باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

اِسْتِخاره‌، از سنت‌های مسلمانان، در لغت به معنای طلب خیر و در اصطلاح به معنای واگذاری کار به خداوند در هنگام شک و تردید است. در استخاره فرد تصمیم خود را به نتیجه استخاره واگذار می‌کند و به واسطۀ آن از حیرت و شک بیرون می‌آید. استخاره با قرآن، تسبیح و رقاع صورت می‌پذیرد. اگرچه رجوع به عالمان دین برای استخاره امری رایج است؛ اما گفته شده است اصل این است هر کس برای خود استخاره کند.

محتویات

معنای لغوی و اصطلاحی

استخاره‌ در لغت‌، طلب‌ و خواستن‌ بهترین‌ در امری‌ است‌،[۱] اما در اصطلاح‌ دینی‌، واگذاردن‌ انتخاب‌ به‌ خداوند در کاری‌ است‌ که‌ انسان‌ در انجام‌ دادن‌ آن‌ درنگ‌ و تأمل‌ دارد. گاه‌ در روایات‌، استخاره‌ مشاوره‌ای‌ با خداوند دانسته‌ شده‌ است‌.[۲]
به گفته بحرانی، استخاره در روایات به ۴ معنا به‌کار رفته است:

  1. طلب ممکن شدن آنچه در آن خیر است.
  2. طلب عزم بر آنچه در آن خیر است.
  3. طلب خیر از خدا که نوعی دعا تلقی می‌شود.
  4. طلب شناخت چیزی که خیر در آن است.[۳]

معانی یادشده به دو معنا بازمی‌گردد:[۴]

  1. خیرجویی و درخواست دستیابی به خیر. این معنا در همه رفتارها و و در مواردی که انسان در انجام دادن کاری نگران است که مبادا ضرر و شری بر انجام دادن آن مترتب شود و نتواند به منافع فعل دست یابد، از این‌رو، با تضرع از خداوند می‌خواهد تا نتیجه خیر بر کارش مترتب کند و ضررهای احتمالی را از آن دفع کند. این معنای استخاره عام است است و روایاتی متعدد به این معنا آمده است.[۵] در روایتی از امام صادق(ع) آمده که هر کس در کاری بدون خیرخواهی وارد گردد و گرفتار شود، مأجور نخواهد بود.[۶]
  2. خیر شناسی و طلب شناخت خیر، این نوع از استخاره که شایع‌تر بوده، بیشتر مورد توجه عموم مردم است در جایی است که انسان خیر و شر عملی را حتی با مشورت نتواند تشخیص دهد.[۷]

آداب استخاره

در منابع‌ دینی‌ از دیرگاه‌ دربارۀ استخاره‌ گفت‌‌و‌گو شده‌، و برای‌ آن‌، آدابی‌ از دعا، نماز و ذکر بیان‌ گردیده‌ است‌. استخاره‌ کردن‌ در امری‌ که‌ در شرع‌، حکمی‌ روشن‌ دارد، روا نیست‌ و تنها در کارهای‌ مباح‌ یا در انتخاب‌ میان‌ دو مستحب‌، نیکو و پسندیده‌ است‌.[۸]

تاریخچۀ استخاره

تعیین تکلیف در موارد حیرت و آگاهی از آینده و گذشته همواره از نگرانی‌های بشر بوده است.[۹] اقوام و ملل گوناگون برای آگاهی از آینده و تعیین نیک و بد کارها از ابزارهای گوناگون چون نگریستن در اجرام آسمانی و دقت در حرکت آنها، پرواز پرندگان، شعله‌آتش و‌... استفاده می‌کردند.[۱۰]

یکی از کارهای رایج در میان عرب جاهلی استقسام به ازلام و به سه منظور بود:

