باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

افغانستان

افغانستان
موقعیت جغرافیایی افغانستان.png
اطلاعات عمومی
دین رسمی اسلام
جمعیت کل ۳۲ میلیون نفر (۱۳۹۴ش)
مساحت ۶۵۲،۸۶۴ کیلومتر مربع
پایتخت کابل
زبان رسمی فارسی و پشتو
اسلام
پیشینه اسلام سال ۳۷ق
احزاب و گروه‌های شیعی
اقوام هزاره، تاجیک، پشتون، ازبک، ترکمن
مراکز شیعی
مناطق شیعه‌نشین هزارستان، کابل، مزار شریف و هرات

افغانستان، با نظام جمهوری اسلامی، کشوری آسیایی با اکثریت مسلمان است. چین، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، ایران و پاکستان همسایگان این کشور هستند. جمعیت تقریبی افغانستان در سال ۱۳۹۴ش، ۳۲ میلیون نفر بوده است. کابل پایتخت افغانستان و قندهار، هرات، مزار شریف و جلال آباد بزرگترین شهرها است.

دین رسمی افغانستان اسلام است. مذهب حنفی (اهل‌سنت) در اکثریت و شیعیان امامیه و اسماعیلیه در اقلیت هستند. در قانون اساسی مصوب سال ۱۳۸۲ش، برای اولین بار، مذهب شیعه در افغانستان به رسمیت شناخته شد. شیعیان افغانستان بیشتر در شهرهای کابل، مزار شریف و هرات و نیز هزارستان ساکن‌اند. رواج تشیع در سرزمین افغانستان از زمان صدر اسلام بوده و گسترش آن در دوره بنی‌عباس و با مهاجرت علویان به خراسان، و سپس همزمان با ایلخانان و صفویه اتفاق افتاده است.

داریوش اول و اسکندر اولین فاتحان افغانستان پیش از میلاد بودند. پیش از ورود سپاه مسلمانان در سده اول خورشیدی به افغانستان، ادیان بودایی و زرتشتی در این کشور رواج داشت. در بخش‌های مختلف افغانستان امروزی، تا نیمه قرن ۱۴ خورشیدی (بیستم میلادی) امیران طاهریان، صفاریان، سامانیان، غزنویان، غوریان، سلجوقیان، تیموریان، بابُریان و دُرانی حکومت می‌کردند. بلخ، هرات، بامیان و تخار از شهرهای باستانی افغانستان است.

محتویات

جغرافیا

افغانستان و همسایگان

افغانستان کشوری در جنوب غربی آسیاست که به دریا راه ندارد. از شمال با تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان، از شمال شرق با چین، از شرق و جنوب با پاکستان و در غرب با ایران همسایه است.[۱] مساحت افغانستان در منابع مختلف از ۶۲۰ تا ۷۰۰ هزار کیلومتر مربع تخمین زده شده است.[۲]

بالاترین نقطه کشور، قله نوشاخ (بدخشان)، ۷۴۹۲ متر بالاتر از سطح دریا است. افغانستان آب و هوای قاره‌ای دارد.[۳] در ارتفاعات شمال شرقی و مرکزی، زمستان‌های شدید با میانگین دمای کمتر از ۱۵- سانتی‌گراد، و تابستان‌های داغ در جنوب و جنوب غربی (زابل،قندهار و هلمند)، شرق (ننگرهار) و دشت‌های ترکستان در شمال، با درجه حرارت متوسط ۳۵ سانتی‌گراد است. پایین‌ترین نقطه در جوزجان در امتداد جنوبی رودخانه آمو، ۲۵۸متر بالاتر از سطح دریا قرار دارد.[۴]

تاریخ

داریوش اول (۴۸۶-۵۲۲پ.م) و اسکندر (۳۲۳-۳۳۶پ.م)اولین کسانی بودند که از افغانستان به عنوان دروازه ورود به هند استفاده می‌کردند. فاتحان اسلامی در سده اول خورشیدی وارد این کشور شدند و چنگیز خان و تیمور در قرن‌های ۶و۷ش این کشور را تصرف کردند.[۵] در بخش‌های مختلف افغانستان امروزی تا اواخر قرن سیزده قمری (نوزده میلادی)، طاهریان، صفاریان، سامانیان، غزنویان، غوریان، سلجوقیان، ایلخانیان، تیموریان و پادشاهی درانی حکومت می‌کردند. [۶] بلخ، هرات، بامیان، تخار و فراه مشهورترین شهرهای باستانی افغانستان هستند.

در قرن نوزده میلادی، افغانستان در رقابت بین امپراتوری بریتانیا و تزار روسیه به منظور کنترل آسیای مرکزی و هند به میدان جنگ یا میدان بازی بزرگ تبدیل شد.[۷] مرزهای امروزی افغانستان در این زمان بوجود آمد.[۸] سه جنگ بین انگلیس و افغانستان (۱۸۴۲-۱۸۳۹م، ۱۸۸۰-۱۸۷۸م و ۱۹۱۹م) اتفاق افتاد. شاه افغانستان، امان‌الله پس از موافقت‌نامه استقلال با انگلیس (۱۲۹۸ش/۱۹۱۹م)، تلاش کرد یک‌سری اصلاحات ساختاری در جامعه و دولت افغانستان ایجاد کند.[۹]

در سه دهه آخر قرن بیستم، جامعه افغانستان از عواقب جنگ داخلی که به وسیله حمله نظامی و اشغال توسط اتحاد جماهیر شوروی به شدت تحت تأثیر قرار گرفت(۱۳۶۷-۱۳۵۸ش)، رنج می‌برد.[۱۰] مبارزات مسلحانه بعد از خروج نیروهای شوروی، بین رژیم کمونیستی باقی مانده در افغانستان و مجاهدین (۱۳۷۱-۱۳۶۷ش) بود.[۱۱] پس از یک حکومت کوتاه مدت توسط گروه‌های مجاهدین (۱۳۷۴-۱۳۷۱ش)، گروه طالبان یک حکومت مذهبی (۱۳۸۰-۱۳۷۴ش) را تأسیس کرد.[۱۲]

