باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

نیایش
مسجد جامع خرمشهر.jpg

استغفار، به معنای درخواست آمرزش از خداوند است. استغفار، گفتن و تکرار جملۀ (اللهمَ إغفِرلی) یا (خدایا مرا ببخش) نیست، بلکه روح استغفار، حالت بازگشت به سوی حق و پشیمانی و آمادگی جبران گذشته است. آمرزش طلبی اختصاص به برخی انسان‌ها ندارد بلکه پیامبران نیز آن را از خدا می‌خواستند. حتی پیامبر(ص) مأمور می‌شود تا برای خویش و برای مؤمنان استغفار کرده و به عنوان واسطه و شفیع عمل کند تا خداوند رحمت خویش را بر آنان سرازیر نماید.

مفهوم آمرزش خواهی در قرآن چندین بار در هیئت‌ها و قالب‌های گوناگونی به کار رفته است. استغفار دارای زمان و مکان خاصی نیست و بیشتر مقرون به پذیرش آن از سوی خداوند می‌باشد؛ ولی در قرآن و احادیث زمان، مکان و حالاتی را ذکر کرده‌اند که بستر مناسبی را برای پذیرش آن مهیا می‌سازند.

وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ ذَکرُ وا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُ وا لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ یصِرُّ وا عَلَی مَا فَعَلُوا وَهُمْ یعْلَمُونَ (ترجمه: و آنان که چون کار زشتی کنند، یا بر خود ستم روا دارند، خدا را به یاد می‌آورند و برای گناهانشان آمرزش می‌خواهند -و چه کسی جز خدا گناهان را می‌آمرزد؟ و بر آنچه مرتکب شده‌اند، با آنکه می‌دانند [که گناه است ]، پافشاری نمی‌کنند.)[ ۳–۱۳۵]

محتویات

در لغت و اصطلاح

واژه استغفار به معنای درخواست مغفرت،[۱] از ریشه «غ ف ر» به معنای پوشش است.[۲] استغفار در اصطلاح، به معنای درخواست زبانی یا عملیِ[۳] آمرزش[۴] و پوشش گناه[۵] از پیشگاه خداوند، و هدف از آن درخواست مصونیت از آثار بد گناه و عذاب الهی است.[۶] برخی، واژه استغفار در آیاتی از قرآن را به ایمان،[۷] اسلام،[۸] یا گزاردن نماز،[۹] تفسیر کرده‌اند که به مصادیق استغفار در مقام عمل اشاره دارند.

استغفار یا قولی است مانند گفتن «استغفر اللّه» و یا فعلی، مانند انجام دادن عملی که موجب آمرزش انسان می‌گردد. از استغفار زبانی در باب‌هایی مانند طهارت، صلاة، صوم، حج، تجارت، ظهار و کفّارات بحث شده است.

کاربرد استغفار در قرآن

مفهوم آمرزش خواهی ۶۸ بار در قرآن آمده است: ۴۳ مورد از آن در صورتهای گوناگون باب استفعال، ۱۷ مورد در قالب «إغفر»، سه مورد به صیغه «یغفر»، دو مورد «تغفر» و یک بار به صورت «مغفرة» به کار رفته است.[۱۰] در دو آیه نیز فرمان استغفار با واژه «حِطَّة» آمده و نقل شده است که خداوند به بنی اسرائیل فرمان استغفار داد تا مشمول مغفرت الهی قرار گیرند.[۱۱]

  • و َأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ یمَتِّعْکمْ مَتاعاً حَسَناً إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی و َیؤْتِ کلَّ ذِی فَضْلٍ فَضْلَهُ و َإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّی أَخافُ عَلَیکمْ عَذابَ یوْمٍ کبِیرٍ  (ترجمه: و اینکه از پروردگار خویش آمرزش بطلبید، سپس به سوی او باز گردید تا به طرز نیکویی شما را تا مدت معین (از مواهب زندگی این جهان) بهره‌مند سازد، و به هر صاحب فضیلتی به مقدار فضیلتش ببخشد، و اگر (از این فرمان) روی گردان شوید من بر شما از عذاب روز بزرگی بیمناکم)[ سوره هود–۳]
  • وَمَن یعْمَلْ سُوءًا أَوْ یظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یسْتَغْفِرِ اللَّهَ یجِدِ اللَّهَ غَفُورً ا رَّ حِیمًا﴿۱۱۰﴾ (ترجمه: هر که بدی کند یا به خود ستم کند آن گاه از خدا آمرزش بخواهد خدا را آمرزنده و بخشاینده می‌یابد.)[ سوره نساء–آیه ۱۱۰]

و آیات متعدد دیگر.[یادداشت ۱]

استغفار.jpg

در روایات

  • قال الصادق(ع): إذَا أکثَرَ العَبدُ مِنَ الاستِغفار رُفِعَت صَحیفَتُهُ وَ هی تَتَلَالَأُ (ترجمه: هر گاه بنده فراوان استغفار کند، نامۀ عملش در حالی بالا می‌رود که می‌درخشد.)

[۱۲]

  • عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه‌السلام یقُولُ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً أُجِّلَ مِنْ غُدْوَةٍ إِلَی اللَّیلِ فَإِنِ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ لَمْ یکتَبْ عَلَیهِ (ترجمه: زراره گوید: شنیدم از امام صادق علیه‌السلام که می‌فرمود بنده چون گناهی انجام می‌دهد از صبح تا شب مهلت دارد پس اگر آمرزش خواست آن گناه بر او نوشته نمی‌شود.)

[۱۳]

ضرورت و اهمیت

فرمان و تشویق به استغفار در بسیاری از آیات،[۱۴] و توبیخ ترک آن در برخی دیگر، چون اَفَلا یتوبونَ اِلَی اللّهِ ویستَغفِرونَهُ[ سوره مائده–آیه۷۴] ضرورت استغفار همگان را روشن می‌سازد، زیرا از یک سو انسان‌های عادی بر اثر غفلت، نادانی و سرکشی غرایز حیوانی و هوای نفس، همواره در معرض گناه هستند، ازاین رو نیاز به استغفار و ضرورت آن، جهت پالایش و تصفیه روحشان امری بدیهی می‌نماید.

