باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

بلخ
بلخ بر افغانستان واقع شده‌است
بلخ
بلخ (افغانستان)
نمایی از شهر بلخ باستان در افغانستان.jpg
اطلاعات کلی
مختصات جغرافیایی ۳۶°۲۸′شمالی ۶۶°۳۱′شرقی / ۳۶٫۴۶°شمالی ۶۶٫۵۲°شرقی / 36.46; 66.52
کشور افغانستان
اماکن
زیارتگاه مقبره منسوب به علی بن ابی طالب(ع) در مسجد کبود مزار شریف

بلخ از شهرهای خراسان بزرگ و از قدیمی‌ترین شهرهای افغانستان است. بلخ هم‌اکنون نام ولایت یا استانی است که مزار شریف مرکز آن است. مقبره منسوب به علی بن ابی طالب(ع)، امام اول شیعیان در مسجد کبود مزار شریف قرار دارد.

محتویات

تاریخ و فرهنگ

بلخ قبل از اسلام یکی از مراکز بوداییان بود و معبد مشهور نوبهار در آن قرار داشت. بلخ در آیین زرتشتی هم دارای اهمیت بود و تا قبل از ظهور اسلام ۵ آتشکده داشت. این شهر، دست‌کم از زمان اسکندر، با بارویی عظیم حراست می‌شد.[۱]

نام‌ها

بلخ پیش از اسلام به نام‌های مختلفی از جمله باکتریا و باختر مشهور بوده و پس از ورود اسلام، به نام‌هایی مانند ام البلاد، قبة الاسلام، قبة البلاد، جنت الارض، خیر التراب، بلخ الحنسی و بلخ بامی خوانده شد.[۲]

ورود اسلام به بلخ

اولین حمله مسلمانان به بلخ، پس از فتح نهاوند در سال ۲۱ هجری قمری و قبل از مرگ خلیفه دوم بوده است.[۳] عبدالله بن عامر جانشین ابوموسی اشعری در بصره در زمان خلافت عثمان، با سپاهی به فرماندهی اَحْنَف بن قیس، در سال ۳۱ق، برخی از مناطق خراسان را فتح کرد.[۴] احنف بلخ را محاصره کرد، مردم بلخ در برابر پرداخت خراج سالیانه با مسلمانان صلح کردند و سپاه مسلمانان بلخ را ترک کرد.[۵]

در دوران خلافت امام علی (ع)، اهالی بلخ و برخی مناطق دیگر، از پرداخت خراج امتناع کردند. امام به والی خراسان سفارش کرد که با شورشیان مقابله نکند و فقط از اهل صلح خراج بگیرد.[۶]

در زمان معاویه، عبدالله بن عامر والی خراسان و سیستان، عبدالرحمان بن سمره قرشی را به خراسان اعزام کرد. او به همراه عبدالله بن خازم، بلخ و کابل را در سال ۴۲ق تصرف کرد.[۷] اهالی بلخ، پیمان صلح با مسلمانان را نقض کردند. در نتیجه، در سال ۵۱ قمری، ربیع بن زیاد دوباره به بلخ لشکر کشید.

در این سال‌ها مسلمانان نتوانستند کاملاً زمام اختیار را در بلخ به دست آورند و کشمکش‌های این دوره به ویرانی بلخ منجر شد، از این رو مسلمانان پادگان نظامی جدیدی در دو فرسخی شهر، به نام بَروقان، بنا کردند. در سال ۱۰۷ق، پس از شورشی در میان لشکریان عرب در بروقان، اسد بن عبدالله قسری، حاکم بلخ، آنجا را بازسازی کرد و به عنوان نماینده‌اش برای این کار برمک، احتمالاً پدر خالد برمکی وزیر عباسی[۸]، را به خدمت گرفت. اسد، چند سال بعد پایتخت خراسان را موقتاً از مرو به بلخ منتقل کرد و این شهر رونق تازه‌ای گرفت.

