باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی

بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی
بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی.bmp
نام بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان استان اردبیل
شهرستان اردبیل
اطلاعات اثر
کاربری مذهبی
دیرینگی دوره صفوی
دورهٔ ساخت اثر دوره صفوی
اطلاعات ثبتی
شمارهٔ ثبت ۶۴
تاریخ ثبت ملی ۱۵ دی ۱۳۱۰
اطلاعات بازدید
امکان بازدید وجود دارد


بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی، مجموعه‌ای از آرامگاه‌های بزرگان، مشایخ و سلاطین صفوی و فضاهای آیینی و عبادی واقع در اردبیل و از آثار ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو می‌باشد. سابقه بخش‌هایی از این بنا به دوره خود شیخ صفی الدین و سابقه بخش‌هایی از آن به زمان دیگر شاهان صفوی و فرزندان شیخ صفی می‌رسد. در این محوطه علاوه بر مقبره شیخ صفی‌الدین اردبیلی، مقبره‌های شاه اسماعیل اول (نخستین پادشاه صفویه) و همسر شاه اسماعیل (مادر شاه طهماسب) نیز قرار دارد. قسمتی از این بنا مزار کشته شدگان جنگ‌های شیروان و چالدران می‌باشد.

این بقعه حاوی ده‌ها اثر بدیع در مضامین مختلف رشته‌های هنری است که از آن جمله می‌توان به عالیترین نوع کاشی کاری معرق و مقرنس و گچ‌بری کتیبه‌های زیبا و نفیس و خط خطاطان بزرگ دوره صفوی (میر عماد، میر قوام الدین، محمد اسماعیل و...) منبت‌های ارزنده، نقره کاری، تذهیب و طلاکاری، نقاشی و تنگ بری و غیره اشاره کرد. این اثر از ساختار معماری فخیمی برخوردار است که گرد هم آمدن فضایل هنری نام برده، آن را در مجموعه‌های تاریخی ایران شاخص و متمایز نموده‌است.

محتویات

درباره شیخ صفی الدین

شیخ صفی‌الدین اردبیلی (۷۱۳ - ۶۳۱ش.برابر۷۳۵ - ۶۵۰ق.) نیای بزرگ دودمان صفویان از سادات بومی اردبیل ایران است و نیز هشتمین نسل از تبار فیروزشاه زرین‌کلاه بود. فیروزشاه نیز از سادات بومی کردستان ایران بود.[۱] زبان مادری شیخ صفی‌الدین زبان آذری بود[۲] و اشعاری به این زبان ایرانی در کتاب صفوه الصفا و سلسله النسب سروده‌است.[۳]

پدر و اجداد وی در قریه کلخوران اردبیل زراعت داشتند و پیشینیان آن‌ها از قریه رنگین گیلان به اسفرنجان در حدود اردبیل آمده بودند. پدر او امین الدین جبرائیل نام داشت. صفی الدین در سال ۶۵۰ق. به دنیا آمد. شیخ صفی پیرو شیخ زاهد گیلانی بود و با دختر او فاطمه خاتون ازدواج کرد.وی روز دوشنبه دوازهم محرم سنه ۷۳۵ قمری، بعد از نماز صبح، در سن هشتاد و پنج سالگی وفات یافت و روز بعد به وقت نماز ظهر، در مجاورت خلوت خانقاه خویش دفن شد.[۴] بیشتر مورخان، اجداد وی را سنی شافعی مذهب و هاشمی تبار مهاجر از حجاز به کردستان ایران دانسته‌اند.[۵] دکتر عبدالحسین زرین‌کوب محقق و مورخ فقید، در کتاب «جستجو در تصوف ایران» با استناد به منابع تاریخی متعدد و گوناگون، وی را سنی مذهب می‌داند.[۶] سیداحمد کسروی تبریزی سید بودن او را نیز با آوردن چندین دلیل رد کرده‌است. دودمان صفوی نام خویش را از وی گرفته بودند. او پایه‌گذار خانقاه صفوی در اردبیل بود که با گذشت زمان پیروان بسیاری را به دست آورد. خانقاه او محل اطعام فقرا و پناه ضعفا و مسکینان بود و همین نکته دستگاه او و اخلافش را همچنان محل محتاجان و درویشان می‌داشت.

سابقه بنا

سابقه بخش‌هایی از این بنا به دوره خود شیخ صفی الدین (۶۵۰ـ۷۳۵)، عارف نامی ایرانی، و فرزندان وی، شیخ صدرالدین موسی و خواجه علی سیاهپوش، می‌رسد. به نوشته منابع، منزل و خانقاه شیخ صفی در همین مکان بود، و بنابر وصیّت خود او، جنازه‌اش را در اتاقی جنب خلوتخانه و باغچه و حوضخانه دفن کردند و بر قبر وی بنایی ساختند.[۷] از آن پس این مکان اهمیّت و قداست یافت و شماری از مشایخ و محارم خاندان صفوی و نیز شاه اسماعیل اول (حک: ۹۰۷ـ۹۳۰) و گروهی از قربانیان جنگهای شیروان و چالدران در جوارمرقد شیخ دفن شدند. از زمان شاه طهماسب اول (حک: ۹۳۰ـ۹۸۴)، ساختمان بقعه توسعه یافت و محل امن و بست، نیز به حساب آمد که برای ورود به آن، مراحل و مراتب هفتگانه طریقتی درنظر گرفته شد.

