باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

مرقد حسن کاشی.jpg
اطلاعات فردی
نام کامل: حسن بن محمود کاشی آملی
لقب: «جمال الدین»، «کمال الدین» و «تاج الدین».
تاریخ تولد: ۶۸۰ق.
زادگاه: آمل
محل زندگی: آمل
تاریخ وفات: ۷۳۸ق.
محل دفن: سلطانیه زنجان
اطلاعات علمی
تألیفات: دیوان اشعار
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی


حسن بن محمود کاشی آملی از شاعران شیعی مذهب قرن هفتم هجری قمری است.وی از شعر به عنوان ابزار و رسانه‌ای برای نشر اعتقاداتش استفاده می‌نمود، به طوری که تمام عمر خود را صرف ترویج مذهب تشیع و سرودن اشعاری در مدح اهل بیت(ع) به ویژه مدح علی(ع) کرده است.زادگاه‌ حسن کاشی آمل بوده و آرامگاهش در سلطانیه زنجان قرار دارد.

محتویات

ولادت، لقب و کنیه

حسن بن محمود کاشی آملی از شاعران اواخر سده ۷ ق، و نیمه اول سده ۸ق است. خانواده وی از مردم کاشان و مقیم آمل بودند و پدرش محمود نام داشت. او در شعر «کاشی» تخلص داشت، و گاهی بدین منظور از نام خود «حسن» بهره می‌برد.[۱] زادگاه‌اش چنانکه خود بیان می‌کند آمل و نسبت وی کاشانی است.[۲]

او به کاشی شهرت دارد ولی لقب وی به چند شکل ضبط شده است. در مونس الأحرار محمد بن بدر جاجرمی با عنوان «جمال الدین»،[۳] و در هفت اقلیم امین احمد رازی، «کمال الدین»[۴] و در خلاصه التواریخ تألیف قاضی احمد بن حسین حسینی قمی، «تاج الدین»[۵] و همچنین به القابی چون افضل المتکلمین،[۶] و احسن‌ المتکلمین،[۷] نیز معروف می‌باشد.

شرایط زندگی

حسن کاشی از نظر مادی تهی دست بود و زندگی به سامانی نداشت ولی هیچگاه پیش کسی دست نیاز دراز نمی‌کرد.[۸] درباره کاشی آورده‌اند:«او زندگانی را به صلاح و تقوی و قناعت می‌گذرانید و حاضر نبود از شعر و شاعری ارتزاق نماید».[۹] وی درباره خویش می‌نویسد که هیچگاه سخنش برای دنیا و کالای دنیا نبوده و از جمله شاعران مدیحه سرایی نیست که از دیوان‌های کهنه و نو شعری فراهم سازد تا در ذکر محامد فرمانروایان عصر به کار گیرد و از این راه توشه‌ای اندوخته و زندگی مرفهی سامان دهد.[۱۰]

فعالیت‌های اجتماعی

در عصری که سلطان محمد خدابنده تمایل شیعی خود را آشکار کرده و نیازمند آن بود تا عالمان و ادیبان در دو بخش فقه و ادب به کمک وی بشتابند، شیخ حسن کاشی این نقش را در بخش ادب عهده‌دار شد.[۱۱]

میرزا عبدالله افندی بر این باور است که سه نفر در ترویج تشیع در ایران نقش داشتند:علامه حلی، محقق کرکی و شیخ حسن کاشی که از شعر به عنوان ابزاری برای نشر اعتقاداتش استفاده می‌کرد.[۱۲] همچنین سلیمی تونی، ابن حسام خوسفی، محتشم کاشانی، پناهی، افنچنگی و ده‌ها شاعر دیگر قرن نهم و دهم از کاشی تأثیر پذیرفته‌اند.[۱۳] در رابطه با زندگی کاشی نقل کرده‌اند که وی به زیارت خانه خدا رفت و پس از بازگشت از این سفر به عتبات عالیات و بصره رفت و همچنین سفری به خراسان داشت و آستان بوسی ثامن الائمه علی بن موسی الرضا(ع) در مشهد نصیبش گردید.[۱۴]