و از سوی دیگر، هیچ کس نمی‌تواند حقوق الهی را آن گونه که شایسته مقام ربوبی است، به جای آورد، بلکه به‌اندازه معرفت و شناخت خویش به این مهم می‌پردازد، بر این اساس، حتّی پارسایان حقیقی نیز از کارها و عبادتهای خود شرم داشته، خویش را در پیشگاه خداوند متّهم، بلکه مقصر می‌دانند و ضرورت استغفار را درک می‌کنند.[۱۵]

اهمّیت استغفار نیز از جهات گوناگونی قابل تبیین است:

  1. پیامبر اکرم(ص) و دیگر پیامبران به استغفار سفارش کرده و عموم مردم بدان فرمان داده شده‌اند، چنان که ۸ آیه، به آمرزش خواهی ترغیب عمومی کرده و نزدیک به ۳۰ آیه، از استغفار پیامبران سخن به میان آورده و ۵ آیه نیز شخص رسول اکرم(ص) را به آن مأمور کرده است.[نیازمند منبع]
  2. فرشتگان برای مؤمنان،[۱۶] و اهل زمین استغفار می‌کنند.[۱۷]
  3. درخواست آمرزش گناه، صفت پرهیزکاران معرّفی شده است.[۱۸][۱۹]

استغفار: مستحب، واجب و حرام

استغفار گرچه فی نفسه مستحب است، لیکن گاهی به جهت عوارضی واجب یا حرام می‌گردد. از این رو، استغفار به لحاظ حکم سه گونه است:

  1. استغفار مستحب: استغفار از آن جهت که بهترین دعا و عبادت به شمار می‌رود، در همۀ حالات به ویژه موارد ذیل مستحب است:[۲۰] بین دو سجدۀ نماز؛[۲۱] بعد از تسبیحات اربعه؛[۲۲] در قنوت به خصوص قنوت نماز وتر؛[۲۳] هنگام سحر؛[۲۴] برای میت هنگام تشییع جنازه، دفن و زیارت قبر او؛[۲۵] در نماز باران؛[۲۶] در ماه رمضان؛[۲۷] برای ترک برخی آداب و سنن مانند استغفار برای لطمه زدن بر سر و صورت خود به عنوان کفّارۀ آن.[۲۸]
  2. استغفار واجب: استغفار به عنوان کفّارۀ واجب بر محرم در صورت جدال کمتر از سه بار و فسوق،[۲۹] یا بدل کفّارۀ واجب بر کسی که توان انجام هیچ یک از خصال کفّاره (آزاد کردن برده، گرفتن دو ماه روزه یا اطعام یا پوشاندن شصت فقیر) را ندارد واجب است.[۳۰] البته بدلیت استغفار در کفّارۀ ظهار در صورت ناتوانی از پرداخت کفّاره، مورد اختلاف است.[۳۱] در وجوب استغفار در نماز میت،[۳۲] و نیز از سوی غیبت کننده برای کسی که او را غیبت کرده، اختلاف است.[۳۳]
  3. استغفار حرام: استغفار برای مشرکان و کفّار- به نصّ قرآن کریم-[۳۴] و نیز مخالفان و منافقان، حرام است.[۳۵]

آداب استغفار

حضرت علی(ع) به مردی که در حضور ایشان جمله استغفر الله را تکرار می‌کرد فرمود:[یادداشت ۲] آیا می‌دانی استغفار چیست؟ استغفار درجه بلند مرتبگان است و آن را شش شرط است:

  • پشیمانی برگذشته.
  • عزم بر ترک بازگشت به سمت گناه برای همیشه.
  • اینکه حقوق مردم را ادا کنی تا با خدا عاری از هر گناهی دیدار نمایی.
  • هر واجبی را که بر عهده تو بوده و انجامش نداده‌ای، به جا آوری.
  • آنکه گوشتی را که در گناه بر پیکرت روییده، در غم و اندوه آب کنی تا پوستت به استخوانت بچسبد و میان پوست و استخوان گوشت تازه بروید.
  • جسم خود را رنج طاعت بچشانی، همچنان، که بر او حلاوت معصیت چشانده بودی.

اگر توانستی چنین کنی در این هنگام بگو استغفر الله.[۳۶]

برخی دیگر از آداب استغفار عبارتند از:

زمینه ها

برخی عوامل زمینه ساز استغفار عبارتند از:

  • آگاهی از آمرزش خداوند.
  • امید به رحمت خداوند.
  • توجه به پذیرش توبه از سوی خداوند.
  • توجه به حکمت خداوند.
  • توجه به خالقیت خداوند.
  • توجه به رحمت خدا.
  • توجه به عزت خدا.
  • توجه به بازگشت همه امور به سوی خدا.
  • توجه به قدرت خدا برای آمرزش.
  • مشاهده عذاب.
  • وفای به عهد.[۳۸]

اجابت استغفار

پذیرش استغفار از سوی خداوند حتمی است، زیرا:

  1. برخی آیات به پذیرش استغفار از سوی خداوند تصریح دارد: فَاستَغفِروهُ ثُمَّ توبوا اِلَیهِ اِنَّ رَبّی قَریبٌ مُجیب[ سوره هود–آیه۱۱-۶۱] و نیز می‌فرماید: اُدعونی اَستَجِب لَکم[ سوره غافر–آیه۶۰] خداوند وعده استجابت دعا داده و استغفار، به صورت یکی از بهترین دعاها،[۳۹] مشمول این وعده الهی است و وعده پذیرش استغفار می‌تواند سبب تشویق به آن باشد.
  2. با توجّه به اینکه آیات فراوانی از قرآن کریم به استغفار امر می‌کند،[۴۰] عدم پذیرش آن از سوی خداوند، بعید به نظر می‌آید.
  3. بسیاری از اوصاف الهی چون غفور، غفّار، عفوّ و... خود بشارت به بخشش الهی است که در استغفار، مطلوب است.

بهترین زمان‌های استغفار

استغفار به زمان و مکان خاص و وضعیت ویژه‌ای محدود نیست؛ ولی در حالات و موقعیت‌های مختلف زمانی و مکانی، نقش ویژه خود را دارد. قرآن کریم در آیاتی،[یادداشت ۳] با صراحت، سَحَر را برای استغفار برمی‌گزیند و در آیه:قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکمْ رَ بی‌ۖ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّ حِیمُ[ سوره یوسف–۹۸] }} طبق نظر قریب به اتّفاق مفسّران، برتری استغفار در سحر در مقایسه با زمان‌های دیگر را گوشزد می‌کند.

آثار و برکات

در آیات و روایات، آثار سازنده و ارزشمندی از قبیل صلاح جامعه، نزول برکات الهی، و مصونیت از عذاب دنیوی و اخروی برای آن بیان شده است.[۴۱]

پیشگیری از عذاب الهی

براساس آیه ۳۳ سوره انفال،[یادداشت ۴] تا زمانی که مردم اهل استغفار باشند، خداوند آنان را عذاب نخواهد کرد.ابتدای آیه یاد شده، به عامل دیگر پیشگیری از عذاب، یعنی وجود رسول خدا(ص) در میان مردم اشاره دارد.مفسّران درباره این آیه، شأن نزولهای خاص و احتمالات گوناگونی ذکر کرده‌اند؛ ولی آیه، این قانون کلّی را دربردارد که وجود رسول خدا(ص)در میان مردم و استغفار مردم، هر دو عامل امنیت آنان در برابر بلاهای سخت و سنگین و مجازات‌های دردناک طبیعی و غیر طبیعی، همانند سیل، زلزله و جنگهای ویرانگر است.[۴۲]حضرت علی(ع) می‌فرماید: در روی زمین، دو ابزار امنیت از عذاب الهی وجود داشت: یکی از آن دو وجود پیامبر اسلام(ص) بود که با رحلت آن حضرت برداشته شد؛ ولی دیگری که استغفار است، همواره برای همگان وجود دارد، پس بدان تمسّک جویید. آنگاه آیه پیشین را تلاوت کردند.[۴۳]

آمرزش گناهان

در آیه ۱۰ سوره نوح،[یادداشت ۵] در پی فرمان حضرت نوح(ع) به استغفار، صفت بسیار بخشنده بودن خداوند مطرح شده است. وصف غفّار، همانند اوصاف غفور، رحیم،[یادداشت ۶] وَدود،[یادداشت ۷] و... به وعده مهم و بشارت بزرگ الهی به آمرزش گناهان و نزول رحمت بر بندگان اشاره دارد.[۴۴] در روایتی استغفار از گناه، عامل زدوده شدن زنگارهای گناه از روح انسان و بخشیدن جلای معنوی به روح، دانسته شده است.[۴۵]

افزایش روزی، ازدیاد فرزندان

آیات ۱۱ ۱۲ سوره نوح،[یادداشت ۸] به نجات از خشک سالی با آمدن باران‌های فراوان، رفع فقر و تنگ دستی و زیاد شدن درآمد و روزی اشاره دارد.همچنین بر اساس این آیات، رفع مشکل بی‌فرزندی، یا ازدیاد فرزندان از آثار استغفار شمرده شده است.

