باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

ابراهیم
مینیاتور پرتاب کردن ابراهیم(ع) در آتش.jpg
ابراهیم در آتش، اثر استاد فرشچیان
اطلاعات پیامبر
نام در قرآن: ابراهیم
نام کتاب: صحف
خویشاوندان مهم: اسماعیلاسحاقهاجرسارهآذرتارخ
معجزات: سرد شدن آتشچهار مرغ
پیامبران هم‌عصر: لوط
دین: حنیف
مخالفان: نمرود
حوادث مهم: ذبح فرزندبنای کعبه
-
پیامبران حضرت محمد(ص)ابراهیمنوحعیسیموسیسایر پیامبران

حضرت ابراهیم مشهور به ابراهیم خلیل، دومین پیامبر اولوالعزم است. ابراهیم در بین النهرین به پیامبری مبعوث شد و نمرود حاکم زمان خود و مردم آن ناحیه را به آیین توحیدی دعوت نموده با آنها در مورد اعتقاداتشان مناظره نمود اما جز عده کمی دعوت او را نپذیرفتند و چون او از ایمان آوردن آنها مایوس شد به فلسطین مهاجرت نمود.

اسماعیل(ع) و اسحاق (ع) دو فرزند ابراهیم و جانشینان او هستند. نسب قوم بنی اسرائیل که پیامبران زیادی از بین آنها ظهور نمود و همچنین حضرت مریم مادر حضرت عیسی، از طریق اسحاق به ابراهیم(ع) می‌رسد و نسب پیامبر اسلام به اسماعیل فرزند دیگر او می‌رسد.

قرآن بنای خانه کعبه و دعوت مردم به مناسک حج را به او نسبت می‌دهد و او را خلیل الله و کسی معرفی می‌نماید که پس از آزموده شدن با بلاها به مقام امامت نائل شده است.

محتویات

زندگی‌نامه

ولادت

بیشتر محققان‌، سده ۲۰ق‌م‌ را تاریخ‌ ولادت‌ ابراهیم‌ دانسته‌اند و برخی‌ از آن‌ها رقم‌ دقیق‌تر ۱۹۹۶ق‌م‌ را ذکر کرده‌اند.[۱] در منابع اسلامی چندین شهر به عنوان زادگاه ابراهیم(ع) ذکر شده است. مطابق با تاریخ طبری برخی بابل یا کوثا از نواحی سواد عراق که در زمان او نمرود در آنها حکومت می‌نموده است را زادگاه او دانسته‌اند و برخی محل ولادت او را الورکاء (اوروک‌) یا حرّان‌ دانسته‌اند و گفته‌اند بعدا پدرش او را به بابل یا کوثا منتقل نمود.[۲] در روایتی که از امام صادق(ع) نقل شده است «کوثا» به عنوان زادگاه ابراهیم و محل استقرار نمرود ذکر شده است.[۳]

ابن‌ بطوطه‌ جهانگرد قرن ششم قمری، از محلی‌ به‌ نام‌ بُرص‌ میان‌ حله‌ و بغداد در عراق یاد کرده‌ که‌ گفته‌اند زادگاه‌ ابراهیم‌ بوده‌ است‌.[۴]

پدر ابراهیم

درباره‌ نام‌ پدر ابراهیم‌ اختلاف‌ است. در عهد عتیق‌ این‌ نام‌، ترح‌ ضبط شده‌ است[۵] که در منابع تاریخی مسلمانان، تارخ[۶] یا تارح[۷] ذکر شده است. اما در قرآن آمده است: «وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ: هنگامی که ابراهیم به پدرش آزر گفت ...» [۸] کلمه «اب» علاوه بر پدر بر عمو و جد و سرپرست و ... نیز دلالت دارد[۹] در تفاسیر قرآن در مورد اینکه معنای «اب» در این آیه چیست اختلاف‌نظر وجود دارد؛ برخی‌ از تفاسیر اهل سنت دلالت‌ بر این‌ دارد که‌ آزر نام‌ پدر حضرت ابراهیم است‌[۱۰] اما مفسران شیعه «اب» در این آیه را به معنی پدر نمی‌دانند.[۱۱]

