باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

اسلام
کتیبه مسجد.png

تقریب مذاهب اسلامی، اصطلاحی است مربوط به دوران معاصر به معنای تلاش عالمان دینی مسلمان برای نزدیکی و رفع اختلافات پیروان مذاهب اسلامی به ویژه شیعیان و اهل سنت .

سیدجمال الدین اسدآبادی در اوایل سده چهاردهم، موضوع اتحاد اسلام را در مقالاتش در مجله عربی زبان عروة الوثقی، مطرح، و اندیشه‌های خود را با استفاده از حمایت مسئولان کشورهای اسلامی تشریح می‌کرد. در ۱۳۱۷ ش، محمدتقی قمی از ایران به مصر مهاجرت کرد و در قاهره «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیة» را تشکیل داد. مهم‌ترین دستاورد دارالتقریب پی ریزی راههای عملی اتحاد مسلمانان بود و محل گردهمایی دانشمندان و روحانیان شیعه و سنّی شد. صدور فتوای شلتوت در ۱۷ ربیع‌الاول ۱۳۷۸ق، مبنی بر جواز پیروی از مذهب شیعه امامیه همانند چهار مذهب فقهی اهل سنّت، بزرگ‌ترین اقدام عملی در راه تقریب به شمار می‌آید.

در ۱۳۶۹ ش، به ابتکار آیت اللّه سیدعلی خامنه‌ای «مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی» تأسیس شد. این مجمع عهده‌دار تلاش‌های تقریبی در جهان اسلام است و همه ساله با شرکت اندیشمندان اسلامی، در ایران یا دیگر کشورهای اسلامی همایش‌های وحدت بر گزار می‌کند.

محتویات

در اصطلاح

تقریب در مفهوم عام، جنبش نزدیکی ادیان است و در مفهوم خاص، حرکتی است که علمای مذاهب اسلامی آن را پایه‌گذاری کرده‌اند و هدف از آن نزدیک ساختن شیعیان و اهل سنّت به یکدیگر و رفع اختلاف و‌ گاه خنثی کردن دشمنی مسلمانان، به منظور متحد کردن آنان است.

در عصر منصور عباسی

در تاریخ اسلام تلاش‌هایی که برای تحقق این امر صورت گرفته، غالباً جنبه فرهنگی یا سیاسی داشته است. تلاش‌های حکام و سلاطین در این راه، چون آمیخته با اهداف و اغراض سیاسی بوده، راه به جایی نبرده است. برای نمونه، پیشنهاد منصور، خلیفه دوم عباسی (حک: ۱۳۶ـ ۱۵۸)، به مالک بن انس، پیشوای مذهب مالکی، برای اعلام کردن کتاب او به عنوان تنها منبع رسمی و مشروع در جامعه اسلامی، با مخالفت مالک روبرو شد.[۱]


در عصر منصور مأمون

مأمون (حک: ۱۹۸ـ ۲۱۸) برای رفع مناقشات مذهبی مجالس متعددی تشکیل می‌داد که در آن پیشوایان و عالمان هر مذهب در بارة مسائل مختلف بحث می‌کردند، ولی حمایت مأمون از معتزله این جلسات را بی‌نتیجه کرد.[۲]

نادر شاه افشار

نادرشاه افشار (حک: ۱۱۴۸ـ۱۱۶۰) در مجلسی که در ۱۱۴۸ با حضور نمایندگان تمام طبقات ایران در دشت مغان بر گزار شد، شرط پذیرفتن سلطنت را ترک سبّ سه خلیفه اول و احتساب مذهب شیعه جعفری، به عنوان مذهب پنجم در کنار مذاهب چهارگانه اهل سنّت، اعلام کرد و نمایندگانی به عثمانی فرستاد و همکاری آنان را در این امر خواستار شد. وی، به رغم جنگ‌های ایران و عثمانی و تجاوز نیروهای عثمانی به مرزهای ایران، برای وحدت شیعه و سنّی تلاش نمود و در ۱۱۵۶ پیشنهاد کرد که علمای برجسته شیعه و شیخ الاسلام عثمانی، عبداللّه سُوَیدی، مجلس بحث و گفتگویی در بغداد تشکیل دهند، اما با مخالفت علمای شیعه و کارشکنی و بدگمانی شیخ الاسلام عثمانی این اقدام بی‌نتیجه ماند. [۳]