رژیم طالبان در دی (جدی) ۱۳۸۰ش پس از یک اقدام نظامی علیه ایالات متحده توسط گروه همکارش، القاعده، توسط نیروهای این کشور سقوط کرد. پس از آن، نیروهای ضد طالبان به یک دوره دولت انتقالی، تدوین قانون اساسی جدید و ایجاد نظام سیاسی انتخابی توافق کردند.[۱۳]

ادیان، مذاهب و اقوام

نشان رسمی حکومت افغانستان

اسلام دین رسمی افغانستان است که در ماده دوم قانون اساسی ثبت شده است.[۱۴] در ماده بعدی آمده که «در افغانستان هیچ قانون نمی‌تـواند مخالف معتقدات واحکام دیـــن اسلام باشد.»[۱۵] مبدأ تقويم کشور بر هجرت پيغمبر اکرم (ص) استوار است.[۱۶] در نشان رسمی افغانستان نیز اجزای اسلامی وجود دارد. [یادداشت ۱] دین مردم افغانستان پیش از ظهور اسلام، بودایی و نیز زرتشتی بوده است. اکنون پیروان مذهب حنفی (سنی) در اکثریت و پیروان مذهب شیعه در اقلیت هستند. هم‌چنین پیروان گروه‌های صوفی و نیز عقاید سلفیه در این کشور وجود دارند؛ اما آمارهای دقیقی درباره تعداد پیروان ادیان و مذاهب مختلف در افغانستان وجود ندارد.

اقوام متعددی در افغانستان زندگی می‌کنند که در قانون اساسی، به تعدادی از آن اشاره شده است: پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک، ترکمن، بلوچ، پشه‌یی، نورستانی، ایماق، قزلباش و براهوی.[۱۷]

اولین بار در ماده ۱۳۱ قانون اساسی افغانستان مصوب ۱۳۸۲ش، حقوق اقلیت شیعه به رسمیت شناخته شد:
محاکم برای اهل تشیع، در قضایای مربوط به احوال شخصیه،‌ احکام مذهب تشیع را مطابق به احکام قانون تطبیق می‌نمایند. در ساير دعاوی نیز اگر در این قانون اساسی و قوانین دیگر حکمی موجود نباشد، محاکم قضيه را مطابق به احکام اين مذهب حل و فصل می نمایند.

بیشتر شیعیان افغانستان، معتقد به مذهب شیعه امامیه هستند. شیعیان اسماعیلی نیز در مناطقی از افغانستان حضور دارند. اکثریت شیعیان افغانستان از قوم هزاره‌ هستند. قزلباش‌ها، سادات و گروه‌هایی از هراتی‌ها، تاجیک‌ها، بلوچ‌ها، ترکمن‌ها و پشتون‌ها، دیگر اقوام و طوایف شیعه افغانستان را تشکیل میدهند.[۱۸]

ورود اسلام به افغانستان

مسجد ۹ گنبد در بلخ، قدیمی‌ترین مسجد باقی‌مانده در افغانستان

مسلمانان از دو سو وارد افغانستان شدند؛ ابتدا از سوی هرات و مرو در شمال[۱۹] و دیگری بعدها از طریق سیستان در جنوب.[۲۰]

سقوط ساسانیان و فتح خراسان

اولین ارتباط مردم افغانستان کنونی با مسلمانان در جریان تعقیب و گریز یزدگرد سوم، آخرین شاه ساسانی بود.[۲۱] در سال‌های ۲۸تا۳۳ق (۶۶۲-۶۴۲م)، هم‌زمان با خلافت عمر و عثمان و تصرف بخش بزرگی از سرزمین‌های تحت سلطه ساسانی توسط مسلمانان، یزدگرد سوم، به مناطق بلخ و تخار در شمال افغانستان کنونی گریخت.[۲۲] مسلمانان در تعقیب او به فرماندهی احنف بن قیس، نیشابور، سرخس و ابیورد را تصرف کرده و با حاکمان مرو، هرات و بلخ در برابر گرفتن جزیه به صلح رسیدند.[۲۳] البته برخی مناطق را نیز با زور تصرف کردند.[۲۴]

یعقوب لیث صفاری، در نیمه دوم قرن۳ق غزنی، کابل، قندهار و هرات را فتح کرد.[۲۵] تا این زمان همه مناطق افغانستان، کاملا به تصرف مسلمانان درآمد، به جز نورستان در شرق افغانستان کنونی و مناطق کوهستانی دوردست در غور.[۲۶] مردمان نورستان تا سال ۱۲۷۵ش براساس چندخداباوری، طبیعت‌گرایی و قداست آتش زندگی می‌کردند. آنان پس از لشکرکشی عبدالرحمان، امیر افغانستان در این سال مسلمان شدند.[۲۷]

اولین شیعیان

برخی از مورخین اعتقاد دارند رواج اسلام در افغانستان در هر دو مذهب آن یعنی تسنن و تشیع هم‌زمان بوده است.[۲۸] اینان معتقدند شیعیان هزاره با نامه‌ای از طرف امام علی که توسط خواهرزاده ایشان و والی خراسان، جعدة بن هبیره آورده شد، مسلمان شدند و پس از شهادت وی، از عمل به دستور معاویه برای لعن امام علی خودداری کردند.[۲۹] عده‌ای نیز رواج تشیع را در افغانستان به دوران بنی‌عباس و مهاجرت علویان ارتباط می دهند.[۳۰] بنابر نظر رشیدالدین فضل‌الله، تشیع غازان خان، فرزند بزرگ هلاکوخان، به همراه برادرش اولجایتو و فرزندش ابوسعید، باعث رواج تشیع در افغانستان شد.[۳۱] مذهب شیعه در دوران صفویه و در پادشاهی شاه عباس وارد افغانستان شده است. این نظریه را ابتدا آرمین ومبری (۱۹۱۳-۱۸۳۲م) بیان کرد.[۳۲]

در ترکیبی از این نظریات، رواج تشیع در سرزمین افغانستان را تدریجی می‌دانند که شروع آن از زمان صدر اسلام بوده و گسترش آن در دوره ایلخانان و سپس صفویه اتفاق افتاده است.

