باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

حزبُ الدّعوَةِ الاسلامیّة، از احزاب شیعی در عراق است. این حزب در ۱۳۳۶ ه‍.ش در نجف با حضور افرادی چون سید محمد باقر صدر، سید محمد باقر حکیم و محمدصادق قاموسی تأسیس شد و سید مرتضی عسکری نیز به آنها پیوست.

حزب الدعوة الاسلامیة
رهبر نوری المالکی
بنیانگذار سید محمد باقر صدر و دیگران
بنیانگذاری ۲۰ مهر ۱۳۳۶
کشور Flag of Iraq.svg عراق
وبگاه
حزب الدعوة الاسلامیة

راهبرد و اهداف بنیان گذاران حزب، محوریت احکام اسلام در مسائل اجتماعی و مقابله با جریان‌های غیراسلامی مانند لائیک و کمونیسم و برپایی حکومت اسلامی بود.[۱]

در دوران حکومت حزب بعث بر عراق به ویژه در زمان صدام حسین تعداد زیادی از اعضای حزب الدعوه اعدام یا زندانی شدند. مرکزیت اصلی آن پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به این کشور منتقل شد. اختلافات متعددی در این سالها میان اعضا پیش آمد.

پس از سقوط حکومت صدام در ۱۳۸۲ش/ ۲۰۰۳، اعضای حزب با بازگشت به عراق دفاتری را در کربلا و بغداد افتتاح کردند. در همان سال، شورای حکومتی (مجلس الحکم) به منظور تدوین قانون اساسی جدید عراق و تشکیل دولت، با حضور ۲۵ تن از احزاب مهم عراق، تأسیس شد. ابراهیم جعفری از حزب الدعوة به عضویت این شورا درآمد و به ریاست آن منصوب شد.[۲]

در انتخابات مجلس عراق نیز حزب الدعوة در چهارچوب ائتلاف یکپارچۀ عراق مشارکت کرد و نوری المالکی از اعضای بارز حزب الدعوة توسط این مجلس به نخست وزیری برگزیده شد.


محتویات

تأسیس

پس از قیام ۱۹۲۰ شیعیان عراق بر ضد استعمار انگلیس و نافرجام ماندن این اقدام سیاسی، تفکر عدم دخالت در امور سیاسی در بیشتر محافل شیعی تقویت یافت و راه برای فعالیت جریان‌های ملی گرا و مارکسیستی هموارتر شد. اما بهره‌مندی شیعیان عراق از تجربۀ جنبش اخوان المسلمین مصر و ایجاد فضای باز سیاسی پس از کودتای ۱۳۳۷ش / ۱۹۵۸م به رهبری عبدالکریم قاسم و انقراض پادشاهی در عراق زمینه را برای فعالیت‌های حزبی و شکل گیری تشکل‌های اسلامی در این کشور فراهم کرد.[۳]

هر چند پیش از آن یعنی در اواخر ۱۳۳۵ش / ۱۹۵۶م اندیشۀ تشکیل حزب شیعی شکل گرفته بود و سید مهدی حکیم، فرزند آیت الله سید محسن حکیم، با جمعی از همفکران خود مانند سید محمد حسین فضل الله، عبدالصاحب دُخَیل، شیخ سلیمان یحفوفی، طالب رفاعی و محمد صادق قاموسی چگونگی تشکیل حزب شیعی را بررسی کردند. سید مهدی حکیم با جلب نظر سید محمد باقر صدر، نشست‌های متعددی برای فراهم کردن مقدمات تأسیس حزب برگزار کرد.