سیدجمال الدین اسدآبادی

سیدجمال الدین اسدآبادی در اوایل سده چهاردهم، موضوع اتحاد اسلام را در مقالاتش در مجله عربی زبان عروة الوثقی، مطرح، و اندیشه‌های خود را با استفاده از حمایت مسئولان کشورهای اسلامی تشریح می‌کرد. با تعطیل عروة الوثقی، این موضوع مدتی مسکوت ماند و با دعوت سلطان عبدالحمید دوم عثمانی (حک: ۱۲۹۳ـ۱۳۲۷/ ۱۸۷۶ـ ۱۹۰۹)، از سیدجمال الدین، برای فعالیت در راه تحقق اتحاد اسلام، دوباره مطرح شد. هر چند که به سبب بروز مخالفت‌ها و مبهم بودن اغراض عبدالحمید این امر تحقق نیافت. [۴]

تاسیس جمعیت تقریب بین ادیان

نخستین جمعیت تقریب بین ادیان در ۱۳۰۳ تشکیل شد. پس از تعطیل عروة الوثقی، محمد عبده به بیروت رفت و با همکاری کسانی چون ابوتراب ساوجی (خادم سیدجمال الدین اسدآبادی) و میرزا محمدباقر بواناتی (مترجم انگلیسی عروة الوثقی)، «جمعیة التقریب بین اهل الاسلام و اهل الکتاب» را تأسیس کرد که بعد‌ها اشخاصی از ایران، عثمانی، انگلیس و هندوستان به آن پیوستند. مدت فعالیت این جمعیت کوتاه بود. [۵]

تاسیس دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیة

در ۱۳۱۷ ش / ۱۹۳۸، محمدتقی قمی (۱۲۸۹-۱۳۶۹ ش) از ایران به مصر مهاجرت کرد و در قاهره «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیة» را تشکیل داد که مهم‌ترین اقدام در راه تقریب فرهنگی میان مسلمانان بود. او خود به عنوان دبیرکل مادام العمر این جمعیت بر گزیده شد. [۶] جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹ـ ۱۹۴۵) در روند کار جمعیت خلل ایجاد کرد و قمی در سال ۱۹۴۵ م (تقریبا ۱۳۲۴ ش / ۱۳۶۵ ق) از مصر خارج شد. وی در قم با آیت الله بروجردی دیدار نمود و با شرح ماجرا، توجه و حمایت ایشان را نیز به خود جلب کرد[۷]. قمی در ۱۳۲۵ ش / ۱۹۴۶ به مصر بازگشت و کار خود را از سر گرفت [۸] و بعد از مدتی، با همکاری دوستانش در دارالتقریب، از سال ۱۳۶۸ ق (۱۳۲۷ ش) ‌مجله‌ای با نام «رسالة الإسلام» را انتشار داد.[۹] این مجله دربردارنده مقالات فقهی، کلامی، تفسیری، فلسفی و ادبیاتی بود[۱۰].

دارالتقریب محل گردهمایی دانشمندان و روحانیان شیعه و سنّی شد. کسانی چون محمدعلی علوبه پاشا (دانشمندی که بعداً به ریاست جمعیت بر گزیده شد)، شیخ عبدالمجید سلیم (رئیس هیئت فتوای دانشگاه الازهرحاج امین حسینی (مفتی اعظم فلسطینشیخ محمدعبداللطیف (مفتی وزارت اوقاف)، شیخ محمدعبدالفتاح عنانی (رئیس مذهب مالکیشیخ محمود شَلْتوت (عضو هیئت کبارالعلماء حنفیحسن البَنّا (رهبر جمعیت اخوان المسلمین)، قاضی محمدبن عبداللّه امری (نماینده شیعه زیدیه یمن) و برخی دیگر، از اعضای این جمعیت بودند. بعد‌ها شیخ محمد حسین کاشف الغطاء و سید هبة الدین شهرستانی و سید عبدالحسین شرف الدین، هر سه از علمای برجسته شیعه، نیز به این جمعیت پیوستند. [۱۱]