پراکندگی شیعیان

استان‌های افغانستان در آخرین تقسیمات

شیعیان افغانستان تا قرن ۱۳ق، در چند مکان مشخص و نه پراکنده زندگی می‌کردند. [قزلباش|قزلباش‌ها]] در کابل و غزنی، هزاره‌ها در هزاره‌جات و مزار شریف، و هراتی‌ها در هرات. اما پس از سیاست‌های خصمانه عبدالرحمان خان در برابر شیعیان بخصوص هزاره‌ها، آنان در بیشتر نقاط افغانستان پراکنده شدند. اکنون شیعیان در ۴ ولایت دایکندی، میدان، غزنی و بامیان اکثریت دارند، و بصورت اقلیت‌های بزرگ و کوچک در همه ولایات زندگی می‌کنند.

  • اُرُزگان: شیعیان هزاره در ارزگان خاص دارای اکثریت و در گیزاب و ترین کوت بصورت اقلیت هستند.[۳۳]
  • بامیان: شیعیان هزاره و سادات در شهرهای بامیان، یَکه‌اَولَنگ(۱و۲)، پَنجاب و وَرَس در اکثریت هستند و بطور قابل توجه در شیبَر، سَیغان و کَهمَرد حضور دارند.[۳۴]
  • بدخشان: شیعیان هزاره و اسماعیلیه در فیض‌آباد و شَغنان.[۳۵]
  • بغلان:شیعیان امامیه و اسماعیلیه در شهرهای تاله و برفک، دوشی، پُلخمری و دهنه غوری.
  • بلخ:شیعیان هزاره و از اقوام تاجیک، ترکمن و ازبک در شهرهای مزار شریف، چهار کِنت، شولگَره، نهر شاهی، چِمتال و آق کُپُرک.
  • پروان: شیعیان در شهرهای شیخ‌علی، غوربند و سرخ‌پارسا ساکن‌اند.[۳۶]
  • پَکتیا: جمعی از سادات شیعه در شهر گردیز ساکن هستند.[۳۷]
  • پنجشیر:اندکی از تاجیک‌ها و هزاره‌های شیعه در دره هزاره زندگی می‌کنند.
  • تَخار: هزاره‌های شیعه در مناطقی از جمله چال، اِشکِمش، رُستاق و خواجه‌غار زندگی می‌کنند.[۳۸]
  • جَوزجان:اقلیتی از شیعیان هزاره، ازبک و ترکمن در شبرغان، مرکز ولایت[۳۹] و در شهرهای اقچه، درزآب و فیض‌آباد زندگی می‌کنند.
  • دایکندی: همه شهرهای این ولایت دارای اکثریت شیعه و هزاره است. در جنوب این ولایت، شیعیان بلوچ نیز حضور دارند.
  • زابل:گروهی از شیعیان در قلات مرکز این ولایت زندگی میکنند که به شیعیان قلاتی معروف هستند. تعدادی شیعیه هزاره در شوی و كمسون و دای چوپان زندگی می‌کنند.
  • سَرپُل:شهر بلخاب دارای اکثریت شیعه، و شهرهای سوزمَه قلعه، گوسفندی، کوهستانات و صیاد دارای درصد قابل توجه شیعه هستند.
  • سَمَنگان:شیعیان در شهرهای دره صوف بالا و روی دو آب، اکثریت بالایی دارند.
  • غزنی: شیعیان در شهرهای غزنی، جاغوری، مالستان، اَجرستان، ناهور، جِغَتو، قره‌باغ و خواجه‌عمری اکثریت دارند.[۴۰]
  • غور: لعل‌وسرجنگل و پَسابند.[۴۱]
  • فراه: علاوه بر هزاره‌های شیعه نیکودری، بلوچ‌های شیعه هم در فراه ساکن‌اند.[۴۲]
  • قندهار: بنابر برخی منابع، طوایف متعدد هزاره در قندهار زندگی می‌کرده‌اند و سرکوب آنها منجر به کاهش شدید حضورشان در ولایت قندهار شده است. با این حال، هم‌اکنون پشتوزبان‌های خلیلی و علی‌خیل در قندهار زندگی می‌کنند. بیشتر جمعیت شیعه‌مذهب ولایت قندهار، قزلباش هستند و در مناطقی از جمله جاردانه، زله‌خان، میان‌جویی، چهاردیوان، شاه‌مقصود و فرمانداری خاکریز زندگی می‌کنند.[۴۳]
  • قندوز: برخی از هزاره‌ها در شهر قندوز و اطراف آن حضور دارند.[۴۴]
  • کابل: شیعیان ولایت کابل، از اقوام مختلفی از جمله هزاره‌ها، قزلباشان و سادات هستند. تعداد شیعیان شهر کابل، در برخی منابع تا نصف جمعیت آن هم گزارش شده است. بیشتر شیعیان شهر کابل امروزه در غرب کابل زندگی می‌کنند. در مناطق شرقی و شمالی کابل هم در مناطقی از جمله چنداول، مرادخانی، وزیرآباد، قلعه فتح الله، خیرخانه سکونت دارند.[۴۵]
  • کاپیسا: شیعیان نورستانی و صوفیان علی‌اللهی در این ولایت زندگی می‌کنند. تعدادی از شیعیان هزاره نیز در حصه (بخش) دوم کوهستان ولایت کاپیسا ساکن‌اند.[۴۶]
  • کنر: شیعیان نورستانی و صوفیان علی‌اللهی و تعدادی از شیعیان هزاره.[۴۷]
  • لغمان: شیعیان نورستانی و صوفیان علی‌اللهی، و تعدادی از شیعیان هزاره.[۴۸]
  • لوگر: طوایفی از شیعیان هزاره قلمود، محمدخواجه و دایی مراد و همچنین جمعی از سادات در پدخواه، خوشی و محمدآغه، سرخ‌آباد و گلنار.[۴۹]
  • ننگرهار: بطور اندک در جلال‌آباد، مرکز ولایت.[۵۰]
  • نیمروز: شیعیان در مناطق مختلف ولایت نیمروز زندگی می‌کنند. علاوه بر هزاره‌های شیعه نیکودری، بلوچ‌های شیعه هم در نیمروز ساکن‌اند.[۵۱]
  • میدان: بهسود، حصه اول بهسود، دای‌میرداد، سرچشمه، جَلریز، سیدآباد.[۵۲]
  • هرات: بنابر آمار ۱۳۴۸ش، ۶۵ درصد مردم شهر هرات شیعه‌اند. مناطق دیگری از ولایت هرات مانند کرخ، پشتون زرغون، غوریان و فرمانداری هم شیعه‌نشین هستند.[۵۳]
  • هلمند: در گذشته شیعیان بسیاری در این ولایت ساکن بوده‌اند و همچنان نام‌های شیعی برخی مناطق مانند نادعلی و موسی قلعه، از گذشته مانده است.[یادداشت ۲] امروزه شیعیان در مناطقی از جمله باغران، نَوزاد، لشکرگاه، چناران، درویشان و آب‌بازان گِرِشک ساکن‌اند.[۵۴]

