باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

امام هادی علیه السلام

(تغییرمسیر از امام هادی)
علی
مرقد امام هادی علیه السلام.jpg
نقش امام دهم شیعیان
نام علی
کنیه ابوالحسن ثالث
زادروز ۱۵ ذی الحجه، سال ۲۱۲ق.
زادگاه صریا، مدینه
مدت امامت ۳۳ سال (۲۲۰ تا ۲۵۴ق)
شهادت ۳ رجب، ۲۵۴ق.
مدفن سامرا، عراق
محل زندگی مدینه
لقب(ها) هادی، نقی، نجیب، مرتضی، عالم، فقیه، امین و طیب
پدر امام جواد(ع)
مادر سمانه مغربیه
همسر(ان) حُدیث
فرزند(ان) حسن، محمد، حسین، جعفر
طول عمر ۴۲ سال

امامان شیعه
امام علی · امام حسن · امام حسین · امام سجاد · امام باقر · امام صادق · امام کاظم · امام رضا · امام جواد · امام هادی · امام حسن عسکری · امام مهدی

علی بن محمد، مشهور به امام هادی و امام علی النقی (۲۱۲-۲۵۴ق)، دهمین امام شیعیان و فرزند امام جواد(ع) است. وی ۳۳ سال، از ۲۲۰ تا ۲۵۴ قمری، امامت شیعیان را به عهده داشت که همزمان با چند تن از خلفای عباسی از جمله متوکل بود. بیشتر سال‌های امامت را در سامرا، تحت نظارت مستقیم حاکمان عباسی گذراند.

از امام هادی(ع) احادیثی در امور اعتقادی، تفسیر، فقه و اخلاق روایت شده است. بخشی از روایات نقل‌شده از وی، درباره مباحث کلامی از جمله تشبیه و تنزیه و جبر و اختیار است. زیارت جامعه کبیره و نیز زیارت غدیریه نیز از امام دهم شیعیان نقل شده است.

علی بن محمد(ع) به واسطه جمع زیادی از وکلا که سازمان وکالت خوانده شده، با شیعیان ارتباط داشت. عبدالعظیم حسنی، عثمان بن سعید، ایوب بن نوح، حسن بن راشد و حسن بن علی ناصر، از اصحاب او به شمار آمده‌اند.

مزار امام هادی در سامرا که به دلیل دفن وی و فرزندش امام حسن عسکری، حرم عسکریین خوانده می‌شود، در سال‌های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۶ش طی حملات تروریستی تخریب شد. ستاد عتبات عالیات ایران از سال ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۴ش آن را بازسازی کرده است.

محتویات

نام، نسب و القاب

علی بن محمد، مشهور به امام هادی و علی النقی، امام دهم شیعیان است. پدرش امام جواد(ع)، امام نهم شیعیان، و مادرش کنیزی[۱] به نام سمانه مغربیه[۲] یا سوسن بود.[۳]

از مشهورترین القاب امام دهم شیعیان، هادی و نقی است.[۴] لقب هادی از آن رو به وی اطلاق شده که در زمان خود بهترین هدایت‌کنننده مردم به سوی خیر بوده است.[۵] القاب دیگری از جمله مرتضی، عالم، فقیه، امین، ناصح، متوکل[یادداشت ۱]، خالص و طیب نیز برای وی یاد شده است.[۶] همچنین شیعیان، امام هادی و فرزندش امام حسن عسکری(ع) را به دلیل اینکه در سامرا در منطقه‌ای به نام عسکر ساکن بودند[۷] امامین عسکریین می‌خوانند.[۸]

کنیه وی ابوالحسن است[۹] و در منابع حدیثی، ابوالحسن سوم خوانده شده است،[۱۰] تا با ابوالحسن اول یعنی امام کاظم و ابوالحسن دوم یعنی امام رضا اشتباه نشود.[۱۱]

زندگی‌نامه

گاهشمار زندگی امام هادی(ع)

مرقد امام هادی علیه السلام.jpg

۱۵ ذی‌الحجه ۲۱۲ق. تولد امام هادی(ع) و آغاز فتنه خلق قرآن با حمایت مامون عباسی
۲۱۸ق. مرگ مامون عباسی و آغاز حکومت معتصم عباسی - اعتراف جنید، عالم ناصبی و دشمن اهل بیت(ع) به علم امام هادی در سن کودکی
۲۱۹ق. دستگیری امام جواد(ع) به دستور معتصم عباسی و بردن آن حضرت به بغداد -
آخر ذی‌القعده ۲۲۰ق. شهادت امام جواد(ع) و آغاز امامت امام هادی(ع)
۲۳۱ ق. ولادت امام حسن عسکری(ع) در مدینه- تفتیش عقاید درباره خلق قرآن- نگارش نامه امام هادی(ع) در مورد بدعت شمردن جدال درباره مسأله خلق قرآن
۲۳۲ق. مرگ واثق بن معتصم و به خلافت رسیدن متوکل عباسی
۲۳۴ق دستگیری امام هادی(ع) و بردن ایشان به سامرا به دستور متوکل- دعوت متوکل از ابن‌سکیت برای سوال از امام هادی(ع) و آزمودن علم امام
سال ۲۳۴ تا ۲۴۷ ظهور زینب کذاب و رسوا شدنش توسط امام هادی(ع)
۲۳۶ق. تخریب قبر امام حسین(ع) و تحریم زیارت ایشان به دستور متوکل
۲۳۷ق. آغاز قیام یعقوب لیث صفاری
۲۴۴ق. شهادت ابن‌سکیت به دلیل اظهار محبت و ارادت به امیرالمومنین(ع) و فرزندانش به دستور متوکل
۲۴۶ق. درگذشت دعبل خزاعی
۲۴۷ق. جسارت متوکل به امام هادی(ع)- قتل متوکل به دست پسرش منتصر و به خلافت رسیدن او- رفع ممنوعیت زیارت امام حسین(ع) و رد فدک به اهل بیت(ع) به دستور منتصر
۲۴۸ق. به خلافت رسیدن مستعین به جای منتصر
۲۵۲ق. استعفای مستعین و به خلافت رسیدن معتز- درگذشت محمد فرزند امام هادی(ع)
۳ رجب ۲۵۴ق. شهادت امام هادی(ع)

