باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

افغانستان

افغانستان
موقعیت جغرافیایی افغانستان.png
اطلاعات عمومی
دین رسمی اسلام
جمعیت کل ۳۲ میلیون نفر (۱۳۹۴ش)
مساحت ۶۵۲،۸۶۴ کیلومتر مربع
پایتخت کابل
زبان رسمی فارسی و پشتو
اسلام
پیشینه اسلام سال ۳۷ق
احزاب و گروه‌های شیعی
اقوام هزاره، تاجیک، پشتون، ازبک، ترکمن
مراکز شیعی
مناطق شیعه‌نشین هزارستان، کابل، مزار شریف و هرات

افغانستان، کشوری آسیایی با اکثریت مسلمان و با نظام جمهوری اسلامی است. چین، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، ایران و پاکستان همسایگان این کشور هستند. جمعیت تقریبی افغانستان در سال ۱۳۹۴ش، ۳۲ میلیون نفر بوده است. کابل پایتخت افغانستان و قندهار، هرات، مزار شریف و جلال آباد بزرگترین شهرها است.

دین رسمی افغانستان اسلام است. مذهب حنفی (اهل‌سنت) در اکثریت و شیعیان امامیه و اسماعیلیه در اقلیت هستند. در قانون اساسی مصوب سال ۱۳۸۲ش، برای اولین بار، مذهب شیعه در افغانستان به رسمیت شناخته شد. شیعیان افغانستان بیشتر در شهرهای کابل، مزار شریف و هرات و نیز هزارستان ساکن‌اند. رواج تشیع در سرزمین افغانستان از زمان صدر اسلام بوده و گسترش آن در دوره بنی‌عباس و با مهاجرت علویان به خراسان، و سپس همزمان با ایلخانان و صفویه اتفاق افتاده است.

داریوش اول و اسکندر اولین فاتحان افغانستان پیش از میلاد بودند. پیش از ورود سپاه مسلمانان در سده اول خورشیدی به افغانستان، ادیان بودایی و زرتشتی در این کشور رواج داشت. در بخش‌های مختلف افغانستان امروزی، تا نیمه قرن ۱۴ خورشیدی (بیستم میلادی) امیران طاهریان، صفاریان، سامانیان، غزنویان، غوریان، سلجوقیان، تیموریان، بابُریان و دُرانی حکومت می‌کردند. بلخ، هرات، بامیان و تخار از شهرهای باستانی افغانستان است.

محتویات

جغرافیا

افغانستان و همسایگان

افغانستان کشوری در جنوب غربی آسیاست که به دریا راه ندارد. از شمال با تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان، از شمال شرق با چین، از شرق و جنوب با پاکستان و در غرب با ایران همسایه است.[۱] مساحت افغانستان در منابع مختلف از ۶۲۰ تا ۷۰۰ هزار کیلومتر مربع تخمین زده شده است.[۲]

بالاترین نقطه کشور، قله نوشاخ (بدخشان)، ۷۴۹۲ متر بالاتر از سطح دریا است. افغانستان آب و هوای قاره‌ای دارد.[۳] در ارتفاعات شمال شرقی و مرکزی، زمستان‌های شدید با میانگین دمای کمتر از ۱۵- سانتی‌گراد، و تابستان‌های داغ در جنوب و جنوب غربی (زابل،قندهار و هلمند)، شرق (ننگرهار) و دشت‌های ترکستان در شمال، با درجه حرارت متوسط ۳۵ سانتی‌گراد است. پایین‌ترین نقطه در جوزجان در امتداد جنوبی رودخانه آمو، ۲۵۸متر بالاتر از سطح دریا قرار دارد.[۴]

تاریخ

داریوش اول (۴۸۶-۵۲۲پ.م) و اسکندر (۳۲۳-۳۳۶پ.م) اولین کسانی بودند که از افغانستان به عنوان دروازه ورود به هند استفاده می‌کردند. فاتحان اسلامی در سده اول خورشیدی وارد این کشور شدند و چنگیز خان و تیمور در قرن‌های ۶و۷ش این کشور را تصرف کردند.[۵] در بخش‌های مختلف افغانستان امروزی تا اواخر قرن سیزده قمری (نوزده میلادی)، طاهریان، صفاریان، سامانیان، غزنویان، غوریان، سلجوقیان، ایلخانیان، تیموریان و پادشاهی درانی حکومت می‌کردند. [۶] بلخ، هرات، بامیان، تخار و فراه مشهورترین شهرهای باستانی افغانستان هستند.