اجزا و عناصر معماری بنا

ماکت بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی

مجموعه آرامگاه شیخ صفی الدین اردبیلی از اجزا و عناصر معماری ویژه ای تشکیل یافته است که عبارتند از:

سر در ورودی

ورودی بقعه در جبهه شرقی میدان عالی قاپو قرار دارد که درِ دو لنگه چوبی آن به حیاط بزرگ باز می‌شود. در مقابل این سردر، در جانب غربی همین میدان، سردر اصلی بقعه به نام عالی قاپو قرار داشته است که در دوران شاه عباس دوم[۸] به دست یوسف شاه بن ملک صفیا ساخته شده بود. به استناد کتیبه معرّق بدنه این سردر، که در انبار بقعه نگهداری می‌شود، کاشیکاری آن را اسماعیل بن نقّاش اردبیلی در ۱۰۵۷ انجام داده است. این سردر در ۱۳۲۱ش. به کلی برچیده شد.[۹]

حیاط بزرگ

در مدخل غربی بقعه، حیاطی مشجّر و مستطیلی به ابعاد حدود ۹۳*۵ر۲۶ متر قرار دارد که در واقع حائلی است بین در ورودی و هسته مرکزی مجموعه. در دو جناح آن دو حوض سنگی هست که احتمالاً یادگار دوره صفوی است. دیوارهای آجری این حیاط، که روی ازاره سنگی بنا شده‌اند، طاقچه‌ها و طاقنماهایی دارند.

راهرو میانی یا صحن کوچک

در ضلع شرقی حیاط مشجّر بزرگ، سردر و دری کوچک، که با گچ و آجر رسمی بندی شده، به راهروی به ابعاد ۵۰ر۱۴*۷۰ر۵ متر باز می‌شود. این سردر از آنِ دوره قاجار است که به جای سردر قدیم‌تر دوره صفوی ساخته شده است. رواق‌ها و طاق نماهای دیوارهای جانبی این صحن با گچبری‌های زیبایی قاب بندی و پشت بغل‌ها و لچکیهای آن با کاشیهای معرّق پوشیده شده است. درقسمت جنوبی این راهرو دری تعبیه شده که به چله خانه جدید راه دارد.

چله خانه جدید(قربانگاه)

این بنا که احتمالاً قدیمی ترین عنصر مجموعه است، بیشتر از دیگر بخشها آسیب دیده و در حال حاضر حیاطی متروک و مربع شکل است که در جبهه غربی آن، حجره هایی با نمای آجری و طاق قوسی وجود دارد. در شمال غربی چلّه خانه و در یکی از حجرات که سقف آن ریخته است، بقایای پلکانی آجری به چشم می خورد که به طبقه فوقانی راه می برد، از این رو به نظر می رسد که چلّه خانه در گذشته طبقه فوقانی نیز داشته است. با توجه به نام و ترکیب ظاهری این بنا می توان آن را بخشی از خانقاه خود شیخ صفی دانست که به مراسم آیینی و چله نشینی و بیتوته دراویش اختصاص داشته است.[۱۰] اطلاق نام قربانگاه به این مکان نیز از آنجاست که این محل بعد از دوره صفویه و پس از ویرانی به صورت قربانگاه در آمد؛ چنانکه اطلاق واژه جدید به این فضا نیز از آنروست که چله خانه قدیمی تری هم وجود داشته که امروز به صورت حجره هایی دو طبقه در جبهه شمال غربی صحن اصلی واقع شده است.

مدخل صحن اصلی یا سردر عباسی

این سردر که در عرضِ شرقی راهروِ میانی واقع شده، از نوک با مقرنس‌های بر روی هم تزیین شده و در پایانِ قسمت کاشیکاری شده آن و محلّ اتصال به درگاهِ سنگی، بر کتیبه‌ای کاشیکاری، نام شاه عباس و تاریخ ۱۰۳۶ نقش بسته است.

صحن اصلی یا حیاط داخلی

این صحن، که به نام حیاط قندیل خانه نیز شناخته می‌شود، محوطه‌ای است مستطیل شکل به ابعاد بالغ بر ۵ر۳۰*۱۶ متر که با تخته سنگهای صاف و صیقلی مفروش است و در مرکز آن یک حوض سنگی کم عمق گلبرگی شکل با دوازده تَرک (شاید به نشانه دوازده فرقه قزلباش و یا دوازده امام شیعیان) تعبیه شده است. در گذشته یک حلقه چاه آب نیز در کنار این حوض وجود داشته که آب آن را تأمین می‌کرده، [۱۱] اما اکنون روی این چاه را پوشانده‌اند.

ضلع غربی حیاط که سردر عباسی در آن قرار دارد، یک دیوار سراسری و طاق نمادار آجری است که با کاشی‌های معرّق تزیین شده است. این دیوار در قسمت شمالی به حجرات کوچک دو طبقه با سقف کوتاه ختم می‌شود که احتمالاً محل چلّه خانه قدیم بوده است. پنجره‌های مشبّک کاشی، به شیوه گره چینی، نور لازم را به داخل اطاق‌ها می‌رساند.

