باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

جن، بنابر متون دین اسلام، موجودی اسرارآمیز است که مانند انسان دارای شعور، اختیار و تکلیف است. بنابر برخی آیات و روایات، جن، آفریده شده از آتش و یا آمیخته‌ای از آتش است. قرآن در ۲۲ آیه از جن یاد می‌کند و هفتاد و دومین سوره آن نیز جن نام دارد.

جن در عرف قرآن، موجودی است با شعور و اراده که به اقتضای طبیعتش از حواس بشر پوشیده است و در شرایط عادی، قابل درک حسی نیست. او مانند انسان، مکلف است و هدف از خلقت او، همانند انسان، عبادت و بندگی خدا است. او در آخرت برانگیخته می‌شود و می‌تواند مطیع یا عاصی، مؤمن یا مشرک و… باشد. بسیاری از ویژگی‌ها و موضوعات مرتبط با جن از جمله بختک و همزاد، ساخته باورهای عامیانه و بدون دلیل است. برخی محققان، جنّ در اعتقادات ایرانی برگرفته از فرهنگ اسلامی و عربی دانسته‌اند و برخی دیگر احتمال می‌دهند باورهای خرافی مربوط به جنّ در میان ایرانیان، بازتاب موجوداتی در اعتقاد ایرانیانِ قبل از اسلام است که بعداً به جنّ تغییر نام داده‌اند و با اعتقادات عرب‌ها درباره جنّ، که پس از اسلام به ایران وارد گردیده، آمیخته شده‌اند.[۱][۲] تازه مسلمانانی که میراث‌بَرِ انبوهی از باورهای عمیق دربارۀ موجودات وهمی همچون غول بودند، با مواجهه با مفهوم جن در قرآن، خود برسازندۀ انبوهی باورها دربارۀ جن شدند.[۳]

محتویات

واژه‌شناسی

این واژه مشتق از ریشه «ج ن ن» به معنای پوشش و استتار است[۴] و برخی[۵] معتقدند معنای اصلی پوشش و استتار در بیشتر مشتقات این ریشه وجود دارد مانند جَنین که در رحم مادر پنهان است. برخی واژۀ «الجانّ» را که در قرآن به همراه انس به کار رفته است[۶] اسمِ جمعِ جنّ دانسته‌اند.[۷] ابن قُتیبه[۸] شیاطین را جنّیان سرکش و جانّ را جنّهای ضعیف دانسته است.

معادل واژه جنّ در فارسی، پری و دیو است.[۹]

کاربرد در قرآن

واژه جنّ ۲۲ بار در قرآن به کار رفته است؛[۱۰] یک بار در سوره مدنی الرحمان[۱۱] و بقیه در سوره‌های مکی. واژه جانّ نیز پنج بار به کار رفته که چهار بار آن در سوره الرحمن است. واژه «جِنّه» نیز ده بار در قرآن به کار رفته، که پنج بار آن قطعاً به معنای جنّ است.[۱۲] واژه‌های دیگری نیز مرتبط یا گاهی مرادف با واژه یا معنای جنّ است، مانند شیطان و شیاطین و ابلیس[۱۳] و عفریت.[۱۴]

در قرآن سوره‌ای نیز به نام سوره جن وجود دارد. این سوره هفتاد و دومین سوره قرآن است و موضوع اصلی آن، ایمان آوردن گروهی از جنّیان به اسلام است.

بر اساس قرآن کریم، جنّ پیش از خلقت انسان و از «نارالسَّموم»[۱۵] و «مارِجٍ من نار»[۱۶] آفریده شده است. جنّیان، صالح و غیرصالح دارند[۱۷] و مانند آدمیان در روز قیامت از آنها بازخواست می‌شود.[۱۸] آنان جزای اعمالشان را به طور کامل در آخرت دریافت می‌کنند[۱۹] و بدکاران آنها به دوزخ خواهند رفت.[۲۰] بنا بر قرآن، برخی از کافران در دوره جاهلیت، جنّ را شریک خداوند قرار می‌دادند یا می‌پرستیدند.[۲۱] جنّیان در میان سپاه حضرت سلیمان(ع) حضور داشتند[۲۲] و برای او کارهای خارق العاده و پرمشقت انجام می‌دادند.[۲۳] در قرآن تصریح شده است که همه مخلوقات، از جمله جنّ، از علم غیب بی‌بهره‌اند[۲۴] و در یک آیه نیز اختصاصاً به دور بودن جنّیان از علم غیب اشاره می‌کند.[۲۵] برخی از جنّیان به خبرهای غیبی و سخنان ملائک گوش می‌دادند، اما پس از بعثت پیامبر اکرم(ص) آنان از گرفتن اخبار غیبی و استراق سمع منع شدند.[۲۶]

