باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

اسلام
الله.png

اهل سنت و جماعت

اَهْل‌ِ سُنَّت‌ْ وَ جَماعَت، گروه (یا فرقه) عمده و اکثریتِ جمعیتیِ مسلمانان که با نام سنی و اهل تسنن نیز شناخته می‌شوند. اهل سنت شامل فرقه‌هایی است که به وجود نص بر امام و خلیفه رسول خدا(ص) معتقد نیستند و تعیین خلیفه و امام را برعهده مسلمانان و به انتخاب آنان می‌دانند. جز ایران و عراق و آذربایجان و بحرین و لبنان، در دیگر کشورهای اسلامی اکثریت با اهل سنت است. اهل سنت از نظر کلامی و فقهی به فرقه‌ها و مذاهب گوناگونی تقسیم می‌شوند. مذاهب اهل سنت از نظر فقهی عبارتنداز:حنفی، پیروان ابوحنیفه؛ مالکی، پیروان مالک بن انس؛ شافعی، پیروان محمد بن ادریس شافعی؛ حنبلی، پیروان احمد بن حنبل. از نظر اعتقادی نیز اهل سنت به این فرقه‌ها تقسیم می‌شوند: اشاعره، پیروان ابوالحسن اشعری؛ اهل حدیث، پیروان احمد بن حنبل (سلفیه بخشی از آنها است)؛ معتزله، پیروان واصل بن عطا؛ ماتریدیه، پیروان ابومنصور ماتریدی سمرقندی.

محتویات

اصطلاح اهل سنت

لغت

اصطلاح اهل سنّت از دو واژه عربی اهل و سنت ترکیب یافته است. اهل در لغت به معنای گروهی است که در امری از امور با هم شریک باشند مانند: اهل بیت که در پیوند خانوادگی، و اهل اسلام که در عقیده قلبی، شریک یکدیگرند.[۱] سنّت در لغت به راه و روش نیکو و پسندیده گفته می‌شود.[۲]

معانی اصطلاحی سنت

سنت در اصطلاح معانی مختلفی دارد:

  1. به معنای مستحب؛ که عمل به آن ثواب دارد و ترک آن عقاب ندارد.
  2. عملی که مطابق عمل صاحب شرع است. در مقابل این لفظ، بدعت است.
  3. در قرن اول و دوم، سنت به معنای آثار رسیده از پیامبر، صحابه و تابعین بود و معنای موسعی داشت.
  4. سنت به معنای «قول و فعل و تقریر پیامبر» در نزد اهل سنت و «قول و فعل و تقریر معصوم» نزد شیعه، یکی از ادله استباط است.[۳]

تاریخ پیدایش اهل سنت

در دهه های میانی سده ۲ قمری گروه عمده اهل سنت در مقابل «اصحاب رای» که به رای فقهی خود ارج می نهادند در فقه بر پیروی «اثر» یعنی روایات حاکی از گفتار و رفتار پیامبر اسلام به همراه گفتار و رفتار صحابه و تابعین، تکیه داشته با عنوان «اصحاب اثر» نام برده می شدند.[۴] تا اینکه شافعی فقیه قرن دوم، در فقه، نظامی مدون و روشمند عرضه کرد و مبانی آن را در کتاب الرساله تحریر نمود. او در کتاب خود با انتقاد از فقهای پیشین اصحاب اثر، اقوال صحابه و تابعین را از تعریف سنت خارج کرد و آن را در حدیث نبوی منحصر نمود.[۵] پس از او شاگردش احمد بن حنبل در مسئله خلق قرآن در برابر معتزله مقاومت كرد و در رأس اهل حديث قرار گرفت[۶] او با اندکی اختلاف راه شافعی را پیمود و سنّت را چنين تعريف كرد: سنت در نزد ما آثار رسول خداست و اصول سنت تمسک به آن چیزی است که اصحاب رسول خدا بر آن بودند. او دیدگاه‌های محدثین را دیدگاه «اهل سنت» نامید و مخالفان خود را اهل بدعت خواند و کتاب اصول السنه را تدوین نموده در پرتو حمایت متوکل خلیفه عباسی و علم و زهد خویش تاثیر قابل توجهی بر اهل سنت نهاد.[۷] تا جایی که اهل حديث و يا اهل سنت در پيروان ابن حنبل خلاصه گرديد، و متكلمان و خردورزان و هر كس كه به نوعى بر عقيده اسلامى، با خرد استدلال مى‌كرد، از چتر اهل سنت بيرون رفت و از اين اصطلاح، جز اصحاب حديث به رهبرى احمد بن حنبل چيزى به اذهان خطور نمى‌كرد.[۸]

