باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

اِرْتِدادْ، به معنای کافر شدن پس از مسلمانی است. مُرتَد بر دو نوع «مِلّی» و «فِطری» است که هر یک، احکام شرعی مختص به خود را دارد. بنابر رأی مشهور فقیهان، مرتد فطری در صورت احرازِ ارتدادش کشته می‌شود و همسرش از او جدا می‌شود. اما به مرتد ملی، سه روز فرصت توبه و بازگشت به دین داده می‌شود. مرتد اگر زن باشد، چه ملی و چه فطری تا زمانی که توبه نکند، زندانی می‌شود. مهم‌ترین حکمتی که برای حکم ارتداد بیان شده، مصونیت جامعه اسلامی و مسلمانانی است که قدرت تفکر و تشخیص نظر درست از نادرست را ندارند.

محتویات

مفهوم شناسی

ارتداد به معنای بازگشت و رویگردانی است که در اصطلاح به معنای بازگشت و رویگردانی از اسلام بعد از مسلمان شدن می‌باشد. بنابراین به مسلمانی که از آیین اسلام خارج شده و کُفر را برگزیده است، «مرتدّ» گفته می‌شود.[۱] واژۀ ارتداد ریشۀ قرآنی دارد.[۲] در فقه بحث ارتداد در باب حدود می‌آید و از آن به مناسبت در باب‌هایی مانند طهارت، صلاة، زکات، صوم، حج، تجارت، نکاح و ارث سخن گفته‌اند. برخی نیز در باب مستقلی تحت عنوان «کتاب مرتدّ»، از آن بحث کرده‌اند.[۳]

به گزارش آیات و روایات متعدد ارتداد حرام و یکی از گناهان کبیره است.از همین رو عقوبت سنگینی برای آن در دنیا و آخرت معین شده است.[۴]

اقسام مرتدّ

مرتدّ دو گونه است و هر یک احکام مختص به خود را دارد.

  1. مرتد فطری: کسی که یکی از والدینش درحال انعقاد نطفه او مسلمان باشد و او بعد از بلوغ، اسلام را پذیرفته باشد و سپس از اسلام خارج شود.[۵] برخی فقیهان اظهار اسلام پس از بلوغ را معتبر نمی‌دانند.[۶]
  2. مرتد ملّی: کسی که پدر و مادرش در حال انعقاد نطفه او کافر باشند و این شخص بعد از بلوغش اظهار کفر نماید و بعد، اسلام بیاورد. سپس از اسلام برگردد و اظهار کفر نماید.[۷]

اسباب ارتداد

ضروری دین و مذهب

در مورد ضروری دین دو نظر وجود دارد، برخی آن را به مواردی مانند وجوب نماز، روزه، حج و مانند آن‌ منحصر کرده‌اند و برخی دیگر، قلمرو آن را گسترش داده‌اند. به عقیده گروه دوم، مراد از ضروری دین، چیزی است که انکارکننده به ثبوت آن در دین یقین داشته باشد؛ هر چند این امر نزد همگان به ثبوت نرسیده باشد.[۹]

به قول مشهور، انکار ضروری مذهب مانند انکار امامان شیعه علیهم السّلام یا امامت یکی از آنان، موجب ارتداد نمی‌شود. هرچند به عقیده برخی فقها، اگر فرد شیعی منکر ضروری مذهب خویش شود، مرتدّ می‌شود.[۱۰]

البته اگر احتمال داده شود شخصِ منکِر، از ضروری‌بودن آن حکم اطلاع نداشته، نمی‌توان درباره او حکم به ارتداد کرد؛ مانند اینکه محل زندگی آن فرد از سرزمین‌های اسلامی دور باشد و بی‌اطلاعی او از ضروری‌بودنش منطقی و معقول باشد.[۱۱]

شرایط تحقق ارتداد

این شرایط عبارتند از: عقل، بلوغ، قصد و اختیار؛ بنابراین کلمات کفرآمیز از شخص دیوانه، غیر بالغ، غافل، کسی که در خواب است، شخصی که اشتباه کرده، بیهوش و مُکرَه و از روی تقیه، موجب ارتداد نمی‌شود.[۱۲] البته کسی که ادعا می‌کند در ارتداد اکراه داشته، ادعایش در صورتی پذیرفته می‌شود که برایش شواهدی داشته باشد.[۱۳]

  • شرایط اختصاصی:
  1. ارتداد این شخص به جهت تحقیق و ناشی از شبهه علمی نباشد.[۱۴]
  2. شخص مرتد، باید ارتداد خود را علنی کند تا جرم او جنبه اجتماعی پیدا کند.[۱۵]
  3. او باید نسبت به ضروری بودن مسئله‌ای که انکار می‌کند یقین داشته باشد.[۱۶]
  4. ارتداد به وسیله کلام و با الفاظ[۱۷] یا انجام کارهایی که به وضوح نشان دهنده توهین باشد، محقق می‌شود.[۱۸] بنابراین نماز نخواندن موجب ارتداد نمی‌شود، یا حتی اگر بگوید نماز نمی‌خوانم ولی منکر ضروری بودن نماز نباشد، مرتد محسوب نمی‌شود.

