امام علی علیه السلام

(تغییرمسیر از امام علی(ع))
امام علی
حرم امام علی1.jpg
نقش امام اول شیعیانخلیفه چهارم اهل سنت
نام امام علی
کنیه ابوالحسن • ابوالسبطین • ابوالریحانتین • ابوتراب • ابوالائمه،...
زادروز ۱۳ رجب، سال ۳۰ عام الفیل
زادگاه کعبهمکه
مدت امامت ۲۹ سال (۱۱-۴۰ق)
شهادت ۲۱ رمضان، ۴۰ق
مدفن نجف، عراق
محل زندگی مکهمدینهکوفه
لقب(ها) امیرالمؤمنینیعسوب الدین • حیدر • مرتضی • نفس الرسول • أخو الرسول • زوج البتول • قسیم الجنّة والنار •...
پدر ابوطالب
مادر فاطمه بنت اسد
همسر(ان) حضرت فاطمهامامهخولهام حبیبام البنینلیلااسماءام سعید
فرزند(ان) حسنحسینزینبام کلثوم محسنمحمد حنفیهعباسعمررقیهجعفرعثمانعبداللهمحمد اصغرعبیداللهیحییام الحسنرملهنفیسهام هانیء،...
طول عمر ۶۳ سال

نخستین امام شیعیان
علی بن ابی‌طالب (ع)

حرم امام علی1.jpg


زندگی
یوم‌الدار، شعب ابی‌طالب، لیلة المبیت، واقعه غدیر، سال‌شمار زندگی


میراث
نهج‌البلاغه، غرر الحکم، خطبه شقشقیه، خطبهٔ بی‌الف، خطبه بی‌نقطه، حرم


فضائل
فضائل اهل‌بیت، آیه ولایت • آیه اهل‌الذکر • آیه شراء • آیه اولی‌الامر • آیه تطهیر • آیه مباهله • آیه مودت • آیه صادقین-حدیث مدینه‌العلم • حدیث رایت • حدیث سفینه • حدیث کساء • خطبه غدیر • حدیث منزلت • حدیث یوم‌الدار • حدیث ولایتسدالابوابحدیث وصایت


یاران
عمار بن یاسر، مالک اشتر، ابوذر غفاری، عبیدالله بن ابی‌رافع، حجر بن عدی، دیگران

علی بن ابی‌طالب مشهور به امام علی(ع) (۲۳ قبل از هجرت -۴۰ق)، امام اول شیعیان، صحابی، راوی، پسرعمو و داماد پیامبر اکرم (ص). وی همسر حضرت فاطمه(س) و پدر و جد ۱۱ امام شیعه، کاتب وحی و چهارمین خلیفه از خلفای راشدین نزد اهل سنت است. به گفته مورخین شیعه و بسیاری از علمای اهل سنت، در کعبه زاده شد. او نخستین کسی بود که به پیامبر (ص) ایمان آورد و از نظر شیعه، به فرمان خدا و تصریح پیامبر(ص)، جانشین بلافصل رسول خدا (ص) است.[۱] آیاتی از قرآن کریم بر عصمت وی دلالت دارد.[۲] بنابر منابع شیعه و برخی منابع اهل سنت، حدود ۳۰۰ آیه در قرآن کریم در فضیلت او نازل شده است.[۳] هنگامی که قریش قصد کشتن پیامبر(ص) را داشتند، او در بستر پیامبر خوابید تا دشمنان گمراه شوند و بدین طریق پیامبر(ص) مخفیانه هجرت کرد.[۴] پیامبر (ص) عقد اخوت خود را با وی بست.[۵] در همه غزوات پیامبر (ص) -جز جنگ تبوک که به فرمان پیامبر (ص) در مدینه ماند- شرکت داشت و پرافتخارترین فرمانده اسلام بود. آثار مکتوب بسیاری به زبان‌های مختلف درباره امام علی (ع) نوشته شده است.

پس از درگذشت پیامبر (ص) گروهی در سقیفه، با ابوبکر به عنوان خلیفه بیعت کردند و امام علی (ع) ۲۵ سال از خلافت دور ماند. آن حضرت پس از خلافت ابوبکر، عمر و عثمان، به اصرار مسلمانان خلافت و حکومت را پذیرفت.[۶] او در دوره کوتاه حکومتش با سه جنگ سنگین داخلی مواجه شد و سرانجام در محراب مسجد کوفه در حال نماز به دست یکی از خوارج به شهادت رسید و مخفیانه در نجف به خاک سپرده شد.[۷]

گفته‌اند سررشته بسیاری از علوم مسلمانان، از جمله نحو عربی، کلام، فقه و تفسیر به امام علی (ع) می‌رسد و فرقه‌های گوناگون، سلسله سند خود را بدو می‌رسانند. کتاب معروف نهج البلاغه منتخبی از گفته‌ها و نوشته‌های اوست.

زندگی

علی بن ابی‌طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف بن قصی بن کلاب،[۸] هاشمی قرشی، اولین مردی که به پیامبر ایمان آورد،[۹][۱۰] امام اول شیعیان[۱۱] و خلیفه چهارم از خلفای راشدین از نظر اهل سنت است. پدر او، ابوطالب، مردی سخاوتمند، عدالت‌مدار، مورد احترام قبایل عرب، عمو و حامی پیامبر (ص) و از شخصیت‌های بزرگ قریش گزارش شده است.[۱۲] مادر علی(ع)، فاطمه بنت اسد[۱۳] و برادران وی طالب، عقیل، جعفر، و خواهرانش هند یا ام هانی، جمانه، ریطه یا ام طالب و اسماء بودند.[۱۴]

امام اول شیعیان(ع)، جمعه ۱۳ رجب در سال ۳۰ عام الفیل در مکه و داخل کعبه متولد شد.[۱۵] ولادت وی در کعبه را عالمان شیعه از جمله سید رضی، شیخ مفید، قطب راوندی، ابن شهرآشوب و بسیاری از اهل تسنن مانند حاکم نیشابوری، حافظ گنجی شافعی، ابن جوزی حنفی، ابن صباغ مالکی، حلبی و مسعودی متواتر می‌دانند.[۱۶]

علی در شش سالگی، وقتی مکه دچار قحطی شد، به خانه حضرت محمد(ص) برده شد؛ همانطور که جعفر، برادر علی، به خانه عباس بن عبدالمطلب برده شد. ابوطالب، پدر امام علی(ع)، در این هنگام از اداره هزینه‌های یک خانواده پرجمعیت ناتوان بود.[۱۷] امام علی(ع) در یکی از خطبه‌های خود، به رفتار مهربانانه پیامبر در این دوره اشاره کرده است.[۱۸]

کنیه‌ها و القاب

کنیه‌های علی بن ابیطالب، عبارتند از ابوالحسن،[۱۹] ابوالحسین، ابوالسبطین، ابوالریحانتین، ابوتراب و ابوالائمه.[نیازمند منبع] همچنین امیرالمؤمنین، یعسوب الدین والمسلمین، مبیر الشرک والمشرکین، قاتل الناکثین والقاسطین والمارقین، مولی المؤمنین، شبیه هارون، حیدر، مرتضی، نفس الرسول، أخو الرسول، زوج البتول، سیف اللّه المسلول، امیر البررة، قاتل الفجرة، قسیم الجنّة والنار، صاحب اللواء، سید العرب، کشّاف الکرب، الصدّیق الأکبر، ذوالقرنین، هادی، فاروق، داعی، شاهد، باب المدینة، والی، وصی، قاضی دین رسول اللّه، منجز وعده، النبأ العظیم، الصراط المستقیم والأنزع البطین،[۲۰] القابی است که در منابع مختلف برای وی ذکر شده است.

نوشتار اصلی: لقب امیرالمؤمنین

به باور شیعیان، لقب امیرالمؤمنین، به معنای امیر، فرمانده و رهبر مسلمانان، اختصاص به حضرت علی (ع) دارد. براساس روایات، شیعیان معتقدند این لقب در زمان پیامبر اسلام برای علی بن ابیطالب به کار می‌رفته و منحصر به اوست و نه تنها استعمال این لقب را برای خلفای راشدین و غیر راشدین جایز نمی‌دانند که حتی به کار بردن این لقب را برای سایر امامان خود هم صحیح نمی‌دانند.[۲۱]

ویژگی‌های ظاهری

امام علی(ع) در منابع مختلف، مردی بلندقد، با چشمانی سیاه و گشاده، ابروهایی کشیده و پیوسته و صورتی زیبا دانسته شده، چهره‌ای گندمگون و ریشی انبوه داشته و شانه‌هایش پهن بوده است.[۲۲] بنابر برخی منابع، پیامبر اکرم (ص) او را با لقب «بطین» خوانده و بر همین اساس، عده‌ای او را چاق دانسته‌اند. با این حال، برخی محققان بر این باورند که مقصود پیامبر از «بطین»، «البطین من العلم» (فربه از دانش) بوده است.[۲۳] ستوده‌شدن امام علی(ع) با صفت «بطین» در برخی زیارتنامه‌ها نیز دلیلی بر این دانسته شده که مقصود پیامبر، صفت چاق نبوده است.[۲۴] درباره قدرت بدنی علی بن ابیطالب، گفته شده که او با هیچ کسی مبارزه نکرد، مگر اینکه او را زمین زد.[۲۵]

چنانکه ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه تصریح کرده، توانایی جسمی علی بن ابیطالب، ضرب المثل بوده، او بوده که درِ قلعه خیبر را کَند، در حالی که جمعی تلاش کردند آن را برگردانند ولی نتوانستند، او بود که بت هبل را -که بت بزرگی بود- از بالای کعبه به زمین انداخت و او بود که سنگ بزرگی را در روزهای خلافتش با دست خویش از جا کند و از زیر آن آب جوشید، در حالی که لشکریان همگی از این کار ناتوان بودند.[۲۶]

تابلوی مولود کعبه اثر استاد فرشچیان

همسران و فرزندان

اولین همسر امام علی(ع)، فاطمه دختر پیامبر اکرم(ص) بود و از او صاحب چهار فرزند شد. علی بن ابیطالب(ع) پس از شهادت فاطمه(س) با زنان دیگری ازدواج کرد. بنابر منابع تاریخی، امام علی(ع) ۲۷ یا ۲۸ فرزند داشته است.

فاطمه(س)، نخستین همسر امام علی(ع)، دختر پیامبر(ص) بود.[۲۷] پیش از علی(ع) افرادی مانند ابوبکر و عمر بن خطاب و عبدالرحمن بن عوف، ازدواج با فاطمه را از پیامبر درخواست کرده بودند، اما پیامبر(ص) خود را در این باره تابع دستور خداوند دانست و به آنان پاسخ منفی داد.[۲۸] برخی منابع، ازدواج علی (ع) و فاطمه (س) را اول ذی الحجه سال دوم هجری[۲۹]، برخی آن را در ماه شوال و گروهی ۲۱ محرم دانسته‌اند.[۳۰] امام علی و فاطمه، چهار فرزند داشته‌اند؛ حسن، حسین، زینب و ام کلثوم.[۳۱]

همسران دیگر امام علی(ع) عبارتند از امامه دختر ابوالعاص بن ربیع که پس از شهادت فاطمه(س)، به همسری امام علی(ع) درآمد. مادر امامه، زینب، دختر پیامبر بوده است.[نیازمند منبع] ام البنین، دختر حزام بن دارم کلابیه، همسر دیگر امام علی(ع) بوده که فرزندان او عبارتند از: حضرت عباس، عثمان، جعفر و عبدالله. همگی فرزندان ام البنین در کربلا به شهادت رسیدند. لیلی دختر مسعود بن خالد، اسماء بنت عمیس خثعمی مادر یحیی و عون، ام حبیب، دختر ربیعه تغلبیه موسوم به صهباء، خوله دختر جعفر بن قیس حنفیه، مادر محمد بن حنفیه، و همچنین ام سعید دختر عروة بن مسعود ثقفی و محیاة دختر امرئ القیس بن عدی کلبی، از دیگر زنان امام علی(ع) بوده‌اند.[۳۲]

شیخ مفید در کتاب «ارشاد» فرزندان امام علی(ع) را ۲۷ نفر دانسته و تصریح کرده که برخی از شیعیان فرزندی به نام محسن را به فاطمه(س) نسبت داده‌اند که پیامبر(ص) او را محسن نامگذاری کرده بود و پس از وفات پیامبر (ص) سقط شده است.[۳۳] بر این اساس، فرزندان امام علی(ع) با توجه به مادران‌شان، عبارتند از:

فاطمه (س) خوله ام‌حبیب ام‌البنین لیلا اسماء ام سعید
۱. حسن ۶. محمد (ابوالقاسم) ۷. عمر ۹. عباس ۱۳. محمد اصغر ۱۵. یحیی ۱۶. ام الحسن
۲. حسین ۸. رقیه[۳۴] ۱۰. جعفر ۱۴. عبیدالله ۱۷. رمله
۳. زینب کبری ۱۱. عثمان
۴. زینب صغری ۱۲. عبدالله
۵. محسن
گاهشمار زندگی امام علی
۵۹۹م ولادت
۶۱۰م نخستین پذیرنده دعوت پیامبر(ص) به اسلام
۶۱۹م درگذشت ابوطالب (پدر)
۶۲۲م لیلة المبیت: خفتن بجای پیامبر(ص)
در مدینه
۶۲۲م هجرت به مدینه
۲ق-۶۲۴م شرکت در غزوه بدر
۳ق-۶۲۵م شرکت در غزوه احد
۴ق-۶۲۶م درگذشت فاطمه بنت اسد (مادر)
۵ق-۶۲۷م شرکت در غزوه احزاب و قتل عمرو بن عبدود
۶ق-۶۲۸م نگارش متن پیمان صلح حدیبیه به امر پیامبر(ص)
۷ق-۶۲۹م فاتح قلعه خیبر در غزوه خیبر
۸ق-۶۳۰م شرکت در فتح مکه و شکستن بتها به امر پیامبر(ص)
۹ق-۶۳۲م جانشین پیامبر(ص) در مدینه در غزوه تبوک
۱۰ق-۶۳۲م شرکت در حجة الوداع
۱۰ق-۶۳۲م واقعه غدیر خم
۱۱ق-۶۳۲م درگذشت پیامبر و تغسیل و تکفین وی به دست امام علی(ع)
دوران خلفای سه‌گانه
۱۱ق-۶۳۲م ماجرای سقیفه بنی ساعده و آغاز خلافت ابوبکر
۱۱ق-۶۳۲م درگذشت حضرت زهرا(س) (همسر)
۲۳ق-۶۴۴م شرکت در شورای شش نفره عمر جهت تعیین خلیفه
۳۵ق-۶۵۵م بیعت مردم و آغاز دوره حکومت
۳۶ق-۶۵۶م جنگ جمل
۳۷ق-۶۵۷م جنگ صفین
۳۸ق-۶۵۸م جنگ نهروان
۴۰ق-۶۶۱م شهادت

شیخ مفید، علاوه بر موارد ذکر شده، فرزندان دیگری هم برای امام علی(ع) برشمرده و آنها را از همسران دیگر وی دانسته است.[۳۵]