حمایت آیت الله بروجردی

آیت‌الله حاج آقا حسین بروجردی، مرجع تقلید شیعیان، تقریبا از سال ۱۳۶۵ ق از اهداف و مرام این جمعیت حمایت مالی و معنوی کرد. [۱۲] مناسبات دوستانه و مکاتبات بروجردی و شلتوت، به صدور فتوای تاریخی معروف شلتوت مبنی بر به رسمیت شناختن مذهب شیعه امامیه و جواز عمل به فقه آن انجامید. [۱۳] دارالتقریب گاه از حمایت رهبران سیاسی کشورهای اسلامی نیز برخوردار می‌شد. [۱۴]

دستاوردها

  • مهم‌ترین دستاورد دارالتقریب پی ریزی راههای عملی اتحاد مسلمانان بود. در مجله رسالة الاسلام، که از ۱۳۲۸ تا ۱۳۵۱ ش / ۱۹۴۹ـ۱۹۷۲ به تناوب فعالیت می‌کرد، دیدگاه‌ها و راه حل‌های علمای برجسته اسلامی در این باره به چاپ می‌رسید. در این مقالات تحقیقی، نویسندگان شیعه و سنّی می‌کوشیدند با ارائه مشترکات شیعیان و اهل سنّت و تبیین جوهر اصلی دین، به هدف خود دست یابند. [۱۵] بحث درباره اجتهاد و نقش آن در پیدایی مذاهب گوناگون اسلامی و تأثیر رهیافت‌های مختلف تفسیری و حدیثی و غیره بر آن، در ‌‌نهایت به پیدایی فقه مقارن (تطبیقی) انجامید. [۱۶]
  • صدور فتوای شلتوت در هفدهم ربیع الاول ۱۳۷۸، مبنی بر جواز پیروی از مذهب شیعه امامیه همانند چهار مذهب فقهی اهل سنّت، بزرگ‌ترین اقدام عملی در راه تقریب به شمار می‌آید. [۱۷] البته این فتوا ده سال پیش‌تر، از سوی شیخ عبدالمجید سلیم -از شخصیت‌های بارز در دارالتقریب- مطرح شده بود اما به خاطر مخالفت برخی از عالمان الأزهر، صدور فتوا به تاخیر افتاد [۱۸]
  • نشر مقالات و کتب متعدد، برای تنزیه شیعیان از برخی اتهامات ناروا و نشان دادن چهره‌ای صحیح از مذهب شیعه، از دیگر اقدامات دارالتقریب بود. [۱۹]
  • تدریس فقه شیعه در دانشگاه الازهر در کنار سایر مذاهب فقهی و نیز تغییر برخی قوانین مصر طبق مذهب شیعه (از جمله قوانین طلاق و خانواده)، در زمان ریاست شلتوت در الازهر به عنوان مفتی اعظم اهل تسنن صورت گرفت. [۲۱]

موانع سر راه دارالتقریب

وهابیون از این اقداماتِ دارالتقریب انتقاد کردند و آن را طرح مؤسسه شیعی دارالتقریب برای تغییر دادن مذهب تسنن به تشیع قلمداد نمودند. [۲۲] موانع سیاسی، به ویژه تفرقه افکنی‌های آشکار و پنهان دولتهای استعماری غربی، و بدفهمی عمومی از اقدامات دارالتقریب و هدف آن، مانعی دیگر بر سر راه تقریب بود و با آنکه این جمعیت، اصول و مواضعش را اعلام کرده بود، عده‌ای همواره هدف آن را سنّی کردن شیعیان یا شیعه کردن سنّیان می‌دانستند.