قرآن و احادیث در اشعار کاشی

کاشی به فراگیری علوم ادبی و دینی روی آورده، قرآن را آموخت و بر اخبار و احادیث اشراف یافت و به اقتضای مطلب در سخنش از آیات قرآنی و احادیث بهره برد به طوری که در برخی موارد درک کلامش موقوف به آگاهی خواننده از قرآن و حدیث است.[۱۵]

تار آن از «قل تعالوا»پود آن از «أنما» نقش او زین سان که در اعراب و انسان می‌رود
مطلعش از «إنی اعلم»بود مقطع«قل کفی» لیکن از«ما ضل صاحبکم» به پایان می‌رود
آیت تطهیر مذهب«عنکم الرجس»اندر او چون تجلی بر که سینا درخشان می‌رود
عادل و پاک و منزه دانم از شرک و فساد آیت «ثم استقاموا» بهر برهان می‌رود

اهل بیت(ع) در اشعار کاشی

سمرقندی در این باره می‌گوید: «مولانا حسن در عهد شباب مرد نیکوصورت و سیرت و خداترس و متقی بوده و غیر از مناقب ائمه(ع) چیزی نگفته و به مدح ملوک اشتغال نکرده و قصاید او در مناقب شهرت دارد».[۱۶]

قالب و موضوع اشعار وی

موضوع تمام اشعار کاشی مدح ائمه(ع) و مناجات با خداوند می‌باشد.وی در قالب قصیده، ترکیب بند، ترجیع بند، مسمّط، مخمّس، مسدّس، مربعّات، غزلیات و رباعیات شعر سروده است. در مجموع دیوان وی شامل:[۱۷]

  • دو غزل، که یکی مناجات و دیگری پند و اندرز می‌باشد.
  • پنجاه و هفت قصیده، که تعدادی از آنها در مدح امام رضا(ع)، امام حسین(ع) و پیامبر(ص) می‌باشد ولی اکثر این قصاید در مدح علی(ع) است.
  • دو رباعی، که یکی در مدح علی(ع) و دیگری درباره مناجات با خداوند می‌باشد.
  • دو ترکیب بند: که در مدح علی(ع) است.
  • دو ترجیع بند: که در مدح علی(ع) است.
  • دو مربعات، که یکی مناجات و دیگری در مدح علی(ع) می‌باشد.
  • یک مسدس، که در مدح علی(ع) است.
  • یک مخمس، که در مدح علی(ع) است.
  • یک مسمط، که در مدح پیامبر(ص) و علی(ع) است.
  • و تعدادی ابیات پراکنده که البته منسوب به ملا حسن کاشی است.

امام علی(ع) در اشعار او

از تذکره نویسان نخستین کسی که از کاشی یاد کرده دولتشاه سمرقندی است که در تذکره خود: «به متانت و لطافت سخن او اشاره کرده و او را مردی دانشمند و فاضل معرفی می‌کند.سمرقندی می‌گوید که کاشی بعد از زیارت کعبه به نجف اشرف رفت و در هنگام ورود به حرم، در مدح علی(ع) این بیت را خواند»:

ای ز بدو آفرینش پیشوای اهل دین وی ز عزت مادح بازوی تو روح الامین

«آن شب علی(ع) را در خواب دید که از او عذر خواهی می‌کند و می‌گوید:ای کاشی از راه دوری آمده‌ای و اکنون دو حق بر ما داری، یکی حق مهمانی و دیگری حق صله شعر.اکنون به بصره روانه شو که آنجا بازرگانی است به نام مسعود بن افلح، سلام ما را به وی رسانده و بگو که امسال در سفر عمان، آنجایی که کشتی تو غرق می‌شد تو یک هزار دینار برای ما نذر کردی و ما تو را یاری کردیم و کشتی و اموال تو را به سلامت به ساحل رساندیم، اکنون به عهد خود وفا کن.کاشی این پیغام را رساند و بازرگان از شوق چون گل بشکفت به طوری که هم به کاشی زر داد و هم به شکرانه این که مشمول عنایت علی(ع) شده صالحان و فقرای شهر را به مهمانی دعوت کرد.»