رفاه و عمر طولانی

استغفار واقعی عامل دستیابی انسان به زندگی خوب و زیبای توأم با ثروت، رفاه، امنیت و عزّت است،[۴۶] چنان که در آیه ۳ سوره هود،[یادداشت ۹] از این دنیای خوب مادّی به متاع نیکو یاد شده است.برخی نیز متاع حسن را عمر دراز، قناعت، رها کردن مردم و روی آوری به خداوند و در نتیجۀ آمرزش خواهی دانسته‌اند.[۴۷] در نقلی، حسن بصری اشخاصی را که از خشکسالی، فقر و تنگدستی و نداشتن فرزند رنج می‌بردند و برای رفع آن در پی راه حلّی بودند، با استناد به آیات ۱۰ ۱۲ سوره نوح، به استغفار سفارش کرده است.[۴۸]

توسل در استغفار

نوشتار اصلی: توسل

واسطه جویی و واسطه پذیری برای استغفار، در قرآن کریم تأیید و تثبیت شده است، چنان که به وسیله جویی برای تقرّب به خدا به صورت مطلق امر شده است.[یادداشت ۱۰]

برخی آیات، واسطه جویی دیگران از رسول خدا(ص) و وساطت حضرت را برای آنها در استغفار، مطرح کرده‌اند.[یادداشت ۱۱] و در برخی دیگر، خداوند به رسول خویش فرمان می‌دهد تا برای خود و مردم مؤمن استغفار کند.[یادداشت ۱۲] در آیاتی نیز استغفار برای پدر و مادر[یادداشت ۱۳] و دیگر خویشاوندانی[یادداشت ۱۴] و مؤمنان،[۴۹] عملی پسندیده دانسته شده است. مفهوم برخی از آیات،[یادداشت ۱۵] که در آن رسول خدا(ص) و مؤمنان از استغفار برای مشرکان منع شده‌اند بر جواز استغفار برای مؤمنان دلالت دارد.[۵۰]

آیات ۹۷ و ۹۸ سوره یوسف،[یادداشت ۱۶] نیز به خوبی بر جواز وسیله جویی در استغفار دلالت دارد، زیرا هنگامی که فرزندان یعقوب پیامبر، از وی وساطت آمرزش از خدا را برای خود خواستند، حضرت به آنان وعده داد که در آینده برایشان از خداوند آمرزش بطلبد.

استغفار انبیا و دیگر معصومان

بیشتر آیات قرآنی به استغفار انسان‌های عادی مربوط است، و در یک جا به استغفار «ربّیون» اشاره کرده است.[یادداشت ۱۷] مقصود از «ربّیون» کسانی هستند که به پروردگار عالم اختصاص پیداکرده و به جز خداوند به چیز دیگری اشتغال ندارند.[۵۱] در پاره‌ای آیات نیز از استغفار پیامبران و فرشتگان سخن به میان آمده است.

استغفار انبیا(ع) برای خویش که حدود ۳۰ آیه از قرآن به آن اشاره دارد، به دلیل عصمت آنان از هر معصیت، به معنای آمرزش خواهی از گناه نیست.[۵۲] به نظر شیعه و بسیاری از فقیهان از اصحاب مالک، ابوحنیفه و شافعی، پیامبران الهی از همه گناهان حتّی صغایر معصوم‌اند، زیرا همه مردم مأمورند از گفتار و رفتار آنان پیروی کنند و این فرمان با ارتکاب گناه هرچند صغیره از سوی آنان سازگاری ندارد.[۵۳] قرآن همچنین، پیامبران را با وصف «مُخلَصین» ستوده است.[۵۴] و طبق آیات ۸۲ و ۸۳ سوره ص، شیطان برای اغوای بندگان مخلَص خدا راهی ندارد، بر این اساس، آمرزش خواهی انبیا(ع) از جنبه‌های گوناگون قابل تبیین است.

علل استغفار انبیاء

  • استغفار انبیا(ع) نوعی تعلیم به امّت‌هاست تا بتوانند به وسیله آمرزش خواهی، ضمن جبران گناهان خویش، رحمت الهی را شامل حال خود کنند.
  • منظور، آمرزش خواهی از ترک اَوْلی،[۵۵] یعنی انجام دادن کار خوب با ترک کار بهتر است.
  • مقصود از استغفار انبیا(ع)، استغفار آنان از گناهان امّت خویش است.[۵۶] این مطلب در خصوص رسول خاتم(ص) نیز نقل شده است.[۵۷]
  • استغفار پیامبران(ع) برای دفع و پیشگیری است و استغفار دیگران از گناهانی است که انجام داده‌اند.[۵۸]
  • چون دعوت انبیا(ع) و از جمله پیامبر خاتم(ص) آثار گوناگونی داشت که برای مردم در ظاهر، دردناک و شوم بود و آن را گناه می‌پنداشتند، پیامبران از خدا می‌خواستند که این آثار از دید مردم پوشیده بماند تا آنان را مجرم ندانند، آن گونه که مردم مکّه، رسول خدا را جنگ طلب و بی‌اعتنا به سنّتهای خویش می‌پنداشتند.

امّا پس از صلح حدیبیه و فتح مکّه واقعیت بر آنها آشکار شد، چنان که درباره موسی بن عمران در سوره شعراء، آیه ۱۴ آمده است:«لَهُم عَلَی ذَنبٌ» آنان را بر من(دعوی) گناهی است، در صورتی که کشتن مرد قبطی گناه نبود، بلکه یاری شخص ستم دیده بود؛ ولی در نظر مردم گناه به شمار می‌رفت و درخواست آمرزش حضرت موسی به این معنا بود که این امر بر مردم پوشیده بماند تا وی را مجرم ندانند.[۵۹] در آیه ۱۲۹ سوره اعراف،قالوا اُوذینا مِن قَبلِ اَن تَأتِینا ومِن بَعدِ ما جِئتَنا[ سوره اعراف–آیه۱۲۹] نیز آمده است که قوم موسی وی را سبب اذیت خویش می‌دانستند.