منابع مختلف تاریخ تأسیس حزب الدعوة الاسلامیة را بین سال‌های ۱۳۳۵ش / ۱۹۵۶ تا ۱۳۳۸ش / ۱۹۵۹، در نشستی در کربلا یا نجف دانسته‌اند، اما حزب تاریخ رسمی تأسیس خود را ۲۰ مهر ۱۳۳۶ / ۱۲ اکتبر ۱۹۵۷ اعلام کرده است. در این نشست سید محمد باقر صدر، سید محمد باقر حکیم، محمدصادق قاموسی و چهار تن دیگر شرکت داشتند.[۴] در تابستان ۱۳۳۷ش/۱۹۵۸ به توصیۀ سید محمدباقر صدر، سید مرتضی عسکری (متوفی ۱۳۸۶ش) از بغداد نیز به حزب الدعوة پیوست. نشست بعدی مؤسسان حزب الدعوة چند ماه پس از کودتای ۲۳ تیر ۱۳۳۷ / ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸، در کربلا برگزار شد، که در آن سید محمدباقر صدر، سید مرتضی عسکری، سید محمدمهدی حکیم و محمدصادق قاموسی به شورای رهبری برگزیده شدند.[۵]

اهداف

بر اساس اساسنامۀ حزب الدعوة که بعدها در سال ۱۳۶۰ش/۱۹۸۱ تدوین شد، دعوت مردم به اسلام برای اعضا واجب شرعی است و ایجاد جامعه‌ای اسلامی با همۀ ویژگی‌های آن و در همۀ سطوح اجتماعی و جایگزین کردن قوانین مبتنی بر شریعت اسلام به جای قوانین وضعی بشری از اهم اهداف حزب است. بنا بر اساسنامه، این اهداف با ایجاد تغییر در آحاد مسلمانان و اصلاح تدریجی فرد و جامعه از لحاظ روحی و اخلاقی، بازگشت به آموزه‌های اصیل اسلامی و زدودن افکار و اندیشه‌های غربی، ایجاد دولت اسلامی به عنوان مقدمه‌ای برای برپایی دولت فراگیر اسلامی، آزادسازی سرزمین‌های اسلامی از سیطرۀ استعمار و ضمیمه کردن آنها به دولت اسلامی و دعوت مردم به اسلام در همۀ نقاط جهان تحقق می‌یابد.[۶]

حزب الدعوة در اساسنامه اش، خط مشی خود را انقلابی اعلام کرد و تحقق اهداف حزب را در چهار مرحله دانست:

  1. مرحلۀ تغییر: در این مرحله اعضای حزب با تغییر در اندیشه و سلوک خود تعالی می‌یابند تا بتوانند به هدایت و ارتقای سطح آگاهی مردم بپردازند.
  2. مرحلۀ سیاسی: حزب با دو شیوۀ سیاسی و مسلحانه با رژیم بعثی حاکم به مقابله بر می‌خیزد.
  3. مرحلۀ انقلابی: در این مرحله، هدف اصلی براندازی رژیم بعثی حاکم از طریق مبارزۀ مسلحانه و تشکیل حکومت اسلامی است.
  4. مرحلۀ حاکمیت: در این مرحله حزب باید ارکان نظام اسلامی را تشکیل دهد و احکام شریعت اسلامی را به اجرا درآورد و بر اجرای آن نظارت کند. در این مرحله شکل حکومت و ساختار آن بر اساس شریعت اسلامی و تأمین منافع مسلمانان است. همچنین در این مرحله، قانون اساسی مُلهَم از شریعت اسلامی تدوین می‌شود.[۷]