ضربت خوردن و شهادت

امام علی(ع) در اثر ضربت شمشیر ابن ملجم در سحرگاه ۱۹ رمضان سال ۴۰ق در مسجد کوفه، دو روز بعد در ۲۱ همان ماه به شهادت رسید و مخفیانه دفن شد.[۳۶][۳۷] ضربت خوردن علی بن ابیطالب، در شرایطی رخ داد که پس از جنگ نهروان، وی می‌کوشید مردم عراق را برای جنگ دوباره با معاویه بسیج کند، اما تنها تعداد اندکی حاضر به یاری او شدند. در این حال، معاویه با آگاهی از اوضاع عراق، به نواحی مختلف حکومت امام علی(ع) در جزیرة العرب و عراق حمله کرد.[۳۸] بنابر منابع تاریخی، سه تن از خوارج برای کشتن سه نفر یعنی امام علی(ع)، معاویه و عمرو بن عاص توافق کردند و زنی به نام قطام هم در این مسئله نقش داشته است.[۳۹]

امام اول شیعیان پس از شهادت، چنانکه خود وصیت کرده بود،[۴۰] توسط امام حسن، امام حسین، محمد بن حنفیه و با همراهی عبدالله بن جعفر، شبانه و مخفیانه در نجف کنونی (غریین در آن زمان) به خاک سپرده و قبرش مخفی شد.[۴۱] مخفی کردن قبر امام علی(ع) به دلیل جلوگیری از نبش قبر و بی‌حرمتی توسط بنی امیه و خوارج دانسته شده است.[۴۲] امام صادق(ع) در سال ۱۳۵ق، و در زمان حکومت منصور عباسی، محل دفن امام علی(ع) را در نجف آشکار کرد.[۴۳]

بر اساس روایات، امام علی(ع) درباره چگونگی غسل، کفن، نماز و تدفین خود، سفارش‌هایی به فرزندانش کرد.[۴۴] او همچنین از امام حسن و امام حسین(ع) خواست تا اگر بر اثر ضربت ابن ملجم درگذشت، او را تنها یک ضربت بزنند. امام علی(ع) با استناد به سخنی از پیامبر، از آنها خواست دست و پای ابن ملجم را نبُرند.[۴۵] علی بن ابیطالب(ع) همچنین ضمن تاکید بر توجه به قرآن، نماز، امر به معروف و نهی از منکر، جهاد در راه خدا و خالی نگذاشتن خانه خدا، فرزندان خود را به ترس از خدا، نظم در کارها و آشتی با یکدیگر توصیه کرد و از آنها خواست به حقوق یتیمان و همسایگان توجه کنند.[۴۶]

حضور در غزوات

امام علی (ع) در غزوات و سریه‌های صدر اسلام، نقش مؤثری داشت و در همه غزوات جز غزوه تبوک همراه پیامبر (ص) جنگید.[۴۷] وی به عنوان دومین شخصیت نظامی پس از حضرت محمد (ص) ایفای نقش کرده است.

جنگ بدر

جنگ بدر، نخستین جنگ میان مسلمانان و کافران بود که در روز جمعه هفدهم رمضان سال ۲ق. در کنار چاه‌های بدر روی داد.[۴۸] در این جنگ مسلمانان توانستند، هفتاد تن از مشرکان را از بین ببرند که در میان آنها نام برخی از سران کفر، همچون ابوجهل، عتبه، شیبه و اُمیه به چشم می‌خورد.

در عرب رسم بر این بود قبل از حمله عمومی، نبردهای تن به تن انجام می‌شد، بنابراین عتبة بن ربیعه اموی و پسرش ولید و برادرش شیبه، از پیامبر (ص) خواستند که همتایانی برای مبارزه با آنان وارد میدان کند. حضرت محمد (ص)، علی (ع)، حمزه و عبیدة بن حارث را برای این کار فرستاد. علی (ع)، به ولید مجال نداد و حمزه به عتبه، و آن دو را از پای در آوردند و آن‌گاه عبیده را در مقابل دشمنش شیبه کمک کردند و او را نیز کشتند.[۴۹]

همچنین حنظله، عاص بن سیعد، طعیمة بن عدی و حدود بیست نفر از مشرکان در این جنگ توسط امام علی (ع) کشته شدند.[۵۰]

جنگ احد در پیشاپیش سپاه اسلام در جنگ احد، علی (ع)، حمزه، ابو دجانه و دیگران بودند و صفوف دشمن را تضعیف کردند. پیامبر (ص) از هر طرف مورد هجوم دسته‌هایی از لشکر قریش قرار گرفت. هر دسته‌ای که به آن حضرت (ص) حمله می‌آوردند علی (ع) به فرمان پیامبر (ص) به آنها حمله می‌برد. به پاس این فداکاری، جبرئیل نازل شد و ایثار علی (ع) را نزد پیامبر (ص) ستود و گفت: این نهایت فداکاری است که او از خود نشان می‌دهد. رسول خدا (ص) جبرئیل را تصدیق کرد و گفت: "من از علی هستم و او از من است." سپس صدایی در آسمان پیچید که: "لاسیف الا ذوالفقار، و لا فتی الا علی؛ شمشیری چون ذوالفقار و جوانمردی همچون علی نیست."[۵۱]

جنگ خندق (احزاب) در جنگ خندق پس از این که پیامبر (ص) با اصحاب خود مشورت کرد، سلمان فارسی نظر داد که خندقی اطراف مسلمانان مدینه حفر شود تا بین مهاجمان و آنها فاصله‌اندازد.[۵۲]

چند روز دو سپاه در دو سوی خندق روبروی هم بودند و گاهی به هم سنگ و تیر می‌انداختند؛ بالاخره عمرو بن عبدود (از لشکر کفار) با چند نفر دیگر، از تنگ‌ترین جای خندق خود را به طرف دیگر آن رسانیدند. علی (ع) از پیامبر (ص) خواست تا با عمرو مبارزه کند، پیامبر (ص) نیز پذیرفت، علی (ع) بعد از درگیری با عمرو او را به زمین انداخت و کشت.[۵۳]

رسول خدا (ص) پس از نبرد با عمرو، فرمود: ضربة علی یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین (ترجمه: ارزش ضربتی که علی در روز خندق بر دشمن فرود آورد از عبادت جن و انس برتر است.) [۵۴]

جنگ خیبر

جنگ خیبر در جمادی الاولی سال ۷ق. رخ داد. پیامبر (ص) برای مقابله با یهودیان دستور حمله به دژهای آنها را صادر کرد.[۵۵] بعد از آنکه افراد متعددی همچون ابوبکر و عمر نتوانستند دژهای یهود را فتح کنند، پیامبر (ص) فرمود: "فردا پرچم را به دست کسی می‌دهم که خدا و پیامبر را دوست دارد و خدا و پیامبر نیز او را دوست دارند."[۵۶] صبحگاهان علی (ع) را خواست و پرچم را به او داد.

علی (ع) به میدان رفت و وقتی سپرش را در نبرد از دست داد، درِ یکی از دژها را از جا کند و تا پایان جنگ، از آن به جای سپر استفاده کرد.[۵۷]

فتح مکه

رسول خدا (ص) در اوائل رمضان سال ۸ق. به قصد فتح مکه از مدینه خارج گردید. پیامبر (ص) پرچمی را که ابتدا در دست سعد بن عباده بود، بخاطر اظهار سخنانی دال بر جنگ و انتقام‌جویی، به دست علی(ع) داد.[۵۸] پس از فتح مکه، پیامبر (ص) بت‌های داخل کعبه را شکست و سپس به علی (ع) دستور داد بر دوش وی رود و بت خزاعه را از بالای کعبه به زیر اندازد.[۵۹]

جنگ حنین

جنگ حنین در سال ۸ق به وقوع پیوست. در این جنگ پرچمی از مهاجران به دست امام علی (ع) بود.[۶۰]

جنگ تبوک

تنها جنگی که علی (ع) در کنار پیامبر (ص) حضور نداشت، غزوه تبوک بود. علی (ع) به دستور پیامبر (ص) در مدینه مانده بود، تا در غیاب وی از توطئه‌های منافقان جلوگیری نماید.

پس از ماندن علی (ع) در مدینه، منافقان اقدام به شایعه سازی کردند و علی (ع) برای دفع فتنه و شایعه آنها، فوراً سلاح برداشت و با سرعت در بیرون شهر به خدمت پیامبر (ص) رسید و جریان را به او اطلاع داد.

در اینجا بود که رسول خدا (ص)، حدیث منزلت را فرمود: "برادرم علی، به مدینه بازگرد، زیرا برای اداره امور آنجا، جز من و تو شخص دیگری شایستگی ندارد. پس تو نماینده و جانشین من در میان اهل بیت من و خانه و قوم من هستی.‌ای علی! آیا خشنود نمی‌شوی که نسبت به من، همانند هارون نسبت به موسی باشی، جز این‌که بعد از من پیامبری نخواهد بود."[۶۱]

دلایل امامت

پیامبر(ص):
«همانا جانشینم و وارثم، که دینم را ادا می‌کند و وعده‌هایم را به انجام می‌رساند، علی بن ابی طالب است.»
ابن حنبل، فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع)، ص۲۲۵.
شیعه
السعید۲.jpg
اصول دین (عقاید)
عقائد اصلی توحید • نبوت • معاد • عدل • امامت
سایر عقائد عصمت • علم غیبولایت • مهدویتغیبتانتظارظهوررجعت • بداء
فروع دین (احکام عملی)
احکام عبادی نماز • روزه • خمس • زکات • حج • جهاد
احکام غیرعبادی امر به معروف و نهی از منکر • تولی • تبری
منابع اجتهاد کتاب • سنت • عقل • اجماع
اخلاق
فضائل کظم غیظ • سخاوت • توکل
رذائل كبر • ریا • سخن‌چینی • حسد
منابع قرآننهج البلاغه • صحیفه سجادیه • سایر کتابها
مسائل چالشی
جانشینی پیامبر • شفاعت • توسل • تقیه • عزاداری • متعه • عدالت صحابه
شخصیت‌ها
امامان شیعه امام علی(ع) • امام حسن(ع) • امام حسین(ع) • امام سجاد(ع) • امام باقر(ع) • امام صادق(ع) • امام کاظم(ع) • امام رضا(ع) • امام جواد(ع) • امام هادی(ع)  • امام عسکری(ع)  • امام مهدی(عج)
صحابه

سلمان • مقداد • ابوذر • عمار

زنان:

خدیجه • فاطمه(س) • زینب • ام کلثوم  • اسماء • ام ایمن  • ام‌سلمه
علما ادیبان • اصولیان • شاعران • رجالیان • فقها • فیلسوفان • مفسران
زیارتگاه‌ها
مسجد الحرام • مسجد النبیبقیع • مسجد الاقصی • حرم امام علیمسجد کوفه • حرم امام حسین • حرم کاظمین • حرم عسکریین • حرم امام رضا • حرم فاطمه معصومهحرم حضرت زینب
اعیاد مذهبی
عید فطر • عید قربان • عید غدیر • عید مبعث
سوگواری‌ها
سوگواری محرمدهه محرمتاسوعاعاشورادهه صفراربعینایام فاطمیه
رویدادها
مباهله • واقعه غدیر • واقعه سقیفه • ماجرای فدک • رویداد خانه فاطمه • جنگ جمل • جنگ صفین • جنگ نهروان • واقعه کربلا
کتاب‌ها
الاستبصار • الکافی  • تهذیب الاحکام • من لایحضره الفقیهکتاب‌های شیعه
فرق تشیع
امامیه • اسماعیلیه • زیدیه • کیسانیه

آیات و روایات زیادی دال بر امامت و جانشینی امام علی بن ابی طالب (ع) بعد از رسول خدا (ص) است که برخی از آنها عبارتند از:

آیه اطاعت

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّ‌سُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ‌ مِنکمْ (ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را [نیز] اطاعت کنید.)[ نساء–۵۹]

این آیه به اتفاق علمای شیعه در‌ شأن امام علی (ع) و ائمه (ع) نازل شده است و دلیل بر وجوب اطاعت از آنهاست.[۶۲]

آیه ولایت

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ (ترجمه: همانا ولی امر شما تنها خدا، رسول و آن مؤمنانی هستند که نماز به پا داشته و در حال رکوع زکات می‌دهند.)[ مائده–۵۵]

این آیه، ولایت امام علی (ع) و سایر ائمه (ع) را اثبات می‌کند. مفسران‌ شأن نزول این آیه را ماجرای خاتم‌بخشی حضرت علی دانسته‌اند که در آن، او در حال رکوع، انگشتر خود را به شخص فقیری بخشید.[۶۳]

حدیث منزلت: رسول خدا (ص) خطاب به علی (ع) می‌فرماید:
انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی (ترجمه: تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسی هستی جز اینکه پس از من پیغمبری نخواهد بود.) [۶۴]

حدیث یوم الانذار: رسول خدا (ص) وقتی رسالتش را به اقوام خود ابلاغ کرد فقط علی (ع) دعوت حضرت (ص) را پذیرفت. پیامبر(ص) نیز فرمود:
انت اخی و وزیری و وارثی و خلیفتی من بعدی (ترجمه: تو برادر و وزیر و وارث من و جانشین من پس از من هستی.) [۶۵]

پیامبر(ص):
ان السعید کل السعید حق السعید من احب علیاً فی حیاته وبعد مماته (ترجمه: همانا خوشبخت، خوشبخت کامل، خوشبخت حقیقی، کسی است که علی را هنگام زنده‌بودنش و پس از مرگش دوست بدارد.)
ابن حنبل، فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع)، ص۲۸۰.

واقعه غدیر

نوشتار اصلی: واقعه غدیر

پیامبر (ص) در سال ۱۰ق. برای انجام فریضه و تعلیم مراسم حج به مکه سفر کرد. پس از پایان این حج که حجة الوداع نامیده شده است، پیامبر (ص) در حالی که گروهی انبوه او را بدرقه می‌کردند به سمت مدینه آمد. در ۱۸ ذی الحجه وقتی کاروان به مکانی به نام غدیر خم در نزدیکی جحفه رسید، به پیامبر (ص) وحی شد تا ولایت علی بن ابی طالب (ع) را به مردم ابلاغ کند. بنابراین وی فرمان داد همه از حرکت باز ایستند تا بازماندگان نیز فرارسند.

