باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

حدیث من عرف نفسه

حدیث من عرف نفسه فقد عرف ربه
حدیث من عرف نفسه.jpg
خوشنویسی حدیث من عرف نفسه
اطلاعات روایت
موضوع: معرفت نفس و خدا
صادره از: پیامبر اسلام(ص) و امام علی(ع)
منابع شیعه: مصباح الشریعه، غرر الحکم و درر الکلم
منابع سنی: مطلوب کل طالب
احادیث مشهور

حدیث سلسلةالذهب.حدیث ثقلین.حدیث کساء.مقبوله عمر بن حنظله.حدیث قرب نوافل.حدیث معراج. حدیث ولایت.حدیث وصایت.حدیث جنود عقل و جهل.حدیث شجره

حدیث مَنْ‏ عَرَفَ‏ نَفْسَهُ‏ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ (کسی که خود را شناخت، همانا خدای خود را شناخته است) حدیثی که براساس آن شناخت نفس، شناخت خدا را درپی دارد. این حدیث از پیامبر اسلام(ص) و امام علی(ع) نقل شده است و معانی و تفاسیر مختلفی دارد از جمله اینکه انسان، هر آنچه درباره خود می‌شناسد، با ویژگی‌های مقابل آن، می‌تواند خدا را بشناسد؛ مثلا هنگامی که انسان خود را به ممکن الوجود یا نیازمندی بشناسد، خدا را به واجب الوجود و بی‌نیاز بودن خواهد شناخت. محال بودن شناخت نفس و خدا تفسیر دیگری است که از این حدیث ارائه شده است.

براساس برخی نقل‌ها، محتوای حدیث من عرف نفسه در تمامی کتب آسمانی نازل شده است. به گفته حسن حسن‌زاده آملی با فهم صحیح این روایت، تمام مسائل و حقایق فلسفی و عرفانی را می‌توان استنباط کرد.

علامه طباطبایی و عبدالله جوادی آملی این حدیث را مشهور دانسته‌اند. محمد محمدی ری‌شهری آن را حدیث مرسل شمرده و برآن است با توجه به اینکه مضمون حدیث، شرح و تفسیر آیات قرآن است، بی‌نیاز از بررسی سندی است. عده‌ای از علمای اهل سنت صحت حدیث را نپذیرفته‌اند.

ملاصدرا، علامه طباطبایی و عبدالله جوادی آملی محتوای حدیث را با آیاتی چون آیه ۱۹ سوره حشر و آیه ۱۰۵ سوره مائده و بعضی از اهل سنت با آیه ۱۳۰ سوره بقره تطبیق داده‌اند.

محتویات

متن حدیث

مَنْ‏ عَرَفَ‏ نَفْسَهُ‏ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ
کسی که خود را شناخت، همانا خدای خود را شناخته است.

حدیث من عرف نفسه،‏ حدیث مشهوری[۱] است که از پیامبر اسلام(ص)[۲] و امام علی(ع)[۳] نقل شده است.

اهمیت و جایگاه

براساس برخی روایات مضمون این حدیث در همه کتب آسمانی نازل شده است.[۴] در برخی روایات آمده است که خداوند به حضرت داوود(ع) وحی کرد که خودت را بشناس و مرا بشناس. داوود(ع) گفت چطور خودم را و تو را بشناسم؟ خداوند فرمود: خودت را به ضعف، ناتوانی و فنا بشناس و مرا به قوت، قدرت و فناناپذیری بشناس.[۵] علامه مجلسی حدیث «من عرف نفسه» را از صحف ادریس نبی(ع) نقل کرده است.[۶]

