امام حسین علیه السلام

(تغییرمسیر از امام حسین(ع))
حسین بن علی
ضریح امام حسین5.jpg
نقش امام سوم شیعیان
نام حسین بن علی
کنیه اباعبدالله
زادروز ۳ شعبان، سال ۴ قمری.
زادگاه مدینه
مدت امامت حدود ۱۰ سال (۵۰ تا ابتدای ۶۱ق)
شهادت ۱۰ محرم (عاشوراسال ۶۱ قمری.
مدفن کربلا
محل زندگی مدینه، کوفه
لقب(ها) زکی، سید الشهدا، ثار الله
پدر امام علی(ع)
مادر حضرت فاطمه(س)
همسر(ان) رباب، لیلا، ام اسحاق، شهربانو(اختلافی)
فرزند(ان) امام سجاد، علی اکبر ، جعفر، علی اصغر، سکینه، فاطمه
طول عمر ۵۷ سال

حسین بن علی بن ابی طالب(ع) (۴-۶۱ق)، مشهور به اباعبدالله و سیدالشهداء، امام سوم شیعیان، فرزند دوم امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و نوه حضرت محمد(ص)، که ده سال امامت شیعیان را بر عهده داشت و در واقعه عاشورا به شهادت رسید.

بنابر گزارش‌های تاریخی شیعه و اهل سنت، پیامبر(ص) هنگام تولد او گریست و از شهادتش خبر داد و نام «حسین» را برای او برگزید. رسول خدا، حسنین را بسیار دوست داشت و همه را به دوست داشتن آن دو سفارش می‌کرد. حسین(ع) یکی از اصحاب کسا، یکی از حاضران در ماجرای مباهله و یکی از اهل بیت پیامبر است که آیه تطهیر درباره آنان نازل شده است. روایت‌های متعددی از حضرت محمد(ص) در فضیلت امام حسین نقل شده است از جمله «حسن و حسین سرور جوانان بهشت‌اند» و «حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است.»

از زندگی سومین امام شیعیان در مدت سه دهه پس از وفات پیامبر(ص)، گزارش‌های اندکی وجود دارد. او در دوره خلافت امیرالمؤمنین(ع) در کنار ایشان بود و در جنگ‌های آن دوره شرکت داشت. در زمان امامت امام حسن(ع) پیرو و پشتیبان او بود و اقدام او در صلح با معاویه را تایید کرد. پس از شهادت وی نیز، تا زمانی که معاویه زنده بود، به پیمان برادر وفادار ماند و در پاسخ به نامه برخی از شیعیان کوفه که برای پذیرش رهبری او و قیام در برابر بنی‌امیه اعلام آمادگی کردند، آنان را به صبر تا زمان مرگ معاویه فراخواند.

دوره امامت حسین بن علی(ع) با حکومت معاویه همزمان بود. هر چند معاویه مانند خلفای سه گانه در ظاهر به حسین(ع) احترام می‌گذاشت ولی او در مواردی به عملکرد معاویه سخت اعتراض کرد، از جمله پس از کشته شدن حجر بن عدی نامه‌ای توبیخ‌آمیز برای او نوشت. در ماجرای ولایتعهدی یزید نیز از پذیرش بیعت خودداری کرد و در سخنانی در حضور معاویه و دیگران، این اقدام معاویه را نکوهید و یزید را فردی نالایق خواند و خود را سزاوار خلافت دانست. خطبه امام حسین در منا را نیز موضعی سیاسی در برابر امویان به شمار آورده‌اند.

پس از مرگ معاویه، امام حسین(ع) بیعت با یزید را مشروع ندانست و با توجه به فرمان یزید برای کشتن او در صورت خودداری از بیعت، در ۲۷ رجب سال ۶۰ق از مدینه به مکه رفت. در مدت چهار ماه حضور در مکه، نامه‌های فراوانی از سوی مردم کوفه برای پذیرش زمامداری دریافت کرد و پس از آنکه فرستاده‌اش مسلم بن عقیل، همدلی کوفیان را تایید کرد، در ۸ ذی‌الحجه، پیش از آنکه از پیمان‌شکنی بعدی کوفیان و کشته شدن مسلم با خبر شود، به سمت کوفه حرکت کرد.

وقتی ابن زیاد والی کوفه از حرکت حسین(ع) به سمت کوفه باخبر شد، لشکری به سوی او فرستاد و پس از آنکه سپاهیان حر بن یزید راه را بر امام بستند، او مجبور شد مسیر خود را به سمت کربلا تغییر دهد. در روز عاشورا میان امام حسین و یارانش و لشکر کوفه به فرماندهی عمر بن سعد جنگی درگرفت که به شهادت امام و حدود ۷۲ نفر از یارانش انجامید. پس از آن، زنان و کودکان و امام سجاد(ع) که آن زمان بیمار بود، به اسارت درآمدند و به کوفه و سپس شام فرستاده شدند.

درباره حرکت امام حسین از مدینه تا کربلا، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. بر اساس یک دیدگاه این حرکت صرفاً برای حفظ جان بود ولی برخی معتقدند او برای تشکیل حکومت قیام کرد.

شهادت امام حسین(ع) تاثیر عمیقی بر مسلمانان و شیعیان در طول تاریخ داشته و الهام‌بخش مبارزات و قیام‌های متعددی بوده است. شیعیان بر گریه و سوگواری بر شهادت امام حسین(ع)، به ویژه در ماه محرم و صفر، تأکید دارند.

حسین بن علی(ع) افزون بر جایگاهی که در میان شیعیان به عنوان سومین امام و سرور شهیدان دارد، نزد اهل سنت نیز به سبب فضایلی که از زبان پیامبر(ص) درباره او نقل شده و همچنین ایستادگی او در برابر یزید، گرامی داشته می‌شود.

مجموعه سخنان و آثار او در قالب حدیث، دعا، نامه، شعر و خطبه در کتاب موسوعة کلمات الامام الحسین و کتاب مسند الامام الشهید گردآوری شده است.

نام، نسب، القاب

امام حسین(ع) فرزند امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) و نوه حضرت محمد(ص) است. او از خاندان بنی‌هاشم و از قبلیه قریش است. امام حسن مجتبی(ع)، حضرت عباس(ع)، محمد بن حنفیه از برادران و حضرت زینب(س) از خواهران او هستند.[۱]

در منابع شیعه و سنی آمده است که پیامبر(ص) نام «حسین» را بر او نهاد.[۲] بر اساس روایات، این نامگذاری به فرمان خداوند انجام گرفت.[۳] دو نام حسن و حسین، که قبل از اسلام نزد مردم عرب سابقه‌ای نداشت،[۴] معادل شَبَّر و شَبیر (یا شَبّیر)،[۵] نام پسران هارون است.[۶]

گزارش‌های دیگری نیز درباره نامگذاری او ذکر شده است از جمله اینکه ابتدا امام علی(ع) او را حرب یا جعفر نامید ولی پیامبر(ص) نام حسین را برای او برگزید.[۷] برخی این گونه گزارش‌ها را ساختگی خوانده و دلایلی در رد آن برشمرده‌اند.[۸]

کنیه او «ابوعبدالله» است.[۹] ابوعلی، ابوالشهداء (پدر شهیدان)، ابوالاحرار (پدر آزادگان) و ابوالمجاهدین (پدر جهادکنندگان) از دیگر کنیه‌های او است.[۱۰]

حسین بن علی(ع) القاب فراوانی دارد که برخی از آنها با القاب برادرش امام حسن(ع)، مشترک است؛ مانند سید شباب أهل الجنة (سرور جوانان اهل بهشت). برخی دیگر از القاب او عبارت‌اند از: زکیّ، طیب، وفی، سید، مبارک، نافع، الدلیل علی ذات اللّه، رشید، و التابع لمرضاة اللّه.[۱۱] ابن طلحه شافعی لقب «زکی» را مشهورتر از دیگر القاب و لقب «سید شباب أهل الجنه» را مهم‌ترین آنها دانسته است.[۱۲] در بعضی احادیث حسین(ع) با لقب شهید یا سیدالشهداء خوانده شده است.[۱۳] ثار الله و قتیل العبرات از دیگر القابی است که در برخی زیارتنامه‌ها برای او ذکر شده است.[۱۴]

در روایتی از پیامبر(ص) که بسیاری از منابع شیعه و اهل سنت نقل کرده‌اند آمده است: «حسین سبط من الأسباط»[۱۵] درباره معنای سبط در این روایت و همچنین در برخی آیات قرآن گفته‌اند: اسباط به کسانی گفته می شود که افزون بر اینکه از نسل پیامبران‌اند، از امامان و نقیبانی هستند که برای پیشوایی مردم برگزیده شده‌اند.[۱۶]


زندگی نامه

حسین بن علی در مدینه به دنیا آمد. برخی تولد او را در سال سوم قمری[۱۷] دانسته‌اند؛ اما قول مشهور سال چهارم قمری است.[۱۸] درباره روز ولادت او اختلاف است. بنابر قول مشهور ولادت او ۳ شعبان بوده[۱۹] ولی شیخ مفید تولد او را ۵ شعبان دانسته است.[۲۰]

در گزارش‌های شیعه و اهل سنت آمده است پیامبر هنگام تولد او گریست و از شهادتش خبر داد.[۲۱]

رسول خدا فرمود:
حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْه
أَحَبَّ الله مَنْ أَحَبَّ حُسَیْنا

حسین از من است و من از حسین هستم. خدا هر که حسین را دوست بدارد، دوست دارد.

انساب الاشراف، ج۳، ص۱۴۲
الطبقات الکبرى، ج۱۰، ص۳۸۵

بر پایه روایتی در کتاب کافی، حسین(ع) نه از مادرش و نه از هیچ زن دیگری شیر نخورد.[۲۲] نقل شده است امّ فضل همسر عباس بن عبدالمطلب خواب دید که قطعه‌ای از بدن پیامبر جدا و در دامن او (ام فضل) گذاشته شد. پیامبر در تعبیر خوابش گفت فاطمه پسری به دنیا خواهد آورد و تو دایه او خواهی بود. وقتی حسین(ع) متولد شد ام‌فضل دایگی‌اش را بر عهده گرفت.[۲۳] نام مادر عبدالله بن یقطر نیز به عنوان دایه او گزارش شده ولی گفته‌اند حسین از هیچیک از آن دو شیر نخورد.[۲۴]

در منابع اهل سنت آمده است رسول خدا(ص) در میان اهل بیت خود، حسن و حسین را بیش از بقیه دوست داشت[۲۵] و این علاقه چنان بود که گاه با ورودشان به مسجد، خطبه‌اش را ناتمام می‌گذاشت، از منبر پایین می‌آمد و آنان را در آغوش می‌کشید.[۲۶] از پیامبر نقل شده است که محبت به این دو مرا از محبت به هر کس دیگری بازداشته است.[۲۷]

اودر کنار دیگر اصحاب کساء در ماجرای مباهله حضور داشت.[۲۸] هنگام رحلت پیامبر(ص)، حسین(ع) هفت سال داشت و از این رو او را در زمره واپسین طبقهٔ اصحاب برشمرده‌اند.[۲۹]

دوران خلفای سه‌گانه

۲۵ سال از عمر امام حسین(ع) در دوران خلفای سه گانه سپری شد. او در ابتدای خلافتِ خلیفه اول ۷ ساله، در آغاز خلافت خلیفه دوم ۹ ساله و در شروع خلافت خلیفه سوم ۱۹ ساله بود.[۳۰] از جزئیات زندگی امام سوم شیعیان در این دوران خبر چندانی در دست نیست که شاید علت آن انزوای سیاسی امام علی(ع) و فرزندانش باشد.[۳۱]

بنابر برخی گزارش‌ها، در دوره خلافت ابوبکر، حسین بن علی به همراه پدر، مادر و برادرش امام حسن(ع) شبانه برای باز پس گرفتن حق خلافت امام علی(ع)، به درِ خانه اهل «بدر» می‌رفتند.[۳۲]

نقل شده است در اوایل خلافت عمر روزی حسین(ع)، که حدود ۹ سال داشت، وارد مسجد شد و چون عمر را در حال سخنرانی بر منبر رسول خدا(ص) دید، از منبر بالا رفت و به او گفت: از منبر پدرم فرود‌ آی و بر منبر پدرت بنشین! عمر گفت: پدرم منبری نداشت.[۳۳] گزارش‌هایی از احترام ویژه خلیفه دوم به امام حسین رسیده است.[۳۴]

وقتی عثمان در دوره خلافتش ابوذر را به سرزمین ربذه تبعید و همگان را از بدرقه و همراهی او منع کرد، امام حسین(ع) همراه پدر، برادرش امام حسن(ع) و چند تن دیگر برخلاف دستور خلیفه، ابوذر را بدرقه کردند.[۳۵]

حدیث نبوی در ضریح امام حسین(ع)