سپس پیامبر (ص) فرمان الهی را ابلاغ کرد(آیه تبلیغ):[۶۶]

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ  (ترجمه: ای پیامبر! آن چه را از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شد، ابلاغ کن و اگر چنین نکنی، پیامش را نرسانده‌ای و خدا تو را از گزند مردم نگاه می‌دارد. خداوند کافران را هدایت نمی‌کند.)[ مائده–۶۷]

بعد از نزول این آیه، پیامبر (ص) به مردم گفت:
الست اولی بالمؤمنین من انفسهم؟ قالوا بلی، قال: من کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله (ترجمه: آیا من به مؤمنین از خودشان اولی به تصرف نیستم؟ مردم عرض کردند: بلی، فرمود: من مولای هر که هستم این علی مولای اوست، خدایا دوست او را دوست بدار و دشمنش را دشمن بدار؛ هر که او را یاری کند کمکش کن و هر که او را واگذارد خوار و زبونش بدار.) [۶۷]

وفات پیامبر(ص) و سقیفه

نوشتار‌های اصلی: پیامبر اسلام و سقیفه بنی ساعده

در آخرین لحظات عمر پیامبر (ص)، علی (ع) نزد او آمد و رسول خدا(ص) رازی طولانی را با او در میان گذاشت و پس از آن بیماری‌اش شدت یافت و به علی (ع) فرمود: "سرم را در دامان خود قرار ده، زیرا فرمان الهی رسیده است، هرگاه روح از بدنم مفارقت کرد آن را با دست خود برگیر و بر صورت خویش بکش و آن‌گاه مرا رو به قبله نما و تجهیز کن و قبل از همه مردم بر بدنم نماز بگزار و تا پیکرم را در خاک نهان می‌سازی، از من جدا مشو، و از خدای متعال یاری بخواه."[۶۸]

بعد از رحلت پیامبر اسلام (ص)، در حالی که علی و بنی هاشم مشغول تجهیز و تدفین حضرت (ص) بودند، بعضی از مهاجران و انصار از جمله ابوبکر، عمر، ابو عبیده جراح، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن عباده، ثابت بن قیس، عثمان بن عفان به راه افتادند و در جایی به نام سقیفه بنی ساعده جمع شده تا تکلیف حکومت را روشن کنند که پس از مشاجراتی که میان آنها واقع شد، در نهایت بدون توجه به واقعه غدیر، ابوبکر را به عنوان خلیفه معرفی کردند.[۶۹]

دوران خلفای سه‌گانه

با آغاز خلافت ابوبکر، رخدادهایی برای اهل بیت (ع) اتفاق افتاد؛ از جمله هجوم به خانه علی (ع) و گرفتن بیعت برای ابوبکر،[۷۰] تصرف و غصب فدک[۷۱] و شهادت حضرت فاطمه (س).

در دوران ۲۵ ساله خلفای سه‌گانه، امام علی(ع) به انجام خدمات علمی و اجتماعی مشغول بود؛ از جمله جمع‌آوری قرآن (مصحف امام علی (ع))، مشاوره به خلفا در امور گوناگون، انفاق به فقیران، خریدن حدود هزار برده و آزاد کردن آنان، کشاورزی و درختکاری، حفر قنات، ساختن مساجد از جمله مسجد فتح در مدینه، مسجدی در کنار قبر حمزه، مسجدی در میقات، مسجدی در کوفه و مسجدی در بصره، و همچنین وقف اماکن و املاکی که درآمد سالانه آن تا ۴۰ هزار دینار دانسته شده است.[۷۲] در ادامه به برخی از امور مهم این دوره اشاره می‌شود.

بیعت اجباری

خودداری امام علی (ع) از بیعت و اقدام عده‌ای از صحابه که با خلافت ابوبکر به مخالفت پرداختند، برای ابوبکر و عمر خطری جدی به شمار می‌آمد. بنابراین، ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند به این خطر پایان دهند و این حرکت را با مجبور ساختن علی بن ابی طالب (ع) به بیعت با ابوبکر، عملی سازند.[۷۳]

بعد از اینکه چندین بار ابوبکر، قنفذ را به خانه امام علی (ع) فرستاد تا از او بیعت بگیرد و علی (ع) نپذیرفت، عمر به ابوبکر گفت: خود برخیز تا نزد وی برویم. بدین ترتیب، ابو بکر، عمر، عثمان، خالد بن ولید، مغیرة بن شعبه، ابوعبیده جراح و قنفذ به خانه علی (ع) رفتند.

وقتی این گروه به دَرِ خانه رسیدند پس از اهانت به حضرت فاطمه (س) و کوبیدن در خانه بر او، در حالی که او میان در و دیوار مانده بود، و تازیانه زدن به او،[۷۴] به طرف امام علی (ع) حمله ور شدند و لباسش را به گردنش پیچیدند و او را کشان‌کشان از خانه به سمت سقیفه بردند.

وقتی امام علی (ع) را به محل مسجد بردند، از او خواستند تا با ابوبکر بیعت کند، امام (ع) پاسخ داد: "من به خلافت، سزاوارتر از شما هستم و با شما بیعت نخواهم کرد. سزاوارتر است شما با من بیعت کنید چرا که شما با استناد به خویشاوندی پیامبر (ص)، خلافت را از انصار گرفتید و اکنون آن را از ما غصب می‌کنید...."[۷۵]

جمع آوری قرآن

نوشتار‌های اصلی: قرآن و مصحف امام علی

علمای شیعه و سنی اذعان دارند که امام علی (ع) آغازگر تدوین قرآن بر حسب سفارش پیامبر (ص) پس از رحلت آن حضرت بوده است.[۷۶] چنانچه در روایتی آمده است که علی (ع) سوگند خورد که ردا بر دوش نگیرد مگر آنگاه که قرآن را فراهم آورد.[۷۷] و نیز آمده است: علی (ع) بعد از رحلت رسول خدا (ص) قرآن را در مدت ۶ ماه جمع آوری کرد.[۷۸]

در جریان جنگ با رومیان

در نقلی خاص و یکتا آمده است که پس از درگذشت پیامبر (ص)، وقتی ابوبکر زمام امور را به دست گرفته بود، برای نبرد با رومیان با گروهی از صحابه مشورت کرد. هر کدام از آنها نظری دادند. امام علی (ع) فرمود: "اگر نبرد کنی پیروز خواهی شد." ابوبکر گفت: نوید نیک دادی. سپس از مردم خواست که برای رفتن به روم آماده شوند.[۷۹]

مبدأ تاریخ اسلامی

به پیشنهاد امام علی (ع) بود که عمر تاریخ هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه را مبدأ تاریخ مسلمانان قرار داد.[۸۰]

دوران حکومت

پس از کشته شدن عثمان، جمعی از اصحاب نزد امام علی (ع) آمدند و گفتند: ما سزاوارتر از تو به خلافت، کسی را نمی‌شناسیم؛ علی (ع) گفت: من وزیر شما باشم بهتر است تا امیر شما باشم. آنان گفتند: جز بیعت با تو، چیزی نمی‌پذیریم. آن حضرت گفت که بیعت او در خفا نمی‌باشد و باید در مسجد باشد.[۸۱]

همه انصار جز چند نفر با علی (ع) بیعت کردند. مخالفان عبارت بودند از: حسان بن ثابت، کعب بن مالک، مسلمة بن مخلَّد، محمد بن مُسًلمه و تنی چند نفر دیگر که از عثمانیه به شمار می‌آمدند. از مخالفان غیر انصاری، می‌توان به عبدالله بن عمر، زید بن ثابت، و اسامة بن زید اشاره کرد که همه از نزدیکان عثمان بودند.[۸۲]

در این باره که چرا امام علی (ع) زیر بار بیعت با مردم نمی‌رفت، باید گفت امام (ع) جامعه موجود را فاسدتر از آن می‌دانست که او بتواند آن را رهبری کرده و معیارها و منویات خود را در آن به اجرا در آورد.[۸۳]

حقوق متقابل مردم و حاکم

ابونوار کرباس فروش می‌گوید:
«علی بن ابی‌طالب به همراه برده‌اش نزد من آمد و دو پیراهن کرباس خرید. سپس به برده‌اش گفت: «هر کدام می‌خواهی بردار.»؛ برده یکی را برداشت. سپس علی پیراهن دیگر را برداشت و پوشید.»
ابن حنبل، فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع)، ص۱۲۹.

از نظر امام علی (ع) حق زمامدار بر مردم و حق مردم بر زمامدار بزرگ‌ترین حقی است که خداوند قرار داده و کاملاً دو سویه است. چنان که می‌فرماید:

"همانطور که کسی را بر دیگری حقی است آن دیگر را نیز بر او حقی خواهد بود. کسی که بر همگان حق دارد و هیچکس را بر او حقی نیست خدای تعالی است نه هیچیک از بندگانش."[۸۴]

از نظر امام علی (ع) رعایت حقوق متقابل زمامدار و مردم ثمرات فراوانی دارد:

"زمانی که رعیت حق خود را نسبت به والی به جا آورد و والی نیز حق خود را نسبت به رعیت ادا نماید، حق در میان آنها عزت یابد و پایه‌های دینشان استوار گردد، نشانه‌های عدالت آشکار شود و سنتهای پیامبر (ص) در مسیر خود افتد و اجرا گردد."[۸۴]

سپس امام (ع) می‌فرماید:

"اگر رعیت بر والی خود چیره گردد یا والی بر رعیت ستم روا دارد، در این هنگام میان آنها اختلاف کلمه پدید آید و دردها و بیماری‌های مردم افزون شود و کسی از پایمال شدن حق بزرگ و رواج امور باطل بیمی به دل راه ندهد. در این هنگام نیکان به خواری افتند و بدان عزت یابند و بازخواست‌های خداوند از بندگان بسیار گردد."[۸۴]

امام علی(ع) برای شخصیت و حقوق مردم ارزش بسیاری قائل بود و این امر در بخشنامه‌هایی که به مأمورین دولتی فرستاده است کاملاً آشکار است. در بخشنامه‌ای که برای مأمورین جمع آوری خراج نوشته است، اینگونه آمده است:

"به عدل و انصاف رفتار کنید و به مردم درباره خودتان حق بدهید، پرحوصله باشید و در برآوردن حاجات مردم صبر و استقامت به خرج دهید که شما خزانه داران رعیت و نمایندگان ملت و سفیران حکومتید..."[۸۵]

همچنین در سفارش نامه‌ای به مأموران زکات می‌فرماید:

"آنگونه رفتار نکن که مردم از تو کراهت داشته باشند. بیش از آنچه از حق خداوند در اموالش است از او مگیر... سپس به افراد بگو:‌ای بندگان خدا، مرا ولی خدا و خلیفه او به سوی شما فرستاده تا حق خدا را که در اموال شما است بگیرم. آیا در اموال شما حقی از خدا هست که آن را به نماینده‌اش بپردازید؟ اگر کسی گفت: نه، دیگر به او مراجعه مکن و اگر کسی پاسخ داد بلی، همراهش برو بدون این‌که او را بترسانی و یا تهدید کنی...."[۸۶]

هنگامی که امام علی (ع) مالک اشتر را به استانداری مصر منصوب کرد، در حکم انتصابش چنین فرمود:

"...مهربانی و خوشرفتاری و نیکویی با رعیت را در دل خود جای ده، مبادا به آنان چون جانور درنده باشی، خوردنشان را غنیمت بدانی، زیرا آنان دو دسته‌اند: یا برادر دینی تو هستند یا در آفرینش مانند تو هستند."[۸۷]

عدالت

امام علی (ع) در نخستین روزهای خلافتش، در برابر سنت غلط خلفا -که بیت المال را بر اساس سوابق افراد در جنگهای صدر اسلام و یا سبقت در ایمان و مانند آن تقسیم می‌کردند- ایستاد و فرمود: "در تقسیم آنها مساوی برخورد کنید و هیچ کس را بر دیگری ترجیح ندهید... من قرآن را مطالعه کرده‌ام، ولی از اول تا آخرش برتری و فضیلتی برای فرزندان اسماعیل -یعنی اعراب مکه- بر فرزندان اسحاق نیافته ام."[۸۸] وی عمار یاسر و ابوالهیثم بن تیهان را مسئول بیت المال کرده بود و به آنها کتباً دستور داده بود: عرب و عجم و هر مسلمان از هر تیره و تبار که باشد در سهم بیت المال یکسانند.[۸۹]

همچنین امام (ع) وقتی خلافت را به دست گرفت، تمام زمین‌هایی را که عثمان به این و آن واگذار نموده بود، مال خدا خواند و دستور بازگرداندن آنها به بیت المال را صادر نمود.[۹۰]

رفتار با دوستان و خویشاوندان در بیت المال

علی (ع) در بیت المال سختگیری می‌کرد، چنانچه وقتی دخترش گردنبند مرواریدی را از کلیددار بیت المال به صورت امانت گرفت، هم دخترش و هم علی بن ابی رافع را به شدت بازخواست کرد.[۹۱]

در جریان دیگری نیز امام (ع) به یکی از یارانش که درخواست مالی خاص از آن حضرت کرده بود، فرمود: "این مال نه از آن من است، نه از آن تو، بلکه غنیمتی است برای مسلمانانی که به وسیله شمشیر آن را به دست آورده‌اند. اگر تو با آنان در جنگ شریک بودی، برای تو از آن سهمی است به‌اندازه سهم آنان، و گرنه آنچه را آنان به دست خود چیده‌اند، شایسته نیست که به دهان دیگران برود."[۹۲]

سختگیری در اجرای دین و قانون

آن حضرت در کار دین، بی‌اغماض بود و همین عامل او را برای برخی تحمل ناپذیر کرده بود. دو حکایت ذیل بیانگر این امر است:

  • روزی به قنبر دستور داد که مردی را حد بزند. قنبر تحت تاثیر احساسات، سه تازیانه اضافه زد. علی (ع) آن مرد را وادار کرد به جبران آن سه تازیانه، قنبر را تازیانه بزند.[۹۳]
  • یکی از توانگران بصره، شبی عثمان بن حنیف (فرماندار بصره) را مهمان کرد و مجلسی را به خاطر وی ترتیب داد. گزارش این ضیافت به گوش حضرت (ع) رسید و امام (ع) فوراً نامه‌ای را به عثمان بن حنیف نوشت: "ای پسر حنیف! شنیده‌ام، مردی از متمکنان اهل بصره تو را به مهمانی فراخوانده و تو هم دعوت او را پذیرفته در حالی که طعام‌های رنگارنگ و ظرفهای بزرگ غذا یکی پس از دیگری پیش تو قرار داده شده... آگاه باش! هر پیروی را پیشوایی است که به او اقتدا می‌کند و از نور دانش او بهره می‌گیرد. بدان که پیشوای شما از دنیایش به دو جامه کهنه و از غذاها به دو قرص نان بسنده کرده است...."[۹۴]

سرزنش تملق گویان

امام علی (ع) از مدح و ثناگویی افراد بیزار بود و مسلمانان را از این اعمال به شدت نهی می‌کرد. حکایات ذیل نمایانگر این امر است:

  • هنگام برگشت امام علی (ع) از جنگ صفین، در کوفه شخصی به نام حرب بن شرحبیل شیانی -که پیاده بود- امام را -که سواره بود- همراهی می‌کرد. امام ایستاد و به حرب گفت: برگرد. چون حرب از برگشتن امتناع کرد حضرت دو مرتبه به او گفت: "برگرد، برای اینکه پیاده رفتن شخصی مثل تو با شخصی مثل من، برای والی و زمامدار فتنه است و برای مؤمن ذلت و خواری."[۹۵]
  • روزی یکی از اصحاب، امام (ع) را مدح کرد؛ حضرت به شدت او را از این عمل منع نمود و فرمود: "... بدانید از بدترین حالات زمامداران، نزد صالحان، این است که گمان برده شود که آنان فریفته تفاخر گشته و کارشان شکل برتری جویی به خود گرفته، من از این ناراحتم که حتی در ذهن شما جولان کند که من مدح و ستایش را دوست دارم و از شنیدن مدح و ثنا خوشم می‌آید... با من آن طور که با جباران و زمامداران ستمگر سخن می‌گویند، سخن مگویید، القاب پرطنطنه برایم به کار مبرید...."[۹۶]
  • هنگامی که سپاه امام علی (ع) به سوی شام حرکت کرد، دهقانان شهر انبار وقتی علی (ع) نزدیک شد، از مرکب پیاده شده و با سرعت پیش روى او حرکت کردند . در این هنگام امام (ع) فرمود: "این چه کاری بود که کردید؟!" گفتند: این عادت ما است که شهریاران خود را به آن احترام می‌نماییم. امام (ع) فرمود: "به خدا سوگند شهریاران شما در این کار سود نمی‌برند و شما خود را در دنیا به زحمت و مشقت می‌اندازید و در آن جهان هم به کیفر الهی و عذاب ابدی گرفتار می‌گردید."[۹۷]