بنابر قرآن، برای جنّیان هم، مانند انسانها، پیامبرانی از سوی خدا فرستاده شده است.[۲۷] در آیات ۲۹ تا ۳۲ سوره احقاف و چند آیه اول سوره جنّ اشاره شده است که گروهی از جنّیان نزد پیامبر اکرم(ص) رفتند و به آیات قرآن گوش دادند. به تصریح مفسران شأن نزول سوره جنّ همین ماجرا بوده است.[۲۸]

بر طبق آیه ۳۶ سوره صافات، مشرکان درباره حضرت محمد(ص) تعبیراتی مانند «شاعر مجنون» (شاعری که از جنّیان الهام می‌گیرد) به کار می‌بردند و تأکید قرآن مبنی بر آنکه پیامبر(ص) «مجنون» یا دارای «جنّه» نیست[۲۹] گواه بر دیدگاه مردم عصر جاهلی درباره جنّ است.

جن در روایات

در منابع حدیثی، اشاراتِ گوناگونی به جنّ شده که برخی از آنها توضیح و تفسیر داده‌های قرآن، از جمله آفرینش جنّیان از آتش و سراغ گرفتن آنها از اخبار غیبی، است. معرفی اقسام جنّ و گونه‌ای به نام حِنّ، همنشینی قسمی از جنّیان با فرشتگان، تقدم آفرینش جنّ بر آدم، مبعوث شدن پیامبری به نام یوسف بر جنّیان که او را به قتل رساندند، خوردنی‌ها و آشامیدنی‌های جنّیان و احکام آن، تناسل جنّیان و امکان وقوع تناسل بین آنها و آدمیان، و مطالبی از این دست محتوای احادیث را تشکیل می‌دهد.[۳۰]

درباره رؤیت جنّ نیز احادیثی وارد شده است.[۳۱]

در برخی از روایات آمده است که جن و شیطان هر دو در اصل وجود مشترک هستند، ولی شیطان نوعی از جن محسوب می‌شود که فقط کارهای شرّ از او صادر می‌شود، در حالی که جن‌ها هم خوب و بد و هم مسلمان و غیر مسلمان دارند.[۳۲]

جنّ‌ها مانند انسان‌ها تغذیه می‌کنند،[۳۳] می‌خوابند،[۳۴] توالد و تناسل دارند،[۳۵] و می‌میرند.[۳۶] یکی از غذاهای آنها پس مانده غذای انسان است.[۳۷]

علامه مجلسی بیش از سیصد صفحه از جلد ۶۰ بحار الانوار را به احادیث مربوط به جن و کلام برخی عالمان دینی در این موضوع اختصاص داده است.

جن در بیان عالمان دینی

بحث وجود داشتن یا نداشتن جنّ و چگونگی آن، از قدیم در بین عالمان دین مردم مطرح بوده است. برخی از عالمان مسلمان، اعتقاد به وجود جنّ را اجماع مذاهب و فرق اسلامی دانسته‌اند[۳۸] و حتی برخی[۳۹] ادعا کرده‌اند که همه پیروان و تصدیق‌کنندگان انبیا نیز به وجود جنّ اعتراف دارند.

ابن حزم، متکلم و فقیه اندلسی[۴۰] توضیح داده است که ما جنّ را با چشم نمی‌بینیم و بودن آنها را به ضرورت عقلی در نمی‌یابیم، ولی به ضرورت عقلی امکان وجود آنها هست، زیرا قدرت خدای متعال را نهایتی نیست، از طرفی، چون پیامبران، که خدا به صدق آنان گواهی داده است، از وجود جنّ خبر داده‌اند، پس علم به وجود آنها حاصل می‌شود. ابن خلدون[۴۱] درباره عقیده به وجود جنّ با احتیاط سخن گفته است. او آیاتِ راجع به وحی و فرشتگان و روح و جنّ را از متشابهات دانسته، چراکه مُراد و دلالت حقیقی آنها پوشیده است، اما در جایی دیگر[۴۲] به توجیه متشابه دانستن آنها پرداخته است. دَمیری[۴۳] موضوع را به گونه‌ای دیگر مطرح کرده و اظهار داشته است که درباره وجود جنّ آنقدر حدیث و شعر و خبر وجود دارد که انکار آن به مثابه انکار یک حقیقت متواتر است.

