باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

اشعریان، طایفه‌ای از عرب‌های یمنی ساکن کوفه که در میان آنها شماری از صحابه رسول خدا(ص) و گروهی از عالمان و محدثان شیعی قرن دوم و سوم قمری دیده می‌شود. اسلام آوردن اشعریان پیش از فتح مکه، از افتخارات آنان است. اشعریون سابقه درخشانی در یاری اهل البیت(ع) داشته‌اند از جمله شرکت در جنگ صفین و قیام مختار.

خاندان اشعریون
شناسنامه خاندان
زمانه قرن دوم هجری قمری به بعد
بنیان‌گذار مالک بن عامر اشعری
خاستگاه یمن
وجه نام‌گذاری رسیدن نسب آنان به نبت بن ادد بن زید بن یشجب بن عریب بن زید بن کهلان معروف به أشعر
مکان استقرار
مکان استقرار یمن، عراق، ایران (قم)
حکومت
افراد سرشناس
یاران امامان آدم بن اسحاق بن آدم اشعری، آدم بن عبدالله بن سعد اشعری قمی، احمد بن اسحاق اشعری قمی، احمد بن محمد بن عیسی اشعری، احوص بن سعد بن مالک اشعری، حمزة بن یسع الاشعری، زکریا بن آدم اشعری
یاران مختار سائب بن مالک اشعری، محمد بن سائب اشعری
سایر مالک بن عامر اشعری، سعد بن مالک بن عامر اشعری

این طایفه در پی سختگیری‌های حجاج بن یوسف به شیعیان، از کوفه به قم مهاجرت کردند و قم را محل سکونت خود و مرکز ترویج تشیع در ایران ساختند. علت انتخاب قم از سوی اشعریون، فتح این ناحیه به دست جدشان مالک بن عامر بوده است. قدرت و نفوذ آنها در قم به گونه‌ای بوده که قم را از تابعیت اصفهان خارج کرده و حتی از حاکمان اصفهان مالیات می‌گرفته‌اند. شخصیت‌های برجسته‌ای از این خاندان، در شمار شاگردان و نزدیکان اهل بیت(ع) هستند.

محتویات

نسب

اشعریان اصالتاً یمنی و عرب قحطانی بودند،[۱] و نسب آنان به «نبت بن ادد بن زید بن یشجب بن عریب بن زید بن کهلان» معروف به اشعر می‌رسید.[۲] بعضی علت این نامگذاری را چنان دانسته‌اند که جد آنان پر مو بوده است.[۳]

اشعر هفت پسر داشت که هر کدام سرسلسله قبیله‌ای شدند و همه را اشعری می‌گفتند. مراد از اشعریان در این مدخل نسل جماهر، یکی از فرزندان اشعر است.[۴]

قبل از اسلام

در منابع اسلامی، فضایل بسیاری به اشعریان پیش از اسلام نسبت داده شده و از جوانمردی و نیک‌خویی آن یاد شده است. به گفته این روایات اشعریان چنان بودند که گویی در اموال و املاک و منازل و دارایی خود با مردم سهیم بودند.[۵] هم‌چنین ادعا شده گروهی از اینان در حمله ابرهه به کعبه شرکت داشته‌اند.[۶]

اسلام اشعریان

نخستین اشعری مسلمان

مالک بن عامر اشعری را اولین مسلمان از قبیله اشعریان دانسته‌اند، وی که جد اعلای اشعریان قم است، نخستین مهاجر این قوم به سوی پیامبر(ص)، جهت پذیرش اسلام بود. وی پس از اسلام آوردن به میان قوم خود باز گشت و چند سال بعد با اقوام خویش دوباره، به نزد پیامبر(ص) آمد.[۷][۸]

اسلام آوردن سایر اشعریان

پس از اسلام مالک بن عامر، گروهی دیگر از اشعریان در سال هفتم پس از غزوه خیبر به مدینه آمدند و مسلمان شدند.[۹] برخی مورخان به گونه‌ای دیگر، اسلام آنان را، بیست سال پس از مبعث پیامبر(ص) گزارش کرده‌اند.[۱۰] غالب منابع به هجرت و اسلام مالک در مکه، اشاره نکرده‌اند[۱۱]به هر حال اسلام اشعریان از سر رغبت بوده و این کار پیش از فتح مکه می‌تواند مایه افتخار آنان باشد.[۱۲]بر خلاف بعضی از قبایل عرب که بعدها و زمانی که پیروزی پیامبر(ص) را حتمی دیدند، گروه گروه مسلمان شدند،[۱۳]