در آغاز قرن چهارم ابوالحسن اشعرى در مسجد جامع بصره از اعتزال توبه كرد و خود را پيرو احمد بن حنبل ناميد و به تنظيم عقايد سنت موروث از احمد، پرداخت و همزمان با او ابومنصور ماتريدىِ سمرقندى در مشرق جهان اسلام با برنامه اى مشابه ابوالحسن اشعرى ظهور كرد. این دو به مرور زمان به عنوان پيشواى اهل سنت و جماعت در علم كلام مطرح شدند.[۹]

شمول اصطلاح اهل سنت و جماعت

اصطلاح اهل سنت و جماعت، با قید سنت، مذاهب بدعت‌گذار و با قید جماعت، مذاهب اهل خروج را از جرگه اکثریت خارج کرده است؛ اما باید توجه داشت که مقصود از سنت و بدعت در اینجا، سنت و بدعت برپایهٔ تعریفی است که اکثریت از این دو اصطلاح داشته‌اند. در طول تاریخ اسلام، نمی‌توان گروهی از مسلمانان را نام برد که نسبت انحراف از سنت و گرایش به بدعت را برخود پسندیده باشند. در حال حاضر، تنها گروه‌هایی از مسلمانان که از شمول تعبیر اهل سنت و جماعت خارج هستند، گروه‌های شیعه و اباضیه‌اند، اما در نگاه تاریخی، باید یادآور شد که برخی از شعب کلامی مسلمانان، همچون معتزله و مرجئه نیز از سوی اکثریت در شمار اهل‌سنت و جماعت شمرده نمی‌شده‌اند.

در صورتی که تبیین مرزهای تاریخی میان اهل سنت و جماعت با گروه‌های دیگر موردنظر باشد، نکات بسیاری باید مورد توجه قرار گیرد، اما مرزبندی میان اهل سنت و جماعت و گروه‌های دیگر در عصر حاضر، عملاً بر مبنای دیدگاه مذاهب نسبت به خلفای نخستین صورت می‌پذیرد. بدین توضیح که اهل سنت و جماعت، با وجود گوناگونی طیف‌های آن، بر مشروعیت خلافت ۴ خلیفۀ نخستین اتفاق نظر دارند، در حالی که شیعیان -به طور خاص امامیه و اسماعیلیه- حضرت علی(ع) را جانشین بلافصل پیامبر(ص) می‌شمارند و اباضیه نسبت به خلافت عثمان و حضرت علی(ع)، انتقاداتی را وارد می‌دانند. شعبه زیدیه از شیعه با وجود اینکه بیش از دیگر گروه‌های شیعه به اهل سنت و جماعت نزدیک گشته‌اند، ولی هنوز برخی دیدگاه‌های مبنایی ایشان در باب امامت، این فرقه را نیز از اهل سنت و جماعت متمایز نگاه داشته است. [۱۰]