  1. تعیین برندگان و بازندگان، با اجرای عملیاتی مشتمل بر برد و باخت در تقسیم گوشت.
  2. یافتن راه حل مشکل.
  3. استخاره و تعیین نیک و بد کارها؛ آنان برای آگاهی از اراده خدایان خود (بت‌ها) در امور گوناگون زندگی و دانستن نیک و بد کارها و آگاهی از آینده و گذشته چون ازدواج، سفر، تجارت، جنگ و صلح، شروع به‌کار، بهبودی بیمار، بازگشت مسافر و پیدا شدن گمشده و‌... از ازلام استفاده می‌کردند.[۱۱] تیرهایی که به این منظور به‌کار گرفته می‌شد سه عدد بود و بر روی آنها عباراتی مانند «افعل، لاتفعل و غَفْل (پوچ)» یا «اَمَرَنی ربّی، نَهانی ربّی و غَفْل» نوشته شده بود.[۱۲] استقسام در این موارد بدین گونه بود که متصدی یا خود شخص سه تیر را در ظرفی مخصوص قرار می‌داد و رو برمی‌گرداند و آنها را به هم می‌زد. سپس یکی از تیرها را بیرون می‌آورد. اگر امر یا نهی بیرون می‌آمد بدان عمل می‌کردند و اگر تیر پوچ بیرون می‌آمد آن را به ظرف بازگردانده کار را ادامه می‌دادند تا وضع روشن شود.[۱۳]آنان از این عمل به استخاره تعبیر می‌کردند.[۱۴]

اسلام با توجه به نیاز انسان به سببی که با آن در دو راهی‌های حیرت و سرگردانی، تردید خود را بزداید، جنبه‌های خرافی و شرک آلود این سنّت جاهلی را حذف کرده و به استخاره با صبغه‌ای الهی در مواردی خاصّ مشروعیت داده است. ازاین‌رو پیامبر(صلی الله علیه وآله) به مسلمانان استخاره یاد‌ می‌داد.[۱۵]

از برخی‌ روایات‌ چنین‌ برمی‌آید که‌ در دورۀ پیش‌ از اسلام، نوعی‌ «استخاره‌ از الله» در میان‌ عرب‌ معمول‌ بوده‌ است‌.[۱۶] ولی‌ دربارۀ چگونگی‌ آن‌ شرحی‌ داده‌ نشده‌ است‌. از نخستین‌ نمونه‌های‌ عمل‌ به‌ استخاره‌ در دورۀ اسلامی‌ روایتی‌ از حضرت علی(ع) است‌، مبنی‌ بر اینکه‌ چون‌ پیامبر(ص) وی‌ را به‌ یمن‌ فرستاد، او را بر به‌کارگیری‌ استخاره‌، آنگاه‌ که‌ تصمیم‌گیری‌ دشوار گردد، ترغیب‌ کرد.[۱۷] همچنین‌ به‌ هنگام‌ رحلت‌ حضرت رسول(ص) و بروز اختلاف‌ نظر میان‌ صحابه‌ در کیفیت‌ دفن‌ آن‌ حضرت‌، به‌دنبال‌ دو کس‌ فرستادند که‌ یکی‌ به‌ شیوۀ مکیان‌ زمین‌ را می‌شکافت‌ و یکی‌ به‌روش‌ مدنیان‌ لحد می‌ساخت‌؛ آنگاه‌ عبارت‌ «اللهم‌ خِرْ لِرَسولِک» را بر زبان‌ آوردند و امر را بر آن‌ نهادند که‌ هر یک‌ زود‌تر رسد، روش‌ او را به‌کار بندند.[۱۸]

استخاره‌ و طلب‌ کردن‌ بهترین‌ از خداوند نزد مذاهب‌ گوناگون‌ اسلامی‌ امری‌ پسندیده‌ شمرده‌ شده‌ و در این‌‌باره‌ احادیثی‌ از پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) نقل‌ شده‌ است‌[۱۹]

نماز استخاره

در حدیثی‌ نبوی‌ به‌ روایت‌ جابر به‌ چگونگی‌ نماز استخاره‌ پرداخته‌ شده‌ است‌. در این‌ حدیث‌ که‌ از منابع‌ اساسی‌ در مباحث‌ فقهی‌ مربوط به‌ نماز استخاره‌ به‌شمار می‌آید، دعای‌ ویژه‌ای‌ نیز برای‌ تعقیب‌ این‌ نماز آمده‌ است‌.[۲۰]