بنابر نظر کلینی، شیخ صدوق و شیخ طوسی، امام هادی در ۱۵ ذی‌الحجه سال ۲۱۲ق[۱۲] در منطقه‌ای به نام صریا در نزدیکی مدینه) متولد شده است.[۱۳] تولد او همچنین، ۲ یا ۵ رجب همان سال[۱۴] یا رجب ۲۱۴ق و جمادی الثانی سال ۲۱۵ق نیز ثبت شده است.[۱۵] به روایت مسعودی، در سالی که امام جواد همراه با همسرش، ام الفضل، حج به جای آورد، امام هادی را در حالی‌که کوچک بود به مدینه آوردند[۱۶] و او تا سال ۲۳۳ق در مدینه زندگی می‌کرد. در این سال، متوکل او را به سامرا احضار کرد و در منطقه‌ای تحت کنترل خود به نام عسکر اقامت داد. وی ۲۱ سال، یعنی تا پایان عمر در منطقه عسکر ماند.[نیازمند منبع]

از زندگی امام هادی، امام جواد و امام عسکری در مقایسه با دیگر ائمه شیعه، اطلاعات چندانی وجود ندارد. برخی از پژوهشگران عمر کوتاه این امامان، محصور بودن آنان و غیر شیعی بودن نویسندگان کتب تاریخ در آن روزگار را از علل آن دانسته‌اند.[۱۷] نقش انگشتر امام هادی(ع)، «اللّه ربّی و هو عصمتی من خلقه»، یعنی «خداوند پروردگار من است و حامی‌ام از شر آفریدگانش» گزارش شده است.[۱۸] همچنین نقش انگشتر دیگر وی، «حفظ العهود من أخلاق المعبود» ثبت شده است؛ به این معنا که: «پایبندی به پیمان‌ها از خُلق خداوند است».[۱۹]

فرزندان

علمای شیعه از چهار پسر به نام‌های حسن، محمد، حسین و جعفر برای امام هادی یاد کرده‌اند.[۲۰] دختری نیز به او نسبت داده شده که شیخ مفید، نامش را عایشه[۲۱] و ابن شهرآشوب، او را عِلِّیّه خوانده است.[۲۲] عالمان اهل سنّت نیز فرزندان امام دهم شیعیان را چهار پسر و یک دختر دانسته‌اند.[۲۳]

امامت

امام هادی(ع):
«مردم در دنیا با اموالشانند و در آخرت با اعمالشان.»

عطاردی، مسند الامام الهادی، ص۳۰۴.

علی بن محمد، در سال ۲۲۰ق در ۸ سالگی به امامت رسید. به گزارش منابع، سن پایین امام هادی(ع) در آغاز امامت، منجر به تردید شیعیان نشد. برخی بر این باورند که آغاز امامت امام جواد در سن کم، موجب شد شیعیان پس از وی در مواجهه با چنین موضوعی دچار تردید نشوند.[نیازمند منبع] به نوشته شیخ مفید، شیعیان پس از امام نهم، به استثنای عده اندکی، امامت امام هادی(ع) را پذیرفتند،[۲۴] و آن عده اندک، موسی بن محمد، معروف به موسی مبرقع را امام دانستند؛ با این حال پس از مدتی از اعتقاد خود برگشتند و به عموم شیعیان پیوستند.[۲۵] سعد بن عبدالله اشعری، بازگشت آن عده به به امام هادی(ع) را حاصل بیزاری جستن موسی مبرقع از آنان دانسته است.[۲۶] شیخ مفید[۲۷]، طبرسی و ابن شهرآشوب،[۲۸] اتفاق‌نظر شیعیان بر امامت امام هادی(ع) و عدم ادعای امامت از سوی کسی جز وی را دلیل محکمی بر اثبات امام وی دانسته‌اند.[۲۹] همچنین کلینی و شیخ مفید، نصوص مربوط به اثبات امامت وی را در آثار خود برشمرده‌اند.[۳۰]

امام هادی(ع):
«حکمت در سرشت‌های فاسد اثر نمی‌کند.»

عطاردی، مسند الامام الهادی، ص۳۰۴.

بنا به گفته ابن شهر آشوب، شیعیان از طریق نصوص امامان پیشین، بر امامت علی بن محمد آگاه شدند؛ نصوصی که توسط راویانی از جمله اسماعیل بن مهران، ابوجعفر اشعری و خیرانی نقل شده‌اند.[۳۱]

خلفای هم‌عصر

خلافت در دوره امام هادی

خلفای دوران پیش از امامت
(۲۱۲-۲۲۰)

سال


۲۱۲-۲۱۸ق
۲۱۸-۲۲۰ق

خلیفه


مأمون
معتصم

خلفای دوره امامت
۲۲۰-۲۵۴

سال


۲۲۰-۲۲۷ق
۲۲۷-۲۳۲ق
۲۳۲-۲۴۸ق
۲۴۸-۲۵۲ق
۲۵۲ (۶ ماه)
۲۵۲-۲۵۴ق

خلیفه


معتصم
متوکل
مستعین
واثق
منتصر
معتز

امام هادی(ع) ۳۳ سال، از ۲۲۰ تا ۲۵۴ قمری، امامت شیعیان را بر عهده داشت[۳۲] و در این مدت چند خلیفه عباسی بر سر کار آمدند؛ آغاز امامت او با خلافت معتصم، و پایان آن در دوره خلافت معتز بوده است.[نیازمند منبع] با این حال ابن شهر آشوب، پایان عمر امام هادی(ع) را در زمان خلافت معتمد عباسی دانسته است.[۳۳]