از محتوای این حدیث (شناخت خدا از طریق شناخت نفس) به برهان معرفت نفس تعبیر شده است.[۷] ملاصدرا، بنیانگذار مکتب فلسفی حکمت متعالیه، برهان معرفت نفس را پس از برهان صدیقین، باارزش‌ترین برهان برای اثبات و شناخت خدا دانسته است.[۸] از نظر او معرفت به نفس معرفت به خدا، جهان و همه موجودات است.[۹] حسن حسن‌زاده آملی،‌فیلسوف و عارف شیعه ایرانی، در توجیه این مطلب که معرفت نفس را کلید گنجینه‌های ملکوت دانسته‌اند، گفته است با درک و فهم صحیح حدیث «من عرف نفسه» می‌توان تمام مسائل و حقایق فلسفی و عرفانی را از آن استنباط کرد.[۱۰] از دیدگاه بعضی در این حدیث اشارات و ارشادات روشنی بر اصول دین هست و می‌توان آنها را از این حدیث استنباط کرد.[۱۱]

رساله‌های مستقل متعددی در شرح و تفسیر این حدیث نگاشته شده است[۱۲] از جمله:‌ «الرسالة الوجودية في معنى قوله(ص): من عرف نفسه فقد عرف ربه‏» از محیی الدین عربی، [۱۳] «شرح حدیث من عرف نفسه» از محمد غزالی،[۱۴] و «مرآت المحققین در معنای من عرف نفسه» از شیخ محمود شبستری.[۱۵]

توضیح حدیث

برای حدیث «من عرف نفسه فقد عرف ربه» معانی گوناگونی بیان شده است[۱۶] تا آنجا که حسن‌زاده آملی، بیش از نود معنا برای آن ذکر کرده است.[۱۷]

چهار تأویل برای حدیث

ملاصدرا چهار تأویل برای این حدیث بیان کرده است:

  1. معرفت نفس راهی با واسطه برای معرفت خدا است؛
  2. شناخت نفس بدون واسطه منتهی به شناخت خدا می‌شود؛ همانطور که با طلوع خورشید، نور و روشنایی حاصل می‌شود؛
  3. شناخت خدا فقط با شناخت نفس به دست می‌آید؛
  4. معرفت نسبت به خدا که از طریق شناخت نفس به دست آید، برترین معرفت است.[۱۸]

دلالت حدیث بر محال بودن شناخت حقیقت نفس و خدا

گروهی حدیث من عرف نفسه را به عدم توانایی انسان بر شناخت حقیقت خدا معنا کرده یا آن را یکی از معانی حدیث شمرده‌اند؛ با این توضیح که همان‌گونه که شناخت حقیقت روح و نفس برای انسان ممکن نیست، شناخت حقیقت خدا نیز امکان ندارد.[۱۹]

علامه طباطبایی، فیلسوف شیعی ایرانی قرن چهاردهم هجری، این تفسیر از حدیث را به جهت حدیث «أَعْرَفُكُمْ‏ بِنَفْسِهِ‏ أَعْرَفُكُمْ بِرَبِّه» و آیه «وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّـهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ؛ وچون کسانى مباشید که خدا را فراموش کردند و او [نیز] آنان را دچار خودفراموشى کرد» [۲۰] نادرست شمرده است.[۲۱] از نظر عبدالله جوادی آملی، فیلسوف شیعی ایرانی معاصر، نیز اگر مراد از محال بودن معرفت خدا، شناخت ذات و کنه خدا باشد، سخن درستی است، اما اگر مراد عدم امکان شناخت افعال و صفات خدا باشد، این تفسیر از حدیث صحیح نیست.[۲۲] محال بودن معرفت نفس نیز با توجه به روایات دیگری که ترغیب به شناخت نفس یا برحذر بودن از جهالت و غفلت نسبت به نفس می‌‌کنند، صحیح نیست.[۲۳]