استغفار انبیاء و مقام نبوت

گذشته از وجوه یاد شده، برخی استغفار پیامبران را با توجّه به مقام رفیع آنان، این گونه تبیین کرده‌اند:

  • پیامبران همچون دیگر انسان‌ها، برای زندگی طبیعی خویش ناچار بودند بخشی از اوقات خود را برای رفع نیازهای مادّی مانند خوردن و آشامیدن و... به کار گیرند و چون به همین مقدار، از سیر در ملکوت اعلای ربوبی باز می‌ماندند، از خدای خویش طلب آمرزش می‌کردند.[۶۰]
  • انبیا در استغفار خود از خدا می‌خواهند که به غیر او، مانند فرشته، وحی یا مقامات معنوی خویش توجّه نکنند، زیرا توجّه به این امور در محضر خداوند، نوعی حجاب از مشاهده او شمرده می‌شود.[۶۱]
  • چون انبیا هر لحظه در حال عروج به مقامات بالاتر هستند، در هر مرتبه، از مرتبه پیش استغفار می‌کنند.[۶۲]

وجوه یاد شده، درباره آمرزش طلبی دیگر پیشوایان معصوم نیز جاری است، زیرا آنان نیز بسیار استغفار می‌کردند؛ مانند استغفارهای حضرت علی(ع) در دعای کمیل و امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه ثمالی.[۶۳]

نظر اهل سنت

آمرزش طلبی پیامبران در نظر برخی از اهل سنّت که حتّی ارتکاب گناهان کبیره را از ایشان محتمل می‌دانند، به معنای درخواست تبدیل گناهان بزرگ به گناهان کوچک یا درخواست مصونیت از اصرار بر صغایر است.[۶۴] گروهی دیگر از آنان با نفی احتمال ارتکاب گناه بزرگ، استغفار آنان را آمرزش خواهی از گناهان کوچکی که پیش یا پس از بعثت از آنان سرزده است می‌دانند،[۶۵] تا بدین وسیله، ضمن جبران خطاها از ثواب کارهایشان کاسته نشود.[۶۶] برخی نیز استغفار آنان را، آمرزش خواهی از سهوی می‌دانند که ممکن است از آنان سر بزند.[۶۷]

استغفار فرشتگان

طبق آیه ۵ سوره شوری، و ۷ سوره غافر فرشتگان برای اهل زمین استغفار می‌کنند. در هر دو آیه از استغفار فرشتگان برای دیگران سخن به میان آمده و هرگز در جایی از قرآن سخنی از استغفار آنان برای خویش گفته نشده است.

برخی دلیل آن را پاک بودن فرشتگان از هرگونه گناه می‌دانند،[۶۸] و برخی دیگر آن را برای رعایت ادب دانسته که دعا کننده خود را فراموش و از دیگری یاد می‌کند.[۶۹] امّا این وجه با فرمان خداوند به رسول خویش سازگار نیست که در آن استغفار برای خویش را بر استغفار برای دیگران مقدمّ کرده است.[۷۰] مگر آنکه گفته شود منظور، استغفار فرشتگان برای دیگران پس از استغفار برای خویش است،[۷۱] که این توجیه نیز مستلزم تقدیر و حذف و خلاف اصل و ظاهر است.

ممنوعیت استغفار برای مشرکان

مَا کانَ لِلنَّبِی وَالَّذِینَ آمَنُوا أَن یسْتَغْفِرُ وا لِلْمُشْرِ کینَ وَلَوْ کانُوا أُولِی قُرْ بی‌مِن بَعْدِ مَا تَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ
بر پیامبر و کسانی که ایمان آورده‌اند سزاوار نیست که برای مشرکان -پس از آنکه برایشان آشکار گردید که آنان اهل دوزخند- طلب آمرزش کنند، هر چند خویشاوندِ [آنان ] باشند.
سوره توبه-آیه ۱۱۳

آیه ۱۱۳ سوره توبه، پیامبر(ص) و مؤمنان را از استغفار برای مشرکان باز می‌دارد. این منع، به سبب عدم تأثیر استغفار برای مشرکان،[۷۲] و بیهوده بودن آمرزش خواهی در حق آنان است.[۷۳] برخی منع استغفار برای مشرکان را به این سبب دانسته‌اند که در بین متمایل شدگان به ایمان و اسلام، نوعی مفسده پدید می‌آید، زیرا در صورت پذیرش استغفار برای مشرکان، این گمان پدید می‌آید که مؤمنان در این جهت هیچ گونه برتری بر مشرکان ندارند.[۷۴] از سویی استغفار، نوعی اظهار محبّت به مشرکان و پیوند با ایشان است که در بسیاری از موارد از آن نهی شده است.[۷۵]

شأن نزول ممنوعیت

در شأن نزول آیه ۱۱۳ سوره توبه، آمده است که گروهی از مسلمانان، از رسول خدا(ص)پرسیدند: آیا برای نیاکان ما که در زمان جاهلیت مرده‌اند، از خدا بخشش نمی‌طلبی؟ خداوند با نزول آیه یاد شده به آنها پاسخ داد که پیامبر و مؤمنان، حقّ استغفار برای مشرکان را ندارند.[۷۶] در شأن نزول دیگری در منابع شیعه و اهل سنّت آمده است که علی(ع) آمرزش طلبی مسلمانی را برای پدر و مادر مشرک خویش شنید و به او اعتراض کرد. وی گفت: پس چگونه ابراهیم(ع) برای والدین مشرک خویش از خدا آمرزش خواست؟ علی(ع)پرسش او را به رسول خدا(ص) رسانید، آنگاه آیات ۱۱۳ و ۱۱۴ سوره توبه نازل شد.[۷۷]

ضعف شأن نزول

در شأن نزول دیگری مقصود، استغفار رسول خدا(ص)برای ابوطالب،[۷۸] یا آمنه،[۷۹] دانسته شده، درحالی که این شأن نزول به ادلّه متعدّد از سوی محقّقان ردّ شده است.

  • ضعف خبر یاد شده به دلیل نقل آن از سوی سعید بن مسیب که برخی از منابع رجالی از او مذمّت، و برخی نیز از اظهار نظر درباره وی خودداری کرده‌اند،[۸۰] و برخی روایت سعید بن مسیب را به سبب دشمنی او با اهل بیت(ع) فاقد اعتبار می‌دانند.[۸۱]
  • مشهور، بلکه مسلّم است که سوره توبه در سال نهم هجری نازل شده، درحالی که وفات ابوطالب(ع)در سال دهم بعثت بوده است،[۸۲] بنابراین، شأن نزول یاد شده در متن خود از جهت تاریخی دارای تضاد است، تا جایی که برخی از تفاسیر در حلّ آن، توجیهات نامقبولی چون دو بار نازل شدن این آیه،[۸۳] یا امکان استغفار پیامبر(ص) برای ابوطالب از زمان وفات او تاهنگام نزول آیه را مطرح کرده‌اند.[۸۴]

ولی به این نکته که چگونه پیامبر(ص)سالها به عموی مشرک خود اظهار دوستی و ابراز محبّت داشته، اشاره نکرده‌اند، درحالی که خداوند، آشکارا و مکرّر او را از محبت به مشرکان بازداشته بود.[۸۵]

  • در بخشی از همین شأن نزول، ابوطالب اظهار داشت که من بر دین عبدالمطّلب هستم و موحّد بودن عبدالمطّلب از نظر شیعه و بسیاری از اهل سنّت، مسلّم است.[۸۶]