مذاهب فقهی اهل سنت

از میان مذاهب گوناگون اهل سنت، چهار مذهب حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی در طول تاریخ بیش از همه اهمیت یافته و در حال حاضر نیز اکثریت قریب به اتفاق اهل سنت و جماعت پیرو همین مذاهب چهارگانه‌اند. به عنوان مذاهب دیگر فقهی در میان اهل سنت و جماعت باید از مذهب اوزاعی، مذهب سفیان ثوری، مذهب ابوثور و مذهب ظاهری یاد کرد که جز آثار بسیار محدود از مذهب اخیر، همگی به تاریخ سپرده شده‌اند. مذهب ظاهری امروزه به عنوان مذهبی از مذاهب هشتگانهٔ مسلمین، مورد توجهی محدود قرار گرفته است. افزون بر آنچه یاد شد، باید حرکت‌هایی اصلاح‌گرا در فقه اهل سنت و جماعت را موردتوجه قرار داد که به دنبال استنباط مستقیم احکام فقهی از ادله و نصوص شرعی است و پیروی مذهبی خاص از مذاهب اربعه را کنار نهاده است.[۱۱]

مالکی

به پیروان ابوعبدالله مالک بن انس مالکی گفته می شود. مالک کتابی در حدیث با نام «الموطأ» دارد که آن را به درخواست منصور عباسى نوشت. او در «اجتهاد» خود اعتماد بر قرآن کریم و حدیث مى‏‌کرد و اگر حدیثی پیدا نمى‏‌کرد به «قیاس» رجوع مى‏نمود. مذهب مالکى در مدینه نشأت یافت و در حجاز منتشر گشت سپس اهل مغرب و اندلس آن را پذیرفتند و اکنون این مذهب در مراکش و الجزایر و تونس و لیبى و مصر و سودان و بحرین و کویت رواج دارد و پیروان آن قریب پنجاه میلیون مسلمانند.[۱۲]اصول مذهب فقهی مالکی عبارتند از قرآن، سنت نبوی، عمل اهل مدینه، قول صحابی (در صورت فقدان حدیث نبوی)، مصالح مرسله، قیاس، سد ذرایع، اجماع، عرف و عادت، استحسان و استصحاب.[۱۳]

حنفی

بزرگ‌ترین مذهب اسلامی است. امام این مذهب ابو حنیفه نعمان بن ثابت است. ابوحنیفه، مذهب فقهی خود را بر منابع قرآن، سنت نبوی، قول صحابی، قیاس، استحسان، اجماع و عرف بنا نهاد. برخی علت تمسک به قیاس در فقه ابوحنیفه را کمبود حدیث معتبر نزد وی دانسته‌اند.[۱۴] آنچه در مساله قیاس موجب تمایز ابوحنیفه از دیگران بود، میزان کاربرد و به ویژه چگونگی برخورد در موارد تعارض قیاس با ادله ضعیف نقلی همچون خبر واحد و برخی ظواهر بود. همین نکته، باعث می‌شد تا برخی معاصران حدیث‌گرای ابوحنیفه همچون مالک که خود قیاس را در فقه به کار می‌بستند، بر قیاس او اشکال گیرند.[۱۵]

شافعی

ابوعبدالله محمد ادریس شافعی بنیانگذار این مکتب است. شافعی مابین سالهای ۱۴۶ تا ۱۵۰ قمری در غزه به دنیا آمد ودر سال ۲۰۴ وفات یافت. او از مالک بن انس و محمد بن حسن شیبانی شاگرد ابوحنیفه بهره برد. اصول مذهب شافعی بر قرآن و سنت نبوی، اجماع و قیاس استوار است.[۱۶] وی با داخل کردن مذهب حنفی با مالکی روشی نوین را بنا نهاد که از حدیث در آن بهره می‌جست. شافعی در عهد خلافت امین عباسی، در عراق کتاب قدیم خود به نام «حجت» را تألیف کرد. چند سال بعد در مصر، آراء جدید خود را که «قول جدید» از آن یاد می‌شود، منتشر کرد. آرائش در کتاب الامّ گرد آمده است. پس از غلبه صلاح الدین ایوبی بر مصر فقه شافعی در آنجا رونق گرفت.[۱۷]

