باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

اِسْتِعاذه، تعبیری قرآنی، به معنای پناه بردن به خداوند از هر نوع شر، بدی و وسوسه‌های شیطانی. خواندن آن با الفاظ خاص و ترکیب ویژه، پیش از قرائت قرآن و نیز پیش از سوره حمد در نماز مستحب است. سوره‌های ناس، فلق و توحید به نام سه سوره معوّذه معروفند. این امر بر دو نوع باطل و صحیح است. استعاذه باطل، پناه بردن به جن و شیاطین و موجودات آسمانی و کمک خواستن از آنهاست و استعاذه حقیقی، کمک خواستن از خداوند است. موارد زیادی از تعویذ و پناه بردن به خدا از سوی پیامبران و اولیای الهی در متون دینی یاد شده است. در احادیث، استعاذه جهت در امان ماندن از وسوسه‌های شیطان، دشمنی بدکاران، آسیب حیوانات گزنده و موذی و فقر و دست‌تنگی سفارش شده است.

محتویات

واژه شناسی

معنای لغوی

استعاذه مصدر باب استفعال از ریشه «‌ع و ذ‌» به معنی پناه بردن به غیر (چه یک شیء باشد، شخص یا مکان) است.

واژه عوذ و مفهوم آن، سابقه‌ای دیرین در زبان‌های سامی، [یادداشت ۱] داشته است؛ چنانکه در زبان عبری باستان، [یادداشت ۲] عوذ به معنی پناه گرفتن به کار می‌رفته است.[۱] در میان عرب پیش از اسلام و نیز در صدر اسلام نامهای اشخاصی چون عَوذ، مُعَوَّذ و مُعاذ رواج داشته که همگی برگرفته از این ماده است.[۲]

از ریشه عوذ، صیغه‌های گوناگونی ساخته شده است همانند «‌اعوذُ‌» و «‌استعیذُ‌» که در احادیث اسلامی استعمال شده است و لغت شناسان این کلمات را به یک معنا دانسته‌اند.[۳]

واژه «‌لَوذ‌» گونه دیگری از واژه «‌عوذ‌» است که در احادیث به معنای پناه بردن به خداوند از شر چیزی آمده است، مانند «‌بک استغثت و لذت و لا الوذ بسواک‌» [۴]

معنای اصطلاحی

استعاذه در فرهنگ اسلامی به ویژه در قرآن کریم، دعایی است که به وسیله آن، انسان برای دفع شرور، خود را در پناه خداوند متعال قرار می‌دهد.

اقسام استعاذه

استعاذه باطل

عرب پیش از اسلام نیز برای رهایی از ناگواری‌ها و شرور، تعویذهای گوناگون از جمله: رُقیه، نُشره، نَفره، تَمیمه و... به کار می‌بردند. آنان همچنین از ساحران و کاهنان که مدعی بودند با موجودات غیبی همچون جن و شیطان ارتباط داشتند و از رازهای پنهان مطلع بودند، یاری می‌طلبیدند و با واسطه آنان به آن موجودات توسل می‌جستند. این مردم با اعتقاد راسخی که به جن داشتند،‌ گاه برای حفظ خود از حوادث به آن پناه می‌بردند؛ چنان‌که هنگام سفر به سرزمینی ناشناخته، خود را در پناه جنی که صاحب و بزرگ آن وادی بود، قرار می‌دادند.[۵]

قرآن کریم در سوره جن [۶] با اشاره به این اندیشه نادرست، پناه بردن گروهی از آدمیان به جن را موجب گمراهی و زیان بیشتر آنان بر شمرده است. [۷]

استعاذه حقیقی

قرآن با نزول نخستین سوره‌های مکی مانند سوره ناس و سوره فلق به بیان استعاذه حقیقی پرداخت و بر خلاف تفکر جاهلی که تسلیم پذیری در برابر نیروهای شیطانی را رواج می‌داد، استعاذه حقیقی را تنها پناه بردن به خداوند از هر شر و بدی و وسوسه شیطانی دانسته است.