این موانع سبب شد که به تدریج از فعالیت‌های دارالتقریب کاسته شود. سرانجام شیخ محمدتقی قمی مصر را به قصد پاریس ترک کرد و در ۱۳۶۹ ش در همانجا درگذشت. [۲۳]

فعالیت‌های تقریبی در دهه ۷۰

در دهه ۱۳۷۰ ش، برخی مؤسسات یا افراد علاقه‌مند به دارالتقریب و اصولاً اندیشه تقریب، مقالات مندرج در شصت شماره رسالة الاسلام را منتشر کردند، از جمله بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی با همکاری مجمع التقریب بین المذاهب الاسلامیه در ۱۳۷۰ ش دوره کامل آن را چاپ کرد. برخی نیز گزیده‌ای از مقالات آن را به صورت کتاب منتشر کردند، از جمله: محمد محمد مدنی؛ [۲۴] عبدالکریم بی‌آزار شیرازی؛ [۲۵] عبداللّه محمدتقی قمی؛ [۲۶] و شیخ عبداللّه علایلی. [۲۷]

تاسیس مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی

در ۱۳۶۹ ش، به ابتکار آیت اللّه سیدعلی خامنه‌ای «مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی» به وجود آمد. این مجمع عهده دار تلاش‌های تقریبی در جهان اسلام است و همه ساله با شرکت اندیشمندان اسلامی، در ایران یا دیگر کشورهای اسلامی همایش‌های وحدت بر گزار می‌کند. مجله رسالة التقریب (به زبان عربی، چاپ تهران)، ترجمان (ارگان) مجمع تقریب، از ۱۳۷۱ ش فعالیت خود را به منظور ایجاد روح وحدت اسلامی در میان ملل مسلمان آغاز و آثار اندیشمندان اسلامی را منتشر کرده است.

تقریب بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران

جمهوری اسلامی ایران از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی (۲۲ بهمن ۱۳۵۷) تاکنون، به وحدت و تقریب مسلمانان، و پیشگیری از هر اقدام تفرقه انگیز، توجهی ویژه کرده است. جدال‌ها و تعصبات از موانع مهم تقریب مذاهب بوده است. جمهوری اسلامی ایران برای رفع بدبینی‌ها و تحریف‌ها و تهمت‌ها اقدامات گوناگونی کرده که از آن جمله است:

  1. اعلان ۱۲ تا۱۷ ربیع‌الاول هر سال (ایام ولادت پیامبر اسلام) به عنوان هفتة وحدت؛
  2. اهتمام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در جلوگیری از نشر کتاب‌های تفرقه آمیز [۲۸]
  3. صدور فتوای امام خمینی مبنی بر لزوم نماز جماعت گزاردن شیعیان همراه با سایر مسلمانان در مراسم حج؛
  4. تأسیس دانشگاه مذاهب اسلامی در تهران، که در آن فقه جعفری، زیدی، حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی و اِباضی تدریس می‌شود. [۲۹]

تاسیس محفل علمی در استانبول

در بهمن ۱۳۷۱/ فوریه ۱۹۹۳، بنیاد تحقیقات علمی اسلامی در استانبول محفلی علمی (سمپوزیوم) برگزار کرد که در آن محققان سنّی و شیعه شرکت داشتند و به زعم اندیشمندان، این اقدام تأثیر گسترده‌ای در شناساندن چهره علمی و صحیح تشیع داشت. کتاب‌های استدلالی و احتجاجیِ عالمانی چون کاشف الغطاء، شرف الدین، سیدمحسن امین، علامه امینی و دیگران نیز تأثیر ارزنده‌ای در راه رسیدن به اهداف مذکور داشته است. تألیف کتاب الفقه علی المذاهب الخمسة از محمدجواد مُغْنیه، و دروس فی الفقه المقارن از محمدابراهیم جناتی (هر دو در زمینه فقه تطبیقی) و المراجعات شرف الدین (در معرفی مواضع و مبانی اعتقاد شیعی) نیز از جمله اقدامات مؤثر بوده است.