نماز استخاره در منابع امامیه

در منابع‌ امامیه‌ به‌ علاوه‌، احادیث‌ دیگری‌ به‌ نقل‌ از ائمه‌(ع) در آداب‌ نماز استخاره‌ آمده‌ است‌.[۲۱] نماز استخاره‌ نزد فقیهان‌ از نمازهای‌ مستحب‌ یا مشروع و موافق شرع و سنت شمرده‌ شده‌ است‌.[۲۲]

چگونگی نماز استخاره

به‌اتفاق‌ مذاهب‌ فقهی‌، نماز استخاره‌ دو رکعت‌ است‌ و بنا بر قول‌ مشهور نزد مذاهب‌ گوناگون‌، بهتر آن‌ است‌ که‌ در قرائت‌ این‌ نماز پس‌ از فاتحة الکتاب، در رکعت‌ نخست‌ سوره کافرون و در رکعت‌ دوم‌ سوره اخلاص خوانده‌ شود.[۲۳] در یک‌ روایت‌ شیعی نیز قرائت‌ سوره‌های‌ حشر و رحمن‌ در رکعت‌ نخست‌ و سوره‌های‌ معوذتین و اخلاص‌ در رکعت‌ دوم‌ توصیه‌ شده‌ است‌.[۲۴] افضل‌ آن‌ است‌ که‌ نماز استخاره‌ در اماکن‌ مقدس‌ چون‌ مساجد و مشاهد گزارده‌ شود.[۲۵] در روایات‌ امامیه، نمونه‌هایی‌ از توصیه‌ به‌ اقامۀ این‌ نماز در مسجد النبی(ص)[۲۶] و نیز به‌جای‌ آوردن‌ آداب‌ استخاره‌ در مشهد امام حسین(ع)[۲۷] وارد شده‌ است‌.

استخاره به معنای دعا

علاوه‌ بر استخاره‌ با نماز گزاردن‌، استخاره‌ به‌ معنی‌ دعا به‌ درگاه‌ خداوند و طلب‌ بهترین‌، در فرهنگ‌ اسلامی‌ جایگاه‌ ویژه‌ای‌ داشته‌ است‌. گفتنی‌ است‌ که‌ ابن ادریس[۲۸] با یاد کردن‌ این‌ نکته‌ که‌ استخاره‌ در زبان‌ عرب‌ اساساً به‌ معنای‌ دعاست‌، بر این‌ جایگاه‌ تأکیدی‌ ویژه‌ داشته‌، و بر لزوم‌ پیراستن‌ سنت‌ استخاره‌ از زوائد، توصیۀ اکید کرده‌ است‌. دعای‌ ۳۳ از صحیفه سجادیه نیایشی‌ برای‌ استخاره‌ است‌ و در آن‌ از خداوند درخواست‌ می‌شود تا آنچه‌ مشیت‌ و خواستۀ حق‌ است‌، الهام‌ فرماید. در جوامع‌ روایی‌ به‌ آداب‌ و سنن‌ استخاره‌ پرداخته‌ شده‌، و روایاتی‌ در این‌ باب‌ به‌ نقل‌ از پیامبر اکرم و ائمه اطهار گردآوری‌ شده‌ است‌.[۲۹]

روش‌های دیگر استخاره

گفتنی‌ است‌ که‌ در برخی‌ منابع‌ علاوه‌ بر نماز استخاره‌ و دعا، به‌ روش‌های‌ خاصی‌ نیز در این‌ مورد اشاره‌ شده‌ که‌ گاه‌ سند آن‌ها مورد بحث‌ و تأمل‌ بوده‌ است‌:

استخاره با قرآن

نخست‌ باید به‌ روایت‌ الیسع‌ قمی‌ از امام صادق(ع) اشاره‌ کرد که‌ به‌ موجب‌ آن‌ شخص‌ استخاره‌ کننده‌، هنگام‌ آماده‌ شدن‌ برای‌ نماز بدانچه در دلش خطور می کند عمل نماید یا اینکه قرآن را بگشاید و به‌ نخستین‌ امری‌ که‌ در آن‌ می‌بیند، عمل‌ کند.[۳۰] در شیوه‌ای‌ دیگر که‌ طبرسی بدون‌ ذکر مستند، آن‌ را آورده‌ است‌، شخص‌ پس‌ از به‌جای‌ آوردن‌ نماز مخصوص‌ و دعا، مصحف‌ را می‌گشاید و هفت برگ‌ را شمرده‌، پاسخ‌ خود را در برگ‌ هفتم‌ و سطر یازدهم‌ می‌جوید.[۳۱] از اشارات‌ جسته‌ و گریخته‌ در منابع‌ برمی‌آید که‌ چنین‌ روش‌هایی‌ نزد گروه‌هایی‌ از اهل‌ سنت‌ نیز تداول‌ داشته‌ است‌.[۳۲]
در حدیثی‌ از امام‌ صادق‌(ع) از تفأل‌ به قرآن کریم نهی‌ شده‌ است‌[۳۳] و گاه در بیان وجه آن چنین گفته‌اند که مراد از این نهی، تفسیر خواستن و پیش‌ بینی‌ حوادث‌ آینده‌ به‌ قرآن‌ است‌، یا اینکه‌ در نهی‌ نظر به‌ تشبه‌ به‌ مردم‌ جاهلیت‌ در تفأل‌ و تطیر بوده‌ است‌. ملاک‌ نهی‌ هرچه‌ باشد، برخی‌ از علما سعی‌ داشته‌اند تا فرقهایی‌ را میان‌ تفأل‌ به‌ قرآن‌ و استخاره‌ به‌ آن‌ قائل‌ شوند.[۳۴] گفتنی‌ است‌ که‌ برخی‌ از عالمان‌ اهل‌ سنت‌ نیز با پرداختن‌ به‌ مسألۀ تفأل‌ به‌ قرآن‌، آن‌ را به‌ دور از سنت‌ دانسته‌، و مورد نقد قرار داده‌اند.[۳۵]

استخاره با رقاع

در یکی‌ از روش‌های‌ استخاره‌ با رقاع‌ دو دستور «اِفْعَل» و «لا تَفْعَل» بر دو ورقه نوشته‌ می‌شود و استخاره‌ کننده‌ با به‌جای‌ آوردن‌ آدابی‌ خاص‌ یکی‌ از آن‌ دو را برمی‌دارد و به‌ مقتضای‌ آن‌ عمل‌ می‌کند.[۳۶] در روشی‌ دیگر شش ورقه به‌کار می‌رود و آنچه‌ در سه ورقه متفقاً دستور «افعل» آید، بدان‌ عمل‌ می‌شود.[۳۷] روایت‌ نخست‌ بدون سند است و به‌ یکی‌ از ائمه‌(ع) منسوب‌ گردیده‌ و روایت‌ دوم‌ از امام‌ صادق‌(ع) نقل‌ شده‌ است‌. ابن‌ ادریس‌ [۳۸] و محقق حلی [۳۹] استخاره‌ با رقاع‌ را مورد انتقاد قرار داده‌ و برگرفته‌ از اخبار غیرمعتبر دانسته‌اند. شیخ مفید نیز بر شاذ بودن این‌ اخبار و ضعف‌ اسناد آن‌ اشاره‌ نموده‌ است‌. برخی‌ نیز چون‌ علامۀ حلی‌ و شهید اول این‌ انتقاد را وارد ندانسته‌اند.

استخاره با تسبیح

در این‌ نوع‌ استخاره‌، پس‌ از خواندن‌ دعایی‌ مخصوص‌، به‌اندازۀ یک‌ قبضه‌ از تسبیح را جدا کرده‌، دانه‌ها را دوتا دوتا می‌شمارند؛ در صورتی‌ که‌ بازمانده‌ یک‌ باشد، امر مورد نظر را خوب‌ می‌انگارند. برپایۀ آنچه‌ شهید اول[۴۰] یادآور شده‌، این‌ نوع‌ «استخاره‌ به‌ عدد» در سده‌های‌ نخستین‌ اسلامی‌ رواج‌ نداشته‌ است‌؛ تنها ابن‌ طاووس‌[۴۱] بر پایۀ روایتی‌ که‌ از امام‌ غائب‌(ع) نقل‌ کرده‌، استناد این‌ سنت‌ را به‌ ائمه‌(ع) باز گردانیده‌ است‌.[۴۲] همچنین گفته شده سند استخاره با تسبیح به رضی الدین آبی می‌رسد.[۴۳]

استخاره برای دیگری

اگرچه رجوع به عالمان دین برای استخاره امری رایج است؛ اما گفته شده است اصل این است هر کس برای خود استخاره کند.