از عبّاس بن عبدالمطّلب نیز نقل می‌شود که ابوطالب پیش از وفات، به توحید و رسالت اقرار کرد و اشعار به جای مانده از وی، مؤید این مطلب است.[۸۷] برخی نیز معتقدند ابوطالب ایمان خود را کتمان می‌کرد تا بدینوسیله بتواند از رسول اکرم(ص) بهتر حمایت کند.[۸۸] در روایات اهل بیت(ع) نیز ابوطالب به اصحاب کهف،[۸۹] و مؤمن آل فرعون،[۹۰] تشبیه شده است. امام رضا(ع) به ابان فرمود: اگر به ایمان ابوطالب اقرار نداری، سرانجام تو آتش است.[۹۱]

استغفار حضرت ابراهیم برای آزر

قرآن کریم پس از طرح ممنوعیت استغفار برای مشرکان در آیه ۱۱۳ سوره توبه، به سرّ استغفار ابراهیم(ع) برای آزر اشاره می‌کند که این آمرزش خواهی، زمانی بوده که ابراهیم(ع)همچنان به ایمان آوردن وی امیدوار بوده است، به همین سبب برای هدایت آزر به راه راست، به وی وعده آمرزش خواهی داد و به این وعده وفا کرد.امّا زمانی که دشمنی او با خدا آشکار شد، از وی تبرّی جست.[یادداشت ۱۸] مضمون روایات در این زمینه این است که ابراهیم(ع) ایمان آوردن آزر را شرط استغفار برای او قرار داد و پس از آنکه دشمنی آزر با خدا برای حضرت روشن شد، از وی بیزاری جست.[۹۲]

بی تأثیر بودن استغفار برای منافقان

بی تأثیر بودن آمرزش خواهی برای منافقان در دو آیه از قرآن کریم آمده است.[۹۳]

در آیات علّت بی‌تأثیر بودن استغفار برای آنان را کفر ایشان به خدا و رسول(ص)، و نبودن زمینه هدایت در گروه فاسقان می‌شمرد.[۹۴] با توجّه به اینکه منافقان بر اعتقاد باطل و رفتار زشت خویش اصرار داشتند و اصرار بر رفتار زشت نیز مانع پذیرش استغفار است،[۹۵] چگونه ممکن است استغفار برای آنان مؤثّرباشد؟

بسیاری از تفاسیر اهل سنّت، ضمن نقل روایاتی، استغفار رسول خدا(ص) برای منافقان را سبب نزول آیه ۸۰ سوره توبه دانسته‌اند.[۹۶] این نظر به دو جهت مخدوش است:

  • آیات سوره توبه در اواخر عمر نبی اکرم(ص) نازل شده، درحالی که همه سوره‌های مکّی و بیشتر سوره‌ها و آیات مدنی، پیش از آن فرود آمده است و تدبّر در آن نشان می‌دهد که هرگز امیدی در نجات کافران و منافقان نبوده و نمی‌توان تصوّر کرد که وضع آنان بر رسول خدا پنهان بوده یا از بی‌تأثیر بودن استغفار برای آنان خبر نداشته است تا بخواهد با اصرار در استغفار برای آنان زمینه آمرزششان را فراهم سازد.
  • با توجّه به اصرار منافقان بر اعتقاد باطل خویش، آمرزش خواهی برای ایشان باعث ترغیب آنان به ادامه روش و اعتقاد باطل آنان می‌شد و این کار چگونه از رسول اکرم(ص) ممکن است؟[۹۷]