در قرن نوزده میلادی، افغانستان در رقابت بین امپراتوری بریتانیا و تزار روسیه به منظور کنترل آسیای مرکزی و هند به میدان جنگ یا میدان بازی بزرگ تبدیل شد.[۷] مرزهای امروزی افغانستان در این زمان بوجود آمد.[۸] شاه افغانستان، امان‌الله پس از موافقت‌نامه استقلال با انگلیس (۱۲۹۸ش/۱۹۱۹م)، تلاش کرد یک‌سری اصلاحات ساختاری در جامعه و دولت افغانستان ایجاد کند.[۹]

در سه دهه آخر قرن بیستم، جامعه افغانستان از عواقب جنگ داخلی که به وسیله حمله نظامی و اشغال توسط اتحاد جماهیر شوروی به‌وجود آمده بود (۱۳۶۷-۱۳۵۸ش)، رنج می‌برد.[۱۰] پس از سقوط دولت کمونیستی و نیز، حکومت کوتاه مجاهدین (۱۳۷۴-۱۳۷۱ش)، گروه طالبان یک حکومت مذهبی (۱۳۸۰-۱۳۷۴ش) را تأسیس کرد.[۱۱]

رژیم طالبان در دی (جدی) ۱۳۸۰ش پس از یک اقدام نظامی گروه همکارش، القاعده علیه ایالات متحده، توسط نیروهای این کشور سقوط کرد. پس از آن، نیروهای ضد طالبان به یک دوره دولت انتقالی، تدوین قانون اساسی جدید و ایجاد نظام سیاسی انتخابی توافق کردند.[۱۲]

ادیان، مذاهب و اقوام

نشان رسمی حکومت افغانستان

اسلام دین رسمی افغانستان است که در ماده دوم قانون اساسی ثبت شده است.[۱۳] در ماده بعدی آمده که «در افغانستان هیچ قانون نمی‌تـواند مخالف معتقدات واحکام دیـــن اسلام باشد.»[۱۴] مبدأ تقويم کشور بر هجرت پيغمبر اکرم (ص) استوار است.[۱۵] در نشان رسمی افغانستان نیز اجزای اسلامی وجود دارد. [یادداشت ۱] دین مردم افغانستان پیش از ظهور اسلام، بودایی و نیز زرتشتی بوده است. اکنون پیروان مذهب حنفی (سنی) در اکثریت و پیروان مذهب شیعه در اقلیت هستند. هم‌چنین پیروان گروه‌های صوفی و نیز عقاید سلفیه در این کشور وجود دارند؛ اما آمارهای دقیقی درباره تعداد پیروان ادیان و مذاهب مختلف در افغانستان وجود ندارد.

اقوام متعددی در افغانستان زندگی می‌کنند که در قانون اساسی، به تعدادی از آن اشاره شده است: پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک، ترکمن، بلوچ، پشه‌یی، نورستانی، ایماق، قزلباش و براهوی.[۱۶]

اولین بار در ماده ۱۳۱ قانون اساسی افغانستان مصوب ۱۳۸۲ش، حقوق اقلیت شیعه به رسمیت شناخته شد:
محاکم برای اهل تشیع، در قضایای مربوط به احوال شخصیه،‌ احکام مذهب تشیع را مطابق به احکام قانون تطبیق می‌نمایند. در ساير دعاوی نیز اگر در این قانون اساسی و قوانین دیگر حکمی موجود نباشد، محاکم قضيه را مطابق به احکام اين مذهب حل و فصل می نمایند.

بیشتر شیعیان افغانستان، معتقد به مذهب شیعه امامیه هستند. شیعیان اسماعیلی نیز در مناطقی از افغانستان حضور دارند. اکثریت شیعیان افغانستان از قوم هزاره‌ هستند. قزلباش‌ها، سادات و گروه‌هایی از هراتی‌ها، تاجیک‌ها، بلوچ‌ها، ترکمن‌ها و پشتون‌ها، دیگر اقوام و طوایف شیعه افغانستان را تشکیل میدهند.[۱۷]

ورود اسلام به افغانستان

مسجد ۹ گنبد در بلخ، قدیمی‌ترین مسجد باقی‌مانده در افغانستان

مسلمانان از دو سو وارد افغانستان شدند؛ ابتدا از سوی هرات و مرو در شمال[۱۸] و دیگری بعدها از طریق سیستان در جنوب.[۱۹]

سقوط ساسانیان و فتح خراسان

اولین ارتباط مردم افغانستان کنونی با مسلمانان در جریان تعقیب و گریز یزدگرد سوم، آخرین شاه ساسانی بود.[۲۰] در سال‌های ۲۸تا۳۳ق (۶۶۲-۶۴۲م)، هم‌زمان با خلافت عمر و عثمان و تصرف بخش بزرگی از سرزمین‌های تحت سلطه ساسانی توسط مسلمانان، یزدگرد سوم، به مناطق بلخ و تخار در شمال افغانستان کنونی گریخت.[۲۱] مسلمانان در تعقیب او به فرماندهی احنف بن قیس، نیشابور، سرخس و ابیورد را تصرف کرده و با حاکمان مرو، هرات و بلخ در برابر گرفتن جزیه به صلح رسیدند.[۲۲] البته برخی مناطق را نیز با زور تصرف کردند.[۲۳]