زیارتگاه منسوب به حضرت ابراهیم در عراق

رشد ابراهیم

مطابق با برخی منابع تاریخی، در سالی که ابراهیم(ع) به دنیا آمد به دستور نمرود هر نوزادی به دنیا می‌آمد به قتل می‌رساندند چرا که منجمین پیش‌بینی کرده بودند در این سال کودکی به دنیا خواهد آمد که بنای مخالفت با دین نمرود و پیروانش را می‌گذارد و بت ها را می‌شکند. به همین خاطر مادر حضرت ابراهیم، او را از ترس نمرودیان داخل غاری که در نزدیکی خانه‌اش بود، گذاشت، و بعد از سپری شدن ۱۵ ماه، او را شبانه از غار بیرون آورد.[۱۲]

ازدواج و فرزندان

همسر نخستین ابراهیم ساره است و ابراهیم(ع) بنا به نقل تورات در اور کلدانیان با او ازدواج نمود.[۱۳] از تورات برمی‌آید که او خواهر ناتنی ابراهیم بوده است[۱۴]، اما مطابق با روایات شیعه، ساره دختر خاله ابراهیم و خواهر لوط(ع) بوده است.[۱۵] مطابق با یکی از این روایات، ابراهیم(ع) در کوثا با او ازدواج نمود و او صاحب مال فراوانی بود که پس از ازدواج حضرت ابراهیم با او، به تملک ابراهیم(ع) در آمد و حضرت ابراهیم آنها را زیادتر نمود. به نحوی که در منطقه زندگی او کسی به اندازه او مال و حشم نداشت[۱۶]

ابراهیم از ساره فرزنددار نمی‌شد، از این رو ساره، کنیز خود هاجر را به او بخشید و ابراهیم از او صاحب فرزندی به نام اسماعیل شد.[۱۷] اما پس از چندی ساره خود از ابراهیم صاحب فرزندی به نام اسحاق شد. تولد اسحاق پنج یا ۱۳ سال بعد از اسماعیل دانسته شده است.[۱۸] و بنا به برخی نقل‌ها، هنگام تولد اسحاق، ابراهیم(ع) بیش از ۱۰۰ سال داشته و ساره ۹۰ ساله بوده است.[۱۹] و مطابق با نقل دیگری اسحاق سى سال بعد از اسماعیل متولد شد و ابراهیم(ع) در آن زمان ۱۲۰ سال داشت.[۲۰]

بنا به نقلی ابراهیم(ع) پس از در گذشت ساره با دو زن دیگر ازدواج نمود که از یکی صاحب ۴ پسر و از دیگری صاحب ۷ پسر شد و مجموع فرزندان او به ۱۳ پسر رسید.[۲۱]

ابراهیم(ع) در قرآن

در قرآن ۶۹ مرتبه از ابراهیم یاد شده[۲۲] و سوره‌ای به دلیل پرداختن به داستان زندگی ابراهیم، به نام او نامگذاری شده است.[۲۳] قرآن در مورد شخصیت یا زندگی او به موارد زیر پرداخته است:

ایمان او سوره انعام، آیه ۷۶تا۷۹
آئین حنیف او سوره آل عمران، آیه۹۵ - سوره انعام، آیه ۱۶۱ - سوره نحل، آیه ۱۲۰
نبوت، دعوت به توحید و مبارزه با شرک سوره مریم، آیه۴۱تا۴۸ - سوره انبیاء، آیه ۵۱تا۵۷ - سوره شعراء، آیه ۶۹تا۸۲ - سوره صافات، آیه ۸۳تا۱۰۰ - سوره زخرف، آیه ۲۶و۲۷ - سوره ممتحنه، آیه۴ - سوره عنکبوت، آیه ۱۶تا۲۵
امامت او سوره بقره، آیه۱۲۴
دعاهای او سوره ابراهیم، آیه ۳۵تا۴۱
هجرتش به سرزمین مبارک سوره انبیاء، آیه ۷۱
ماجرای فرزنددار شدنش در پیری سوره ذاریات، آیه۲۴تا۳۰ - سوره هود، آیه۶۹تا۷۳
ذبح اسماعیل سوره صافات، آیه ۱۰۱تا۱۰۷
پیوندش با لوط سوره هود، آیه۷۴تا۷۶ - سوره عنکبوت، آیه ۲۶ و آیه۳۱و۳۲
بنای کعبه توسط او به کمک اسماعیل سوره بقره، آیه۱۲۷
انجام مناسک حج سوره حج، آیه ۲۶تا۲۹
معجزه زنده نمودن چهار پرنده سوره بقره، آیه۲۶۰
اینکه پیامبران بعدی از نسل او هستند سوره مریم، آیه۴۹ - سوره حدید، آیه۲۶ - سوره انبیاء، آیه ۷۲و۷۳