علی بن محمد، امام دهم شیعیان، ۷ سال از امامت خود را در دوره خلافت معتصم عباسی سپری کرد.[نیازمند منبع] معتصم، بنابر گزارش‌های تاریخی، در مقایسه با دوران امام جواد، در زمان امام هادی، سختگیری‌های کمتری به شیعیان روا می‌داشت و مدارای بیشتری با علویان داشته است؛ این تغییر رویکرد، ناشی از بهبودی اقتصادی و کاهش یافتن قیام‌ها از سوی علویان دانسته شده است.[۳۴] همچنین حدود ۵ سال از دوران امامت امام دهم، با خلافت واثق، ۱۶ سال با خلافت متوکل، ۶ ماه با خلافت مستنصر، ۴ سال با خلافت مستعین و ۲ سال با خلافت معتز همزمان بوده است.[نیازمند منبع]

احضار به سامرا

متوکل عباسی در سال ۲۳۳ق تصمیم گرفت امام هادی را وادار کند از مدینه به سامرا برود.[نیازمند منبع] ابن جوزی، بدگویی برخی افراد علیه امام هادی، و همچنین گزارش‌های حاکی از میل مردم به امام دهم شیعیان، دلیل تصمیم متوکل عباسی برای احضار علی بن محمد(ع) به سامرا دانسته شده است.[۳۵] به گزارش شیخ مفید، سعایت‌کننده از امام هادی نزد متوکل، فردی به نام عبدالله بن محمد بوده است.[۳۶] به گزارش مسعودی، بریحه عباسی امام جماعت منصوب خلیفه در حرمین، در نامه‌ای به متوکل، به وی گفت که «اگر مکه و مدینه را می‌خواهی، علی بن محمد را از آنجا بیرون کن؛ زیرا او به سوی خود دعوت می‌کند و شمار زیادی را دور خود جمع کرده است».[۳۷] بر همین اساس، یحیی بن هرثمه از سوی متوکل عباسی، مأمور انتقال امام هادی به سامرا شد.[۳۸] امام هادی(ع) در نامه‌ای به متوکل، بدگویی‌ها علیه خویش را رد کرد،[۳۹] اما متوکل در پاسخ، با احترام از او خواست به سوی سامرا حرکت کند.[۴۰] متن نامه متوکل، در آثار شیخ مفید و کلینی ذکر شده است.[۴۱]

به گفته برخی منابع، متوکل، برنامه آوردن امام هادی(ع) به سامرا را به گونه‌ای طراحی کرده بود که حساسیت مردم برانگیخته نشود و مسافرت اجباری امام، پیامدهایی به دنبال نداشته باشد،[نیازمند منبع] ولی مردم مدینه متوجه شده بودند. ابن جوزی از یحیی بن هرثمه نقل کرده که مردم مدینه بسیار ناراحت و برآشفته شدند و دست به یک سری عکس‌العمل‌های غیر منتظره و در عین حال ملایم زدند. به تدریج ناراحتی آنان به حدی رسید که ناله و شیون به راه‌انداختند و تا آن زمان، مدینه چنین وضعی به خود ندیده بود.[۴۲]

امام هادی(ع) پس از ورود به کاظمین، با استقبال مردم مواجه شد وارد خانه خزیمة بن حازم شد و از آنجا به سوی سامرا حرکت داده شد.[۴۳] به نقل شیخ مفید، نخستین روزی که امام وارد سامرا شد، متوکل دستور داد تا او را یک روز در «خان صعالیک»(محل فرود کاروان‌ها) نگاه داشتند و روز بعد به خانه‌ای که برای اسکان آن حضرت در نظر گرفته شده بود، بردند.[۴۴] به نظر صالح بن سعید، این اقدام به قصد تحقیر امام هادی(ع) انجام شده است.[۴۵] شیخ مفید معتقد است آن حضرت به ظاهر مورد احترام متوکل بوده، ولی وی علیه آن حضرت دسیسه می‌کرد[۴۶] متوکل در صدد بود ضمن نظارت‌های کلّی، وی را در نقش یکی از درباریان نشان دهد و از ابهت و عظمت آن حضرت در چشم مردم بکاهد.[۴۷] بر اساس گزارشی که به متوکل داده بودند که در منزل امام هادی(ع) ادوات جنگی و نامه‌هایی از شیعیان به او وجود دارد. به دستور او تعدادی از مأموران غافلگیرانه به منزل امام هادی حمله بردند. وقتی وارد خانه او شدند، امام را، در اتاقی یافتند که آیاتی از قرآن را زمزمه می‌کرد. او را پیش متوکل آوردند. وقتی امام به مجلس متوکل وارد شد، او کاسه شرابی در دست داشت؛ متوکل آن حضرت را در کنار خود جای داد و شراب تعارف او کرد. امام عذر خواست و فرمود: گوشت و خون من به شراب آلوده نشده است. آنگاه متوکل از حضرت خواست برایش شعری بخواند که او را به وجد آورد. امام فرمود: کمتر شعر می‌خوانم. اما متوکل اصرار ورزید و آن حضرت اشعاری خواند [۴۸] اشعار وی متوکل و دیگران را تحت تاثیر قرار داد، به گونه‌ای که متوکل از کثرت گریه صورتش خیس شد و دستور داد بساط شراب را برچینند. سپس دستور داد امام را با احترام به خانه‌اش بازگردانند.[۴۹]

برخی از نویسندگان دلایل برخورد خصمانه متوکل با امام هادی را چنین نوشته‌اند:

  1. متوکل از نظر کلامی به جریان اهل حدیث گرایش داشت و آنان ضدّ معتزله و شیعه بودند. اهل حدیث متوکل را علیه شیعیان تحریک می‌کردند و در نتیجه سرکوبی شیعه با شدّت هر چه بیشتر دنبال شد.
  2. متوکل نگران جایگاه اجتماعی خود بود و از ارتباط مردم با امامان شیعه هراس داشت. از این رو می‌کوشید این پیوند را قطع کند. متوکل در همین راستا مرقد امام حسین(ع) را تخریب کرد و زمین آن منطقه را شخم زد و نسبت به زائران امام حسین، سختگیری شدید و مجازات‌های هولناکی به کار بست.[۵۰]

پس از متوکل فرزندش منتصر بر سر کار آمد در این دوره فشار حکومت بر خاندان علوی از جمله امام هادی(ع) کاستی گرفت.[۵۱]