یعقوب لیث صفاری، در نیمه دوم قرن۳ق نیمه شرقی افغانستان فعلی یعنی غزنی و کابل را فتح کرد.[۲۴] تا این زمان همه مناطق افغانستان، کاملا به تصرف مسلمانان درآمد، به جز نورستان در شرق افغانستان کنونی و مناطق کوهستانی دوردست در غور.[۲۵] مردمان نورستان تا سال ۱۲۷۵ش براساس چندخداباوری، طبیعت‌گرایی و قداست آتش زندگی می‌کردند. آنان پس از لشکرکشی عبدالرحمان، امیر افغانستان در این سال مسلمان شدند.[۲۶]

اولین شیعیان

برخی از مورخین اعتقاد دارند رواج اسلام در افغانستان در هر دو مذهب آن یعنی تسنن و تشیع هم‌زمان بوده است.[۲۷] اینان معتقدند شیعیان هزاره (غور) با نامه‌ای از طرف امام علی که توسط خواهرزاده ایشان و والی خراسان، جعدة بن هبیره آورده شد، مسلمان شدند و پس از شهادت امام، از عمل به دستور معاویه برای لعن امام علی خودداری کردند.[۲۸] عده‌ای نیز رواج تشیع را در افغانستان به دوران بنی‌عباس و مهاجرت علویان ارتباط می دهند.[۲۹] بنابر نظر رشیدالدین فضل‌الله، تشیع غازان خان، فرزند بزرگ هلاکوخان، به همراه برادرش اولجایتو و فرزندش ابوسعید، باعث رواج تشیع در افغانستان شد.[۳۰] آرمین ومبری (۱۹۱۳-۱۸۳۲م) بیان کرده که مذهب شیعه در دوران صفویه و در پادشاهی شاه عباس که متولد هرات بود، وارد افغانستان شده است.[۳۱]

پراکندگی شیعیان

استان‌های افغانستان در آخرین تقسیمات

شیعیان افغانستان تا قرن ۱۳ق، در چند مکان مشخص و نه پراکنده زندگی می‌کردند. قزلباش‌ها در کابل و غزنی، هزاره‌ها در هزاره‌جات و مزار شریف، و هراتی‌ها در هرات. اما پس از سیاست‌های خصمانه عبدالرحمان خان در برابر شیعیان بخصوص هزاره‌ها، آنان در بیشتر نقاط افغانستان و نیز کشورهای همسایه پراکنده شدند. اکنون شیعیان در چهار ولایت دایکندی، میدان، غزنی و بامیان اکثریت دارند، و بصورت اقلیت‌های بزرگ و کوچک در همه ولایات زندگی می‌کنند.

هزارستان

نوشتار اصلی: هزارستان

هزارستان یا هزاره‌ستان یا هزاره‌جات، منطقه وسیع مرکزی افغانستان است که ولایات بامیان و دایکُندی بخشی از آن است و همچنین بیشتر مساحت ولایات میدان، غَزنی، سَر پُل، غور و پَروان را در برمی‌گیرد. اکثریت ساکنان هزاره‌جات، شیعه‌مذهب و از قوم هزاره هستند.

جایگاه شیعیان

معاویه در سال ۴۷ قمری دستور حمله به غوریان (ساکنان هزاره‌جات کنونی) را به اتهام ارتداد صادر کرد؛ چرا که آنها از دستور معاویه در سب امام علی (ع) پیروی نکردند. با آمدن داعیان بنی‌عباس در خراسان، گروهی از شیعیان با آنان همکاری کردند.

پس از انتقال حکومت بنی‌عباس از مرو به بغداد توسط مامون؛ به ترتیب طاهریان، صفاریان، سامانیان، غزنویان و سلجوقیان بر خراسان یا بخشهای دیگر افغانستان مسلط شدند. در دوره سامانیان، غزنویان و سلجوقی که از بنی‌عباس اطاعت می‌کردند، فشارهایی بر شیعیان وارد شد و تعدادی از شیعیان به اتهام ارتداد و تکفیر کشته شدند.[۳۲]

ایلخانان، تیموریان و بابریان

ظهور ایلخانان مغول پس از سقوط بنی‌عباس، تمایلات شیعی آنها و همچنین بیطرفی مذهبی، موجب شد شیعیان از آزادی مذهبی برخوردار باشند. تیموریان هم گرچه سنی‌مذهب بودند، اما بیطرفی مذهبی پیشه کردند و شیعیان را در اجرای مراسم مذهبی خود آزاد گذاشتند. بابُریان هم که نیمی از افغانستان را زیر سلطه داشتند، اهل تسامح مذهبی بودند.[۳۳]

