باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

تفأل

تَفَأُّل به معنای فال خوب زدن، در مقابل تَطَیُّر است. تَفَأُّل، حسن ظن به خداوند بوده و از آنجا که امیدآفرین است، آثار روانی مثبت دارد. در روایات به آن تشویق شده است. پیامبر(ص) این کار را دوست می‌داشت و مسائل بسیاری را به فال نیک می‌گرفت.

محتویات

مفهوم

تَفَأُل به معنای فال خوب‌زدن است؛ برخلاف تَطَیُّر که فال بدزدن معنا می‌دهد.[۱]

روایات تَفَأُل

روایات فال خوب‌زدن را امری شایسته به شمار آورده‌اند. در روایتی از پیامبر(ص)نقل شده است: «همواره فال نیک بزنید تا آن را بیابید».[۲] گفته‌اند که پیامبر اکرم(ص) تفأل را دوست می‌داشت، از تطیر بیزار بود[۳] و امور بسیاری را به فال نیک می‌گرفت.[۴]

در ماجرای صلح حدیبیه وقتى سهیل بن عمرو از طرف مشرکین مکه آمد، پیامبر فال نیک زد و فرمود:«حالا دیگر امر بر شما سهل و آسان شد»؛[۵] همچنین زمانی که به پیامبر خبر دادند که خسرو پرویز نامه او را پاره کرده و در پاسخ آن مشتى خاک فرستاده است، پیامبر این عمل را به فال نیک گرفت و فرمود: «به زودى مسلمانان خاک او را مالک می‌‏شوند.»[۶]

حضرت علی(ع) هم فال نیک‌زدن را امری به‌حق و درست دانسته و گفته است: «الفأل حقٌ».[۷]

اثر تفأل

در تفسیر نمونه آمده است که فال نیک‌زدن، اثر طبیعی ندارد؛ اما از آنجا که امیدآفرین است، آثار روانی مثبتی دارد و به این جهت اسلام از آن نهی نکرده است.[۸]

تفال به قرآن

نوشتار اصلی: استخاره

برخی از روایات از تفأل به قرآن نهی کرده است. از امام صادق(ع) نقل شده است: «به قرآن تفأل نرنید»[۹] در شرح این حدیث، گفته‌اند: منظور از تفأل در حدیث، پیش‌بینی حوادث آینده است.[۱۰] علامه مجلسی حکمت نهی را این دانسته است که در صورت عدم تحقق پیش‌بینی‌ها، اعتقاد مردم سست می‌شود.[۱۱]

برخی نیز بر این باورند که روایت، تنها کسانی را از تفأل به قرآن نهی کرده است که آشنایی چندانی با قرآن ندارند. این گروه به روایتی درباره استخاره استناد کرده‌اند که در آن، تعبیر تفأل به کار رفته است: «اَللَّهُمَّ إنی تَفَأَّلتُ بِکتَابِک»؛ (خدایا به کتاب تو فال می‌زنم).[۱۲]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. زوزنی، المصادر، ۱۳۴۵ش، ج۲، ص۵۸۶.
  2. مجلسی، بحارالانوار،۱۳۹۰ق، ج۲۰، ص۳۳۳.
  3. ابن منظور،لسان العرب ، ۱۴۱۱ق، ج۱۰ص۱۶۸
  4. طباطبایی،تفسیر المیزان، ۱۳۹۴ ق،ج۱۹ ص۸۶
  5. مجلسی، بحارالانوار، ۱۳۹۰ق، ج۲۰، ص۳۸۱.
  6. مجلسی، بحارالانوار، ۱۳۹۰ق، ج۲۰، ص۳۸۱.
  7. سید رضی، نهج البلاغه،۱۳۹۲ش، کلمه قصار۳۹۲.
  8. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۶۱ش، ج۱۲، ص۵۲.
  9. کلینی، کافی، ۱۳۸۱ق، ج۲، ص۶۲۹.
  10. علامه مجلسی، مرآة‌العقول، ۱۳۷۰ش، ج۱۲، ص۵۱۸؛ صاحب جواهر،جواهر‌الکلام، ۱۴۱۰ق، ج۱۲، ص۱۷۲.
  11. مجلسی، مفاتیح الغیب، ۱۳۸۹ش، ص۴۲.
  12. طریقه‌دار، کندوکاوی در باره‌ استخاره و تفأل، ۱۳۷۴ش، ص۲۷.

منابع

  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۱ق.
  • زوزنی، حسین بن احمد، کتاب المصادر، مشهد، تقی بینش، ۱۳۴۵ ش.
  • سید رضی ، محمدبن حسین، نهج البلاغه، ترجمه دشتی، قم، موسسه امیرالمؤمنین، ۱۳۷۹ش.
  • نجفی، محمدحسن‌، جواهر الکلام‌، بیروت‌، ۱۴۰۱ق‌
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، مؤسسه اعلمی، بیروت، ۱۳۹۴ق.
  • طریقه‌دار،ابوالفضل، کندوکاوی در باره‌ی استخاره و تفأل، قم، انتشارات مدین، ۱۳۷۴ش،
  • كلینی، محمد بن یعقوب، الأصول من الكافی، تهران، مكتبة الصدوق، ۱۳۸۱ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار الجامعة لدُرر اخبار الائمة الاطهار، تهران، دارالكتب الاسلامیه، ۱۳۹۰ق.
  • مجلسی، محمد باقر، مفاتیح الغیب، تحقیق محمدعلی علیامهر، قم، همای غدیر، ۱۳۸۹ش.
  • مجلسی، محمدباقر ،مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰ش
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتاب الاسلامیة، ۱۳۶۱ش.

پیوند به بیرون