به همین صورت، قرآن کریم اتهام ارتباط پیامبر(ص) با شیاطین را به صراحت رد می‌کند. [۸] و شاید به همین جهت بوده است که، پیامبر(ص) فرمان یافته است همواره پیش از تلاوت آیات وحی، از شیطان رانده شده به خداوند پناه آورَد [۹] تا بدین وسیله پاسخی قوی به تهمت‌های پی درپی مشرکان باشد. [۱۰]

استعاذه در قرآن مجید

در قرآن مجید، ۱۷ بار مشتقات «‌عوذ‌» به کار رفته است که بیشتر از همه، به صورت ثلاثی مجرد آن همانند: عُذْت، اَعوذُ، یعوذون، مَعاذ به کار رفته است. در شکل ثلاثی مزید نیز یک بار در باب افعال (اُعیذُها) و ۴ بار از باب استفعال (استعاذه) در صیغه امری «‌اِسْتَعِذْ‌» آمده است.

در این آیات جز یک بار که در بیان زشتی و نکوهش پناه جستن آدمیان از جن سخن گفته است، در دیگر موارد، پروردگار به عنوان تنها پشت و پناه شناسانیده شده است.

معوّذتین

دو سوره ناس و فلق، به استعاذه و پناه بردن به خداوند متعال اختصاص یافته است و این امر نشان دهنده اهمیت این موضوع در قرآن کریم است. این دو سوره که با خطاب به پیامبر(ص) آغاز می‌شود، جامع‌ترین بیان درباره استعاذه و ارکان آن دارند.

به جهت آیات آغازین مشترک، از همان زمان نزول به «‌معوّذتین‌» شهرت یافت و جایگاه ویژه‌ای در نظام آموزش قرآن پیدا کرد و از همان ابتدا، جانشین انواع تعویذهای نادرست عصر جاهلی شد.

رسول اکرم(ص) تلاوت معوذتین را بهترین روش جهت درپناه ماندن می‌دانستند [۱۱] و در عمل بارها امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) را به این دو سوره تعویذ می‌نمودند. [۱۲]

استعاذه‌های پیامبران

حضرت نوح(ع) از اینکه از خداوند چیزی بخواهد که برپایه آگاهی نبوده باشد، به وی پناه برده است. [۱۳]

حضرت موسی(ع) در برابر فرعونیان که او را به سنگسار شدن و نیز قتل [۱۴] تهدید می‌کردند، از هر متکبری که به روز حساب ایمان ندارد، به پروردگار پناه جسته است. همچنین در داستان گاو بنی اسرائیل از اینکه در زمره جاهلان باشد، استعاذه کرده است. [۱۵]

حضرت یوسف(ع)، درخواست کامجویی زلیخا همسرِ عزیزِ مصر را با گفتن «‌معاذَالله‌» پاسخ گفته است. [۱۶] و آنگاه که در مصر قدرت یافته، از مجازات بی‌گناهان به جای مجرمان به خداوند پناه برد. [۱۷]

حضرت مریم(س) همچون یوسف(ع) از اینکه به گناه آلوده شود، به خداوند رحمان پناه جسته است. [۱۸]

همسر عمران پس از به دنیا آمدن فرزندش مریم، در دعایی، او و ذریه‌اش را از شیطان رجیم به پناه حق سپرده است. [۱۹]