برخورد با غالیان

در زمان امامت امام هادی غالیان فعال بودند آنان خود را از اصحاب و نزدیکان حضرت هادی معرفی می‌کردند و مطالبی را به امامان شیعه از جمله امام هادی نسبت می‌دادند که بر اساس نامه احمد بن محمد بن عیسی به امام هادی دل‌ها از شنیدن آنها مشمئز می‌شد و از طرفی چون به ائمه منسوب می‌شد، جرأت انکار و رد آنها را هم نداشتند. به عنوان نمونه منظور از فحشا و منکر در آیه إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ‌ [۵۲] را اشاره به شخصی می‌دانستند که اهل رکوع و سجده نبوده و منظور از زکات را فردی مشخص می‌دانستند نه پرداخت مال. همچنین برخی از واجبات و محرمات دیگر را نیز تأویل می‌کردند امام هادی در پاسخ احمد بن محمد نوشت که این گونه تأویلات از دین ما نیست از آن پرهیز کنید.[۵۳]فتح بن یزید جرجانی بر این باور بود که خوردن و آشامیدن با مقام امامت سازگار نیست و امامان نیازی به خوردن و آشامیدن ندارند، امام هادی در پاسخ او به خوردن و آشامیدن پیامبران و راه رفتن آنان در بازار استناد کرد و فرمود «هر جسمی چنین است جز خدا که جسم را جسمیت بخشیده است».[۵۴]

امام دهم شیعیان، در پاسخ به نامه سهل بن زیاد، از غلو علی بن حسکه خبر داده بودند، وابستگی علی بن حَسَکه به اهل بیت رد کرد، سخنان او را باطل شمرد و از شیعیان خواست از او دوری کنند و حکم قتل او را نیز صادر کرد. بر اساس این نامه علی بن حسکه به الوهیت امام هادی معتقد بود و خود را باب و پیامبر از جانب او معرفی می‌کرد.[۵۵] امام هادی غالیانی همچون محمد بن نصیر نمیری [یادداشت ۲] رئیس فرقه نصیریه،[۵۶] قاسم شعرانی یقطینی و فارس بن حاتم قزوینی را نیز لعن کرده است.[نیازمند منبع] امام ضمن نامه‌ای از ابن بابا قمی بیزاری جست و فرمود: او گمان برده که من او را فرستاده‌ام و او باب من است. شیطان وی را گمراه کرده است.[۵۷]

امام هادی(ع) از شیعیان خواست فارس بن حاتم را تکذیب کنند و درباره اختلافی که میان ابن حاتم و علی بن جعفر الهمانی پیدا شده بود، جانب علی بن جعفر را گرفت و ابن حاتم را رد و طرد کرد. همچنین دستور قتل ابن حاتم را صادر نمود و برای قاتل وی سعادت اخروی و بهشت را تضمین کرد.[۵۸] او در پاسخ سؤالات شیعیان درباره ابن حاتم، از وی اعلام بیزاری می‌کرد. به گفته جعفریان کثرت روایات درباره ابن حاتم در رجال کشی، نشان می‌دهد که خطر بزرگی از جانب وی شیعه را تهدید می‌کرده است.[۵۹] از دیگر غالیانی که خود را از اصحاب امام هادی(ع) قلمداد می‌کرد، احمد بن محمد سیاری بود،[۶۰] که بیشتر رجالیان او را غالی و فاسد المذهب دانسته‌اند.[نیازمند منبع] کتاب القراءات او از مصادر اصلی روایاتی است که در تحریف قرآن توسط برخی از افراد به آن، استدلال شده است.[نیازمند منبع] از دیگر غالیان این دوره حسین بن عبیدالله محرر بود که به اتهام غلو از قم اخراج شد،[۶۱] امام هادی(ع) ضمن رساله‌ای که ابن شعبه حرّانی از آن حضرت نقل کرده، بر اصالت قرآن تکیه کرد و آن را در مقام سنجش روایات و تشخیص صحیح از ناصحیح به عنوان معیاری دقیق معرفی کرده است. و به طور رسمی قرآن را به عنوان تنها متنی که همه گروه‌های اسلامی به آن استناد می‌کنند، مطرح کرده است.[نیازمند منبع] او همچنین در مسائل اختلافی به قرآن استناد می‌کرد.[۶۲]

عباس بن صدقه، ابوالعباس طرنانی (طبرانی) و ابوعبداللّه کندی معروف به «شاه رئیس» از دیگر غالیان این دوره بودند.[۶۳] امام هادی از شیعیانی که به اشتباه به غلو متهم می‌شدند، دفاع می‌کرد هنگامی که قمی‌ها محمد بن ارومه را به اتهام غلو از قم اخراج کردند نامه‌ای از امام دهم شیعیان در دفاع از او خطاب به اهل قم صادر شد و او را از اتهام غلو تبرئه کرد.[۶۴]

ارتباط با شیعیان

امام هادی، از طریق سازمان وکالت و نامه‌نگاری با شیعیان در ارتباط بود. به گفته جعفریان در زمان امام هادی(ع)، قم، مهمترین مرکز تجمّع شیعیان ایران بود و روابط محکمی میان شیعیان این شهر و ائمه(ع) وجود داشت.[۶۵] محمد بن داود قمی و محمد طلحی از قم و شهرهای اطراف آن، خمس، هدایا و سؤالات مردم را به امام هادی می‌رساندند.[۶۶] علی‌رغم اینکه در زمان امام هادی اختناق شدیدی از سوی خلفای عباسی حاکم بود، میان امام هادی(ع) و شیعیان عراق، یمن، مصر و نواحی دیگر رابطه برقرار بود. به گفته جعفریان وکلا علاوه بر جمع‌آوری خمس و ارسال آن برای امام، در حلّ معضلات کلامی و فقهی و همچنین در تثبیت امامت امام بعدی در منطقه خود، نیز نقش داشتند.[۶۷] علی بن جعفر الهمانی، ابوعلی بن راشد و حسن بن عبد ربّه یا بنا به گزارش برخی فرزندش «علی» از وکیلان امام هادی بودند.[نیازمند منبع] برخی با استناد به روایتی که کشّی دربارۀ اسحاق بن اسماعیل نیشابوری آورده[۶۸] احتمال داده‌اند که احمد بن اسحاق رازی نیز از وکلای امام هادی(ع) بوده است.[نیازمند منبع]