آخرین حاکم اموی خراسان، نصر بن سیار کِنانی، بلخ را به صورت مرکز نظامی درآورد و در سال ۱۱۶ق در آنجا لشکری ده هزار نفری، متشکل از قبایل عرب خراسان مستقر کرد.[۹]

بلخ در زمان بنی عباس

هنگام دعوت عباسیان در خراسان به رهبری ابومسلم، زیاد بن عبدالله قُشَیری برای حفظ منافع نصر و امویان از بلخ به شدت دفاع کرد. ابومسلم، ابوداوود خالد بن ابراهیم بکری را برای مقابله با او فرستاد. در این زمان شهر‌ گاه در اختیار مدافعان اموی و‌ گاه از آن ابوداوود و عثمان بن کرمانی، از فرماندهان ابومُسلم، بود. در سومین نبرد، در سال ۱۳۰ق، شهر به دست شورشیان افتاد.[۱۰]

بلخ در سال‌های نخست حکومت عباسیان، پایگاه علی بن عیسی بن ماهان، فرمانده هارون الرشید در نبرد با رافع بن لیث بن نصر بن سیار بود. طولی نکشید که بلخ به قلمرو حکومت شرقی که از سوی خلفای عباسی به طاهریان سپرده شده بود، ضمیمه شد. اما از آنجا که مقر طاهریان شهر نیشابور بود، ظاهراً بلخ به امیران محلی واگذار شده بود.[۱۱] داوود به سمرقند، قلمرو سامانیان، گریخت، سپس به بلخ بازگشت و پس از چندی آنجا را دوباره تصرف کرد و در سال ۲۵۹ق در همانجا درگذشت.

رونق بلخ در زمان بنی عباس

جغرافی‌دانان اواخر قرن سوم و اوایل سده چهارم از رفاه و شکوفایی بلخ با شگفتی یاد کرده‌اند و آن را «ام البلاد» (بزرگ‌ترین شهر) خراسان از نظر جمعیت منطقه[۱۲] و «بلخ البهیه» (بلخ باشکوه) نامیده‌اند.[۱۳] بلخ از نظر وسعت با مرو و هرات برابر و به نوشتة مقدسی، با بخارا نیز قابل قیاس بود. حدودالعالم، بلخ را به عنوان مرکز تجارت هندوستان توصیف کرده است. عمده بازارها و مسجد جمعه در مدینه (شهرستان) بود و به نوشته یعقوبی چهل و هفت مسجد با منبر در بلخ و اطراف آن وجود داشت.[۱۴]

در بلخ علما و محققانی پرورش یافتند که سمعانی، تعداد آنان را بی‌شمار خوانده است.[۱۵] شخصیت‌هایی چون ابواسحاق ابراهیم بن ادهم (متوفی ۱۶۱) صوفی متقدم[۱۶] ابوزید احمد بلخی (متوفی ۳۱۲) جغرافی‌دان و منجم و ابوالقاسم بلخی (متوفی ۳۱۹) متکلّم معتزلی.

مسجد آرامگاه خواجه پارسا

بلخ در زمان غزنویان

محمود غزنوی و قراخانیان قلمرو سامانیان را میان خود تقسیم کردند، سرزمین‌های شمالی جیحون به محمود رسید، قراخانیان در آرزوی دستیابی به خراسان شمالی بودند و از ینرو در ۳۹۶ ایلک خان نصر، چَغری تگین یا جعفرتکین، فرمانده لشکریانش را به طخارستان فرستاد. اهالی بلخ با تمام توان مقاومت کردند و پیش از آنکه چغری تگین به دلیل بازگشت محمود از هند، ناگزیر به عقب‌نشینی به ترمذ شود. با پیروزی محمود در ۳۹۸، در محلی به نام کَتَر در سه فرسخی بلخ، آرزوی ایلک خان نقش بر آب شد. هنگامی که چغری تگین بلخ را اشغال کرده بود، «بازار عاشقان» که شخص سلطان آن را ساخته بود، ویران شد.[۱۷]