جنّت سرا

در ضلع شمالی صحن اصلی، ایوانی با در بزرگ چوبی اُرسی مشبّک قرار دارد. در شمال این ایوان، که به مثابه شاه نشین است، درِ اُرسی دیگری تعبیه شده که به ساختمانی گنبددار و هشت ضلعی موسوم به جنّت سرا باز می‌شود. بر دیواره‌های شمالی و غربی جنّت سرا درهایی برای راهیابی به اطاق های مجاور نصب کرده‌اند.[۱۲] درباره ساختار نخستین این بنا و تحولات و نیز کاربرد آن اطلاع دقیقی در دست نیست. برخی پنداشته‌اند که این بنا از‌‌ همان ابتدای ساخت(احتمالاً ۹۴۳ـ۹۴۷)گنبدی داشته [۱۳] و محل سماع درویشان بوده است، اما اولئاریوس که مشاهدات خود را از این بقعه در دوره صفویه بدقت نقل کرده، از گنبد جنّت سرا سخنی نگفته است؛ چنانکه دلاواله [۱۴] نیز که در‌‌ همان دوره بقعه شیخ صفی را دیده، جنّت سرا را مسجدی بی‌سقف خوانده است. ظاهراً جنّت سرا پس از آنکه شاه عباس اشیای گرانب‌ها و کتابهای کتابخانه سلطنتی را به بقعه اهدا کرده، به صورت کتابخانه درآمده است.[۱۵] احتمالاً در اوایل قرن سیزدهم سقفی مسطّح با شانزده ستون چوبی بر روی پایه‌های حجّاری شده برای جنّت سرا ساخته شده است.[۱۶] سقف دوره قاجاری نیز چند دهه قبل به کلّی ویران شده و در سالهای اخیر گنبدی آجری به شیوه سنّتی بر فراز آن ساخته‌اند که بزرگ‌ ترین گنبد مجموعه به شمار می‌آید.

دارالحدیث یا طاق متولّی

طاق متولی در ضلع جنوبی صحن اصلی، قرینه و روبروی جنت سرا، واقع شده و مشتمل است بر درِ اُرسی مشبک بزرگ ، ایوانی با طاق ضربی، و دو اتاق کوچک در دو سوی ایوان. مقابر برخی از بزرگان صفوی نیز در دو سوی این بنا به چشم می خورد. نمای بیرونی دارالحدیث با کاشی معرّق تزیین شده و در پیشانی بنا احادیثی از پیامبر(ص) به خط نسخ نقش بسته و وسط لچکیهای درهای ورودی کوچک، در چهار لوحه عبارت«یا صفی اللّه » دو بار به صورت متقارن تکرار شده است. احتمالاً این مجموعه در اواخر دوره صفوی برای اقامت متولیان آستانه و برپایی جلسات درس و بحث ساخته شده است.

نمای بیرونی قندیل خانه

قندیل خانه، در جبهه شرقی صحن اصلی، بنایی الحاقی است که بعد از ایجاد آرامگاهها و چینی خانه و جنت سرا و، به احتمال زیاد، در زمان شاه طهماسب اول برای اتصال بناهای منفرد به یکدیگر ساخته شده است. قسمت فوقانی نمای خارجی بنا با مقرنس‌های قطاربندی و نقوش و کتیبه‌هایی حاوی آیات قرآن در کاشی معرّق تزیین شده است. دیوار آجری قندیل خانه ازاره سنگی پیش آمده سکّومانندی دارد. بالای ازاره دو ردیف پنجره چوبی پنج تایی نصب شده که با فولاد مشبّک مسدود شده است. دور پنجره‌ها با کاشی‌های معرّق حاوی نقوش اسلیمی و گل و بته تزیین شده و بر بالای پنجره‌های پایینی نورگیرهایی از کاشی مشبک و کتیبه‌ای به خط ثلث به صورت قاب بندی وجود دارد. در ردیف پایین در فاصله بین دو پنجره فرمانی از شاه طهماسب اول با خط نستعلیق بر سنگ مرمری به ابعاد چند متری کنده‌کاری شده که لزوم اجتناب ساکنان اردبیل از معاصی و مناهی و مراعات حرمت آستانه و نیز چگونگی آداب و مناسک زیارت را یادآوری می‌کند.

درگاه ورودی قندیل خانه

در جبهه شمالی نمای قندیل خانه، طاق و سردر ورودی قندیل خانه واقع شده است. نمای این طاقِ بلند و جناغی تماماً با کاشی معرّق و کتیبه‌های مختلف تزیین شده است. قوس طاق از نوع قوسهای چهار مرکزی است و به دو ستون باریک مرمرین سفید با سرستونهای مقرنس دار تکیه دارد. دو طرف درگاه دو نشیمن از سنگ های آذرین خاکستری، که سنگ شالوده درگاه نیز به شمار می‌آید، تعبیه شده است. پوشش ازاره درگاه نیز از سنگ های مرمر سفید است. درِ ورودی و پنجره مشبک بالای آن درون طاق قرار دارد. پیرامون درگاه با کاشی معرّق و کتیبه‌هایی با خط ثلث زینت یافته است. در بالا‌ترین قسمت کتیبه حدیث «انا مدینة العلم و علیٌ باب‌ها» نقش بسته است. در حاشیه مستطیل طاق، کتیبه‌ای حاوی عبارات صوفیانه و القاب و درجات و مقامات شیخ صفی دور تا دور چرخیده است.

