه همان اطمینان و ایمان است.[۳۸] علامه طباطبایی الف و لام بر سر کلمه «القلوب» را نشانه عمومیت می‌داند که تمام قلب‌های انسان‌ها را در برمی‌گیرد؛ یعنی هر قلبی به ذکر خدا آرامش می‌یابد مگر اینکه کار قلب به جایی برسد که در اثر از دست دادن بصیرت و رشد دیگر نتوان آن را قلب نامید، در نتیجه چنین قلبی از ذکر خدا گریزان و از نعمت طمأنینه یا آرامش محروم خواهد بود. نکته دیگر اینکه تقدم «بذکر الله» بر فعل دلیل بر حصر است؛ یعنی قلوب انسان‌ها فقط به ذکر و یاد خداوند آرامش می‌گیرد نه چیز دیگری.[۳۹]
  • یادکردن خدا از انسان: به یاد خدا بودن و ذکر او را گفتن عاملی برای توجه خدا به بندگان دانسته‌ شده است.[۴۰] در روایات متعددی ذیل آیه ۱۵۲ سوره بقره «فَاذْکرُونی أَذْکرْکم» ذکر خدا به طاعت و بندگی را باعث یاد خدا از انسان با نعمت، رحمت، احسان و غفران دانسته‌اند[۴۱]
  • رستگاری: ذکر و یاد خداوند به دلیل نعمت‌هایی که به انسان بخشیده و شکر آن نعمت‌ها را از عوامل رستگاری انسان برشمرده‌اند.[۴۲] علامه طباطبایی ذیل آیه ۱۰ سوره جمعه که فلاح و رستگاری انسان را منوط به ذکر خدا کرده است، نجات انسان از هرگونه بدبختی و شقاوت را به ذکر زبانی و قلبی خداوند که عامل ریشه‌کن کردن غفلت از دل انسان و باعث تقوای الهی است، وابسته می‌داند.[۴۳]
  • علم و بصیرت: مفسران ذیل آیه ۲۰۱ سوره اعراف ذکر خدا را نجات بخش و عامل ایجاد بصیرت و تفکر در انسان هنگام وسوسه شیطان و نجات از غفلت می‌دانند.[۴۴]
  • شکوفایی عقل: بر اساس برخی روایات از امام علی(ع) روشنی دل و شکوفایی عقل و خرد با ذکر خدا برای انسان حاصل می‌گردد.[۴۵]

موانع

بر اساس آموزه‌های دینی گاه به دلیل رفتارهای نادرست انسان، موانعی در راه ذکر خدا در برابر انسان قرار می‌گیرد که از جمله می‌توان به ایجاد غفلت توسط خدا بر قلوب کافران، پیروی از شیطان، دوست گمراه‌کننده، تکاثر و نفاخر، اموال و اولاد، خودپرستی، آرزوهای طولانی و پیروی از هوای نفس اشاره کرد.

  • خودپرستی: با توجه به آیه ۱۲ سوره اعراف «أَنَا خَیرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طین» یکی از مهم‌ترین موانع ذکر خدا را خودپرستی، تکبر و نخوت معرفی کرده‌اند.[۴۶]
  • ایجاد غفلت توسط خداوند بر قلوب کافران: گاه خداوند برای مجازات کسانی که با حق درافتاده‌اند، غفلت را بر قلب‌های آنان مسلط می‌کند تا یاد و ذکر خداوند را فراموش کنند و دچار عواقب رویگردانی از ذکر خدا گردند.[۴۷]
  • اموال و اولاد: بر اساس آیه ۹ سوره منافقون اگرچه اموال و اولاد از مواهب الهی محسوب می‌گردد؛ ولی گاهی علاقه زیاد، سرگرمی و دل‌مشغولی به آنان باعث غفلت از یاد و ذکر خدا و نماز خواهد شد.[۴۸]
  • شیطان: بر اساس آیات متعددی از قرآن از جمله آیه ۹۱ سوره مائده شیطان به عنوان دشمن قسم خورده انسان با ابزارهای مختلفی از جمله ایجاد دشمنی و کینه میان آدمیان و رواج شراب و قمار، انسان را از یاد خدا بازمی‌دارد.
  • دوستان گمراه: بر اساس صریح آیه ۲۹ سوره نجم خداوند پیامبرش را از همنشینی کسانی که انسان را از یاد خدا و قرآن باز می‌دارند، پرهیز می‌دهد.[۴۹]

نتایج رویگردانی از ذکر

برای رویگردانی از ذکر و یاد خداوند پیامدها و نتایج ناگواری در متون دینی معرفی شده است که از جمله می‌توان به تنگی و سختی زندگی، تسلط شیطان بر انسان، گمراهی، کوری در قیامت، همنشینی با شیطان و عذاب الهی اشاره کرد.

  • تنگی و سختی زندگی: علامه طباطبایی ذیل آیه ۱۲۴ سوره طه که اشاره به تنگی و سختی زندگی کسانی دارد که از یاد و ذکر خدا غافل می‌شوند، معتقد است کسی که یاد خدا را فراموش کند و با او قطع رابطه نماید دیگر چیزی جز دنیا برای او باقی نخواهد