بلخ در زمان سلجوقیان

در آخرین سال‌های حکومت مسعود غزنوی و حتی پس از شکست مسعود در ۴۳۱ در دَندانقان، بلخ برخلاف نیشابور و مرو به راحتی به دست ترکمانان نیفتاد. ترکمانان توانستند بلخ را برای مدت کوتاهی تصرف کنند. بلخ در اوایل حکومت مودود غزنوی، به طور کامل به دست سلجوقیان افتاد.

بلخ در نیمه اول قرن ششم، جزو قلمرو سنجر گردید. در ۵۴۷، علاءالدین حسین غوری، بلخ را به کمک اُغزها برای مدت کوتاهی تسخیر کرد. یک سال بعد اغزها بلخ را ویران کردند و در آنجا مستقر شدند و اطاعت خود را از برادرزاده سنجر، محمودخان قراخانی، اعلام کردند آنان چندین سال شهر را در اختیار داشتند. پس از آن، حاکمیت بلخ به قراختاییان ماوراءالنهر رسید. اما سرانجام بلخ و ترمذ به دست خوارزمشاه علاءالدین محمد افتاد که آنجا را در ۶۰۲ق تسخیر و چغری یاجعفر، فرمانده ترک، را حاکم آنجا کرد.

بلخ در زمان مغولان

بلخ پس از تسلیم به چنگیزخان در ۶۱۷ق به حکومت مغول تعلق گرفت و همراه با باکتریا قسمت جنوبی خانات جغتای را تشکیل داد.[۱۸] بلخ در قرن هشتم تا حدی رونق خود را باز یافت و تا قرن دوازدهم تیول با ارزشی در نظام ارضی حکومت‌های گوناگون خاندان چنگیزی بود، ازینرو دوره طولانی کشمکش بر سر جانشینی و به دست گرفتن حق حاکمیت واقعی یا صوری این تیول آغاز شد. به این ترتیب، امیرانِ مغولِ خانات جغتای‌گاه مستقیم و‌ گاه به واسطه حکومت‌های محلی، مانند مَلِک‌های آل کَرت هرات، با یکدیگر به رقابت و نزاع برمی‌خاستند.

تغییرات در محدوده حکومت‌ها که با تشکیل حکومت تیمور به وجود آمد، آغاز دوران طولانی ثبات بلخ بود؛ هرچند این دوران با ویران شدن شهر در پی نبرد بلخ در ۷۷۱ شروع شده بود. بلخ پس از بیست سال نبرد داخلی، به سلطان حسین بایقرا، حاکم خراسان، (حک: ۸۷۲-۹۱۱) تعلق گرفت. سلطان حسین در نبرد با ازبک‌ها کشته شد و ازبک‌ها برای همیشه در این ناحیه تا مرزهای هندوکش مستقر شدند.[۱۹]

بلخ در زمان ازبک ها

ازبک‌ها به مدت سه قرن طولانی‌ترین دوره پس از مغول در تاریخ بلخ بود. استقرار ازبک‌ها در بلخ در فعالیت‌های شهری بوضوح انعکاس یافت.[۲۰]و موجب شد که بلخ در میان شهرهای مهم آن‌ها مقام سوم یا چهارم را بیابد. گزارش‌های متعددی از شیبانیان و جانیان بلخ نوشته شده است و بسیاری از مؤلفان آن دوره از این مرکز قدرت برخاسته یا ساکن آنجا بوده‌اند.[۲۱] بلخ در مقایسه با بخارا در قرن یازدهم بهتر و آبادتر بود. در قلمرو بخاراییان، بلخ دومین شهر مهم و پایتخت وارثان تاج و تخت جانیه شد.