پانویس

  1. حمیری، شمس العلوم، ۱۴۲۰ق، ج۸، ص۴۹۸۲.
  2. ابن منظور، لسان العرب، ۲۰۰۰م، ج۵، ص۲۶؛ ابن اثیر، النهایه فی غریب الحدیث، ۱۳۶۷ش، ج۳، ص۳۷۳.
  3. راغب، مفردات الفاظ القرآن، ۱۴۱۶ق، ص۶۰۹.
  4. اسکندرانی، کشف الاسرار، ۲۰۱۰م، ج۲، ص۴۶.
  5. ابن عاشور، التحریر و التنویر، ج۳، ۱۴۲۰ق، ص۲۲۳.
  6. ابن عاشور، التحریر و التنویر، ۱۴۲۰ق، ج۳، ص۲۲۳؛ راغب، مفردات الفاظ القرآن، ۱۴۱۶ق، ص۶۰۹.
  7. زمخشری، الکشاف، دارالکتاب العربی، ج۲، ص۴۰۲.
  8. فخر الرازی، التفسیر الکبیر، دار احیاء التراث العربی، ج۱۵، ص۱۵۸.
  9. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۷۱۴.
  10. عبد الباقی، المعجم المفهرس، ۱۴۱۲ق، ص۶۳۴.
  11. سوره بقره، آیه ۵۸؛ سوره اعراف، آیه ۱۶۱.
  12. کلینی، اصول الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۰۴.
  13. کلینی، اصول الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۳۷.
  14. عبد الباقی، المعجم المفهرس، ۱۴۱۲ق، ص۶۳۴.
  15. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳.
  16. سوره غافر آیه۷.
  17. سوره شوری، آیه۵.
  18. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۴۶۳.
  19. «... لِلَّذینَ اتَّقَوا... اَلَّذینَ یقولونَ رَبَّنا اِنَّنا ءامَنّا فَاغفِر لَنا».[ سوره آل عمران–آیه۱۶-۱۵]
  20. حر عاملی، وسائل الشیعة، ۱۴۰۹ق، ج۷، ص۱۸۰.
  21. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۶۸۳.
  22. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۶۵۸.
  23. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۶۹۹.
  24. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۷ق، ج۷، ص۳۳.
  25. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۷ق، ج۴، ص۲۸۹ و ص۳۰۷ و ص۳۲۳.
  26. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۷ق، ج۱۲، ص۱۳۱.
  27. حر عاملی، وسائل الشیعة، ۱۴۰۹ق، ج۱۰، ص۳۰۴.
  28. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۷ق، ج۳۳، ص۱۹۳.
  29. مناسک مراجع، م۳۷۲ و م۳۷۷.
  30. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۷ق، ج۳۳، ص۲۹۵.
  31. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۷ق، ج۳۳، ص۱۶۰-۱۶۳.
  32. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۷ق، ج۱۲، ص۳۴-۴۷ و ج۱۲، ص۸۸.
  33. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۷ق، ج۲۲، ص۷۲؛ مصباح الفقاهه ج۱، ص۵۱۹-۵۲۲.
  34. سوره توبه، آیه ۱۱۳.
  35. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۷ق، ج۱۲، ص۴۷-۵۱.
  36. نهج البلاغه، حکمت۴۰۹
  37. پژوهشکده باقرالعلوم
  38. پژوهشکده باقرالعلوم
  39. حویزی، نور الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۳۸; بحرانی، البرهان، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۶۵.
  40. عبد الباقی، المعجم المفهرس، ۱۴۱۲ق، ص۶۳۴.
  41. سوره نوح، آیه ۱۰-۱۲؛ سوره هود، آیه ۵۲؛ سوره اعراف، آیه ۹۶؛ سوره انفال، آیه ۳۳.
  42. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۷، ص۱۵۴-۱۵۵.
  43. نهج البلاغه، حکمت ۸۸.
  44. طبری، جامع البیان، ۱۳۹۲ق، ج۵، ص۳۷۱.
  45. ابن فهد حلی، عدة الداعی، ۱۴۰۷ق، ص۲۶۵.
  46. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۵۴۳؛ فخر الرازی، التفسیر الکبیر، دار احیاء التراث العربی، ج۳۰، ص۱۳۷؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۷۰ش، ج۱۰، ص۳۰۰.
  47. قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۸۷ش، ج۹، ص۴.
  48. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۵۴۳.
  49. سوره ابراهیم، آیه ۱۴؛ سوره حشر، آیه ۱۰.
  50. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۳، ص۴۵۲.
  51. طباطبایی، المیزان، ۱۳۷۰ش، ج۴، ص۴۱.
  52. طباطبایی، المیزان، ۱۳۷۰ش، ج۶، ص۳۶۸؛ ج۱۸، ص۲۵۴.
  53. قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۲۱۱-۲۱۲؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۷۰ش، ج۶، ص۳۶۷.
  54. سوره ص، آیه ۴۶؛ سوره یوسف، آیه ۲۴؛ سوره مریم، آیه ۵۱.
  55. فخر الرازی،‌ التفسیرالکبیر، دار احیاء التراث العربی، ج۲۸، ص۶۱؛ آلوسی، روح المعانی، ۱۴۲۶ق، ج۲۶، ص۸۴؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۲۱، ص۴۵۲.
  56. فخر الرازی،‌ التفسیر الکبیر، دار احیاء التراث العربی، ج۳۲، ص۱۶۲؛ آلوسی، روح المعانی، ۱۴۲۶ق، ج۳۰، ص۴۶۳؛ تنزیه انبیاء، ص۱۷۸.
  57. فخر الرازی،‌ التفسیر الکبیر، دار احیاء التراث العربی، ج۳۲، ص۱۶۲؛ آلوسی، روح المعانی، ۱۴۲۶ق، ج۳۰، ص۴۶۳.
  58. صادقی، الفرقان، ۱۴۰۶ق، ج۲۳، ص۴۰۶؛ ابوحیان، البصایر و الزخایر، دار صادر، ج۳۰، ص۲۲۷-۲۳۶.
  59. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۲۲، ص۱۹-۲۱؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۷۰ش، ج۱۸، ص۲۵۴.
  60. طباطبایی، المیزان، ۱۳۷۰ش، ج۶، ص۳۶۶.
  61. موحدی، تفسیر موضوعی، ۱۳۸۶ش، ج۱۱، ص۱۶۰.
  62. آلوسی، روح المعانی، ۱۴۲۶ق، ج۲۶، ص۸۴؛ ج۳۰، ص۴۶۳؛ فخر الرازی،‌ التفسیر الکبیر، دار احیاء التراث العربی، ج۳۲، ص۱۶۲.
  63. طوسی، مصباح المتهجد، المکتبة الاسلامیة، ص۴۰۵، ۵۸۴.
  64. فخر الرازی،‌ التفسیرالکبیر، دار احیاء التراث العربی، ج۳۲، ص۱۶۲.
  65. اسکندرانی، کشف الاسرار، ۲۰۱۰م، ج۹، ص۱۹۱.
  66. فخر الرازی،‌ التفسیرالکبیر، دار احیاء التراث العربی، ج۳۲، ص۱۶۲.
  67. آلوسی، روح المعانی، ۱۴۲۶ق، ج۳۰، ص۴۶۳.
  68. فخر الرازی،‌ التفسیرالکبیر، دار احیاء التراث العربی، ج۲۷، ص۱۴۶؛ صادقی، الفرقان، ۱۴۰۶ق، ج۲۳، ص۴۰۶.
  69. صادقی، الفرقان، ۱۴۰۶ق، ج۲۳، ص۴۰۶.
  70. سوره محمّد، آیه ۱۹.
  71. صادقی، الفرقان، ۱۴۰۶ق، ج۲۳، ص۴۰۶.
  72. سوره نساء، آیه ۴۸، ۱۱۶.
  73. طباطبایی، المیزان، ۱۳۷۰ش، ج۹، ص۳۵۱.
  74. ابن عاشور، التحریر والتنویر، ۱۴۲۰ق، ج۱۰، ص۲۱۴.
  75. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۸، ص۱۵۵.
  76. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۱۱۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۸، ص۱۵۵.
  77. طبری، جامع البیان، ۱۳۹۲ق، ج۱۱، ص۶۰؛ فخر الرازی،‌ التفسیرالکبیر، دار احیاء التراث العربی، ج۱۶، ص۲۰۹.
  78. طبری، جامع البیان، ۱۳۹۲ق، ج۱۱، ص۵۶-۵۷؛ فخر الرازی،‌ التفسیرالکبیر، دار احیاء التراث العربی، ج۱۶، ص۲۰۸.
  79. زمخشری، الکشاف، دارالکتاب العربی، ج۲، ص۳۱۵؛ فخر الرازی،‌ التفسیرالکبیر، دار احیاء التراث العربی، ج۱۶، ص۲۰۸.
  80. خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۹، ص۱۳۸-۱۴۵.
  81. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۸، ص۱۵۹.
  82. زمخشری، الکشاف، دارالکتاب العربی، ج۲، ص۳۱۵؛ فخر الرازی،‌ التفسیرالکبیر، دار احیاء التراث العربی، ج۱۶، ص۲۰۸؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۸۷ش، ج۸، ص۱۷۳.
  83. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۸، ص۱۵۸.
  84. فخر الرازی،‌ التفسیرالکبیر، دار احیاء التراث العربی، ج۱۶، ص۲۰۸.
  85. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۸، ص۱۵۷-۱۵۸.
  86. شوشتری، مجالس المؤمنین، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۱۶۳.
  87. جزری، اسنی المطالب، مکتبة امام علی، ص۳۷.
  88. جزری، اسنی المطالب، مکتبة امام علی، ص۳۳.
  89. کلینی، اصول الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۴۸.
  90. ابن براج، جواهر الفقه، ۱۴۱۱ق، ص۲۴۹.
  91. مجلسی، بحار الانوار، دار احیاء التراث العربی، ج۳۵، ص۱۱۰، ص۱۵۶.
  92. حویزی، نور الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۷۴؛ مجلسی، بحار الانوار، دار احیاء التراث العربی، ج۱۱، ص۷۷، ص۸۸؛ ج۱۲، ص۱۵.
  93. سوره منافقون، آیه ۶؛ سوره توبه، آیه ۸۰.
  94. سوره توبه، آیه ۸۰
  95. سوره آل عمران، آیه ۱۳۵.
  96. فخر الرازی،‌ التفسیرالکبیر، دار احیاء التراث العربی، ج۱۶، ص۱۴۷.
  97. فخر الرازی،‌ التفسیرالکبیر، دار احیاء التراث العربی، ج۱۶، ص۱۴۷؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۷۰ش، ج۹، ص۳۵۴.