حنبلی

احمد بن محمد بن حنبل (۱۶۴-۲۴۱ق) امام این مذهب است. او از بزرگان محدثین اهل سنت است. در این تردید است که آیا خود او فتوای مجتهدانه می‌داده است یا از فتوا پرهیز داشته و تنها به روایت عمل می‌کرده و شاگردانش بوده‌اند که آراء او را منتشر کردند.[۱۸] ابن قیم جوزیه از مریدان احمد بن حنبل، اصول مذهب و منابع فقه حنبلی را در پنج اصل خلاصه کرده است: نصوص، فتوای صحابه، اخذ به فتوای نزدیک‌تر به کتاب و سنت در هنگام اختلاف فتاوا، اخذ به حدیث مرسل و ضعیف در هنگامی که حدیث مسند و صحیح نباشد، قیاس در صورتی که هیچ نوع حدیث و فتوای صحابه نباشد. این پنج اصل به ترتیب ذکر بر دیگری مقدم است.[۱۹] برخی از معاصرین ادعا کرده‌اند احمد بن حنبل در استنباط خود به هشت دلیل تکیه کرده است: قرآن، سنت، فتوای صحابه، اجماع، قیاس، استصحاب، مصالح مرسله، سد ذرایع.[۲۰]

مذاهب کلامی

از نظر اصول اعتقادی، اهل سنت و جماعت در اشکال کنونی آن، در طیفی میان اشعریه تا سلفیه پراکنده‌اند و این تمایز از آن رو پدید آمده است که گروهی از عالمان در برخورد با مباحث اعتقادی راهی کلامی و استدلالی را می‌جسته‌اند، در حالی که گروهی دیگر، دست یافتن به عقیده‌ای نجات‌بخش را در گرو پذیرش نصوص و پیروی شیوه سلف (صحابه و تابعین) در پرهیز از مباحث کلامی و تسلیم نسبت به نصوص شرعی دانسته‌اند. گونه‌ای خاص از گرایش‌های اعتقادی اهل سنت و جماعت که در گستره‌ای از تاریخ در مشرق اسلامی از حیاتی ممتد برخوردار بوده، مکتب حنفیان اهل سنت و جماعت و شکل کلامی شدهٔ آن، یعنی مذهب ماتریدیه است.[نیازمند منبع]

اهل حدیث

نوشتار اصلی: اصحاب حدیث

گروه و جريانى در ميان اهل سنت كه عهده‌دار گردآورى ، آموزش و گسترش احاديث بودند و با استناد به ظاهر احاديث درباره مسائل اعتقادى و فقهى نظر مى‌دادند و استفاده كنندگان از روش هاى استدلالى عقلى در زمينه فقه و كلام را نكوهش مى‌كردند.[۲۱] مالک بن انس، شافعی، احمد بن حنبل و داود بن علی اصفهانی رئیس مذهب داودیه از بزرگان اهل حدیث در عرصه فقه بشمار می‌آیند.[۲۲] در زمان درگيرى ميان اهل حديث و متكلمين، احمد بن حنبل به دليل مقاومت در برابر فشارهاى مأمون و معتصم عباسى كه از حاميان معتزله بودند رهبرى اهل حديث را به عهده گرفت و با پافشارى بر قديم بودن قرآن با نگارش کتاب «اصول السنة» به تنظيم نظريات اهل حديث در عرصه مسائل اعتقادى پرداخت.[۲۳] اهل حدیث صفات خبری خدا را به همان معنای ظاهری می‌گیرند و می گویند مومنان خدا را در آخرت همچون ماه شب چهاردهم می‌بینند.[۲۴] قرار گرفتن معتزله در مقابل شیوه ظاهرگرایانه اهل حدیث موجب شد در اوائل قرن چهارم افرادی همچون اشعری و ماتریدی در دفاع از آن درصدد عقلانی کردن آن برآیند. و مذاهب کلامی بعدی اهل سنت را پایه گذاری کنند.[۲۵]