بلخ در دوره جدید

احمدشاه در ۱۱۶۴ق، بلخ را بدون اینکه به ماوراءالنهر مرتبط باشد، از لحاظ سیاسی منسجم کرد. در ۱۲۵۷ق، افغان‌ها شهر را که از ۱۲۴۱ق به بخاراییان تعلق داشت، برای همیشه تسخیر کردند.[۲۲] بلخ در قرن دوازدهم تا حد روستایی بزرگ نزول کرده بود. در ۱۲۸۲ق، جایگاه خود را به عنوان مرکز حکومت از دست داد و مزار شریف جای آن را گرفت. در آغاز قرن چهاردهم، جمعیت آن به پانصد خانوار کاهش یافت.

زوال بلخ و صعود مزار شریف را، گذشته از پیدا شدن مقبره منسوب به حضرت علی (ع) در مزار شریف، نتیجه شبکه‌های آبیاری می‌دانند.

ولایت بلخ

ولایت بلخ در شمال افغانستان با ۸۳۳، ۱۱ کیلومتر مربع وسعت، در ۱۳۴۳ش موجودیت یافت و در ۱۳۶۳ ش به هفت ناحیه (ولوسوالی) و چهار ناحیه کوچک (علاقه داری) تقسیم شد. مرکز ولایت بلخ مزار شریف و سه شهر آن، بلخ، دولت آباد وشولگره یا بوینَقرَه است.[۲۳]

بالاحصار بلخ

آثار تاریخی بلخ

  • بالاحصار: باروهای عظیم بلخ که بقایای ضلع جنوبی قلعه (بالاحصار) است.[۲۴] بالاحصار، نخستین محدوده بلخ را نشان می‌دهد.[۲۵]
  • پرستشگاه‌های بودایی که از خشت ساخته شده بودند تنها بناهای یادبودی (بجز باروها) که از دوره پیش از اسلام بلخ باقی است.[۲۶]
  • نه گنبد: از آثار اسلامی پیش از حمله مغول و مربوط به دوره عباسی است که به حاجی پیاد نیز معروف است. این بنای آجری در ۱۳۴۵ ش/۱۹۶۶م کشف شد و در جنوب توپ رستم واقع است. تزیینات گچبری آن بسیار شبیه گچبری‌های سامرا است.[۲۷]
  • بابا روشنی: مزار گنبد دار ساده و تک اتاقه‌ای از دوران اسلامی پیش از مغول است.[۲۸]
  • مزار میر روزه دار: در سه کیلومتری شرق بلخ.[۲۹]
  • مسجدِ آرامگاه خواجه ابونصر پارسا: ساخت ۸۶۷ق.[۳۰] این بنا از عالی‌ترین نمونه‌های معماری تیموری است.
  • مدرسه سبحان قلی خان: در سال‌های آخر قرن یازدهم توسط سید سبحان قلی خان ساخته شد.[۳۱]