صفویه و نادرشاه

با روی کار آمدن حکومت صفویه، بخش‌های مهمی از افغانستان فعلی از هرات تا قندهار زیر سلطه حکومت صفویه قرار گرفت و شیعیان در آزادی کامل زندگی کردند. با این حال اما سخت‌گیری حاکمان صفوی بر اهل سنت، پیامدهای ناگواری پس از سقوط صفویان بر جای گذاشت و زمینه تنش‌های قومی و فشار بر شیعیان و هزاره‌ها را فراهم کرد.[۳۴]

هوتکیان تا عبدالرحمان خان

هزارستان یا غورستان که مرکز تجمع اصلی شیعیان افغانستان است، پس از عصر صفویه تا آغاز حکومت عبدالرحمان خان، ناحیه‌ای مستقل بوده[۳۵]، اما در همین دوره، شیعیان در دیگر نقاط افغانستان شاهد موارد بسیاری از قتل عام‌ها، تصرف سرزمین‌های خود و حملات متعدد بودند. از جمله میرویس خان اولین پادشاه پس از صفویه، با فتوای تکفیر شیعیان، دست به کشتار هزاره‌های قندهار زد. احمدشاه دُرانی، سپاه عظیمی برای تصرف ارزگان و دایکندی به راه انداخت. شیعیان کابل هم در سال ۱۲۱۹ هـ.ق شاهد اینگونه اقدامات بودند و عده فراوانی از قزلباشان، خانه و دارایی خود را از دست داده و به هزاره‌جات پناه بردند.[۳۶]

عبدالرحمان خان

عبدالرحمان، اول مرداد ۱۲۵۹ش تاجگذاری کرد و تلاش‌های او برای نابود کردن حکومت‌های محلی و تصرف سرزمین آنان در جهت گسترش فلمروی خود، ۸ سال طول کشید. مردم هزارستان به تدریج و بدون شورش و درگیری، مطیع حکومت مرکزی شد و مالیات پرداخت. ولی بی‌حرمتی و هتاکی ماموران مالیاتی، توهین به مقدسات مذهبی، تحقیر و اهانت به بزرگان و ریش‌سفیدان و روحانیان، و در مجموع رفتارهای ناپسند ماموران دولتی عبدالرحمان خان، موجب جوشش و قیام مردم هزاره شد. قیامی که فروردین ۱۲۷۱ هـ.ش[۳۷] از ارزگان آغاز شد، سراسر هزاره‌جات را فراگرفت و به بخش‌هایی از شمال افغانستان و پایتخت آن نیز سرایت کرد. عبدالرحمان ارتش تازه‌تاسیس خود را به جنگ هزاره‌جات فرستاد. عبدالرحمان برای سرکوب بیشتر شیعیان هزاره‌جات، با به دست آوردن فتوای تکفیر شیعیان از برخی روحانیان اهل سنت، توانست نیروهای داوطلب مردمی را هم به جنگ با هزاره‌های شیعه بفرستد.[۳۸]

بنابر آمارها، بیش از نیمی از مردم ساکنان هزارستان کشته شدند که شامل ۲۱۰۰ تن از افراد بانفوذ و روحانیان شیعه می‌شد.[۳۹] علاوه بر این، برپایی مراسم مذهبی از جمله سوگواری برای امام حسین (ع) و شهدای کربلا ممنوع شد و نمازهای جماعت و احکام شرعی در هزاره‌جات بر اساس مذهب حنفی به مردم آموزش داده می‌شد.[۴۰] تعدادی از هزاره‌ها به بردگی گرفته شدند و اعدام‌های خودسرانه تا چند سال ادامه داشت.[۴۱]

مصادره و غصب زمین‌های کشاورزی و چراگاه‌های هزاره‌ها در مناطقی مانند بهسود، دایزنگی، دایکندی، ناهور، مالستان و جاغوری، نابودی صنایع دستی و تولید اسلحه و منع نگهداری اسب و نیز مقرر شدن مالیات‌های جدید برای شیعیان هزاره‌جات، از پیامدهای این تهاجم ذکر شده است.[۴۲]عبدالرحمان حتی پس از مصالحه نیز به رفتارهای غیرانسانی خود با شیعیان ادامه داد.