درِ چوبی کوچک و ساده‌ای که جایگزین در نقره‌ای مشبّک شده(با تاریخ ۱۰۱۱ که در راهرو ورودی قندیل خانه نگهداری می‌شود)، به راهروی با سقف گچبری و کاشیکاری باز می‌شود که در مسیر آن تا حیاط شهیدگاه، دو اتاق وجود دارد. در سمت چپ راهرو دری به جانب پلکان مارپیچ هست که به پشت بام می‌رسد. در سمت راست راهرو، دری از چوب گردو با پوشش ورقه‌های نقره و آب طلا و طرحی از گلهای شاه عباسی، به قندیل خانه راه دارد. نام سازنده در(امیراسدالله اردبیلی) و زرگر(محمدحسن زرگر) و تاریخ ۱۰۲۷ بر لوحی منقوش است.

قندیل خانه یا دارالحُفّاظ

قندیل خانه

این قسمت که نمازخانه نیز نامیده می‌شود، محل قرائت و تفسیر قرآن بوده است.[۱۷] اطلاق نام قندیل خانه نیز به دلیل قندیلهای نورانی آنجا بوده که روشنایی آستانه را تأمین می‌کرده است. قندیل خانه تالاری است مستطیل شکل به ابعاد ۵ر۱۱*۶ متر و دو فضای پیوسته در شمال و جنوب آنکه طاقی نیم گنبدی هر کدام را پوشش داده است. در ۹۴۶ به دستور شاه طهماسب اول، مقصود کاشانی فرشی برای قندیل خانه با ۳۳ میلیون گره بافت که بعد از گستردن بر زمین، نقش آن را بر سقف گهواره‌ای قندیل خانه به صورت مطلاّ تصویر کردند. این فرش که کی. ابوت انگلیسی در دوره قاجار آن را ازاردبیل خارج کرده، هم اکنون در موزه ویکتوریا و آلبرت هال لندن به عنوان نفیس‌ترین قالی دوره صفوی با نام «فرش اردبیل» نگهداری می‌شود. سقفی نیز که نقشه این فرش در آن تصویر شده بود، در زلزله سال ۱۲۶۴ فروریخت.[۱۸]

سقف فعلی احتمالاً در دوره قاجار یا در ۱۳۱۴ ش، ساخته شده است. دو نیم گنبد جنوبی و شمالی تالار که با گچ ساخته شده و روی آن‌ها با مقرنس ورنگ و روغن زینت یافته تا حدودی از سادگی سقف گچی فعلی کاسته است. طاق شاه نشین نیز در مقابل آرامگاه شیخ صفی به طاقی کوچک‌تر که تزیینات ناودانی(خیاره‌ای)دارد و ازشیوه‌های معمول در بناهای قرون هشتم تا دهم بوده، ختم می‌شود. شاه نشین تالار که در انتهای جنوبی قندیل خانه واقع شده و بیش از شصت سانتی‌متر از کف رواق بلند‌تر است، با دو پله مرمری و یک در و نرده‌ای نقره‌ای از قسمت اصلی تالار جدا می‌شود.[۱۹]

در سمت راست این نرده علامتی نصب شده که می‌گویند شاه اسماعیل صفوی در جنگ چالدران آن را در دست داشته است.تالار قندیل خانه در جبهه غربی و شرقی جمعاً دوازده طاقنمای (طارمی) قوسدار دارد که طاقنماهای همکف سی سانتی‌متر از کف تالار بلندترند. بدنه و سقف این طاقنما‌ها همچون دیگر اجزای تالار تماماً دارای گچبری‌ها و نقاشیهای رنگ و روغنی است. بر بدنه جرز دیوار‌ها در بالای ازاره، یک کتیبه گچبری به خط ثلث حاوی احادیث و آیات قرآنی و اسامی ائمه اطهار(ع) و شجره نامه طریقتی شیخ صفی نقش بسته است. در تیزی جرز‌ها ستونهایی تزیینی از سنگ مرمر نصب شده که صرفاً جنبه زینتی دارند. درهای اصلی قندیل خانه نیز از نوع درهای چوبی با نقاشی لاکی و روغنی است. قندیل خانه از طریق دو طاقنمای شرقی به چینی خانه راه پیدا می‌کند. در قسمت شاه نشین نیز دری به محوطه داخل آرامگاه شیخ صفی و درهایی به آرامگاه شاه اسماعیل اول و محوطه حرم خانه باز می‌شود. قندیل خانه را باید فضای حدفاصل حلقه‌های منفرد مجموعه دانست که به دستور شیخ صدرالدین موسی در حدود ۷۴۵ـ ۷۶۵ ساخته شده است؛[۲۰] گرچه برخی، به دلیل نصب فرمان طهماسب اول بر نمای بیرونی قندیل خانه، بنای آن را به این شاه صفوی نسبت داده‌اند.[۲۱]