برخی منابع اهل سنت به حضور حسنین در نبرد افریقیه در سال ۲۶ق[۳۶] و نبرد طبرستان در سال ۲۹ یا ۳۰ق[۳۷] اشاره‌ای کرده‌اند. چنین گزارشی در هیچ یک از منابع شیعه نیامده است. بسیاری از منابع تاریخی گفته‌اند نبردهای مذکور بدون درگیری به مصالحه انجامیده است.[۳۸] گزارش حضور حسنین در این جنگ‌ها، موافقان و مخالفانی داشته است. برخی همچون جعفر مرتضی عاملی با توجه به اشکالات سندی این گزارش‌ها و نیز مخالفت امامان با شیوه فتوحات، آنها را ساختگی دانسته و اجازه ندادن امام علی (ع) به حسنین برای ورود به میدان جنگ در صفین را تاییدی بر آن شمرده‌اند.[۳۹] برخی نیز حضور حسنین در این فتوحات را در راستای مصالح امت اسلامی و با هدف ارائه اطلاعات دقیق‌تر به امام علی از اوضاع جامعه و همچنین آشنا کردن مردم با اهل بیت دانسته‌اند.[۴۰]

بنابر برخی گزارش‌های تاریخی، در اواخر حکومت عثمان که گروهی سر به شورش برداشتند و به قصد کشتن عثمان به سمت خانه او هجوم بردند، امام حسن مجتبی(ع) و امام حسین(ع)، به رغم ناخرسندی از عملکرد خلیفه، به فرمان امام علی(ع) به محافظت از خانه عثمان پرداختند. [۴۱] این گزارش موافقان و مخالفانی داشته است.[۴۲]

دوران حکومت امام علی(ع)

بر اساس گزارش‌های اندک مربوط به این دوره، امام حسین(ع) پس از بیعت مردم با امیرالمؤمنین(ع)،خطبه‌ای خوانده است.[۴۳] در جنگ جمل فرماندهی جناح چپ سپاه امام علی(ع) را بر عهده داشته[۴۴] و در جنگ صِفّین، خطبه‌ای برای ترغیب مردم به جهاد خوانده[۴۵] و به همراه امام حسن(ع)، فرماندهان جناح راست سپاه بوده‌اند.[۴۶] گفته‌اند در صفین، امام حسین(ع) در ماجرای پس‌گرفتن آب از شامیان شرکت داشت و پس از آن امیرالمومنین فرمود: این نخستین پیروزی بود که به برکت حسین به دست آمد.[۴۷] به نقل برخی منابع، او در جنگ نهروان نیز در حضور داشت.[۴۸] بر اساس گزارش‌های مربوط به جنگ صفین، امام علی(ع) از جنگیدن حسنین(ع) جلوگیری می‌کرد و علت آن را حفظ نسل پیامبر(ص) می‌شمرد.[۴۹]

بسیاری از منابع گفته‌اند امام حسین(ع) در زمان شهادت امام علی(ع) کنار ایشان بود[۵۰] و در مراسم تجهیز و خاکسپاری حضور داشت.[۵۱] ولی در کتاب «انساب الاشراف» آمده است امام حسین(ع) هنگام شهادت پدر، برای انجام‌دادن مأموریتی که علی(ع) به او داده بود، در مدائن به سر می‌برد و با نامه امام حسن(ع) از موضوع آگاه شد و به کوفه بازگشت.[۵۲]

دوران امام حسن(ع)

گزارش‌های تاریخی از ادب و احترام حسین بن علی(ع) به برادرش امام حسن(ع) حکایت دارد. نقل شده است اگر در مجلسی امام حسن(ع) حضور داشت، او بخاطر رعایت احترام سخن نمی‌گفت.[۵۳] پس از شهادت امام علی(ع) گروهی از خوارج که به جنگ با شامیان اصرار داشتند، با امام حسن بیعت نکردند و نزد حسین(ع) آمدند تا با او بیعت کنند. وی گفت: به خدا پناه می‌برم که تا زمانی که حسن زنده است بیعت شما را بپذیرم.[۵۴] در ماجرای صلح با معاویه، او در برابر شیعیان معترض، حامی برادر بود و اقدام او را تایید کرد[۵۵] و نقل شده است که گفت: او (امام حسن(ع)) امام من است.[۵۶]

بر پایه برخی گزارش‌ها، پس از برقراری صلح، امام حسین(ع) نیز همچون امام حسن(ع)، با معاویه بیعت کرد[۵۷] و حتی پس از شهادت امام حسن(ع) نیز بر عهد خود باقی ماند.[۵۸] در مقابل، گزارش‌هایی حاکی از بیعت نکردن حسین(ع) و ناخرسندی وی از صلح با معاویه است. بر پایه این گزارش‌ها او امام حسن(ع) را سوگند داده که دروغ معاویه را نپذیرد.[۵۹] برخی محققان این گزارش‌ها را با دیگر گزارش‌ها و قرائن تاریخی ناسازگار دانسته‌اند.[۶۰] از جمله اینکه حسین(ع) در پاسخ به دسته‌ای از معترضان به صلح، که او را به گردآوری شیعیانش برای حمله به معاویه فراخواندند، گفت: ما پیمان بسته‌ایم و هرگز پیمان خود را نمی‌شکنیم.[۶۱] در گزارش دیگری آمده است که به معترضان گفت: تا زمانی که معاویه زنده است منتظر بمانید؛ هرگاه او مُرد، تصمیم می‌گیریم.[۶۲] امام حسین(ع) در سال ۴۱ قمری، همراه برادرش از کوفه به مدینه بازگشت.[۶۳]

همسران و فرزندان

در عدد فرزندان امام حسین(ع) اختلاف است؛ برخی منابع چهار پسر و دو دختر[۶۴] و برخی دیگر، شش پسر و سه دختر نوشته‌اند.[۶۵]

همسر نسب فرزندان توضیحات
شهربانو دختر یزدگرد پادشاه ساسانی امام سجاد امام چهارم شیعیان محققان معاصر در نسب شهربانو تردید دارند.[۶۶] در برخی از منابع از او با نام سِنْدیه، غزاله و شاه زنان یاد شده است.
رباب دختر امرؤ القیس سُکَینه و عبداللّه. [۶۷] رباب در کربلا حضور داشت و همراه اسیران به شام رفت.[۶۸] بیشتر منابع عبدالله را به هنگام شهادت شیرخوار دانسته‌اند.[۶۹] امروزه شیعیان او را با نام علی اصغر می‌شناسند.
لیلیٰ دختر ابی‌مُرَّة بن عروة بن مسعود ثَقَفی[۷۰] علی اکبر(ع)[۷۱] .....
ام اسحق دختر طلحه بن عبیدالله فاطمه دختر بزرگ امام حسین[۷۲] ام اسحاق همسر امام حسن مجتبی(ع) بود و پس از شهادت امام حسن با امام حسین(ع) ازدواج کرد.[۷۳]
سُلافه یا ملومه[۷۴] از قبیله قُضاعه جعفر[۷۵] جعفر در زمان حیات امام از دنیا رفت و نسلی از او باقی نماند.[۷۶]


در کتاب لباب الانساب[۷۷] از دختری به نام رقیه و در کتاب کامل بهایی از دختری چهار ساله برای امام حسین سخن به میان آمده که در شام از دنیا رفته است.[۷۸] همچنین در برخی منابع نام‌های علی‌اصغر فرزند شهربانو، محمد فرزند رباب و زینب (بدون ذکر نام مادر) نیز به عنوان فرزندان امام حسین آمده است.[۷۹] ابن طلحه شافعی در کتاب مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول تعداد فرزندان امام را ده تن شمرده است.[۸۰]

دوران امامت

امام حسین(ع) پس از شهادت برادرش در سال ۵۰ق به امامت رسید و تا روزهای آغازین سال ۶۱ق رهبری شیعیان را بر عهده داشت.

شیخ مفید در کتاب ارشاد به برخی نصوص امامت حسین بن علی(ع) اشاره کرده است از جمله حدیث «اِبنای هذانِ امامان قاما او قَعَدا (ترجمه: این دو پسرم [حسن و حسین]، امام هستند خواه قیام کنند یا نکنند) »[۸۱] و همچنین وصیت امام علی(ع) در هنگام شهادت.[۸۲] وی با استناد به این نصوص، امامت امام حسین را ثابت و قطعی دانسته است. به گفته شیخ مفید، امام حسین به خاطر رعایت تقیه و عهدی که در ماجرای صلح امام حسن کرده بود، تا زمان مرگ معاویه، به خود دعوت نکرد و امامتش را آشکار نساخت ولی پس از مرگ معاویه، امامتش را آشکار کرد و جایگاه خود را برای کسانی که آگاه نبودند، روشن نمود.[۸۳]

در منابع آمده است حسین(ع) پیش از خروج از مدینه در سال ۶۰ق، بخشی از وصیت‌ها و ودایع امامت را به ام سلمه[۸۴] و بخشی دیگر را پیش از شهادت خود در محرم ۶۱، به دختر بزرگش فاطمه[۸۵] داد تا آنها را به امام سجاد(ع) بسپارند.

پایبندی به صلح امام حسن

بیشتر دوران امامت سومین امام شیعیان با حکومت معاویه همزمان بود. او در این دوره به پیمان صلحی که برادرش با معاویه بسته بود وفادار ماند[۸۶] و در پاسخ به نامه برخی از شیعیان که برای پذیرش رهبری او و قیام در برابر بنی‌امیه اعلام آمادگی کردند، نوشت:

اكنون عقيده من چنين نيست. تا هنگامى كه معاويه زنده است اقدامی نکنید و در خانه‏‌هاتان پنهان شوید و از كارى كه به شما بدگمان شوند بپرهيزید. اگر او مُرد و من زنده بودم، نظرم را برایتان می‌نویسم.[۸۷]

موضع‌گیری دربرابر اقدامات معاویه

هرچند امام حسین در دوره حکومت معاویه اقدامی عملی بر ضد او انجام نداد، ولی به گفته رسول جعفریان «مناسبات امام و معاويه و گفتگوهايى كه در مواقع مختلف صورت گرفته، نشان از تسليم‏ ناپذيرى امام از لحاظ سياسى در برابر پذيرش مشروعيت قطعى معاويه است‏.»[۸۸] نامه‌های متعددی که بین حسین بن علی(ع) و معاویه رد و بدل شد، از آن جمله است.

در عین حال از گزارش‌های تاریخی برمی‌آید که معاویه مانند خلفای سه گانه در ظاهر به امام احترام می‌کرد و او را بزرگ می‌شمرد[۸۹] و به کارگزارانش دستور داده بود که متعرض فرزند رسول خدا(ص) نشوند و از بی‌احترامی به وی بپرهیزند.[۹۰]

پاسخ امام حسین به معاویه در دعوت به بیعت با یزید

یزید فکر و عقیده خود را نشان داده است؛ تو نیز برای او همان را بخواه که خودش خواسته: به جان هم انداختن سگ‌ها و پرواز دادن کبوترها و معاشرت با کنیزکان نوازنده و دیگر انواع سرگرمی‌ها... [ای معاویه] از این کار دست بردار؛ تو را چه سود كه خدا را با بار گناهى ديدار كنى، بيش از بار گناهی که اكنون از اين مردم به گردن داری؟!

الامامة و السیاسة، ج۱، ص۲۰۹.

معاویه هنگام وصیت به فرزندش یزید نیز بر جایگاه حسین(ع) تاکید کرد و او را محبوب‌ترین فرد نزد مردم دانست و سفارش کرد در صورت غلبه بر حسین، از او درگذرد چرا که او حقی بزرگ دارد.[۹۱]

اعتراض به کشتن یاران امام علی

اقدام معاویه در کشتن افرادی چون حجر بن عدی، عمرو بن حمق خزاعی و عبدالله بن یحیی حضرمی از مواردی بود که اعتراض شدید امام حسین(ع) را در پی داشت.[۹۲] او بنابر گزارش منابع متعدد، نامه‌ای به معاویه نوشت و کشتن یاران امام علی را محکوم کرد و ضمن برشمردن برخی از کارهای ناشایست معاویه، او را نکوهید و گفت: من براى خود و دين خود چيزى بالاتر از جهاد با تو نمی‌دانم‏. در ادامه این نامه آمده است: من فتنه‌ای بزرگ‌تر از حکومت تو بر این امت سراغ ندارم[۹۳]

همچنین نقل شده است وقتی معاویه در سفر حج[۹۴] با امام رو در رو شد به او گفت: آيا شنيدى ما چه بر سر حُجر و اصحاب او و شيعيان پدرت آورديم؟ امام فرمود: چه كرديد؟ معاويه گفت: آنها را كشتيم، كفن كرديم، نماز بر آنها خوانديم و دفن كرديم. امام فرمود: اما اگر ما ياران تو را بكشيم، نه آنها را كفن می‌كنيم، نه نماز بر آنها می‌خوانيم و نه دفن‌شان می‌كنيم‏.[۹۵]

اعتراض به ولایتعهدی یزید

در سال ۵۶ق معاویه، برخلاف مفاد صلح‌نامه (درباره اینکه کسی را ولیعهد و جانشین خود نکند)، مردم را به بیعت با یزید به عنوان جانشین خود فراخواند.[۹۶] برخی از شخصیت‌ها از جمله امام حسین از بیعت خودداری کردند. معاویه به مدینه رفت تا نظر بزرگان این شهر را برای ولایتعهدی یزید جلب کند.[۹۷] امام حسین در مجلسی که معاویه و ابن عباس و برخی از درباریان و خاندان اموی حضور داشتند، معاویه را نکوهش کرد و با اشاره به خلق و خوی یزید، معاویه را از تلاش برای جانشینی او برحذر داشت و ضمن تاکید بر جایگاه و حق خود، به ابطال استدلال‌های معاویه برای جلب بیعت با یزید پرداخت.[۹۸]

فرازی از خطبه حسین(ع) در منا

اگر بر آزارها شکیبا بودید و در راه خدا، هزینه‌ها و سختی‌ها را تحمل می‌کردید، امور خداوند به دست شما می‌افتاد... ولی شما ستمگران را بر جایگاه خود مسلط و امور خدا را به آنان تسلیم کردید.. ترس شما از مرگ و خوشایندتان از دنیا، ستمگران را بر این کار قادر ساخت.