دولت کمونیستی

کودتای ۷ اردیبهشت ۱۳۵۷ و روی کار آمدن دولت کمونیستی با نام رسمی «جمهوری دموکراتیک افغانستان» و همراه با حمایت ارتش شوروی، شرایط جدیدی در افغانستان ایجاد کرد. بیش از ۱۱۰ هزار نیروی ارتش شوروی وارد افغانستان شدند و مردم با سلاح‌های ابتدایی در برابر فعالیت‌های ضد دینی آنها مقاومت کردند.[۴۳] دولت شدت رفتار بیشتری در رابطه با ملایان، روحانیان، تحصیل‌کردگان غیرسازمانی و اقلیت‌های هزاره و قزلباش -که شیعه بودند- از خود نشان داد.[۴۴]بر این اساس، مردم هزاره و قزلباش، در اکثر موارد پس از دستگیری مستقیما کشته می‌شدند.[۴۵]

در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ش، شیعیان هزاره به رهبری محمدحسین صادقی نیلی و همکاری روحانیان دیگر در دایکندی قیام کردند و مناطق دایکندی، شهرستان، لعل، ورس، پنجاب، یکاولنگ و... تصرف شد. قیام شیعیان، ۲۱ اردیبهشت ۵۸ به شهر بامیان رسید اما با کشته شدن ۷۰۰ تن از شیعیان عقب‌نشینی کرد، اما پس از ۴ بار تلاش، توانست بامیان را از تصرف دولت کمونیستی خارج کند.[۴۶]

پس از مدتی، در داخل هزارستان و در ایران، گروه‌های جهادی شیعه با عنوان احزاب مجاهدین بوجود آمد. قیام سراسری در مناطق مرکزی افغانستان باعث شد دولت کمونیستی قوای خود را از هزاره‌جات خارج کند. اندکی بعد، قیام و آزادسازی مناطق به سراسر افغانستان گسترش یافت.[۴۷]

دولت مجاهدین

اندکی پیش از سقوط رژیم کمونیستی، اتحاد هفت‌گانه مجاهدین سنی مقیم پیشاور برای تشکیل دولت اسلامی مجاهدین تشکیل جلسه داد اما در ابتدا حزب شیعه وحدت اسلامی را به رهبری عبدالعلی مزاری دعوت نکرد، گرچه حزب حرکت اسلامی به رهبری آیت الله محسنی در آن شرکت داده شد.[۴۸]

پس از ورود مجاهدین به کابل، و از ۱۳۷۱ش حزب وحدت اسلامی از سوی گروه‌های مختلف مانند حزب اتحاد اسلامی به رهبری عبدالرسول سیاف (وابسته به عربستان)، حزب اسلامی به ریاست گلبدین حکمتیار، جمعیت اسلامی زیر فرمان برهان‌الدین ربانی و شورای نظار تحت فرمان احمدشاه مسعود مورد تهاجم قرار گرفت که به نبردهای ویرانگری انجامید.[۴۹] حزب حرکت اسلامی نیز تلاش داشت که برخی از پایگاه‌های حزب وحدت را تصرف کند. در یکی از این درگیری‌ها،‌ منطقه شیعه‌نشین افشار در غرب کابل که در کنترل حزب وحدت اسلامی بود، با آتش سنگین اتحاد اسلامی و شورای نظار و همراهی حزب حرکت اسلامی در هم کوبیده شد و هزاران منزل مسکونی مردم ویران شد و بسیاری از غیرنظامیان تیرباران شدند.[۵۰] [یادداشت ۲]

این جنگ‌ها علاوه بر آنکه ۵۰ درصد شهر کابل را ویران ساخت و خسارات جانی و مالی بسیاری بر جای گذاشت، به وجهه مجاهدین به شدت آسیب زد و سرانجام زمینه را برای ظهور و پیشروی طالبان فراهم کرد.[۵۲]

حکومت طالبان

نوشتار اصلی: طالبان

اولین برخورد جدی طالبان با شیعیان در زمان نزدیک شدن به کابل رخ داد. کشته‌شدن عبدالعلی مزاری، دبیرکل حزب وحدت اسلامی و افراد همراهش توسط طالبان، شوک شدیدی به شیعیان بخصوص هزاره‌ها وارد کرد و مقاومت در برابر طالبان، بین آنان فراگیر شد. البته برخی از افراد مشهور و فعال شیعیان به طالبان تسلیم شده و با آنان همکاری کردند ولی نتوانست بر جایگاه منفی طالبان نزد شیعیان اثر قابل توجهی بگذارد. [۵۳]

طالبان سپس در ۱۳۷۶ش با تصرف مزار شریف در شمال افغانستان، با قیام هزاره‌ها و به تدریج همه مردم شهر روبرو شد و صدها نیروی طالب کشته شد. خشم طالبان و حامیان آن، پاکستان و عربستان از این شکست باعث شد که منطقه هزارستان، مورد محاصره و تحریم واقع شود. کمبود غذا و گرسنگی، فشار و تلفات بسیاری در این منطقه بدنبال داشت. [۵۴]