برخی از آیات قرآن به ویژگی های شخصیتی حضرت ابراهیم پرداخته است به عنوان نمونه آیه ۷۵ سوره هود او را، بردبار، دلسوز و بازگشت‏ کننده به سوى خدا معرفی می‌کند.

نبوت

حضرت ابراهیم(ع) در روایات پس از حضرت نوح(ع) به عنوان دومین پیامبر از پیامبران اولوالعزم مورد اشاره در آیه ۳۵ سوره احقاف معرفی شده است.[۲۴] قرآن مجید، از اظهار ایمان ابراهیم‌ به ستاره، ماه و خورشید و س‍پس رویگردانی از پرستش آنها و ایمان به خالق آسمانها و زمین سخن به میان می‌آورد. او دلیل این کار خود را افول و غروب اجرام آسمانی بیان می‌کند.[۲۵] بعضی‌ از روایت‌ها حاکی‌ از آن‌ است‌ که‌ این‌ واقعه‌ هنگام‌ نزاع ابراهیم‌ با قوم‌ خود روی‌ داد و در واقع‌ اظهار اعتقاد ابراهیم‌ به‌ اجرام‌ آسمانی‌ و سپس‌ رویگردانی‌ وی‌ از آن‌ها برای‌ متوجه‌ ساختن‌ قوم‌ به‌ بی‌اعتبار بودن‌ این‌ آیین‌ و متوجه‌ ساختن‌ آنها به‌ وحدانیت‌ خداوند بوده‌ است‌[۲۶]

قرآن همچنین در آیه ۲۵۸ سوره بقره از مناظره ابراهیم با نمرود سخن به میان می‌آورد. ابراهیم در این مناظره از نمرود خواست که اگر او خدا هست خورشیدش را از مغرب بیاورد.[۲۷]

معجزات

  • سرد شدن آتش؛ ابراهیم پس از آن که دید قومش از پرستش بت‌ها دست برنمی‌دارند، بت‌ها را شکست و این‌ کار را به‌ بت‌ بزرگ‌ نسبت‌ داد و از قوم‌ خود خواست که‌ علت‌ آن‌ را از بت‌ بپرسند. اما بت‌ قادر به‌ سخن‌ گفتن‌ نبود و قوم‌ در برابر این‌ حجت‌ فرو ماندند، آنها او را به سبب شکستن بت ها در آتش انداختند ولی آتش‌ به دستور الهی بر او سرد شد. [۲۸]
  • چهار مرغ؛ مطابق با آیه ۲۶۰ سوره بقره در پاسخ به در خواست حضرت ابراهیم برای دیدن زنده شدن مردگان توسط خدا، خداوند او را مامور نمود که چهار پرنده را ذبح و با هم مخلوط کرد و بر فراز چند کوه قرار دهد. او این کار را انجام داد و سپس پرندگان را فرا خواند، آنها زنده شدند و به سوی او شتابان آمدند.