خطاب استعاذه به پیامبر

خطاب‌های استعاذه به پیامبر(ص) در سوره‌های ناس و فلق با تعبیر «‌قل اعوذ برب...‌» است و در این دو سوره راه غلبه بر شیاطین و دفع شرور بیان شده است. در سوره مؤمن [۲۰] به حضرت فرمان داده است که به خداوند پناه ببرند. از این آیات استفاده می‌شود که مهمترین منشأ جدال و منازعه جاهلانه، کبر و غرور است. به همین جهت پیامبر(ص) فرمان یافته است تا از کبر و دشمنی و لجاجت کافران به خداند پناه ببرد. همانگونه که موسی(ع) از شرّ فرعون به خداوند پناه برده است. [۲۱] در آیاتی از سوره‌های فصلت [۲۲]، اعراف [۲۳] و مؤمنون [۲۴] خداوند، به پیامبر اکرم(ص) فرموده است که از وسوسه‌ها و تحریکات شیطان به او پناه برد. شیوه رفتار پیامبر(ص) با مشرکان اینگونه بوده که بدکرداری آنان را به نیکی پاسخ دهد و با گذشت و گفتار نیک و پرهیز از جدل و دعوای بیهوده، از نادانان روی بگرداند و به رفتار آنان توجه نکند. البته این روش در برابر مخالفان بسیار دشوار است و لازمه آن، کنار گذاردن غضب در هنگام مواجهه با جاهلان است.[۲۵]

استعاذه در احادیث

استعاذه در احادیث و روایات از جهت لفظ و معنی کاربرد وسیعی دارد.‌گاه مفهوم استعاذه با کلمات مترادفی مثل «‌التجاء »، «‌استجاره‌» و «‌استغاثه‌» به کار رفته، و حتی واژگان غیر مترادف، مانند «‌لبیک »، گویای توجه و استعاذه به خداوند تلقی شده است. [۲۶]

موارد استعاذه

در روایات و ادعیه، به تفصیل از انواع شروری سخن آمده که استعاذه از آنها لازم است. [۲۷] که این شرور را می‌توان در قالبی کلی بر چند قسم دانست:

  1. رذایل اخلاقی، گناهان و وسوسه‌های شیطانی مانند بخل، خیانت، حسد، نفاق، بدخُلقی و حرص؛
  2. مشکلات جسمانی همانند بیماری‌ها، آسیب‌هایی که از حیوانات به انسان می‌رسد و ناتوانیهای جسمی مانند پیری؛
  3. تنش‌ها و ناراحتی‌های روحی و روانی مانند غم و اندوه، کسالت و اضطراب؛
  4. نابسامانیهای اجتماعی و اقتصادی همچون: فقر، گرسنگی، بدهکاری، ورشکستگی، غلبه دشمنان و بدخواهان؛
  5. انحراف‌های اعتقادی در دین، چون کفر؛
  6. خشم و غضب خداوند و عذاب‌های دنیوی و اخروی همانند از بین رفتن نعمت‌ها، عذاب قبر، عذاب جهنم. [۲۸]

ذکرهای استعاذه

در کتاب‌های ادعیه برای دفع بیماری‌ها و دردهای روحی و جسمی و شرور و مصونیت از آنها، دعاها و نوشته‌های رمزدار با عنوان حِرز، رقیه، عَوذه آمده است.

بر پایه برخی روایات، رسول خدا(ص) به سوره فاتحة الکتاب تعویذ می‌کردند. [۲۹] همچنین در برخی دیگر، سوره اخلاص در کنار معوذتین با نام المعوذات الثلاث و به عنوان برترین تعویذها و استعاذه‌ها معرفی شده است. [۳۰]

استعاذه در قرائت قرآن

با توجه به آیه استعاذه [۳۱] و بر اساس سنت پیامبر اکرم(ص)، مسلمانان همواره هنگام تلاوت قرآن با «‌اعوذ بالله من الشیطان الرجیم‌» به خداوند متعال پناه می‌برند.

این عبارت برگرفته از قرآن است، اما جزو آیات قرآن نیست. [۳۲] در سوره نحل [۳۳] خطاب به پیامبر(ص)، استعاذه به عنوان یکی از آداب تلاوت قرآن مطرح شده است.