علامه مجلسی می‌گوید: سید بن طاووس گفته است:

اولی و احوط آن است که هر کس برای خودش استخاره کند؛ زیرا ما هیچ حدیثی نداریم که شخصی به وکالت از دیگری استخاره نماید و اگر وکالت در استخاره جایز و یا بهتر بود، شایسته بود که اصحاب از امام علیهم السلام تقاضای استخاره نمایند و اگر چنین چیزی می‌بود، نقل می‌شد و دست‌کم، یک روایت در این مورد به ما می‌رسید، به‌علاوه آن‌کس که مضطر و حاجتمند است، اگر خودش استخاره کند به اجابت نزدیک‌تر و دعای او به اخلاص در نیت نزدیکتر است.[۴۴]

همانندهای استخاره

در فرهنگ اسلامی و پیش از آن، اصطلاحاتی در ردیف استخاره آمده است.

  • تفأل: فال نیک زدن. در برخی روایات به تفأل اشاره شده است.
  • تطیر: فال بد زدن.

آثار در باب استخاره

کتاب فتح الابواب.jpg

آثار مستقلی‌ نیز به‌خصوص‌ از سوی‌ عالمان‌ امامیه در موضوع‌ استخاره‌ تألیف‌ شده‌ است‌ که‌ از آن‌ میان‌ می‌توان‌ به‌‌طور خاص‌ کتاب‌ فتح الابواب از ابن طاووس را یاد کرد.[۴۵]

از دیگر کتاب‌هایی هستند که در این‌باره تألیف شده‌اند.

استخاره‌های معروف

استخاره در اشعار

در ادبیات فارسی گاه به استخاره اشاره شده است. چنانچه در ابیات حافظ چندین بار تکرار شده است:

هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست[۵۱]

به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم بهار توبه شکن میرسد چه چاره کنم[۵۲]

و یا بیت صائب تبریزی:

هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود ز سبحه گرد برآورد استخاره من[۵۳]