کاشی همواره به مدّاحی علی(ع) و اهل بیت(ع) ایشان فخر کرده است.[۱۸]

هر دل که دوستی علی اختیار کرد او را خدای در دو جهان بختیار کرد

حسن کاشی با دلبستگی به ثنای علی(ع) و پای بندی به اصول عقاید خویش فقر و تهیدستی را تحمل می‌کرد و گرد ستایش صاحبان قدرت نمی‌گشت. وی در این باره می‌گوید:[۱۹]

اگر به فاقه و فقرم و گر به محنت و رنج من و ثنای علی تا به صبحگاه نشور

وی همچنین اشاره دارد که نزدیک سی سال است که ستایشگر علی(ع) و خاندان اوست.

قرب سی سال شد که خاطر من هست در شاه دین ثنا گستر

قصاید وی در مدح علی(ع) هم محکم و بی‌عیب بوده و هم دچار تعقیب و تکلیف نیست،بلکه به فهم مردم نزدیک می‌باشد.زیرا وی آگاهانه آنچنان شعر می‌گفته که مردم بفهمند و بپسندند و با خود و بر دیگران بخوانند.غرض او از شاعری نشان دادن تسلط بر فنون و صناعات شعری نبوده بلکه او شعر را همچون ابزاری یا رسانه‌ای در خدمت اعتقادات خود به کار می‌گرفته است.[۲۰]

به شهد مدح کسی گر زبان گشایم، باد زبان ناطقه‌ام در گه شهادت لال

امام رضا(ع) در اشعار وی

شعر حسن کاشی درباره حضرت علی بن موسی الرضا(ع):
دوش چون دور شب تیره به پایان آمد نوبت زمزمۀ مرغ سحر خوان آمد
چشم جان از دم مشکین صبا روشن شد گویی از مصر نسیمی سوی کنعان آمد
شرف خاک خراسان همه دانی که ز چیست؟ زانکه در خطۀ او روضۀ رضوان آمد
مشهد پاک معلاّی امام معصوم آنکه خاکش ز شرف افسر کیوان آمد

با آن که بیشتر قصاید و اشعار حسن کاشی، در مدح امام علی(ع) است، ولی مقداری از اشعار او که در تذکره‌ها نیز آمده، در ستایش دیگر ائمه اطهار(ع) دیده می‌شود. مانند قصیده‌ای که در مدح امام رضا(ع) سروده است.[۲۱] قدیمی‌ترین مأخذی که در آن از این شاعر یاد شده، تاریخ جدید یزد تألیف احمد بن حسین بن علی کاتب است،[۲۲] که پس از اشاره به سفر سلطان محمد خدابنده به مشهد مقدس می‌نویسد:«چون سلطان به مشهد آمد درویشی نمدپوش را دید که پشت به قبر امام رضا(ع) ایستاده بود، سلطان قهر کرد و گفت:تو کیستی ؟ مولانا حسن کاشی،[۲۳] قصیده‌ای در بدیهه گفت و آن را بر سلطان خواند.[۲۴] سلطان محمد یک طشت طلا به او بخشید.

منم که می‌زنم از حب آل حیدر لاف ز جان و دل شده مولای آل عبد مناف
منم که موی وجودم به گاه رزم سخن شود به کین خوارج چو رمح زهره شکاف

امام زمان(عج) در اشعار او

وی همچنین اشعاری درباره امام زمان(عج) سروده و ایشان را منجی عالم بشریت و از بین برنده ظالمان جهان می‌داند.[۲۵]

شعر حسن کاشی درباره امام زمان(عج):
آن مهدی آخرزمان، آن قائم صاحب مکان آن خسرو صاحب قران، آن منعم صاحب عطا
‌ای حجت راه هدی، رأی تو را جانها فدا در ده ظهورت را ندا، بیرون خرام از متّکا
برگیر رسم بد ز ره، در ملک دین زن تختگه چونصبح صادق کشسپه، بربام انجم زن لوا
غلغل به عالم درفکن،گردنکشان را سرفکن بیخ مخالف برفکن، درد موافق کن دوا

مخالفان اهل بیت(ع) در اشعار وی

کاشی در روبرو شدن با مخالفان اهل بیت(ع) زبانی تند و تیز داشت و بی‌پروا آنچه را که می‌خواست می‌گفت و معاندان و منافقان از تیغ زبان او در امان نبودند.[۲۶][۲۷]

تو را گر آل بوسفیان امامند مرا رهبر به غیر از مرتضی نیست
تو با مروانیان همسایه گشتی مرا همراه غیر از اولیا نیست
ألا‌ای ناصبی می‌دان که فردا نصیبت جز غم و درد و بلا نیست!