مهاجرت ابراهیم

گرایش‌ ابراهیم به توحید که‌ به‌ درگیری او با قوم‌، پدر، و فرمانروای‌ معاصرش‌ انجامید او را به‌ مهاجرتی واداشت‌ که قرآن‌ علل‌ آن را بیان‌ می‌کند اما از مبدأ و مقصد جغرافیایی‌ این‌ هجرت‌ سخنی‌ به میان نمی‌آورد[۲۹] تنها مطلبی که قرآن در این مورد دارد این است که ما او را به همراه لوط به سرزمینی بردیم که در آن برای جهانیان برکت نهاده‌ایم.[۳۰]

برخی کتابهای تفسیری مقصد مهاجرت او را شام[۳۱] یا فلسطین و بیت المقدس[۳۲] دانسته‌اند. در روایت امام صادق(ع) نیز بیت المقدس به عنوان مقصد هجرت ابراهیم(ع) معرفی شده است.[۳۳]

بنای کعبه

مطابق با قرآن حضرت ابراهیم علیه السلام به کمک فرزندش اسماعیل، کعبه را بنا نمود[۳۴] و به فرمان خدا مردم را به مناسک حج دعوت کرد.[۳۵] و مطابق برخی روایات کعبه نخستین بار توسط حضرت آدم علیه السلام بنا گردید و ابراهیم علیه السلام در زمان خود آنرا بازسازی نمود.[۳۶]

در کنار کعبه جایگاهی قرار دارد که در آن سنگی نگهداری می شود که رد پای ابراهیم بر آن نقش بسته است. بر اساس روایات، پس از اینکه خداوند به ابراهیم(ع) امر فرمود مردم را برای انجام حج فراخوانَد، او بر روی این سنگ قرار گرفته و امر الهی را انجام داد و جای پای وی در سنگ ماند.[۳۷] در نقلی دیگر، اثر پاها به هنگام ساخت قسمت‌های بالای دیوار کعبه که ابراهیم علیه‌السلام بر روی این سنگ می‌ایستاد ایجاد شده است.[۳۸] به این محل مقام ابراهیم گفته می شود.

ذبح فرزند

نوشتار اصلی: ذبیح‌الله

یکی از امتحانهای الهی حضرت ابراهیم مامور شدن او به ذبح فرزندش بود. مطابق با گزارش قرآن ابراهیم در خواب دید که فرزندش را ذبح می‌نماید پس این موضوع را با پسرش در میان نهاد و فرزندش از او خواست که مطابق با فرمان الهی عمل نماید. هنگامى كه آن دو تسليم خواسته خدا شدند و ابراهيم، فرزندش را در قربانگاه خوابانید تا ذبحش كند، ندا آمد كه: «اى ابراهيم! خوابت را تحقق دادى، به راستى ما نيكوكاران را اين‏گونه پاداش مى‏‌دهيم [كه نيّت پاك و خالصشان را به جاى عمل می‌پذیریم.] به يقين اين آزمايش روشن بود و ما فرزندت را در برابر قربانى بزرگى [از ذبح شدن‏] رهانيديم.»[۳۹]

قرآن نام فرزند ابراهیم که مامور به ذبح او شد را نبرده است و در این مورد بین عالمان اختلاف نظر وجود دارد. علمای اهل سنت در این مورد که او اسماعیل بوده است یا اسحاق اختلاف دارند.[۴۰] روایات شیعه نیز مطابق با آنچه در تفسیر روایی البرهان آمده است در این مورد مختلف است.[۴۱] اما شیخ طوسی معتقد است آنچه از روایات شیعه در این موضوع برمی‌آید آن است که این ذبیح، اسماعیل بوده است.[۴۲] و مطابق با سخن ملاصالح مازندرانی در شرح فروع کافی نظر مشهور بین علمای شیعه نیز همین است.[۴۳]

جایگاه ابراهیم

خلیل الله

بر اساس آیات قرآن، خداوند ابراهیم را به عنوان خلیل برگزیده است.[۴۴] از این‌رو به خلیل الله ملقب شده است. برپایه روایاتی که در علل الشرایع نقل شده، کثرت سجده، رد نکردن خواسته دیگران و درخواست نکردن از غیرخدا،[۴۵] اطعام دادن و عبادت شب در حالی‎که مردم در خواب بوده‌اند[۴۶] از دلایل انتخاب او به عنوان خلیل از سوی خدا بوده است. همچنین از امام هادی نقل شده، دلیل برگزیدن شدن ابراهیم به عنوان خلیل، کثرت صلوات فرستادن او بر محمد و خاندانش بوده است.[۴۷]