تا داده‌ام عنان توکل ز دست خویش کارم همیشه در گره از استخاره هاست[۵۴]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ابن‌منظور، لسان العرب،‌ ذیل‌ خیر
  2. برقی‌، المحاسن، ص۵۹۸؛ ابن‌ بابویه‌، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص ۵۶۲
  3. بحرانی،الحدائق، ج‌۱۰، ص‌۵۲۴-۵۲۶.
  4. دایرةالمعارف قرآن کریم، ج ۳، ذیل مدخل استخاره
  5. وسائل الشیعه، ج‌۸، ص‌۶۳-۶۸.
  6. وسائل الشیعه، ج‌۸، ص‌۸۰.
  7. دایرة المعارف قرآن کریم، ج ۳، ذیل مدخل استخاره
  8. ابن طاووس، فتح الابواب، ص۱۶۷-۱۶۸، ۱۷۲ به‌ بعد؛ ابن‌ حجر، فتح الباری، ج۱۱، ص۱۵۴
  9. تاریخ‌ الحضارات، ج‌۱، ص‌۱۶۹-۱۷۰؛ تاریخ تمدن، ج‌۳، ص‌۷۳-۷۴.
  10. تاریخ تمدن، ج۳، ص۷۳؛ تاریخ الحضارات، ج۱، ص۱۶۹-۱۷۰.
  11. اخبار مکه، ج۱، ص۱۱۷-۱۱۸، جامع البیان، مج۴، ج۶، ص۱۰۱-۱۰۴؛ الاصنام، ص۲۸؛ بلوغ الارب، ج۳، ص۶۲-۶۳، ۶۶
  12. جامع البیان، مج۴، ج۶، ص۱۰۱؛ بلوغ الارب، ج۳، ص۶۶-۶۷
  13. المیسر و القداح، ص۳۳؛ جامع البیان، مج۴، ج۶، ص۱۰۱-۱۰۳؛ احکام القرآن، جصاص، ج۲، ص۴۴۰
  14. المحبر، محمد بن حبیب، ص۱۹۶
  15. صحیح بخاری، ج۲، ص۶۴؛ ج۷، ص۲۰۸؛ سنن ابن ماجه، ج۱، ص۴۴۰؛ سنن نسائی، ج۶، ص۸۰
  16. ابن‌ سعد،الطبقات الکبیر، ج۸، ص۱۷۱؛ ابوالفرج‌، ج۱۹، ص۹۲
  17. طوسی‌، امالی‌، ج۱، ص۱۳۵
  18. ابن‌ سعد، الطبقات الکبیر، ج۲، ص۷۴-۷۵؛ابن‌ ماجه‌، سنن، ج۱ ص۴۹۶؛ و مجلسی‌، بحار الانوار، ج۲۲، ص۵۱۸، ۵۲۹
  19. احمد بن‌ حنبل‌، ج۱ ص۱۶۸؛ برقی‌،المحاسن، ص۵۹۸-۵۹۹
  20. احمد بن‌ حنبل‌، ج۳، ص۳۴۴؛ بخاری‌، صحیح، ج۷، ص۱۶۲؛ ترمذی‌، سنن، ج۲، ص۳۴۵
  21. کلینی‌، کافی، ج۳، ص۴۷۰ به‌ بعد؛ ابن‌ بابویه‌، من لایحضر الفقیه،ج۱، ص۵۶۲-۵۶۳؛ طوسی‌، تهذیب‌، ج۳، ص۱۷۹ به‌ بعد
  22. ابن ادریس حلی،السرائر، ج۱، ص۳۱۳؛ سید بکری‌، اعانة الطالبین‌، ج۱، ص۲۵۷
  23. غزالی‌، احیاء علوم‌الدین‌، ج۱، ص۱۸۵؛ نووی‌، الاذکار، ج۳، ص۳۵۴؛ ابن‌ عابدین‌، ردالمحتار، ج۱، ص۵۰۶؛ بدون‌ تصریح‌ به‌ ترتیب‌: کلینی‌، کافی، ج۳، ص۴۷۲؛ ابن‌ بابویه‌، من‌ لایحضره‌ الفقیه‌، ج۱، ص۵۶۲
  24. کلینی‌، کافی، ج۳، ص۴۷۰؛ طوسی‌، تهذیب، ج۳، ص۱۸۰
  25. شهید اول، ذیل‌ نماز استخاره‌؛ نیز نک: عوفی‌، لباب‌ الالباب‌، ج۱، ص۲۱۰
  26. کلینی‌، کافی، ج۳، ص۴۷۱
  27. حمیری‌، قرب‌ الاسناد، ص۲۸
  28. السرائر، ج۱، ص۳۱۴