علت استعاذه

استعاذه در آغاز تلاوت قرآن به این دلیل است که قاری از لغزشها به دور باشد. به زبان آوردن الفاظ استعاذه مقدمه‌ای برای تحقق حالت نفسانی استعاذه است؛ چنانکه در آیه‌های ۹۹ و ۱۰۰ همین سوره بیان شده است که ایمان و توکل به خداوند، دو سدّ در برابر نفوذ و سیطره شیطان بر انسان دانسته شده است. [۳۴]

در برخی از منابع نیز می‌توان نگرشهای عرفانی و اخلاقی را درباره حقیقت و مراتب استعاذه دریافت. [۳۵]

حکم استعاذه در قرائت

عموم دانشوران اسلامی، به جهت روایاتی که ترک آنرا هنگام تلاوت قرآن در نماز و غیرنماز جایز دانسته است، به زبان آوردن آنرا مستحب دانسته‌اند.[۳۶]

جمله استعاذه

مشهورترین عبارت استعاذه «أعوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ» است که نظم واژه‌ای آن با آیه ۹۸ سوره نحل سازگار است و در روایاتی چند، بر برتری آن بر دیگر وجوه، صحه گذاشته شده است. پیامبر اکرم(ص) در روایتی با تأکید بر الهی بودن این شکل از استعاذه، آن را به ابن مسعود تعلیم داده است. [۳۷] دانشمندان علم قرائت و قاریان نیز بر کاربرد همین الفاظ مشهور تأکید داشته‌اند. [۳۸]

نزد امامیه عبارت مشهور استعاذه به صورت «أعوذُ بِاللَّهِ السَّمیعِ العَلیمِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ» . [۳۹]

نحوه ادای استعاذه

درباره طرز ادای استعاذه باید گفت که عموم قاریان بجز نافع و حمزه از قاریان هفتگانه، قائل به جهر‌ هستند. [۴۰] قاریان معمولاً پیش از آغاز تلاوت قرآن، استعاذه می‌کنند. مفسران نیز با استناد به آیه استعاذه، آن را پیش از قرائت قرآن می‌دانند. با این حال از برخی از قاریان و فقها نقل است که با استناد به ظاهر این آیه، استعمال آن را پس از قرائت قرآن نیز جایز دانسته‌اند. فخرالدین رازی [۴۱] نیز استعاذه را در ابتدا و پایان تلاوت قرآن مستحب شمرده است. [۴۲] قاریان قرآن پس از استعاذه وقف می‌کنند که در اصطلاح علم تجوید این وقف را وقف تام می‌گویند.[۴۳]

استعاذه در نماز

در دعاهایی که خواندن آن، هنگام به جای آوردن اعمال مذهبی یا کارهای روزمره مستحب است، استعاذه جایگاه ویژه‌ای دارد. یکی از مستحبات قرائت نماز آن است که نمازگزار پس از تکبیرة الاحرام و پیش از قرائت فاتحة الکتاب، استعاذه کند. به همین مناسبت، بحث استعاذه در بخش نماز آمده است و فقیهان همان دیدگاه‌ها و آرای گوناگونی را که درباره استعاذه، پیش از تلاوت قرآن آمده است، با اندک تفاوتی در نوشته‌های خود مطرح کرده‌اند.

حکم شرعی

عموم فقیهان، استعاذه را در نماز مستحب دانسته‌اند. البته پیشوای مالکیان، آنرا تنها در نماز نافله جایز شمرده است. پیروان مکتب ظاهری به وجوب استعاذه در نماز قائلند. از میان فقهای امامیه تنها ابوعلی فرزند شیخ طوسی به وجوب آن رأی داده است.[۴۴]

ذکر استعاذه با عبارت مشهور «‌اعوذ بالله من الشیطان الرجیم‌» در رکعت اول نماز پیش از قرائت و به اخفات و آهسته ادا می‌شود. [۴۵]