  1. واسْتَغْفِرُوا رَبَّکمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُودٌ (ترجمه: از پروردگار خود آمرزش بطلبید و به سوی او باز گردید که پروردگارم مهربان و دوستدار (بندگان توبه کار) است.)[ سوره هود–آیه ۹۰] و َیا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ یرْسِلِ السَّماءَ عَلَیکمْ مِدْراراً وَ یزِدْکمْ قُوَّةً إِلی قُوَّتِکمْ و َلاتَتَوَلَّوْا مُجْرِمِینَ (ترجمه: و‌ای قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش کنید سپس به سوی او باز گردید تا (باران) آسمان را پی در پی بر شما بفرستد و نیرویی بر نیروی شما بیفزاید، و روی (از حق) بر نتابید و گناه نکنید)[ سوره هود–آیه ۵۱-۵۲] فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّارًا﴿۱۰﴾ یرْ سِلِ السَّمَاءَ عَلَیکم مِّدْرَارًا﴿۱۱﴾ وَیمْدِدْکم بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیجْعَل لَّکمْ جَنَّاتٍ وَیجْعَل لَّکمْ أَنْهَارً ا ﴿۱۲﴾ (ترجمه: به آن‌ها گفتم از گناهان خود در پیشگاه پروردگارتان استغفار کنید که او آمرزنده است، تا باران آسمان را پشت سر هم بر شما فرو ریزد و شما را با اموال و فرزندان کمک بخشد و باغ‌ها و نهرها برای شما قرار دهد.)[ سوره نوح–آیه ۱۰-۱۱-۱۲] وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا یسْتَغْفِرْ لَکمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَ رَأَیتَهُمْ یصُدُّونَ وَهُم مُّسْتَکبِرُونَ (ترجمه: و چون به آنان گفته شود: «بیایید تا پیامبر خدا برای شما آمرزش بخواهد»، سرهای خود را برمی‌گردانند، و آنان را می‌بینی که تکبرکنان روی برمی‌تابند.)[ سوره منافقون–آیه۵] سَوَاءٌ عَلَیهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَن یغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ (ترجمه: برای آنان یکسان است: چه برایشان آمرزش بخواهی یا برایشان آمرزش نخواهی، خدا هرگز بر ایشان نخواهد بخشود. خدا فاسقان را راهنمایی نمی‌کند.)[ سوره منافقون–آیه ۶] وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ یسْتَغْفِرُونَ (ترجمه: و در سحرگاهان [از خدا] طلب آمرزش می‌کردند.)[ سوره ذاریات–آیه ۱۸]
  2. ثَکلَتْک أُمُّک! أَتَدْرِی مَا الاِسْتِغْفَارُ؟ اِنَّ الاِسْتِغْفَارُ دَرَجَةُ الْعِلِّیینَ، وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَی سِتَّةِ مَعَانٍ؛ أَوَّلُهَا: النَّدَمُ عَلَی مَا مَضَی؛ وَ الثَّانِی: الْعَزْمُ عَلَی تَرْک الْعَوْدِ إِلَیهِ أَبَدا؛ وَ الثَّالِثُ: أَنْ تُؤَدِّی إِلَی الْمَخْلُوقِینَ حُقُوقَهُمْ حَتَّی تَلْقَی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمْلَسَ لَیسَ عَلَیک تَبِعَةٌ؛ وَ الرَّابِعُ: أَنْ تَعْمِدَ إِلَی کلِّ فَرِیضَةٍ عَلَیک ضَیعْتَهَا فَتُؤَدِّی حَقَّهَا وَالْخَامِسُ: أَنْ تَعْمِدَ إِلَی اللَّحْمِ الَّذِی نَبَتَ عَلَی السُّحْتِ فَتُذِیبَهُ بِالْأَحْزَانِ، حَتَّی تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَ ینْشَاءَ بَینَهُمَا لَحْمٌ جَدِیدٌ؛ السَّادِسُ: أَنْ تُذِیقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ کمَا أَذَقْتَهُ حَلاَوَةَ الْمَعْصِیةِ فَعِنْدَ ذَلِک تَقُولُ: أَسْتَغْفِرُ الله.
  3. الصَّابِرِ ینَ وَالصَّادِقِینَ وَالْقَانِتِینَ وَالْمُنفِقِینَ وَالْمُسْتَغْفِرِ ینَ بِالْأَسْحَارِ[ سوره آل عمران–۱۷]
    وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ یسْتَغْفِرُ ونَ[ سوره ذاریات–۱۸]
  4. وَمَا کانَ اللَّهُ لِیعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِیهِمْ ۚ وَمَا کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یسْتَغْفِرُ ونَ[ سوره انفال–آیه ۳۳]
  5. فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّارًا (ترجمه: و گفتم:از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره آمرزنده است.)[ سوره نوح–آیه ۱۰]
  6. وَمَن یعْمَلْ سُوءًا أَوْ یظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یسْتَغْفِرِ اللَّهَ یجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَّ حِیمًا (ترجمه: و هر کس کار بدی کند، یا بر خویشتن ستم ورزد؛ سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را آمرزنده مهربان خواهد یافت.)[ سوره نساء–آیه ۱۱۰]
  7. وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّکمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ ۚ إِنَّ رَبی‌ رَحِیمٌ وَدُودٌ (ترجمه: و از پروردگار خود آمرزش بخواهید، سپس به درگاه او توبه کنید که پروردگار من مهربان و دوستدار [بندگان ] است.)[ سوره هود–آیه ۹۰]
  8. فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُ وا رَ بَّکمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّارً ا﴿۱۰﴾یرْ سِلِ السَّمَاءَ عَلَیکم مِّدْرَ ارً ا﴿۱۱﴾ وَیمْدِدْکم بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیجْعَل لَّکمْ جَنَّاتٍ وَیجْعَل لَّکمْ أَنْهَارً ا﴿۱۲﴾ (ترجمه: به آن‌ها گفتم از گناهان خود در پیشگاه پروردگارتان استغفار کنید که او آمرزنده است، تا باران آسمان را پشت سر هم بر شما فرو ریزد و شما را با اموال و فرزندان کمک بخشد و باغ‌ها و نهرها برای شما قرار دهد.)[ سوره نوح–آیه ۱۰-۱۱-۱۲]
  9. وَأَنِ اسْتَغْفِرُ وا رَ بَّکمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ یمَتِّعْکم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلَیٰ أَجَلٍ مُّسَمًّی وَیؤْتِ کلَّ ذِی فَضْلٍ فَضْلَهُ ۖ وَإِن تَوَلَّوْا فَإِنِّی أَخَافُ عَلَیکمْ عَذَابَ یوْمٍ کبِیرٍ (ترجمه: و هر کس کار بدی کند، یا بر خویشتن ستم ورزد؛ سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را آمرزنده مهربان خواهد یافت.)[ سوره هود–آیه ۳]
  10. یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ (ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا پروا کنید؛ و به او [توسل و] تقرب جویید؛ و در راهش جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.)[ سوره مائده–آیه ۳۵]
  11. وَمَا أَرْ سَلْنَا مِن رَّ سُولٍ إِلَّا لِیطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوک فَاسْتَغْفَرُ وا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّ سُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَّ حِیمًا (ترجمه: و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر آنکه به توفیق الهی از او اطاعت کنند. و اگر آنان وقتی به خود ستم کرده بودند، پیش تو می‌آمدند و از خدا آمرزش می‌خواستند و پیامبر [نیز] برای آنان طلب آمرزش می‌کرد، قطعاً خدا را توبه پذیرِ مهربان می‌یافتند.)[ سوره نساء–آیه ۶۴]
  12. فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِک وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ۗ وَاللَّهُ یعْلَمُ مُتَقَلَّبَکمْ وَمَثْوَاکمْ (ترجمه: پس بدان که هیچ معبودی جز خدا نیست؛ و برای گناه خویش آمرزش جوی؛ و برای مردان و زنان با ایمان [طلب مغفرت کن ]؛ و خداست که فرجام و م آل [هر یک از] شما را می‌داند.)[ سوره محمد–آیه ۱۹]
  13. رَ بَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَی وَلِلْمُؤْمِنِینَ یوْمَ یقُومُ الْحِسَابُ (ترجمه: پروردگارا، روزی که حساب برپا می‌شود، بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشای.)[ سوره ابراهیم–آیه ۴۱] رَّ بِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَی وَلِمَن دَخَلَ بَیتِی مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارً ا (ترجمه: پروردگارا، بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنی که در سرایم درآید، و بر مردان و زنان با ایمان ببخشای، و جز بر هلاکت ستمگران میفزای.)[ سوره نوح–آیه ۲۸]
  14. قَالَ رَ بِّ اغْفِرْ لِی وَلِأَخِی وَأَدْخِلْنَا فِی رَ حْمَتِک ۖ وَأَنتَ أَرْ حَمُ الرَّ احِمِینَ (ترجمه: [موسی ] گفت:پروردگارا، من و برادرم را بیامرز و ما را در [پناه ] رحمت خود درآور، و تو مهربانترین مهربانانی.)[ سوره اعراف–آیه ۱۵۱]
  15. مَا کانَ لِلنَّبِی وَالَّذِینَ آمَنُوا أَن یسْتَغْفِرُ وا لِلْمُشْرِ کینَ وَلَوْ کانُوا أُولِی قُرْ بَیٰ مِن بَعْدِ مَا تَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ (ترجمه: بر پیامبر و کسانی که ایمان آورده‌اند سزاوار نیست که برای مشرکان -پس از آنکه برایشان آشکار گردید که آنان اهل دوزخند- طلب آمرزش کنند، هر چند خویشاوندِ [آنان ] باشند.)[ سوره اعراف–آیه ۱۱۳]
  16. قَالُوا یا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کنَّا خَاطِئِینَ﴿۹۷﴾قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکمْ رَ بی‌ۖ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّ حِیمُ﴿۹۸﴾ (ترجمه: گفتند:«ای پدر، برای گناهان ما آمرزش خواه که ما خطاکار بودیم.»﴿۹۷﴾گفت: «به زودی از پروردگارم برای شما آمرزش می‌خواهم، که او همانا آمرزنده مهربان است.»﴿۹۸﴾)[ سوره یوسف–آیه ۹۷ و ۹۸]
  17. وَکأَین مِّن نَّبِی قَاتَلَ مَعَهُ رِ بِّیونَ کثِیرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَکانُوا ۗ وَاللَّهُ یحِبُّ الصَّابِرِ ینَ﴿۱۴۶﴾وَمَا کانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا رَ بَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَ افَنَا فِی أَمْرِ نَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْ نَا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرِ ینَ﴿۱۴۷﴾ (ترجمه: و چه بسیار پیامبرانی که همراه او توده‌های انبوه، کارزار کردند؛ و در برابر آنچه در راه خدا بدیشان رسید، سستی نورزیدند و ناتوان نشدند؛ و تسلیم [دشمن ] نگردیدند، و خداوند، شکیبایان را دوست دارد.﴿۱۴۶﴾و سخن آنان جز این نبود که گفتند: «پروردگارا، گناهان ما و زیاده روی ما، در کارمان را بر ما ببخش، و گامهای ما را استوار دار، و ما را بر گروه کافران یاری ده.»﴿۱۴۷﴾)[ سوره آل عمران–۱۴۷-۱۴۶]
  18. وما کانَ استِغفارُ اِبرهیمَ لاَِبیهِ اِلاّ عَن مَوعِدَة وعَدَها اِیاهُ فَلَمّا تَبَینَ لَهُ اَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّاَ مِنهُ اِنَّ اِبرهیمَ لاََوّ هٌ حَلیمٌ[ سوره توبه–آیه۱۱۴]