شناخت خدا از طریق ویژگی‌های نفس

در مقابل تفسیر حدیث به امتناع معرفت نفس و خدا، معانی دیگری حاکی از امکان معرفت خدا از طریق معرفت نفس نقل شده است. یکی از معانی که بسیاری از علمای شیعه[۲۴] و اهل سنت[۲۵] بیان کرده‌اند این است که شناخت نفس به نحو مقابله به شناخت خدا منتهی می‌شود؛ یعنی انسان، هر آنچه درباره خود می‌شناسد، با ویژگی‌های مقابل آن، می‌تواند خدا را بشناسد؛ مثلا هنگامی که انسان خود را به حادث بودن یا ممکن الوجود بودن بشناسد، خالقش را به قدیم بودن و واجب الوجود بودن خواهد شناخت یا وقتی که خود را ضعیف و نیازمند بداند، خداوند را قوی و بی‌نیاز می‌داند.

عبدالله جوادی آملی این تفسیر از حدیث را ناتمام یا سطح پایین می‌شمارد و سطح عالی آن را شناخت خدا از طریق علم حضوری معرفی می‌کند. براساس شناخت خدا از طریق علم حضوری، انسان بر اثر تهذیب نفس و صفای باطن با چشم دل به شهود جمال و جلال خدا نائل می‌شود.[۲۶]

اشاره حدیث به براهین خداشناسی

ناصر مکارم شیرازی، مفسر و مرجع تقلید شیعی معاصر ایرانی، برآن است که حدیث من عرف نفسه به برهان نظم اشاره دارد؛ زیرا هر کس شگفتی‌های ساختمان روح و جسم خود را بشناسد، راهی به سوی خدا برای او گشوده می‌شود؛ چون این نظم عجیب و شگفت‌انگیز نمی‌تواند از غیر مبدأ عالم سرچشمه گرفته باشد.[۲۷]محمد محمدی ری‌شهری، حدیث‌پژوه و صاحب کتاب میزان الحکمه، با توجه به آیات و احادیث مرتبط،‌ این تفسیر از حدیث را روشن‌ترین معنای حدیث دانسته است.[۲۸]

از دیدگاه مکارم شیرازی، ممکن است این حدیث اشاره به برخی از براهین خداشناسی دیگر مانند برهان وجوب و امکان، برهان علت و معلول و برهان فطرت نیز باشد.[۲۹]

به گفته وی مانعی نیست که معانی و تفاسیر مختلف حدیث غیر از تفسیر به امتناع معرفت نفس و خدا، صحیح باشند.[۳۰]

اعتبار و منابع حدیث

در اعتبار حدیث من عرف نفسه اختلاف نظر وجود دارد. در میان شیعیان برخی همچون علامه طباطبایی و جوادی آملی این حدیث را مشهور دانسته‌اند.[۳۱] محمدی ری‌شهری، نیز بر آن است که این حدیث سند متصل به اهل بیت(ع) ندارد و حدیث مرسل است؛ اما با توجه به اینکه مضمون آن در برخی آیات قرآن آمده و در واقع شرح و تفسیر آن آیات است، نیازی به بررسی سندی ندارد. از این رو، بسیاری از محدثان و محققان آن را پذیرفته‌اند.[۳۲]

در میان اهل سنت،‌ برخی همچون ابومظفر سمعانی، از علمای شافعی مذهب قرن پنجم قمری و یحیی بن شرف نَوَوی، فقیه و محدث اهل سنت قرن هفتم قمری، نقل این حدیث از پیامبر(ص) را ثابت ندانسته‌‌اند.[۳۳] ابن تیمیه، از علمای سلفیه در قرن هفتم و هشتم قمری، آن را جعلی شمرده است.[۳۴] سیوطی نیز این حدیث را صحیح ندانسته است.[۳۵] برخی نیز این عبارت را کلام یحیی بن معاذ رازی صوفی دانسته‌اند.[۳۶] در پاسخ ادعای اخیر، گفته شده پیش از یحیی بن معاذ، جاحظ (درگذشت ۲۵۵ق) این حدیث را از امام علی(ع) در کتاب «مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب(ع)» نقل کرده است.[۳۷]