ارتباط شیطان و جن و ابلیس

شیطان در معنای اصلی خود مفهوم وصفی دارد و به معنای «شرور» است، در قرآن تصریح شده که گروهی از جن‌ها و انسانها شیطان (=شرور) هستند.[۴۴]

در بین شیاطین جن، فرد ممتازی وجود دارد که ابلیس نام دارد، او در شیطنت مقام عالی داشته و از بهشت رانده شده است.[۴۵] ابلیس اسم خاص بوده و یازده بار در قرآن تکرار شده است. واژه ابلیس مشتق از «بلس»، به معنای متمرد، سرکش و رئیس شیطان‌هاست.[۴۶]

در معانی الاخبار از امام رضا(ع) نقل شده که فرمود: شیطان از این جهت که از رحمت خدا بی‌نصیب ماند، ابلیس نامیده شد چون این کلمه به معنای محروم و مأیوس از رحمت خداست.

در قرآن، «شیطان» گاهی در مورد خود ابلیس و گاهی با معنای عام خود در مورد هر موجود شروری که شرارت در او «ملکه راسخ» گردیده، به کار رفته است.

ابلیس، جن یا فرشته

اقوال مختلفی در مورد اینکه ابلیس جنّ است یا فرشته بیان شده است:

الف) تعداد کمی از مفسرین معتقدند ابلیس از ملائکه بوده است، زیرا استثنا در آیه «فَسَجَدوا الّا ابلیسَ کان مِن الجِنّ» (کهف، ۵۰) استثنای متصل است؛ یعنی ابلیس ابتدا از ملائکه بوده و به علت عدم سجده، مرتکب گناه گشته و جنّ شده است. همچنین فعل «کان» در آیه را نیز به معنای «صار» (= تبدیل شدن) گرفته‌اند.[۴۷]

ب) در مقابل، بسیاری از مفسرین با استناد به آیات و روایات معتقدند ابلیس از ملائکه نبوده، بلکه از جن بوده است.[۴۸] دلیل این گروه:

۱. با توجه به قرینه موجود در این آیه، استثنا منقطع است و ابلیس نمی‌تواند از فرشتگان باشد و در آیه «کان من الجن» (کهف،۵۰) هم تصریح شده که ابلیس، از جنّ بوده است. گروه اول با استناد به «اسجدوا لآدم» معتقدند اگر ابلیس از جنس ملائکه نبود مشمول امر الاهی نمی‌شد و به جهت خودداری از سجده کردن، متمرد و سرکش به شمار نمی‌رفت، اما در پاسخ می‌توان گفت، ابلیس در این امر از باب غلبه داخل شده، زیرا با ملائکه همنشینی داشته است و این دلیل نمی‌شود که او از جنس ملائکه باشد.

۲. ابلیس دارای اولاد و ذریه است و فرشتگان دارای فرزند نیستند، و خداوند می‌فرماید: چرا او (ابلیس) و فرزندانش را که دشمنان شمایند، دوستان خود می‌گیرید.[۴۹]

۳. ابلیس از جنس آتش است[۵۰] در حالی که ملائکه از جنس نورند.[۵۱]

۴. ملائکه از رسولان الاهی و معصوم هستند[۵۲] ولی ابلیس گناه می‌کند.

۵. برخی روایاتی بر جنّ بودن ابلیس تصریح دارند، مانند سخن رسول خدا(ص) که به شمعون فرمود: تو دشمنانی از جن و انسان داری که پیوسته تعقیبت می‌کنند و با تو پیکار می‌نمایند تا دینت را بربایند...، اما دشمنان از جن، پس ابلیس است و سپاهیانش.[۵۳] از امام صادق(ع) نیز روایت شده که فرمود: ملائکه می‌پنداشتند شیطان از آنهاست (در صورتی که از جن بود) ولی در علم خدا از آنها نبود تا به سبب حمیت و تعصب، باطن خود را اظهار کرد و گفت: مرا از آتش آفریده‌ای و انسان را از خاک خلق نموده‌ای.[۵۴]