یک سال و چند ماه بعد طالبان دوباره به مزار شریف حمله کرد و دست به قتل عام هزاره‌ها زد. نیازی سخنگوی طالبان، پس از ورود به مزار شریف دستور داد از بلندگوها اعلام کنند که «شیعیان سه راه دارند؛ یا مذهب خود را تغییر دهند، یا به ایران بروند، و یا با مرگ روبه‌رو شوند.» بدین ترتیب تمام مراسم مذهبی شیعیان در مساجد ممنوع شد. روایت‌های دل‌خراشی از رفتار غیرانسانی طالبان با اسرا نقل شده است.[۵۵] طالبان سپس به کنسول‌گری جمهوری اسلامی ایران در مزار شریف حمله کرده و ۹ دیپلمات و یک خبرنگار ایرانی را کشتند.[۵۶] طالبان هم‌چنین مقبره عبدالعلی مزاری رهبر حزب وحدت اسلامی را تخریب کرد.[۵۷]

نیروهای طالبان پس از تصرف مزار شریف، حملات خود را به بامیان، مرکز حزب وحدت اسلامی بیشتر کرده و در بهار ۱۳۷۸ش آن را تصرف کرد. شیعیان بامیان به سختی قتل عام شدند. بطور کلی تا سقوط حکومت طالبان در آبان(عقرب) ۱۳۸۰ش/نوامبر ۲۰۰۱م، شیعیان بخصوص هزاره‌ها تحت فشار، تهدید، محرومیت و سرکوب بودند. [۵۸]

نظام جدید سیاسی از ۱۳۸۱ش

پس از سقوط طالبان، در کنفرانس شهر بُن (آذر/قوس ۱۳۸۰ش) که زیرنظر سازمان ملل برای توافق و تعیین مسیر سیاسی افغانستان برگزار شد، نمایندگانی از احزاب شیعه حضور داشتند.[۵۹] گرچه در این اجلاس، قدرت بر مبنای قومیت توزیع شد ولی احترام به مذاهب و آزادی‌های آنان تاکید شد.[۶۰] هم‌چنین در قانون اساسی فعلی افغانستان، در کنار توجه به عدم تبعیض مذهبی و قومی، حقوق مذهبی شیعیان به رسمیت شناخته شده و نام اقوام شیعه مانند هزاره و قزلباش درج گردیده است.[۶۱] هم‌اکنون شیعیان مراکز و فعالیت‌های مذهبی، علمی و فرهنگی خود را دارند. برخی رسانه‌های تلویزیونی و نشریه نیز توسط شیعیان اداره می‌گردد. سَروَر دانش، معاون دوم کنونی رییس جمهور افغانستان و اندکی از وزیران، تعدادی از معاونان و کارمندان ارشد دولت و بخشی از نمایندگان مجلس افغانستان شیعه هستند.[۶۲]

احزاب و گروه‌های فعال

این حزب در تابستان ۱۳۶۸ش، از ترکیب اکثر گروه‌های جهادی شیعه افغانستان بوجود آمد. اولین کنگره این حزب در بامیان تشکیل شد. عبدالعلی مزاری، مشهورترین دبیرکل این حزب است که پس از سرنگونی دولت نجیب‌الله در ۱۳۷۱ش، توانست با ورود به کابل و استقرار در مناطق شیعه نشین، موقعیت این حزب را به عنوان قوی‌ترین حزب شیعی استحکام بخشد. در دوره دولت مجاهدین، نیروها، هواداران و پایگاه‌های این حزب، مورد حمله شدید نیروهای احمدشاه مسعود، و نیز، نیروهای حزب اتحاد اسلامی به رهبری سیاف (وابسته به عربستان) قرار گرفت. پس از شهادت مزاری توسط طالبان، این حزب به سه شاخه تجزیه شد. پس از سرنگونی حکومت طالبان و سرکار آمدن دولت انتقالی و برگزاری انتخابات، شاخه‌های این حزب توانست نمایندگانی از مناطق شیعه‌نشین بویژه هزارستان به پارلمان بفرستند. هم‌چنین تاکنون یکی از دو معاون رییس جمهور افغانستان، از این حزب انتخاب شده است. سرور دانش، محمدکریم خلیلی و محمد محقق از سران مشهور این حزب هستند.

حزب حرکت اسلامی توسط شیخ آصف محسنی و گروهی از روحانیون در قم در ۱۳۵۸ش تاسیس شد. ابتدای دهه هفتاد، دفاتر اصلی و فعالیت مسئولان ارشد این حزب به کویته پاکستان منتقل شد. آصف محسنی در دولت مجاهدین، در کنار احمدشاه مسعود قرار گرفت. در زمان حکومت طالبان، این گروه به دو شاخه تجزیه شد. در دوره پس از طالبان، آصف محسنی از رهبری سیاسی حزب کناره گرفت. رهبران دو شاخه حزب حرکت عبارتند از سید محمدعلی جاوید و سید خلیل انوری.