پانویس

  1. نک: گزنیوس، ص۷۳۱
  2. مثلاً نگاه کنید: ابن سعد، فهرست اعلام؛ ابن حزم، جمهره، ص۳۷۱، ۴۴۷
  3. ازهری، تهذیب اللغه، ج۳، ص۱۴۷؛ جوهری، الصحاح، ج۲، ص۵۶۶
  4. نگاه کنید: طوسی، مصباح، ص۵۹۷
  5. نک: جواد علی، المفصل، ج۶، ص۷۴۵-۷۵۴
  6. آیه ۷۲
  7. نیز نگاه کنید: طبری، تفسیر، ج۲۶، ص۶۷ - ۶۹؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۵-۵۵۶؛ سیوطی، الدرالمنثور، ج۸، ص۲۹۹-۳۰۱؛ بحرانی، البرهان، ج۴، ص۳۹۱-۳۹۲
  8. سوره شعراء، سوره۲۶، ص۲۱۰، سوره تکویر، سوره ۸۱، آیه۲۵
  9. نحل، سوره۱۶، آیه۹۸
  10. نگاه کنید: دروزه، التفسیر الحدیث، ج۶، آیه ۱۰۳
  11. ابن سعد، ج۲، ص۲۱۲؛ نسایی، ج۸، ص۲۵۱، ۲۵۲
  12. طبرسی، مجمع البیان، ج۱۰، ص۸۶۶
  13. سوره هود، آیه۴۷
  14. سوره دخان، آیه ۲۰، سوره مؤمن، آیه۲۷
  15. سوره بقره، آیه۶۷
  16. سوره یوسف، آیه۲۳
  17. نک: سوره یوسف، آیه۷۹
  18. نک: سوره مریم، آیه۱۸
  19. سوره آل عمران، آیه۳۶
  20. آیه۵۶
  21. نک: طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۳۴۲
  22. آیه۳۶
  23. آیه۲۰۰
  24. آیات۹۷ و ۹۸
  25. نک: طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۳۹۲
  26. مجلسی، ج۸۱، ص۳۸۰
  27. مقایسه کنید: بروسوی، تفسیر روح البیان، ج۱، ص۳-۴
  28. نگاه کنید:الصحیفه السجادیه، دعای ۸؛ بخاری، صحیح، ج۷، ص۱۵۸-۱۶۰؛ نسایی، سنن، ج۸، ۲۵۵- ۲۸۵؛ کلینی، کافی، ج۲، ص۵۲۵ - ۵۲۷؛ غزالی، احیاء العلوم، ج۱، ۳۸۱-۳۸۲
  29. احمد بن حنبل، ج۵، ص۱۲۸
  30. نگاه کنید: نسایی، ج۸، ص۲۵۰-۲۵۱؛ نیز نک: طوسی، تهذیب...، ج۳، ص۱۸۵
  31. سوره نحل، آیه۹۸
  32. قرطبی، ج۱، ص۸۶
  33. آیه۹۸
  34. نگاه کنید: طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۳۶۷
  35. نگاه کنید: نیشابوری، غرائب القرآن، ج۱، ص۱۳-۱۶؛ بروسوی، تفسیر روح البیان، ج۱، ص۳- ۵؛ نراقی، جامع السعادات، ج۳، ص۳۴۹؛ عصّار، تفسیر القرآن، ص۱۶۴-۱۷۰؛ خمینی، آداب الصلوة، ص۲۴۳-۲۵۷
  36. مثلاً نگاه کنید: مسلم، ج۱، ص۳۵۷؛ کلینی، ج۳، ص۳۱۳؛ ابن جزری، ج۱، ص۲۵۷- ۲۶۸؛ مجلسی، ج۸۵، ص۵؛ سیوطی، الاتقان، ج۱، ص۳۶۴
  37. نگاه کنید: زمخشری، الکشاف، ج۲، ص۶۳۳ -۶۳۴؛ ابن جزری، النشر، ج۱، ص۲۴۴-۲۴۶
  38. ابوعمرو، التیسیر، ص۱۶؛ ابن جزری، النشر، ج۱، ص۲۴۳
  39. مجلسی، بحارالانوار
  40. ابوعمرو، التیسیر، ص۱۷؛ شاطبی، الشاطبیه، ص۲۷؛ برای توضیح بیشتر، نگاه کنید: ابن جزری، التیسیر، ج۱، ص۲۵۲-۲۵۳
  41. فخر رازی، تفسیر کبیر، ج۱، ص۶۰
  42. نیز نگاه کنید: جصاص، احکام القرآن، ج۵، ص۱۲-۱۳؛ سخاوی، جمال القراء، ج۲، ص۲۷۱-۲۷۲؛ برای تفصیل بیشتر، نک: ابن جزری، التیسیر، ج۱، ص۲۵۴-۲۵۶
  43. ابوعمرو، المکتفی، ص۱۵۵؛ نیز ابن جزری، التیسیر، ج۱، ص۲۵۷
  44. شهید اول، ذیل «‌سنن القرائه‌» از فصل «‌استحباب الاستعاذه‌»
