حسن بن زید بن محمد

(تغییرمسیر از داعی کبیر)
حسن بن زید علوی
داعی کبیر
علویان در طبرستان.png
نقشهٔ قلمرو علویان طبرستان
دوران حکومت ۲۵۰ ـ ۲۷۰ هجری قمری حدود ۲۰ سال.
لقب(ها) داعی کبیر
داعی اول
داعی‌الی‌الحق
داعی الحق الی الخلق
داعی الی الله
حالب الحجاره
زادگاه مدینه، حجاز، عباسیان
مرگ ۳ رجب سال ۲۷۰ هجری (۸۸۴ میلادی)
محل مرگ آمل، طبرستان
آرامگاه محلهٔ راستکوی، آمل
پیش از ابوالحسین احمد بن محمد و محمد بن زید
پس از -
دودمان علویان طبرستان
پدر زید بن محمد
مادر آمنه بنت عبدالله
فرزندان یک دختر
دین شیعه زیدی

حسن بن زید بن محمد، ملقب به داعی کبیر، داعی اول و داعی الی الحق، از ویشوایان زیدیه، بنیان گذار سلسله علویان طبرستان در سده سوم هجری، و از سادات بنی الحسن است. حسن بن زید به دعوت اهالی طبرستان به این منطقه رفت و سلسله علویان طبرستان را تشکیل داد و به تبلیغ زیدیه پرداخت. او با بیرون راندن طاهریان از طبرستان و ری، حکومت خود را آغاز کرد اما در نبرد با عباسیان شکست خورد. بعدها پس از مرگ المعتز بالله عباسی، حکومت خود را بازپس گرفت. گفته شده وی مردی پارسا، فقیه و بخشنده بود اما با مخالفانش با شدت برخورد می‌کرد.

زندگی نامه

پدر او زید بن محمد بن اسماعیل بن زید بن حسن بن علی از سادات بنی الحسن ساکن در مدینه و مادرش دختر عبدالله بن عبیدالله اعرج بود.[۱]حسن بن زید روزگار جوانی خود را در مدینه به سر برد.[۲] وی احتمالا در قیام یحیی بن عمر شرکت داشته است. بعد از سرکوب این قیام و تشدید سیاستهای ضد علوی متوکل، خلیفه عباسی، سادات حجاز و عراق به نواحی مرکزی ایران مهاجرت کردند. در همین زمان بود که حسن بن زید به ری رفت و در آنجا اقامت گزید.[۳]

دعوت اهالی طبرستان

بعد از وقوع شورشی در طبرستان در سال ۲۵۰ق گروهی از اهالی به راهنمایی یکی از علویان ساکن در طبرستان به ری رفته، از حسن بن زید دعوت کردند تا رهبری آنان را بپذیرد. وی نیز از ری به طبرستان رفت و بیشتر مردم طبرستان و امیران محلی دیلمان، چون جَستانیان، در رمضان ۲۵۰ق با وی بیعت کردند.[۴]

فتح طبرستان

حسن بن زید برای بیرون راندن طاهریان از طبرستان، نخست به آمل حمله کرد. پس از تصرف آمل، رو به ساری نهاد. با تصرف ساری، سراسر طبرستان به سیطره حسن بن زید درآمد.[۵]

فتح ری

اندکی بعد، حسن بن زید سپاهی به فرماندهی یکی از خویشانش، که همنام او بود، برای فتح ری فرستاد. این فرمانده به شهر وارد شد و حاکم طاهری آنجا را بیرون راند و محمد بن جعفر علوی را به حکومت ری گمارد و خود به طبرستان بازگشت. حکومت محمدبن جعفر دوامی نداشت و نارضایتی مردم زمینه بازگشت طاهریان را به ری فراهم کرد، اما به زودی سرداران حسن بن زید ری را گرفتند.[۶] به این ترتیب، تمام طبرستان و بخش وسیعی از دیلم و ری به تصرف حسن بن زید درآمد.[۷] وی سپس، به تبلیغ آیین خویش (زیدی) پرداخت و داعیانش را به دماوند، فیروزکوه و حدود ری فرستاد.[۸]