معتزلی

نوشتار اصلی: معتزله

معتزله جریانی فکری در اهل سنت است که عقل‌گرایی را مبنای فکری خویش قرار داد و با پذیرش حجیّت عقل، قلمرویی وسیع در حوزه نظر و عمل برای آن ترسیم نمود.[۲۶] نخستین رهبر این گروه واصل بن عطاء (م۱۱۰ه.ق) بود. او با طرح این نظریه که مرتکب گناهان کبیره نه كافر و نه مؤمن بلکه در ميان دو مرحله كفر و ايمان است در اثنای جلسه درس استادش حسن بصری از درس او به کناری از مسجد رفت و به همین خاطر او و پیروانش معتزله نام گرفتند.[۲۷] معتزله با نظريه «قدیم بودن قرآن» مخالف بوده به خلق و حدوث قرآن اعتقاد داشتند و صفات ازلى خدا را عين ذات او می دانستند.[۲۸] یکی از اصول اعتقادی آنان عدل است. آنها به «حسن‌ و قبح‌ عقلى‌» اعتقاد داشتند و در پرتو آن معتقد بودند که از خدای عادل عملی که عقل آن را قبیح می داند سر نمی‌زند.[۲۹] اصول بنیادین اعتقادی مذهب معتزله به اصول خمسه معروفند. که عبارت‌اند از: توحید صفاتی، عدل، وعد و وعید (قطعی بودن پاداش و کیفر الهی)، منزلتی میان دو منزلت، امر به معروف و نهی از منکر.[۳۰]

اشعری

نوشتار اصلی: اشاعره

پیروان مکتب کلامی ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری (۲۶۰-۳۳۰ق). وى شاگرد ابو على جبائى از عالمان معتزلی بود اما در حدود چهل سالگى از معتزله دست برداشت و باقى حيات را در مبارزه با آنان گذراند. و كتب بسيار در اثبات روش خود نوشت. ابو الحسن اشعرى در فروع فقه تابع مذهب امام شافعى بود ولى در اثبات عقايد دينى با وجود نهى اصحاب سنت و حديث، ادله كلامى را بكار برد. و اصول آن را با عقايد اهل سنت و جماعت وفق داد و مذهب اشعرى را بنياد نهاد.[۳۱] اشاعره صفات خداوند را غیر از ذات دانسته[۳۲] و کلام الله را قدیم می‌دانند.[۳۳]

ماتریدیه

نوشتار اصلی: ماتریدیه

همزمان با ابوالحسن اشعرى که در عراق خود را یار و یاور احمد بن حنبل معرفى نمود، ابومنصور ماتریدی سمرقندى (۲۵۰ - ۳۳۳ق)، در مشرق جهان اسلام به جانبدارى از اهل حدیث‌ برخاست. البته بدون اینکه این دو از هم اطلاعی داشته باشند.[۳۴]ماتریدی از آراء کلامی ابوحنیفه اقتباس زیادی نموده است. علاوه بر اینکه پیروان ماتریدی در فقه پیرو ابوحنیفه‌اند.[۳۵] ماتریدیه تلاشی برای جمع میان معتزله و اهل حدیث بود و در استدلالهای کلامی به عقل بها می‌دهد و از نقل نیز بهره می‌برد.[۳۶] دیدگاه وی در الاهیات، تنزیهی است.[۳۷] برخی میان ماتریدیه و اشاعره تفاوت مهمی نمی‌بینند. اما بیشتر محققان آراء و روش کلامی ماتریدیه را از اشاعره جدا می‌کنند. ابوزهره میگوید: «در روش ماتریدی عقل سلطه عظیمی دارد. اما اشاعره به روش نقلی پایبندند و آن را با عقل تأیید می‌کنند. اشاعره در خط میان اهل حدیث و اعتزال قرار گرفته‌اند و ماتریدیه میان اشاعره و اعتزال.»[۳۸]