ساختار نظامی

امام علی (ع) نظامیان را پناهگاه استوار رعیت و وقار زمامداران، شکوه دین و امنیت کشور می‌دانست که در موفقیتشان متکی به وضع اقتصادی کشور و خراج رعیت و کارگزاران دولت و بازرگانان و صاحبان صنایع هستند و دوام آنها و قدرت آنها برای حفظ کشور بستگی به ساختار کلی دولت دارد.[۹۸]

وی درباره گزینش نظامیان می‌نویسد: نظامیان از افراد با شخصیت و از خاندان اصیل و دارای سوابق انتخاب شوند و رابطه تنگاتنگ بین آنها و رهبر جامعه وجود داشته باشد و از لحاظ مالی تأمین گردند.[۹۹]

در نگاه امام علی(ع) مردم به عنوان اصلیترین ذخیره دفاعی دولت به حساب می‌آیند که اگر پشتیبانی آنها نباشد نیروی نظامی رسمی ممکن است در یک جنگ طولانی مضمحل شود و زوال دولت را درپی داشته باشد چنانچه می‌فرماید: "خواص جامعه همواره بار سنگینی را بر حکومت تحمیل می‌کنند زیرا در روزگار سختی یاریشان کمتر، و در اجرای عدالت از همه ناراضیتر و در برابر مشکلات کم استقامتتر می‌باشند. در صورتی که ستونهای استوار دین و اجتماعات پرشور مسلمین و جامعه اسلامی، و نیروهای ذخیره دفاعی، عموم مردم می‌باشند."[۱۰۰]

کارگزاران

برخی از کارگزارن امام

حضرت علی(ع) پس از فراغت از کار بیعت، عاملان خود را روانه ایالتهای اسلامی کرد. عثمان بن حنیف را به بصره، عمارة بن شهاب را به کوفه، عبیدالله بن عباس را به یمن، قیس بن سعد بن عباده را به مصر و سهل بن حنیف را به شام فرستاد. سهل بن حنیف در راه شام به تبوک رسید و در آنجا گفتگویی میان او و گروهی از مردم درگرفت و او را بازگرداندند.[۱۰۱]

عبیدالله بن عباس چون به یمن رسید، یعلی بن منیه که از جانب عثمان، حکومت یمن را به عهده داشت، هرچه در بیت المال بود برداشت و به مکه رفت.[۱۰۲] عماره بن شهاب، حاکم کوفه چون به زباله (منزلی میان مدینه و کوفه) رسید مردی به نام طلیحة بن خویلد که برای خونخواهی عثمان به راه افتاده بود، او را دید و چون دانست که برای حکومت کوفه آمده است، گفت: بازگرد. مردم جز امیری که دارند کسی را نمی‌خواهند و اگر نپذیری، گردنت را خواهم زد؛ بدین سبب بازگشت و علی(ع) چندی بعد به سفارش مالک اشتر، ابوموسی اشعری را در حکومت کوفه ابقا کرد.[۱۰۳]

جنگ‌ها

جنگ جمل (ناکثین)

نوشتار اصلی: جنگ جمل

جنگ جمل نخستین جنگ امام علی(ع) بود که میان وی و ناکثین (نکث به معنی نقض و شکستن است و طلحه و زبیر و پیروانشان از آنجایی که در ابتدا با امام(ع) بیعت کرده و در نهایت پیمانشان را شکستند، آنها را ناکثین می‌نامند.)[۱۰۴] در جمادی الاخر سال ۳۶ق. رخ داد.[۱۰۵]

طلحه و زبیر که نخست چشم به خلافت دوخته بودند[۱۰۶] چون ناکام ماندند و خلافت به امام علی(ع) رسید، انتظار داشتند که با وی در خلافت شریک شوند. آن دو از علی(ع) خواستند که حکومت بصره و کوفه را به آنان دهد، ولی امام آنان را شایسته این کار ندانست.[۱۰۷] از این رو، در حالی که آنها خود از متهمین به قتل عثمان بودند و در میان مردم کسی آزمندتر از طلحه به کشتن عثمان نبود،[۱۰۸] اما برای پیشبرد مقاصد خود، با عایشه همراه شدند؛ در حالی که خود عایشه هنگام محاصره عثمان نه تنها هیچ کمکی بدو نکرده بود بلکه معترضان به عثمان را جویندگان حق خوانده بود. ولی چون عایشه خبر بیعت مردم با علی(ع) را شنید، بلافاصله از کشته شدن عثمان به ستم، سخن سرکرد و در پی دادخواهی خون وی برآمد.[۱۰۹] عایشه پیشتر از امام علی(ع) کینه یا کینه‌هایی به دل داشت و از این رو، با طلحه و زبیر همراهی کرد.[۱۱۰] بنابراین، اینان لشکری سه هزار نفره را تشکیل دادند و به طرف بصره حرکت کردند.[۱۱۱] در این جنگ عایشه بر شتر نری به نام عسکر سوار شده بود و از این رو، این جنگ، جمل نام گرفت.[۱۱۲]

به دستور امام علی(ع)، عثمان بن حنیف (فرماندار بصره)، موظف شد تا شورشیان را به راه حق فراخواند و اگر نپذیرفتند، تا رسیدن امام(ع)، در برابر آنان مقاومت کند.[۱۱۳]

امام علی(ع) با رسیدن به بصره، بیش از پیش به نصیحت پیمان شکنان پرداخت بلکه از رخ دادن جنگ جلوگیری نماید. ولی نتیجه‌ای نگرفت و آنان جنگ را با کشتن یکی از یاران وی آغاز نمودند.[۱۱۴] البته زبیر قبل از شروع جنگ بخاطر حدیثی از پیامبر(ص) که امام علی(ع) بدو یادآور شد -که پیامبر(ص) روزی به زبیر گفته بود تو به جنگ علی برمی‌خیزی- از لشکر کناره گرفت و در بیرون بصره توسط عمرو بن جرموز کشته شد.[۱۱۵]

اصحاب جمل، پس از چند روز نبرد و دادن کشته بسیار، شکست خوردند. در این جنگ طلحه کشته شد[۱۱۶] و عایشه پس از جنگ، محترمانه به مدینه بازگردانده شد.[۱۱۷]

جنگ صفین (قاسطین)

نوشتار اصلی: جنگ صفین

جنگ صفین بین امام علی(ع) و قاسطین (معاویه و سپاهش.)[۱۱۸] در صفر سال ۳۷ه‍.ق. در شام و در نزدیکی فرات در محلی به نام صفین رخ داد و پایان آن حکمیتی بود که در رمضان سال ۳۸ه‍.ق. صورت گرفت.[۱۱۹]

معاویه هنگام محاصره عثمان با آنکه می‌توانست وی ر ا یاری کند، کاری انجام نداد و می‌خواست او را به دمشق ببرد، تا در آنجا خود کارها را به دست گیرد. وی پس از کشته شدن عثمان، کوشید تا در دیده شامیان، علی را کشنده عثمان بشناساند. امام علی(ع) در آغاز کار بدو نامه نوشت و از وی بیعت خواست. اما او بهانه آورد که نخست باید کشندگان عثمان را که نزد تو به سر می‌برند به من بسپاری تا آنان را قصاص کنم، و اگر چنین کنی با تو بیعت خواهم کرد.امام پس از نامه نگاری و فرستادن نماینده‌ای نزد معاویه، چون دانست که معاویه سر جنگ دارد، لشکر خویش را به سوی شام به حرکت درآورد. از آن سوی نیز معاویه با لشکر خویش حرکت کرد. هر دو لشکر در نزدیکی صفین جای گرفتند. امام علی(ع) می‌کوشید تا جایی که ممکن است کار به جنگ نکشد. لذا باز نامه نگاریهایی صورت گرفت ولی نتیجه‌ای نداشت و سرانجام جنگ در سال ۳۶ه‍.ق. آغاز شد.[۱۲۰]

در آخرین حمله‌ای که اگر ادامه می‌یافت پیروزی سپاه علی مسلم می‌شد، معاویه با رایزنی عمرو بن عاص حیله‌ای بکار برد و دستور داد چندان قرآن که در اردوگاه دارند بر سر نیزه کنند و پیشاپیش سپاه علی روند و آنان را به حکم قرآن بخوانند. این حیله کارگر شد و گروهی از سپاه علی که از قاریان قرآن بودند نزد او رفتند و گفتند: ما را نمی‌رسد با این مردم بجنگیم باید آنچه را می‌گویند بپذیریم. هر چند علی گفت این مکری است که می‌خواهند با بکار بردن آن از جنگ برهند سود نداد.[۱۲۱]

امام(ع) به ناچار ضمن نامهای به معاویه با قید این که ما میدانیم تو اهل قرآن نیستی، پذیرفتن حکمیت قرآن را یادآور شد.[۱۲۲]

قرار شد یک نفر از سپاه شام و یک نفر از سپاه عراق بنشینند و درباره حکم قرآن در این باره اظهار نظر کنند. اهل شام، عمرو بن عاص را برگزیدند. اشعث و شماری دیگر از کسانی که بعداً در گروه خوارج در آمدند، ابو موسی اشعری را پیشنهاد کردند. اما امام علی(ع) ابن عباس و یا مالک اشتر را پیشنهاد کرد ولی مورد قبول اشعث و یارانش قرار نگرفت به این بهانه که اشتر عقیده به جنگ دارد و ابن عباس نیز نباید باشد، زیرا عمرو بن عاص از مضری‌هاست، طرف دیگر باید یمنی باشد.[۱۲۳]

سرانجام عمرو بن عاص، ابوموسی اشعری را فریب داد و حکمیت را به نفع معاویه به پایان برد.[۱۲۴]

جنگ نهروان (مارقین)

نوشتار اصلی: جنگ نهروان

ماجرای حکمیت در جنگ صفین، به اعتراض و مخالفت عملی برخی از یاران امام علی(ع) منجر شد که بدو گفتند چرا در کار خدا حکم قرار دادی. این در حالی بود که امام از ابتدا مخالف این امر بود و خود آنها او را به تحکیم وادار کرده بودند. در هر حال، آنها امام را تکفیر و لعن کردند.[۱۲۵]

این دسته که خوارج یا مارقین نامیده شدند سرانجام دست به کشتن مردم گشودند. عبدالله بن خباب را که پدرش صحابی رسول خدا بود کشتند و شکم زن حامله او را پاره کردند.[۱۲۶] بدین طریق، امام ناچار به جنگ با آنان شد. وی قبل از جنگ عبدالله بن عباس را به گفتگوی با آنان فرستاد ولی سودی نبخشید. سرانجام خودش به میانشان رفت و با آنان گفتگو کرد. بسیاری از آنها پشیمان شدند و بسیاری نیز بر عقیده خویش باقی ماندند. سرانجام جنگ درگرفت و از خوارج، نه تن باقی ماندند و از یاران علی هفت یا نه تن کشته شدند.[۱۲۷]

امام علی(ع) در قرآن

وی از نظر شناخت قرآن و ظهر و بطن و تنزیل تأویل آن، پس از پیامبر(ص) قرآن‌شناس‌ترین بزرگان صدر اول اسلام است که قرآن‌شناسان بزرگی چون ابن عباس و مجاهد، شاگردان مکتب تفسیری او بوده‌اند. حضرت(ع) دارای مصحف خاصی بوده‌اند. به تعبیر دیگر، پس از رسول خدا(ص) که تحت اشراف ایشان کلیه سوره‌های قرآن مکتوب ولی نامدون بوده، اولین تدوین کننده قرآن کریم است (رجوع کنید به: مصحف امام علی(ع)). شرف و فضیلت بی‌همتای او در این است که پس از رسول خدا(ص)، هیچ کس از اهل بیت یا صحابه ایشان نیست، که این همه (در حدود ۳۰۰ فقره) آیه قرآن به او اشاره داشته باشد. خطیب بغدادی از اسماعیل بن جعفر... [و در نهایت] از ابن عباس نقل کرده است که در قرآن ۳۰۰ آیه درباره حضرت علی(ع) نازل شده است.[۱۲۸] ابن حجر هیتمی[۱۲۹] و شبلنجی،[۱۳۰] از ابن عساکر و در نهایت از ابن عباس نزول ۳۰۰ آیه را نقل و تأیید کرده‌اند. در این میان آیات تبلیغ، اکمال، مودت، مباهله، آیه مربوط به اشتراء نفس [در لیلة المبیت]، آیه نجوی، آیاتی در سوره هل اتی و آیه اولو الامر در رأس این آیات هستند. نیز به تصریح قاطبه مفسران و متکلمان شیعه و اذعان بعضی از مفسران اهل سنت، در قرآن کریم از ایشان به عنوان صالح المؤمنین (تحریم، آیه ۴)، و اذن واعیه (حاقه، آیه ۱۲)، و خیر البریه (بینه، ۷) یاد شده است. بعضی بزرگان شیعه و سنی، در مورد آیات نازله در حق ایشان و نیز سایر اهل بیت رسول خدا(ص) رسائل و کتابها تدوین کرده‌اند (مثل تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، اثر سید شرف الدین استرآبادی، شواهد التنزیل، ینابیع المودة).[۱۳۱]

عبدالله بن مسعود:
«ما می‌گفتیم که برترین مردم مدینه، علی بن ابی طالب است.»
ابن حنبل، فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع)، ص۲۶۰.