کاشی در نگاه دیگران

  • محمد مظفر حسین صبا:«او از آن جمله مداحان اهل بیت(ع) است که هیچ گاه به مدح شاه و وزیر و رئیس و امیر میل ننمود».[۳۰]
  • میرزا عبدالله افندی اصفهانی: «کاشی فاضلی عالم و محققی شاعر و مدققی منشی و ماهر بود.او و شیخ علی کرکی و بلکه علامه حلی در نشر مذهب شیعه برابر بوده‌اند زیرا کاشی مردم را به راه حق هدایت می‌کرد و به آیین شیعه رهبری می‌نمود و به همین سبب مردم عامه از گذشته و حال با وی دشمنی می‌کرده‌اند و او را سر آغاز حدوث مذهب شیعه در دولت صفویه یا در روزگار سلطان محمد اولجایتو می‌دانسته‌اند».[۳۱]
  • محتشم کاشانی در قصیده‌ای با اشاره به هفت بند کاشی[۳۲] آورده است:«او سر خیل منقبت گویان و بهره‌مند از الطاف الهی است، که زندگیش را وقف اهل بیت(ع) کرده است.»[۳۳]
ببین ببین که رسیدست از نعیم عطا به بلبلان گلستان منقبت چه نعم
علی الخصوص به سر خیل منقبت گویان که ریختی در جنت بها ز نوک قلم
به مدح شاه عدو بندش از مهارت طبع چو داد سلسله «هفت بند» دست به هم

آثار

از ملا حسن کاشی آثار بسیاری به جا مانده است، که می‌توان مجموع این تألیفات را به چند بخش مهم تقسیم کرد:

  1. دیوان غزل و قصیده:[۳۴] یک نسخه خطی دیوان او به شماره ۷۵۹۴ در کتابخانه مجلس شورای اسلامی محفوظ می‌باشد.شاخص‌ترین این اشعار که به هفت‌بند کاشی معروف است در ۱۲۹۲ در لکهنو در شانزده‌صفحه به چاپ رسید.[۳۵] دیوان اشعار کاشی به کوشش سیدعباس رستاخیز و همچنین برگزیده اشعار مولانا حسن کاشی، به کوشش علی اصغر شاطری به چاپ رسیده است.[۳۶]
  2. معرفت نامه: در این کتاب مختصر، درباره برخی از اصول اعتقادی شیعیان بحث می‌کند. تاریخ محمدی به ضمیمه معرفت‌نامه به کوشش رسول جعفریان چاپ و منتشر شده است. امین در اعیان‌الشیعة،[۳۷] از سهم وی در نشر مذهب تشیع و تأثیر تعلیم و تربیت و هدایت او در پایه‌ریزی حکومت صفوی، سخن گفته است.
  3. انشاء در علم و ادب: وی اثری به نام انشاء در علم و ادب و شعر و حکمت نیز نگاشته است.[۳۸] همچنین متنی با عنوان تاریخ محمدی یا تاریخ رشیدی یا تاریخ دوازده امام یا فهرست ائمه(ع) از این شاعر شیعی بر جای مانده که به کوشش رسول جعفریان به چاپ رسیده است. وی در آغاز این اثر اولجایتو و رشیدالدین فضل‌اللّه را ستوده و سپس به معرفی و شرح احوال چهارده معصوم(ع) پرداخته است. این کتاب نخستین منظومه فارسی است که اشعار آن به‌طور کامل زندگی چهارده معصوم(ع) را پوشش داده است.[۳۹] چاپ این کتاب براساس تنها نسخه موجود از آن با تاریخ بیستم ذی قعدۀ ۸۱۹ که در کتابخانۀ ملی تبریز به شمارۀ ۳۶۲۶ نگهداری می‌شود، به چاپ رسیده است.[۴۰]

