باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

اَبوالْمُفَضَّلِ شِیبانی
اطلاعات فردی
نام کامل: محمد بن عبدالله بن محمد عبیدالله بن بهلول بن همّام بن مطّلب
لقب: اَبوالْمُفَضَّلِ شِیبانی
تاریخ وفات: حدود ۳۸۵ق
شهر وفات: بغداد
اطلاعات علمی
استادان: حمید بن زیاد، ابن عقده همدانی، محمد بن یعقوب کلینی و ابن همام اسکافی
شاگردان: محمد بن احمد ابن شاذان قمی، علی بن محمد خراز قمی، جعفر بن احمد ابن رازی، حسین بن عبیدالله غضائری و احمد بن عبدون

اَبوالْمُفَضَّلِ شِیبانی (۲۹۷-۳۸۷ق)، محدث شیعه که برای کسب علوم دینی به شهرهای مختلف عراق، جزیره، شام، عواصم، حجاز، یمن، مصر و ایران سفر کرد و از عالمانی مانند حمید بن زیاد، ابن عقده همدانی، محمد بن یعقوب کلینی و ابن همام اسکافی درس آموخت. جویندگان حدیث، اعم از شیعه و اهل سنت در حلقه درس او حضور می‌یافتند. درباره امامی یا زیدی بودن او تردید وجود دارد.

وی راوی یکی از دو نقل زیارت آل یس است که در صورت قابل اعتماد دانستن وی، سند این زیارت‌نامه حَسَن خواهد بود.

محتویات

زندگی نامه

محمد بن عبدالله بن محمد عبیدالله بن بهلول بن همّام بن مطّلب مشهور به ابوالمفضل شیبانی، در اصل از مردمان کوفه بود[۱] و کمتر از هفت سال داشت که به بغداد رفت.[۲] چنانکه خود او گفته، نخستین استماع صحیح حدیث را در ۳۰۶ق انجام داده[۳] و دست‌کم تا ۳۱۰ق در بغداد به دریافت حدیث اشتغال داشته است.[۴]

از برخی سندهای روایی چنین برمی‌آید که ابوالمفضل تا سال‌های پایانی زندگی (مثلاً ۳۸۵ق)، به تعلیم حدیث اشتغال داشته[۵] و سرانجام در بغداد درگذشت.[۶]

زیست علمی

سفرهای علمی

در فاصله سال‌های ۳۱۳-۳۲۲ق، یک رشته سفرهای علمی او در منابع ذکر شده که تنها تاریخ برخی از آنها در دست است؛ از آن جمله، استماع در کوفه، در ۳۱۳ق[۷] استماع در مکه در ۳۱۸ق[۸]، استماع در اسوان در همان سال[۹]، استماع در دبیل در ۳۲۲ق[۱۰]، و سرانجام حضور مجدد او در بغداد در ۳۲۴ق[۱۱]. نجاشی[۱۲] یادآور شده است که ابوالمفضل، عمری را در راه سفر برای جستن حدیث سپری کرد.

وی در اسانید روایی خود گزارش‌های پرشماری درباره شنیدن حدیث از عالمان شهرهای مختلف عراق، جزیره، شام، عواصم، حجاز، یمن و مصر و محدثان نواحی گوناگون ایران و قفقاز به دست داده است که از آن میان می‌توان از حدیث‌آموزی او در شهرهای اصفهان، شیراز و سیرجان در مسیر جنوبی ایران، شهرهای همدان، قزوین، سهرورد زنجان و مراغه در مسیر غرب و شمال غربی ایران، آمل و گرگان در مسیر ساحل جنوبی دریای خزر و برده، باب الابواب و دبیل در منطقه قفقاز یاد کرد.[۱۳]