نبرد با خلیفه عباسی

گسترش متصرفات حسن بن زید و محبوبیت او در بین مردم کوفه و سامرا، موجب هراس خلیفه عباسی، معتز، شد. او در سال ۲۵۳ق، برای سرکوبی حسن بن زید، سپاهی به فرماندهی موسی بن بُغا به سوی طبرستان فرستاد.[۹] موسی بن بغا در همدان مستقر شد و مُفْلِح را برای تصرف ری روانه کرد. مفلح پس از گرفتن قزوین و ری در ۲۵۵، وارد طبرستان شد. در نبرد مفلح و حسن بن زید، حسن بن زید شکست خورد و به دیلم گریخت. مفلح به آمل رفت و پس از سوزاندن خانه‌های علویان، در پی حسن بن زید روانه دیلم شد. در همین هنگام، موسی بن بغا به مفلح پیغام داد که از تعقیب حسن بن زید دست بردارد و در ری به وی بپیوندد. ظاهراً برکناری معتز از خلافت و مرگ او دلیل این تصمیم بود.[۱۰]

حکومت دوباره بر طبرستان

با رفتن موسی بن بغا و مفلح به سامرا در ۲۵۵ق، حسن بن زید به آمل بازگشت و سال بعد، ری را گرفت. او همچنین در ۲۵۷ق گرگان و در ۲۵۹ق قومس را ضمیمه متصرفات خود کرد.[۱۱]

نبرد با یعقوب لیث

حسن بن زید در ۲۶۰ق با حمله یعقوب لیث به طبرستان روبه‌رو شد. بهانه یعقوب برای حمله به طبرستان دستگیری عبداللّه بن محمد سجزی بود که بر او شوریده بود. یعقوب نخست ری را گرفت. ظاهراً یعقوب به حسن بن زید پیغام داده بود تا عبداللّه بن محمد سِجزی را تحویل دهد. چون حسن بن زید سرباز زد، یعقوب لیث آهنگ نبرد با وی را کرد. در آغاز جنگ، حسن بن زید گریخت و به کوهستان‌های دیلم پناه برد. یعقوب ساری و آمل را گرفت و در پی حسن بن زید به کوه‌های دیلم رفت. موقعیت جغرافیایی و آب و هوایی دیلم، کار را برای سپاهیان یعقوب دشوار ساخته بود. سرانجام بارانی که چهل روز پیاپی بارید، یعقوب را ناگزیر به عقب‌نشینی کرد.[۱۲] حسن بن زید در ۲۶۱ق، پس از رفتن یعقوب به سیستان، به طبرستان بازگشت. به دستور او، علویان به انتقام همراهی مردم چالوس با یعقوب، آن شهر را به آتش کشیدند.[۱۳]

نبرد با احمد بن عبداللّه خُجستانی

در این هنگام، اوضاع طبرستان ناآرام بود و در گرگان که برادر حسن بن زید، محمد، بر آن حکومت می‌کرد، گروهی از دیلمیان نافرمانی می‌کردند؛ ازاین رو، به دستور حسن بن زید، دست و پای هزار مرد دیلمی را، برای عبرت دیگران، بریدند. او همچنین در آمل گروهی از مخالفان خود را به قتل رساند.[۱۴] به این ترتیب، طبرستان را آرام کرد و تا سال ۲۶۶ق، بدون دغدغه، بر آنجا حکومت راند. در این سال، احمد بن عبداللّه خجستانی، از امرای صفاری، به گرگان حمله کرد. حسن بن زید، که غافلگیر شده بود، شکست خورد و به آمل رفت. در همین هنگام، حسن عقیقی، نایب حسن بن زید در ساری، ادعا کرد که حسن بن زید کشته شده است و برای خود از مردم بیعت گرفت. حسن بن زید به ساری رفت و حسن عقیقی را کشت.[۱۵]