از چهره‌های نامدار اشعری در بین صحابه پیامبر اسلام(ص) افزون بر ابوموسی اشعری می‌توان به ابو عامر اشعری که در جنگ حنین به شهادت رسید و فرزند او عامر بن ابی عامر و نیز حارث اشعری از جمله راویان حدیث پیامبر(ص) اشاره کرد.[۱۴]

هجرت به عراق

در دوره فتوحات، اشعریان نیز در فتح عراق شرکت کردند. اشعریان در نبرد مدائن حضور داشتند و مالک بن عامر اشعری (جد اعلای اشعریان قم) نخستین فرد از سپاهیان عرب بود که از دجله عبور کرد و پس از او دیگر لشکریان از آن گذشتند و ساسانیان را شکست دادند.[۱۵] وی را فاتح نواحی جبال از جمله ساوه دانسته‌اند،[۱۶] پس از فتح عراق، اشعریان همانند بسیاری از یمنی‌ها در کوفه ساکن شدند، دو تن از فرزندان مالک یعنی سائب و سعد از بزرگان کوفه و سرشناسان عراق بودند. سعد بن مالک همان کسی است که در ایام خلافت عثمان بن عفان به شراب خواری ولید بن عقبه، امیرکوفه، شهادت داد.[۱۷]

گرایش به اهل بیت

در وقایع پس از قتل عثمان، سه گروه از اشعریان را می‌توان بازشناخت: گروهی از اشعریان در زمان فتوحات به شام رفته بودند و در نزاع معاویه با امام علی(ع) در سپاه معاویه و طرفدار او بودند. گروهی از اشعریان نیز در کوفه به رهبری ابو موسی اشعری از علی و عثمان کناره گرفتند و گروهی دیگر به رهبری مالک بن عامر به تشیع و طرفداری از علی(ع) گرایش پیدا کردند و همین گروه‌ بعدها به قم آمدند.[۱۸]

درباره سابقه تشیع این گروه از اشعریان گزارش‌های زیادی وجود ندارد؛ اما مواردی نقل شده است:

یکی از گزارش‌ها شرکت مالک بن عامر در نبرد صفین در سپاه امام علی(ع) است.[۱۹]

درباره گرایش سائب فرزند مالک به تشیع نیز روایاتی در منابع نقل شده از جمله این که هنگام حرکت امام علی(ع) برای نبرد با اهل جمل، آن حضرت به ابوموسی اشعری فرمان بسیج مردم کوفه را داد، ابو موسی که موافق نبود از سائب بن مالک اشعری مشورت خواست و سائب او را به اطاعت از فرمان امام(ع) توصیه کرد.[۲۰]

دیگر این که: وقتی عبدالله بن مطیع عامل کوفه از سویزبیریان، سیره عمر و عثمان را مبنای حکومت خود قرار داد، سائب بن مالک اشعری اعتراض کرده و ضمن نقد سیره عثمان وعمر، گفت ما تنها به سیره علی(ع) راضی می‌شویم.[۲۱]

شرکت فعال وی در قیام مختار[۲۲] که به نام خونخواهی از اهل بیت بود، مویدی بر حضور وی در امور سیاسی و اجتماعی به نام اهل بیت است. وقتی مختار بر اوضاع کوفه مسلط شد سائب خطبه‌ای خواند و در ابتدای آن گفت: یا شیعة آل رسول الله.[۲۳]

وی هنگام کشته شدن به دست سپاه زبیریان این دو بیتی را می‌خواند:

یا سائب ابن مالک یا اشعری (ای سائب پس مالک اشعری)
اشدد علی الدرع کی لا نثنی (زره را بر خودت محکم کن تا به دشمن تمایل پیدا نکنی)
حسبی من العتره اولاد النبی (از خاندان پیامبر(ص) فرزندان او مرا بس است)
حسبی علی و علی و علی.[۲۴] (مرا علی و علی و علی بس است)

فرزندان و فرزندان برادر وی نیز بر همین عقیده بودند.