مشایخ

از زمره مشایخ روایی ابوالمفضل می‌توان از عالمان بزرگ شیعه مانند حمید بن زیاد نینوایی، ابن عقده همدانی، محمد بن یعقوب کلینی، ابن همام اسکافی، محمد بن عبدالله بن جعفر حمیری و محمد بن بحر رهنی، و محدثان نامدار اهل سنت چون محمد بن جریر بن یزید طبری، محمد بن عباس یزیدی، محمد بن محمد باغندی، عبدالله بن محمد بغوی و ابوبکر بن ابی داوود نام برد.[۱۴] تنها در سند روایات منقول در امالی طوسی[۱۵] نام نزدیک به ۱۳۰ تن از شیوخ ابوالمفضل ضبط گردیده است و همین فزونی شمار مشایخ، شاگردش ابوالفرج محمد بن علی قُنّائی را بر آن داشت تا به تألیف کتابی با عنوان معجم‌ رجال ابی‌المفضل دست یازد؛[۱۶] کتابی که بارها معاصر وی نجاشی در رجال خود[۱۷] از آن بهره گرفته‌ است.

حلقه درس

ابوالمفضل پس از پایان دادن به سفرهای علمی خود به بغداد بازگشت و در آنجا به بازگفتن شنوده‌های خویش پرداخت[۱۸] جویندگان حدیث، اعم از شیعه و اهل سنت در حلقه درس او حضور می‌یافتند.در رأس شاگردان غیرشیعی او در این دوره، محدث مشهور ابوالحسن دارقطنی قرار داشت که پس از چندی ابوالمفضل را به کذب منتسب ساخت و با اعراض از حدیث وی، پیشاپیش جناح مخالف او جای گرفت.[۱۹]

مخالفت‌های مشابهی هم از دیگر شاگردان غیر شیعی ابوالمفضل مانند ابوالقاسم ازهری، احمد بن محمد عتیقی و ابوذر هروی نقل شده است[۲۰] در پی مخالفت این جناح از محدثان بغداد، ابوالمفضل به ترتیب مجالس املا در مسجد شرقیه بغداد همت گماشت که بیشتر شیعیان، در درس او حضور می‌یافتند.[۲۱]

شاگردان

ابوالمفضل در طول مدت تحدیث خود در بغداد، جویندگان بسیاری را گرد خود فراهم آورد. در میان این شاگردان و راویان نام مشاهیری از شیعه چون محمد بن احمد ابن شاذان قمی، علی بن محمد خراز قمی، جعفر بن احمد ابن رازی، حسین بن عبیدالله غضائری و احمد بن عبدون آمده است، [۲۲] همانگونه که نام برخی از محدثان بنام اهل سنت چون قاضی ابوالعلاء واسطی، ابوالقاسم ازهری، احمد بن محمد عتیقی و قاضی تنوخی در شمار راویان او یاد شده است.[۲۳]

مذهب

خصوصیت«رفض»و نقل «مثالب صحابه»که رجال‌شناسان اهل سنت چون ابوذر هروی به ابوالمفضل نسبت داده‌اند، [۲۴] در آن روزگار بین شیعیان امامی و زیدیان جارودی مشترک بود و جایگاه ابوالمفضل در فرهنگ هر دو فرقه تردید در امامی یا جارودی بودن او را منطقی می‌سازد.

انتساب شاگردی شلمغانی

اظهارنظر درباره مذهب اعتقادی ابوالمفضل اندکی دشوار است. بر پایه گزارش ابوالفرج قنائی، از نزدیکترین شاگردان او، در دورانی که ابوجعفر شلمغانی، دور از وطن ودر استتار در مَعْلَثایا (از نواحی موصل) می‌زیست، ابوالمفضل چندی صحبت وی را دریافته و تألیفات او را از خود او فرا گرفته است.[۲۵] با بهره‌گیری از دانسته‌های زندگی شلمغانی، زمان این دیدار می‌بایست در فاصله سالهای ۳۱۲ـ۳۱۸ق بوده باشد و به هر صورت این نکته جای تأمل است که ابوالمفضل ۲۰ ساله چگونه به دانش‌اندوزی از یک عالم مطرود امامی همت گماشته است که از ۳۱۲ق به جهت گرایشهای غالیانه خود از سوی نایب خاص امام زمان(ع) طرد شده و دور از وطن به تبلیغ پنهانی نظریات خود می‌پرداخته است.