زمینه‌های تقریب در بین مسلمانان

با توجه به زمینه‌های وحدت در اصول اعتقادی مسلمانان همچون اعتقاد به توحید، نبوت، معاد، نماز، روزه، دارا بودن قبله و کتاب واحد و بسیاری از اصول دیگر دینی و نیز سنّت پیامبر (ص) و روش ائمة شیعه در دعوت به اتحاد و سفارش به پرهیز از جدال و اختلاف با برادران دینی، و توجه و هشیاری علما و سیاستمداران کشورهای اسلامی به ضرورت این امر، می‌توان امیدوار بود که این اندیشه به بار بنشیند و از تفرقه و اختلاف کشورهای اسلامی بکاهد. ترویج فرهنگ و اخلاق تقریب، محور قراردادن قرآن به عنوان متنی قطعی و مسلّم برای همه مسلمانان، جداکردن مواضع سیاسی و فکری از احکام فقهی و نیز جداکردن احکام فقهی از مواضع اعتقادی، گسترش و تعمیق مباحثات فقهی و کلامی و تفسیری و حدیثی، همراه با تضارب آرا و افکار در محیطی آرام و به دور از تشنجات حاصل از دخالت مغرضان، در تحقق تقریب بین مذاهب اسلامی تأثیر بسیار دارد. [۳۰]

پانویس

  1. طبری، ص ۶۵۹ ـ۶۶۰
  2. صعیدی، ص ۳۷ـ ۳۸
  3. محیط طباطبائی، ۱۳۷۰ ش، ص ۱۷۴؛ آتابای، ص ۷۱
  4. محیط طباطبائی، ۱۳۷۰ ش، ص ۱۸۲، ۱۸۵، ۱۸۷
  5. همو، ۱۳۷۵ ش، ص ۱۷ـ ۱۸
  6. جماعة التقریب بین المذاهب الاسلامیة، ص ۱۲۴، ۱۲۷
  7. امیردهی، «علامه شیخ محمدتقی قمی؛ همزیست دارالتقریب»، ۱۳۸۷ ش، ص۱۱۴.
  8. قمی، ۱۳۸۴، ص ۱۸۹ـ۱۹۰؛ واعظ، ص ۲۹۹ـ۳۰۰
  9. آذرشب، پیشینه تقریب، ۱۳۸۴ ش، ص۱۹.
  10. آذرشب، پیشینه تقریب، ۱۳۸۴ ش، صص۱۳۷-۱۶۴.
  11. جماعة التقریب بین المذاهب الاسلامیة، ص ۱۲۷ـ ۱۲۹، و ص ۱۲۹، پانویس ۱
  12. در مورد مواضع و اندیشة آیت‌الله بروجردی در بارة تقریب رجوع کنید به واعظ‌زاده خراسانی، ۱۴۱۷، ص ۸ـ۱۲؛ هدی، ص ۵۷ ـ۶۰
  13. بی‌آزار شیرازی، ۱۳۷۹ ش، ص ۲۰۱ـ۲۰۳؛ برای آگاهی از متن این فتوا رجوع کنیدبه شلتوت، ۱۳۳۸ ش، ص ۲ـ۳
  14. برای نمونه رجوع کنیدبه جودکی و تبرائیان، ص ۳۵۷ـ۳۵۹
  15. رجوع کنیدبه مخلوف، ص ۱۴۱ـ۱۴۶؛ مغنیه، ۱۳۷۵، ص ۱۴۸ـ۱۵۱
  16. برای نمونه رجوع کنیدبه آل کاشف الغطاء، ص ۲۳۹ـ۲۴۳؛ مراغی، ص ۳۴۹ـ۳۵۳؛ در مورد فقه مقارن رجوع کنیدبه مدنی، ص ۳۹۴ـ۴۰۶؛ واعظ زادة خراسانی، ۱۳۷۹ ش، ص ۱۵۵ـ ۱۶۸
  17. همبستگی مذاهب اسلامی، ص ۳۴۵ـ۳۴۶
  18. آذرشب، پیشینه تقریب، ۱۳۸۴ ش، صص۱۷۴-۱۷۷.
  19. ایرادات اهل سنّت به برخی اعتقادات شیعه، شامل عصمت، بداء، مقامات ائمة شیعه، شفاعت، علم غیب امام، یا نسبت دادن تحریف قرآن به شیعه و جز آن است؛ برای اطلاع بیشتر رجوع کنیدبه مغنیه، ۱۳۷۴، ص ۳۷۹ـ۳۸۱؛ علوی مدغری، ص ۳۶ـ ۴۵
  20. بی‌آزار شیرازی، ۱۳۷۷ ش، ص ۳۲۷ـ۳۳۲
  21. شلتوت، ۱۳۷۷ ش، ص ۴۱۱ـ ۴۱۴
  22. د. اسلام، چاپ دوم، ذیل واژه؛ نیز برای آگاهی از نقش وهابیون در تفرقه افکندن میان مسلمانان رجوع کنیدبه بی‌آزار شیرازی، ۱۳۷۰ ش، ص ۴۹ـ۵۱
  23. د. اسلام، همانجا
  24. دعوة التقریب من خلال رسالة الاسلام، قاهره ۱۹۶۶
  25. الوحدة الاسلامیة اوالتقریب بین المذاهب السبعة، بیروت ۱۹۷۵ و آینة همبستگی، تهران ۱۳۵۵ ش
  26. دعوة التقریب: تاریخ و وثائق، قاهره ۱۹۹۱
  27. نحو مجتمع الاسلامی الموحَّد: مسئلة التقریب بین المذاهب الاسلامیة، اُسَس و منطقیات، بیروت ۱۹۹۴
  28. بی‌آزار شیرازی، ۱۳۷۰ ش، ص ۵۷؛ نیز برای نمونه اقدامات رجوع کنید به مشکینی، ص ۱۳
  29. بوختا، ص ۳۳۴
  30. حکیم، ص ۱۹۴ـ۱۹۹