همچنین در مجلس دیگری که عموم مردم در آن حضور داشتند، امام حسین در واکنش به سخنان معاویه درباره شایستگی یزید، خودش را به لحاظ فردی و خانوادگی برای خلافت سزاوارتر دانست و یزید را شراب‌خوار و اهل هوا و هوس معرفی کرد.[۹۹]

خطبه امام در منا

امام حسین در سال ۵۸ق، دو سال قبل از مرگ معاویه خطبه‌ای اعتراض‌آمیز در منا خواند؛[۱۰۰] در این زمان فشار معاویه بر شیعیان به اوج رسیده بود.[۱۰۱] امام در این خطبه ضمن برشمردن فضائل امیر مؤمنان و اهل بیت و دعوت به امر به معروف و نهی از منکر و تأکید بر اهمیت این وظیفه اسلامی، وظیفه علما و لزوم قیام آنان در مقابل ستمگران و مفاسد و نیز زیان‌های سکوت عالمان در مقابل زورگویان را گوشزد کرد.

واکنش به خلافت یزید

پس از مرگ معاویه در ۱۵ رجب ۶۰ق، یزید به حکومت رسید.[۱۰۲] او تصمیم گرفت از چند تن از بزرگانی که ولایتعهدی او را نپذیرفته بودند، از جمله حسین بن علی، به زور بیعت بگیرد.[۱۰۳] ولی حسین(ع) از بیعت خودداری کرد[۱۰۴] و همراه خانواده و یارانش در ۲۸ رجب، مدینه را به قصد مکه ترک کرد.[۱۰۵]

او در مکه با استقبال مردم مکه و عمره‌گزاران روبرو شد[۱۰۶] و بیش از چهار ماه (از ۳ شعبان تا ۸ ذی‌الحجه) در این شهر اقامت گزید.[۱۰۷] در این مدت شیعیان کوفه که از بیعت نکردن سومین امام خود با خبر شده بودند، نامه‌هایی برای او نوشتند و او را به کوفه دعوت کردند.[۱۰۸] امام، برای اطمینان از همدلی مردم کوفه و درستی دعوت‌شان، مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد تا اوضاع را به او گزارش کند. مسلم پس از مشاهده استقبال و بیعت مردم، امام حسین را به کوفه دعوت کرد[۱۰۹] و او نیز همراه خانواده و یارانش در هشتم ذی حجه[۱۱۰] از مکه به سمت کوفه حرکت کرد.

از برخی گزارش‌ها برمی‌آید که امام حسین از وجود توطئه‌ای برای کشتن او در مکه باخبر شده بود و از این رو برای آنکه حرمت مکه حفظ شود، از این شهر خارج شد.[۱۱۱]

واقعه کربلا

نوشتار اصلی: واقعه کربلا
واقعه کربلا که به شهادت حسین بن علی(ع) و یارانش انجامید، مهمترین بخش از زندگی‌نامه او به شمار می‌آید. بر پایه برخی گزارش‌ها، امام حسین(ع)پیش از حرکت به سوی عراق، از شهادت خود آگاه بوده است.[یادداشت ۱] این واقعه در پی خودداری او از بیعت با یزید رخ داد. حسین(ع) که به دعوت کوفیان، همراه خانواده و یارانش به سوی این شهر حرکت کرده بود، در منطقه‌ای به نام ذو حسم با سپاهی به فرماندهی حر بن یزید ریاحی رو به رو گردید و مجبور شد مسیر حرکت خود را تغییر دهد.[۱۱۲]
فرمود:
و علی الإسلام السلام اذا بُلیت الاُمّة براعٍ مثل یزید
 (ترجمه: اگر امت به حاکمی چون یزید گرفتار آید، فاتحهٔ اسلام خوانده است!)
مقتل خوارزمی،۱۴۲۳، ج۱، ص۲۶۸.
به نقل بیشتر منابع، آنها روز دوم محرم‌ به کربلا رسیدند[۱۱۳] و فردای آن روز سپاهی چهار هزار نفری از مردم کوفه به فرمانده عمر بن سعد وارد کربلا شد.[۱۱۴] بنابر گزارشات تاریخی چند مذاکره بین حسین بن علی و عمر سعد، انجام شد[۱۱۵] ولی ابن زیاد جز به بیعت حسین(ع) با یزید یا جنگ راضی نشد.[۱۱۶]

عصر روز تاسوعا سپاه عمر سعد آماده جنگ شد ولی امام حسین آن شب را برای مناجات با خدا مهلت گرفت.[۱۱۷] شب عاشورا برای یاران خود سخن گفت و بیعت از آنان برداشت و اجازه رفتن داد ولی آنان بر وفاداری و حمایت از او تاکید کردند.[۱۱۸]

صبح روز عاشورا جنگ آغاز شد و تا ظهر بسیاری از یاران حسین(ع) به شهادت رسیدند.[۱۱۹] در طی جنگ حر بن یزید، از فرماندهان سپاه کوفه، به امام حسین پیوست.[۱۲۰] پس از کشته شدن یاران، خویشان امام به میدان رفتند که اولین آنها، علی اکبر بود[۱۲۱] و آنان نیز یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند. سپس خود حسین بن علی(ع) به میدان رفت و عصرگاه روز دهم محرم به شهادت رسید و شمر بن ذی‌الجوشن[۱۲۲] و به نقلی سنان بن انس[۱۲۳] سر او را جدا کرد.[۱۲۴] سر حسین بن علی همان روز برای ابن زیاد فرستاده شد.[۱۲۵]

عمر سعد در اجرای فرمان ابن زیاد دستور داد چند اسب سوار بر بدن حسین(ع) تاختند و استخوان‌های او را درهم‌شکستند.[۱۲۶] زنان و کودکان و امام سجاد(ع) که بیمار بود، به اسیری گرفته و به کوفه و سپس شام فرستاده شدند.[۱۲۷] پیکر امام حسین(ع) و حدود ۷۲ نفر[۱۲۸] از یارانش، روز ۱۱[۱۲۹] یا ۱۳ محرم توسط گروهی از بنی اسد و بنابر نقلی با حضور امام سجاد(ع) در همان محل شهادت به خاک سپرده شد.[۱۳۰]

دیدگاه‌ها و پیامدها

نوشتار اصلی: قیام امام حسین

درباره حرکت امام حسین(ع) از مدینه به مکه و از آنجا به طرف کوفه و جنگ با سپاهیان عمر سعد در کربلا، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. در یک دیدگاه این حرکت به قصد قیام و پیکار نبود، بلکه صرفاً برای حفظ جان بود. (دیدگاه شیخ علی‌پناه اشتهاردی)[۱۳۱] برخی نیز معتقدند او برای تشکیل حکومت قیام کرد. از گذشتگان، سید مرتضی[۱۳۲] و از معاصرین صالحی نجف‌آبادی[۱۳۳] در کتاب شهید جاوید این دیدگاه را دارند. افرادی نیز مخالف این دیدگاه‌اند، مانند شیخ مفید، سید بن طاووس و علامه مجلسی.[۱۳۴]

قیام امام حسین(ع) بیداری گروه‌های بسیاری را در پی داشت و بلافاصله پس از شهادت او حرکت‌های انقلابی و اعتراضی آغاز شد و تا سالیان دراز ادامه یافت. اولین اعتراض، برخورد عبدالله بن عفیف[۱۳۵] با ابن زیاد و پس از آن قیام مردم سیستان بود. قیام توابین، قیام مختار، قیام زید بن علی(ع) و قیام یحیی بن زید نیز از آن جمله است. همچنین ابومسلم خراسانی با توجه به قیام امام حسین(ع)، قیام سیاه جامگان را با شعار یا لثارات الحسین پایه‌ریزی کرد[۱۳۶] که به سقوط امویان انجامید. انقلاب اسلامی ایران نیز الهام گرفته از قیام امام حسین بود و به گفته امام خمینی «اگر این مجالس وعظ و خطابه و عزاداری و اجتماعات سوگواری نبود، کشور ما پیروز نمی‌شد. همه در تحت بیرق امام حسین - سلام الله علیه - قیام کردند.»[۱۳۷]

در حوزه فرهنگ عمومی نیز مسلمانان و حتی پیروان دیگر ادیان، حسین بن علی(ع) را نماد و الگوی فداکاری، ستم‌ناپذیری، آزادی‌خواهی، پاسداری از ارزش‌ها و حق‌طلبی می دانند.[نیازمند منبع]

ویژگی‌ها و فضایل

نوشتار‌های اصلی: اهل بیت(ع)، اصحاب کسا، مباهله و آیه تطهیر
اوصاف ظاهری

در بیشتر منابع حدیثی، تاریخی و رجالی، از شباهت حسین(ع) به پیامبر اکرم(ص) سخن گفته شده[۱۳۸] و در روایتی شبیه‌ترین فرد به ایشان دانسته شده است.[۱۳۹] گفته‌اند گاه عمامه‌ای از خز[۱۴۰] و‌گاه عمامه‌ای سیاه بر سر می‌گذاشت[۱۴۱] و موی سر و محاسن خود را خضاب می‌کرد.[۱۴۲] همچنین در روایتی دیگر، امام علی(ع) فرزندش حسین را شبیه‌ترین فرد به خود از نظر خُلق و خو و رفتار دانسته است.[۱۴۳]

عبارت «سید شباب اهل الجنة» بر فراز یکی از درب‌های حرم امام حسین(ع)
از زبان پیامبر

روایات متعددی از پیامبر(ص) در فضائل او نقل شده است از جمله:

  • حسن و حسین سرور جوانان بهشت‌اند.[۱۴۴]
  • بر سمت راست عرش نوشته است حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است. [یادداشت ۲]
  • حسین از من است و من از حسین هستم.[۱۴۵]
  • هر کس این دو فرزندم (حسن و حسین) را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است.[۱۴۶]
جایگاه

بنابر روایات شیعه و سنی، حسین بن علی(ع) یکی از اصحاب کساء بود[۱۴۷] و در ماجرای مباهله نیز حضور داشت[۱۴۸] و به همراه برادرش، مصداق کلمه «ابناءَنا» در آیه مباهله هستند.[۱۴۹] او همچنین یکی از اهل بیت است که آیه تطهیر درباره آنان نازل شده است.[۱۵۰]

امام حسین(ع) پس از شهادت امام حسن(ع)، با وجود افرادی که از نظر سن بزرگ‌تر از وی بودند، شریف‌ترین فرد از بنی هاشم به شمار می‌رفت[۱۵۱] و آنها در امور خویش با او مشورت می‌کردند و نظر او را بر رأی دیگران ترجیح می‌دادند.[۱۵۲] نقل شده است عمرو بن عاص نیز او را محبوب‌ترین فرد از زمینیان نزد اهل آسمان می‌دانست.[۱۵۳]

پیش‌گویی شهادت

روایات فراوانی درباره پیشگویی شهادت حسین بن علی(ع) وجود دارد[۱۵۴] از جمله در حدیث لوح به نقل از پیامبر(ص) آمده است خداوند حسین را به شهادت گرامی داشته و او را برترین شهیدان قرار داده است.[۱۵۵] مجلسی در جلد ۴۴ بحارالانوار، باب ۳۰، روایاتی نقل کرده است درباره اینکه خداوند خبر شهادت حسین(ع) را به برخی از پیامبرانش از جمله آدم، نوح، ابراهیم، زکریا و محمد(ص) داده و آنها بر او گریسته‌اند.[۱۵۶] همچنین نقل شده است امیرالمومنین(ع) در راه صفین، وقتی به کربلا رسید، با انگشت جایی را نشان داد و گفت: اینجا محل ریخته شدن خون‌هایشان است.[۱۵۷]

کرامت‌ها و اعجازگونه‌ها

در برخی روایات ویژگی‌هایی متمایز برای امام حسین برشمرده شده از جمله اینکه اعجازگونه از انگشت پیامبر(ص) شیر نوشیده[۱۵۸] و فرشته‌ای شکسته‌بال به نام فطرس به برکت او نجات یافته و از آن پس مامور رساندن سلام زائران، به او شده است.[۱۵۹] نیز در روایات آمده است که خداوند شفا را در تربت حسین(ع) و استجابت دعا را کنار قبر او (زیر قبّه او) قرار داده است.[۱۶۰] در کتاب الخصائص الحسینیة ویژگی‌های متعددی برای امام حسین برشمرده شده است.