حضرت(ع) که نزدیکترین یار و همدم و همسخن رسول خدا(ص) بوده، هم ناظر نزول مکرر وحی، هم کاتب آن، هم حافظ آن و هم مفسر آن بوده است. خود می‌گوید آیتی نیست که نازل شده باشد و من ندانم که کجا و کی آمده است، در شب نازل شده است یا در روز، و در دشت یا در کوه.[۱۳۲] در عیون اخبار الرضا از امام رضا(ع) و در نهایت از امام حسین(ع) نقل شده است که امیرالمؤمنین(ع) گفته است درباره قرآن هر چه خواهید از من بپرسید تا در مورد هر آیه‌ای بگویم درباره چه کسی و چه هنگامی نازل شده است.[۱۳۳]

چنانکه گذشت، آیاتی که درباره فضائل و مناقب امام علی(ع) نازل شده بسیار است تا جایی که از ابن عباس نقل شده که بیش از ۳۰۰ آیه درباره وی است.[۱۳۴] در اینجا برخی از این آیات یاد می‌شود:

آیه مباهله

فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکمْ (ترجمه: بگو: بیایید تا فرزندانمان و فرزندانتان، و زنانمان و زنانتان، و جانهایمان و جانهایتان را فراخوانیم، آنگاه (به درگاه خداوند) زاری [= تضرّع] کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم.)[ ۳–۶۱]

در سال ۱۰ در روز مباهله بنا بر این بود که مسلمانان و مسیحیان نجران یکدیگر را نفرین کنند، تا خدا دسته دروغگو را عذاب کند. بدین منظور، رسول خدا(ص)، علی، فاطمه، حسن و حسین را با خود به صحرا برد. مسیحیان وقتی دیدند وی به قدری مطمئن است که تنها نزدیکترین خویشانش را با خود آورده، بیمناک شدند و پذیرفتند که جزیه بپردازند.[۱۳۵]

آیه تطهیر

إِنَّمَا یرِ‌یدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنکمُ الرِّ‌جْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَ‌کمْ تَطْهِیرً‌ا (ترجمه: خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد.)[ ۳۳–۳۳]

بنا بر نظر علمای شیعی، این آیه در خانه امّ سَلَمه همسر پیامبر(ص) نازل شد و هنگام نزول آن علاوه بر پیامبر(ص)، علی(ع)، فاطمه(س) و حسنین(ع) هم حاضر بوده‌اند. هنگام نزول آیه تطهیر حضرت محمد(ص)، پارچه‌ای (کساء) را که بر آن نشسته بود، بر روی اصحاب کساء یعنی خودش و علی و فاطمه و حسنین کشید و دست‌ها را به سوی آسمان بالا برد وعرض کرد: "خدایا! اهل بیت من این چهار نفرند، اینان را از هر پلیدی پاک گردان."[۱۳۶]

آیه مودت

قُل لَّا أَسْأَلُکمْ عَلَیهِ أَجْرً‌ا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْ‌بَیٰ (ترجمه: به ازای رسالت، پاداشی از شما خواستار نیستم، مگر دوستی درباره خویشاوندان.)[ ۴۲–۲۳]

ابن عباس می‌گوید: وقتی این آیه نازل شد، به رسول خدا(ص) عرض شد این کسانی که مودت و محبت آنها واجب شده کیستند؟ حضرت فرمود: علی و فاطمه و حسن و حسین. و این جمله را سه بار تکرار فرمود.[۱۳۷]

امام علی (ع) در تاریخ و روایات

نخستین مسلمان

مشهور شده و حتی به حد تواتر رسیده است، که علی(ع) نخستین، مسلمان بوده است.[۱۳۸] چنانچه پیامبر(ص) می‌گوید: «نخستین کسی که در روز رستاخیز با من در حوض (کوثر) ملاقات می‌کند پیشقدم‌ترین شما در اسلام، علی(ع) است.»[۱۳۹] همچنین پیامبر(ص) به دخترش حضرت فاطمه(س) می‌فرماید: «آیا نمی‌پسندی که تو را تزویج کنم با کسی از میان امتم که پیش از همه اسلام آورده و داناترین و بردبارترین آنهاست؟»[۱۴۰]

لیلة المبیت

پس از اینکه قریش مسلمانان را آزار و اذیت کردند، پیامبر(ص) به یاران خود فرمان هجرت به مدینه داد، یاران حضرت(ص) نیز در چند مرحله رهسپار مدینه شدند.[۱۴۱]

پس از گردهمایی دارالندوه که نظرات فراوانی میان قریش رد و بدل شد، تصمیم گرفته شد از هر قبیله جوانی شجاع مأمور شود تا رسول خدا(ص) را در خانه‌اش به قتل برسانند. جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل و ماجرا را بیان کرد و به او دستور داد آن شب را در بستر خویش نخوابد و هجرت کند. پیامبر(ص) علی(ع) را در جریان توطئه دشمن قرار داد و به او فرمان داد تا در استراحتگاه وی بخوابد.[۱۴۲]

مفسران‌، شأن نزول آیه
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ (ترجمه: برخی از مردم برای کسب رضایت الهی، جان خویش را می‌دهند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است.)[ بقره–۲۰۷]
را همین ماجرای لیلة المبیت و در‌ شأن امام علی(ع) می‌دانند.[۱۴۳]

برادری با رسول خدا(ص)

پیامبر(ص) پیش از هجرت به مدینه، میان مهاجران، عقد اخوت برقرار کرد. سپس در مدینه میان مهاجران و انصار عقد اخوت بست و هر دوبار به علی(ع) فرمود: تو برادر منی در دنیا و آخرت؛ و میان او و خودش عقد اخوت بست.[۱۴۴]

رد الشمس

در یکی از روزهای سال ۷ق. پیامبر(ص) و علی(ع) نماز ظهر را خواندند، و رسول خدا(ص)، علی(ع) را برای کاری فرستاد در حالی که علی(ع) نماز عصر را نخوانده بود. وقتی علی(ع) برگشت، پیامبر(ص) سرش را در دامان او گذارد و خوابید تا این که خورشید غروب کرد. وقتی پیامبر(ص) از خواب بیدار شد دعا کرد: "خدایا بنده تو علی، خود را برای پیامبرش نگه داشت، تابش خورشید را بر او بازگردان." در این هنگام خورشید بازگشت، پس علی(ع) برخاست و وضو گرفت و نماز عصر را خواند و خورشید دوباره غروب کرد.[۱۴۵]

ابلاغ سوره برائت

آیات ابتدایی سوره توبه که بیانگر این بود که مشرکین چهار ماه فرصت دارند که به آیین توحید بگروند و در زمره مسلمانان قرار خواهند گرفت ولی اگر بر لجاجت و عناد خود باقی بمانند، باید آماده نبرد شوند و بدانند که در هرجا دستگیر شوند کشته خواهند شد، هنگامی نازل شد که پیامبر(ص) تصمیم به شرکت در مراسم حج نداشت. از اینرو طبق فرمان الهی که: "این پیامها را باید خود پیامبر و یا کسی که از اوست به مردم برساند وغیر ازاین دو نفر، کسی برای این کار صلاحیت ندارد."[۱۴۶]، حضرت محمد(ص)، علی(ع) را خواست و به او فرمان داد که به مکه رفته و در محل منا در روز عید قربان، آیات سوره برائت را به مشرکان ابلاغ نماید.[۱۴۷]

حدیث حق: پیامبر(ص) فرمود: عَلی مَعَ الحقِّ و الحقُّ مَعَ عَلی (ترجمه: علی همیشه با حق و حق هم با علی است.) [۱۴۸]

سد الابواب: (یعنی بستن درها) پیامبر(ص) دستور داد همه درهای خانه‌ها را به طرف مسجد النبی بستند جز در خانه علی(ع). وقتی از حضرت(ص) علت را سؤال کردند، فرمود: "من مأمور به بستن این درها، جز در خانه علی بودم، اما در این باره سخنها گفته شده است. به خدا سوگند! دری را نبستم و نگشودم مگر آنکه مأمور به آن شدم و از آن اطاعت کردم."[۱۴۹]

سرسلسله علوم مسلمانان

امام علی(ع):
بر کسانی که گناه ندارند، و از سلامت دین برخوردارند، سزا است که بر گناهکاران و نافرمانان رحمت آرند، و شکر این نعمت بگزارند، چندان که این شکرگزاری آنان را مشغول دارد، و به گفتن عیب مردمان وانگذارد.

نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، خ۱۴۰، صص۱۳۶-۱۳۷.

ابن ابی الحدید از علمای قرن ۷ق. اهل سنت، در مقدمه شرحش بر نهج البلاغه می‌گوید: چه بگویم درباره مردی که دشمنان به فضائلش معترف بوده و نتوانستند آن را انکار یا پنهان کنند. همگان می‌دانند که بنی امیه به شرق و غرب ممالک اسلامی دست یافتند و با هر حیله و توانی کوشیدند که نور عظمتش را خاموش کنند و احادیث فراوانی در قدح و ذم او جعل کردند، و بر تمام منبرها او را لعن کردند و ستایندگانش را نه تنها تهدید که زندانی کردند و کشتند، و از نقل روایتی که بیانگر فضیلتش یا بالا رفتن نامش بود منع کردند؛ حتی از اینکه کسی فرزندش را علی بنامد جلوگیری کردند. اما همه اینها اثری نداشت جز اینکه نام او بالاتر و برتر رود. او چون مشکی بود که هر چه بیشتر پوشانده شود فضا را بیشتر عطرآگین می‌کند.[۱۵۰]

وی در ادامه می‌نویسد: چه بگویم درباره کسی که سررشته هر فضیلت و منبع هر امتیاز انسانی است و هر فرقه و گروهی خود را به وی منتهی داند و به انتساب به او مباهات کند که او سرچشمه همه امتیازات بوده و در این میدان گوی سبقت را از همگان ربوده و پیشتاز این معرکه است.[۱۵۱]

علم کلام

علم الهیات و شناخت صفات باری تعالی که اشرف علوم است بیان تفصیل آن از آن حضرت آغاز شده، و اهل نظر و استدلال این فن شاگردان او بوده‌اند. معتزله که اهل توحید و عدل‌اند، شاگردان و اصحاب اویند. زیرا سرسلسله آنها واصل بن عطاء، شاگرد ابوهاشم عبدالله بن محمد بن حنفیه است و ابوهاشم، شاگرد پدرش است، و پدرش شاگرد امام علی(ع) است.[۱۵۱] اشاعره نیز به آن حضرت منتهی می‌گردند که بنیانگذار این فرقه ابوالحسن علی بن (اسماعیل بن) ابی بشر اشعری است و او شاگرد ابو علی جبائی است و او یکی از اساتید معتزله است. پس اشاعره نیز سرانجام به استاد معتزله می‌رسند که او امام علی(ع) است.[۱۵۱] انتساب امامیه و زیدیه روشن و بی‌نیاز از توضیح است.[۱۵۱]

علم فقه

امام علی پایه و اساس علم فقه است و هر فقیهی در اسلام ریزه خوار خوان نعمت او بوده است. استناد فقه شیعه به آن حضرت واضح است و حاجت به بیان نیست.

یاران ابوحنیفه مانند ابویوسف، محمد و جز اینها فقه را از ابوحنیفه گرفته‌اند. احمد بن حنبل، شاگرد شافعی بوده و او فقه را از ابوحنیفه فراگرفته و خود ابوحنیفه شاگرد امام صادق(ع) و او از پدرش امام باقر(ع) و او از پدرش تا اینکه باز به امام علی(ع) می‌رسد.

مالک بن انس، فقه خود را از ربیعة الرأی گرفته و ربیعه شاگرد عکرمه و وی شاگرد عبدالله بن عباس و او شاگرد علی(ع) بوده است. می‌توان فقه شافعی را با توجه به اینکه وی شاگرد مالک بوده به امام علی(ع) منسوب کرد. بدین طریق، فقهاء اربعه اهل سنت به امام علی(ع) منسوب می‌شوند.

فقهای صحابه، عمر بن خطاب و عبدالله بن عباس هر دو علم خود را از امام علی(ع) گرفته‌اند. شاگردی ابن عباس روشن است. همگان می‌دانند که عمر نیز در بسیاری از مسائل دشوار به امام مراجعه کرده است و بیش از یکبار گفته است که «لولا علی لهلک عمر/اگر علی نبود عمر نابود می‌شد» و «خدا نکند مسأله مشکلی برایم پیش آید که ابوالحسن [کنیه امام علی] در کنارم نباشد» و نیز می‌گفته: «تا گاهی که علی در مسجد حاضر است کسی حق ندارد فتوا دهد.» بنابراین، بدین طریق نیز روشن می‌شود که فقه اسلام به او منتهی می‌شود.

شیعه و سنی از پیامبر(ص) نقل کرده‌اند که اقضاکم علی (ترجمه: قاضی‌ترین شما علی است.) و با توجه به اینکه قضاء، جزء علم فقه است لذا بدین طریق نیز علی، فقیه‌تر از بقیه صحابه است.[۱۵۲]

تفسیر و قرائت

آن حضرت پایه‌گذار علم تفسیر بوده و هر که به تفاسیر رجوع کند این دعوی را به روشنی می‌یابد خواه آن بخش از آیات که مستقیماً از آن جناب تفسیر شده و خواه آن قسمت که تفسیر آن از ابن عباس آمده است؛ چرا که او نیز از آن حضرت گرفته است. از ابن عباس سئوال شد: علم تو در برابر علم پسر عمویت [یعنی امام علی(ع)] چه نسبتی دارد؟ وی گفت: همان نسبت که قطره باران به دریای بی‌کران دارد.[۱۵۳]

بنا به گفته ابن ابی الحدید، همه پیشوایان علم قرائت قرآن، همچون ابوعمرو بن علاء و عاصم بن ابی نجود و غیر این دو سند قرائتشان به امیرالمؤمنین(ع) می‌رسد. چرا که قرائتشان به ابوعبدالرحمان سلمی می‌رسد که او نیز شاگرد امام(ع) بوده و قرآن را از او فراگرفته است.[۱۵۴]

علم طریقت

صاحبان علم طریقت و حقیقت و احوال تصوف سندشان را به امام علی(ع) می‌رسانند و خرقه که شعار صوفیه است بر این امر دلالت می‌کند.[۱۵۳]

ادبیات عرب

ابن ابی الحدید می‌گوید: همگان می‌دانند که امام علی(ع) مبتکر و مخترع علم نحو و ادبیات عرب بوده است و او قواعد کلی آن علم را به ابوالاسود دئلی املاء نموده است. از جمله قواعدی که او به ابوالاسود آموخت اینهاست: کلام سه قسم است: اسم، فعل و حرف؛ تقسیم کلمه به معرفه و نکره؛ تقسیم وجوه اعراب به رفع، نصب، جر و جزم.[۱۵۵]

فصاحت و بلاغت

از نظر فصاحت وی پیشوای فصحا و سرور بلغا بوده و چنانکه درباره کلام آن حضرت گفته شده: «دون کلام الخالق و فوق کلام المخلوق/ سخنان او پائین‌تر از کلام خدا و بالاتر از کلام مخلوق است» و گویاترین شاهد این دعوی نهج البلاغه آن حضرت است. عبدالحمید بن یحیی گفته است که ۷۰ خطبه از خطبه‌های وی را از بر کرده است و جوشش ادبی وی از آنها آغاز شده است. ابن نباته گفته است از خطابه‌ها گنجی از بر کردم که هر چه از آن بردارم کم نمی‌شود و بلکه افزون می‌شود، صد فصل از موعظه‌های علی بن ابی طالب را از بر کردم.[۱۵۶]

ویژگیهای اخلاقی

شهریار:
علی‌ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ماسوا فکندی همه سایه هما را
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را
مگر‌ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
برو‌ای گدای مسکین در خانه علی زن که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا
بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب که علم کند به عالم شهدای کربلا را
چو به دوست عهد بندد زمیان پاکبازان چو علی که می‌تواند که بسر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
بدو چشم خون فشانم هله‌ای نسیم رحمت که زکوی او غباری به من آر توتیا را
به امید آنکه شاید برسد به خاک پایت چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تویی قضایگرادن به دعای مستمندان که زجان ما بگردان ره آفت قضا را
چه زنم چو نای هر دم ز نوای شوق او دم که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را:
«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی به پیام آشنائی بنوازد آشنا را»
زنوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا
دیوان شهریار

جود و سخاوت

تابلوی پناه (یتیم نوازی امام علی(ع) اثر استاد فرشچیان)

وی روزه می‌داشت و افطارش را به مستمندان می‌داد که آیه «ویطعمون العطام علی حبه مسکینا...» درباره او نازل شد. مفسران گفته‌اند که یک روز علی تنها چهار درهم داشت که یکی از آنها را در شب و یکی از آنها را در روز و درهم سوم را به پنهانی و چهارم را آشکار صدقه می‌داد که آیه «الذین ینفقون اموالهم باللیل و النهار سراً و علانیه» در این باره فرود آمد. گفته‌اند که به دست خود خرماستان یهود مدینه را آبیاری می‌نمود چنانکه دستش پینه زد و مزد آن را صدقه می‌داد و خود سنگ به شکم می‌بست. گویند: هیچگاه به سائلی «نه» نگفت.