  45. برای آگاهی از اختلاف آراء در مذاهب فقهی اهل سنت و امامیه، نگاه کنید: ابن حزم، المحلی، ج۳، ص۲۴۷-۲۵۰؛ ابن همام، فتح القدیر، ج۱، ص۲۵۲-۲۵۴؛ شربینی، مغنی المحتاج، ج۱، ص۱۵۶؛ علامه حلی، تذکره الفقهاء، ج۳، ص۱۲۵- ۱۲۸؛ ابن مفلح، المبدع، ج۱، ص۴۳۳-۴۳۴؛ بحرانی، یوسف، الحدائق الناظره، ج۸، ص۱۶۱- ۱۶۵؛ عاملی، مفتاح الکرامه، ج۲، ص۳۹۹ به بعد؛ جزیری، الفقه علی مذاهب الارعه، ج۱، ص۲۵۶؛ الموسوعه الفقهیه، ج۴، ص۱۱- ۱۴
  1. زبان سامی شامل عبری، عربی، ارمنی (زبان مسیح و حواریونش)، کنعانی، اکادی، فینیقی، سوریه‌ای و همچنین خویشاوندان دور آن یعنی مصری قدیم، بربر جدید و بعضی از زبان‌های آفریقای شرقی است. این زبان بیشتر در آسیای غربی در امتداد ساحل دریای مدیترانه و در شبه جزیره عربستان و در امتداد مدیترانه و سواحل شرقی آفریقا صحبت می‌شود. بیشتر احتمال دارد که گروه زبانی سامی از جایی در حوالی لبنان و سوریه شروع شده باشد و از آنجا به جانب شرق به داخل بین النهرین و به طرف جنوب به داخل شبه جزیره عربستان و مصر گسترش یافته باشد. مصری خیلی زود جدا شد و خیلی متفاوت از زبان‌های سامی دیگر است. به نظر می‌رسد که عربی نزدیک‌ترین زبان به زبان‌های سامی زمان‌های خیلی قدیم باشد. شاید به خاطر این که مردمی که عربی صحبت می‌کردند در شبه جزیره عربستان زندگی می‌کردند و به ندرت مردمی را ملاقات می‌کردند که به زبان‌های دیگر صحبت کنند. بنابراین زبان آنها خیلی تغییر پیدا نکرد. در حالی که یهودیان، فینیقی‌ها و کسانی که در امتداد ساحل مدیترانه زندگی می‌کردند همیشه با بیگانگان صحبت می‌کردند و این موضوع زبانشان را سریع‌تر تغییر داد. [[یادکرد وب: پایگاه 020.IR]]
  2. . زبان عبری باستان یکی از دوره‌های تطور زبان عبری است. این دوره را به نام "عبری دوره باستان" یا "عبری باستانی" یا "عبری کلاسیک" و یا "عبری پیش از تبعید" نیز می‌نامند. این دوره به دور بودن از تأثیرات بیگانه و ناآشنا متصف است. این زبان در اسفار عهد عتیق دیده می‌شود و اصولاً جنبه دینی دارد. بسیاری از واژه‌هایش وام گرفته از زبان‌های همسایه مانند بابلی، آشوری، آرامی، مصر باستانی، فارسی و سرانجام یونانی است. چنین پیداست که عبرانیان به چند گویش از گویش‌های کنعانی سخن می‌گفته‌اند؛ زیرا گویش پادشاهی جنوبی با پادشاهی شمالی متفاوت بوده است و درباریان پادشاهی یهودا نیز ظاهرا به زبان آرامی سخن می‌گفته‌اند. این مرحله از قرن دهم تا سال ۵۸۶ قبل از میلاد یعنی تاریخ سقوط مملکت یهودا ادامه پیدا کرد. در اواخر این مرحله زبان عبری به اوج شکوفایی خود رسید. علی رغم اینکه نوشته جات این دوره حتی در دوره‌های استقرار از ویژگی ابتدایی برخوردار بود. در این دوره، تدوین کتب عهد قدیم به پایان رسید. بنابراین عبرانیان تا زمان کوچ بابلی (۵۸۶ق.م) همین زبان عبری را به کار می‌بردند و با پیدایش عوامل فرسایش که غلبه آرامی به عنوان زبان بسیاری از عبرانیان و نیز زبان تجارت و حکومت شرق، یکی از آنها بود ستاره‌اش رفته رفته افول نمود. گویا در حدود سال ۲۵۰ق.م این گونه از عبری حتی در فلسطین نیز از میان رفته بوده است. [[یادکرد وب: دانشنامه صهیونیزم و اسرائیل]]