هزارستان

نوشتار اصلی: هزارستان

هزارستان یا هزاره‌جات، منطقه وسیع مرکزی افغانستان است که ولایات بامیان و دایکُندی بخشی از آن است و همچنین بیشتر مساحت ولایات میدان، غَزنی، سَر پُل، غور و پَروان را در برمی‌گیرد. اکثریت ساکنان هزاره‌جات، شیعه‌مذهب و از قوم هزاره هستند.

جایگاه شیعیان

معاویه در سال ۴۷ قمری دستور حمله به غوریان (ساکنان هزاره‌جات کنونی) را به اتهام ارتداد صادر کرد؛ چرا که آنها از دستور معاویه در سب امام علی (ع) پیروی نکردند. با آمدن داعیان بنی‌عباس در خراسان، گروهی از شیعیان با آنان همکاری کردند.

پس از انتقال حکومت بنی‌عباس از مرو به بغداد توسط مامون؛ به ترتیب طاهریان، صفاریان، سامانیان، غزنویان و سلجوقیان بر خراسان یا بخشهای دیگر افغانستان مسلط شدند. در دوره سامانیان، غزنویان و سلجوقی که از بنی‌عباس اطاعت می‌کردند، فشارهایی بر شیعیان وارد شد و تعدادی از شیعیان به اتهام ارتداد و تکفیر کشته شدند.[۵۵]

ایلخانان، تیموریان و بابریان

ظهور ایلخانان مغول پس از سقوط بنی‌عباس، تمایلات شیعی آنها و همچنین بیطرفی مذهبی، موجب شد شیعیان از آزادی مذهبی برخوردار باشند. تیموریان هم گرچه سنی‌مذهب بودند، اما بیطرفی مذهبی پیشه کردند و شیعیان را در اجرای مراسم مذهبی خود آزاد گذاشتند. بابُریان هم که نیمی از افغانستان را زیر سلطه داشتند، اهل تسامح مذهبی بودند.[۵۶]

صفویه و نادرشاه

با روی کار آمدن حکومت صفویه، بخش‌های مهمی از افغانستان فعلی از هرات تا قندهار زیر سلطه حکومت صفویه قرار گرفت و شیعیان در آزادی کامل زندگی کردند. با این حال اما سخت‌گیری حاکمان صفوی بر اهل سنت، پیامدهای ناگواری پس از سقوط صفویان بر جای گذاشت و زمینه تنش‌های قومی و فشار بر شیعیان و هزاره‌ها را فراهم کرد.[۵۷]

هوتکیان تا عبدالرحمان خان

هزارستان یا غورستان که مرکز تجمع اصلی شیعیان افغانستان است، پس از عصر صفویه تا آغاز حکومت عبدالرحمان خان، ناحیه‌ای مستقل بوده[۵۸]، اما در همین دوره، شیعیان در دیگر نقاط افغانستان شاهد موارد بسیاری از قتل عام‌ها، تصرف سرزمین‌های خود و حملات متعدد بودند. از جمله میرویس خان اولین پادشاه پس از صفویه، با فتوای تکفیر شیعیان، دست به کشتار هزاره‌های قندهار زد. احمدشاه دُرانی، سپاه عظیمی برای تصرف ارزگان و دایکندی به راه انداخت. شیعیان کابل هم در سال ۱۲۱۹ هـ.ق شاهد اینگونه اقدامات بودند و عده فراوانی از قزلباشان، خانه و دارایی خود را از دست داده و به هزاره‌جات پناه بردند.[۵۹]

عبدالرحمان خان

عبدالرحمان خان اول مرداد ۱۲۵۹ش تاجگذاری کرد و تلاش‌های او برای سرکوب شورش‌ها در نقاط مختلف افغانستان و وادار کردن مردم همه مناطق به پرداخت مالیات، ۸ سال طول کشید. هزاره‌جات هم که تا آن زمان به طور نیمه‌مستقل و از سوی میران محلی اداره می‌شد، به تدریج و بدون شورش و درگیری مطیع حکومت مرکزی شد و مالیات پرداخت.