منابع

  • آلوسی، محمود بن عبد الله، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم،‌ بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۶ق.
  • ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، موسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم۱۳۶۷ش.
  • ابن براج، عبدالعزیز بن نحریر، جواهر الفقه، قم، موسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۱ق.
  • ابن عاشور، محمد طاهر، التحریر و التنویر، بیروت، مؤسسة التاریخ، ۱۴۲۰ق.
  • ابن فهد حلی، احمد بن محمد، عدة الداعی و نجاح الساعی،‌ بیروت، دار الکتاب الاسلامی، ۱۴۰۷ق.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب،‌ بیروت، دار صادر، ۲۰۰۰م.
  • ابو حیان التوحیدی، علی بن محمد، البصایر و الذخایر،‌ بیروت، دار صادر، بی تا.
  • اسکندرانی، محمد بن احمد، کشف الاسرار النورانیة القرآنیة،‌ مصحح احمد فرید المزیدی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۲۰۱۰م.
  • بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، تصحیح مؤسسه البعثة، قم، موسسه البعثة، ۱۴۱۵ق.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن،‌ دمشق، دار القلم، ۱۴۱۶ق.
  • زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقایق غوامص التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التاویل،‌ بیروت، دارالکتاب العربی، [بی تا].
  • جزری، محمد بن محمد، أسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن ابی طالب کرم الله وجهه، محقق محمد هادی امینی، اصفهان، مکتبه الإمام أمیر المؤمنین علی(ع) العامه، بی تا.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، قم، موسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، ۱۴۰۹ق.
  • حمیری، نشوان بن سعید، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، محقق حسین بن عبدالله العمری، ‌ دمشق، دار الفکر، ۱۴۲۰ق.
  • حویزی، عبد علی بن جمعه، نور الثقلین، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۵ق.
  • خوئی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، قم، مرکز النشر الثقافه الاسلامیه، ۱۳۷۲ش.
  • شوشتری، نورالله بن شریف الدین، مجالس المومنین، تهران، اسلامیه، ۱۳۷۷ش.
  • صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنه، تهران، فرهنگ اسلامی، ۱۴۰۶ق.
  • طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، تهران، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، ۱۳۷۰ش.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن،‌ بیروت، دار المعرفه، ۱۳۹۲ق.
  • طوسی، محمد بن الحسن، مصباح المتهجد، تهران، المکتبه الاسلامیه، بی تا.
  • عبدالباقی، محمد فواد، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، بیروت، دار‌المعرفه، ۱۴۱۲ق.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر،‌ بیروت، دار احیاء التراث العربی، [بی تا].
  • قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، قم، مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ۱۳۸۷ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، مصحح علی اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار،‌ بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه،‌ تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۰ش.
  • موحدی محب، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۸۶ش.
  • نجفی، محمد حسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام،‌ بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۳۶۲ق.
  • یزدی، سید محمد کاظم، العروة الوثقی، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ق.

پیوند به بیرون