پانویس

  1. دانشنامه آریانا
  2. جستاری در نقش شیعیان بلخ در فرهنگ و تمدن اسلامی، ص ۱۹۰.
  3. تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۱۳.
  4. جستاری در نقش شیعیان بلخ در فرهنگ و تمدن اسلامی، ص۱۹۱.
  5. جستاری در نقش شیعیان بلخ در فرهنگ و تمدن اسلامی، ص۱۹۰ و ۱۹۱.
  6. جستاری در نقش شیعیان بلخ در فرهنگ و تمدن اسلامی، ص۱۹۲.
  7. جستاری در نقش شیعیان بلخ در فرهنگ و تمدن اسلامی، ص۱۹۲.
  8. همان، سلسله دوم، ص۱۴۹۰-۱۴۹۱.
  9. همان، سلسله دوم، ص۱۵۶۶-۱۵۶۷.
  10. رجوع کنید به مارکوارت؛ ول هاوزن؛ شابان، فهرست؛ شوارتس، ص۴۳۴-۴۴۳.
  11. گردیزی، ص۱۱، در ۲۵۶؛ ابن اثیر، ج۷، ص۲۴۷، در ۲۵۷.
  12. یعقوبی، ص‌۲۸۷.
  13. مقدسی، ص‌۳۰۲. ب
  14. یعقوبی، ص‌۲۸۸؛ برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به لسترنج، ص‌۴۲۰-۴۲۲؛ حدودالعالم، ص‌۱۰۸؛ بارتولد، ۱۹۷۱، ص‌۴۱-۴۴، ۴۷، ۴۹، ترجمة سوچک، ص‌۲۵-۲۶؛ بارتولد، ۱۹۶۹، ص‌۷۶-۷۹.
  15. سمعانی، ج‌۲، ص‌۳۰۳-۳۰۵
  16. قس ابن اثیر، ج۶، ص‌۵۶
  17. رجوع کنید به بارتولد، ۱۹۶۹، ص۲۵۳-۲۵۴، ۲۵۹، ۲۷۲، ۲۷۶، ۲۸۰، ۲۸۸-۲۸۹، ۲۹۱؛ ناظم، ص‌۳۱، ۳۹، ۴۲ـ۴۳، ۴۸ـ۵۰، ۱۵۴، ۱۶۶؛ بازورث ، فهرست ، ذیل «بلخ».
  18. ابن بطوطه، ج۲، ص۲۹۹.
  19. کلاویخو، ص‌۱۴۱-۱۴۸.
  20. مختاراُف، ص‌۱۷-۹۷.
  21. احمداُف، ص‌۳-۱۴؛ مختاراف، ص‌۸-۱۶.
  22. ایوانف، ص‌۱۰۷ به بعد.
  23. د. بالان، ایرانیکا.
  24. رجوع کنید به لوبر و شلومبرگر.
  25. کروگلیکووا؛ پوگاچنکووا، ۱۹۷۶.
  26. فوچر، ص۸۳-۹۸، ۱۶۸-۱۶۹، لوح‌های نوزدهم ـ بیست ودوم؛ ملکیان ـ شروانی، ۱۹۷۴.
  27. پوگاچنکووا، ۱۹۶۸؛ گولومبک؛ ملکیان ـ شروانی، ۱۹۶۹.
  28. پوگاچنکووا، ۱۹۷۸، ص۳۱-۳۲.
  29. همان، ص۳۳-۳۵؛ مختاراف، ص۷۵-۸۳.
  30. پوگاچنکووا، ۱۹۷۰.
  31. فوچر، ص۹۸-۱۱۲، ۱۶۵-۱۶۶، لوح‌های یازدهم تا هجدهم.

منابع

  • ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، ۱۹۶۵-۱۹۶۷م.
  • سمعانی، عبدالکریم بن محمد، کتاب الانسابُ چا‍پ عبدالرحمان بن یحیی معلمی یمانی، حیدرآباد دکن،‌ ۱۳۸۲-۱۹۶۲/۱۳۸۶-۱۹۶۷م.
  • ‌بلخی،‌ صفی الدین، عبدالله بن عمر،‌فضائل بلخ، ترجمه: عبدالله بن محمد حسینی، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران، ۱۳۵۰ش.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الرسل و الملوک، چاپ دخونه، لیدن، ۱۸۷۹-۱۹۰۱م.
  • گردیزی،‌ عبدالحی بن ضحاک، زین الاخبار، چاپ محمدناظم، برلین،‌۱۹۲۸.
  • مقدسی، محمد بن احمد،‌ احسن التقاسیم فی معرفة‌ الاقالیم،‌ چاپ دخویه،‌لیدن، ۱۹۶۷م.
  • یعقوبی، احمد بن اسحاق،‌ کتاب البلدان، چاپ دخویه، لیدن، ۱۹۶۷م.

پیوند به بیرون