بی‌حرمتی و هتاکی ماموران مالیاتی، توهین به مقدسات مذهبی، تحقیر و اهانت به بزرگان و ریش‌سفیدان و روحانیان، و در مجموع رفتارهای ناپسند ماموران دولتی عبدالرحمان خان، موجب جوشش و قیام مردم هزاره شد. قیامی که فروردین ۱۲۷۱ هـ.ش[۶۰] از ارزگان آغاز شد، سراسر هزاره‌جات را فراگرفت و به بخش‌هایی از شمال افغانستان و پایتخت آن نیز سرایت کرد. عبدالرحمان واکنش بسیار قهرآمیزی نشان داد و ارتش تازه‌تاسیس را به جنگ هزاره‌جات فرستاد. میرغلام محمد غبار، جنایات و ظلم‌های عبدالرحمان خان در سرکوب قیام هزاره‌جات را بی‌سابقه خوانده و گفته: «فقط می‌توان آن را با حمله چنگیز مقایسه کرد.» عبدالرحمان خان برای سرکوب بیشتر شیعیان هزاره‌جات، با به دست آوردن فتوای تکفیر شیعیان از برخی روحانیان اهل سنت، توانست نیروهای داوطلب مردمی را هم به جنگ با هزاره‌های شیعه بفرستد. ۴۰ هزار نیروی پیاده‌نظام، ۱۰ هزار سواره‌نظام و حدود ۱۰۰ هزار نیروی داوطلب مردمی، به هزاره‌جات حمله کردند.[۶۱]

بنابر برخی آمارها، بیش از ۲۱۰۰ تن از روحانیان شیعه، در فاصله ۱۲۷۰ هـ.ش تا ۱۲۷۲، به دست عوامل دولت عبدالرحمان خان کشته شدند. در منطقه یکاولنگ در ولایت بامیان، ۱۰۰ خانوار روحانی به دست دولت اسیر شدند.[۶۲] علاوه بر این، برپایی مراسم مذهبی از جمله سوگواری برای امام حسین (ع) و شهدای کربلا ممنوع شد و نمازهای جماعت و احکام شرعی در هزاره‌جات بر اساس مذهب حنفی به مردم آموزش داده می‌شد.[۶۳]

علاوه بر فشارهای مذهبی بر مردم هزاره‌جات در حکومت عبدالرحمان خان، سیاست‌های او پیامدهای دیگری نیز دربرداشت؛ از جمله مصادره چراگاه‌های هزاره‌ها و سپردن آنها به پشتون‌ها، غصب زمین‌های زیر کشت شیعیان توسط کوچی‌ها و همچنین تبدیل زمین‌های کشاورزی به مراتع برای چرای گوسفندان کوچی‌ها در مناطقی مانند بهسود، دایزنگی، دایکندی، ناهور، مالستان و جاغوری. نابودی صنایع دستی و تولید اسلحه و منع نگهداری اسپ و نیز مقرر شدن مالیات‌های جدید برای شیعیان هزاره‌جات، برخی دیگر از پیامدهای دیگر سیاست‌های عبدالرحمان خان ذکر شده است.[۶۴]

سرانجام سرکوب شدیدی که به تخریب بسیاری از مساجد، تکایا، حسینیه‌ها و مدارس علمیه شیعه انجامید، در حالی به مصالحه کشیده شد که دو سوم جمعیت شیعیان هزاره یا به شهادت رسیدند و یا به پاکستان و ایران مهاجرت کردند و یک سوم باقی مانده هم به دلیل شرایط دشوار اقتصادی، شیوع امراض واگیر، قحطی و گرسنگی و...، تاب مقاومت از دست دادند و با دولت وارد مذاکره شدند. درگیری خونین عبداالرحمن خان با ساکنان هزاره‌جات، اواخر تابستان ۱۲۷۲ هـ.ش پایان یافت. با این حال عبدالرحمان حتی پس از مصالحه نیز به رفتارهای غیرانسانی خود با شیعیان ادامه داد؛ وضع مالیات‌های سنگین، اجرای قانون برده‌داری، و اعدام‌های خودسرانه برخی از این اقدامات بودند.[۶۵]

دولت کمونیستی

کودتای ۷ اردیبهشت ۱۳۵۷ و روی کار آمدن دولت کمونیستی با نام رسمی «جمهوری دموکراتیک افغانستان» و همراه با حمایت ارتش شوروی، شرایط جدیدی در افغانستان ایجاد کرد. بیش از ۱۱۰ هزار نیروی ارتش شوروی وارد افغانستان شدند و مردم با سلاح‌های ابتدایی در برابر آنها مقاومت کردند.[۶۶] آشنایی مردم مسلمان با رویکردهای ضددینی دولت شوروی یکی از عواملی بود که مردم از همان ابتدا در برابر دولت کمونیستی افغانستان مقاومت کردند.[۶۷]

در مقابل، دولت هم به دستگیری، زندانی کردن و کشتار وسیع مردم دست زد. آنان روحانیان، ریش‌سفیدان، مالکان، خرده‌مالکان، مغازه‌داران و سادات و هر کسی که به گونه‌ای بین مردم جایگاهی داشت را دستگیر و زندانی می‌کردند و در گورهای دسته‌جمعی مدفون می‌ساختند.[۶۸] گرچه این فشارها بر بیشتر مردم وارد می‌شد، اما برخی منابع از شدت عمل بیشتر در برخورد با شیعیان خبر داده‌اند و نوشته‌اند: شدت رفتار، بیشتر در رابطه با ملایان، روحانیان، تحصیل‌کردگان غیرسازمانی و اقلیت‌های هزاره و قزلباش -که شیعه بودند- متمرکز بود.[۶۹]بر این اساس، مردم هزاره و قزلباش، در اکثر موارد پس از دستگیری مستقیما کشته می‌شدند.[۷۰]

۱۸ فروردین ۱۳۵۸، قیام مسلحانه شیعیان به رهبری محمدحسین صادقی نیلی و همکاری روحانیان دیگر در دایکندی آغاز شد و در ۲ ماه همه مناطق دایکندی، شهرستان، لعل، ورس، پنجاب، یکاولنگ و... تصرف شد. قیام شیعیان، ۲۱ اردیبهشت ۵۸ به بامیان رسید اما با کشته شدن ۷۰۰ تن از شیعیان عقب‌نشینی کرد، اما پس از ۴ بار تلاش، توانست بامیان را از تصرف دولت کمونیستی خارج کند.[۷۱]