وهابیت

نوشتار اصلی: وهابیت

وهابی‌ها طرفداران محمد بن عبدالوهاب هستند که در اواخر قرن دوازده هجری به ترویج افکار ابن تیمیه پرداختند.[۳۹] اصول عقاید وهابیت را می‌توان در موارد ذیل خلاصه کرد:

  • اعتقاد به وسایط میان خلق و خدا با توحید در الوهیت منافات دارد.
  • مشرکان عصررسالت در مسئله ربوبیت مشرک نبودند. با اینکه انگیزه بت پرستان، تقرب به خداوند و طلب شفاعت از معبودان خویش در پیشگاه خداوند بود، قرآن کریم عمل آنان را شرک دانسته است.
  • هرگونه عمل که مشابه اعمال مشرکان عصر رسالت باشد مثل استغاثه و استعانت از غیر خدا، نذر و قربانی برای خدا، و طلب شفاعت از غیر خدا شرک است.
  • شیعیان کافرند.
  • شرک مسلمانان از شرک مشرکان عصر رسالت عظیم‌تر است.[نیازمند منبع]

البته در کنفرانسی که با عنوان "اهل سنت و جماعت کیست؟" از ۲۵ تا ۲۷ اگوست ۲۰۱۶ با حضور امام اکبر الازهر و ۲۰۰ تن از عالمان اهل سنت در پایتخت چچن برگزار شد وهابیت جزء مذاهب اعتقادی اهل سنت به حساب نیامد و اهل سنت منحصر در اشعریه، ماتریدیه و اهل حدیث دانسته شد. [۴۰]

پانویس

  1. مفردات راغب، ماده اهل
  2. لسان العرب، ج۱۳، ماده سنّ
  3. فرمانیان، فرق تسنن، ۱۳۸۶ش، ص۱۸؛ رک: دایرة المعارف فارسی، مصاحب، ذیل مدخل سنت؛
  4. پاکتچی، «اصحاب حدیث»، ص۱۱۴
  5. پاکتچی، «اصحاب حدیث»، ص۱۱۸
  6. سبحانی، جعفر، «اهل سنت»،۵۸۱
  7. فرمانیان، فرق تسنن، ۱۳۸۶ش، ص ۱۹
  8. سبحانی، جعفر، «اهل سنت»،۵۸۱
  9. سبحانی، جعفر، «اهل سنت»، ص۵۸۱و۵۸۲
  10. «اهل سنت و جماعت»، ص۴۷۴ و ۴۷۵
  11. «اهل سنت و جماعت»، ص۴۷۵
  12. مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۱۳۷۲ش، ص ۳۸۴
  13. مدکور، مناهج الاجتهاد فی الاسلام، ۱۹۷۷م، ص ۶۱۳-۶۱۶
  14. تاریخ بغداد، ج۱۳، ص ۳۶۸
  15. پاکتچی، «ابوحنیفه»، ص۳۹۸
  16. درباره اصول مذهب شافعی بنگرید: عبدالسلام، الامام شافعی، ص ۲۰۷-۲۴۲
  17. مقدمه ابن خلدون، ص ۴۱۵
  18. رک: ابوحبیب، احمد بن حنبل السیرة و المذهب، ص ۵۷-۶۹؛ آشنای با فرق تسنن، ص ۱۹۹
  19. ابوزهره، تاریخ المذاهب الاسلامیه، دارالفکرالعربی، ص۵۲۹.
  20. احمد فراج حسین، تاریخ الفقه الاسلامی، ص ۳۸
  21. رضوی، «اهل حدیث»، ص۵۶۳
  22. رضوی، «اهل حدیث»، ص۵۶۵
  23. رضوی، «اهل حدیث»، ص۵۶۵
  24. رضوی، «اهل حدیث»، ص۵۶۶
  25. رضوی، «اهل حدیث»، ص۵۶۷
  26. رک: طالقانی و ملک مکان، «چیستی عقل در عقل گرایی معتزله»، ص ۱۲۹تا۱۴۲
  27. مشكور، فرهنگ فرق اسلامى، ۱۳۷۲ش، ص۴۱۶
  28. مشكور، فرهنگ فرق اسلامى، ۱۳۷۲ش، ص۴۱۶
  29. انواری، محمدجواد، «اصول خمسه»، ص۲۸۰
  30. مشكور، فرهنگ فرق اسلامى، ۱۳۷۲ش، ص۴۱۷
  31. خاتمى، فرهنگ علم كلام، ۱۳۷۰ش، ص ۴۸
  32. تفتازانی، شرح العقائد النسفية، ۱۴۰۷ق، ص۳۶
  33. تفتازانی، شرح العقائد النسفية، ۱۴۰۷ق، ص۴۵
  34. سبحانى، بحوث في الملل و النحل، موسسه امام صادق، ج۳، ص۱۱
  35. سبحانى، بحوث في الملل و النحل، موسسه امام صادق، ج۳، ص۱۳و۱۴
  36. جلالی، «پژوهشی در باب ماتریدیه»، ص۹۸
  37. جلالی، «پژوهشی در باب ماتریدیه»، ص۱۰۴
  38. جلالی، «پژوهشی در باب ماتریدیه»، ص۹۸و۹۹
  39. امین، سید محسن، کشف الإرتیاب، دارالکتب الاسلامی، ص۱۰
  40. اعلام برائت اهل سنت از وهابیت، شبکه العالم، تاریخ خبر: ۸ شهريور ۱۳۹۵ - همچنین رجوع کنید به وبگاه رسمی این کنفرانس و بیانیه اختتامیه آن