کسانی که اعتبار حدیث را نپذیرفتند، آن را دارای معنا یا معانی صحیحی دانسته‌اند.[۳۸]

منابع حدیث

این حدیث در کتب اربعه شیعه و صحاح سته اهل سنت نقل نشده است؛ اما در منابعی همچون «مصباح الشریعه» منسوب به امام صادق(ع)،[۳۹] «عوالی اللئالی العزیزیة» اثر ابن ابی جمهور احسائی[۴۰] از پیامبر اسلام(ص) و در منابعی چون «مطلوب کل طالب» اثر ابوعثمان عمرو بن بحر جاحظ،[۴۱] «غرر الحکم و درر الکلم» اثر ابوالفَتح آمدِی [۴۲] و «عیون الحکم و المواعظ» اثر لیثی واسطی[۴۳] از امام علی(ع) نقل شده است.

ارتباط حدیث با آیات قرآن

محتوای حدیث من عرف نفسه، «سیر در آیات انفسی»[یادداشت ۱] دانسته شده که در آیه «سَنُرِ‌یهِمْ آیاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّیٰ یتَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ...؛ به زودی نشانه‌های خود را در افقها[ی گوناگون‌] و در دلهایشان بدیشان خواهیم نمود، تا برایشان روشن گردد که او خود حق است»[۴۴] یکی از راه‌های معرفت خدا شمرده شده است.[۴۵]

علامه طباطبایی حدیث من عرف نفسه را هم معنا با آیات «یَا أَيُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ؛ اى کسانى که ایمان آورده‌اید بر شما باد رعایت نفس خودتان‏»[۴۶] و «وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّـهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ»[۴۷] دانسته است.[۴۸]ملاصدرا در رابطه آیه اخیر با حدیث «من عرف نفسه» گفته است که آیه تنبهی است بر اینکه اگر کسی نفسش را شناخت، خدا را شناخته است. پس اگر کسی نسبت به خدا جاهل باشد، دلیل بر این است که خودش را نیز نشناخته است.[۴۹] از این رو، حدیث من عرف نفسه را عکس نقیض[یادداشت ۲] آیه «نَسُوا اللَّـهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ» دانسته‌اند.[۵۰]

از دیدگاه برخی محتوای این حدیث از آیه «وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهيمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَه؛ جز افراد سفیه و نادان، چه کسى از آیین ابراهیم روىیگردان خواهد شد؟!»[۵۱] به دست آمده است.[۵۲] گفته شده مراد از سفاهت نفس در آیه جهل نسبت به نفس است. پس هنگامی که براساس حدیث، معرفت نفس موجب معرفت به پرودگار باشد، جهل نسبت به نفس نیز، جهل نسبت به خدا و روی‌گردانی از آیین ابراهیم(ع) را در پی خواهد داشت.[۵۳]

احادیث مشابه

در منابع روایی، به لحاظ معنا احادیث مشابهی با حدیث من عرف نفسه نقل شده است که عبارتند از:

  • شخصی از پیامبر(ص) پرسید: ای رسول خدا طریق معرفت خداوند چگونه است؟ پیامبر(ص) فرمود: «شناخت نفس».[۵۴][یادداشت ۳]
  • نقل شده که بعضی از همسران پیامبر(ص) سؤال کردند: انسان چه زمانی خدای خود را می‌شناسد؟ پیامبر(ص) فرمود: «هنگامی که نفسش را بشناسد».[۵۵][یادداشت ۴]
  • از امام علی(ع) نقل شده است: «در عجبم از کسی که نسبت به نفس خود جاهل است چگونه خدای خود را می‌شناسد!»[۵۶][یادداشت ۵]
  • امام صادق(ع) از امام علی(ع) نقل کرده است: «در طلب علم باشید ولو در سرزمین چین. مراد از این علم، شناخت نفس است که از آن معرفت خدا حاصل می‌شود».[۵۷][یادداشت ۶]
  • پیامبر(ص) فرمود: «آگاه‌ترین شما نسبت به نفسش، خداشناس‌ترین شماست».[۵۸][یادداشت ۷]

