باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

احمَد بن عَبدُالحَلیم معروف به ابن تَیمیه حَرّانی (۶۶۱-۷۲۸ق) از علمای اهل سنت و اندیشمند تأثیرگذار سلفی بود. ابن تیمیه نزد افرادی همچون مجد بن عساکر تحصیل کرد و از مهمترین شاگردان او می‌توان به ابن کثیر و ابن قیم جوزیه اشاره کرد. تألیفات ابن تیمیه را بیش از ۳۰۰ اثر ذکر کرده‌اند. وی در بسیاری از حوزه‌های علوم اسلامی از جمله کلام، تفسیر، فقه و حدیث دیدگاه‌های مستقل و خاص دارد.

ابن تیمیه حرانی
قبر ابن تیمیه.jpg
اطلاعات فردی
نام کامل: احمد بن عبدالحلیم بن عبدالسلام بن تِیمیّه حَرّانی حَنبَلی
تاریخ تولد: ۶۶۱ق
زادگاه: حرّان
تاریخ وفات: ۷۲۸ق
شهر وفات: دمشق
اطلاعات علمی
شاگردان: ابن قیم جوزی
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
شناخته شده برای: نظریه‌پرداز سلفیه، صاحب فتاوای شاذ

ابن تیمیه در حدود شصت مسأله بر خلاف اجماع نظر داده که برخی از آنها مربوط به اصول دین و برخی مربوط به فروع دین است؛ به همین دلیل علمای مذاهب چهارگانه اهل سنت و شیعه نقدها و ردیه‌های بسیاری بر آثار او نوشته‌اند.

بسیاری از دیدگاه‎های جریان‎های سلفی از جمله وهابیت در اندیشه‌های ابن تیمیه ریشه دارد. ابن تیمیه، شیعیان را منشأ همه فتنه‌ها در جهان اسلام معرفی می‌کند و معتقد است جنگ با آنها از جنگ با خوارج و مغولان مهمتر است. او به دلیل این اعتقاد، همراه با مغولان داوطلب جنگ با شیعیان دروزی در منطقه کِسرَوان شد.

نظرات عالمان دینی و نویسندگان، درباره ابن تیمیه بسیار متفاوت است؛ برخی او را ستوده و برخی تا حد کفر نکوهش کرده‌اند.

محتویات

زندگی‌نامه

احمد بن عبدالحلیم مشهور به ابن تیمیه و ملقب به شیخ الاسلام در سال ۶۶۱ق در منطقه حران جایی میان موصل و شام در خانواده‌ای از مشایخ حنابله متولد شد.[۱] وی در شش سالگی همراه خانواده خود برای گریز از حمله مغولان به دمشق مهاجرت کرد و در آنجا تحصیلات خود را زیر نظر عالمانی از جمله ابن عساکر تکمیل کرد و در سن ۱۷ سالگی گواهی اجتهاد خود را از علمای حنبلی دریافت کرد.[۲]

ابن تیمیه در بسیاری از علوم متداول زمانه خود مانند فقه، اصول، حدیث، کلام، تفسیر، فلسفه و ریاضیات تحصیل کرد و اطلاعاتی درباره دیگر ادیان به ویژه یهودیت داشت. او به دلیل مطالعاتی که در فقه دیگر مذاهب اسلامی داشت، فتاوایی مستقل از تمام مذاهب صادر می‌کرد.[۳]

شهرت ابن تیمیه به دلیل قدرت بیان، خشونت در بحث با مخالفان خود،[۴] مخالفت با علمای زمانه خود، بی‌پروایی در مقابل حاکمان، حضور در کارهای سیاسی، اجتماعی و جنگ‌ها و سخت‌گیری در مسأله امر به معروف و نهی از منکر بوده است.[۵]

ابن تیمیه پس از تصدی منصب شیخ الحنابله دمشق با تدوین آثاری از جمله کتاب العقیدة الحمویة الکبری، اعتراض‌های گسترده‌ای را در میان علما و مردم برانگیخت.[۶] درگیری‌ها و مناظرات او با فرقه‌های مختلف ادامه داشت تا آنکه در سال ۷۰۵ق به مصر فراخوانده شد و به دلیل آنچه انحرافات عقیدتی خوانده می‌شد به زندان افتاد. وی بعد از آزادی در مصر ماند و دیدگاه‌هایش را منتشر کرد و به همین دلیل چندین بار به زندان افتاد.[۷]

ابن تیمیه در سال ۷۱۳ق همراه با ملک ناصر که برای مقابله با حمله مغولان رهسپار شام بود به دمشق بازگشت و دوباره به تبلیغ و تدریس مشغول شد. در سال‌های حضور در دمشق به دلیل اختلاف که با فقهای دیگر مذاهب، چندین بار دیگر به زندان افتاد تا در سال ۷۲۸ق در زندان قلعه دمشق وفات یافت.[۸]

اساتید و شاگردان

ابن تیمیه هنگام حضور در دمشق نزد افرادی همچون مجد بن عساکر، ابن عبدالدائم، قاسم اربلی و شرف الدین احمد بن نعمه مقدسی به تحصیل مشغول شد[۹] و از آخرین استادش شرف الدین گواهی اجتهاد دریافت کرد.[۱۰]

از مهمترین شاگردان ابن تیمیه می‌توان به ابن کثیر صاحب کتاب البدایة و النهایة،[۱۱] ابوالحجاج مزی صاحب کتاب تهذیب الکمال،[۱۲] و مشهورترین آنها ابن قیم جوزیه[۱۳] اشاره کرد.