چینی خانه

چینی خانه

از بناهای اولیه مجموعه شیخ صفی است که احتمالاً قبل از احداث جنت سرا و قندیل خانه، و حتی شاید همزمان با گنبد اللّه اللّه ساخته شده باشد.[۲۲] این محل که به طور کاملاً نامتقارن به قندیل خانه راه پیدا می‌کند، در ابتدا محل اجتماع درویشان یا تالار مراسم(جمع خانه)بوده است. در دوران شاه عباس اول(حک:۹۹۶ ـ ۱۰۳۸) با ایجاد تغییراتی در داخل آن، محل نگهداری کتب نفیس و اشیای قیمتی و چینیهای سلطنتی شد. این چینی‌ها از نوع ظروف مشهور به می‌نگ و سلادون به سفارش شاه عباس اول به دست صنعتگران چینی ساخته شده و همگی مهر شاهی و عبارت «وقف آستانه شیخ صفی نمود بنده شاه ولایت عباس» را دارند. بخشی از این گنجینه‌ها صرف لشکرکشیهای شاه طهماسب و نادرشاه شد، و در دوره دوم جنگهای ایران و روس در ۱۲۴۳/ ۱۸۲۸ پاسکویچ، فرمانده سپاه روس، با اشاره گریبایدوف، وزیر مختار روسیه، بخشی از این اشیا را به سن پطرزبورگ انتقال داد که هم اکنون در موزه ارمیتاژ موجود است. اشغالگران روسی به دلیل مخالفت علما و بزرگان شهر با انتقال کتاب‌ها، با قید این شرط که کتاب‌ها را پس از نسخه برداری دوباره به اردبیل برگردانند، به امانت به تفلیس بردند، اما کمی بعد آن‌ها را نیز به کتابخانه سن پطرزبورگ انتقال دادند. بخشی از ظروف باقیمانده چینی نیز همراه چند قطعه فرش و اندکی اسناد و کتب، در ۱۳۰۵ و ۱۳۱۴ش به تهران منتقل و تحویل موزه ایران باستان شد.

در سالهای اخیر با افتتاح موزه صفوی در محل چینی خانه، تعدادی از چینی‌ها به محل اصلی خود انتقال یافت.[۲۳]

ورودی های این مجموعه از یکی از چهار طاقنمایی است که به صورت ایوانهای نیم گنبدی ساخته شده‌اند. هر یک از ایوان‌ها از پنج ضلع و هر ضلع از پنج گنجه عمیق با درهای منبّت کاری و خاتم کاری تشکیل شده، و ضلع پنجم پنجره‌ای با درگاهی عمیق دارد.[۲۴] تالار چارگوش مرکزی نیز دارای گنبدی آجری با ساقه کوتاه(عرقچینی شکل)است.

سرتاسر تالار به انضمام ایوان‌ها و طاقنما‌ها و قفسه‌ها یک ازاره بلند از نوع کاشیهای خشتی به رنگ زرد و سبز مغز پسته‌ای دارد که شامل طرحهای بزرگ گوناگون و شماری قالبهای حاشیه دار است. در اینجا نیز همانند عالی قاپوی اصفهان، بر روی سقفی کاذب از چوب و گچ که به عنوان پوشش داخلی تالار ماهرانه با بدنه اصلی بنا تلفیق شده، محفظه‌های متعددی از ارتفاع سه متری بدنه دیوار تا نزدیکی های سقف به صورت مقرنس گود با نقشهای گل و بته و شاخ و برگ، برای نگهداری اشیای قیمتی ساخته‌اند. شماری از این طاقچه‌ها دارای طرح شیشه‌های گردن بلندی است که در دوره صفویه بسیار متداول بوده است. جبهه‌های پیشین این طاقچه‌ها از جنس چوب است که روی آن نقشهای گل به رنگ طلا در متنی آبی رنگ ترسیم شده است. طرحهای آبی و لایی رنگ بر تمام سطوح داخلی غلبه دارد و روی تمام عوامل معماری، مانند سه کنج‌ها و پیلپوش‌ها و قرنیز زیر گنبد، به کار رفته است. پوشش داخلی، که در ۱۳۴۸ ش ریخته بود، در سالهای اخیر کاملاً مرمت شده است.[۲۵]

طرح خارجی چینی خانه هشت ضلعی نامنظمی است که دو ضلع آن در میان عمارت مجاور پنهان شده است. جبهه سه ضلع از شش ضلع آشکار، برآمدگیهای پشت بند مانندِ نیم دایره به ارتفاع تقریباً هشت متر دارد. ازاره بنا با قطعات بزرگ سنگهای آتشفشانی خاکستری تیره رنگ تا ارتفاع ۸۰ر۱ متر پوشیده شده و با فرورفتگیهای طاقنما مانند، که قاب سنگی حجاری شده دارند، زینت یافته است. سادگی دیوارهای آجری که از ازاره تا بام امتداد یافته، در ارتفاع ۵ر۴ متری با یک کلاف چوبی که روی لبه‌های یک دسته از تیرهای چوبی قرار گرفته و حامل قسمت فوقانی دیوار است تا حدودی شکسته شده است. هر یک از جبهه‌های بدون پشت بند بنا، دو پنجره در بالا و پایین کلاف چوبی دارد. بالای مجموعه نیز با گنبد پوشیده شده است. در ۱۳۵۰تا۱۳۵۱ش گنبد بیرونی بازسازی شده و فعلاً بیرون گنبد با ورقه محافظی از مس پوشانده می‌شود تا از ورود رطوبت جلوگیری شود.[۲۶]

آرامگاه شاه اسماعیل

قبر اول از پشت:شیخ صفی‌الدین - قبر دوم:شیخ صدرالدین موسی پسر شیخ صفی‌الدین - قبر سوم:شیخ ابراهیم پسر خواجه علی سیاهپوش پسر شیخ صدرالدین موسی