منابع

  • قران کریم.
  • الصحیفه السجادیه الکامله.
  • ابن جزری، محمد. النشر فی القراءات العشر. به کوشش علی محمد ضباع. قاهره: مکتبه مصطفی محمد.
  • ابن حزم، علی. جمهره انساب العرب. بیروت. ۱۴۰۳ق / ۱۹۸۳م.
  • ابن حزم، علی. المحلی. بیروت: دارالافاق الجدیده.
  • ابن سعد، محمد. الطبقات الکبری. بیروت: دارصادر.
  • ابن مفلح، ابراهیم. المبدع فی شرع المقنع. بیروت /دمشق. ۱۹۸۰م.
  • ابن همام، محمد. فتح القدیر. قاهره. ۱۳۱۹ق.
  • ابوعمرو دانی، عثمان. التیسیر. به کوشش پرتسل. استانبول. ۱۹۳۰م.
  • ابوعمرو دانی، عثمان. المکتفی فی الوقف و الابتداء. به کوشش یوسف عبدالرحمان مرعشلی. بیروت. ۱۴۰۷ق /۱۹۸۷م.
  • ابن حنبل، احمد. مسند. قاهره. ۱۳۱۳ق.
  • ازهری، محمد. تهذیب اللغه. به کوشش عبدالحلیم نجار و دیگران. قاهره. ۱۹۶۶م.
  • بحرانی، هاشم. البرهان فی تفسیر القران. بیروت. ۱۴۰۳ق /۱۹۸۳م.
  • بحرانی، یوسف. الحدائق الناضره. به کوشش محمدتقی ایروانی. قم: موسسه النشر الاسلامی.
  • بخاری، محمد. صحیح. استانبول. ۱۳۱۵ق.
  • بروسوی، اسماعیل حقی. تفسیر روح البیان. بیروت. ۱۴۰۵ق /۱۹۸۷م.
  • جزیری، عبدالرحمان. الفقه علی المذاهب الاربعه. بیروت. ۱۴۰۶ق /۱۹۸۶م.
  • جصاص، احمد. احکام القرآن. به کوشش محمدصادق قمحاوی. بیروت. ۱۴۰۵ق.
  • جوهری، اسماعیل. الصحاح. به کوشش احمد عبدالغفور عطار. بیروت. ۱۳۷۶ق /۱۹۵۶م.
  • حاجی خلیفه. کشف.
  • خمینی، روح الله. آداب الصلاه. به کوشش احمد فهری. مشهد. ۱۳۶۶ش.
  • دروزه، محمد عزت. التفسیر الحدیث. قاهره. ۱۳۸۲ق /۱۹۶۲م.
  • زمخشری، محمود. الکشاف. قاهره. ۱۳۶۶ق /۱۸۴۷م.
  • سخاوی، علی. جمال القرّاء. به کوشش عبدالکریم زبیدی. بیروت. ۱۴۱۳ق /۱۹۹۳م.
  • سیوطی. الاتقان. به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم. قاهره. ۱۳۸۷ق /۱۹۶۷م.