منابع

  • آذرشب، محمدعلی، پیشینه تقریب، ترجمه رضا حمیدی، تهران، انتشارات مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، ۱۳۸۴ ش.
  • امیردهی، ع. ر، «علامه شیخ محمدتقی قمی؛ همزیست دارالتقریب»، اندیشه تقریب، سال چهارم، ش۱۶، ۱۳۸۷ ش.
  • بدری آتابای، «تلاش نادرشاه افشار برای رفع اختلافات مذهبی»، میراث ایران، ش ۲۲ (تابستان ۱۳۸۰).
  • محمدحسین آل کاشف الغطاء، «الاجتهاد فی الشریعة بین السنّة و الشّیعة»، رسالة الاسلام، سال ۱، ش ۳ (رمضان ۱۳۶۸).
  • عبدالکریم بی‌آزار شیرازی، شیخ محمود شلتوت: طلایه دار تقریب، تهران ۱۳۷۹ ش.
  • عبدالکریم بی‌آزار شیرازی، «فتاوی تفرقه انگیز وهابیان همسو با خشم آمریکا و اسرائیل از تقریب بین مسلمانان»، مشکوة، ش ۳۳ (زمستان ۱۳۷۰).
  • همو، «معرفی شیعه و انتشارات دارالتقریب»، در همبستگی مذاهب اسلامی: بحثهای علمی و اصلاحی پیشوایان مذاهب اسلامی، ترجمه و نگارش عبدالکریم بی‌آزار شیرازی، تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، ۱۳۷۷ ش.
  • جماعة التقریب بین المذاهب الاسلامیة، «اساسنامة جمعیت تقریب بین مذاهب اسلامی»، در همبستگی مذاهب اسلامی، ه‌مان.
  • حجت اللّه جودکی و صفاءالدین تبرائیان، «گزارشی از یک گفت‌و‌گوی منتشرنشده در ایران: جماعت تقریب و دکترمصدق»، تاریخ معاصر ایران، سال ۱، ش ۴ (زمستان ۱۳۷۶)
  • محمدباقر حکیم، وحدت اسلامی از دیدگاه قرآن و سنّت، ترجمة عبدالهادی فقهی‌زاده، تهران ۱۳۷۷ ش.
  • محمدحسن زمانی، «علامه امینی پرچمدار نهضت تقریب علمی»، بصائر، سال ۴، ش ۲۶ (مرداد و شهریور ۱۳۷۶).
  • محمود شلتوت، «شیعه و دانشگاه الازهر»، در همبستگی مذاهب اسلامی.
  • همو، «فتوای تاریخی شیخ شلتوت»، درسهائی از مکتب اسلام، سال ۲، ش ۳ (اسفند ۱۳۳۸).
  • کلیم صدیقی، نهضتهای اسلامی و انقلاب اسلامی ایران، ترجمة هادی خسروشاهی، تهران ۱۳۷۵ ش.
  • عبدالمتعال صعیدی، «سعی قدیم فی توحیدالمذاهب»، رسالة الاسلام، سال ۷، ش ۱ (جمادی الا´خره ۱۳۷۴).
  • عبدالکبیر علوی مدغری، التقریب بین الفرق الاسلامیة، ۴: «قضایا ینبغی الحسم فی‌ها»، ۵: «خطا فی المنهج»، مغرب ۱۹۹۲؛ محمدتقی قمی، «رجال صدقوا»، رسالة الاسلام، سال ۱۴، ش ۵۵ ـ۵۶ (محرّم ۱۳۸۴).