مسأله خلق قرآن

امام هادی(ع) در نامه‌ای، به یکی از شیعیان از او خواسته بود تا در مسأله خلق قرآن اظهارنظر نکرده و جانب هیچ یک از نظریه حدوث و قدم قرآن را نگیرد. او در این نامه مسأله خلق قرآن را فتنه خوانده و ورود به این بحث را هلاکت دانسته است. همچنین بر کلام خدا بودن قرآن تأکید کرده و گفتگو درباره آن را بدعتی دانسته که هم سؤال‌کننده و هم پاسخ‌دهنده در گناه آن شریکند.[۶۹] در آن دوره، جدال بر سر مسأله حدوث و قدم قرآن موجب پیدایش فرقه‌ها و گروه‌هایی در میان اهل سنت شده بود مأمون و معتصم جانب نظریه خلق قرآن را گرفته بودند و مخالفان را تحت فشار قرار می‌دادند که از آن به دوره محنت یاد می‌شود اما متوکل از قدیم بودن قرآن حمایت می‌کرد و مخالفان از جمله شیعیان را بدعت‌گذار معرفی می‌کرد.[۷۰]

روایات

در منابع روایی شیعه همچون کتب اربعه، بحارالانوار، تحف العقول، مصباح المتهجد، الاحتجاج و تفسیر عیاشی احادیثی از امام هادی نقل شده است. در مسند الامام الهادی حدود ۳۵۰ حدیث از وی گردآمده است. احادیثی که از وی در منابع روایی نقل شده، نسبت به امامان پیش از او کم است. عطاردی علت آن را اقامت اجباری وی در سامرا تحت‌نظر حکومت عباسی می‌داند که فرصت انتشار علوم و معارف را به وی نداده است.[۷۱]

روایات منقول از امام هادی در زمینه توحید، امامت، زیارت، تفسیر و باب‌های مختلف فقه مانند طهارت، نماز، روزه، خمس، زکات، ازدواج و نیز آداب است. بیش از ۲۱ روایت از امام هادی(ع) در باب توحید و تنزیه نقل شده است.[۷۲]

رساله‌ای از امام هادی(ع) درباره جبر و اختیار بر جای مانده است. در این رساله، حدیث «لا جبر و لا تفویض بل امر بین الأمرین»، بر اساس آیات قرآن، تبیین شده و مبانی کلامی شیعه، در مسأله جبر و تفویض ارائه گردیده است.[۷۳] همچنین در میان روایاتی که به عنوان احتجاجات امام هادی(ع) نقل شده، بیشترین حجم، مربوط به مسأله جبر و تفویض است.[۷۴]

در روایات منقول از امام هادی، از او با نام‌های مختلفی همچون ابی‌الحسن الهادی، ابی‌الحسن الثالث، ابی‌الحسن الاخیر، ابی‌الحسن العسکری، الفقیه العسکری، الرجل، الطیب، الاخیر، الصادق بن الصادق و الفقیه یاد شده است برخی تقیه را از علل آن دانسته‌اند.[۷۵]

زیارات

نوشتار اصلی: زیارت جامعه کبیره

زیارت جامعه کبیره و زیارت غدیریه از امام هادی نقل شده است. زیارت جامعه کبیره را یک دوره امام‌شناسی دانسته‌اند. محور زیارت غدیریه، تولی و تبری و محتوای آن بیان فضایل امام علی(ع) است.

اشعار

بنا بر گزارش‌های تاریخی به دستور متوکل امام هادی را نزد او آوردند متوکل از آن حضرت خواست برای او شعری بخواند امام عذر خواست ولی متوکل اصرار ورزید و امام هادی این اشعار را سرود.

باتوا علی قُلَلِ الأجبال تحرسهم غُلْبُ الرجال فما أغنتهمُ القُللُ
واستنزلوا بعد عزّ عن معاقلهم فأودعوا حُفَراً، یا بئس ما نزلوا
ناداهُم صارخ من بعد ما قبروا أین الأسرة والتیجان والحلل؟
أین الوجوه التی کانت منعمة من دونها تضرب الأستار والکللُ
فأفصح القبر عنهم حین ساء لهم تلک الوجوه علیها الدود یقتتل
قد طالما أکلوا دهراً وما شربوا فأصبحوا بعد طول الأکل قد أُکلوا
وطالما عمروا دوراً لتحصنهم ففارقوا الدور والأهلین وانتقلوا
وطالما کنزوا الأموال وادخروا فخلفوها علی الأعداء وارتحلوا
أضحت مَنازِلُهم قفْراً مُعَطلة وساکنوها إلی الأجداث قد رحلوا [۷۶]
بر قله کوه‌ها به سر می‌بردند و مردان نیرومند حراست آنها می‌کردند اما قله‌ها کاری برای آنها نساخت. از پس عزت از پناهگاه‌های خود برون آورده شدند و در حفره‌ها جایشان دادند و چه فرود آمدن بدی بود. از پس آنکه در گور شدند، یکی بر آنها بانگ زد که تخت‌ها و تاج‌ها و زیورها کجا رفت؟ چهره‌هائی که به نعمت خو کرده بود و پرده‌ها جلو آن آویخته می‌شد چه شد؟ و قبر به سخن آمد و گفت: کرم‌ها بر این چهره‌ها کشاکش می‌کنند. روزگاری دراز بخوردند و بپوشیدند و از پس خوراکی طولانی خورده شدند. مدت‌ها خانه‌ها ساختند تا در آنجا محفوظ مانند و از خانه‌ها و کسان خویش دور شدند و برفتند، مدت‌ها مال اندوختند و ذخیره کردند و برای دشمنان گذاشتند و برفتند. منزل‌هایشان خالی ماند و ساکنانش به گور سفر کردند.[۷۷]