درگذشت

حسن بن زید پیش از مرگ، برادرش محمد را به جانشینی خود برگزید. او در رجب یا شعبان ۲۷۰، بر اثر بیماری، درگذشت.[۱۶] تنها فرزند او دختری بوده که پیش از سن ازدواج درگذشته است.[۱۷]

شخصیت حسن بن زید

ابن اثیر[۱۸] وی را مردی معتقد، بخشنده و فقیه ذکر کرده است که همه ساله هزار دینار برای مرد پارسایی در بغداد می‌فرستاد تا وی آن را میان علویان شهر تقسیم کند. همچنین حسن بن زید به برپایی شعائر شیعی توجه فراوانی داشت، از جمله دستور داد تا عبارت «‌حی علی خیرِالعمل‌» در اذان ذکر شود، از «‌مسح بر خُفَّین‌» نهی کرد و با دیدگاههای جبری و تشبیهی و عقیده به قِدَم قرآن به تندی برخورد می‌کرد و در این باره بخشنامه‌ای به نواحی مختلف تحت حکومت خود فرستاده بود[۱۹] رفتار وی با مخالفانش نیز گاهی تند بوده است[۲۰] و از این حیث بر او انتقاد کرده‌اند.[۲۱]

حسن بن زید از نظر جسمی، فردی قوی[۲۲] و مشهور به حالب / جالب الحجاره بود.[۲۳] بیهقی[۲۴] این لقب را با توضیحاتی درباره معانی آن از آنِ اسماعیل بن حسن بن زید نیای حسن بن زید دانسته است. صَفَدی، [۲۵] احتمالاً به نقل از کتاب اخبارالخلفاء صولی، حسن بن زید را شاعر و آگاه به نقد شعر معرفی کرده و اشعاری نیز از وی نقل کرده است.

جایگاه حسن بن زید میان زیدیه

در سنّت رسمی زیدیه نیز وی امام شناخته نمی‌شود.[۲۶] ظاهرآ به دلیل همین رفتارها بود که گروهی از زیدیان طبرستان نامه‌ای به ابوجعفر زُباره، جدّ خاندان بنوزباره نیشابور در مدینه، نگاشتند و ضمن شکایت از رفتارهای حسن بن زید، از او خواستند تا برای امامت زیدیان به آنجا برود.[۲۷] ابوجعفر زباره نیز به طبرستان رفت، اما در آنجا با پیمان شکنی روبه رو شد و در نبردهایی که میان وی و حسن بن زید درگرفت، شکست خورد و راهی آبه (آوه) شد و در آنجا سکنا گزید.[۲۸]