قیام سراسری در مناطق مرکزی افغانستان باعث شد دولت کمونیستی قوای کمکی خود را از هزاره‌جات خارج کند و تظاهر به اسلام کند. قیام و آزادسازی مناطق مرکزی افغانستان (هزاره‌جات)، به سراسر افغانستان تسری یافت.[۷۲] با این حال قیام‌ها در مقیاسی محدودتر از ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ از مناطق دیگر افغانستان مانند دره صوف آغاز شده بود.[۷۳]

دولت مجاهدین

پس از ۱۳ سال جنگ داخلی، سرانجام ۵ اردیبهشت ۱۳۷۱، شهر کابل به دست مجاهدین افتاد و دولت کمونیستی نجیب الله پایان یافت. همزمان با سقوط رژیم کمونیستی، اتحاد هفت‌گانه مجاهدین در پیشاور تشکیل جلسه داد اما حزب وحدت اسلامی به رهبری عبدالعلی مزاری که نماینده اکثریت شیعیان و متشکل از شیعیان هزاره بود، جایی در این میان نداشت و به همین دلیل حزب وحدت حاضر به همکاری با دولت احزاب پیشاور نشد. با این حال حزب حرکت اسلامی به رهبری آیت الله محسنی که از شیعیان پشتون بود، توانست سه وزارتخانه را در اختیار بگیرد. حزب وحدت اسلامی، بعدتر در کابینه دولت موقت، سه وزارتخانه و ۸ کرسی شورای جهادی ۵۱ نفره را به دست آورد.[۷۴]

گروه‌های مختلف جهادی گرچه توانستند دولت ائتلافی تشکیل دهند، اما از همان ابتدا اختلافات و درگیری‌های خونین سربرآورد. در اواخر بهار ۱۳۷۱ جنگی بین حزب وحدت اسلامی به رهبری عبدالعلی مزاری و حزب اتحاد اسلامی به رهبری عبدالرسول سیاف درگرفت که به نبردهای ویرانگری انجامید و تا تابستان ادامه یافت. حزب وحدت در ۱ مهر ۱۳۷۱ با گرفتن سه وزارتخانه به دولت برهان الدین ربانی پیوست، اما این بار شورای نُظّار به رهبری احمد شاه مسعود و حزب اتحاد اسلامی به رهبری سیاف، به ادامه درگیری و جنگ با حزب وحدت اسلامی پرداختند.[۷۵] این جنگ، تلفات انسانی و خسارات مالی فراوانی بر مردم و ساکنان شهر کابل به ویژه شیعیان وارد کرد. در پی همین جنگ‌ها بود که فاجعه افشار روی داد و منطقه شیعه‌نشین افشار در غرب کابل که در کنترل حزب وحدت اسلامی بود، با آتش سنگین اتحاد اسلامی و شورای نظار در هم کوبیده شد و هزاران منزل مسکونی مردم ویران شد و بسیاری از غیرنظامیان تیرباران شدند. مزاری رهبر حزب وحدت اسلامی در این باره می‌گوید: این بار آنچنان فجایعی پیش آمد که روی فجایع دوران عبدالرحمان را شست. و اینها به مساجد حمله و آنها را ویران کردند، خانه‌ها را سوزاندند و طفل‌های کوچک و زن‌ها و پیرمردهای ۷۰ ساله را سر بریدند.[۷۶] گزارش «پروژه عدالت افغانستان»، فاجعه افشار را قتل عام و تجاوز جنسی دسته‌جمعی خوانده است.[۷۷]

این جنگ‌ها علاوه بر آنکه ۵۰ درصد شهر کابل را ویران ساخت و خسارات جانی و مالی بسیاری بر جای گذاشت، به وجهه مجاهدین به شدت آسیب زد و سرانجام زمینه را برای پیشروی طالبان فراهم کرد.[۷۸]

حکومت طالبان

نوشتار اصلی: طالبان

گروه طالبان مهر(میزان) ۱۳۷۳ش به رهبری ملا محمدعمر اعلام موجودیت کرد و با استفاده از نارضایتی عمومی و درگیری مجاهدین، توانست ابتدا قندهار و در کمتر از یک سال ۱۰ استان در جنوب و شرق این کشور را تصرف کند و به حومه کابل برسد. اولین برخورد جدی طالبان با شیعیان در این زمان رخ داد: عبدالعلی مزاری رهبر حزب وحدت اسلامی سعی کرد که با طالبان به صلح و توافق برسد تا بتواند از آنان علیه نیروهای احمدشاه مسعود و متحدین استفاده کند. ولی طالبان با ورود به غرب کابل، سعی در گرفتن سنگرها و خلع سلاح کامل نیروهای این حزب برآمد. سپس مزاری و افراد همراهش را دستگیر کرده و پس از شکنجه و توهین به قندهار فرستاد. در بین راه و با مقاومت مزاری و همراهانش، در هلی‌کوپتر توسط نیروهای طالبان شهید می‌شوند. این اتفاق، شوک شدیدی به شیعیان بخصوص هزاره‌ها وارد کرد و مقاومت در برابر طالبان، بین آنان فراگیر شد. البته برخی از افراد مشهور و فعال شیعیان به طالبان تسلیم شده و با آنان همکاری کردند ولی نتوانست بر جایگاه منفی طالبان نزد شیعیان اثر قابل توجهی بگذارد. [۷۹]

طالبان سپس در ۱۳۷۶ش با تصرف مزار شریف در شمال افغانستان، ابتدا به خلع سلاح هزاره‌ها دست زد؛ اما هزاره‌ها و به تدریج همه مردم شهر شورش کردند و صدها نیروی طالب کشته شد. این عمل به ترس و وحشت و محاصره ۹ ماهه مزار شریف پایان داد. خشم طالبان و حامیان آن، پاکستان و عربستان از این شکست باعث شد که منطقه هزارستان، مورد محاصره و تحریم واقع شود. کمبود غذا و گرسنگی، فشار و تلفات بسیاری در این منطقه بدنبال داشت. [۸۰]