کاشی در قصیده سرایی تخصص دارد و از شاعران سده ششم به ویژه خاقانی و انوری و ظهیر فاریابی و سنایی پیروی می‌کند.[۴۱]

درگذشت و آرامگاه

درباره سال تولد و وفات شاعر در هیچ مأخذی ذکری به میان نیامده و تنها تذکره نویسان وی را از شاعران قرن هفتم و هشتم و معاصر سلطان محمد خدابنده و بوسعید از ایلخانان دانسته‌اند. اما با توجه به اشارات وی در شعرش تا اندازه‌ای می‌توان محدوده سال تولد او را مشخص کرد. وی در سال ۷۳۲ق در مدح و منقبت علی(ع) می‌گوید:[۴۲]

از پی هفصد و سی و دو زمن گو بیا معجزات من بنگر

اگر آغاز منقبت گویی او را از بیست سالگی بدانیم در سال ۷۳۲ق حدود پنجاه و یکی دو سال داشته و تولدش در محدوده زمانی ۶۸۰ق یا یکی دو سال کم و بیش خواهد بود. وی همچنین در اشاره به سی و شش سال ثناگستری خود نسبت به خاندان رسالت چنین می‌گوید:

سی و شش منزل بریده کاروان عمر من در ثنای خسروان بر اسب معنی بسته زین

با توجه به سی سال ستایشگری او در سال ۷۲۳ق، سی و شش سال منقبت گویی برابر ۷۳۸ق خواهد شد، لذا مولانا حسن کاشی تا سال (۷۳۸ق) در قید حیات بوده است.

آرامگاه او در سلطانیه زنجان است و بقعه آن در روزگار شاه طهماسب صفوی بنا شده و در دوره‌های بعد در آن تعمیراتی صورت گرفته است.[۴۳][۴۴]

پانویس

  1. رجوع کنید به: رستاخیز، ص۲۰.
  2. رجوع کنید به: رستاخیز، ص۲۱.
  3. رجوع کنید به: مونس الأحرار فی دقائق الأشعار، ج۱، ص۳۶۰.
  4. رجوع کنید به: تذکره هفت‌اقلیم، ج۲، ص۱۰۱۹.
  5. رجوع کنید به: خلاصه التواریخ، ج۲، ص۶۱۸.
  6. رجوع کنید به: تذکره هفت‌اقلیم، ج۲، ص۱۰۱۹.
  7. رجوع کنید به: مجالس‌المؤمنین، ج۲، ص۶۲۶.
  8. رستاخیز، ص۲۳
  9. طغیانی،ص۱۰۳
  10. رجوع کنید به:رستاخیز، ص۲۴و۲۵
  11. رستاخیز، ص۷
  12. رجوع کنید به: رستاخیز، ص۲۰تا۲۴
  13. رجوع کنید به: رستاخیز، دیوان کاشی، ص۸
  14. رجوع کنید به: رستاخیز، ص۲۰تا۲۴
  15. رجوع کنید به:رستاخیز، دیوان کاشی، ص۳۰و۳۱
  16. الویری(خندان)، ص۱۳۶
  17. رجوع کنید به: رستاخیز، دیوان کاشی
  18. احمدی بیرجندی، ص۳
  19. رستاخیز، ص۲۵.
  20. رجوع کنید به: حدادعادل، ص۲۴ تا ۲۹
  21. احمدی بیرجندی، ص۴
  22. رستاخیز، ص۲۵
  23. رجوع کنید به: تاریخ محمدی، ص۱۷تا۲۰
  24. رجوع کنید به: جعفریان، تاریخ تشیع، ص۷۱۹.
  25. مهرآوران و نعمتی، ص۱۱۹تا ۱۴۰
  26. الویری(خندان)، ص۱۳۶
  27. رجوع کنید به: رستاخیز، دیوان کاشی، ص۲۵
  28. رستاخیز، ص۲۷.
  29. رستاخیز، ص۲۸.
  30. رستاخیز، ص۳۰.
  31. رجوع کنید به: جعفریان، ص۲۹
  32. رجوع کنید به: رستاخیز، ص۳۷
  33. رجوع کنید به: تاریخ محمدی، ص۲۲
  34. رجوع کنید به: تذکره هفت‌اقلیم، ج۲، ص۲۳۱
  35. رجوع کنید به: الذریعه، ج۹، قسم ۳، ص۸۹۹.
  36. رجوع کنید به: جعفریان، ج۱، ص۹۰.
  37. رجوع کنید به: اعیان‌الشیعة، ج۵، ص۲۳۲
  38. رجوع کنید به: مردان بزرگ کاشان، ج۱، ص۲۸.
  39. جعفریان، تاریخ تشیع، ص۷۱۹.
  40. جعفریان، تاریخ تشیع، ص۷۱۹.
  41. رجوع کنید به:رستاخیز، دیوان کاشی، ص۳۰و۳۱
  42. ر. ک: رستاخیز، ص۲۱تا۲۳
  43. ر. ک: مجمع البحرین معنا، مهرآوران و نعمتی، ص۶و۷
  44. ر. ک: نقد و معرفی کتاب، حدادعادل، ص۳