روزی محفن بن ابی محفن بر معاویه وارد شد، معاویه به وی گفت از کجا می‌آیی؟ وی به منظور خوش آمد معاویه گفت: از نزد بخیل‌ترین مردم یعنی علی(ع) می‌آیم. معاویه گفت: وای بر تو چگونه این را درباره کسی می‌گوئی که اگر انباری انباشته به زر و انباری از کاه داشته باشد انبار زرش را پیش از انبار کاهش به مصرف مستمندان رساند؟![۱۵۷]

گذشت و بردباری

ابن ابی الحدید می‌گوید: امام علی(ع) در حلم و گذشت و بزرگواری و چشم پوشی از بزهکار، از هر کسی حلیم‌تر بوده چنانکه واقعه جمل بهترین گواه این مدعا است. هنگامی که به مروان حکم که دشمن‌ترین دشمن او بود دست یافت وی را آزاد ساخت و از آن تقصیر بزرگش درگذشت. عبدالله بن زبیر در ملأ عام به امام ناسزا می‌گفت، و موقعی که عبدالله با سپاه عایشه به بصره آمد خطبه خواند و عبدالله در خطبه هر چه به زبانش آمد گفت حتی گفت: اکنون پست‌ترین و فرمایه‌ترین مردم علی بن ابی طالب به شهر شما می‌آید. ولی حضرت چون به وی دست یافت از او گذشت نمود و تنها به وی گفت: برو که تو را نبینم. همین طور به سعید بن عاص –که از دشمنانش بود- پس از جنگ جمل در مکه دست یافت ولی از او روگرداند و چیزی بدو نگفت.

رفتار او با عایشه پس از جنگ جمل مشهور است که چون بر او پیروز گردید وی را گرامی داشت و چون خواست به مدینه باز گردد بیست زن از قبیله عبد قیس که همگی لباس مرد پوشیده و هر یک شمشیری حمایل داشت با وی کرد تا به مدینه رسید در حالی که عایشه در بین راه پیوسته به حضرت ناسزا می‌گفت که وی هتک حرمت من نموده و مردانی از یاران خویش به همراه من فرستاده است و چون به مدینه رسیدند آن زنان به وی گفتند: ببین ما همه زنیم که با تو بودیم.

مردم بصره که به یاری عایشه با وی جنگیده بودند و جمعی از یارانش را کشته بودند پس از پایان جنگ همه را آزادی داد و سپاه خویش را فرمود کسی متعرض آنها نگردد و هر که سلاحش به زمین نهد آزاد است، نه اسیری از آنها گرفت و نه مالی را از آنها به غنیمت بستد و همان کرد که پیغمبر(ص) در فتح مکه با مکیان کرد.

لشکریان معاویه در صفین آب بر لشکریان امام بستند و میان سپاه او و شریعه فرات حائل شدند و سران لشکر معاویه می‌گفتند: باید علی و سپاهش را تشنه از دم تیغ بگذارنیم چنانکه او عثمان را تشنه به قتل رساند. سپس لشکر علی(ع) نبرد کردند و آب را از آنها بازپس گرفتند. در اینجا لشکریان امام نیز گفتند نگذاریم سپاه معاویه قطره‌ای بنوشند تا همگی بی‌رنج نبرد از تشنگی بمیرند. حضرت فرمود: ابداً ما چنین نکنیم، بگذارید از بخشی از فرات استفاده کنند.[۱۵۸]

خوشرویی وی از حیث خوشروئی و بشاشت ضرب المثل بوده چندانکه دشمنانش این صفت را بر او عیب می‌گرفتند. صعصعة بن صوحان و دیگر یاران آن حضرت می‌گفتند: علی(ع) در میان ما مانند یکی از ما بود که هیچگونه امتیازی برای خود قائل نبود ولی در عین فروتنی و تواضعی که داشت آنچنان مهیب بود که ما در برابرش بسان اسیر دست و پا بسته‌ای بودیم که زیر دست مردی شمشیر به دست باشد.[۱۵۹]

حافظ:
مردی ز کننده در خیبر پرس اسرار کرم ز خواجه قنبر پرس
گر طالب فیض حق به صدقی حافظ سرچشمه آن ز ساقی کوثر پرس
دیوان خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی، ص۷۴۳

جهاد در راه خدا

دوست و دشمن معترفند که وی سرور مجاهدان بوده و در برابر او کسی شایسته این نام نباشد، همه می‌دانند که سخت‌ترین و سنگین بارترین نبرد اسلام با مشرکان جنگ بدر بوده که در آن معرکه هفتاد تن از مشرکان به قتل رسیدند. نیمی از آنها به دست علی(ع) کشته شد و نیم دیگر را همه مسلمانان به یاری ملائکه کشتند. مواقف آن حضرت در احد و احزاب و خیبر و حنین و دیگر غزوات شهره تاریخ است و نیازی به بیان ندارد و همچون شناخت امور ضروری است مثل علم ما به وجود مکه و مصر و غیره.

شجاعت

وی یکه تاز میدان شجاعت بوده که پیشینیان را از یاد مردم ببرد و پسینیان را در خود محو ساخت. مواقف علی(ع) در جنگها آنچنان شهره تاریخ است که تا قیامت بدان مثل زنند. دلیر مردی که هرگز فرار ننمود و از انبوه سپاهی مرعوب نگشت و با کسی در نیاویخت که او را به دیار عدم نفرستاد و هیچگاه ضربتی نزد که به دومین نیاز باشد، و هنگامی که معاویه را به مبارزه خواند تا هر یک از آن دو کشته گردند مردم آسوده شوند، عمرو عاص به معاویه گفت: علی با تو از در انصاف در آمده؛ معاویه به وی گفت: از روزی که با من بوده‌ای هرگز این گونه به من نیرنگ نزده ای! تو مرا به نبرد کسی امر می‌کنی که هرگز کسی از چنگال او نرسته! چنان پندارم که به حکومت شام پس از من دل بسته ای! ملت عرب همواره بدین مباهات می‌نمودند که روزی در جنگ روبروی او قرار گرفته و یا فلان خویش من به دست علی کشته شده است.

روزی معاویه بر سریر خود خفته بود ناگهان چشم گشود عبدالله بن زبیر را کنار خود دید، بنشست و عبدالله از در شوخی به وی گفت: یا امیرالمؤمنین اگر موافقی تا با یکدیگر کشتی بگیریم؟ معاویه گفت: هان‌ای عبدالله می‌بینم از دلیر مردی و شجاعت دم می‌زنی! عبدالله گفت: مگر تو منکر شجاعت منی؟ من کسی بودم که به مصاف علی رفتم و با او هم نبرد شدم. معاویه گفت: هرگز چنین نبوده و اگر تو لحظه‌ای در برابر علی(ع) می‌ایستادی تو و پدرت را به دست چپش می‌کشت و دست راستش همچنان فارغ منتظر مبارزه می‌بود.[۱۶۰]

عبادت

علی(ع) عابدترین مردم و نماز و روزه‌اش بیشتر از همه بود. مردم نماز شب، مداومت به اوراد و نماز مستحب را از او آموختند. و چه می‌پنداری مردی را که محافظتش بر نمازهای مستحبی چنان بود که در جنگ صفین در شب لیلة الهریر میان دو صف، بساطی برایش انداخته بودند و در حالی که تیرها از چپ و راستِ بناگوشش رد می‌شد بدون هیچ ترسی به نماز مشغول بود. پیشانی‌اش از کثرت سجود بسان زانوی شتر بود. هر که در دعا و مناجاتهای او به دقت بنگرد و تعظیم و بزرگی خداوند سبحان را و فروتنی برای هیبت او و خشوع برای عزتش و خاکساری در برابر او را ببیند به اخلاص نهفته در آنها پی می‌برد و می‌داند ک از چه دلی برخاسته و بر چه زبانی جاری شده.[۱۶۱]

زهد

علی(ع) سردار زاهدان بوده و هر که می‌خواست در این میدان گام نهد او را مد نظر داشت. علی هرگز شکم خود را از غذا سیر ننمود، غذا و پوشاکش خشن‌ترین‌ها بود. عبدالله بن ابی رافع گوید: روز عیدی بر علی(ع) وارد شدم همیان سر به مهری نزدش دیدم. چون آن را بگشود دیدم نان خرده‌های جوین سبوس ناگرفته‌ای است. مشغول خوردن شد، گفتم: یا امیرالمؤمنین چرا آن را مهر نموده اید؟ فرمود از بیم آنکه فرزندانم این نانها را به چربی یا روغن زیتونی بیالایند.

جامه‌اش گاهی به پوست و گاهی به لیف خرما وصل شده بود. نعلینش همواره لیف بود خشتن‌ترین کرباس می‌پوشید. نان خورش او اگر بود سرکه یا نمک بود و اگر احیاناً فراتر از این می‌رفت برخی از گیاهان زمین بود و اگر فراتر می‌رفت اندکی شیر شتر بود. گوشت نمی‌خورد مگر اندکی و می‌فرمود: شکمتان را گورستان حیوانان مسازید. با این حال، نیرومندترین مردم بود و گرسنگی از توانایی‌اش نمی‌کاست. او دنیا را ترک کرده بود در حالی که اموال سرتاسر سرزمین اسلام بجز شام به سوی او سرازیر می‌شد ولی همه را بین مردم تقسیم می‌کرد.[۱۶۲]

آثار

نهج البلاغه

مشهورترین اثر گردآوری شده از سخنان و نوشته‌های امام علی(ع) کتاب نهج البلاغه است که سید رضی از علمای قرن چهارم هجری آنها را جمع آوری کرده است. نهج البلاغه، پس از قرآن، مقدس‌ترین متن دینی شیعه و برجسته‌ترین متن ادبی عرب است. این کتاب در سه بخش شامل خطبه‌ها و نامه‌ها و برخی از سخنان کوتاه امام علی(ع) است که در موقعیتهای گوناگون بیان فرموده یا برای افراد مختلف نوشته است:

  1. خطبه‌ها شامل ۲۳۹ خطبه است و از نظر زمانی به سه بخش تقسیم می‌شود؛ الف: قبل از حکومت. ب: در هنگام خلافت. ج: بعد از خلافت.
  2. نامه‌ها شامل ۷۹ نامه است و تقریباً تمام آنها در زمان خلافت آن حضرت نوشته شده‌اند.
  3. کلمات قصار یا قصار الحکم شامل ۴۸۰ کلام است.

برخی از شرحهای نهج البلاغه، عبارتند از: شرح ابن میثم بحرانی، شرح ابن ابی الحدید معتزلی، شرح محمد عبده، شرح محمدتقی جعفری، شرح فخررازی، منهاج البراعه خویی و شرح نهج البلاغه از محمد باقر نواب لاهیجانی.[۱۶۳]

با توجه به اینکه «نهج البلاغه»، برگزیده سخنان امام(ع) است و نه همه آنها، از این‌رو، برخی از محققان در پی گردآوری همه سخنان وی برآمده‌اند که این کتابها اصطلاحاً مستدرکات نهج البلاغه نامیده می‌شوند.

غرر الحکم و درر الکلم

غرر الحکم و درر الکلم به همت عبدالواحد بن محمد تمیمی آمُدی از علمای قرن پنجم هجری جمع آوری شده است.

در غرر الحکم حدود ۱۰۷۶۰ سخن از امام(ع) به صورت الفبایی در موضوعات: روایات اعتقادی، روایات عبادی، روایات اخلاقی، روایات سیاسی، روایات اقتصادی و روایات اجتماعی، گرد آمده است.[۱۶۴]

دستور معالم الحکم و ماثور مکارم الشیم

دستور معالم الحکم و ماثور مکارم الشیم، توسط قاضی قضاعی جمع آوری شده است.

او از علمای شافعی مذهب قرن 6 قمری است و در میان اهل حدیث دارای اعتبار است، البته برخی قاضی را شیعه قلمداد کرده‌اند.[۱۶۵]

کتاب دستور معالم الحکم در ۹ باب توشته شده است: در حکمتهای سودمند آن حضرت، در سرزنش دنیا و بی‌میلی آن حضرت به آن، در موعظه ها، در وصیتها و نواهی، در پاسخهای آن حضرت به پرسشها، در کلام غریب آن حضرت، در سخنان نادر آن حضرت، در دعاها و مناجات آن حضرت و در شعری که از آن حضرت به دست ما رسیده است.[۱۶۶]

برخی از دیگر تالیفاتی که کلام امام علی(ع) را گرد آورده است، عبارتند از:

  • نثر اللآلی نوشته ابو علی فضل بن حسن طبرسی
  • مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه‌السلام، انتخاب جاحظ، شرح رشید وطواط
  • قلائد الحکم و فرائد الکلم گردآوری شده توسط قاضی ابو یوسف یعقوب بن سلیمان اسفراینی
  • امثال الامام علی بن ابیطالب، سخنان و نامه‌های امام علی(ع) در کتاب صفین نصر بن مزاحم.