ساختار تشکیلاتی حزب

رهبر کل (القیادة العامة) بالاترین منصب در ساختار تشکیلاتی حزب الدعوة است. شمار اعضای رهبری کل ۷ تن است که هر ۲ سال یک بار از سوی کنگرۀ عمومی حزب انتخاب می‌شوند. اعضای رهبری کل از میان خود یک تن را به ریاست بر می‌گزینند. هر یک از اجزای تشکیلاتی حزب حلقه نام دارد. پایین‌ترین حلقه ۵ عضو دارد که داعیه (دعوت کننده) نامیده می‌شوند و زیر نظر دعوت کنندۀ ناظر (داعیۀ مشرف) فعالیت می‌کنند. ناظر هر حلقه رابط میان حزب و اعضای حلقۀ خود است. کمیتۀ محله (لجنة المحلة) بر فعالیت چند حلقه در محدودۀ جغرافیایی مشخص نظارت می‌کند. کمیته‌های محله زیر نظر کمیته منطقه (لجنة المنطقه) فعالیت می‌کنند که اعضای آن را رهبری اقلیم (قیادة الاقلیم) بر می‌گزیند. رهبری اقلیم را نیز کنگرۀ اقلیمی دعوت (مؤتمر الدعوة الاقلیمی) بر می‌گزیند. اعضای رهبری اقلیم و رهبری کل هر ۲ سال یک بار انتخاب می‌شوند و با یکدیگر در ارتباطند. کنگرۀ اقلیمی الدعوة، متشکل از مسئولان حزب در هر اقلیم، بالاترین ساختار حزبی در هر اقلیم است که سالانه برگزار می‌شود.[۸]


کنگرۀ عمومی

کنگرۀ عمومی الدعوة (مؤتمر الدعوة العام) هر سال یک بار و گاهی در موارد اضطراری برگزار می‌شود و در آن مسئولان حزبی اقلیم‌های مختلف شرکت می‌کنند. مهم‌ترین وظایف کنگره عبارتند از:

  • انتخاب رهبری کل
  • تدوین سیاست‌ها و خط مشی‌های عمومی حزب
  • تعدیل در اساسنامۀ حزب با موافقت دو سوم اعضا و موافقت شورای فقهی
  • بررسی استعفای اعضای رهبری کل و انتخاب جانشین برای آنان[۹]


شورای فقهی

در اساسنامۀ حزب دربارۀ ولایت فقیه آمده است که چنانچه امت اسلامی، فقیه جامع الشرایطی مانند امام خمینی را قبول داشته باشد، ولایتش بر حزب نیز اعمال می‌شود و حزب نباید از نظرات وی عدول کند. در مواردی که ولی فقیه حکمی صادر نکرده باشد، رهبری حزب باید به احکام شورای فقهی حزب رجوع کند که متشکل از ۳ تا ۷ مجتهد یا کارشناس امور فقهی است که از سوی کنگرۀ عمومی حزب انتخاب می‌شوند. این شورا حداقل باید یک مجتهد داشته باشد.[۱۰]

نامگذاری

در اوایل ۱۳۳۸ش / ۱۹۵۹، حزب الدعوة، نخستین کنگرۀ خود را محرمانه در کربلا با حضور ۱۶ تن از اعضای حزب برگزار کرد، که در آن اوضاع سیاسی و مسائل تشکیلات سازمانی حزب بحث و بررسی شد و سید محمد باقر صدر این حزب را الدعوة الاسلامیة نام نهاد.[۱۱]


کناره گیری سید محمدباقر صدر از حزب

در ۱۳۳۹ش / ۱۹۶۰، دولت عراق از فعالیت‌های حزب الدعوة به رهبری سید محمدباقر صدر آگاه شد. پس از آن آیت الله حکیم به عنوان مرجع تقلید شیعیان عراق که به فعالیت حزبی مراجع تقلید اعتقاد نداشت، از سید محمدباقر صدر و فرزندانش سید مهدی و سید محمدباقر حکیم خواست که از فعالیت در حزب و انتساب به یک جریان خاص سیاسی بپرهیزند. آنان درخواست وی را پذیرفتند و از حزب الدعوة کناره گیری کردند.[۱۲] پس از کناره گیری آنها، سید مرتضی عسکری رهبر حزب الدعوة شد، اما در ۱۳۴۲ش / ۱۹۶۳ آیت الله سید محسن حکیم مأموریتی تبلیغی به وی محول کرد و از همین رو وی از عضویت حزب استعفا داد و محمدهادی سُبَیتی به رهبری آن برگزیده شد. [۱۳]