منابع

  • ابوزهره، محمد، تاریخ المذاهب الاسلامیه، بیروت، دارالفکرالعربی.
  • امین، سید محسن، کشف الإرتیاب فی اتباع محمد بن عبد الوهاب، قم، دارالکتب الاسلامی.
  • انواری، محمدجواد، «اصول خمسه»، در دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۹، ص۲۷۹ تا ۲۸۲
  • «اهل سنت و جماعت»، در دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج۹.
  • برنجکار، رضا، آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، قم، کتاب طه.
  • پاکتچی، احمد، «ابوحنیفه»، در دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج۵.
  • پاکتچی، احمد، «اصحاب حدیث»، در دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج۹.
  • تفتازانى، سعد الدين، شرح العقائد النسفية، قاهره، مكتبة الكليات الأزهرية، چاپ اول، ۱۴۰۷ق.
  • جلالی، سید لطف الله، «پژوهشی در باب ماتریدیه»، در مجله معرفت، خرداد ۱۳۸۳، شماره۷۸، ص۹۶تا۱۱۰.
  • خاتمى، احمد، فرهنگ علم كلام، تهران، صبا، چاپ اول، ۱۳۷۰ش.
  • رضوی، رسول، «اهل حدیث»، در دانشنامه کلام اسلامی، قم، موسسه امام صادق، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۵۶۳تا۵۶۹.
  • سبحانى، جعفر، بحوث في الملل و النحل، قم، موسسه امام صادق.
  • سبحانی، جعفر، «اهل سنت»، در دانشنامه کلام اسلامی، قم، موسسه امام صادق، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۵۷۹تا۵۸۳.
  • طالقانی، سید حسن و ملک مکان، حمید، «چیستی عقل در عقل گرایی معتزله»، در مجله کلام اسلامی، ش۸۴، زمستان ۱۳۹۱ش، ص ۱۲۹تا۱۴۲.
  • غزالى، ابو حامد، فضائح الباطنية، بيروت، مکتبة العصریة، ۱۴۲۲ق.
  • فرمانیان، مهدی، فرق تسنن، قم، نشر ادیان، ۱۳۸۶ش.
  • مدکور، محمد سلام، مناهج الاجتهاد فی الاسلام فی الاحکام الفقهیه و العقائدیه، جامعه الکویت، کویت، ۱۹۷۷م.
  • مشكور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامى، مشهد، آستان قدس رضوی، چاپ دوم،۱۳۷۲ش.