  • محمدمحیط طباطبائی، سیدجمال الدین اسدآبادی و بیداری مشرق زمین، به کوشش هادی خسروشاهی، تهران ۱۳۷۰ ش.
  • همو، «سیدجمال الدین و وحدت اسلامی»، تاریخ و فرهنگ معاصر، سال ۵، ش ۳ـ۴ (پاییز و زمستان ۱۳۷۵).
  • محمدبن جریر طبری، «المنتخب من کتاب المذیل من تاریخ الصحابة و التابعین»، در دیول تاریخ الطبری، ج ۱۱، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره] ۱۹۷۷.
  • حسنین محمد مخلوف، «من المغنی الاکبر»، رسالة الاسلام، سال ۴، ش ۲ (رجب ۱۳۷۱).
  • محمد محمدمدنی، «فقه مقارن، یا، تحولی بزرگ در دانشگاه الازهر»، در همبستگی مذاهب اسلامی، ه‌مان.
  • محمدمصطفی مراغی، «الاجتهاد فی الشریعة»، رسالة الاسلام، سال ۱، ش ۴ (ذی الحجّة ۱۳۶۸).
  • علی مشکینی، المصباح المنیر، قم ۱۳۷۶ ش.
  • محمدجواد مغنیه، «الاصول الثّلاثة و الاخوة فی الدّین»، رسالة الاسلام، سال ۸، ش ۲ (رمضان۱۳۷۵).
  • همو، «الغلاة فی نظر الشیعة الامامیّة»، رسالة الاسلام، سال ۶، ش ۴ (صفر ۱۳۷۴).
  • حسام الدین واعظ، «نقش وحدت و تقریب مذاهب اسلامی در روابط بین الملل»، پایان نامة کار‌شناسی علوم سیاسی، دانشکده روابط بین المللی، وزارت امورخارجه، ۱۳۷۲ ش.
  • محمد واعظ زادة خراسانی، «السید البروجردی و التقریب»، رسالة التقریب، سال ۳، ش ۱۲ (ربیع الثانی ـ جمادی الا´خره ۱۴۱۷).
  • همو، الواحدة الاسلامیة: عناصر‌ها و موانع‌ها، چاپ سیرآقائی، تهران ۱۳۷۹ ش.
  • س. هدی، «دو سند تاریخی در راه تقریب بین مذاهب اسلامی»، درسهائی از مکتب اسلام، سال ۳، ش ۴ (خرداد ۱۳۴۰).
  • همبستگی مذاهب اسلامی: بحثهای علمی و اصلاحی پیشوایان مذاهب اسلامی، ترجمه و نگارش عبدالکریم بی‌آزار شیرازی، تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، ۱۳۷۷ ش.
  • Wilfried Buchta, "Tehran's Ecumenical Society (Majam` al-Taqr ¦ â b): a veritable ecumenical revivel or a Trojan Horse of Iran?", in The Twelver Shia in modern times: religious culture and political history , ed. by Rainer Brunner and Werner Ende, Leiden 2001.
  • EI 2 , s.v. "Tak ¤ r ¦ â b" (by W. Ende).

پیوند به بیرون