حمایت از قیام ۱۵ خرداد ایران

پس از قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲ / ۵ ژوئن ۱۹۶۳ در ایران، حزب الدعوة با صدور بیانیه‌ای از آن حمایت کرد و هنگامی که امام خمینی به عراق تبعید شد و در ۱۳ مهر ۱۳۴۴ / ۱۵ اکتبر ۱۹۶۵ از ترکیه وارد کاظمین شد مورد استقبال برخی از اعضای حزب قرار گرفت.[۱۴]


دستگیری اعضاء حزب

پس از ریاست جمهوری عبدالرحمان عارف در ۱۳۴۵ش / ۱۹۶۶ و ایجاد فضای باز سیاسی، نفوذ حزب در سراسر عراق، به ویژه در دانشگاه‌ها، افزایش یافت؛ اما با قدرت یافتن جناح افراطی حزب بعث و ریاست جمهوری احمد حسن البکر در ۱۳۴۷ش / ۱۹۶۸، فعالیت احزاب و گروه‌های اسلام گرای شیعی، از جمله حزب الدعوة، محدود شد و بسیاری از فعالان سیاسی دستگیر و زندانی شدند.[۱۵] در مرداد – شهریور ۱۳۵۰ / سپتامبر ۱۹۷۱، رژیم بعث عبدالصاحب دخیل نفر دوم حزب الدعوة را دستگیر کرد و پس از شکنجه به شهادت رساند. یک سال بعد، رژیم بعث محمد صالح ادیب، مسئول شاخۀ کربلا و چند تن دیگر را نیز دستگیر کرد، اما محمدهادی سبیتی و شیخ محمدمهدی آصفی، مسئول شاخۀ نجف، از عراق گریختند.[۱۶]

آن‌گاه اعضای برجستۀ حزب در عراق و لبنان برای فعالیت مجدد در عراق، اعضای جدید رهبری را به ریاست شیخ عارف بصری انتخاب کردند، اما در ۲۶ تیر ۱۳۵۳ / ۱۷ ژوئیه ۱۹۷۴ شیخ عارف بصری و شماری از اعضای رهبری دستگیر و پس از محکومیت در دادگاهی فرمایشی، در ۴ دی ۱۳۵۳ / ۲۵ دسامبر ۱۹۷۴ در بغداد اعدام و برخی دیگر نیز به حبس ابد محکوم شدند.[۱۷]


رهبری کل

در ۱۳۵۴ش / ۱۹۵۷، رهبری جدید حزب شامل عدنان سلمان کعبی، مهدی عبد مهدی و ابراهیم مالک دوباره در عراق شکل گرفت، که به کمیتۀ عراق (لجنة العراق) معروف شد. این کمیته با رهبر سابق حزب محمد هادی سبیتی که در اردن مستقر بود، تماس گرفت. سبیتی یکی از اعضا به نام شیخ علی کورانی، مسئول شاخۀ حزب در لبنان، را به عضویت در رهبری کل حزب تعیین کرد. این دو تن در کنار سید مرتضی عسکری، سید کاظم حائری و محمدمهدی آصفی رهبری کل (القیادة العامة) حزب را تشکیل دادند.[۱۸]


حمایت از انقلاب اسلامی ایران

در مهر – آبان ۱۳۵۷ / اکتبر ۱۹۷۸ حزب الدعوة طی بیانیه‌ای حمایت کامل خود را از انقلاب اسلامی ایران اعلام کرد. محمد مهدی آصفی به پاریس رفت و ضمن دیدار با امام خمینی پشتیبانی حزب را از ایشان به اطلاع وی رساند.[۱۹]

انتفاضۀ ۱۷ رجب

در پی دستگیری سید محمد باقر صدر در ۲۲ خرداد ۱۳۵۸ / ۱۲ ژوئن ۱۹۷۹، حزب الدعوة تظاهرات گسترده‌ای در سراسر عراق برپا کرد که در نتیجۀ آن صدها تن دستگیر شدند. این قیام به انتفاضۀ ۱۷ رجب معروف شد. رژیم بعث ۱۲۰۰ تن از بازداشت شدگان را محاکمه کرد که ۸۶ تن از آنها به اعدام محکوم شدند.[۲۰] سرکوب قیام سبب شد حزب الدعوة خط مشی مسلحانه را در پیش گیرد. این حزب شاخۀ نظامی خود را تأسیس کرد که چند تن از رهبران حزب بر آن نظارت داشتند.[۲۱]