یک سال و چند ماه بعد طالبان دوباره به مزار شریف حمله کرد و دست به قتل عام هزاره‌ها زد. نیازی سخنگوی طالبان، پس از ورود به مزار شریف دستور داد از بلندگوها اعلام کنند که «شیعیان سه راه دارند؛ یا مذهب خود را تغییر دهند، یا به ایران بروند، و یا با مرگ روبه‌رو شوند.» بدین ترتیب تمام مراسم مذهبی شیعیان در مساجد ممنوع شد. روایت‌های دل‌خراشی از رفتار غیرانسانی طالبان با اسرا نقل شده است. از جمله اینکه «آنها هزاره‌ها را در کانتینر می‌انداختند و با بستن درها آنها را خفه می‌کردند». هم‌چنین یکی از شاهدان عینی گفته است از صدها اسیری که با چند کانتینر به شهر شبرغان (مرکز استان مجاور) فرستاده شدند؛ تنها سه نفر زنده ماند.»[۸۱]

حمله به کنسول‌گری جمهوری اسلامی ایران در مزار شریف و کشتن ۹ دیپلمات و یک خبرنگار ایرانی، یکی دیگر از اقدامات طالبان بر ضد شیعیان بود.[۸۲] طالبان هم‌چنین مقبره عبدالعلی مزاری رهبر حزب وحدت اسلامی را تخریب کرد.[۸۳]

نیروهای طالبان پس از تصرف مزار شریف، حملات خود را به بامیان، مرکز حزب شیعی حزب وحدت اسلامی بیشتر کرده و در بهار ۱۳۷۸ش آن را تصرف کرد. شیعیان بامیان به سختی قتل عام شدند. نیازی، سخنگوی طالبان درباره حمله طالبان به شهر شیعه‌نشین بامیان گفت: «ما ۷۰۰ تن از مخالفان را از خانه‌هایشان بیرون کشیدیم و پس از کشتن در ریگزارهای بیابان دفن کردیم. هر کس با ما مخالف است می‌تواند سری به گور آنها بزند.» بطور کلی تا سقوط حکومت طالبان در آبان(عقرب) ۱۳۸۰ش/نوامبر ۲۰۰۱م، شیعیان بخصوص هزاره‌ها تحت فشار، تهدید، محرومیت و سرکوب بودند. [۸۴]

نظام جدید سیاسی از ۱۳۸۱ش

زیارت‌گاه‌ها و امامزاده‌های افغانستان

مزار فرزندان و نوادگان اهل بیت (ع) در بسیاری از مناطق افغانستان به چشم می‌خورد و مردم به زیارت آنها می‌روند:

  • زیارتگاه سخی یا «سخی‌جان» در مزار شریف، که به «سخی شاه مردان» هم مشهور است، و برخی آن را منسوب به امام علی (ع) می‌دانند. گرچه نام امامزاده مدفون در این بقعه، مشابه نام امام علی (ع) است، اما بر اساس منابع تاریخی، زیارتگاه سخی متعلق به یکی از نوادگان امام چهارم شیعیان است. این زیارتگاه مورد احترام شیعه و سنی است و از راه دور و نزدیک به زیارت آن می‌روند.[۸۵]
  • آرامگاه یحیی بن زید، از نوادگان امام سجاد (ع) در جوزجان افغانستان، مشهور به «زیارت امام خُرد» است. مزار یحیی بن زید از زیارتگاه‌های مهم شیعیان افغانستان است.[۸۶]
  • زیارتگاه سخی: در کابل، مزار امامزادگان یا نوادگان ائمه نیست، اما به دلیل آنکه خرقه‌ای منسوب به پیامبر اکرم (ص) در آن نگهداری می‌شده، زیارتگاه مردم شیعه و سنی بوده است.[۸۷]
  • مقبره شاهزاده قاسم و شاهزاده عبدالله در هرات[۸۸]
  • زیارتگاه «خرقه مبارک» در قندهار، مکانی است که عبای منسوب به پیامبر در آن نگهداری می‌شود. به دلیل آنکه قندهار سنی‌نشین است، این زیارتگاه در میان شیعیان شهرت کمتری دارد.[۸۹]