برخی از مفسران خلیل را از ریشه خُلّت به معنای دوستی دانسته‌اند؛[۴۸] به گفته فضل بن حسن طبرسی، مفسر شیعی منظور از اینکه ابراهیم خلیل خدا بود یعنی با دوستان خدا دوست و با دشمنان خدا دشمن بود و منظور از اینکه خدا خلیل ابراهیم بود یعنی او را در برابر دشمنان یاری می‌داد چنان‌که او را از آتش نمرود نجات داد و آن را بر او سرد کرد همچنین هنگام ورود به مصر او را از پادشاه مصر محافظت کرد و امام و پیشوای مردم قرار داد.[۴۹] هر چند گفته شده برخی، خلیل را از ریشه خَلّت به معنای نیازمند دانسته و گفته‌اند که ابراهیم خلیل الله بود یعنی در همه چیز خود را نیازمند خدا می‌دانست.[۵۰]

ابوالانبیاء

مطابق با قرآن ابراهیم جد تعداد از پیامبران بعد از خود است.[۵۱] به همین دلیل ابراهیم را ابوالانبیاء لقب داده‌اند[۵۲] فرزند او اسحاق جد بنی‌اسرائیل است و از نسل او پیامبرانی از جمله یعقوب، یوسف، داوود، سلیمان، ایوب، موسی، هارون و دیگر پیامبران بنی‌اسرائیل متولد شدند.[۵۳] و بنا بر روایات اسلامی نسب‌ پیامبر اکرم، حضرت محمد(ص) به اسماعیل می‌رسد.[۵۴] همچنین نسب حضرت عیسی از طریق مادرش مریم(ع) به حضرت یعقوب فرزند اسحاق می‌رسد.[۵۵] و در آیه ۸۵ سوره انعام از عیسی(ع) به عنوان یکی از پیامبرانی که در نسل او قرار دارد یاد شده است.

جایگاه امامت

نوشتار اصلی: آیه ابتلای ابراهیم

مطابق با آیه ۱۲۴ سوره بقره خداوند حضرت ابراهیم(ع) را پس از چند امتحان به مقام امامت نصب کرد به نظر علامه طباطبایی مقام امامت در این آیه به معنای هدایت باطنی است، مقامی که رسیدن به آن، لازمه برخورداری از کمال وجودی و مقام معنوی ویژه‌ای است که پس از مجاهدت‌های بسیار به دست می‌آید.[۵۶] به عقیده او صبر در راه خدا و یقین به آیات الهی، موجب رسیدن حضرت ابراهیم به مقام امامت و هدایت‌گری به امر خاص الهی شد.[۵۷]

ابراهیم در عهدین

در عهد عتیق‌ حضرت ابراهیم در ابتدا به نام اَبرام یاد شده است[۵۸] و با همین نام نیز مورد خطاب قرار گرفته است. اما در باب ۱۷ آمده است: «اما من اینک عهد من با توست و تو پدر اُمّت‌های بسیار خواهی بود. و نام تو بعد از این ابرام خوانده نشود بلکه نام تو ابراهیم خواهد بود، زیرا که تو را پدر امت‌های بسیار گردانیدم.» [۵۹]

و پس از آن با عنوان ابراهیم مورد خطاب قرار گرفته است.

بنابر روایت‌ عهد عتیق ابراهیم‌ به‌ قبایل‌ آرامی‌ که‌ از جزیرة العرب به‌ کرانه‌های‌ فرات‌ در شمال سوریه کوچیده‌ بودند، نسب‌ می‌برد.[۶۰] و ابراهیم‌ در ۷۰ سالگی‌ پدرش متولد شده است[۶۱]

مطابق با باب ۱۱ سِفر پیدایش، تارح پدر ابراهیم از اور کلدانیان به همراه ابراهیم، ساره و لوط به قصد کنعان رحل سفر بست و چون به حران رسید در آنجا توقف نمود و در همانجا مرد.[۶۲] و از این برمی‌آید که زادگاه ابراهیم اور کلدانیان بوده است.[۶۳] اما در ابتدای باب ۱۲ حران را مولد ابراهیم و سرزمین پدری او می‌داند.[۶۴]