راه‌های اثبات

ارتداد به دو صورت ثابت می‌شود: اقرار خود فرد به ارتداد؛ بینه، شواهد و رفتار یا گفتاری که بیانگر ارتداد است.[۱۹]


احکام

احکام ارتداد از این قرار است:

← توبۀ مرتدّ: در مورد قبول توبه مرتد، تفاوت وجود دارد. توبۀ مرتدّ ملّی، چه زن باشد و چه مرد، و نیز مرتد فطری زن، پذیرفته می‌شود.[۲۰] قبول توبه مرد فطری مورد اختلاف است، قول عدم قبول توبۀ وی به مشهور نسبت داده شده است.

← نجاست و طهارت مرتدّ: ارتداد موجب نجاست مرتدّ می‌شود. البته مرتدی که توبه کرده و بازگشت به اسلام می‌نماید( در مورد مرتد مرد ملی، زن مرتد ملی و فطری و مرد مرتد فطری بنابر دیدگاهی که توبه‌اش پذیرفته می‌شود با توبه، پاک می‌شود.[۲۱]

← عبادت‌های مرتدّ: شخص مرتد پس از انکه توبه کرد، لازم است عبادت‌هایی که در دوران ارتدادش انجام نداده را قضا کند.[۲۲] البته در جزئیات و موارد قضا کردن عبادات مرتد میان فقها اختلاف نظر وجود دارد.[۲۳]

← ازدواج مرتدّ: ارتباط بین ارتداد و ازدواج شخص مرتد از دو جهت قابل طرح است: ازدواجی که قبل از ارتداد صورت گرفته است و ازدواج پس از ارتداد.

* ازدواج موجود: در این مورد فقها بین حالتی که صرفا عقد ازدواج خوانده شده است و حالتی که نزدیکی نیز روی داده باشد، فرق می‌گذراند. بدین صورت که:

  1. اگر ارتداد قبل از نزدیکی محقق شود، عقد ازدواج نیز باطل می‌شود.
  2. اگر پس از نزدیکی، یکی از زوجین مرتد شود، دو حالت دارد:
    1. اگر شخص مرتد، مرد مرتد فطری باشد، عقد ازدواج باطل است.
    2. اگر شخص مرتد، مرد مرتد ملی یا زن مرتد فرتد فطری یا ملی باشد، پس از اتمام عدّه، اگر مرتد توبه نکرد عقدشان باطل است وگرنه صحیح باقی می‌ماند.[۲۴]

* ازدواج جدید: ازدواج شخص مرتد با یک مسلمان جایز نیست. البته ازدواج برای مرتد ملی و نیز فطریبنابر دیدگاه قبول توبه مرتد فطری پس از توبه و بازگشت به اسلام جایز است.[۲۵]

← فرزند مرتدّ: فرزندی که پیش از ارتداد پدر و مادر یا یکی از آنان‌ به دنیا آمده یا نطفه‌اش منعقد شده باشد، در حکم مسلمان است و احکام مسلمانان را دارد. این شخص چنانکه پس از رسیدن به بلوغ، اسلام را نپذیرفت، در ملی بودن یا فطری بودن ارتدادش اختلاف نظر است.

← کیفر مرتدّ: مرتدّ ملّی در صورتی که توبه نکند و نیز مرتدّ فطری حتی در صورت توبه بنابر قول مشهور کشته می‌شود. اما زن مرتد، زندانی می‌شود تا توبه کند یا بمیرد.[۲۶]

مواردی از صدور و اجرای حکم ارتداد

فلسفه حکم ارتداد

در مورد فلسفه حکم ارتداد در دین اسلام، چندین عامل ذکر شده است. برخی از این حکمت‌ها عبارتند از:

* بازداشتن دینداران از انتخاب ناآگاهانه و کورکورانه: در کنار آسانگیری دین اسلام در انتخاب دین و دعوت به انتخاب آگاهانه، با تشریع حکم ارتداد، به همگان هشدار می‌دهد در صورتی که این دین را انتخاب کردید، دیگر نمی‌توانید از آن بازگردید. این سختگیری باعث می‌شود تا مردم، دین را امری ساده و تشریفاتی ندانند و در پذیرش و انتخاب آن نهایت دقت را اعمال کنند.[۲۹]

* جلوگیری ازتحقیر دین و تضعیف عقاید دینی در جامعه اسلامی: براساس بیان قرآن، گروهی ازاهل کتاب برای ایجاد تزلزل در عقاید مسلمانان و در نتیجه تضعیف پایه­‌های نظام اسلامی، به هم کیشان خود سفارش می­‌کردند که مسلمان شوند و پس ازمدتی از اسلام دست بردارند تا به این وسیله مسلمانان را از دینشان بازگردانند.[۳۰] در این صورت، مسلما وضع و جعل احکام مرتد دشمنان اسلام را در تحقق این هدف ناکام می‌­گذارد.[۳۱]