خصوصیات اخلاقی

وی با مسکینان می‌نشست، دعوت آنان را می‌پذیرفت و با آنان غذا می‌خورد و آنان را نیز به خانه خود دعوت می‌کرد و آنچه در منزل داشت از ایشان دریغ نمی‌کرد.[۱۶۱] روزی نیازمندی از او درخواست کمک کرد. امام که در حال نماز بود، نمازش را کوتاه کرد و هر چه داشت، به او داد.[۱۶۲]

او غلامان و کنیزانش را در قبال خوش رفتاری‌شان آزاد می‌کرد. گفته‌اند کنیزی را که معاویه همراه با اموال و لباس‌های فراوان برایش هدیه فرستاده بود، در برابر خواندنِ آیاتی از قرآن و سرودن شعری درباره فنای دنیا و مرگ انسان‌ها آزاد کرد و آن اموال را به او بخشید.[۱۶۳] روزی نیز كنيزى دسته گلی تقديم او كرد. ایشان آن کنیز را آزاد كرد. گفتند تنها براى يك دسته گل او را آزاد كردى؟ امام حسین(ع) با استناد آیه «و اذا حيّيتم بتحيّة فحيّوا بأحسن منها أو ردّوها» گفت: خدا این گونه ما را ادب آموخته است.[۱۶۴]

امام حسین(ع) بسیار بخشنده بود و در مدینه به بخشندگی و گشاده‌دستی شناخته می‌شد[۱۶۵] اما در بخشش‌هایش نیز سعی داشت به امام حسن(ع) احترام گذارد و مقداری کمتر از برادر به دیگران کمک می‌کرد.[۱۶۶] وی ۲۵ بار پیاده به حج رفت.[۱۶۷]

سوگواری

نمونه‌ای از کتیبه‌های عمودی با ابیاتی از دوازده بند محتشم که در مجالس عزاداری استفاده می‌شود.
نوشتار اصلی: سوگواری محرم

سوگواری محرم، مجموعه آیین‌هایی است که شیعیان (و گاه غیرشیعیان) در ماه محرم در سوگ شهیدان کربلا انجام می‌دهند. سوگواری در آغاز با گریه و شعرخوانی صورت می‌گرفت؛ اما رفته‌رفته مداحی، روضه خوانی، شمایل کشی، سینه زنی، تعزیه و جز آن به مراسم سوگواری افزوده شد. بیشتر این آیین‌ها در دوران آل بویه، صفویه و قاجار شکل گرفتند. بنابر برخی گزارش‌ها، اولین مرثیه خوانان بر حسین بن علی(ع) پس از واقعه عاشورا، زینب(س) و علی بن الحسین(ع) بودند.[نیازمند منبع]

خواندن زیارتنامه‌هایی مانند زیارت عاشورا و زیارت وارث و زیارت ناحیه مقدسه به صورت فردی و گروهی نیز از این آیین‌ها به شمار می‌آید.

اربعین حسینی

نوشتار‌های اصلی: اربعین حسینی و راهپیمایی اربعین

چهل روز بعد از شهادت امام حسین(ع) که اربعین حسینی یا روز اربعین نامیده می شود، بسیاری از شیعیان به زیارت مزار امام حسین (ع) می‌روند. طبق نقل‌های تاریخی جابر بن عبدالله انصاری، در این روز به‌عنوان اولین زائر[۱۶۸] بر سر مزار امام حسین(ع) حاضر شده است. بنابر نقل لهوف، اسیران کربلا نیز در همان سال ۶۱ق و در مسیر بازگشت از شام به مدینه، در روز اربعین به زیارت شهدای کربلا رفته‌اند.[۱۶۹]

توصیه به زیارت اربعین سبب شده شیعیان، به ویژه ساکنان عراق، همه‌ساله از نقاط مختلف به سوی کربلا حرکت کنند. این حرکت که غالباً پیاده انجام می‌شود، یکی از پرجمعیت‌ترین راهپیمایی‌ها در جهان است. در سال ۱۳۹۲ ه‍.ش حدود ۲۰ میلیون زائر در این مراسم شرکت کردند.[۱۷۰]

حائر حسینی

نوشتار اصلی: حائر حسینی
پرچم سرخ‌رنگ بر فراز گنبد امام حسین به نشانه خونخواهی[۱۷۱]

محدوده مرقد امام حسین(ع) حائر حسینی نامیده می‌شود. محدوده حائر دارای فضیلت و احکام فقهی خاصی است و مسافر می‌تواند نماز خود‌ را در آن کامل بخواند.[۱۷۲] درباره مساحت دقیق حائر چند نظر وجود دارد و حداقل آن را محدوده ای به شعاع ۱۱متر از قبر امام حسین گفته‌اند که بالاترین درجه فضیلت را دارد.[۱۷۳]

  • حرم امام حسین

بر اساس گزارش‌های موجود، نخستین بنا بر مرقد حسین بن علی(ع) در زمان مختار ثقفی و به دستور او ساخته شد و از آن تاریخ تا کنون نیز بنای حرم بارها تجدید و توسعه یافته است،[۱۷۴] همچنان که چند بار به دست برخی خلفای عباسی[۱۷۵] و وهابیت[۱۷۶] تخریب گردید. حتی متوکل عباسی دستور داد زمین حائر را شخم بزنند و بر مقبره آب ببندند.[۱۷۷]

نگاه اهل سنت

منابع روایی معتبر اهل سنت احادیث فراوانی درباره جایگاه و فضیلت حسین بن علی(ع)نقل کرده‌اند.[۱۷۸][۱۷۹] گذشته از روایات فضائل، مقام امام حسین در اعتقاد مسلمانان تا حد زیادی برخاسته از آن است که وی در راه خدا از جان و مال و نزدیکان خود گذشت.[۱۸۰]

با این حال، در میان اهل سنت دو دیدگاه درباره قیام امام حسین وجود دارد: دسته‌ای آن را نکوهش کرده و بسیاری نیز آن را ستوده‌اند. از جمله مخالفان، ابوبکر ابن عربی است که در صدد نکوهش اقدام حسین(ع) برآمده و گفته است مردم به سبب شنیدن احادیثی از پیامبر (درباره جنگ با کسانی که بخواهند امت را متفرق کنند)، با حسین جنگیدند.[۱۸۱] ابن تیمیه نیز معتقد است اقدام حسین بن علی(ع) نه تنها موجب اصلاح اوضاع نشد، که به شر و فتنه انجامید.[۱۸۲]

اقبال لاهوری:
تا قیامت قطع استبداد کرد موج خون او، چمن ایجاد کرد
مدعایش سلطنت بودی اگر خود نکردی با چنین سامان سفر
رمز قرآن از حسین آموختیم ز آتش او شعله‌ها افروختیم[۱۸۳]

ابن خلدون به سخن ابن عربی واکنش نشان داده و با تاکید بر شرط بودن وجودِ امام عادل برای جنگ با ستمکاران، حسین(ع) را عادل‌ترین فرد در زمان خود برای این جنگ برشمرده است.[۱۸۴] او در جای دیگر گفته است: وقتی فسق یزید بر همگان آشکار شد، حسین بر خود واجب دید که بر او خروج کند، چون خود را دارای اهلیت و قدرت برای این کار می‌دانست[۱۸۵] آلوسی نیز در کتاب روح المعانی زبان به نفرین ابن عربی گشوده و این سخن او را دروغ و تهمتی بزرگ شمرده است.[۱۸۶]

عباس محمود عقاد نویسنده کتاب «ابوالشهداء، الحسین بن علی» نوشته است: اوضاع در زمان یزید به حدی رسیده بود که جز شهادت آن را علاج نمی‌کرد.[۱۸۷] وی معتقد است چنین قیامی تنها از سوی انسان‌های نادری رقم می‌خورد که برای این کار ساخته شده‌اند و نمی‌توان حرکت آنان را با دیگران مقایسه کرد چرا که اینان، گونه‌ای دیگر می‌فهمند و چیزی دیگر می‌طلبندد.[۱۸۸] طه حسین نویسنده معاصر اهل سنت معتقد است بیعت نکردن حسین از سر عناد و لجبازی نبود. او می‌دانست که اگر با یزید بیعت کند، به وجدانش خیانت کرده و با دینش مخالفت ورزیده است چرا که از نظر او، بیعت با یزید گناه بود.[۱۸۹] عمر فروخ با تاکید بر اینکه سکوت در برابر ظلم به هیچ وجه جایز نیست، معتقد است ما مسلمانان امروزه نیاز داریم که «حسینی» در میان ما قیام کند و ما را به راه درست در دفاع از حق رهنمون سازد.[۱۹۰]

در مورد جواز لعن یزید به عنوان قاتل امام حسین نیز دو دیدگاه در میان اهل سنت وجود دارد و بسیاری از عالمان اهل سنت قائل به جواز و بلکه لزوم لعن یزید شده‌اند.[۱۹۱]

مسند الامام الشهید دربردارنده مجموعه سخنان امام حسین(ع)

میراث معنوی امام حسین

در منابع متعدد حدیثی و تاریخی، میراث معنوی حسین بن علی(ع) شامل سخنان، دعاها، نامه‌ها، اشعار، خطبه‌ها و وصیت ایشان نقل شده است. مجموعه این آثار در کتاب مسند الامام الشهید تالیف عزیزالله عطاردی و کتاب موسوعة کلمات الامام الحسین گرد آمده است.

سخنان:

سخنان امام سوم شیعیان در موضوعات توحید، قرآن، اهل بیت، احکام و اخلاق در منابع اسلامی گزارش شده است.[۱۹۲] بخش زیادی از این سخنان مربوط به چند ماه آخر عمر امام است.[نیازمند منبع]

دعاها: در کتاب مسند الامام الشهید حدود ۲۰ دعا و مناجات از ایشان نقل شده است. مشهورترین این دعاها دعای عرفه است که در روز عرفه در صحرای عرفات خوانده است.[۱۹۳]

اشعار منسوب: اشعاری به امام حسین(ع) نسبت داده شده است. محمد صادق کرباسی، مجموعه این اشعار را در کتاب «دیوان الامام الحسین» در دو جلد گردآوری کرده و مورد بررسی سندی و ادبی قرار داده است.[۱۹۴]

خطبه‌ها و وصیت: در برخی منابع، خطبه امام حسین در منا[۱۹۵] و خطبه ایشان در روز عاشورا[۱۹۶] و نیز وصیت مکتوب او به برادرش محمد حنفیه، که در آن هدف از حرکت خود را تبیین کرد،[۱۹۷] گزارش شده است.

نامه‌ها: در کتاب مکاتیب الائمة ۲۷ نامه از حسین بن علی(ع) گردآوری شده است.[۱۹۸] تعدادی از این نامه‌ها خطاب به معاویه و بخشی دیگر برای افراد مختلف و در موضوعات گوناگون است.