جایگاه

روایات نقل شده از ابوالمفضل شیبانی، در بسیاری از کتاب‌های حدیثی شیعه امامیه آمده و شیخ طوسی توجه ویژه‌ای به روایات نقل شده توسط او داشته است. علاوه بر این، ابوالمفضل در نزد زیدیان هم جایگاه ویژه‌ای داشته است. با این حال ابوالمفضل شیبانی به دلیل انتساب به تخلیط، از سوی برخی رجال‌شناسان شیعه تضعیف شده است.

جایگاه در نزد امامیه: ذکر نام ابوالمفضل در تمامی کتب مهم رجالی امامیه پس از وی، چون رجال و الفهرست طوسی، رجال نجاشی و کتاب الضعفاء ابن غضائری (نکـ:سطور پیشین)و به تبع آنان در آثار رجالی متأخران و همچنین نقل انبوه روایات وی در منابع حدیثی امامیه، به ویژه در آثار ایرانیان، همچون کفایة الاثر خزاز قمی[۲۶] آثار مختلف ابن رازی[۲۷] و در دلائل الامامه منسوب به ابن رستم طبری[۲۸] از جایگاه او در فرهنگ روایی امامیه حکایت دارد.

از میان بزرگان امامیه در عراق نیز شیخ طوسی توجه ویژه‌ای به روایات ابوالمفضل معطوف داشته و علاوه بر استفاده فراوان از اساتید او درباره مرویات حمیدبن زیاد و ابن بُطَه قمی در سراسر کتاب الفهرست، در آثار روایی خود مانند امالی[۲۹] و الغیبه[۳۰] نیز به نحو گسترده‌ای از احادیث ابوالمفضل بهره برده و حتی در دو کتاب تهذیب و الاستبصار هم که از کتب اربعه امامیه به شمار می‌روند، به نقل روایات او پرداخته است.[۳۱]

برخی از احادیث ابوالمفضل که در کفایه الاثر خزاز، الغیبه طوسی و دلائل الامامه نقل شده است، در صورتی که بازتاب عقاید راوی تلقی گردد، به صراحت بر باورهای امامیان اثناعشری درباره امامان دوازده‌گانه(ع)، مسأله غیبت و سفرای اربعه دلالت دارد.[۳۲]

انتساب به تخلیط: برخی از رجال‌شناسان شیعی نیز تنها دوره نخست از تحدیث ابوالمفضل را دوره «استقامت» او دانسته و در دوره بعد، وی را به تخلیط منتسب ساخته‌اند، [۳۳] تا آنجا که شاید نظیر این سخن ابن غضائری را درباره ابوالمفضل: «وضّاع کثیر المناکیر…»، در گفتار رجال‌شناسان غیرشیعی نتوان یافت.[۳۴]

جایگاه در نزد زیدیه: در نزد زیدیان هم ابوالمفضل رجلی نام‌آور و اصلی‌ترین راوی المجموع الفقهی و المجموع الحدیثی یا مسند زید از ترتیب‌دهندهگآن عبدالعزیزبن اسحاق ابن بقال به شمار آمده و قریب به اتفاق اساتید روایت مسند زید به او بازمی‌گردد.[۳۵]

آثار

چند اثر حدیثی از ابوالمفضل شیبانی بر جای مانده است؛ از جمله:

علاوه بر این موارد، روایت ابوالمفضل از صحیفه سجادیه، متداول‌ترین روایت صحیفه بوده است.[۴۷]

زیارت آل یاسین

نوشتار اصلی: زیارت آل یاسین

ابن مشهدی در کتاب المزار الکبیر برای زیارت آل یاسین چندین سند نقل کرده که در بیشتر این سندها حداقل یک نفر ضعیف یا ناشناس وجود دارد ولی خود وی تمام راویان کتاب را موثق توصیف می‌کند. در یکی از این اسناد، ابوالمفضل شیبانی وجود دارد که در صورت قابل اعتماد دانستن وی، سند این زیارت‌نامه حَسَن خواهد بود.[۴۸]