  • سیوطی. الدر المنثور. بیروت. ۱۴۰۳ق /۱۹۸۳م.
  • شاطبی، قاسم. الشاطبیه. به کوشش علی محمد ضباع. قاهره. ۱۳۸۱ق /۱۹۶۱م.
  • شربینی، محمد. مغنی المحتاج. قاهره. ۱۳۵۲ق.
  • شهید اول، محمد. الذکری. تهران. ۱۲۷۱ق.
  • صنعا. خطی.
  • طباطبایی، محمدحسین. المیزان. بیروت. ۱۳۹۳ق / ۱۹۷۲م.
  • طبرسی، فضل. مجمع البیان. بیروت. ۱۴۰۸ق /۱۹۸۸م.
  • طبری. تفسیر.
  • طوسی، محمد. مصباح المتهجد. بیروت. ۱۴۱۱ق /۱۹۹۱م.
  • طوسی، محمد. تهذیب الاحکام. به کوشش حسن موسوی خرسان. نجف. ۱۳۷۹ق.
  • عاملی، محمدجواد. مفتاح الکرامه. قم: مؤسسه آل البیت.
  • عصار، محمدکاظم. تفسیر القرآن. به کوشش جلال آشتیانی. مشهد. ۱۳۵۰ش.
  • علامه حلی، حسن. تذکره الفقهاء. قم. ۱۴۱۴ق.
  • علی، جواد. المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام. بیروت /بغداد. ۱۹۷۰م.
  • غزالی. محمد احیاء علوم الدین. بیروت. ۱۴۰۶ق.
  • فخرالدین رازی، محمد. التفسیر الکبیر. قاهره. المطبعه البهیه.
  • قرطبی، محمد. الجامع لاحکام القرآن. به کوشش احمد عبدالعلیم بردونی. بیروت. ۱۳۷۲ق /۱۹۵۲م.
  • قطب، سید. فی ظلال القرآن. بیروت. ۱۳۸۶ق /۱۹۶۷م.
  • کتاب نامه بزرگ قرآن کریم. به کوشش حسن بکایی. تهران. ۱۳۷۴ش.
  • کلینی، محمد. الکافی. به کوشش علی اکبر غفاری. تهران. ۱۳۹۱ق.
  • مجلسی، محمدباقر. بحار الانوار. بیروت، ۱۴۰۳ق /۱۹۸۳م.
  • مسلم بن حجاج. صحیح مسلم. به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی. قاهره. ۱۹۵۵م.
  • الموسوعه الفقهیه. کویت. ۱۴۰۵ق /۱۹۸۵م.
  • نراقی، محمدمهدی. جامع السعادات. به کوشش محمد کلانتر. نجف. ۱۳۶۸ق.
  • نسایی، احمد. سنن. قاهره. ۱۳۴۸ق.
  • نیشابوری، حسن. غرائب القرآن و رغائب الفرقان. در حاشیه تفسیر طبری.

پیوند به بیرون