اصحاب و راویان

شمار اصحاب امام هادی(ع) را حدود ۱۹۰ تن گفته‌اند[۷۸] بر اساس رجال شیخ طوسی، تعداد کسانی که از آن حضرت حدیث نقل کرده‌اند بالغ بر ۱۸۵ نفر می‌شود.[۷۹] عطاردی در مسند الامام الهادی از ۱۷۹ تن به عنوان روای از امام هادی نام برده و گفته است در میان آنان ثقه، ضعیف، حسن متروک و مجهول یافت می‌شود [۸۰] به گفته عطاردی برخی از راویانی که خود نام برده در رجال شیخ طوسی نیست و برخی از راویانی را که شیخ طوسی در رجالش آورده در مسند عطاردی نیامده است.[۸۱]

ابن شهر آشوب از افرادی همچون احمد بن حمزة بن یسع، صالح بن محمد همدانی، محمد بن جزک الجمال، یعقوب بن یزید الکاتب، ابوحسین بن هلال، ابراهیم بن اسحاق، خیران خادم و نضر بن محمد همدانی به عنوان افراد مورد اطمینان وی یاد کرده است. همچنین از اصحاب وی داود بن زید، ابوسلیم زنکان، حسین بن محمد همدانی، احمد بن اسماعیل بن یقطین و بشر بن بشار نیشابوری، سلیمان بن جعفر مروزی، فتح بن یزید جرجانی و محمد بن سعید کلثوم، معاویه بن حکیم کوفی، علی بن معد بن محمد بغدادی و ابوحسن بن رجاء عبراتی و از وکیلان او از جعفر بن سهیل الصیقل نام برده است. او محمد بن عثمان را باب او معرفی کرده است.[۸۲]

عبدالعظیم حسنی، عثمان بن سعید،[۸۳]ایوب بن نوح،[۸۴] حسن بن راشد[۸۵] و حسن بن علی ناصر[۸۶] از جمله اصحاب او به شمار می‌رفتند.

برخی از پژوهشگران برای اثبات ایرانی بودن برخی از اصحاب امام هادی(ع) به پسوندهای شهری آنان استناد کرده‌اند. و بر اساس آن محل زندگی افرادی همچون بشر بن بشار نیشابوری، فتح بن یزید جرجانی، حسین بن سعید اهوازی، حمدان بن اسحاق خراسانی، علی بن ابراهیم طالقانی، محمد بن علی کاشانی،[۸۷] ابراهیم بن شیبه اصفهانی، و ابومقاتل دیلمی[۸۸] از اصحاب آن حضرت را در ایران دانسته‌اند.[۸۹] و گفته‌اند بر اساس نامه امام هادی به وکیل خود در همدان در آن آمده «من سفارش شما را به دوستان خودم در همدان کرده‌ام»[۹۰] برخی از اصحاب آن حضرت در همدان و نیز بر اساس شواهدی دیگری برخی از اصحاب امام هادی در قزوین[۹۱] ساکن بوده‌اند.[۹۲]

جایگاه نزد اهل سنت

بزرگان و عالمان اهل سنت برای امام هادی(ع) احترام ویژه‌ای قائل بوده‌اند. آنان علم، سخاوت، زهد و عبادت امام هادی(ع) را ستوده‌اند. ابن حجر هیثمی ماجرایی از سخاوت آن حضرت گزارش کرده است.

شهادت و آرامگاه

امام دهم در زمان حکومت معتز عباسی مسموم شده و به شهادت رسید.[۹۳] ابن شهر آشوب بر این باور است که وی در اواخر حکومت معتمد مسموم و شهید شده است و از ابن بابویه نقل کرده که معتمد به او سم داده است.[۹۴]شیخ مفید گفته است او در ماه رجب سال ۲۵۴ق [۹۵]پس از ۲۰ سال و ۹ ماه اقامت در سامرا در ۴۱ سالگی از دنیا رفت.[۹۶] برخی منابع، شهادت وی را در ۳ رجب[۹۷] و برخی دیگر ۲۵ یا ۲۶ جمادی‌الثانی ذکر کرده‌اند.[۹۸]

امام حسن عسکری در تشییع جنازه پدر شرکت کرد جنازه را در جاده‌ای که برابر خانه موسی بن بغا بود قرار دادند. قبل از آنکه خلیفه عباسی در تشییع شرکت کند امام عسکری بر جنازه پدر نماز خواند. سپس آن را در یکی از خانه‌هایی که حضرت در آن زندانی بود، به خاک سپردند. گفته شده ازدحام جمعیت و گرمی هوا به قدری بود که پس از تشییع جنازه به امام عسکری فشار می‌آورد.[۹۹]

حرم عسکریین

نوشتار اصلی: حرم عسکریین

امام هادی در خانه‌ای که در سامرا ساکن بود، دفن شد.[۱۰۰] محل دفن امام هادی(ع) و فرزندش امام حسن عسکری(ع) در سامرا به حرم عسکریین شناخته می‌شود. پس از دفن امام هادی(ع) در خانه‌اش، امام عسکری(ع) برای مقبره پدرشان خادمی را تعیین کرد. در سال ۳۳۳ قمری، ناصرالدوله حمدانی قبه‌ای برای حرم بنا کرد و مهمان‌سرایی برای زائران آن ساخت. در دوران آل بویه، معزّالدوله و عضدوالدوله ساختمان‌ها و تأسیساتی برای حرم می‌سازند و گنبد و ضریح را بازسازی می‌کنند. در سال ۱۳۳۵ش ضریحی از طلا و نقره، بر آن نصب شد.[۱۰۱]

نوشتار اصلی: تخریب حرم عسکریین

در سال‌های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۶ش قسمت‌هایی از حرم عسکریین در انفجارهای تروریستی تخریب شد.[۱۰۲] [۱۰۳] ستاد بازسازی عتبات عالیات ایران از سال ۱۳۸۹ش بازسازی آن را آغاز و در سال ۱۳۹۴ش به پایان برده است. ضریح حرم نیز به همت آیت الله سیستانی ساخته شده است.[۱۰۴]