پانویس

  1. نکـ: نجاشی، ص۳۹۶؛ خطیب، ج۱، ص۴۶۶-۶۶۷.
  2. نکـ: طوسی، امالی، ج۲، ص۲۲۱.
  3. نکـ: خطیب، ج۵، ص۴۶۸؛ طوسی، امالی، ج۲، ص۱۲۴.
  4. طوسی، امالی، ج۲، ص۷۴، ۱۹۰، ۲۰۳.
  5. دلائل، ص۲۶۲
  6. خطیب، ج۵، ص۴۶۸
  7. طوسی، امالی، ج۲، ص۹۷
  8. طوسی، امالی، ج۲، ص۱۸۹، ۲۰۳
  9. طوسی، امالی، ج۲، ص۶۸
  10. نجاشی، ۲۹
  11. طوسی، امالی، ج۲، ص۶۴-۶۵
  12. ص۳۹۶
  13. نکـ: نجاشی، ۴۰۷ ، ۴۳۹؛ خزاز، ۱۱، ۵۶، ۷۹، ۱۳۲؛ طوسی، امالی، ج۲، ص ۶۱ـ۲۵۲، به طور پراکنده؛خطیب، ج۵، ص۴۶۶؛ ابن عساکر، ج۱۵، ص۵۴۸.
  14. نکـ: خزاز، ۵۳، ۱۱۴، ۲۶۲؛ طوسی، الفهرست، ۶۴، ۷۸، جمـ، الغیبه، ۹۱، ۱۰۴، جمـ؛ خطیب، ج۵، ص۴۶۶.
  15. ج۲، ص۶۰ـ۲۵۷
  16. نکـ:نجاشی، ۳۹۸
  17. ص۲۹، ۳۶۶، ۳۷۹، جمـ
  18. نکـ:خطیب، ج۵، ص۴۶۶
  19. نکـ: خطیب، ج۵، ص۴۶۷ـ۴۶۸
  20. ابن عساکر، ج۱۵، ص۵۵۰
  21. نکـ: خطیب، ج۵، ص۴۶۷
  22. نکـ:ابن شاذان، ۴۹، جمـ؛ خزاز، ۱۱، جمـ؛ابن رازی، «نوادر»، ۳۵؛ طوسی، الفهرست، ۱۴۰، امالی، ج۲، ص۶۰
  23. نکـ:خطیب، ج۵، ص۴۶۷؛ابن عساکر، ج۱۵، ص۵۴۷؛نیز نکـ:منتجب‌الدین، ص۴۵، ص۸۸ـ۸۹
  24. نکـ:ابن‌عساکر، ج۱۵، ص۵۵۰؛نیز خطیب، ج۵، ص۴۶۷
  25. نکـ:نجاشی، ۳۷۹
  26. ص۱۱، ۲۳، جمـ
  27. مثلاً نکـ:جامع، ۷، ۱۱، «نوادر»، ۳۵
  28. ص۴، ۵، جمـ
  29. ج۲، ص۶۰به بعد
  30. 104، ۱۲۴، جمـ
  31. نکـ:طوسی، «مشیخه»، ۱۱-۲۳، ۸۴، الاستبصار، ج۱، ص۷۳، جمـ
  32. مثلاً نکـ:خزاز، ۱۱ـ۱۴؛طوسی، الغیبه، ۱۰۴ـ۱۰۸، ۱۲۴ـ۱۲۸؛دلائل، صص۲۵۹، ۲۶۲ـ۲۶۹، ۲۸۲ـ۲۸۶؛نیز نکـ:جوینی، ج۲، ص۱۳۳ـ۱۳۴
  33. نکـ:نجاشی، ۳۹۶؛ابن غضائری، ۲۵ـ۲۶
  34. علامه حلی، ص۲۵۲، به نقل از ابن غضائری؛ابن داوود حلی، ص۵۰۶
  35. نکـ:حسکانی، ج۱، ص۳۲؛ابن حمزه، ج۱، ص۵۸؛سیاغی، ج۱، ص۴۷؛مسوری، ۳۹ـ۴۰، ۱۱۴ـ۱۱۵؛شوکانی، ۸۶ـ۸۷؛ واسعی، ۳۵؛همچنین برای انبوهی از روایات ابوالمفضل، نکـ:مرشد بالله، ج۱، ص۱۲، ۲۱، جمـ
  36. ابن شهر آشوب، معالم، ۱۴۲.
  37. ج۲، ص۲۵۵، ۳۷۷، جمـ
  38. ص۱۰، ۱۸
  39. ص۱۳۹، ۱۴۳
  40. نجاشی، ۳۹۶
  41. ص۲۲۷، ۲۸۱، ۲۸۵
  42. نجاشی، ۳۹۶
  43. ص۸۷
  44. ص۴۹۶ـ۵۱۵
  45. نجاشی، ۳۹۶
  46. طوسی، الفهرست، ۱۴۰
  47. نکـ: الصحیفه، سند آغازین؛مجلسی، جج۱۰۷، ص۵۹ ، ۶۶
  48. دانشنامه امام مهدی(عج)، انتشارات دارالحدیث، ج۶، صص۳۸۸-۳۹۵