پانویس

  1. بیهقی، ج۱، ص۲۵۶
  2. ابن اسفندیار، ج۱، ص۹۴
  3. صابی، ص۱۸، ۲۰؛ حاکم جِشُمی، ص۱۲۷
  4. محمدبن جریر طبری، ج۹، ص۲۷۱؛ حمزه اصفهانی، ص۱۷۰، ۱۷۴؛ صابی، ص۲۰
  5. محمدبن جریر طبری، ج۹، ص۲۷۱ـ۲۷۲؛ صابی، ص۲۱؛ ابن اثیر، ج۷، ص۱۳۲ـ۱۳۳
  6. محمدبن جریر طبری، ج۹، ص۲۷۵
  7. مسعودی، ج۵، ص۶۶
  8. ابن اسفندیار، ج۱، ص۲۳۱
  9. محمدبن جریر طبری، ج۹، ص۳۷۰، ۳۷۳
  10. محمدبن جریر طبری، ج۹، ص۳۸۲، ۳۸۹، ۴۰۶
  11. محمدبن جریر طبری، ج۹، ص۴۷۴، ۵۰۶؛ ابن اثیر، ج۷، ص۲۴۸
  12. محمدبن جریر طبری، ج۹، ص۵۰۸ـ۵۰۹
  13. ابن اثیر، ج۷، ص۲۸۸
  14. ابن اسفندیار، ج۱، ص۲۴۳، ۲۴۷ـ۲۴۸
  15. ابن اثیر، ج۷، ص۳۳۵
  16. محمدبن جریر طبری، ج۹، ص۶۶۶؛ ابن اثیر، ج۷، ص۴۰۷؛ افندی اصفهانی، ج۱، ص۱۸۸
  17. بخاری، ص۲۶؛ بیهقی، ج۱، ص۲۵۶؛ قس افندی اصفهانی، ج۱، ص۱۸۹
  18. ج ۷، ص۴۰۷ـ۴۰۸
  19. حاکم جشمی، ص۱۲۸ـ۱۲۹؛ ابن اسفندیار، ج۱، ص۲۴۰ـ ۲۴۱
  20. ابن اسفندیار، ج۱، ص۲۴۲
  21. بخاری، ص۲۶ـ۲۷؛ عمری، ص۲۱۸
  22. صفدی، ج۱۲، ص۲۰
  23. ابن اسفندیار، ج۱، ص۹۴
  24. ج ۱، ص۲۴۶
  25. ج ۱۲، ص۲۰ـ۲۲
  26. احمدبن موسی طبری، ص۱۷۲؛ حسنی، تتمیم آملی، ص۶۰۳
  27. بیهقی، ج۲، ص۴۹۲
  28. بیهقی، ج۲، ص۴۹۲

منابع

  • ابن اثیر.
  • ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان، چاپ عباس اقبال آشتیانی، تهران، ۱۳۲۰ش.
  • عبداللّه بن عیسی افندی اصفهانی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، چاپ احمد حسینی، قم ۱۴۰۱.
  • ابونصر سهل بن عبداللّه بخاری، سرّالسلسلةالعلویة، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۱/ ۱۹۶۲.
  • علی بن زید بیهقی، لباب الأنساب و الألقاب و الأعقاب، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۱۰.
  • محسن بن محمد حاکم جِشُمی، نُخَب من کتاب جلاءالابصار، نقلها احمد بن سعدالدین مسوری فی کتاب تحفة الأبرار، در اخبار ائمةالزیدیة فی طبرستان و دیلمان و جیلان، چاپ ویلفرد مادلونگ، بیروت: المعهد الالمانی للابحاث الشرقیة، ۱۹۸۷.
  • احمد بن ابراهیم حسنی، المصابیح، چاپ عبداللّه حوثی، صنعا ۱۴۲۳/۲۰۰۲.
  • حمزة بن حسن حمزه اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الأرض و الأنبیاء علیهم الصلاة والسلام، بیروت: دارمکتبة الحیاة، بی‌تا.
  • ابراهیم بن هلال صابی، کتاب المنتزع من الجزء الاول من الکتاب المعروف بالتاجی فی اخبار الدولة الدیلمیة، در اخبار ائمة الزیدیة فی طبرستان و دیلمان و جیلان، همان.
  • صفدی.
  • احمد بن موسی طبری، المنیر علی مذهب الامام الهادی یحیی بن الحسین علیهماالسلام، چاپ علی سراج الدین عدلان، صعده، یمن ۱۴۲۱/ ۲۰۰۰.
  • سيد ظهير الدين بن سيد نصير الدين مرعشى‏، تاريخ طبرستان و رويان و مازندران‏،مؤسسه مطبوعاتی شرق، تهران:۱۳۴۵ش.
  • محمد بن جریر طبری، تاریخ (بیروت).
  • علی بن محمد عمری، المجدی فی انساب الطالبیین، چاپ احمد مهدوی دامغانی، قم ۱۳۸۰ش.
  • عبدالحی بن ضحاک گردیزی، تاریخ گردیزی، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران ۱۳۶۳ش.
  • مسعودی، مروج (بیروت).

پیوند به بیرون

به زبان‌های دیگر مطالعه کنید