خلقت جن

برای آتشی که جنّ از آن آفریده شده، در سوره حجر(آیه ۲۷) صفت سَموم و در سوره رحمان (آیه ۱۵) صفت مارِج ذکر شده است. مفسران برای مارج تفسیرهای مختلفی ارائه کرده‌اند، مثلاً اختلاط و آمیزش شعله‌های آتش که به رنگهای گوناگون درمی‌آید، شعله خاص بدون دود[۵۵] و آتش مشتعل متحرک[۵۶] که دائم در جنبش است و جابه جا می‌شود.[۵۷] محمود آلوسی[۵۸] نیز بر معنای اختلاط تأکید کرده ولی منظور از مارِج را آتش آمیخته با هوا دانسته و نتیجه گرفته که «جانّ» از ترکیب آتش و هوا که آن را مارج می‌خوانند، آفریده شده است و آدم از دو عنصر آب و خاک، که به آن «طین» می‌گویند. سَموم نیز باد بسیار داغی است که هم زبانه دارد، هم سوزندگی و وجه این نام‌گذاری این است که، به سبب ظرافت و لطافتش، در منفذهای زیرپوست (مسامّ) نفوذ می‌کند.[۵۹]

مادی یا مجرد

درباره مجرد یا جسمانی بودن جنّ، و به طور کلی ماهیت جنّ، میان متکلمان و فیلسوفان اختلاف است: گروهی جنّ را جسم ندانسته و آن را موجودی مجرّد می‌دانند و مجرّد بودن آنها را مانع علم آنها به اخبار و قدرت آنها بر انجام دادن کارهای خارق العاده تلقی نمی‌کنند و گروهی دیگر جنّ را جسم می‌دانند، اما با هم اختلاف نظر دارند. عده‌ای از آنان، جنّ را جسم لطیف یا عِلوی و عده‌ای دیگر، آن را جسم کثیف یا سِفلی به شمار آورده‌اند. از عبارات فیلسوفان و متکلمان برمی‌آید که گروه اول، میان جنّ و ملک و شیطان تفاوت جوهری قائل نیستند و هر سه را از حیث جوهر یکی می‌دانند؛ با این بیان که اگر پاک و نورانی و نیک خواه باشند، ملائکه‌اند و همانهایند که «صالحان جنّ» نامیده می‌شوند و اگر ناپاک و تیره و شرور باشند، شیاطین‌اند.[۶۰]

ابن سینا[۶۱] در تعریف جنّ گفته که جنّ حیوانی از جنس هوا، ناطق و دارای جرم شفاف است و به اشکال گوناگون در می‌آید. میرداماد[۶۲] جنّیان را موجوداتی مجرد، نه جسمانی دانسته، اما لاهیجی[۶۳] آنها را اجسامی لطیف و دارای حیات عَرَضی، که قادرند به اشکال گوناگون درآیند، دانسته است. دَمیری[۶۴] جنّ را جسم هوایی، که عقل و فهم دارد و قادر است کارهای سخت انجام دهد، شناسانده است.

ازدواج و فرزندان جن

مفسران از آیه ۶ سوره جنّ که در آن گفته شده است مردانی از انسانها به مردانی از جنّیان پناه می‌بردند- چنین برداشت کرده‌اند که جنّیان، مانند انسانها، مرد و زن و ازدواج و تناسل دارند.[۶۵]

علامه طباطبائی[۶۶] باتوجه به آیه ۵۰ سوره کهف و آیه ۲۵ سوره فصلت، بر این باور است که تناسل در میان جنّیان وجود دارد، زیرا زاد و ولد و مرگ و میر داشتن هر موجود، حاکی از وجود تناسل است؛ اما برای کیفیت این تناسل توضیحی نداده است.

فخر رازی[۶۷] با استناد به آیه ۵۶ سوره رحمن، نه تنها به تناسل میان جنّیان، بلکه به امکان پدید آمدن نسلی از ازدواج جنّ با انس نیز عقیده داشته است.

ازدواج جن با انسان

برخی از آیۀ «وَ شارِکهُم فی الاموالِ و الاولادِ» چنین نتیجه گرفته‌اند که ازدواج بین انسان و جن امکان‌پذیر است،