* مصلحت شخصی مرتد و جامعه: انسان مرتد که از دین جدا شده و با دین خدا دشمنی می‌وروزد، چه بسا اعمال و افکارش باعث گمراهی دیگر افراد جامعه شود. بنابراین اجرای حکم ارتداد، باعث ایمنی جامعه از آسیب اعتقادی از جانب او می‌شود.[۳۲]

پانویس

  1. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۳۶۶.
  2. سوره بقره، آیه ۲۱۷.
  3. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۳۶۶.
  4. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۳۶۶.
  5. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴۱، ص۶۰۳؛ حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، دار احیاء التراث العربی، ج۶، ص۱۱۱.
  6. حلی، تذکرة الفقها، ۱۴۱۴ق، ج۱۷، ص۳۴۳.
  7. عاملی، الاصطلاحات الفقهیة، ۱۴۱۳ق، ص۱۹۸.
  8. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴۱، ص۶۰۰.
  9. اردبیلی، مجمع الفائدة، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۱۹۹.
  10. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴۱، ص۶۰۲.
  11. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۶، ص۴۹.
  12. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴۱، ص۶۰۹.
  13. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴۱، ص۶۱۰.
  14. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۹۱ش، ج۱۲، ص۱۸۳.
  15. ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، ۱۴۰۳ق، ص۳۱۱.
  16. اردبیلی، مجمع الفائده، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۱۹۹.
  17. اردبیلی، مجمع الفائده، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۳۳۴.
  18. شهید اول، الدروس، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۵۱.
  19. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴۱، ص۶۰۰.
  20. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴۱، ص۶۱۱- ۶۱۳.
  21. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۶، ص۲۹۳- ۲۹۸؛ یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق،‌ ج۱، ص۱۴۱.
  22. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱۳، ص۱۴.
  23. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۹، ص۱۲۰-۱۲۱؛ یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۴۶۶.
  24. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۴۷.
  25. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۴۲.
  26. طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۲۸۲؛ شهید اول، الدروس، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۲۵۲.
  27. «سرنوشتی که نواب برای سوزاننده قرآن رقم زد + تصاویر».
  28. «فتوای تاریخی امام خمینی مبنی بر مهدورالدم بودن سلمان رشدی».
  29. شاکرین، پرسش‌ها وپاسخ‌های دانشجویی، ۱۳۸۶ش، ص۳۱۷.
  30. سوره آل عمران، آیه ۷۲.
  31. شاکرین، پرسش‌ها وپاسخ‌های دانشجویی، ۱۳۸۶ش، ص۳۱۴-۳۱۵.
  32. شاکرین، پرسش‌ها و پاسخ‌های دانشجویی، ۱۳۸۶ش، ص۳۱۳.

پیوند به بیرون

منابع

  • ابو الصلاح حلبی، تقی بن نجم، الکافی فی الفقه، مترجم رضا استادی، اصفهان، کتابخانه امیرالمومنین، ۱۴۰۳ق.
  • اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائده، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۳ق.
  • جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، قم، اسراء، چاپ چهارم، ۱۳۹۱ش.
  • حسینی عاملی، محمد جواد بن محمد، مفتاح الکرامه فی شرح قواعد العلامة، بیروت، دار احیاء التراث العربی، [بی تا].
  • حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقها، قم، مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۱۴ق.
  • «سرنوشتی که نواب برای سوزاننده قرآن رقم زد + تصاویر»، سایت مشرق‌نیوز، تاریخ درج مطلب: ۱۷ دی ۱۳۹۱ق، تاریخ بازدید: ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ش.
  • شاکرین، حمید رضا، پرسش‌ها وپاسخ‌های دانشجویی،(دفترهفتم) ، قم، دفترنشرمعارف، ۱۳۸۶ش.
  • شهید اول، محمد بن مکی العاملی، الدروس الشرعیه فی الفقه الامامیه، قم، نشر اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۷ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیه، تهران، المکتبه المرتضویه لاحیاء الاثار الجعفریه، چاپ سوم، ۱۳۸۷ق.
  • عاملی، یاسین عیسی، الاصطلاحات الفقهیة فی الرسائل العملیة،‌ بیروت، دار البلاغة للطباعة و النشر و التوزیع، ۱۴۱۳ق.
  • «فتوای تاریخی امام خمینی(ره) مبنی بر مهدورالدم بودن سلمان رشدی»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: ۲۵ بهمن ۱۳۹۳ش، تاریخ بازدید: ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ش.
  • نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۳۶۲ش.
  • هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی، ۱۳۸۵ش.
  • ولایتی، عیسی، ارتداد در اسلام، تهران،‌ نشر نی، ۱۳۸۰ش.
  • یزدی، سید محمد کاظم، العروة الوثقی فیما تعم به البلوی، بیروت، موسسه اعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.