برخی از سخنان مشهور:
  • اگر دین ندارید و از روز معاد نمی‌ترسید، در این دنیا آزاده باشید.[۱۹۹]
  • مردم بنده دنیا هستند و دین، آویزه زبان‌شان است؛ تا زمانی که زندگی به کام‌شان باشد، به دین پایبندند، ولی هرگاه به بلا آزموده شوند، دینداران اندک‌اند.[۲۰۰]
  • نیازهای مردم به شما از نعمت‌های خداوند است؛ از نعمت‌ها خسته و آزرده نشوید که به نقمت تبدیل می‌شود.[۲۰۱]
  • مرگ با عزت بهتر از زندگی با خواری است.[۲۰۲]
  • من نه از روی سرمستی و فسادانگیزی و ستمکاری، بلکه برای اصلاح در امت جدم محمد(ص) به پاخاستم؛ می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم.[۲۰۳]
  • هر کس بخواهد با نافرمانیِ خدا به چیزی برسد، آنچه را امید دارد، زودتر از دست می‌دهد و به آنچه بیم دارد، زودتر گرفتار می‌شود.[۲۰۴]

کتاب‌شناسی

درباره شخصیت و زندگی حسین بن علی(ع) آثار فراوانی در قالب دانشنامه‌، زندگی‌نامه، مقتل و تاریخ تحلیلی نگاشته شده که بیش از چهل کتاب و مقاله با موضوع «کتابشناسی امام حسین» به معرفی آنها پرداخته است[۲۰۵] از جمله در کتاب‌شناسی اختصاصی امام حسین تالیف حشمت‌الله صفرعلی‌پور، ۱۴۲۸ اثر با مشخصات نشر نام برده شده است.[۲۰۶]. آقا بزرگ تهرانی نیز در کتاب الذریعة الی تصانیف الشیعة ۹۸۵ کتاب در این زمینه معرفی کرده است.[۲۰۷]

برخی از این آثار عبارتند از:

دانشنامه

زندگی نامه

مقتل

به هر گزارش مکتوبی که حاوی مطالبی پیرامون قتل و یا شهادت یکی از شخصیت‌های مطرح در تاریخ باشد، مقتل می‌گویند.[۲۰۹] نخستین مقتلی که درباره سومین امام شیعیان نوشته شده، مقتل الحسین اثر ابومخنف است که در قرن دوم نوشته شده است. برخی دیگر از کتاب‌های مقتل امام حسین عبارتند از:

تاریخی-تحلیلی

مجموعه مقالات

  • مجموعه مقالات کنگره ملی حماسه حسینی
  • دراسات و بحوث مؤتمر الامام الحسین

جستارهای وابسته

پانویس

  1. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۲۷
  2. احمد ابن حنبل، المسند، بیروت، ج۱، ص۹۸، ۱۱۸؛ شیخ مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۷
  3. ابن شهرآشوب‏، المناقب، ۱۳۷۹ق،ج۳، ص۳۹۷؛ اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۴۹۴
  4. ابن سعد، طبقات الکبری، ۱۹۶۸، ج۶، ص۳۵۷؛ ابن اثیر، اسدالغابه، بیروت، ج۲، ص۱۰
  5. ابن منظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۳۹۳؛ زبیدى، تاج العروس، ۱۴۱۴ق، ج۷، ص۴
  6. ابن عساکر، تاریخ مدینة الدمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۳، ص۱۷۱
  7. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ۱۳۶۳ش، ج۳۹، ص۶۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج۱۰، ص۲۳۹-۲۴۰
  8. ری شهری، دانشنامه امام حسین، ج۱، ص۱۹۴-۱۹۵
  9. ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، ۱۴۰۹ق، ج۸، ص۶۵؛ ابن قتیبه، المعارف، ۱۹۶۰، ج۱، ص۲۱۳؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۷
  10. محدثی، فرهنگ عاشورا، ۱۳۸۰ش، ص۳۹
  11. ابن ابی الثلج، تاریخ الائمه، ۱۴۰۶ق، ص۲۸؛ ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول فی مناقب ال الرسول، ۱۴۰۲ق، ج۲، ص۳۷۴؛ برای فهرستی از القاب آن حضرت رجوع کنید به ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۸۶
  12. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۸۶
  13. رجوع کنید به: حِمْیری، قریب الاسناد،۱۴۱۳ق، ص۹۹ـ۱۰۰؛ ابن قولویه، کامل الزیارات، ۱۴۱۷ق، ص۲۱۶ـ۲۱۹؛ شیخ طوسی، امالی، ۱۴۱۴ق، ص۴۹ـ ۵۰؛ مجلسی، بحارالاانور، ۱۴۰۳ق، ج۳۷، ص۹۴ـ۹۵
  14. ابن قولویه، کامل الزیارات، ۱۳۵۶، ص۱۷۶
  15. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳، ج۲، ص۱۲۷؛ مقریزی، امتاع الأسماع، ۱۴۲۰، ج۶، ص۱۹؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷، ج۳، ص۱۴۲
  16. ری شهری، دانشنامه امام حسین،۱۳۸۸ش، ج۱، ص۴۷۴-۴۷۷.
  17. الکلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۱، ص۴۶۳؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۱ق، ج۶، ص۴۱؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۹۲
  18. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، ج۲، ص۲۴۶؛ دولابی، الذریة الطاهرة، ۱۴۰۷ق، ص۱۰۲، ۱۲۱؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۹۶۲، ج۲، ص۵۵۵؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۲۷
  19. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۴، ص۲۰۱؛ شیخ مفید، مسار الشیعه، ۱۴۱۳ق، ص۶۱؛ ابن المشهدی، المزار[الکبیر]، ۱۴۱۹ق، ص۳۹۷؛ شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ص۸۲۶، ۸۲۸؛ سید بن طاوس، اقبال الاعمال، ۱۳۶۷ش، ص۶۸۹-۶۹۰
  20. مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۷
  21. مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲۹؛ مقریزی، امتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج‏۱۲، ص۲۳۷؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، دار الفکر، ج۶، ص۲۳۰
  22. کلینی، الکافی، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۴۶۵
  23. مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲۹؛ مقریزی، امتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج‏۱۲، ص۲۳۷؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، دار الفکر، ج۶، ص۲۳۰
  24. سماوی، ابصار العین، ۱۴۱۹ق، ص۹۳
  25. ترمذی، سنن ترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۲۳
  26. احمد بن حنبل، المسند، بیروت، ج۵، ص۳۵۴؛ ترمذی، سنن ترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۲۲؛ ابن حبان، صحیح، ۱۹۹۳، ج۱۳، ص۴۰۲؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۸۷
  27. ابن قولویه قمى، کامل الزیارات‏، ۱۳۵۶ق، ص۵۰
  28. ابن سعد، طبقات الکبری، ۱۹۶۸، ج۶، ص۴۰۶ـ۴۰۷؛ شیخ صدوق، عون اخبار الرضا، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۸۵؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۶۸.
  29. ابن سعد، طبقات الکبری، ج۶، ص۳۹۹
  30. ری شهری، دانشنامه امام حسین،۱۳۸۸ش، ج۲، ص۳۲۴
  31. ری شهری، دانشنامه امام حسین،۱۳۸۸ش، ج۲، ص۳۲۵
  32. ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ج۱، ص۲۹-۳۰؛ طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۷۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۲، ص۳۲۸
  33. النمیری، عمر بن شبه، تاریخ المدینة المنوره، ج۳، ص۷۹۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹۴؛ ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ۱۹۹۳، ج۵، ص۱۰۰؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۴۰؛ البغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۵۲
  34. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۴، ص۱۷۵؛ سبط بن جوزى، تذکرة الخواص‏، ۱۴۱۸ق،ص۲۱۲
  35. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۳۸۵-۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۵۳-۲۵۴؛ کلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۸، ص۲۰۷
  36. ابن خلدون، العبر، ۱۴۰۱ق، ج۲، ص۵۷۳-۵۷۴
  37. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق. ج۴، ص۲۶۹
  38. ابن قتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۵۶۸؛ مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیة، ج۵، ص۱۹۸؛ بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۸۸م، ص۳۲۶
  39. جعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للامام الحسن، ص۱۵۸
  40. زمانی، حقایق پنهان، ۱۳۸۰ش، ص۱۱۸-۱۱۹.
  41. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۱۶-۲۱۷؛ مالقی، التمهید و البیان، ۱۱۹-۱۹۴؛ مقدسی، البدء و التاریخ، ج۵، ص۷۰۶؛ عاملی، جعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للامام الحسن(ع)، ص۱۴۰ به بعد؛ به نقل از دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج۲۰، ص۶۷۸
  42. ری شهری، دانشنامه امام حسین،۱۳۸۸ش، ج۲، ص۳۳۱-۳۳۲
  43. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ۱۳۶۳ش، ج ۱۰، ص۱۲۱
  44. ذهبی، شمس الدین، تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام‏، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۴۸۵
  45. نصر بن‌مزاحم، وقعة الصفین، ۱۳۸۲ق، ص۱۱۴ـ۱۱۵
  46. ابن شهرآشوب‏، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۳، ص۱۶۸
  47. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ۱۳۶۳ش، ج ۴۴، ص۲۶۶
  48. ابن عبد البر، الاستیعاب فى معرفة الاصحاب، ۱۴۱۲ق، ج‏۳، ص۹۳۹
  49. نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خطبه ۲۰۷، ص۳۲۳؛ اربلى، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۵۶۹
  50. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج‏۵، ص۱۴۷
  51. رجوع کنید به: ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ۱۴۱۰، ج۱، ص۱۸۱؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۲۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۲، ص۲۳۴-۲۳۵
  52. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۹۶-۲۰۰۰، ج۲، ص۴۹۷-۴۹۸
  53. کلینی، الکافی، ۱۳۶۲ش،ج۱، ص۲۹۱؛ ابن شهرآشوب‏، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۳، ص۴۰۱
  54. ابن قتیبة دینوری، الإمامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۸۴
  55. دینورى، الأخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۲۱
  56. شیخ طوسی، اختیار معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ص۱۱۰
  57. شیخ طوسی، اختیار معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ص۱۱۰
  58. مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۲
  59. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۱۶۰ ؛ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۳، ص۲۶۷
  60. حیات فکرى و سیاسى ائمه، جعفریان ،ص ۱۵۷-۱۵۸
  61. دینورى، الأخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۲۰
  62. بلاذری، احمد بن یحیى، أنساب الأشراف‏، ۱۴۱۷ق،ج۳، ص۱۵۰
  63. الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۱۶۵؛ ابن‌الجوزی، المنتظم، ۱۹۹۲، ج۵، ص۱۸۴
  64. مُصْعَب بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، ۱۹۵۳، ج۱، ص۵۷-۵۹؛ بخاری، سرّالسلسلة العلویة، ۱۳۸۱ق، ج۱، ص۳۰؛ شیخ مفید، الارشاد، چاپ رسولی محلاتی، ج۲، ص۱۳۵
  65. دلائل الامامة، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۷۴؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، چاپ رسولی محلاتی، ج۴، ص۷۷؛ ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول فی مناقب ال الرسول، ۱۴۰۲ق، ج۲، ص۶۹
  66. مطهری در خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۱۳۱-۱۳۳؛ شریعتی در تشیع علوی و تشیع صفوی، ص۹۱؛ دهخدا، لغت نامه؛ جعفر شهیدی در زندگانی علی ابن الحسین(ع)، ص۱۲ و یوسفی غروی، تقی‌زاده، سعید نفیسی و کریستین سن از جمله کسانی هستند که نظری متفاوت دارند.
  67. اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۵ق، ص۵۹؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۳۵
  68. ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۲۲۹
  69. مُصْعَب بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، ۱۹۵۳، ج۱، ص۵۹؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۶۸؛ بخاری، سرّالسلسلة العلویة، ۱۳۸۱ق، ج۱، ص۳۰
  70. مصعب بن عبدالله، کتاب نسب قریش، ۱۹۵۳، ص۵۷؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، ج۲، ص۲۴۶ـ۲۴۷؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۲-۱۳۸۷ق، ج۵، ص۴۴۶
  71. مقریزی، امتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج‌۶، ص۲۶۹
  72. اصفهانی، کتاب الاغانی، ۱۳۸۳ق، ج۲۱، ص۷۸
  73. اصفهانی، کتاب الاغانی، ۱۳۸۳ق، ج۲۱، ص۷۸
  74. سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۲۴۹
  75. مُصْعَب بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، ۱۹۵۳، ج۱، ص۵۹؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۳۵؛ بیهقی، لباب الأنساب و الألقاب و الأعقاب، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۴۹؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، چاپ رسولی محلاتی، ج۴، ص۷۷،۱۱۳
  76. مُصْعَب بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، ۱۹۵۳، ج۱، ص۵۹؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۵؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۱۰۹
  77. ابن فندق، لباب الانساب، ۱۳۸۵، ص۳۵۵
  78. واعظ کاشفی، روضة الشهدا، ۱۳۸۲ش، ص۴۸۴.
  79. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، چاپ رسولی محلاتی، ج۴، ص۱۰۹؛ دلائل الامامة، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۷۴
  80. ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، ۱۴۰۲ق، ج۲، ص۶۹
  81. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۳۰
  82. کلینی، الکافی،۱۳۶۲ش، ج۱، ص۲۹۷
  83. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۳۱
  84. کلینی، الکافی،۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۴
  85. کلینی، الکافی،۱۳۶۲ش، ج۱، ص۲۹۱
  86. شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۲؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۸۷
  87. دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۲۲؛ بلاذری، احمد بن يحيى، أنساب الأشراف‏، ۱۴۱۷ق،ج۳، ص۱۵۲
  88. جعفريان، حيات فكرى و سياسى ائمه، ۱۳۸۱ش، ص۱۷۵
  89. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۹۹۳، ج۳، ص۲۹۱
  90. دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۲۴؛ کشّی، محمد بن عمر؛ رجال الکشی، ص۴۸
  91. ابن سعد، البقات الکبری، ۱۴۱۸، ج۱۰، ص۴۴۱؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷، ج۵، ص۳۲۲؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ۱۹۹۱، ج۴، ص۳۴۹ـ۳۵۰
  92. دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۲۴-۲۲۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، صص۱۲۰-۱۲۱؛ ابن قتبیه، الامامه والسیاسه، ج۱، صص۲۰۲-۲۰۴
  93. ابن سعد، الطبقات الكبرى‏، ۱۴۱۸ق، ج۱۰، ص۴۴۰؛ شیخ طوسی، اختيار معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ص۵۰؛ ذهبی، شمس الدين، تاريخ الإسلام و وفيات المشاهير و الأعلام‏، ۱۴۰۹ق، ج۵، ص۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة الدمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۴، ص۲۰۶
  94. طبرسی، احمد بن على ، الاحتجاج، ۱۴۰۳، ج۲، ص۲۹۶
  95. یعقوبی، تاريخ‏ اليعقوبى، دار الصادر، ج۲، ص۲۳۱؛ شیخ طوسی، اختيار معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ص۴۸؛ اربلی، كشف الغمة في معرفة الأئمة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۵۷۴