مطابق با تورات، ابراهیم تا ۷۵ سالگی در حرّان ماند و در ۷۵ سالگی به امر خداوند از حرّان به کنعان رفت و همسرش ساره و برادرزاده‏‌اش لوط و برخی از مردم حرّان را نیز با خود برد و در آنجا در شرق بیت‏ئیل خیمه زدند و در آنجا مذبحی بنا نمودند.[۶۵] پس از آن به سبب وقوع قحطی ناچار شدند به مصر کوچ کنند[۶۶] اما پس از چندی از مصر به بیتئیل بازگشتند[۶۷] و بعدا به حبرون (الخلیل) نقل مکان نموده در آنجا ساکن شدند.[۶۸]

در تورات آمده است که ابراهیم به هنگام ورود به مصر، همسر خود ساره را به عنوان خواهر خود معرفی نمود تا خود را از آسیب مصریان به طمع دستیابی به همسرش حفظ نماید. به همین خاطر فرعون مصر که مفتون زیبایی او شده بود او را به همسری گرفت و خداوند فرعون و اهل خانه او را به سبب آن به بلایای سختی مبتلا نمود.[۶۹]علامه طباطبائی این بخش از داستان ابراهیم در تورات را با استناد به مناسبت نداشتن آن با مقام نبوت و روح تقوی، به همراه تعارضات دیگر تورات در داستان ابراهیم(ع) دلیلی بر تحریف تورات می‌داند.[۷۰]

عهد عتیق اسحاق‌(ع) را فرزند ذبیح ابراهیم معرفی نموده است.[۷۱] البته در مواردی ذبیح به عنوان تنها فرزند ابراهیم معرفی شده است.[۷۲]

همچنین در تورات آمده است که خداوند در کنعان با حضرت ابراهیم عهد بست که از نیل تا فرات را به فرزندان او که از نسل اسحاق پدید می‏‌آیند، عطا کند[۷۳]