پانویس

  1. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۶، ص۱۶۹؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۱۸۱.
  2. جعفر بن محمد(منسوب)، مصباح الشریعه، ۱۴۰۰، ص۱۳؛ ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی العزیزة، ۱۴۰۵ق، ج۴،‌ ص۱۰۲؛ فخررازی، تفسیر کبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۹۱، ج۹، ص۴۶۰ و ج۳۰، ص۷۲۱.
  3. جاحظ، مطلوب کل طالب، ۱۳۷۴ش، ص۷۱؛ تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ۱۴۱۰ق، ص۵۸۸؛ لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ‌۱۳۷۶ش، ص۴۳۰؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۲۰، ص۲۹۲(ابن ابی الحدید این حدیث را در حکمت‌های منسوب به امام علی(ع) نقل کرده است).
  4. نگاه کنید به: ملاصدرا، اسرار الآیات، ۱۳۶۰ش، ص۱۳۳؛ حسن‌زاده آملی، هزار و یک کلمه، ۱۳۸۱ش، ج۳، ص۱۹۹.
  5. بغوی، تفسیر البغوی، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۱۶۹.
  6. علامه مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۲، ص۴۵۶.
  7. طباطبایی،‌ ترجمه تفسیر المیزان،‌ ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۱۰(مقدمه جوادی آملی)؛ اله بداشتی، «بررسی و تحلیل حدیث تلازم معرفت نفس و معرفت رب از دیدگاه عالمان شیعه»،‌ ص۳۲.
  8. ملاصدرا، شواهد الربوبیه، ۱۳۶۰ش، ص۴۶.
  9. ملاصدرا، اسرار الآیات، ۱۳۶۰ش، ص۱۳۱-۱۳۳.
  10. حسن‌زاده آملی، هزار و یک کلمه، ۱۳۸۱ش، ج۳، ص۱۹۱.
  11. ر.ک: حسن‌زاده آملی، هزار و یک کلمه، ۱۳۸۱ش، ج۳، ص۲۱۷-۲۲۷ به نقل از: عمادالدین مازندرانی، رساله اصول من عرف.
  12. نگاه کنید به: محمدی ری‌شهری، دانشنامه عقاید اسلامی، ‌۱۳۸۶ش، ج۴، ص۱۵۱-۱۵۳.
  13. حسن‌زاده آملی، هزار و یک کلمه، ۱۳۸۱ش، ج۳، ص۱۹۷.
  14. محمدی ری‌شهری، دانشنامه عقاید اسلامی، ‌۱۳۸۶ش، ج۴، ص۱۵۳.
  15. محمدی ری‌شهری، دانشنامه عقاید اسلامی، ‌۱۳۸۶ش، ج۴، ص۱۵۲.
  16. به عنوان نمونه نگاه کنید به: مجلسی، لوامع صاحبقرانی، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۱۵-۱۱۹؛ سیوطی، الحاوی للفتاوی، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۲۸۸-۲۹۱.
  17. حسن‌زاده آملی، هزار و یک کلمه، ۱۳۸۱ش، ج۳، ص۲۰۰-۲۱۶.
  18. ملاصدرا، اسرار الآیات، ۱۳۶۰ش، ص۱۳۳.
  19. ابن تیمیه، مجموع الفتاوی، ۱۴۱۶ق، ج۹، ص۲۹۸؛ سیوطی، الحاوی للفتاوی، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۲۹۰؛ مجلسی، لوامع صاحبقرانی، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۱۸؛ مازندرانی، شرح الکافی، ۱۳۸۲ش، ج۴، ص۱۵۳و۱۵۴ و ج۶، ص۶۱.
  20. سوره حشر، آیه ۱۹.
  21. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۶، ص۱۶۹و۱۷۰.
  22. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۱۷۹.