این آرامگاه که از شاه نشین قندیل خانه به آن راه می‌یابند، اطاق کوچکی است به ابعاد ۵ر۲*۵ر۳ متر با پوشش گنبدی آجری مستقر بر روی چهار پیلپوش(سه کنج) و چهار قوس متقاطع که از لبه هر سه کنج به لبه سه کنج دیگر زده شده است؛ به طوری که در منتهاالیه سقف، قوس‌ها به ستاره هشت گوش مقعّری تبدیل می‌شوند. قسمت بالای دیوار‌ها و سقف به شیوه ماهرانه‌ای با گل و بته نقاشی و روی آن‌ها با رنگهای مختلف و آب طلا تزیین شده است. دیوار‌ها تا ارتفاع ۶۹ر۱ متر از کف آرامگاه با کاشیهای خشتی آبی لاجوردی که بر روی آن‌ها با آب طلا نقش اندازی شده پوشش داده شده است. کاشی‌ها دارای نوعی لعاب تلالؤدار است که با تابش نور جلوه‌ای خاص پیدا می‌کند؛ این نوع کاشی نزد اهل فن به کاشی «گازماگازی» مشهور است. کف اتاق دست کم با سه نوع کاشی به رنگهای مختلف فرش شده که نشان دهنده مرمّتهای عجولانه دوره‌های مختلف است.

آرامگاه شاه اسماعیل در بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی

در نمای بیرونی آرامگاه برجی استوانه‌ای به ارتفاع هشت متر بنا شده که گنبد عرق چینی کوچکی بر رأس آن قرار گرفته است. روی گنبد و ساقه آن با کاشیهای معقلی به رنگهای سفید و سیاه و زرد و فیروزه‌ای در متن آجری و به شکلهای جناغی و شطرنجیهای لوزی شکل تزیین شده است. گرداگرد گلویی گنبد بر روی کاشی سفید به خط ثلث درهم، نام ائمه اطهار(ع) نقش بسته است. بالای گنبد پنج شمشیر، به نشانه پنج طایفه‌ای که شاه اسماعیل را در رسیدن به سلطنت یاری کردند، نصب شده است.[۲۷]

صندوق چوبی نفیسی از خاتم و منبّت بر قبر شاه اسماعیل نهاده‌اند که گویا هدیه همایون شاه گورکانی است. تمام صندوق با یک غلاف درهم بافته پیچ در پیچ از شکلهای هندسی گره سازی شده است. سطوح جانبی آن با زه‌هایی از چوب آبنوس به اشکال مختلف هندسی و ستاره‌های ده پر و نیم ستاره تقسیم بندی شده و متن ستاره‌ها با عاج مشبّک زینت یافته است. الواحی از عاج با اسلیمیهای مشبّک بر بدنه صندوق نصب شده و در داخل قابهای مستطیل شکل عباراتی به خط ثلث بریده و الصاق شده است. قطعات عاج مشبک بر روی ابریشم سرخ رنگ جلوه زیبایی به این صندوق بخشیده است. در بعضی قسمت‌ها نیز با فیروزه‌های خوشرنگ دانه نشانی کرده‌اند. نام سازنده این شاهکار هنری(استاد مقصود علی) در وسط ترنجی از عاج آمده است، ولی تاریخ ساخت آن مشخص نیست.

بر روی سنگ سیاه رنگ مستطیلی که در ازاره دیوار شمالی نصب شده نقش دستی بزرگ‌تر از دست معمولی، منسوب به علی(ع)، به چشم می‌خورد. همچنین نقش دست دیگری از ورقه نقره به در سمت چپ مقبره میخ شده است.

آرامگاه شاه اسماعیل در زادگاهش اردبیل در بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی

گنبد اللّه اللّه

این گنبد که بر فراز آرامگاه برجی شیخ صفی قرار گرفته و در واقع هسته مرکزی مجموعه به شمار می‌رود، به دست صدرالدین موسی ساخته شده است.[۲۸] نمای بیرونی آن برج آجری استوانه‌ای شکلی است به ارتفاع ۵ر۱۷ یا ۱۸ متر و محیط ۲۲ متر که بر روی قاعده سنگی هشت ضلعی قرار گرفته و به گنبدی کم خیز و عرق چینی شکل در بالا ختم می‌شود. بر روی بدنه برج با کاشی معقلی فیروزه‌ای رنگ کلمه جلاله اللّه تکرار شده و بدین سبب آن را گنبد اللّه اللّه نامیده‌اند. تزیینات ساقه و خود گنبد نیز با‌‌ همان کاشی فیروزه‌ای رنگ در متن آجر و به شکل لوزیهای مکرّر اجرا شده است. در محل اتصال برج به ساقه گنبد کتیبه‌ای از آیات قرآنی به خط ثلث با کاشی معرّق سفید در متن لاجوردی، به چشم می‌خورد.

این برج دو نمای ورودی در شمال و جنوب دارد؛ نمای شمالی با احداث قندیل خانه و اتصال با آن تقریباً گم شده است، اما قاب کاشی دور آن هنوز از بیرون به چشم می‌خورد؛ نمای جنوبی که به «قبله قاپوسی» (درِ قبله) مشهور است ورو به صحن مقابر دارد، زمانی ورودی اصلی آرامگاه بوده که پس از احداث قندیل خانه در دوره شاه طهماسب، متروک شده است. شاید برج آرامگاه شیخ صفی همانند برج‌های آرامگاهی قرن‌های هشتم و نهم فاقد گنبد بوده یا گنبدی مخروطی شکل داشته که در دوره صفوی به گنبد فعلی تغییر شکل داده است.