  96. ابن كثير، البداية و النهاية، دار الفكر، ج۸، ص۷۹.
  97. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰، ج۱، ص۲۰۴.
  98. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰، ج۱، ص۲۰۸-۲۰۹.
  99. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰، ج۱، ص۲۱۱.
  100. نجمی، ص۳۴۰
  101. گروهی از تاریخ‌پژوهان، تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهداء، ج۱، ص۳۹۲
  102. ابن سعد، الطبقات الکبری، خامسه۱، ص۴۴۲؛ بَلاذُری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۵۵؛ مفید، الارشاد، ۱۳۹۹ق، ج۲، ص۳۲.
  103. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۳۳۸.
  104. ابومخنف، مقتل‌الحسین، ص۵؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳، ج۲، ص۳۳.
  105. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷، ج۳، ص۱۶۰؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳، ج۲، ص۳۴
  106. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۵۶؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳، ج۲، ص۳۶
  107. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳، ج۲، ص۶۶
  108. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۵۷-۱۵۹؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳، ج۲، ص۳۶-۳۸
  109. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳، ج۲، ص۴۱
  110. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۶۰؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳، ج۲، ص۶۶
  111. ابن سعد، الطبقات الكبرى، ۱۴۱۸، ج۱۰، ص۴۵۰؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۸، ص۱۵۹ و ۱۶۱
  112. الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۰۸، مسکویه، تجارب الامم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۶۷؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۵۱
  113. ابن اعثم الکوفی، الفتوح، ۱۹۹۱، ج۵، ص۸۳؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۸۴؛ محمد بن جریر الطبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۰۹؛ مسکویه، تجارب الامم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۶۸؛ علی بن ابی الکرم ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۵۲؛ و ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۹۶
  114. دینوری، الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۵۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۷۶؛ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۰۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۵۲
  115. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۱۴؛ ابن‌مسکویه، تجارب‌الامم، ص۷۱.
  116. بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۳، ص۱۸۲؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵،ص۴۱۴؛ مفید، الارشاد، ۱۳۹۹ق، ج۲، ص۸۹؛ ابن‌مسکویه، تجارب‌الامم، صص۷۱-۷۲؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۵۵.
  117. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۱۷؛ مفید، الارشاد، ۱۳۹۹ق، ج۲، ص۹۱؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۵۷.
  118. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۹۱-۹۴؛
  119. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۲۹-۴۳۰
  120. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۲۷ و شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۹۹
  121. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۶۱-۳۶۲؛ الاصفهانی، مقاتل الطالبیین، دارالمعرفه،‌ ص۸۰؛ محمد بن جریر الطبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۴۶
  122. مفید، الارشاد، ۱۳۹۹ق، ج۲، ص۱۱۲؛ خوارزمی، مقتل‌الحسین(ع)، ۱۴۲۳، ج۲، ص۴۱؛ طبرسی، اعلام‌الوری، ج۱، ص۴۶۹.
  123. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۵۰-۴۵۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبیر، ج۶، ص۴۴۱؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل‌الطالبین، ص۱۱۸؛ مسعودی، مروج‌الذهب، ج۳، ص۲۵۸؛ مفید، الارشاد، ۱۳۹۹ق، ج۲، ص۱۱۲.
  124. ابن سعد، الطبقات الکبیر، ج۶، ص۴۴۱، ج۳، ص۴۰۹؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۵۳؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل‌الطالبین، ص۱۱۸؛ مسعودی، مروج‌الذهب، ج۳، ص۲۵۸
  125. بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۳، ص۴۱۱؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۵۶؛ مسعودی، مروج‌الذهب، ج۳، ص۲۵۹.
  126. الإرشاد، المفید ،ج‏۲،ص۱۱۳، بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۳، ص۲۰۴؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۵۵؛ مسعودی، مروج‌الذهب، ج۳، ص۲۵۹
  127. طبری، تاریخ‌الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۵۶.
  128. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷، ج۵، ص۴۵۵
  129. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷، ج۵، ص۴۵۵
  130. مقرم، مقتل الحسین، ۱۴۲۶، ص۳۳۵-۳۳۶.
  131. اشتهاردی، هفت ساله چرا صدا درآورد؟، ۱۳۹۱ش، ص۱۵۴
  132. سید مرتضی، تنزیه الانبیاء، ص۱۷۶
  133. صالحی نجف‌آبادی، شهید جاوید، ص۱۵۹
  134. صحتی سردرودی، ۱۳۸۵، ص۲۹۶-۲۹۹
  135. ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، ۱۴۰۸، ج۸، ص۱۹۱؛ طبری، ج۵، ص۴۵۹؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵، ج۴، ص۸۳
  136. بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۱۷
  137. صحیفه نور، ج۱۷، ص۵۸
  138. بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۳۶۶، ۴۵۳؛ طبرانی، المعجم الکبیر، دارالنشر، ج۳، ص۹۵؛ شیخ مفید، ج۲، ص۲۷
  139. احمد ابن حنبل، المسند، بیروت، ج۳، ص۲۶۱؛ ترمذی، سنن الترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۲۵
  140. طبرانی، المعجم الکبیر، دارالنشر، ج۳، ص۱۰۱
  141. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۱۵؛ ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۴۶؛ طبرانی، المعجم الکبیر، دارالنشر، ج۳، ص۱۰۰
  142. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۱۳ـ ۴۱۷؛ ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۳، ۱۵
  143. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۱۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۱۲۳
  144. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷، ج۳، ص۷؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳، ج۲، ص۲۷
  145. انساب الاشراف، ج۳، ص۱۴۲؛ الطبقات الکبرى، ج۱۰، ص۳۸۵.
  146. احمد بن حنبل، المسند، بیروت، ج۲، ص۴۴۰؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۱۶۶؛ ترمذی، سنن ترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۲۴
  147. مسلم، صحیح مسلم، ۱۴۲۳ق، ج۱۵، ص۱۹۰؛ کلینی،الکافی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۸
  148. مفید، الإرشاد، المفيد، ۱۴۱۳، ج۱، ص۱۶۸
  149. زمخشری، تفسیر الکشاف، ۱۴۱۵ ق، ذیل آیه ۶۱ آل عمران؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۰۵ق، ذیل آیه ۶۱ آل عمران.
  150. احمد بن حنبل، دارصادر، مسند احمد، ج ۱، ص۳۳۱؛ ابن کثیر، ۱۴۱۹، ج۳، ص۷۹۹؛ شوکانی، فتح القدیر، عالم الکتب، ج۴، ص۲۷۹.
  151. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۲۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۰۹
  152. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۱۴ـ۴۱۵
  153. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۰۸؛ ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، ۱۴۰۹ق، ج۷، ص۲۶۹
  154. ری شهری، دانشنامه امام حسین، ۱۳۸۸ش، ج۳، ص۱۶۶-۳۱۷
  155. کلینی، الكافى، ج۱، ص۵۲۸؛ شیخ طوسی، الغيبة، ۱۴۱۱، ص۱۴۵
  156. مجلسی، بحارالانوار، ۱۳۶۳، ج۴۴، ص۲۲۳-۲۴۹
  157. منقری، وقعة صفين، ۱۴۰۳، ص۱۴۲
  158. کلینی، الکافی، ۱۳۶۲، ج۱، ص۴۶۵
  159. ابن قولویه، كامل الزيارات، ۱۳۵۶، ص۶۶
  160. ابن شهرآشوب، المناقب، ۱۳۷۹،، ج۴، ص۸۲؛ مجلسی، بحارالأنوار، ۱۳۶۳، ج۹۸، ص۶۹.
  161. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۱۳
  162. ابن عساکر، تاریخ مدینة الدمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۴، ص۱۸۵
  163. ابن عساکر، تاریخ مدینة الدمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷۰، ص۱۹۶ـ۱۹۷؛ برای موارد مشابه رجوع کنید به ابن حزم، المُحَلّی، بیروت، ج۸، ص۵۱۵؛ اربلی، کشف الغمه، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۴۷۶
  164. اربلی، كشف الغمة، ۱۴۲۱، ج۱، ص۵۷۵
  165. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۷۳
  166. شیخ صدوق، الخصال، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۳۵؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۳۳؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۹، ص۴۴۷
  167. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۱۰؛ طبرانی، ج۳، ص۱۱۵؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۹۷
  168. طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱، ص۷۸۷
  169. ابن طاووس، اللهوف، ۱۴۱۴ق، ص۲۲۵
  170. سایت خبری فردا
  171. رمز و راز آن پرچم سرخ - مرکز ملی پاسخگویی
  172. طباطبائی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۱۶۴.
  173. کلیدار، تاریخ کربلاء و حائرالحسین(ع)، ۱۳۷۶، ص۵۱ـ۵۲ و ۵۸ـ۶۰.
  174. آل طعمه، کربلا و حرم‌های مطهر، مشعر، ص ۸۹-۱۱۲
  175. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، دارالمعرفة، ص۴۷۷.
  176. نگاهی نو به جریان عاشورا، ۱۳۸۷، ص۴۲۵
  177. طوسی، الامالی، ص۳۲۷؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج۲، ص۲۱۱.
  178. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸، ج۱۰، ص۳۷۶-۴۱۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷، ج۳، ص۷؛ مسلم، صحیح مسلم، ۱۴۲۳ق، ج۱۵، ص۱۹۰؛ ابن کثیر، ۱۴۱۹، ج۳، ص۷۹۹.
  179. مراجعه کنید به حسینی شاهرودی، «امام حسین (ع) و عاشورا از دیدگاه اهل سنت» و ایوب، م، ترجمه قاسمی، «فضایل امام حسین علیه السلام در احادیث اهل سنت»
  180. ایوب، م، ترجمه قاسمی، «فضایل امام حسین علیه السلام در احادیث اهل سنت»
  181. ابوبکر ابن عربی، العواصم من القواصم، المکتبة السلفیة، ص۲۳۲.
  182. ابن تیمیه، منهاج السنة النبوية، ۱۴۰۶، ج۴، ص۵۳۰-۵۳۱.
  183. سایت گنجور
  184. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، دار احياء التراث العربي بيروت، ج۱، ص۲۱۷
  185. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، دار احياء التراث العربي بيروت، ج۱، ص۲۱۶
  186. آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵، ج۱۳، ص۲۲۸.
  187. عقاد، ابوالشهداء، ۱۴۲۹، ص۲۰۷.
  188. عقاد، ابوالشهداء، ۱۴۲۹، ص۱۴۱.
  189. طه حسین، علی و بنوه، دارالمعارف، ص۲۳۹.
  190. فروخ، تجديد في المسلمين لا في الإسلام، دار الكتاب العربي، ص۱۵۲
  191. ناصری داودی، انقلاب کربلا از دیدگاه اهل سنت، ۱۳۸۵، ص۲۸۷-۳۱۹
  192. موسوعة کلمات الامام الحسین، مقدمه، صفحه ز
  193. مجلسی، بحارالانوار، ۱۳۶۳، ج۹۵، ص۲۱۴.
  194. کرباسی، دائرة المعارف الحسینیة، دیوان الامام الحسین، ۲۰۰۱م. ج۱ و ۲
  195. ابن شعبه، تحف العقول، ۱۴۰۴، ص۲۳۷-۲۴۰
  196. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳، ج۲، ص۹۷-۹۸
  197. خوارزمی، مقتل الحسین، ۱۴۲۳، ج۱، ص۲۷۳.
  198. میانجی، مکاتیب الائمة، ۱۴۲۶، ج۳، ص۸۳-۱۵۶
  199. اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۵۹۲.
  200. ابن شعبه، تحف العقول، ۱۴۰۴، ص۲۴۵.
  201. اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۵۷۳.
  202. ابن شهرآشوب، المناقب، ۱۳۷۹، ج۴، ص۶۸.
  203. خوارزمی، مقتل الحسين، ۱۴۲۳، ج۱، ص۲۷۳.
  204. ابن شعبه، تحف العقول، ۱۴۰۴، ص۲۴۸.
  205. اسفندیاری، «کتابشناسی کتابشناسی‌های امام حسین(ع)» ۱۳۷۹، ص۴۱
  206. صفر علی پور، کتابشناسی اختصاصی امام حسین، ۱۳۸۱، ص۲۵۵.
  207. اسفندیاری، کتابشناسی تاریخی امام حسین(ع)، ۱۳۸۰، ص۴۹۱
  208. آشنايی با دائرة المعارف حسينی
  209. صاحبی، مقتل و مقتل نگاران، ۱۳۷۳ش، ص۳۱
  1. در کتاب لهوف آمده است امام حسین پیش از حرکت به سوی عراق، رسول خدا(ص) را [در خواب] دید که به او فرمود:‌ «إنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاکَ قَتِيلا» خدا خواسته است تو را کشته ببیند.(ابن طاوس، لهوف، ۱۳۴۸، ص۶۵) نیز گزارش شده است که پیش از حرکت به سوی عراق خطبه‌ای خواند و گفت: گویا می‌بینم که گرگ‌های بیابان، بین نواویس و کربلا، مرا قطعه قطعه می‌کنند.(اربلی، كشف الغمة، ۱۴۲۱، ج۱، ص۵۷۳)
  2. فَإِنَّهُ مَكْتُوبٌ عَنْ يَمِينِ الْعَرْشِ مِصْبَاحٌ هَادٍ وَ سَفِينَةُ نَجَاة(صدوق، كمال الدين، ۱۳۹۵، ج۱، ص۲۶۵) این روایت در منابع متاخر نقل به معنا شده و با اندکی تفاوت نسبت به اصل روایت به صورت «ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة» معروف شده است.