کتاب‌شناسی

درباره امام هادی کتاب‌های زیادی به زبان‌های عربی و فارسی نوشته شده است و برخی از آنها به زبان‌های دیگر مانند اردو نیز ترجمه شده است. مسند الامام الهادی نوشته عزیزالله عطاردی و حیاة الامام علی الهادی اثر باقرشریف قرشی از جمله آنهاست.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۷؛ مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۲۸.
  2. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۷.
  3. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۶۱ش، ص۱۳۵.
  4. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۴۰۱.
  5. قرشی، حیاة الامام علی الهادی، ۱۴۲۹ق، ص۲۱.
  6. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۴۲۱ق، ج۴، ص۴۰۱.
  7. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۰، ص۱۱۳؛ صدوق، علل الشرایع، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۲۴۱.
  8. ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۴۹۲.
  9. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۴۰۱؛ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۹۲.
  10. برای نمونه رجوع کنید به: کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۹۷، ۳۴۱.
  11. قرشی، حیاة الامام علی الهادی، ۱۴۲۹ق، ص۲۱.
  12. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۹۷؛ ابن اثیر، الکامل، ج۷، ص۱۸۹؛ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۹۲؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۴۰۱.
  13. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۷؛ ابن شهرآشوب، ۱۳۷۹ق، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۴۰۱.
  14. مصباح کفعمی (جنة الأمان الواقیة)، ص۵۱۲‌؛ محدث قمی، ج۳، ص۱۸۳۵؛ مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۲۸.
  15. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۹۷.
  16. مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۲۸.
  17. رجبی دوانی، «علل محدود بودن اطلاعات تاریخی درباره امام هادی(ع)».
  18. دخیل، ائمتنا، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۲۰۹.
  19. مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۰، ص۱۱۷.
  20. خصیبی، الهدایة الکبرای، ۱۹۹۱م، ص۳۱۳؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۱۱-۳۱۲؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۴۰۲.
  21. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۱۲.
  22. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۴۰۲.
  23. ابن حجر، الصواعق المحرقة، مکتبة القاهرة، ص۲۰۷.
  24. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰۰.
  25. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۶۱ش، ص۱۳۴.
  26. اشعری قمی، المقالات و الفرق، ۱۳۶۱ش، ص۹۹‌.
  27. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰۰.
  28. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۴۰۲.
  29. عطاردی، مسند الامام الهادی، ۱۴۱۰ق، ص۲۰‌.
  30. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۲۳-۳۲۵؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۸.
  31. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۴۰۲.
  32. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۷.
  33. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۴۰۱.
  34. جاسم، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ۱۳۷۶ش، ص۸۱.
  35. ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۴۹۳.
  36. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰۹.
  37. مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۳۳.
  38. مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۳۳.
  39. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰۹.
  40. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰۹.
  41. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰۹؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۵۰۱.
  42. ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۴۹۲.
  43. مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۳۷.
  44. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۱۱.
  45. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۱۱.
  46. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۱۱.
  47. طبرسی، اعلام الوری، ج۲، ص۱۲۶.
  48. مسعودی، مروج الذهب، ج۴، ص۱۱.
  49. ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۴۹۷.
  50. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۹۸۷م، ص۴۷۸‌.
  51. جعفریان، حیات فکری -سیاسی امامان شیعه، ص۶۲۸.
  52. سوره عنکبوت، آیه۴۵.
  53. کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۵۱۷.
  54. اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۳۳۸.
  55. کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۵۱۷-۵۱۹.
  56. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۶۱ش، ص۱۳۶.
  57. کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۵۲۰.
  58. کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۵۲۳.
  59. جعفریان، حیات فکری -سیاسی امامان شیعه، ص۶۴۹.
  60. عطاردی، مسند الامام الهادی، ۱۴۱۰ق، ص۳۲۳.
  61. کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۵۱۲.
  62. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۴۲۱ق، ج۴، ص۴۳۵.
  63. کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۵۲۰.
  64. رجال نجاشی، ص۳۲۹.
  65. جعفریان، حیات فکری-سیاسی امامان شیعه، ص۶۵۴.
  66. عطاردی، مسند الامام الهادی، ۱۴۱۰ق، ص۴۵.
  67. جعفریان، حیات فکری - سیاسی امامان شیعه، ص۶۳۱.
  68. کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۵۷۵-۵۸۰؛ عطاردی، مسند الامام الهادی، ۱۴۱۰ق، ص۳۲۰.
  69. شیخ صدوق؛ التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۲۲۴؛ابن شهرآشوب، متشابه القرآن و مختلفه، ۱۳۶۹ق، ج۱، ص۶۱.
  70. جعفریان، حیات فکری -سیاسی امامان شیعه، ۱۳۹۳ش، ص۶۵۰.
  71. عطاردی، مسند الامام الهادی، ص۱۰.
  72. عطاردی، مسند الامام الهادی، ۱۴۱۰ق، ص‌۹۴‌-‌۸۴.
  73. عطاردی، مسند الامام الهادی، ۱۴۱۰ق، ص‌۲۱۳‌-‌۱۹۸.
  74. عطاردی، مسند الامام الهادی، ۱۴۱۰ق، ص‌۲۲۷‌-‌۱۹۸.
  75. عطاردی، مسند الامام الهادی، ص۱۰.
  76. مروج الذهب، ج۴، ص۱۱.
  77. مروج الذهب، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۲، ص۵۰۳.
  78. جعفریان، حیات فکری-سیاسی امامان شیعه، ص۶۳۰.
  79. طوسی، رجال، ۱۴۱۵ق، ص۳۷۸
  80. عطاردی، مسند الامام الهادی، ۳۰۷
  81. عطاردی، مسند الامام الهادی، ۳۰۷
  82. ابن شهر آشوب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۴۰۲.
  83. طوسی، رجال طوسی، صص۴۰۱-۳۸۹.
  84. شیخ طوسی، الغیبة، ج۱، ص۳۴۹.
  85. شیخ طوسی، الغیبة، ج۱، ص۳۵۰.
  86. شیخ طوسی، رجال، ص۳۸۵.
  87. صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۱۰۱.
  88. عطاردی، مسند الامام الهادی، ۱۴۱۰ق، ص۳۱۷.
  89. جعفریان، حیات فکری -سیاسی امامان شیعه، ص۶۵۸.
  90. کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۶۱۲.
  91. کشی، اختیار معرفه الرجال، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۸۰۹ و ۸۱۰.
  92. جعفریان، حیات فکری -سیاسی امامان شیعه، ص۶۵۸.
  93. طبری شیعی، دلائل الامامه، ص۲۱۲؛ اربلی، کشف الغمه، ۱۴۲۶ق، ج۴، ص۴۰.
  94. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۴۰۱.
  95. ابن اثیر، الکامل، ج۷، ص۱۸۹.
  96. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۱۱؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ۴۹۷-۴۹۸؛ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۹۲.
  97. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۶۱ش، ص۱۳۴؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۴۰۱.
  98. اربلی، کشف الغمه، ۱۴۲۶ق، ج۴، ص۷.
  99. مسعودی، اثبات الوصیه، ص۲۴۳.
  100. طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۹۲
  101. منتظر القائم، تاریخ امامت، ص۲۵۳ (به نقل از: عتبات عالیات عراق، اصغر قائدان، تهران، مشعر، ۱۳۸۳ش).
  102. حمله به حرم امامین عسکریین
  103. حمله دوم به حرم امامین عسکریین
  104. بازسازی حرم امامین عسکریین
  1. گفته‌اند حضرت هادی این لقب را خوش نداشت و از اصحاب خود می خواست که او را با لقب متوکل صدا نزنند. باقر شریف قرشی، بر این باور است که چون متوکل لقب خلیفه عباسی هم بود و او از دشمنان اهل بیت به شمار می‌رفت، امام هادی نمی‌خواست او را با این لقب صدا بزنند.(قرشی، حیاة الامام علی النقی، ۱۴۲۹ق، ص۲۲.)
  2. محمد بن نصیر نمیری ادعای نبوت می‌کرد. گفته شده است که او معتقد به تناسخ و ربوبیت امام هادی(ع) بود و نکاح با محارم و ازدواج مرد با مرد را جایز می‌دانست. و ادعا داشت که از طرف امام هادی(ع) به نبوت مبعوث شده است محمد بن موسی بن حسن بن فرات نیز او را پشتیبانی می‌کرده است.(نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۶۱ش، ص۱۳۶.)