منابع

  • محمد بن بدر جاجرمی، مونس الأحرار فی دقائق الأشعار، با مقدمه محمد قزوینی، چاپ می‌رصالح طبیبی، تهران۱۳۳۷-۱۳۵۰ش.
  • امین احمد رازی، تذکره هفت اقلیم، چاپ محمدرضا طاهری (حسرت)، تهران۱۳۷۸ش.
  • دیوان حسن کاشی، رستاخیز، سیدعباس، با مقدمه حسن عاطفی، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، تهران ۱۳۸۸ش.
  • جعفریان، رسول، مروری اجمالی بر منقبت امامان علیهم‌السلام در شعر فارسی، مشکوة،ش ۷۸، بهار۱۳۸۲ش.
  • طهرانی، محمدمحسن (آقا بزرگ)، الذریعة إلی تصانیف الشیعة (منبع الکترونیکی)، موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت(ع)
  • زعیم، کورش، مردان بزرگ کاشان، بنیاد دایره المعارف اسلامی، تهران، ‭ش۱۳۳۶‬.
  • جعفریان، رسول، سلطان محمد خدابنده «الجایتو» و تشیع امام در ایران (شرح چگونگی شیعه شدن سلطان محمد خدابنده). به ضمیمه رساله «فواید» الجایتو در اثبات امامت امام(ع) و علل گرایش وی به تشیع از زبان خودش، کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران، قم ، ۱۳۸۰ش.
  • جعفریان، رسول، تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا قرن دهم هجری (تهران)، علم، تهران، ۱۳۸۷ش .
  • طغیانی، اسحاق، تفکر شیعه و شعر دوره صفوی، دانشگاه اصفهان، اصفهان،  ۱۳۸۵ش .
  • احمدی بیرجندی، احمد و نقوی‌زاده، علی، مدایح رضوی(ع) درشعر فارسی، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد مقدس ، ۱۳۷۷ ش.
  • الویری (خندان)، محسن، زندگی فرهنگی و اندیشه سیاسی شیعیان از سقوط بغداد تا ظهور صفویه  ۶۵۶ - ۹۰۷ ق، دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، تهران،  ۱۳۸۴ش .
  • حدادعادل، غلامعلی، نقد و معرفی کتاب: حسن کاشی شاعر شیعی قرن هفتم و هشتم، اطلاع رسانی و کتابداری، آینه پژوهش، فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۹ - شماره ۱۲۱، ازصفحه ۲۴ تا۲۹.
  • مهرآوران، محمود، نعمتی، فرج الله، مجمع البحرین معنی، بررسی شیوهٔ شاعری و مضامین شیعی حسن کاشی، ادبیات و زبان‌ها، تاریخ ادبیات، پاییز و زمستان ۱۳۹۰ - شماره ۶۹، از صفحه ۱۱۹ تا۱۴۰.
  • کاشی، حسن، تاریخ محمدی، به کوشش: جعفریان، رسول، کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران، قم،  ۱۳۷۷ش .

پیوند به بیرون