قبر شیخ در وسط محوطه هشت ضلعی، درون آرامگاه، با صندوق چوبی منبّت و خاتم کاری نفیسی پوشیده شده که در گذشته مرصع به جواهرات بوده است. در حاشیه بالای سطوح جانبی آن، کتیبه مفصّلی به خط ثلث حکاکی شده است که حاوی عباراتی، از جمله نام صاحب آرامگاه، است. بر جبهه شمالی بدنه صندوق نیز لوحه‌ای از نقره وجود دارد که در آن نام بانی مرقد، العبد موسوی الصفوی، در عباراتی آمده است.

دیوارهای درون آرامگاه تا محل اتّصال آن‌ها به گنبد همه گچکاری شده و بر روی آن پرده‌هایی از جنس کرباس با نقوش اسلیمی و گل و بته به سبک نقاشی های دوره صفوی تزیین و به دیوار‌ها میخکوب شده است. زیر گنبد یک ترنج تزیینی بزرگ از گچبری رنگ آمیزی شده قرار دارد که با نقوش روی پارچه دیوار‌ها هماهنگ است. گویا قندیل با ارزشی از طلا و نقره در سقف آرامگاه نصب بوده که در حال حاضر اثری از آن بر جا نیست. ازاره آرامگاه تا ارتفاع ۵۴ر۲ متر در حال حاضر تخته کوبی شده و مشخص نیست که این پوشش در چه زمانی صورت گرفته است، اما ظاهراً از مرمتهای دوره قاجاری است. دو درِ نقره‌ای با کتیبه‌های مذهّب در شمال و جنوب آرامگاه قرار دارد. در جنوب قبر شیخ، مزار شیخ حیدر پدر شاه اسماعیل اول با صندوقچه‌ای چوبی و منبت کاری شده قرار گرفته و دو قبر دیگر در محوطه آرامگاه و جبهه شمالی قبر شیخ واقع شده است. قبری که به در شمالی نزدیک‌تر است گور شیخ ابراهیم، مشهور به شیخ شاه، نواده شیخ و قبر مجاور آرامگاه شیخ از آنِ صدرالدّین موسی فرزند و جانشین اوست.

حرم خانه

در ضلع شرقی شاه نشین قندیل خانه، یک در نقره‌ای به راهروی با سقف کوتاه باز می‌شود که کف آن با کاشیهای خشتی دوره صفوی فرش شده است. در طرفین راهرو دو قبر با سنگ مرمر وجود دارد. این راهرو از سمت شرقی به اتاقی مربع شکل با طاقی کوتاه می‌رسد که کاربرد آن مشخص نیست و قبری نیز در آنجا به چشم نمی‌خورد. در ضلع جنوبی این اتاق دری نسبتاً کوتاه از چوب گردو که به شیوه لاکی با گل و پیچک و آب طلا تزیین شده به راهروی کوتاه باز می‌شود و راه به حرم خانه می‌برد.

حرم خانه فضایی است مربع شکل به اضلاع ده متر که یک گنبد ساده آجری نیم کره آن را پوشش داده است. این گنبد در ۱۳۳۶ش بر جای گنبد اصلی و به تقلید از آن ساخته شده است. عکس‌های زاره در ۱۳۱۵/۱۸۹۷ گنبد اصلی را سالم و پابرجا نشان می‌دهد. کاشیکاری و اجزای تزیینی گنبد اولیه بازسازی نشده و فقط زیر گنبد و دیوارهای حرم خانه با گچ اندود شده و حتی کتیبه ساقه داخلی گنبد هم که فقط بخش کمی از آن پابرجاست، همچنان باقی مانده است. نام حرم خانه شاید به آن دلیل باشد که نخست همسر شیخ صفی در آنجا دفن شده است؛ گرچه بعد‌ها تعدادی از مردان خاندان صفوی نیز در مجاورت وی مدفون گردیده‌اند. در حال حاضر تعداد ده قبر در حرم خانه موجود است که به محارم و بزرگان خاندان صفوی تعلق دارد. به نوشته برخی منابع، شیخ صفی ده سال پیش از وفاتش این بنا را برای دفن همسر و دخترش و نیز همسر شیخ زاهد گیلانی درنظر گرفت و در ساختمان آن نیز نظارت داشت.[۲۹]

شهیدگاه

محوطه‌ای که امروزه در مشرق و شمال بنای چینی خانه واقع شده به حیاط و گورستان شهیدگاه معروف است. شهیدگاه در زمان صفویه فضای وسیعتری داشته است، ولی در حال حاضر قسمتی از آن زیر خانه‌ها و مدرسه جدیدالاحداث شمال جنت سرا رفته است. در کاوشهای باستان‌شناسی چند سال قبل، در جبهه غربی و جنوبی بیرون از مجموعه، قبور متعددی پیدا شد که به نظر می‌رسید در ادامه گورستان شهیدگاه باشند. شهیدگاه در اصل گورستان عمومی مجاور آستانه بوده اما در ۹۱۵، پس از غلبه شاه اسماعیل اول بر فرخ یسار شیروان شاه، اجساد سرداران شیخ حیدر که در جنگهای شیروان کشته شده بودند به این مکان منتقل و مدفون شد.[۳۰]