دیوان اشعار

نوشتار اصلی: دیوان امام علی(ع)

اشعار منسوب به امام علی(ع) در یک دیوان گردآوری شده است که بارها توسط ناشران مختلف منتشر شده است.[۱۶۷]

اصحاب

  • ابوذر غفاری، (جندب بن جناده) معروف به ابوذر غفاری چهارمین شخصی است که به پیامبر(ص) ایمان آورد.[۱۷۰] وی در دفاع از حق امام علی(ع) بر ولایت در آغاز از بیعت با ابوبکر سرباز زد.[۱۷۱]
  • مقداد بن عمرو، از جمله هفت نفری است که در ابتدای بعثت رسول خدا(ص) به او ایمان آورد و مسلمان شد. پس از رحلت رسول خدا(ص) مقداد از جمله کسانی بود که با ابوبکر بیعت نکرد و در طول ۲۵ سال سکوت امام علی(ع)، همواره همراه ایشان بود.[۱۷۲]
  • عمار یاسر از اولین کسانی است که به پیامبر(ص) ایمان آورد و همراه اولین گروه از مسلمانان که به حبشه هجرت کردند، به آن دیار رفت و پس از هجرت رسول خدا(ص) به مدینه، به آن حضرت پیوست. وی پس از رحلت پیامبر(ص) همچنان در راه دفاع از اهل بیت(ع) و امام علی(ع) استوار ماند، و در دوران حکومت عمر بن خطاب، مدتی امارت کوفه را عهده‌دار بود ولی چون فرد عادل و ساده زیستی بود، عده‌ای زمینه برکناری او را فراهم آوردند که سپس به مدینه برگشت و در کنار علی(ع) ماند و از او بهره برد.[۱۷۳]
  • عبدالله بن عباس، معروف به ابن عباس، پسر عموی پیامبر(ص) و امام علی(ع) است. او احادیث بسیاری از پیامبر(ص) نقل کرده است.[۱۷۵] ابن عباس در دوران خلفا، همواره علی(ع) را شایسته مقام خلافت میدانست، و در دوران حکومت امام علی(ع) در جنگهای جمل، صفین و نهروان به کمک امام(ع) شتافت و از طرف امام استاندار بصره بود.[۱۷۶]
  • کمیل بن زیاد، از تابعین اصحاب رسول خدا(ص) و از یاران خاص امام علی(ع) و امام حسن(ع) بود.[۱۷۷] او از جمله شیعیانی است که در روزهای اول خلافت حضرت علی(ع) با او بیعت کرد و در جنگهای امام علی(ع) علیه دشمنان جنگید.[۱۷۸]

محمد در دوران خلافت امام علی(ع) در جنگهای جمل، صفین امام(ع) را یاری کرد. او در رمضان سال ۳۶ هجری حاکم مصر شد و در صفر سال ۳۸ هجری توسط سپاه معاویه کشته شد.[۱۸۰]

  • اویس قرنی، اویس بن عامر مرادی قرنی، از زهّاد مشهور بود، او در زمان پیامبر(ص) ایمان آورد.[۱۸۲] اویس از یاران خاص امام علی(ع) بود و با حضرت بیعت کرد که تا پای جان از او دفاع کند و در یاری دادن او هرگز پشت به جنگ نکند.[۱۸۳]
  • صعصعة بن صوحان، صعصعه بن صوحان عبدی از اصحاب امام علی(ع) بود که در جنگهای امام(ع) شرکت کرد.[۱۸۵] او از اولین کسانی بود که بعد از مرگ عثمان، با امام علی(ع) بیعت کرد.[۱۸۶]

آثار مکتوب درباره امام علی(ع)

مطالعه بیشتر

  • نهج البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدی، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۷۸.
  • شهیدی، سیدجعفر، علی از زبان علی، یا، زندگانی امیر مؤمنان علی علیه‌السلام، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۹.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. سوره مائده، آیه ۶۷.
  2. سوره احزاب، آیه ۳۳.
  3. اربلی، کشف الغمة، دار الاضواء، ص۹۳؛ سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص۱۸۹.
  4. مجلسی، ج۱۹، ص۵۹.
  5. حاکم نیشابوری، ج۳، ص۱۴.
  6. ابن ابی الحدید، ج۶، ص۸
  7. مجلسی، ج۴۲، ص۲۹۰.
  8. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۵.
  9. النسائی، السنن الکبری، ج۵، ص۱۰۷؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۵؛ آیتی، محمدابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، تجدید نظر و اضافات از: ابوالقاسم گرجی، ۱۳۷۸ش، ص۶۵، پاورقی شماره ۲.
  10. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۳۰.
  11. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۵.
  12. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۱، ص۱۵.
  13. مفید، ارشاد، ج۱، ص۲.
  14. مجلسی، بحار الانوار، ج۱۹، ص۵۷.
  15. مفید، الارشاد، ج۱، ص۵ : «ولد بمکة فی البیت الحرام/ در مکه در بیت الحرام [=کعبه] زاده شد». مسعودی (متوفای ۳۴۶ق) درباره زادگاه امام نوشته است: «وکان مولده فی الکعبة/ زادگاهش در کعبه بود.» مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ۱۳۶۳ش/۱۴۰۴ق،ج۲ ص۳۴۹.
  16. امینی، ج۶، ص۲۱-۲۳.
  17. ابن هشام، ج۱، ص۱۶۲.
  18. نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، خ۱۹۲، ص۲۲۲.
  19. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۵.
  20. ابن شهر آشوب، ج۳، ص۳۲۱-۳۳۴.
  21. مجلسی، بحارالانوار، ج۳۷، ص۳۳۴؛ وسائل‌الشیعة، حر عاملی، ج۱۴، ص۶۰۰.
  22. امین، ج۲، ص۱۳.
  23. طوسی، الأمالی، ص۲۹۳.
  24. مستدرک الوسائل، ج۱۸، ص۱۵۲.
  25. ابن قتیبه، المعارف، بیروت، ‌دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م، ص۱۲۱.
  26. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۱.
  27. شیخ مفید، الارشاد، ص۵ (نسخه موجود در لوح فشرده کتابخانه اهل بیت، نسخه دوم).
  28. مجلسی، ج۴۳، ص۱۲۵؛ طبری، دلائل الإمامة، ناشر: بعثت،مکان نشر: قم، سال چاپ: ۱۴۱۳ ق، نوبت چاپ: اوّل۔فضائل فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه وسلم، ج۱، ص۴۷، مؤلف: أبو حفص عمر بن أحمد بن عثمان بن أحمد بن محمد بن أیوب بن أزداذ البغدادی المعروف ب ابن شاهین (المتوفی: ۳۸۵ه)، تحقیق: بدر البدر، الناشر:‌دار ابن الأثیر - الکویت (ضمن مجموع فیہ من مصنفات ابن شاہین)، الطبعہ: الأولی ۱۴۱۵ ه - ۱۹۹۴ م، عدد الأجزاء: ۱.نسائی، أحمد بن شعیب أبو عبد الرحمن، المجتبی من السنن، ج۶، ص۶۲، تحقیق: عبدالفتاح أبو غدة، ناشر: مکتب المطبوعات الإسلامیہ - حلب، الطبعہ: الثانیہ، ۱۴۰۶ - ۱۹۸۶.مستدرک علی الصحیحین ج۲ ص۱۸۱ مؤلف: أبو عبد الله الحاکم محمد بن عبد الله بن محمد بن حمدویہ بن نُعیم بن الحکم الضبی الطہمانی نیشاپوری معروف بابن البیع (المتوفی: ۴۰۵ه)، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، الناشر:‌دار الکتب العلمیہ - بیروت، الطبعہ: الأولی، ۱۴۱۱ - ۱۹۹۰، عدد الأجزاء: ۴.المعجم الکبیر ج۴ ص۳۴،مؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب بن مطیر اللخمی الشامی، أبو القاسم الطبرانی (المتوفی: ۳۶۰ه)، المحقق: حمدی بن عبد المجید السلفی،‌دار النشر: مکتبہ ابن تیمیہ - القاہرة، الطبعہ: الثانیہ، عدد الأجزاء:۲۵.
  29. مفید، مسار الشیعة، ص۱۷.
  30. سید بن طاوس، ص۵۸۴.
  31. مسعودی، اثبات الوصیة، ص۱۵۳.
  32. ری شهری، ج۱، ص۱۰۸.
  33. در تاریخ یعقوبی، محسن یکی از سه پسر امام علی (ع) از حضرت فاطمه (س) دانسته شده که در کودکی مرده است. (تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۳۹.)
  34. رقیه و عمر دوقلو بوده‌اند.
  35. المفید، الارشاد، قم: سعید بن جبیر، ۱۴۲۸ق.، ص۲۷۰-۲۷۱.
  36. المفید، الارشاد، ج۱، ص۹(نسخه موجود در لوح فشرده کتابخانه اهل بیت، نسخه دوم).
  37. درباره تاریخ شهادت امام علی(ع)، اختلاف است. ابن ابی الحدید (از علمای اهل سنت) شهادت وی در شب ۱۷ رمضان را قول مشهور می‌داند و می‌گوید شب ۱۷ رمضان شب بدر است و روایاتی در دست بوده که وی در شب بدر کشته می‌شود. (شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۵-۱۶.)
  38. جعفریان، رسول، گزیده حیات سیاسی و فکری امامان شیعه، قم: دفتر نشر معارف، ۱۳۹۱، ص۵۴-۵۳.
  39. جعفریان، رسول، گزیده حیات سیاسی و فکری امامان شیعه، ص۵۵.
  40. مجلسی، ج۴۲، ص۳۳۸؛ قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۲۳۴؛ مفید، ارشاد، ج۱، ص۱۰.
  41. المفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، قم، سعید بن جبیر، ۱۴۲۸ق، ص۲۷-۲۸.
  42. عبدالکریم بن احمد بن طاووس، فرحة الغری، ص۹۳؛ مجلسی، بحار، ج۴۲، ص۲۲۲؛ به نقل مقدسی، یدالله، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان(ع)، قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۱، ص۲۳۹-۲۴۰.
  43. مفید، ارشاد، ص۱۳.
  44. مجلسی، ج۳۶، ص۵.
  45. نهج البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدی، نامه ۴۷، ص۳۲۰-۳۲۱.
  46. نهج البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدی، نامه ۴۷، ص۳۲۰-۳۲۱.
  47. ابن سعد، ج۳، ص۲۴.
  48. بلاذری، ج۱، ص۲۸۸۳
  49. طبری، ج۲، ص۱۴۸
  50. ابن هشام، ج۱، ص۷۰۸-۷۱۳
  51. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۰۷
  52. ابن هشام، ج۳، ص۲۳۵.
  53. طبری، ج۲، ص۵۷۴و۵۷۳
  54. مجلسی، ج۲۰، ص۲۱۶.
  55. ابن هشام، ج۲، ص۳۲۸.
  56. مسلم، ج۱۵، ص۱۷۸-۱۷۹.
  57. مفید، ارشاد، ج۱، ص۱۲۸.
  58. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ص۴۵۹.
  59. الزمخشری، الکشاف، ج۳، ص۶۸۹، ذیل آیه ۸۱ سوره اسراء.
  60. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ص۴۸۱.
  61. مفید، ارشاد، ج۱، ص۱۵۶؛ ابن هشام، ج۴، ص۱۶۳.
  62. کلینی، ج۱، ص۱۸۹؛ صدوق، الهدایه، ص۳۱؛ صدوق، کمال الدین، ص۲۴؛ حلی، ج۱، ص۴۵۳؛ مجلسی، ج۲۳، ص۸۹؛ فیض کاشانی، الحق المبین، ص۴؛ طبرسی، جوامع الجامع، ج۱، ص۴۱۰؛ حویزی، ج۲، ص۱۵۸؛ طباطبایی، ج۴، ص۴۱۱.
  63. قرطبی، ج۶، ص۲۰۸؛ طباطبایی، ج۶، ص۲۵؛ فخر رازی، ج۱۲، ص۳۰؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۹۸.
  64. قندوزی، ص۵۰
  65. گنجی شافعی، ص۲۰۵.
  66. رجوع کنید به: ابن مغازلی، ص۱۶؛ کلینی، ج۱، ص۲۹۰؛ طبرسی، احتجاج، ج۱، ص۷۳؛ علی بن ابراهیم، ج۱، ص۱۷۳؛ رشیدرضا، ج۶، ص۴۶۴۴۶۵.
  67. ابن مغازلی، ص۲۴.
  68. مفید، ارشاد، ج۱، ص۱۸۶.
  69. ابن ابی الحدید، ج۶، ص۸.
  70. طوسی، تلخیص الشافی، ج۳، ص۷۶؛ شهرستانی، ج۲، ص۹۵؛ ابن قتیبه، ج۲، ص۱۲.
  71. حلبی، ج۳، ص۴۰۰؛ ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص۳۱۶.
  72. ابن شهر آشوب، ج۱، ص۳۸۸.
  73. پیشوایی، ج۲، ص۱۹۱.
  74. ابن قتیبه، ج۱، ص۲۹-۳۰؛ مجلسی، ج۴۳، ص۷۰؛ مجلسی، مرآة العقول، ج۵، ص۳۲۰؛ شهرستانی، ج۱، ص۵۷.
  75. ابن قتیبه، ج۱، ص۲۸.
  76. سیوطی، الاتقان، ج۱، ص۹۹؛ ابن ندیم، ص۴۲۴۱؛ سلیمان، ص۹۷؛ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج۱، ص۲۴.
  77. ابن ندیم، ص۴۲-۴۱.
  78. مجلسی، ج۸۹، ص۵۲.
  79. یعقوبی، ج۲، ص113.
  80. الحاکم النیسابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۴.
  81. طبری، ج۴، ص۴۲۹
  82. طبری، ج۴، ص۴۲۷-۴۳۱.
  83. نهج البلاغه، خطبه ۹۲.
  84. ۸۴٫۰ ۸۴٫۱ ۸۴٫۲ نهج البلاغه، خطبه ۲۰۷.
  85. نهج البلاغه، نامه ۵۱.
  86. نهج البلاغه، نامه ۲۵.
  87. نهج البلاغه، نامه ۵۳.
  88. محمودی، ج۱، ص۲۲۴؛ مفید، اختصاص، ص۱۵۱.
  89. حسینی دشتی، سید مصطفی، معارف و معاریف، ج۷، تهران: موسسه فرهنگی آرایه، ۱۳۷۹، ص۴۵۷.
  90. مسعودی، اثبات الوصیه، ص۱۵۸.
  91. طبری، ج۳، جزء ۶، ص۹۰.
  92. ابراهیم بن محمد، ج۲، ص۴۵.
  93. قمی، ج۲، ص۱۶۷.
  94. نهج البلاغه، نامه ۴۵.
  95. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۳۱۸.
  96. نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶.
  97. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ۳۷.
  98. نهج البلاغه، نامه ۵۳، ص۵۸۷.
  99. نهج البلاغه، نامه ۵۳، ص۵۷۵.
  100. نهج البلاغه، نامه ۵۳، ص۵۶۹.
  101. شهیدی، زیستنامه امام علی(ع)، ص۲۵.
  102. شهیدی، زیستنامه امام علی(ع)، ص۲۶.
  103. شهیدی، زیستنامه امام علی(ع)، ص۲۶.
  104. زبیدی، ج۳، ص۲۷۳.
  105. طبری، ج۴، ص۵۳۴.
  106. نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، خ۱۴۸، ص۱۴۴.
  107. طبری، ج۴، ص۴۵۳.
  108. نهج البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدی، خطبه ۱۷۴، ص۱۸۰.
  109. طبری، ج۶، ص۳۰۹۶؛ به نقل شهیدی، علی از زبان علی، ص۸۴-۸۵.
  110. طبری، ج۴، ص۴۵۱، ۵۴۴ و ج۵، ص۱۵۰؛ شهیدی، علی از زبان علی، ص۸۲-۸۳ و ۱۰۸.
  111. طبری، ج۴، ص۴۵۴.
  112. طبری، ج۴، ص۵۰۷.
  113. اسکافی، ج۱، ص۶۰.
  114. طبری، ج۴، ص۵۱۱؛ شهیدی، علی از زبان علی، ص۱۰۴.
  115. شهیدی، علی از زبان علی، ص۱۰۴.
  116. شهیدی، علی از زبان علی، ص۱۰۸.
  117. شهیدی، علی از زبان علی، ص۱۰۸.
  118. جوهری، ج۳، ص۱۱۵۲.
  119. یعقوبی، ج۲، ص۱۸۸؛ خلیفه، ص۱۹۱.
  120. تلخیص از: شهیدی، علی از زبان علی، ص۱۱۳-۱۲۱.
  121. المعیار و الموازنه، ص۱۶۲؛ به نقل شهیدی، علی از زبان علی، ص۱۲۲.
  122. ابن مزاحم، ص۴۹۰.
  123. ابن اعثم، ج۳، ص۱۶۳.
  124. شهیدی، علی از زبان علی، ص۱۲۹.
  125. الشهرستانی، الملل و النحل، تخریج: محمدبن فتح الله بدران، قاهره، الطبعة الثانیة، القسم الاول، ص۱۰۶-۱۰۷.
  126. شهیدی، علی از زبان علی، ص۱۳۲.
  127. شهیدی، علی از زبان علی، ص۱۳۳-۱۳۴.
  128. تاریخ بغداد، ج۶، ص۲۲۱؛ به نقل از خرمشاهی، بهاء الدین، علی بن ابی طالب(ع) و قرآن، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۴۸۶.
  129. صواعق المحرقة، ص۷۶۱؛ به نقل از خرمشاهی، بهاء الدین، علی بن ابی طالب(ع) و قرآن، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۴۸۶.
  130. نور الابصار، ص۷۳؛ به نقل از خرمشاهی، بهاء الدین، علی بن ابی طالب(ع) و قرآن، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۴۸۶.
  131. خرمشاهی، بهاء الدین، علی بن ابی طالب(ع) و قرآن، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۴۸۶.
  132. سیوطی، الاتقان، چاپ دارالکتب العلمیه، ج۲، ص۴۱۲؛ به نقل از خرمشاهی، بهاء الدین، علی بن ابی طالب(ع) و قرآن، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۴۸۶.
  133. خرمشاهی، بهاء الدین، علی بن ابی طالب(ع) و قرآن، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۴۸۶.
  134. گنجی شافعی، ص۲۳۱؛ هیثمی، ص۷۶؛ قندوزی، ص۱۲۶.
  135. سیوطی، الدر المنثور، ذیل آیه ۶۱؛ زمخشری، ذیل آیه ۶۱ سوره آل عمران؛ طبرسی، مجمع البیان، ذیل آیه ۶۱ سوره آل عمران؛ طباطبایی، ذیل آیه ۶۱ سوره آل عمران.
  136. ابن بابویه، ج۲، ص۴۰۳؛ سید قطب، ج۶، ص۵۸۶؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۸، ص۵۵۹.
  137. مجلسی، ج۲۳، ص۲۳۳
  138. امینی، ج۳، ص۱۹۱-۲۱۳.
  139. حاکم نیشابوری، ج۳، ص۱۳۶.
  140. احمد حنبل، ج۵، ص۲۶.
  141. ابن هشام، ج۱، ص۴۸۰.
  142. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۷۲؛ مجلسی، ج۱۹، ۵۹.
  143. فخر رازی، ج۵، ۲۲۳؛ حاکم حسکانی، ج۱، ۹۶؛ علی بن ابراهیم، ص۶۱؛ طباطبایی، ج۲، ص۱۵۰.
  144. ابن عبدالبر، الاستیعاب، به نقل الامین، اعیان الشیعه، بیروت:‌دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۱۸ق./۱۹۹۸م.، ج۲، ص۲۷.
  145. امینی، ج۳، ص۱۴۰؛ شوشتری، احقاق الحق، ج۵، ص۵۲۲.
  146. ابن هشام، ج۴، ص۵۴۵.
  147. طبری، ج۶، جزء ۱۰؛ ابن هشام، ج۴، ص۱۸۸۱۹۰.
  148. بحرانی، باب ۳۶۰.
  149. متقی هندی، ج۶، ص۱۵۵.
  150. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۶-۱۷؛ در نقل ترجمه عبارات ابن ابی الحدید در این بخش از کتاب «معارف و معاریف» اثر سیدمصطفی حسینی دشتی، ذیل مدخل «علی بن ابی طالب» استفاده شده است.
  151. ۱۵۱٫۰ ۱۵۱٫۱ ۱۵۱٫۲ ۱۵۱٫۳ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۷.
  152. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۸.
  153. ۱۵۳٫۰ ۱۵۳٫۱ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۹.
  154. شرح نهج البلاغه، ج۱، صص۲۷-۲۸.
  155. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۰.
  156. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۴.
  157. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۲-۲۱.
  158. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۴-۲۲.
  159. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۵.
  160. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۱-۲۰.
  161. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۷.
  162. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۶.
  163. ضمیری، ص۳۶۵-۳۶۷.
  164. ضمیری، ص۳۷۵.
  165. نوری، ج۳، ص۳۶۷.
  166. قاضی قضاعی، مقدمه کتاب.
  167. رجوع کنید به: سایت سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران
  168. مجلسی، ج۲۲، ص۳۴۳
  169. صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۷۰
  170. ابن سعد، ج۴، ص۲۲۴.
  171. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ترجمه آیتی، ج۱، ص۵۲۴.
  172. یعقوبی، ج۱، ص۵۲۴.
  173. کمپانی، ص۴۱۲.
  174. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ص۵۶۵.
  175. مفید، امالی، ص۱۴۰.
  176. مفید، جمل، ص۲۶۵؛ ابن مزاحم، ص۴۱۰؛ ابن ابی الحدید، ج۲، ص۲۷۳ و ج۶، ص۲۹۳.
  177. قطب راوندی، منهاج البراعه، ج۲۱، ص۲۱۹؛ مفید، اختصاص، ص۷.
  178. مفید، اختصاص، ص۱۰۸.
  179. شوشتری، قاموس الرجال، ج۷، ص۴۹۵.
  180. ابراهیم بن محمد، ج۱، ص۲۲۴ و ۲۸۵؛ زرکلی، ج۶، ص۲۲۰.
  181. برقی، ص۳.
  182. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۱، ص۱۷۹.
  183. مفید، جمل، ص۵۹.
  184. شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۱، ص۲۸۹.
  185. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۳، ص۲۰.
  186. یعقوبی، ج۲، ص۱۷۹.