  23. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۱۸۱.
  24. به عنوان نمونه نگاه کنید به: ابن میثم بحرانی، شرح بر صد کلمه امیرالمؤمنین، ۱۳۷۵ش، ص ص۳۲۶و۳۲۷(شرح عبدالوهاب)؛ مجلسی، لوامع صاحبقرانی، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۱۸ و ۱۱۹؛ علامه مجلسی، مرآة العقول، ۱۴۰۴ق، ج۹، ص۲۵۷؛ مازندرانی، شرح الکافی، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۳۰.
  25. به عنوان نمونه نگاه کنید به: واحدی، الوسیط، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۹۸؛ فخررازی، تفسیر کبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۹۱، ج۹، ص۴۶۰؛ ابن تیمیه، مجموع الفتاوی، ۱۴۱۶ق، ج۹، ص۲۹۷؛ نووی، فتاوی النووی، ۱۴۱۷ق، ص۲۴۸؛ سیوطی، الحاوی للفتاوی، ۱۴۲۴ق، ج۲،‌ ص۲۹۰.
  26. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۱۴۷.
  27. مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن،‌ ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۳۲۸.
  28. محمدی ری‌شهری، دانشنامه عقاید اسلامی، ‌۱۳۸۶ش، ج۴، ص۱۵۵.
  29. مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن،‌ ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۳۲۹و۳۳۰.
  30. مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن،‌ ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۳۳۱.
  31. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۶، ص۱۶۹؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۱۸۱.
  32. محمدی ری‌شهری، دانشنامه عقاید اسلامی، ‌۱۳۸۶ش، ج۴، ص۱۴۹ و۱۵۰.
  33. سمعانی،‌ قواطع الادله، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۶۰؛‌ نووی، فتاوی النووی، ۱۴۱۷ق، ص۲۴۸.
  34. ابن تیمیه، مجموع الفتاوی، ۱۴۱۶ق، ج۱۶، ص۳۴۹.
  35. سیوطی، الحاوی للفتاوی، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۲۸۸.
  36. سمعانی،‌ قواطع الادله، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۶۰؛ ابن حجر هیتمی، الفتاوی الحدیثیة، دارالفکر، ص۲۰۶؛ سفیری، شرح البخاری، ۱۴۲۵ق، ج۱، ص۴۵۸.
  37. حسن‌زاده آملی، هزار و یک کلمه، ۱۳۸۱ش، ج۳، ص۱۹۵.
  38. نگاه کنید به: نووی، فتاوی النووی، ۱۴۱۷ق، ص۲۴۸؛ ابن تیمیه، مجموع الفتاوی، ۱۴۱۶ق، ج۹، ص۲۹۵-۲۹۸؛ سیوطی، الحاوی للفتاوی، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۲۸۸-۲۹۱؛ قاری، اسرار المرفوعه، دار الامانه، ص۳۵۲.
  39. جعفر بن محمد(منسوب)، مصباح الشریعه، ۱۴۰۰ق، ص۱۳.
  40. ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی العزیزة، ۱۴۰۵ق، ج۴،‌ ص۱۰۲.
  41. جاحظ، مطلوب کل طالب، ۱۳۷۴ش، ص۷۱؛ ابن میثم بحرانی، شرح بر صد کلمه امیرالمؤمنین، ۱۳۷۵ش، ص۱۰۳و۳۲۶.