نمای کاملی از مقبره کشته شدگان جنگ چالدران

پانویس

  1. تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز
  2. تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز
  3. احمدی، حسین، تالشان، از دوره صفویه تا پایان جنگ دوم ایران و روس
  4. زرین کوب عبدالحسین، دنباله جستجو در تصوف ایران
  5. تاریخ ایران از عهد باستان تا پایان سده هجدهم
  6. زرین کوب عبدالحسین، دنباله جستجو در تصوف ایران
  7. ابن بزّاز، ص ۹۸۶، ۹۸۸.
  8. حک: ۱۰۵۲ـ۱۰۷۷.
  9. رضازاده اردبیلی، ص ۶۶۰؛ صفری، ج ۲، ص ۲۰۲ـ۲۰۳
  10. صفری، ج ۲، ص۲۱۸
  11. ه‌مان، ج ۲، ص ۲۱۸ـ۲۱۹
  12. رضازاده اردبیلی، ص ۶۵۸
  13. همانجا؛ صفری، ج ۲، ص ۲۸۳
  14. صفری، ص ۳۷۰
  15. صفری، ج ۲، ص ۲۴۶، ۲۸۴
  16. رضازاده اردبیلی، همانجا؛ ترابی طباطبائی، ج ۲، ص ۱۴۰
  17. دباغ عبداللهی، ص ۱۹
  18. دباغ عبداللهی، ص ۱۹ـ۲۰؛ ترابی طباطبائی، ج ۲، ص ۱۶۹
  19. ترابی طباطبائی، ج ۲، ص ۱۷۰؛ صفری، ج ۲، ص ۲۳۲
  20. رضازاده اردبیلی، ص ۶۵۴
  21. رضازاده اردبیلی، ص ۶۵۴ـ۶۵۵؛ دباغ عبداللهی، ص ۱۹
  22. رضازاده اردبیلی، ص ۶۵۱؛ قس صفری، ج ۲، ص ۴۸، که بنای چینی خانه را در ۱۰۵۷ نوشته است
  23. دباغ عبداللهی، ص ۲۱؛ نفیسی، ج ۲، ص ۱۶۸؛ کیان فر، ص ۲۶؛ برای آگاهی بیشتر با این اشیا و سرگذشت آن‌ها رجوع کنید به صفری، ج ۲، ص ۲۵۱ـ۲۷۱
  24. رضازاده اردبیلی، ص ۶۵۱
  25. رجوع کنید به رضازاده اردبیلی، ص ۶۵۲
  26. رضازاده اردبیلی، ص ۶۵۲ـ۶۵۳
  27. ترابی طباطبائی، ج ۲، ص ۱۷۹؛ قس صفری، ج ۲، ص ۲۳۸: طوق زرین و چهار شمشیر
  28. صفری، ج ۲، ص ۲۳۸ـ ۲۳۹
  29. رضازاده اردبیلی، ص ۶۴۷ـ ۶۴۸
  30. می‌راحمدی، ص ۵۰؛ صفری، ج ۲، ص ۲۸۰

منابع

  • ابن بزاز، صفوة الصّفا، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تبریز ۱۳۷۳ ش.
  • جمال ترابی طباطبائی، آثار باستانی آذربایجان، ج۲، آثار و ابنیه تاریخی شهرستانهای اردبیل، ارسباران، خلخال، سراب، مشکین شهر، مغان، تبریز ۱۳۵۵ش.
  • دباغ عبداللهی، علیرضا، بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی، ایران‌شناسی، سال۱، ش ۹ـ۱۰ (شهریور ۱۳۷۱).
  • پیترو دلاواله، سفرنامه پیترو دلاواله: قسمت مربوط به ایران، ترجمه شعاع الدین شفا، تهران ۱۳۴۸ش.
  • رضازاده اردبیلی، مجتبی، مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی، در مجموعه مقالات کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، ج۲، تهران ۱۳۷۴ش.
  • بابا صفری، اردبیل در گذرگاه تاریخ، اردبیل ۱۳۷۰ـ۱۳۷۱ش.
  • کیان فر، جمشید، تاراج یا امانت!: سرگذشت ذخایر کتابخانه شیخ صفی، نشر دانش، سال ۱۳، ش ۶ (مهر و آبان ۱۳۷۲).
  • میراحمدی، مریم، تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران در عصر صفوی، تهران ۱۳۷۱ ش.
  • نفیسی، سعید، تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دوره معاصر، تهران ۱۳۶۱ ش.
  • زرین کوب، عبدالحسین، دنباله جستجو در تصوف ایران، امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۲ش.
  • ا. آ. گرانتوسکی - م. آ. داندامایو، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، مترجم، کیخسرو کشاورزی، مروارید ۱۳۸۵ش.
  • پیگولووسکایا، تاریخ ایران از عهد باستان تا پایان سده هجدهم، مترجم، کریم کشاورز، تهران، ۱۳۵۳.
  • احمدی، حسین، تالشان، از دوره صفویه تا پایان جنگ دوم ایران و روس، مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، تهران ۱۳۸۰.

پیوند به بیرون