منابع

  • ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، تحقیق ارموی.
  • ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، تحقیق: محمد أبوالفضل إبراهیم،‌دار إحیاء الکتب العربیة، قم: منشورات مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی،۱۴۰۴ق (نسخه موجود در لوح فشرده مکتبة اهل البیت نسخه دوم).
  • ابن ابی الفتح اربلی، کشف الغمه،‌دار الاضواء، بیروت.
  • ابن اثیر، اسد الغابه، تحقیق محمد ابراهیم بنا، دارالشعب، قاهره.
  • ابن اثیر، الکامل فی التاریخ،‌دار صادر، بیروت.
  • ابن اعثم، الفتوح، دارالندوه، بیروت.
  • ابن بابویه، کتاب الخصال، علی اکبر غفاری، جامع مدرسین، قم.
  • ابن حنبل، احمد، فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب، تحقیق سید عبدالعزیز طباطبایی، قم، دارالتفسیر، ۱۴۳۳ ق.
  • ابن سعد، طبقات الکبری،‌دار صادر، بیروت.
  • ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، مکتبه حیدریه، نجف.
  • ابن صباغ مالکی، الفصول المهمه، تحقیق سامی الغریری، درالحدیث، قم.
  • ابن عبدالبر، الاستیعاب، تحقیق علی محمد بجاوی، دارالجیل، بیروت.
  • ابن فقیه همدانی، اخبار البلدان، تحقیق یوسف الهادی، عالم الکتب، بیروت.
  • ابن قتیبه دینوری، الامامة والسیاسة، تحقیق علی شیری، قم: شریف رضی، ۱۴۱۳ق/۱۳۷۱ش.
  • ابن مزاحم، وقعة صفین، انتشارات بصیرتی، قم.
  • ابن مغازلی، مناقب علی بن ابی طالب، مکتبه اسلامیه، تهران.
  • ابن ندیم بغدادی، فهرست ابن ندیم، تحقیق رضا تجدد.
  • ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، تحقیق کاظم مظفر، مکتبه حیدریه، نجف.
  • احمد بن عبدالله طبری، ذخائر العقبی، مکتبه القدسی، قاهره.
  • احمد حنبل شیبانی، مسند احمد بن حنبل،‌دار احیاء التراث العربی، بیروت.
  • اسکافی، المعیار و الموازنة فی فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب ، محمدباقر محمودی، بیروت.
  • اشعری، مقالات الاسلامیین، دارالنشر، بیروت.
  • النسائی، السنن الکبری، ج۵، تحقیق: دکتور عبدالغفار سلیمان البنداری وسید کسروی حسن، بیروت:‌دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۱ - ۱۹۹۱م.
  • امین، سید حسن، اعیان الشیعة، ج۲، حققه وخرجه:السید حسن الامین، بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۱۸ق/۱۹۹۸م.
  • امین، سیره معصومان، ترجمه علی حجتی، انتشارات سروش، تهران.
  • امینی، الغدیر، دارالکتاب العربی، بیروت.
  • امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، ج۹، بیروت:‌دار الکتب العربی، ۱۳۹۷-۱۹۷۷م.
  • آبی ابوسعد، من نثر الدر، وزاة الثقافه سوریه، دمشق.
  • آیتی، محمدابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، تجدید نظر و اضافات از: ابوالقاسم گرجی، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۷۸.
  • بحرانی، غایة المرام، تحقیق سیدعلی عاشور، موسسه تاریخ العربی، بیروت.
  • برقی، رجال برقی، تحقیق محدّث ارموی، دانشگاه تهران، تهران.
  • بلاذُری، احمد بن یحی بن جابر، انساب الاشراف، تحقیق محمدباقر محمودی، بیروت: موسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴م.
  • پیشوایی، سیره پیشوایان، انتشارات توحید، قم.
  • جعفریان، تاریخ خلفاء، انتشارات دلیل ما، قم.
  • جوهری، الصحاح، تحقیق احمد عبدالغفور، دارالعلم للملایین، بیروت.
  • حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، تحقیق محمدباقر محمودی، وزارت ارشاد اسلامی، تهران.
  • حاکم نیشابوری، المستدرک، تحقیق یوسف عبدالرحمن مرعشلی.
  • حلبی، السیره الحلبیه، دارالمعرفه، بیروت.
  • حلی، تذکره الفقهاء، موسسه آل البیت، قم.
  • حموینی جوینی، فرائد السمطین، تحقیق محمدباقر محمودی، موسسه محمودی، بیروت.
  • حویزی، تفسیر نورالثقلین، تحقیق رسولی محلاتی، موسسه اسماعیلیان، قم.
  • خرمشاهی، بهاء الدین، علی بن ابی طالب(ع) و قرآن، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، به کوشش بهاء الدین خرمشاهی، تهران: دوستان-ناهید، ۱۳۷۷.
  • خلیفة بن خیاط العصفری، تاریخ خلیفة بن خیاط، تحقیق سهیل زکار، دارالفکر بیروت.
  • رشیدرضا، تفسیر المنار، دارالمعرفه، بیروت.
  • ری شهری، موسوعه الامام علی ابن ابی طالب، دارالحدیث، قم.
  • زرکلی، الاعلام، دارالعلم للملایین، بیروت.
  • زمخشری، الکشاف عن حقائق التنزیل، مکتبه البابی حلبی، قاهره.
  • سلیمان بن عبدالوهاب، فصل الخطاب، نخبة الاخبار، بمبئی.
  • سید بن طاوس، إقبال الاعمال، تحقیق جواد قیومی، مکتب اعلام الاسلامی.
  • سید قطب، فی ظلال القرآن، دارالشروق، بیروت.
  • سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، تحقیق سعید مندوب، دارالفکر، بیروت.
  • سیوطی، الدر المنثور، دارالمعرفه، بیروت.
  • شوشتری، احقاق الحق مکتبه آیت الله مرعشی، قم.
  • شوشتری، قاموس الرجال، مرکز نشر کتاب، تهران.
  • شوشتری، مجالس المؤمنین، کتاب فروشی اسلامیه، تهران.
  • شهرستانی، الملل و النحل، تحقیق محمدسید کیلانی، دارالمعرفه، بیروت.
  • شهیدی، سیدجعفر، زیستنامه امام علی(ع)، در دانشنامه امام علی(ع)، ج۸، تهران: مرکز نشر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۰ش.
  • شهیدی، سیدجعفر، علی از زبان علی، یا، زندگانی امیر مؤمنان علی علیه‌السلام، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۹.
  • شیخ مفید، جمل، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، نشر نی، تهران.
  • صدوق، الهدایه، الهادی، قم.
  • صدوق، عیون اخبار الرضا، انتشارات اعلمی، تهران.
  • صدوق، کمال الدین، تحقیق علی اکبر غفاری، جامعه مدرسین، قم.
  • ضمیری، کتابشناسی تفصیلی مذاهب اسلامی، موسسه آموزشی پژوهشی مذاهب اسلامی، قم.
  • طباطبایی، المیزان، جامعه مدرسین، قم
  • طبرسی، احتجاج، نشر مرتضی، مشهد.
  • طبرسی، جوامع الجامع، تحقیق موسسه نشر اسلامی، جامعه مدرسین، قم.
  • طبرسی، مجمع البیان، موسسه اعلمی، بیروت.
  • طبری، تاریخ طبری، موسسه اعلمی، بیروت.
  • طوسی، تلخیص الشافی، تحقیق سیدحسین بحرالعلوم، دارالکتب الاسلامیه، تهران.
  • طوسی، مصباح المتهجد، موسسه فقه الشیعه، بیروت.
  • فخر رازی، تفسیر الرازی،‌دار احیاء التراث، بیروت.
  • فیض کاشانی، الحق المبین، تصحیح ارموی، سازمان چاپ دانشگاه.
  • فیض کاشانی، تفسیر الصافی، موسسه الهادی، قم.
  • قاضی قضاعی، دستور معالم الحکم، ترجمه فیروز حریرچی، دانشکده علوم حدیث، قم.
  • قرطبی، تفسیر القرطبی، تحقیق احمد عبدالعلیم، داراحیاء التراث، بیروت.
  • قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، موسسه امام مهدی(عج)، قم.
  • قطب راوندی، منهاج البراعه، تحقیق آیت الله مرعشی، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم.
  • قمی، سفینة البحار، کتابخانه سنائی، تهران.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، تحقیق سید طیب موسوی، دارالکتاب، قم.
  • قندوزی، ینابیع المودة، تحقیق سید علی جمال اشرف،‌دار الاسوه، تهران
  • کلینی، الکافی، تحقیق علی اکبر غفاری، دارالکتب، تهران.
  • کمپانی، علی کیست، دارالکتب اسلامیه، تهران.
  • گنجی شافعی، کفایة الطالب، داراحیاء التراث، بیروت.
  • متقی هندی، کنز العمال، موسسه الرساله، بیروت.
  • مجلسی، بحارالانوار، موسسه الوفاء، بیروت.
  • مجلسی، مرآة العقول، دارالکتب الاسلامیه، تهران.
  • محمودی، نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه، موسسه اعلمی، بیروت.
  • مسعودی، اثبات الوصیة للامام علی بن ابی طالب، دارالاضواء، بیروت.
  • مسعودی، مروج الذهب و معادن الجواهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران.
  • مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، دارالفکر بیروت.
  • مفید، ارشاد، موسسه آل البیت، قم.
  • مفید، امالی، تحقیق علی اکبر غفاری،‌دار المفید، بیروت.
  • نوری، مستدرک الوسائل، موسسه آل البیت، بیروت.
  • نهج البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدی، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۷۸.
  • نهج البلاغه، صبحی صالح.
  • واقدی، المغازی، عالم الکتب، بیروت.
  • ابن هشام، محمد بن عبدالملک، السیره النبویه، تحقیق محی الدین عبدالحمید، قاهره، مکتبه صبیح، ۱۳۸۳ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، دارالفکر، ۱۴۲۰ق.
  • خاتون آبادی، جنات الخلود، مصطفوی، قم، ۱۳۶۳ش.
  • یعقوبی، ابن واضح، تاریخ یعقوبی، نجف، المکتبه الحیدریه، ۱۳۸۴ق.

پیوند به بیرون

پیشین:
-
امام اول شیعیان
۱۱-۴۰ هجری قمری
پسین:
امام حسن مجتبی


به زبان‌های دیگر مطالعه کنید