  42. تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ۱۴۱۰ق، ص۵۸۸.
  43. لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ‌۱۳۷۶ش، ص۴۳۰.
  44. سوره فصلت،‌آیه ۵۳.
  45. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۱۳۰و۱۴۵؛ مکارم شیرازی،‌ اخلاق در قرآن، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۳۲۶-۳۲۸.
  46. سوره مائده، آیه ۱۰۵.
  47. سوره حشر، آیه ۱۸و۱۹.
  48. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۶، ص۱۶۵.
  49. ملاصدرا، اسرار الآیات، ۱۳۶۰ش، ص۱۳۴.
  50. ملاصدرا، اسرار الآیات، ۱۳۶۰ش، ص۱۶۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۶، ص۱۶۵؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۱۴۵و۱۸۱.
  51. سوره بقره، آیه ۱۳۰.
  52. واحدی، الوسیط، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۹۸؛ قاری، اسرار المرفوعه، دار الامانه، ص۳۵۲.
  53. واحدی، الوسیط، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۹۸.
  54. ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی العزیزة، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۲۴۶.
  55. سیدمرتضی، امالی المرتضی، ۱۹۹۸م، ج۱، ص۲۷۴.
  56. تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ۱۴۱۰ق، ص۴۶۱؛ لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ‌۱۳۷۶ش، ص۳۲۹.
  57. جعفر بن محمد(منسوب)، مصباح الشریعه، ۱۴۰۰، ص۱۳.
  58. شعیری، جامع الاخبار، انتشارات حیدریه، ص۴.
  1. مراد از سیر در آیات انفسی، تفکر در نفس آدمی است که در مقابل آیات آفاقی، یعنی تفکر در جهان هستی قرار دارد.
  2. عکس نقیض در اصطلاح منطق عبارت است از تبدیل هر یک از دو طرف قضیه به نقیض دیگری با هماهنگی در صدق و کیفیت آن. موضوع در قضیه «نَسُوا اللَّـهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ» نسیان خدا و محمول آن، فراموشی نفس است. آنچه به منزله عکس این نقیض است همان معرفت نفس و خدا است که معنای حدیث من عرف نفسه است.(جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۱۸۱)
  3. أَنَّهُ دَخَلَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص رَجُلٌ اسْمُهُ مُجَاشِعٌ فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ کَیْفَ‏ الطَّرِیقُ‏ إِلَى‏ مَعْرِفَةِ الْحَقِِّ. فَقَالَ: «مَعْرِفَةُ النَّفْس».
  4. روى أنّ بعض أزواج النبی ص سألته: متی یعرف‏ الإنسان‏ ربّه‏ فقال: «إذا عرف نفسه».
  5. «عَجِبْتُ لِمَنْ یَجْهَلُ نَفْسَهُ کَیْفَ یَعْرِفُ رَبَّهُ».
  6. «اُطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّینِ وَ هُوَ عِلْمُ مَعْرِفَةِ النَّفْسِ وَ فِیهِ مَعْرِفَةُ الرَّبِّ عَزَّوَجَل».
  7. «أَعْرَفُکُمْ‏ بِنَفْسِهِ‏ أَعْرَفُکُمْ بِرَبِّهِ».