در عهد جديد نيز از ابراهيم‌ در ۷۲ موضع‌ ياد شده‌ و نسب‌ عيسی مسيح‌ از طريق‌ اسحاق‌(ع) با ۳۹ واسطه‌ (متى‌، ۱: ۱-۷) يا ۵۴ واسطه‌ (لوقا، ۳: ۲۴-۲۵) به‌ وی متصل‌ شده‌ است‌. ايمان‌ ابراهيم‌ در عهد جديد به‌ عنوان‌ عالى‌ترين‌ ايمان‌ ياد شده‌ است‌، زيرا غريبانه‌ در فلسطين‌ - كه‌ سرزمين‌ او نبود - به‌ فرمان‌ خدا زيست‌ و فرزند خود را به‌ قربانگاه‌ برد.[۷۴]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. سجادی، «ابراهیم خلیل(ع)»، ص۴۹۹
  2. طبری‌، تاریخ الامم والملوک، ۱۹۶۷م، ج۱، ص۲۳۳
  3. قطب راوندی، قصص الانبیاء، آستان قدس رضوی، ج‏۱، ص۲۹۸
  4. ابن بطوطه، ص‌ ۱۰۱.
  5. پیدایش، ۱۱: ۲۴، متن‌ عبری‌؛ قس‌: ترجمه فارسی‌ که‌ تارح‌ آمده‌
  6. طبری‌، تاریخ الامم والملوک، ۱۹۶۷م، ج۱، ص۲۳۳
  7. ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۹۸۶م، ج۱، ص۱۴۲؛ ابن هشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۱، ص۲
  8. سوره انعام ، آیه ۷۴
  9. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۷، ص۱۶۵.
  10. فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۱۳، ص۳۱.
  11. ابوالفتوح رازى، روض الجنان و روح الجنان، ۱۴۰۸ق، ج۷، ص۳۴۰و۳۴۱؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۵، ص۳۰۳.
  12. طبری‌، تاریخ الامم والملوک، ۱۹۶۷م، ج۱، ص۲۳۴
  13. پیدایش، ۱۱: ۲۹
  14. پیدایش، ۲۰: ۱۲
  15. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۷، ص۲۲۹؛ عیاشی، تفسير عیاشی،۱۳۸۰ق، ج‏۲، ص۲۵۴.
  16. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۷، ص۲۲۹
  17. ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۱۰۱.
  18. مسعودی، إثبات الوصیة، ۱۳۸۴ش، ص۴۱-۴۲
  19. مسعودی، إثبات الوصیة، ۱۳۸۴ش، ص۴۶.
  20. ابن سعد، الطبقات‏ الكبرى، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۱
  21. ابن سعد، الطبقات‏ الكبرى، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۱
  22. فیروزمهر، «مقایسه قصه ابراهیم علیه السلام در قرآن و تورات‌»، ص۸۸
  23. خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۱۲۴۰.
  24. طباطبائی، المیزان، ج۱۸، ص۲۱۸
  25. سوره انعام، آیه ۷۶ تا ۷۹
  26. طوسى، التبيان في تفسير القرآن، دار إحياء التراث العربی، ج۴، ص۱۸۵و۱۸۶
  27. سوره بقره، آیه۲۵۸
  28. سوره انبیاء، آیه۵۷ تا ۷۰
  29. سجادی، «ابراهیم خلیل(ع)»، ص۵۰۰
  30. سوره انبیاء، آیه۷۱
  31. محلى و سیوطی، تفسير الجلالين‏، ۱۴۱۶ق، ص۴۰۲؛ ابوالفتوح رازى، روض الجنان، ۱۴۰۸ق، ج۱۵، ص۲۰۰
  32. كاشانى، تفسير منهج الصادقين، ۱۳۳۶ش‏، ج۶، ص۸؛
  33. قطب راوندی، قصص الانبیاء، آستان قدس رضوی، ج‏۱، ص۲۹۸
  34. سوره بقره، آیه ۱۲۷
  35. سوره حج، آیه ۲۷
  36. فيض كاشانى، تفسير الصافى‏،۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۸۹و۱۹۰‏
  37. صدوق، علل الشرایع، مکتبة الداوری، ص۴۲۳
  38. ازرقی، اخبار مکه، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۵۹؛ نیشابوری، تفسیر غرائب القرآن، ج۱، ص۳۹۵
  39. سوره صافات، آیه۱۰۱ تا ۱۰۸
  40. قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۱۶، ص۱۰۰.
  41. البرهان فى تفسير القرآن، ج‏۴، ص۶۱۶ تا ۶۲۲
  42. طوسى، التبيان في تفسير القرآن، دار إحياء التراث العربی، ج۸، ص۵۱۸
  43. مازندرانی، شرح فروع الکافی، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۰۲.
  44. سوره نساء، آيه۱۲۵.
  45. صدوق، علل الشرایع، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۳۴.
  46. صدوق، علل الشرایع، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۳۵.
  47. صدوق، علل الشرایع، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۳۴.
  48. برای نمونه نگاه کنید به: طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۱۷۹؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۱۶۳-۱۶۴.
  49. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۱۷۹.
  50. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۱۷۹؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۱۶۳.
  51. سوره عنکبوت، آیه۲۷.
  52. سید قطب، فى ظلال القرآن، ۱۴۲۵ق، ج‏۵، ص۲۹۹۷
  53. سوره انعام، آیه ۸۴.
  54. ابن هشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۱، ص۲؛ ابن‌ عبدربه‌، العقد الفرید، ۱۴۰۲ق‌، ج۵، ص۸۹
  55. مغنيه، تفسير الكاشف‏، ۱۴۲۴ق‏، ج۱، ص۲۰۸
  56. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱، ص۲۷۲.
  57. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱، ص۲۷۲.
  58. پیدایش، ۱۱: ۲۶.
  59. پیدایش، ۱۷: ۴و۵، ترجمه فاضل خان همدانی (گروسی)
  60. سوسه، العرب‌ و الیهود فى‌ التاریخ‌، ۱۹۷۲م‌، ص۲۵۲
  61. پیدایش، ۱۱: ۲۶
  62. پیدایش، ۱۱: ۳۱و۳۲
  63. سجادی، «ابراهیم خلیل(ع)»، ص۵۰۰
  64. پیدایش، ۱۲: ۱-۴
  65. پیدایش، ۱۲: ۱تا۸
  66. پیدایش، ۱۲: ۱۰
  67. پیدایش، ۱۳: ۱تا۴
  68. پیدایش، ۱۳: ۱۸
  69. پیدایش، ۱۲: ۱۱تا۱۹
  70. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۷، ص۲۲۵ و ۲۲۶.
  71. پیدایش، ۲۲: ۱- ۱۴.
  72. تکوین،‌۲۲: ۲.
  73. پیدایش، ۱۵: ۱۸
  74. سجادی، «ابراهیم خلیل(ع)»، ص۵۰۶.