منابع

  • آل طعمه، سلمان هادی، کربلا و حرمهای مطهر، تهران، مشعر، بی‌تا.
  • آلوسی، روح المعانی، تحقیق: علی عبد الباری عطیة، بیروت، دار الكتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
  • ابن ابی الثلج، تاریخ الائمه، در مجموعه نفیسه فی تاریخ الائمه، چاپ محمود مرعشی، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۶ق.
  • ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۸۵-۱۳۸۷ق.
  • ابن ابی الدنیا، مکارم الاخلاق، چاپ مجدی سید ابراهیم، بولاق، بی‌تا.
  • ابن ابی‌شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت، ۱۴۰۹ق.
  • ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، بیروت، دارالکتاب العربی، بی‌تا.
  • ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-داربیروت، ۱۹۶۵م.
  • ابن الجوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ طبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۹۹۲.
  • ابن الخشاب البغدادی، تاریخ موالید الائمه، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی.
  • ابن الصباغ، الفصول المهمه فی معرفة الائمة، ج۲، تحقیق سامی الغریری،‌دار الحدیث، ۱۴۲۲.
  • ابن الطقطقی، الفخری فی الآداب السلطانیه و الدول الاسلامیه، تحقیق عبدالقادر محمد مایو، بیروت، دارالقلم العربی، ۱۹۹۷.
  • ابن الفقیه، احمد بن محمد، البلدان، تحقیق یوسف الهادی، بیروت، عالم الکتب، چاپ اول، ۱۹۹۶.
  • ابن المشهدی، محمد بن جعفر، المزار [الکبیر]، تحقیق جواد القیومی الاصفهانی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۹ق.
  • ابن تیمیه، منهاج السنة النبویة، تحقیق محمد رشاد سالم، جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة، ۱۴۰۶ق.
  • ابن حبان، صحیح، تحقیق شعیب ارنؤوط، بی‌جا، الرساله، ۱۹۹۳.
  • ابن حزم،‌ المُحَلّی، تحقیق محمد شاکر، بیروت، دارالفکر، بی‌تا
  • ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ق و دار احیاء التراث العربی، چهارم.
  • ابن سعد، الطبقات الكبرى‏، بیروت، دار الكتب العلمیة، دوم‏، ۱۴۱۸ق.
  • ابن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت،‌دار الکتب العلمیة، ط الأولی، ۱۴۱۰ق.
  • ابن سعد، الطبقات الکبری، چاپ احسان عباس، بیروت، ۱۹۶۸-۱۹۷۷..
  • ابن شبّه نمیری، تاریخ المدینة المنورة، اخبار المدینةالنبویة، چاپ فهیم محمد شلتوت، جده، ۱۳۹۹ق، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش.
  • ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول،قم، جامعه مدرسين‏، ۱۴۰۴ق.
  • ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، قم، چاپ هاشم رسولی محلاتی، بی تا.
  • ابن شهرآشوب‏، المناقب، قم، علامه‏، ۱۳۷۹ق.
  • ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، قم، چاپ یوسف بقاعى، ۱۳۸۵ش.
  • ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول فی مناقب ال الرسول، چاپ ماجد بن احمد عطیه، بی‌جا، بی‌تا.
  • ابن عبد البر، الاستیعاب فى معرفة الاصحاب، تحقیق على محمد البجاوى، بیروت، دار الجیل، اول، ۱۴۱۲ق.
  • ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، چاپ محمد علی بجاوی، بیروت، ۱۴۱۲ق-۱۹۹۲.
  • ابن عساكر، تاریخ مدینة دمشق‏، بیروت‏، دار الفكر، اوّل‏، ۱۴۱۵ق.
  • ابن فندق بیهقی، علی بن زید، لباب الانساب و الالقاب و الاعقاب، تحقق، مهدی رجائی، مکتبة آیت الله المرعشی، قم، ۱۳۸۵.
  • ابن قتیبة دینوری، الإمامة و السیاسة، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، اول، ۱۴۱۰ق.
  • ابن قتیبه دینوری، المعارف، تحقیق ثروت عکاشه، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب، ۱۹۶۰.
  • ابن قتیبه، المعارف، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب، دوم، ۱۹۹۲م.
  • ابن قولویه قمى، كامل الزیارات‏، نجف، دار المرتضویة، ۱۳۵۶ق.
  • ابن قولویه،‌ جعفر بن محمد، کامل الزیارات، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم، ۱۴۱۷ق.
  • ابن كثیر، البدایة و النهایة، بیروت، دار الفكر، بى تا
  • ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق.
  • ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۹ق.
  • ابن منظور، لسان العرب‏، بیروت‏، سوم، دار صادر، ۱۴۱۴ق.
  • ابن نما حلی، جعفر، مثیر الاحزان، قم، مدرسه امام مهدی(عج)، ۱۴۰۶.
  • ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ، تحقیق سید احمد صقر، بیروت، دارالمعرفة، بی تا.
  • ابوبکر ابن عربی، العواصم من القواصم، قاهرة، المکتبة السلفیة، بی تا.
  • احمد ابن حنبل، المسند، بیروت، دارصادر، بی‌تا.
  • احمد بن حنبل، مسند احمد، بیروت، دار صادر، بی‌تا.
  • احمدی میانجی، علی، مکاتیب الائمة، آيت الله احمدى ميانجى‏، قم، دار الحديث‏، ۱۴۲۶ق.
  • اربلى، علی بن عیسی، كشف الغمة فی معرفة الأئمة، قم، رضى‏، اول، ۱۴۲۱ق.
  • اربلى، علی بن عیسی، کشف الغمة فى معرفة الائمة علیهم‌السلام، چاپ على فاضلى، قم، ۱۴۲۶ق.
  • ازدی، ابومخنف، مقتل الحسین(ع)، تحقیق و تعلیق حسین الغفاری، قم، مطبعة العلمیه، بی‌تا.
  • اسفندیاری، محمد، کتابشناسی تاریخی امام حسین(ع)، تهران، سازمان چاپ و انتشارات، ۱۳۸۰ش.
  • اسفندیاری، محمد «کتابشناسی کتابشناسی‌های امام حسین(ع)»، فصلنامه کتاب‌های اسلامی، زمستان ۱۳۷۹، شماره۳.
  • اشتهاردی، علی پناه، هفت ساله چرا صدا درآورد؟ چاپ اول، قم، انتشارات علامه، ۱۳۹۱ش.
  • اصفهانی، ابوالفرج، کتاب الاغانی، قاهره، ۱۳۸۳ق.
  • اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، تحقیق احمد صقر، بیروت، دارالمعرفه، بی‌تا.
  • خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین(ع)، قم‏، انوار الهدى‏، دوم، ۱۴۲۳ق.
  • الزمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، قم، نشر البلاغه، الطبعة الثانیة، ۱۴۱۵ ق.
  • امین، سیدمحسن، اعیان الشیعة، چاپ حسن امین، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  • بحرانی، هاشم‌بن سلیمان، مدینةالمعاجز (معاجز اهل‌البیت)، چاپ علاءالدین اعلمى، قم، ۱۴۲۶ق-۲۰۰۵.
  • بخاری، ابونصر سهل بن عبداللّه، سرّالسلسلة العلویة، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، نجف، ۱۳۸۱ق.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل، ادب المفرد، بیروت، ۱۴۰۶ق.
  • بغدادی، صفی الدین عبدالمؤمن، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، ج۱، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالمعرفه، ۱۹۵۴.
  • بغدادی، محمد بن حبیب، المحبر، بی‌جا، ۱۳۶۱ق.
  • بلاذرى‏، احمد بن یحیى، أنساب الأشراف‏، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی ، بیروت‏، دار الفكر، ۱۴۱۷ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق احسان عباس، بیروت، جمیعة المتشرقین الامانیه، ۱۹۷۹؛
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق محمود فردوس العظم، دمشق، ۱۹۹۶-۲۰۰۰.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳ و ۱، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، ۱۹۷۷.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، بیروت، مکتبة الهلال، ۱۹۸۸م.
  • بیهقى، علی‌بن زید، لباب الأنساب و الألقاب و الأعقاب، چاپ مهدى رجائى، قم ۱۴۱۰ق.
  • ترمذی، محمد بن عیسی، سنن ترمذی، ج۵، تحقیق عبدالرحمن محمد عثمان، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ق.
  • تمیمی مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۲، مصر، دارالمعارف، ۱۳۸۵ق.
  • جعفریان‏، رسول، حیات فكرى و سیاسى ائمه‏، قم‏، انصاریان‏، ششم‏، ۱۳۸۱ش.
  • جعفریان، رسول، گزیده حیات سیاسی و فکری امامان شیعه، ۱۳۹۱.
  • جمعی از نویسندگان، نگاهی نو به جریان عاشورا، قم، دفتر تبلیغات اسلامی (بوستان کتاب)، چاپ ششم، ۱۳۸۷ش.
  • حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، تحقیق یوسف عبدالرحمن المرعشی، بیروت، ۱۴۰۶ق.
  • حرانی، حسن بن شعبه، تحف العقول، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۴ق.
  • حسین، طه، علیّ و بنوه، قاهره، دارالمعارف، بی تا.
  • حِمْیرى، عبداللّه‌بن جعفر، قریب الاسناد، قم، ۱۴۱۳ق.
  • خرگوشی نیشابوری، ابو سعید، شرف المصطفی، ج۵، مکه، دارالبشائر الاسلامیه، ۱۴۲۴.
  • خزاز رازى، علی بن محمد، کفایة الاثر فی‌النص علی‌الائمة الاثنی‌عشر، چاپ عبداللطیف حسینى کوه کمرى خوئى، قم، ۱۴۰۱ق.
  • خصیبی، حسین بن حمدان، الهدایة الکبری، بیروت، مؤسسة البلاغ، ۱۴۱۱ ق.
  • خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق.
  • خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفة بن خیاط، تحقیق فواز، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۵.
  • دانشنامه امام حسین(ع)، محمدی ری شهری و...، ج۱۰، مترجم، محمد مرادی، قم، دارالحدیث، ۱۴۳۰ق/۱۳۸۸ش.
  • دایرة المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی و کامران فانی و بهاء الدین خرمشاهی، ج۲، نشر سازمان دایره المعارف تشیع، تهران، ۱۳۶۸ش.
  • دلائل الامامة، منسوب به محمدبن جریر طبرى آملى، بیروت، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، ۱۴۰۸ق-۱۹۸۸.
  • دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، ج۶، تهران، ۱۳۷۷ش.
  • دولابی، محمد بن احمد، الذریة الطاهرة، چاپ محمدجواد حسینی جلالی، قم، ۱۴۰۷ق.
  • دینورى، احمد بن داود، الأخبار الطوال، تحقیق عبد المنعم عامر، قم، منشورات الرضى، ۱۳۶۸ش.
  • دینوری، احمد بن داوود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۸ش.
  • ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ج۵، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۹۹۳.
  • ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۳، تخریج شعیب ارنؤوط و تحقیق حسین اسد، بیروت، الرساله، چاپ نهم، ۱۹۹۳.
  • ذهبی، شمس الدین، تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام‏، بیروت‏، دار الكتاب العربى‏، دوم‏، ۱۴۰۹ق.
  • ربانی خلخالی، علی، چهره درخشان امام حسین علیه‌السلام، قم، مکتب الحسین، ۱۳۷۹ ش.
  • زبیدى واسطى‏، مرتضى حسینى، تاج العروس من جواهر القاموس‏، بیروت‏، دار الفكر،۱۴۱۴ق.
  • زمانی، احمد، حقایق پنهان، پژوهشی در زندگانی سیاسی امام حسن مجتبی، قم، سوم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۰ش.
  • سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، بیروت، ۱۴۰۱ق-۱۹۸۱.
  • سبط بن جوزى، تذكرة الخواص‏، قم، منشورات الشریف الرضى‏، اوّل‏، ۱۴۱۸ق.
  • سماوی، محمد بن طاهر، إبصار العین فی أنصار الحسین علیه السلام‏، قم، دانشگاه شهید محلاتى‏، اوّل‏، ۱۴۱۹ق.
  • سماوی، محمد، ابصار العین فی انصار الحسین(ع)، تحقیق محمد جعفر الطبسی، مرکز الدراسات الاسلامیه لممثلی الولی الفقیه فی حرس الثورة الاسلامیه.
  • سمعانی، الأنساب، ج۸، تحقیق عبدالرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، حیدرآباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیه، ۱۹۶۲.
  • سید بن طاوس، علی بن موسی، اقبال الاعمال، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۷ش.
  • سید بن طاوس، علی بن موسی، الطرائف، قم، خیام، ۱۴۰۰ق.
  • سید بن طاووس، علی بن موسی، الملهوف علی قتلی الطفوف، تهران، جهان، ۱۳۴۸ش.
  • سید بن طاووس، علی بن موسی، الملهوف علی قتلی الطفوف، قم، اسوه، ۱۴۱۴ق.
  • سید رضى‏، نهج البلاغة، تحقیق صبحی صالح، قم، هجرت‏، ۱۴۱۴ق.
  • سید مرتضی، علی بن حسین، التنزیه الانبیاء، نسخه موجود در کتابخانه مدرسه فقاهت.
  • شریعتی علی، تشیع علوی و تشیع صفوی، تهران، چاپخش، ۱۳۷۷
  • شهیدی، سید جعفر، زندگانی علی بن الحسین، تهران، دفتر نشر فرهنگ، ۱۳۶۵
  • شهیدی، سیدجعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۹۰.
  • شوکانی، فتح القدیر، بیروت، عالم الکتب، بی تا.
  • شیخ صدوق، الأمالی، قم، تحقیق قسم الدراسات الإسلامیة - مؤسسة البعثة، ۱۴۱۷ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه، الخصال، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۳ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه، عیون اخبار الرضا، چاپ مهدى لاجوردى، قم ۱۳۶۳ش.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، علل الشرائع، النجف الأشرف، المکتبة الحیدریة ومطبعتها، ۱۳۸۵ق-۱۹۶۶م.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، تصحیح و تعلیق علی أکبر الغفاری، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، محرم الحرام ۱۴۰۵ق-۱۳۶۳ش.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، الامالی، قم، دارالثقافه، ۱۴۱۴ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، چاپ حسن موسوی خرسان، بیروت، ۱۴۰۱ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد، بیروت، مؤسسه فقه الشیعه، ۱۴۱۱ق.
  • شیخ مفید، الارشاد، قم، سعید بن جبیر، ۱۴۲۸ق.
  • شیخ مفید، محمد بن‌نعمان، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، بیروت، ۱۴۱۴ق. (دانشنامه)
  • صدوق، التوحید، تحقیق، تصحیح وتعلیق، السید هاشم الحسینی الطهرانی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، بی‌تا.
  • صفار قمى، محمدبن حسن، بصائرالدرجات الکبرى فى فضائل آل محمد (ع)، چاپ محسن کوچه‌باغی‌تبریزى، تهران، ۱۳۶۲ش.
  • صفر علی پور، حشمت الله، کتابشناسی اختصاصی امام حسین، قم، یاقوت، ۱۳۸۱ش.
  • طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، بیروت، ۱۴۰۴ق.
  • طبرانی، المعجم الکبیر، ج۳، تحقیق حمدی عبدالمجید السلفی، بی‌جا،‌دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، تحقیق حمدی بن عبدالمجید السلفی، قاهره، دار النشر، مكتبة ابن تیمیة، دوم، بی‌تا.
  • طبرسی، احمد بن على ، الاحتجاج على أهل اللجاج‏، مشهد، مرتضى‏، ۱۴۰۳ش و نجف، چاپ محمدباقر موسوى خرسان، ۱۳۸۶ق.
  • طبرسی، علی بن حسن، مشکاة الانوار، نجف، کتابخانه حیدریه، ۱۳۸۵ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، تهران، اسلامیه، ۱۳۹۰ق.
  • طبری، احمد بن عبدالله، ذخائر العقبی، قاهره، مکتبة القدسی، ۱۳۵۶ق.
  • طبری، عمادالدین حسن بن علی، کامل بهائی، مرتضوی، تهران، ۱۳۸۳ش.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت‏، دوم، دار التراث‏، ۱۳۸۷ق.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۳۸۲-۱۳۸۷ق/۱۹۶۲-۱۹۶۷.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۹۶۲-۱۹۶۷.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (تاریخ الطبری)، ج۵، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۹۶۷.
  • طوسی، اختیار معرفة الرجال(رجال الكشی)، مشهد، دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸ش.
  • طوسی، الامالی، قم، دار الثقافة، ۱۴۱۴ق.
  • طوسی، الغیبة، قم، دار المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۱ق.
  • طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.
  • طوسی، مصباح المتهجد، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، ۱۴۱۱ق.
  • عاملی، ابن حاتم، الدر النظیم، قم، جامعه مدرسین، بی‌تا.
  • عاملی، جعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للامام الحسن(ع)، قم، ۱۴۰۵ق.
  • عاملی، جعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للامام الحسن، بیروت، دارالسیره، بی تا.
  • عاملی، محمد بن مکی (شهید اول)، الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه، ج۲، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۷.
  • عسقلانی، ابن حجر، الاصابة فی تمییز الصحابه، تحقیق عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۹۹۵.
  • عقاد، عباس محمود، ابوالشهداء الحسین بن علی، تهران، المجمع العالمی للتقریب، دوم، ۱۴۲۹ق.
  • علامه مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  • علامه مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳۶و ۴۵، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ق.
  • علی بن زید بیهقی، لباب الأنساب و الألقاب و الأعقاب، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۱۰.
  • عندلیب، ثارالله، مرکز مطالعات راهبردی خیمه، بی‌تا.
  • فتال نیشابوری، محمد بن حسن، روضة الواعظین، ج۱، قم، رضی، بی‌تا.
  • فخر رازی، محمد بن‌ عمر، التفسیر الکبیر، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۵ق.
  • فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج۱، قم، هجرت، ۱۴۰۹.
  • فروخ، عمر، تجدید فی المسلمین لا فی الإسلام، بیروت، دار الكتاب العربی، بی تا.
  • قاضى نعمان، نعمان‌بن محمد، دعائم الاسلام و ذکر الحلال و الحرام والقضایا و الاحکام، چاپ آصف‌بن علی‌اصغر فیضى، قاهره ۱۹۶۳ـ ۱۹۶۵.
  • قاضی طباطبایی، سید محمد علی، تحقیق درباره اول اربعین حضرت سیدالشهدا(ع)، بنیاد علمی و فرهنگی شیهد آیت الله قاضی طباطبایی، قم، ۱۳۶۸ۀ ه. ش.
  • قائدان، اصغر، عتبات عالیات عراق، تهران، مشعر، ۱۳۸۷ش.
  • قمی، عباس، منتهی الامال، ج۱، قم، مؤسسه انتشارات هجرت، ۱۳۷۲ش.
  • قمی، علی بن محمد، کفایة الاثر، قم، بیدار، ۱۴۰۱.
  • كلینی، محمد بن یعقوب، الكافى‏، تهران، اسلامیة، دوم‏، ۱۳۶۲ش.
  • کاشفی سبزواری، ملا حسین، روضة الشهدا، نوید اسلام، قم، ۱۳۸۲ش.
  • کاشفی، حسین بن علی، روضة الشهدا،‌ چاپ محمد رمضانی، تهران، ۱۳۴۱ش.
  • کتبی، فوات الوفیات، ج۲، تحقیق علی محمد بن یعوض الله و عادل احمد عبدالموجود، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۲۰۰۰.
  • کرباسی، دائرة المعارف الحسینیة، دیوان الامام الحسین، لندن، المرکز الحسینی للدراسات، ۲۰۰۱م.
  • کشّی، محمد بن عمر، رجال الکشی، مشهد، دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸ش.
  • کلیدار، عبدالجواد، تاریخ کربلاء و حائر الحسین علیه السلام، نجف، [بی‌تا]، چاپ افست قم، ۱۳۷۶ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت، ۱۴۰۱ق،
  • کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، قم، دارالحدیث، ۱۴۲۹ق.
  • کوفی، ابن اعثم، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت،‌دار الأضواء، چاپ اول، ۱۹۹۱.
  • گروهی از تاریخ‌پژوهان، تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهداء علیه‌السلام، زیر نظر مهدی پیشوایی، چ۱، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۹.
  • مالقی، محمد، التمهید و البیان، به کوشش محمد یوسف زاید، قطر، ۱۴۰۵ق.
  • مالک بن انس، الموطأ، ج۲، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت،‌دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۵.
  • متقی الهندی، علاء الدین علی، کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۱۳، تصحیح صفوة السقا، بیروت، الرساله، ۱۹۸۹.
  • مجلسى‏، محمد باقر، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، تهران، اسلامیة، دوم، ۱۳۶۳ش.
  • محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۸، قم، آل البیت(ع)، ۱۴۰۸.
  • محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، قم، نشر معرف، ۱۳۸۰ش.
  • محمد بن محمد مفید، الارشاد فی معرفة حجج‌اللّه علی‌العباد، قم، ۱۴۱۳ق.
  • مزی، تهدیب الکمال، تحقیق بشار عواد معروف، ج۶، بیروت-لبنان، مؤسسة الرساله، ۱۹۸۵.
  • مسعودی، اثبات الوصیه، منشورات الرضی، قم.
  • مسعودی، علی بن الحسین، التنبیه و الاشراف، تصحیح عبدالله اسماعیل الصاوی، قاهره،‌دار الصاوی، بی‌تا؛ افست قم،‌دار الثقافة الاسلامیه، بی‌تا.
  • مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم، دارالهجره، ۱۴۰۹.
  • مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، چاپ شارل پلّا، بیروت، ۱۹۶۵-۱۹۷۹.
  • مسکویه، ابوعلی، تجارت الامم، ج۲، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، ۱۳۷۹ش.
  • مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، بیروت، دارالمعرفه، بیروت،۱۴۲۳ق.
  • مُصْعَب بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، چاپ لوی پرووانسال، قاهره ۱۹۵۳.
  • مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، مرتضی مطهری، تهران، نشر صدرا، ۱۳۸۰
  • مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، قم، كنگره شیخ مفید، اول، ۱۴۱۳ق.
  • مفید، الارشاد، ج۲، ترجمه محمد باقر ساعدی خراسانی، اسلامیه، ۱۳۵۱ش؛
  • مفید، محمد بن‌نعمان، الارشاد، ترجمه و شرح فارسی، محمدباقر ساعدی، تصحیح، محمدباقر بهبودی، بیجا، انتشارات اسلامیه، ۱۳۸۰ش؛
  • مفید، محمد بن‌نعمان، الارشاد، تحقیق، مؤسسة آل‌البیت(ع) لتحقیق التراث، بیروت، دارالمفید، ۱۴۱۴ق-۱۹۹۳م، (نسخه موجود در لوح فشرده مکتبة اهل‌البیت نسخه دوم).
  • مفید، محمد بن‌نعمان، المقنعه، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • مفید، محمد بن‌نعمان، مسار الشیعة، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • مقدسی، ابو نصر بن مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، به کوشش کلمان هوار، پاریس، ۱۹۱۶م.
  • مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیة، بی تا
  • مقدسی، یدالله، باز پژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان(ع)، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۱ش.
  • مقریزی، تقى الدین، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‏، بیروت، دار الكتب العلمیة، اوّل‏، ۱۴۲۰ق.
  • مقریزی، تقی الدین، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، دارالکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۲۰ق، چاپ اول.
  • منقری، نصر بن مزاحم، وقعة صفین‏، قم، مكتبة آیة الله المرعشى النجفى‏، دوم، ۱۴۰۳ق.
  • موسوعه کلمات الرسول الاعظم، ج۶، کتاب الحسنین(ع) و کتاب اهل البیت(ع)، مؤلف لجنة الحدیث فی مرکز ابحاث باقرالعلوم(ع)، تهران، نشر امیرکبیر، ۱۳۸۸ش.
  • موسوی المقرم، عبدالرزاق، مقتل الحسین(ع)، بیروت، دارالکتاب الاسلامیه.
  • ناصری داودی، عبدالمجید، انقلاب کربلا از دیدگاه اهل سنت، قم، موسسه امام خمینی، ۱۳۸۵ش.
  • نجفی یزدی، محمد، اسرار عاشورا، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۳ش.
  • نصر بن‌مزاحم، وقعة الصفین، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۸۲ق- ۱۹۶۲م.
  • نمیری، عمر بن شبه، تاریخ المدینة المنوره، ج۳، قم، دارالفکر، ۱۳۶۸ش.
  • هاشمی نژاد، عبدالکریم، درسی که حسین به انسانها آموخت، تهران، نشر شاهد و بنیاد شهید انقلاب اسلامی، ۱۳۸۰ش.
  • یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، بیروت،‌دار صادر، بی‌تا.

پیوند به بیرون


پیشین:
امام حسن مجتبی
امام سوم شیعیان دوازده امامی
۵۰-۶۱ هجری قمری
پسین:
امام سجاد
به زبان‌های دیگر مطالعه کنید