هجرت به ایران

به نقل کتاب تاریخ قم، درباره علت مهاجرت اشعریان به ایران سه گزارش وجود دارد:

بر اساس برخی روایات به دلیل سابقه همکاری اشعریان با امام علی(ع) و شرکت آنان در قیام مختار، حجاج بن یوسف ثقفی عامل خلیفه بر عراق، بر ایشان سخت گرفت. وی محمد بن سائب را به آذربایجان تبعید کرد اما محمد در کوفه مخفی شد، حجاج بر او دست یافت و به قتل رساند.[۲۵] بعد از کشته شدن محمد بن سائب، اشعریان از کوفه خارج شدند.[۲۶]

برخی روایات تاریخی، خروج اشعریان از کوفه را به شرکت آنان در قیام ضد اموی «عبدالرحمن بن محمد بن اشعث» مربوط دانسته‌اند. حجاج بعد از شکست دادن ابن اشعث، بر اشعریان خشم گرفت و تنها سه روز به آنان فرصت داد تا کوفه را ترک کنند و دستور داد بعد از سه روز هر کس از آل سائب بن مالک را یافتند، بکشند.[۲۷]

روایت دیگری درباره علت کوچ اشعریان به ایران وجود دارد و آن بدرفتاری احوص اشعری با کشاورزان ایرانی است که در زمین‌های او کار می‌کردند. بر اساس این روایت، حجاج، احوص را در سال ۹۳ق به این دلیل به زندان افکند و بعد او را به وساطت برادرش عبدالله آزاد کرد. عبدالله که از خشم گرفتن دوباره حجاج بر برادرش می‌ترسید مهاجرت از کوفه را چاره کار دانست.

به هر روی، فرزندان سائب از کوفه کوچ کردند، فرزندان سعد بن مالک نیز به آنان پیوستند، اولاد سعد به سوی قم آمده و در آنجا منزل گزیدند،[۲۸] بدین ترتیب تمام فرزندان مالک بن عامر به سوی ایران سفر کردند، آنان و جمعی از خدمتگزاران، حرکت نموده و در راس آنان عبدالله و احوص پسران سعد اشعری بودند،[۲۹] پس از مدتی اقوام و خویشان اشعریان به قم مهاجرت کردند.[۳۰][۳۱]

دلیل انتخاب قم

در باره چرایی سکونت اشعریان در قم، گفته شده قم را جدشان مالک بن عامر فتح کرده بود و با مردم این ناحیه رفتار خوبی داشته و حتی اشرار طبرستان و دیلم را از آن منطقه دفع کرده بود.[۳۲] وی وقتی به کوفه برگشت، جریان دیلیمان و اهالی طخرود را با فرزندان خود در میان گذاشت، همین امر باعث عزیمت آنان به این نواحی شد و مورد استقبال مردم این شهر نیز قرار گرفتند.[۳۳]

بر اساس برخی گزارش‌ها مقصد اشعریان قم نبود و اشعریان قصد سفر به مناطق دیگر از جمله اصفهان، قزوین و آذربایجان را داشتند؛ اما به دلیل تلفاتی که بر اثر شیوع وبا در ماه بصره (منظور شهرهای همدان، نهاوند و قم است که عرب‌ها آن را ماه بصره می‌خواندند) به سوی مرکز ایران حرکت کرده و در سال ۹۴ق به روستای اَبَرَشّتَجان از نواحی قم رسیده و در آنجا به طور موقت اقامت کردند. در همین زمان دیلمیان به قم حمله کردند و اشعریان به کمک اشراف محلی آمده و دیلمیان را شکست دادند. بعد از این واقعه بومیان خواستار سکونت اشعریان در قم شدند.[۳۴]

اشعریان در قم

با افزایش جمعیت اشعریان و در پی آن افزایش نفوذ و قدرت اشعریان در قم، اختلافاتی بین آنان و بومیان شهر ایجاد شد. نویسنده تاریخ قم عامل این اختلافات را بدرفتاری و نقض پیمان بومیان دانسته است. اشعریان بر بومیان غلبه کرده و بزرگان آنان را کشتند.[۳۵]

اشعریان در توسعه و آبادانی قم نقش مهمی داشتند و قم را که متشکل از روستاهای پراکنده بود به شهری اسلامی تبدیل کردند.[۳۶] از همین روست که برخی منابع بنای شهر قم را به اینان نسبت می‌دهند.[۳۷][۳۸] اما مسلم است که اشعریان قم را به سرعت توسعه دادند، و آن را از اصفهان جدا نموده و به صورت شهری مستقل در آوردند و بر اهمیت آنان افزودند،[۳۹] ورود اشعریان به قم باعث نفوذ و گسترش اسلام و عقاید شیعی شد.