شورای علمای شیعه افغانستان، تشکلی از روحانیان شیعه افغانستان است که در سال ۱۳۸۲ش آغاز به کار کرد. تصویب قانون احوال شخصیه براساس فقه شیعه در سال ۱۳۸۸ش[۶۳] و بنیان‌گذاری شورای اخوت اسلامی میان شیعیان و اهل سنت[۶۴] جزو فعالیت‌های این شورا است.[۶۵]

در کنار این نهادها، احزاب دیگری نیز وجود دارند که تعداد اعضاء و دامنه فعالیت آنان محدودتر است: حزب ملت، حزب اقتدار ملی، حزب انسجام ملی، حزب اعتدال

زیارت‌گاه‌ها و امام‌زاده‌های افغانستان

  • زیارت‌گاه سخی یا «سخی‌جان» در مزار شریف، که به «سخی شاه مردان» هم مشهور است، و آن را منسوب به امام علی (ع) می‌دانند. ابتدای هر سال، در نوروز علم بزرگی در این مکان برافراشته می‌شود که به «جهنده سخی» معروف است. در این مراسم، مردمان بسیاری از جمله مقامات ارشد سیاسی شرکت دارند.[۶۶]
  • مرقد یحیی بن زید، فرزند زید فرزند امام سجاد (ع) در سرپل افغانستان، که در قیام علیه بنی‌امیه در جوزجان در ۱۲۵ق شهید شد. زیارت او مشهور به «زیارت امام خُرد» است.[۶۷]
  • زیارتگاه سخی: زیارت‌گاهی در منطقه کارته سخی کابل که بخاطر داستان حضور امام علی در آن، و نیز به دلیل آنکه خرقه‌ای منسوب به پیامبر اکرم (ص) در آن چند روز نگهداری شده، محل احترام و زیارت مردم شیعه و سنی است.[۶۸]
  • مقبره شاهزاده قاسم و شاهزاده عبدالله در هرات[۶۹]
  • زیارت‌گاه «خرقه مبارک» در قندهار، مکانی است که عبای منسوب به پیامبر در آن نگهداری می‌شود.[۷۰]
  • در برخی مناطق افغانستان مانند هزارستان مرقدهایی منسوب به سادات وجود دارد که مورد احترام مردم محلی هستند.