منابع

  • قرآن کریم
  • کتاب مقدس
  • ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، ‌دار صادر -‌دار بیروت، ۱۳۸۵ق.
  • ابن سعد، الطبقات الکبرى، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
  • ابن‌ عبدربه‌، احمد، العقد الفرید، به‌ کوشش‌ احمد امین‌ و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۲ق‌/۱۹۸۲م‌.
  • ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷ق/ ۱۹۸۶م.
  • ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، تحقیق مصطفى السقا، بیروت، دار المعرفة، بى تا.
  • ابوالفتوح رازى، حسين بن على، روض الجنان و روح الجنان، مشهد، آستان قدس رضوى، ۱۴۰۸ق.
  • ازرقی، اخبار مکه، مکه مکرمه، دارالثقافة، ۱۴۰۳ق.
  • قطب راوندی، سعید بن هبة الله، قصص الأنبياء، مشهد، آستان قدس رضوی.
  • محلى، جلال الدين و جلال الدین سیوطی، تفسير الجلالين‏، بیروت، مؤسسه النور للمطبوعات‏، ۱۴۱۶ق.
  • سجادی، صادق، «ابراهیم خلیل(ع)»، در دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج۲، ص۴۹۷ تا ۵۰۶.
  • سید قطب، فى ظلال القرآن، بیروت، دار الشروق، چاپ۳۵، ۱۴۲۵ق.
  • صدوق، محمد بن علی، علل الشرائع، قم، کتابفروشی داوری، ۱۳۸۵ش/۱۹۶۶م.
  • طاهری، محمدحسین، «ابراهیم(ع) و خاندانش در تورات و قرآن»، در فصلنامه معرفت ادیان، شماره ۱، زمستان ۱۳۸۸ش
  • طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، انتشارات اسلامی جامعۀ مدرسین حوزه علمیه، پنجم، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، محمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه محمدجواد بلاغی، تهران، انتشارات ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم والملوک، بیروت، دار التراث ، ط الثانية، ۱۹۶۷م.
  • طوسى، محمد بن حسن، التبيان في تفسير القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
  • عیاشى، محمد بن مسعود، تفسیر عیاشی، تهران، اسلامیه، ۱۳۸۰ق.
  • فخر رازى، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
  • فیروزمهر، محمدمهدی، «مقایسه قصه ابراهیم علیه السلام در قرآن و تورات‌»، میقات حج، زمستان ۱۳۸۱ش، ش۴۲.
  • فیض کاشانى، ملا محسن‏، تفسیر الصافى‏، تهران، انتشارات الصدر، ۱۴۱۵ق‏.
  • کاشانى، ملا فتح الله‏، تفسیر منهج الصادقین، تهران، کتابفروشى محمد حسن علمى‏، چاپ سوم، ۱۳۳۶ش‏
  • مسعودی، علی بن حسین، إثبات الوصیة للإمام علی بن أبی طالب، قم، انصاریان، ۱۳۸۴ش.
  • مغنيه، محمد جواد، تفسير الكاشف‏، تهران، دار الكتب الإسلامية، ۱۴۲۴ق‏.
  • مازندرانی، محمد هادی بن محمد صالح، شرح فروع الکافی، محقق و مصحح: محمد جواد محمودی و محمد حسین درایتی، قم، دار الحدیث للطباعة و النشر، چاپ اول، ۱۴۲۹ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.
  • نیشابوری، نظام الدین، تفسیر غرائب القرآن، حاشیه تفسیر طبری، بیروت، دار احیاء تراث العربی.

پیوند به بیرون