  29. شوکانی‌، تحفة الذاکرین‌، ص۱۸۹-۱۹۰؛ حرعاملی‌، وسایل الشیعه، ج۳، ص۲۰۴-۲۲۱؛ مجلسی‌، بحار الانوار، ج۸۸، ص۲۴۲
  30. طوسی‌، تهذیب‌، ج۳، ص۳۱۰؛ کفعمی‌، المصباح، ص۳۹۱، که فقط روش دوم را ذکر کرده است.
  31. طبرسی‌، حسن‌، مکارم‌ الاخلاق‌، ص۳۲۴؛ نیز ابن‌ طاووس‌، فتح‌ الابواب‌، ص۲۷۷
  32. ابن‌ طاووس‌، فتح‌ الابواب‌، ص۱۵۶، به‌ نقل‌ از دعوات‌ مستغفری‌؛ ابن‌ حاج‌، ج۱، ص۲۸۷؛ زبیدی‌، اتحاف‌ السادة المتقین‌، ج۲، ص۲۸۶
  33. کلینی‌، کافی، ج۲، ص۶۲۹
  34. فیض‌، الوافی‌، ج۵، ص۱۴۱۶
  35. ابن‌ حاج‌،المدخل، ج۱، ص۲۷۸؛ زبیدی‌، اتحاف‌ السادة المتقین‌، ج۲، ص۲۸۵
  36. کلینی‌، کافی، ج۳، ص۴۷۳؛ طوسی‌، تهذیب، ج۳، ص۱۸۲؛ طبرسی‌، احمد، ص۳۱۴
  37. کلینی‌، کافی، ج۳، ص۴۷۰؛ طوسی‌، تهذیب، ج۳، ص۱۸۱؛ طبرسی‌، حسن‌، مکارم الاخلاق، ص۲۵۶
  38. السرائر، ج۱، ص۳۱۳
  39. المعتبر، ص‌۳۰۴
  40. شهید اول، الذکری، ذیل‌ نماز استخاره‌
  41. مفاتیح الغیب، ص۲۷۳
  42. کفعمی‌،المصباح، ص۳۹۱-۳۹۲؛ صاحب‌ جواهر، جواهر الکلام‌، ج۱۲، ص۱۷۲
  43. دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج۱، مدخل رضی‌الدین آبی.
  44. مجلسی، بحار الانوار، ج۱، ص ۲۸۵ به نقل از طریقه‌دار، کند و کاوی درباره استخاره، ص۱۷
  45. برای‌ کتاب‌شناسی‌ این‌ آثار، نک: خفاف‌، مقدمه بر فتح الابواب، ص۴۷-۵۵؛ نیز برای‌ یک‌ تألیف‌ کهن‌ با عنوان‌ الاستخارة و الاستشارة، نک: نووی‌، تهذیب‌ الاسماء و اللغات‌، ج۲، ص۲۵۶
  46. ورقی از تاریخ مشروطه، چند استخاره از محمدعلی شاه با جواب‌های آنها، مجله یادگار، سال پنجم، شماره ۷-۸، فروردین ۱۳۲۸، ص ۴۵-۶۵
  47. تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ص۱۵۰
  48. جرعه‌ای از دریا، ج۳، ص۳۵۲-۳۵۳؛ حیات سیاسی فرهنگی و اجتماعی آخوند خراسانی، ص ۲۷۲-۲۷۳، مصاحبه با آیت الله سید عزالدین زنجانی
  49. گنجینه دانشمندان، ص۲۸۷-۲۸۸
  50. همگام با آزادی، خاطرات دکتر سید محمدمهدی جعفری، ج۲، ص۴۳۳؛ برای نمونه‌های بیشتری از استخاره‌ها رک: مهدی مهریزی، پژوهشی نظری و میدانی دربارهٔ استخاره، جشن‌نامه استاد سید علی خراسانی، ص۱۶۳-۲۱۴
  51. حافظ، غزلیات، غزل شمارهٔ ۷۲
  52. حافظ، غزلیات، غزل شمارهٔ ۳۵۰
  53. صائب تبریزی،دیوان اشعار،غزلیات،غزل شمارهٔ ۲۰۸۷
  54. صائب تبریزی،دیوان اشعار،غزلیات،غزل شمارهٔ ۱۸۶۶