منابع

  • ابن ابی جمهور، محمد بن زین الدین، عوالی اللئالی العزیزة فی الأحادیث الدینیة، قم، دار سیدالشهداء، چاپ اول، ۱۴۰۵ق.
  • ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبة‌الله، شرح نهج البلاغه، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
  • ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، مجموع الفتاوی، تحقیق عبدالرحمن بن محمد بن قاسم، بیروت، مجمع ملک فهد، ۱۴۱۶ق.
  • ابن حجر هیتمی، احمد بن محمد، الفتاوی الحدیثیة، بیروت، دارالفکر، بی‌تا.
  • اله بداشتی، علی، «بررسی و تحلیل حدیث تلازم معرفت نفس و معرفت رب از دیدگاه عالمان شیعه»،‌ فصلنامه جستارهایی در فلسفه و کلام، ش۸۸، بهار و تابستان ۱۳۹۱ش.
  • بغوی، حسین بن مسعود، تفسیر البغوی(معالم التنزیل)، بیروت، داراحیاء‌التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.
  • تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، تحقیق و تصحیح سید مهدی رجائی، قم، دارالکتب الاسلامیة، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
  • جاحظ، عمرو بن بحر، مطلوب کل طالب، شرح و تفسیر رشیدالدین وطواط، تصحیح محمود عابدی، تهران، بنیاد نهج البلاغه، ۱۳۷۴ش.
  • جعفر بن محمد(منسوب)، مصباح الشریعه، بیروت، اعلمی، چاپ اول، ۱۴۰۰.
  • جوادی آملی، عبدالله، توحید در قرآن(تفسیر موضوعی قرآن،‌ ج۲)، تحقیق و تنظیم حیدر علی ایوبی، قم، نشر اسراء، چاپ هشتم، ۱۳۹۵ش.
  • حسن‌زاده آملی، حسن، هزار و یک کلمه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۸۱ش.
  • خوارزمی، موفق بن احمد، مناقب، تحقیق شیخ مالک محمودی، قم، مرکز نشر اسلامی(جامعه مدرسین)، چاپ دوم، ۱۴۱۱ق.
  • سفیری، شمس الدین، شرح البخاری (المجالس الوعظیة في شرح أحادیث خیر البریة ص)، تحقیق احمد فتحی عبدالرحمن، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۲۵ق.
  • سمعانی،‌ ابومظفر منصور بن محمد، قواطع الادله فی الاصول، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
  • سیدمرتضی، علی بن حسین، امالی المرتضی، قاهره، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۸م.
  • سیوطی، جلال الدین، الحاوی للفتاوی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۲۴ق.
  • شعیری، محمد بن محمد، جامع الاخبار، انتشارات حیدریه، نجف، چاپ اول، بی‌تا.
  • طباطبایی،‌ سیدمحمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان،‌ ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، قم،‌ دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ش.
  • طباطبایی،‌ سیدمحمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن،‌ بیروت، مؤسسه اعلمی، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
  • علامه مجلسی، محمد باقر، مرآة‌ العقول فی شرح اخبار آل الرسول، تحقیق و تصحیح سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
  • فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر(مفاتیح الغیب)، بیروت، دار احیاء‌التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
  • قاری، ملاعلی، اسرار المرفوعة فی اخبار الموضوعة، تحقیق محمد صباغ، بیروت، دارالامانة- مؤسسة الرسالة، بی‌تا.
  • قاری، ملاعلی، الاسرار المرفوعة فی اخبار الموضوعة، تحقیق محمد صباغ، بیروت، دارالامانه-مؤسسه الرساله، بی‌تا.
  • لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، قم، دارالحدیث، چاپ اول، ‌۱۳۷۶ش.
  • مازندرانی، محمد صالح بن احمد، شرح الکافی(الاصول و الروضه)، تحقیق و تصحیح ابوالحسن شعرانی، تهران، المکتبه الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۸۲ش.
  • مجلسی، محمد تقی، لوامع صاحبقرانی(شرح فقیه)، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.
  • محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه عقاید اسلامی، ترجمه گروهی از مترجمان، قم، دارالحدیث، ‌۱۳۸۶ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن،‌ قم، مدرسه الامام علی بن ابی‌طالب(ع)، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
  • ملاصدرا، محمد بن ابراهیم، اسرار الآیات، تهران، انجمن حکمت و فلسفه، ۱۳۶۰ش.
  • ملاصدرا، محمد بن ابراهیم، شواهد الربوبیه، تصحیح جلال الدین آشتیانی، تهران،‌ مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۰ش.
  • نووی، محیی الدین یحیی بن شرف، فتاوی النووی(مسائل المنثورة)، تحقیق و تعلیق محمد حجار، بیروت، دار البشائر الاسلامیة، چاپ ششم، ۱۴۱۷ق-۱۹۹۶م.
  • واحدی، علی بن احمد، الوسیط فی تفسیر القرآن المجید، تحقیق محمد حسن ابوالعزم زفیتی، قاهره، وزارة‌الاوقاف، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.

پیوند به بیرون