پانویس‌ها

  1. دانشنامه آریانا
  2. دانشنامه آریانا
  3. سایت «infoplease»، قسمت «afghanistan»
  4. سایت «infoplease»، قسمت «afghanistan»
  5. سایت «infoplease»، قسمت «afghanistan»
  6. سایت historyfiles، صفحه «AsiaArachosia»
  7. سایت «infoplease»، قسمت «afghanistan»
  8. سایت دانشنامه بریتانیکا، صفحه افغانستان
  9. سایت «infoplease»، قسمت «afghanistan»
  10. سایت دانشنامه بریتانیکا، صفحه افغانستان
  11. سایت دانشنامه بریتانیکا، صفحه افغانستان
  12. سایت دانشنامه بریتانیکا، صفحه افغانستان
  13. سایت دانشنامه بریتانیکا، صفحه افغانستان
  14. متن قانون اساسی افغانستان، سایت وزارت عدلیه
  15. متن قانون اساسی افغانستان، سایت وزارت عدلیه
  16. متن قانون اساسی افغانستان، سایت وزارت عدلیه
  17. ماده چهار، متن قانون اساسی افغانستان، سایت وزارت عدلیه
  18. بختیاری، شیعیان افغانستان، ۱۳۸۵ش، ص ۶.
  19. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۶۷.
  20. مستوفی، تاریخ گزیده، ۱۳۶۴ش، ص۳۷۱.
  21. غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۹۲ش، ص۱۵۱-۱۴۱.
  22. غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۹۲ش، ص۱۵۱-۱۴۱.
  23. غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۹۲ش، ص۱۵۱-۱۴۱.
  24. غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۹۲ش، ص۱۵۱-۱۴۱.
  25. گزارش تشیع در افغانستان، ص ۲۵۰
  26. گزارش تشیع در افغانستان، ص ۲۵۰.
  27. دانشنامه آریانا
  28. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۱۱۶.
  29. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۱۱۷.
  30. دائرة المعارف تشیع، ج ۲، ۶۵۲.
  31. گزارش تشیع در افغانستان، ص ۲۵۵
  32. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۷۸ش، ص ۱۱۰.
  33. محمدعوض نبی‌زاده، پایگاه اینترنتی آریایی
  34. محمدعوض نبی‌زاده، پایگاه اینترنتی آریایی
  35. شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان
  36. محمدعوض نبی‌زاده، پایگاه اینترنتی آریایی
  37. شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان
  38. شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان
  39. خبرگزاری صدای افغان، «همایش پیشواز از عاشورای حسینی با حضور علمای شیعه و سنی ولایت جوزجان»
  40. محمدعوض نبی‌زاده، پایگاه اینترنتی آریایی
  41. محمدعوض نبی‌زاده، پایگاه اینترنتی آریایی
  42. شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان
  43. شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان
  44. شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان
  45. شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان
  46. شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان
  47. شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان
  48. شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان
  49. شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان
  50. شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان
  51. شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان
  52. محمدعوض نبی‌زاده، پایگاه اینترنتی آریایی
  53. شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان
  54. شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان
  55. سعیدی، شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات.
  56. سعیدی، شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات.
  57. سعیدی، شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات.
  58. ناصری، طریقه تشیع و قله‌های تعصب در افغانستان، ص ۷۲ و ۷۳.
  59. ارزگانی، خشونت‌های مذهبی از طریق دولت‌ها.
  60. گزارش تشیع در افغانستان، ص ۲۶۱.
  61. سعیدی، شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات.
  62. شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات. علیجان سعیدی.
  63. شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات. علیجان سعیدی.
  64. شیعیان افغانستان، پیشینه و مناسبات. علیجان سعیدی.
  65. گزارش تشیع در افغانستان، ص ۲۶۲
  66. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۲۶۱
  67. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۲۶۱
  68. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۲۶۱ و ۲۶۲
  69. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۲۶۲
  70. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۲۶۳
  71. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۲۶۷
  72. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۲۶۷
  73. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۲۶۸
  74. شیعیان افغانستان، ص ۲۱۲
  75. شیعیان افغانستان، ص ۲۱۲
  76. شیعیان افغانستان؛ روابط، جایگاه، جریان‌ها و احزاب، ص ۲۸۵
  77. کابل پرس
  78. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص ۲۷۷ و ۲۷۸.
  79. نظری، «مقاومت شیعیان در برابر طالبان در چارچوب تحلیل گفتمان»، ۱۳۸۵ش، ص۱۱۶-۱۱۹
  80. نظری، «مقاومت شیعیان در برابر طالبان در چارچوب تحلیل گفتمان»، ۱۳۸۵ش، ص۱۲۱-۱۲۲
  81. بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان؛ روابط، جایگاه، جریان‌ها و احزاب، ۱۳۹۲ش، ص۴۳۲
  82. بهمنی قاجار ، شیعیان افغانستان؛ روابط، جایگاه، جریان‌ها و احزاب، ۱۳ص ۴۳۳
  83. محقق ارزگانی، بررسی اندیشه های تاریخی: تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ص۲۸۲
  84. بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان؛ روابط، جایگاه، جریان‌ها و احزاب، ۱۳۹۲ش، ص ۴۳۳.
  85. سعید طاووسی مسرور، ماهنامه زمانه، شماره ۳۱ و ۳۲، ص ۷۸ و ۷۹.
  86. سعید طاووسی مسرور، ماهنامه زمانه، شماره ۳۱ و ۳۲، ص ۷۸ و ۷۹.
  87. سعید طاووسی مسرور، ماهنامه زمانه، شماره ۳۱ و ۳۲، ص ۷۸ و ۷۹.
  88. شیعیان افغانستان، ص ۳۸۰.
  89. شیعیان افغانستان، ص ۳۸۱.
  1. نشان ملی افغانستان عبارت از محراب و منبر به رنگ سفید است که در دو گـوشه آن دو بیرق و در وسط آن در قسمت فوقانی،‌ کلمه مبارک لااله‌الاالله، محمد رسول‌الله و الله‌اکبر و اشعه خورشيد در حال طلوع و در قسمت تحتانی آن تاريخ ١٢٩٨ هجری شمسی و کلمه افغانستان، جا داشته و از دو طرف با خوشه‌های گندم احاطه شده است.
  2. موسی قلعه به نام یکی از سرداران شیعه نامگذاری شده که در جنگ با انگلیس حضور داشته.

منابع

  • بختیاری، محمدعزیز؛ شیعیان افغانستان، قم، انتشارات شیعه شناسی، ۱۳۸۵ش.
  • موسوی، سیدعسکر، هزاره‌های افغانستان، ترجمه:اسدالله شفایی، قم، نشر اشک یاس، ۱۳۸۶ش.
  • محقق ارزگانی، قربان‌علی؛ بررسی ریشه های تاریخی تشیع در افغانستان، قم، آشیانه مهر، اول، ۱۳۹۱ش.
  • بهمنی قاجار، محمدعلی، جایگاه سیاسی و اجتماعی شیعیان در افغانستان، تهران، موسسه مطالعات اندیشه‌سازان نور، ۱۳۹۲ش.
  • بینش، محمدوحید، محمد حسین خلوصی، فاروق انصاری، آشنایی با مسلمانان جهان؛ شیعیان افغانستان، تهران، مؤسسه مطالعات اندیشه سازان نور، ۱۳۹۰ش.
  • غبار، میرغلام محمد، افغانستان در مسیر تاریخ، تهران، نشر عرفان، ۱۳۹۲ش.
  • غلام سخی ارزگانی، شمه‌ای خشونت‌ها، کشتارها و اعمار کله‌منارها در زمان امیر عبدالرحمن خان - ۵.
  • دانشنامه آریانا

</div>

پیوند به بیرون