قدرت و سیطره نفوذ

با همت اشعریان، قم که ابتدا از توابع اصفهان بود به جایی رسید که از حاکمان اصفهان خراج می‌گرفت، و دایره نفوذش تا همدان پیش رفت.[۴۰] قمی‌ها با توجه به این که مذهب شیعه داشتند، از ورود کارگزاران حکومت بنی عباس به داخل شهر قم جلوگیری می‌کردند،و خود از میان خود قاضیانی برای قضاوت برمی‌گزیدند.[۴۱] وقتی حسین بن حمدان شیعی مذهب از سوی خلیفه به عنوان حاکم به سوی آنان آمد، مردم به استقبال او رفتند و حکومتش را پذیرفتند.[۴۲] اشعریان افزون بر قم، آوه، ساوه، تفرش و کاشان را نیز تحت سیطره خود در آورده بودند.[۴۳] و حتی بعضی قزوین را هم جزء منطقه تحت نفوذ آنان دانسته‌اند.[۴۴]

اظهار تشیع

اگر چه اشعریان از زمان عامر بن مالک به اهل بیت گرایش داشتند، ولی اولین کسی که این عقیده را در قم و در دوران حاکمیت اهل سنت در جهان اسلام و ایران، علنی ساختموسی بن عبدالله اشعری بود.[۴۵][۴۶] از آن به بعد اشعریان به راحتی درباره مذهب خود اظهار نظر می‌کردند و در تبلیغ ائمه شیعه همت می‌گماشتند.

آنان آشکارا خمس اموال خود را به ائمه می‌دادند و از پرداخت خراج به حکومت مرکزی امنتاع می‌کردند. خودداری از پرداخت خراج باعث برور درگیری‌های شدید میان اشعریان و برخی خلفا شد. از جمله در زمان مأمون و معتصم لشکری از سوی برای سرکوب و کشتار اشعریان به قم فرستاده شد.[۴۷]

در مقابل،‌ برخی از خلفا نیز افرادی از اشعریان را به حکمرانی قم برمی‌گزیدند؛ از جمله هاورن الرشید، عامر بن عمران بن عبدالله اشعری را در سال ۱۹۲ق. به ولایت قم فرستاد و بعد از وی نیز پسرش عامر حاکم قم شد. علی بن عیسی الطلحی اشعری نیز در سال ۲۱۲ق. از جانب حکومت والی قم شد.[۴۸]

رابطه با ائمه معصومین علیهم السلام

اشعریان، روابط عمیقی با ائمه معصومین(ع) داشتند این رابطه تا غیبت امام دوازدهم(عج) ادامه داشت و در هیچ دوره‌ای قطع نشد. آگاهی از میزان و کیفیت روابط ایشان با امامان معصوم(ع) و شناخت منزلت و جایگاه آنان نزد ائمه(ع) وبالعکس، با مراجعه به مجامع حدیثی و کتب رجالی شیعه به دست می‌آید، بیش از صد تن از اصحاب ائمه(ع) از اشعریان بودند، و تنها ۱۲ تن از فرزندان عبدالله بن سعد از اصحاب امام صادق(ع) به شمار آمده‌اند.[۴۹] برخی از آنان جزء اصحاب خاص ائمه(ع) قلمداد می‌شدند.

فعالیت‌های علمی

حدود ۵۰ تن از اشعریان قم از چهارصد شیخ، حدیث نقل کرد‌ه‌اند و برخی بیش از ۱۶۰ کتاب نوشته‌اند. محور اصلی این کتاب‌ها فقه است، اگر چه در عقاید نیز کتاب داشتند.[۵۰]

از سوی دیگر، دانشمندانی چونعلی بن ابراهیم قمی، محمد بن حسن صفار، الحمیری،