منابع

  • ابن جوزی، یوسف بن قزاوغلی، تذکرة الخواص، قم، لیلی، ۱۴۲۶ق.
  • ابن حجر هیثمی، احمد بن محمد، الصواعق المحرقة علی اهل الرفض و الضلال و الزندقة، قاهره، مکتبةالقاهره، بی‌تا
  • ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی‌طالب، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۲۱ق.
  • ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی‌طالب علیهم‌السلام، قم، علامه، ۱۳۷۹ق.
  • ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۹۸۷م.
  • اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، قم، مجمع جهانی اهل بیت، ۱۴۲۶ق.
  • اشعری قمی، سعدبن عبدالله ابی خلف اشعری قمی، المقالات و الفرق، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۱.
  • جاسم محمدحسين، تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم، مترجم: سيد محمدتقى آيت‏اللهى‏، سوم، تهران، امير كبير، ۱۳۸۵ش.
  • خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، تحقیق: مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت: دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۷م.
  • خصیبی، حسین بن حمدان، الهدایة الکبرای، لبنان، مؤسسة البلاغ، ۱۹۹۱م.
  • دخیل، علی محمدعلی، ائمتناسیرةالائمةاثنی عشر، قم، انتشارات ستار، ۱۴۲۹ق.
  • سید مرتضی، علی بن حسین، مسائل الناصرات، تهران، مؤسسة الهدی، ۱۴۱۷ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، دارالمعارف اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۱ه. ق.
  • طوسی، رجال الطوسی، مشهد، مجمع البحوث الاسلامیه، ۱۴۱۳ق.
  • صدوق، محمد بن علی، التوحید، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۹۸ق.
  • صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، نجف، مکتبة الحیدریة، ۱۳۸۵ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن طَبرِسی، اعلام الوری، قم، ستاره، ۱۴۱۷ق.
  • طبری شیعی، محمد بن جریر بن رستم، دلائل الامامه، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، الطبعة الثانیة، ۱۴۰۸ قمری / ۱۹۸۸م.
  • طوسی، محمد بن حسن، رجال طوسی، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۵ق.
  • طوسی، محمدبن الحسن بن علی، اختیار معرفةالرجال، مشهد، دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸.
  • قرشی، باقرشریف، حیاة الامام علی النقی، تحقیق: باقرشریف قرشی، مهر دلدار، ۱۴۲۹ق/۲۰۰م.
  • عطاردی، عزیزالله، مسند الامام الهادی علیه‌السلام، قم، المؤتمر العالمی للامام الرضا(ع)، ۱۴۱۰ق.
  • کشی، محمد بن عمر، ‌اختیار معرفه الرجال یا رجال کشی (با تعلیقات میرداماد استرآبادی)، قم، موسسه آل البیت (ع)، چاپ اول، ۱۳۶۳ش و مشهد، دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸ش.
  • کشی، محمد بن عمر، رجال الکشی - اختیار معرفة الرجال، تلخیص: محمد بن حسن طوسی، تصحیح: حسن مصطفوی، مشهد، مؤسسه نشر دانشگاه مشهد، ۱۴۰۹ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح: علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیه للامام علی بن ابی‌طالب، قم، انصاریان، ۱۴۲۶ق.
  • مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۴، قم: منشورات دارالهجرة، ۱۴۰۴ق.
  • مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ترجمه: ابوالقاسم پاینده، تهران: علمی فرهنگی، ۱۳۷۴ش.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار،‌ دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • منتظر القائم، اصغر، تاریخ امامت، قم، نشر معارف، ویراست دوم، چاپ اول، ۱۳۸۶ش.
  • مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، تصحیح: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، ترجمه محمد جواد مشکور، تهران، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۱ش.
  • نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، بیروت، آل البیت، ۱۴۰۸ق.

پیوند به بیرون