پانویس

  1. دانشنامه آریانا
  2. دانشنامه آریانا
  3. سایت «infoplease»، قسمت «afghanistan»
  4. سایت «infoplease»، قسمت «afghanistan»
  5. سایت «infoplease»، قسمت «afghanistan»
  6. سایت historyfiles، صفحه «AsiaArachosia»
  7. سایت «infoplease»، قسمت «afghanistan»
  8. سایت دانشنامه بریتانیکا، صفحه افغانستان
  9. سایت «infoplease»، قسمت «afghanistan»
  10. سایت دانشنامه بریتانیکا، صفحه افغانستان
  11. سایت دانشنامه بریتانیکا، صفحه افغانستان
  12. سایت دانشنامه بریتانیکا، صفحه افغانستان
  13. متن قانون اساسی افغانستان، سایت وزارت عدلیه
  14. متن قانون اساسی افغانستان، سایت وزارت عدلیه
  15. متن قانون اساسی افغانستان، سایت وزارت عدلیه
  16. ماده چهار، متن قانون اساسی افغانستان، سایت وزارت عدلیه
  17. بختیاری، شیعیان افغانستان، ۱۳۸۵ش، ص ۶.
  18. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۶۷.
  19. مستوفی، تاریخ گزیده، ۱۳۶۴ش، ص۳۷۱.
  20. غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۹۲ش، ص۱۵۱-۱۴۱.
  21. غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۹۲ش، ص۱۵۱-۱۴۱.
  22. غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۹۲ش، ص۱۵۱-۱۴۱.
  23. غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۹۲ش، ص۱۵۱-۱۴۱.
  24. گزارش تشیع در افغانستان، ص ۲۵۰
  25. گزارش تشیع در افغانستان، ص ۲۵۰.
  26. دانشنامه آریانا
  27. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۱۱۶.
  28. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۱۱۷.
  29. دائرة المعارف تشیع، ج ۲، ۶۵۲.
  30. گزارش تشیع در افغانستان، ص ۲۵۵.
  31. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۷۸ش، ص ۱۱۰.
  32. سعیدی، شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات.
  33. سعیدی، شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات.
  34. سعیدی، شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات.
  35. ناصری، طریقه تشیع و قله‌های تعصب در افغانستان، ص ۷۲ و ۷۳.
  36. ارزگانی، خشونت‌های مذهبی از طریق دولت‌ها.
  37. گزارش تشیع در افغانستان، ص ۲۶۱.
  38. سعیدی، شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات.
  39. سعیدی، شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات.
  40. سعیدی، شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات.
  41. گزارش تشیع در افغانستان، ص ۲۶۲
  42. سعیدی، شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات.
  43. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۲۶۱
  44. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۲۶۲
  45. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۲۶۳
  46. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۲۶۷
  47. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۲۶۷
  48. شیعیان افغانستان، ص ۲۱۲
  49. شیعیان افغانستان، ص ۲۱۲
  50. شیعیان افغانستان؛ روابط، جایگاه، جریان‌ها و احزاب، ص ۲۸۵
  51. کابل پرس
  52. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۲۷۷ و ۲۷۸.
  53. نظری، «مقاومت شیعیان در برابر طالبان در چارچوب تحلیل گفتمان»، ص۱۱۶-۱۱۹
  54. نظری، «مقاومت شیعیان در برابر طالبان در چارچوب تحلیل گفتمان»، ص۱۲۱-۱۲۲
  55. بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان؛ روابط، جایگاه، جریان‌ها و احزاب، ۱۳۹۲ش، ص۴۳۲
  56. بهمنی قاجار ، شیعیان افغانستان؛ روابط، جایگاه، جریان‌ها و احزاب، ۱۳۹۲ش، ۱۳ص ۴۳۳
  57. محقق ارزگانی، بررسی اندیشه های تاریخی: تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ص۲۸۲
  58. بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان؛ روابط، جایگاه، جریان‌ها و احزاب، ۱۳۹۲ش، ص ۴۳۳.
  59. بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان؛ روابط، جایگاه، جریان‌ها و احزاب، ۱۳۹۲ش، ص۴۳و۴۴.
  60. بختیاری، شیعیان افغانستان، ۱۳۸۵ش، ص۲۱۶.
  61. بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان؛ روابط، جایگاه، جریان‌ها و احزاب، ۱۳۹۲ش، ص ۴۴.
  62. بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان؛ روابط، جایگاه، جریان‌ها و احزاب، ۱۳۹۲ش، ص۴۳و۴۴.
  63. انصاری، «در سوگ آیت‌الله»
  64. انصاری، «در سوگ آیت‌الله»
  65. «نقش شورای علمای شیعه در تثبیت معارف اهل بیت در افغانستان»
  66. طاووسی مسرور، ماهنامه زمانه، ش۳۱و۳۲، ص۷۸و۷۹.
  67. طاووسی مسرور، ماهنامه زمانه، ش۳۱و۳۲، ص۷۸و۷۹.
  68. طاووسی مسرور، ماهنامه زمانه، ش۳۱و۳۲، ص۷۸و۷۹.
  69. بختیاری، شیعیان افغانستان، ص ۳۸۰.
  70. بختیاری، شیعیان افغانستان، ص ۳۸۱.
  1. نشان ملی افغانستان عبارت از محراب و منبر به رنگ سفید است که در دو گـوشه آن دو بیرق و در وسط آن در قسمت فوقانی،‌ کلمه مبارک لااله‌الاالله، محمد رسول‌الله و الله‌اکبر و اشعه خورشيد در حال طلوع و در قسمت تحتانی آن تاريخ ١٢٩٨ هجری شمسی و کلمه افغانستان، جا داشته و از دو طرف با خوشه‌های گندم احاطه شده است.
  2. گزارش «پروژه عدالت افغانستان»، فاجعه افشار را قتل عام و تجاوز جنسی دسته‌جمعی خوانده است.[۵۱]

منابع

  • بختیاری، محمدعزیز؛ شیعیان افغانستان، قم، انتشارات شیعه شناسی، ۱۳۸۵ش.
  • موسوی، سیدعسکر، هزاره‌های افغانستان، ترجمه:اسدالله شفایی، قم، نشر اشک یاس، ۱۳۸۶ش.
  • محقق ارزگانی، قربان‌علی؛ بررسی ریشه های تاریخی تشیع در افغانستان، قم، آشیانه مهر، اول، ۱۳۹۱ش.
  • بهمنی قاجار، محمدعلی، جایگاه سیاسی و اجتماعی شیعیان در افغانستان، تهران، موسسه مطالعات اندیشه‌سازان نور، ۱۳۹۲ش.
  • بینش، محمدوحید، محمد حسین خلوصی، فاروق انصاری، آشنایی با مسلمانان جهان؛ شیعیان افغانستان، تهران، مؤسسه مطالعات اندیشه سازان نور، ۱۳۹۰ش.
  • غبار، میرغلام محمد، افغانستان در مسیر تاریخ، تهران، نشر عرفان، ۱۳۹۲ش.
  • غلام سخی ارزگانی، شمه‌ای خشونت‌ها، کشتارها و اعمار کله‌منارها در زمان امیر عبدالرحمن خان - ۵.
  • دانشنامه آریانا

پیوند به بیرون