پس از دستگیری یا متواری شدن برخی از رهبران حزب به خارج از عراق، عبدالامیر منصوری در خرداد – تیر ۱۳۵۸ / ژوئن ۱۹۷۹ با ساماندهی دوبارۀ حزب، رهبری آن را بر عهده گرفت.[۲۲]

انتقال مرکز فعالیت به ایران

با به قدرت رسیدن صدام حسین در عراق در ۲۵ تیر ۱۳۵۸ / ۱۶ ژوئیه ۱۹۷۹، روند سرکوب حزب شدت گرفت. واکنش حزب در پیش گرفتن مبارزۀ مسلحانه بود. رژیم صدام اعضای حزب را دستگیر و صدها تن از آنان را پس از محاکمه‌های فرمایشی اعدام کرد.[۲۳] در چنین اوضاعی، حزب الدعوة مرکز فعالیت خود را به ایران منتقل کرد. محمد مهدی آصفی در تابستان ۱۳۵۸ش / ۱۹۷۹ به ایران آمد. او و سایر رهبران حزب تصمیم گرفتند ساختار تشکیلاتی حزب را بازسازی کنند و رهبری حزب را از فردمحوری که در محمد هادی سبیتی متجلی می‌شد، خارج کنند. بنا بر این، شورای مرکزی حزب با عضویت محمدهادی سبیتی، علی کورانی، محمد مهدی آصفی، سید مرتضی عسکری و سید کاظم حائری (فقیه الدعوة) شکل گرفت. سبیتی و همفکرانش این توافق را بر ضد خود دانسته، با آن مخالفت کردند که بی‌نتیجه بود.[۲۴]

پس از مذاکراتی میان رهبران حزب الدعوة و مسئولان ایرانی، اردوگاهی نظامی در نزدیکی اهواز به نام اردوگاه شهید صدر به این حزب اختصاص یافت. این اردوگاه مهم‌ترین مرکز آموزشی حزب الدعوة در ایران بود که در آن حدود ۷۰۰۰ نیروی نظامی آموزش می‌دیدند. این نیروها پس از آغازِ «‌جنگ عراق با ایران‌» بر ضد نیروهای عراقی جنگیدید. در ۱۳۵۹ش / ۱۹۸۰ محمدمهدی آصفی سخنگوی رسمی حزب شد.[۲۵]


شهادت سید محمد باقر صدر و بنت الهدی

رژیم بعث در ۱۹ فروردین ۱۳۵۹ / ۸ آوریل ۱۹۸۰ سید محمد باقر صدر و خواهرش بنت الهدی را پس از دستگیری و شکنجه در بغداد به شهادت رساند. بدین ترتیب، حزب الدعوة رهبری معنوی و یکی از مؤسسان خود را از دست داد. [۲۶] در خرداد – تیر ۱۳۵۹ / ژوئن ۱۹۸۰ پس از دستگیری علی ناصر محمود، رئیس حزب در عراق، تشکیلات رهبری در عراق از هم پاشید. پس از آن با نظارت رهبری حزب در ایران، اعضای رهبری جدید شاخۀ عراق انتخاب شدند.[۲۷] در بهمن – اسفند ۱۳۵۹ / فوریۀ ۱۹۸۱ انتخابات طبق آیین نامۀ جدید برای انتخاب ۱۲ عضو شورای عالی رهبری برگزار شد. سبیتی، کورانی و همفکرانش که مخالف اجرای آن بودند، انتخابات را تحریم کردند. سید کاظم حائری، محمد مهدی آصفی، محمد صالح ادیب، ابراهیم جعفری و حسن شُبّر از کسانی