منابع

  • ابن‌ ادریس‌، محمد، السرائر، قم‌، ۱۴۱۰ق‌.
  • ابن‌ بابویه‌، محمد، من‌ لایحضره‌ الفقیه‌، به‌ کوشش‌ علی‌اکبر غفاری‌، قم‌، جماعة المدرسین‌.
  • ابن‌ حاج‌، محمد، المدخل‌، قاهره‌، ۱۴۰۱ق‌/۱۹۸۱م‌.
  • ابن‌حجر عسقلانی‌، احمد، فتح‌الباری‌، بولاق‌، ۱۳۰۱ق‌.
  • ابن‌سعد، محمد، کتاب‌ الطبقات‌ الکبیر، به‌کوشش‌ زاخاو و دیگران‌، لیدن‌، ۱۳۲۱ق.
  • ابن‌ طاووس‌، فتح‌ الابواب‌، به‌کوشش‌ حامد خفاف‌، قم‌، ۱۴۰۹ق.
  • ابن‌ عابدین‌، محمد، ردالمحتار، بولاق‌، ۱۲۷۲ق‌.
  • ابن‌ ماجه‌، محمد، سنن‌، به‌کوشش‌ محمد فؤاد عبدالباقی‌، قاهره‌، ۱۹۵۲-۱۹۵۳م‌.
  • ابن‌ منظور، لسان‌؛ ابوالفرج‌ اصفهانی‌، الاغانی‌، بولاق‌، ۱۲۸۵ق‌.
  • احمد بن‌ حنبل‌، مسند، قاهره‌، ۱۳۱۳ق‌.
  • بخاری‌، محمد، صحیح‌، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
  • برقی‌، احمد، المحاسن‌، به‌ کوشش‌ جلال‌الدین‌ محدث‌ ارموی‌، تهران‌، ۱۳۲۸ش‌.
  • ترمذی‌، محمد، سنن‌، به‌کوشش‌ احمد محمد شاکر و دیگران‌، قاهره‌، ۱۳۵۶ق‌/۱۹۳۷م‌.
  • حر عاملی‌، محمد، وسائل‌ الشیعة، بیروت‌، ۱۳۹۱ق‌.
  • حمیری‌، عبدالله‌، قرب‌ الاسناد، تهران‌، ۱۳۶۹ق‌.
  • خفاف‌، حامد، مقدمه‌ بر فتح‌الابواب‌ (نک: هم، ابن‌ طاووس‌).
  • زبیدی‌، محمد، اتحاف‌ السادة المتقین‌، قاهره‌، ۱۳۱۱ق‌.
  • سیدبکری‌، ابوبکر، اعانة الطالبین‌، قاهره‌، ۱۳۵۶ق‌.
  • شوکانی‌، محمد، تحفة الذاکرین‌، بیروت‌، عالم‌الکتب‌.
  • شهید اول‌، محمد، الذکری‌، چ‌ سنگی‌، ۱۲۷۱ق‌.
  • صاحب‌ جواهر، محمدحسن‌، جواهر الکلام‌، بیروت‌، ۱۴۰۱ق‌/۱۹۸۱م‌.
  • صحیفة سجادیه‌؛ طبرسی‌، احمد، الاحتجاج‌، به‌کوشش‌ محمدباقر خرسان‌، نجف‌، ۱۳۸۶ق‌/۱۹۶۶م‌.
  • طبرسی‌، حسن‌، مکارم‌ الاخلاق‌، به‌کوشش‌ محمد حسین‌ اعلمی‌، بیروت‌، ۱۳۹۲ق‌/۱۹۷۲م.
  • طوسی‌، محمد، امالی‌، بیروت‌، ۱۴۰۱ق‌/۱۹۸۱م‌.
  • طوسی، تهذیب‌ الاحکام‌، به‌کوشش‌ حسن‌ موسوی‌ خرسان‌، نجف‌، ۱۳۷۹ق‌.
  • علامة حلی‌، حسن‌، مختلف‌ الشیعة، تهران‌، ۱۳۲۳ق‌.
  • عوفی‌، محمد، لباب‌ الالباب‌، به‌ کوشش‌ ادوارد براون‌، لیدن‌، ۱۳۲۴ق‌/ ۱۹۰۶م‌.
  • غزالی‌، محمد، احیاء علوم‌الدین‌، قاهره‌، ۱۲۸۹ق‌.
  • فیض‌ کاشانی‌، محمدمحسن‌، الوافی‌، اصفهان‌، ۱۴۰۶ق‌.
  • کفعمی‌، ابراهیم‌، المصباح‌، تهران‌، ۱۳۴۹ش.
  • کلینی‌، محمد، الکافی‌، به‌کوشش‌ علی‌اکبر غفاری‌، تهران‌، ۱۳۹۱ق‌.
  • مجلسی‌، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م.
  • محقق‌ حلی‌، جعفر، المعتبر، چ‌ سنگی‌، ۱۳۱۸ق‌.
  • مفید، محمد، المقنعة، قم‌، ۱۴۱۰ق.
  • نووی‌، یحیی‌، «الاذکار»، همراه‌ الفتوحات‌ الربانیة ابن‌ علان‌، بیروت‌، ۱۳۹۸ق‌/۱۹۷۸م.
  • نووی، یحیی، تهذیب‌ الاسماء و اللغات‌، قاهره‌، ۱۹۲۷م‌. عبدالامیر سلیم‌.
  • مصطفی خلعت بری لیماکی، انواع استخاره و جایگاه آن در اعتقادات مردم، مجله فرهنگ مردم ایران، شماره ۵ و ۶

پیوند به بیرون