منابع

  • ابن‌حمزه، عبدالله، الشافی، صنعاء، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
  • ابن داوود حلی، الرجال، به کوشش جلال‌الدین محدث ارموی، تهران، ۱۳۴۲ش.
  • ابن رازی، جعفر، جامع‌الاحادیث، تهران، ۱۳۶۹ق.
  • ابن رازی، «نوادر الاثر»، همراه جامع الاحادیث، ابن‌شاذان، محمد، مائه منقبه، قم، ۱۴۰۷ق.
  • ابن شهر آشوب، محمد، معالم العلماء، نجف، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۱م.
  • همو، مناقب آل ابی‌طالب، قم، چاپخانه علمیه.
  • ابن طاووس، عبدالکریم، فرحه الغری، نجف، ۱۳۶۳ق.
  • ابن طاووس، علی، اقبال الاعمال، تهران، ۱۳۲۰ق.
  • ابن طاووس، جمال الاسبوع، تهران، ۱۳۳۰ق؛همو، مهج‌الدعوات، تهران، ۱۳۴۲۳ق.
  • ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، }عمّان{، دارالبشیر.
  • ابن غضائری، احمد، الضعفاء، نسخه عکسی موجود در کتابخانه مرکز.
  • جوینی، ابراهیم، فرائد السمطین، به کوشش محمد باقر محمودی، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
  • حسکانی، عبیدالله، شواهد التنزیل، به کوشش محمد باقر محمودی، بیروت، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۴م.
  • خزازقمی، علی، کفایة الاثر، قم، ۱۴۰۱ق.
  • خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، قاهره، ۱۳۴۹ق/۱۹۳۱م.
  • دلائل الامامة، منسوب به ابن رستم طبری، نجف، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
  • سیاغی، حسین، الروض النضیر، طائف، ۱۳۸۸ق/۱۹۶۸م.
  • شوکانی، محمد، «اتحاف الاکابر»، رسائل خمسه اسانید، حیدر آباد دکن، ۱۳۲۸ق/۱۹۱۰م.
  • الصحیفة السجادیة، تهران، دارالکتب الاسلامیة.
  • طوسی، محمد، الاستبصار، نجف، ۱۳۷۵ق.
  • طوسی، امالی، بغداد، ۱۳۸۴ق/۱۹۶۴م.
  • طوسی، رجال، نجف، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۱م.
  • طوسی، الغیبة، نجف، ۱۳۹۸ق.
  • طوسی، الفهرست، نجف، کتابخانه مرتضویه.
  • طوسی، «مشیخه التهذیب»، همراه ج.۱ تهذیب الاحکام، نجف، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
  • علامه حلی، حسن، رجال، نجف، ۱۳۸۱ق/۱۹۶۱م.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • مرشد بالله، یحیی، الامالی، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • مسوری، احمد، اجازات ائمة الزیدیة، نسخه خطی کتابخانه قاضی محمد علی اکوع، تعز، شمـ۲۳۹.
  • منتخب‌الدین رازی، علی، الاربعون حدیثاً، قم، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
  • نجاشی، احمد، رجال، به کوشش موسی شبیری زنجانی، قم، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
  • واسعی، عبدالواسع، مقدمه بر مسند زید، بیروت، ۱۹۶۶م.

پیوند به بیرون