تألیفات

ابن تیمیه آثار متعددی در حوزه‌های مختلف علوم دینی از خود به جای گذاشته است. ابن شاکر در کتاب فوات الوفیات، کتاب‌ها و رساله‌های او را به تفکیک موضوع در تفسیر، کلام، فقه، اصول و فتاوی شمارش کرده است.[۱۴] مجموعه کتاب‌های او را ابن قیم جوزی در کتابی به نام «أسماء مؤلفات شیخ الإسلام ابن تیمیة»[۱۵] به تفکیک موضوع جمع‌آوری کرده است. برخی از آثار مهم او به شرح ذیل است:

  • کتاب منهاج السنة النبویة فی نقض کلام الشیعة والقدریه در سال ۷۰۵ق در نقد کتاب منهاج الکرامة علامه حلی نوشته شده[۱۶] و آثار بسیاری در نقد و رد آن یا در موافقت با آن چاپ و منتشر شده است.[۱۷] ابن تیمیه با اتکا به آنچه در این کتاب بیان کرده، متهم به ناصبی بودن شده است.[۱۸] عالمانی از اهل سنت و حتی سلفی‌ها، شیعیان امامی و زیدی در مخالفت با منهاج السنة کتاب نوشته‌اند.[۱۹]
  • العقیدة الحمویة الکبری در پاسخ به سؤالات کلامی درباره خداوند و صفات او نوشته شد و اعتراضات زیادی در میان علمای مذاهب برانگیخت.[۲۰] وی با علم کلام مخالفت کرده و معتقد بوده است علم کلام هم مانند فلسفه ارسطو، به انحراف و زندقه می‌انجامد.[۲۱] ابن تیمیه همچنین در این کتاب بسیاری از عقاید کلامی اشاعره را نقد کرده و آن را ضعیف و سست دانسته است.[۲۲] کتاب مذکور، نوعی خرق عادت و استثنا در میان اهل سنت دانسته شده است.[۲۳]
  • الحسبه فی الاسلام حاوی برخی افکار اقتصادی ابن تیمیه.
  • السیاسة الشرعیة لاصلاح الراعی و الرعیة، نوشته شده در مصر درباره ولایت، امامت و حکومت.
  • العقیده الواسطیة، حاوی مسائل اصول اعتقادات. این کتاب هم جدال‌های نظری فراوانی در میان علما و مردم برانگیخت و باعث زندانی شدن ابن تیمیه گردید.
  • النصوص علی الفصوص، در رد افکار ابن عربی در کتاب فصوص الحکم.[۲۴]

روش علمی

ابن تیمیه در حدود شصت مسأله بر خلاف اجماع نظر داده که برخی از آنها مربوط به اصول دین و برخی مربوط به فروع دین است.[۲۵]

دیدگاه‌های کلامی و اعتقادی

ابن تیمیه دیدگاهی منفی به متکلمین داشته است. او گرچه علم کلام را آموخته بود، اما متکلمان را به دلیل وارد کردن برخی از مسائل مخالف قرآن به اصول دین و قرار دادن مردم در مسیر غیرصحیح، نقد کرده است. او معتقد بود پیامبر اسلام(ص) تمام اصول دین را مشخص کرد، ولی متکلمین با دلائل عقلی، مردم را از تعلیمات نبوی دور می‌کنند.[۲۶] ابن تیمیه با وجود مخالفت با علم کلام، برخی مسائل کلامی را تحت عنوان دیدگاه‌های اعتقادی ارائه داده است که مورد مخالفت بسیاری از علمای مذاهب اسلامی قرار گرفت؛ مسائلی از جمله:

  • حمل صفات خبری خداوند بر معانی ظاهری: ابن تیمیه‌در رساله العقیدة الحمویة، به تبعیت از اهل حدیث، صفات خبری خداوند مانند قرار داشتن خداوند بر عرش یا دست و صورت داشتن وی را بر معانی لغوی و ظاهری آن حمل کرده و هر گونه تأویل، تعطیل، تبدیل، تشبیه و تمثیل را جایز نمی‌داند و از مؤوِّله، یعنی کسانی که قائل به تأویل در صفات خداوند هستند، انتقاد کرده است.[۲۷] وی با این حال، این صفات را مجهول می‌داند. برخی از محققان معتقدند نظر ابن تیمیه درباره مجهول بودن وجوه صفات خبری خداوند، برای فرار از اتهام تشبیه و تجسیم، یعنی جسمانی دانستن خداوند بوده است.[۲۸] آن دسته از صفات خداوند مانند صورت، دست، صدا و قرار گرفتن بر عرش که در قرآن و حدیث از آن خبر داده شده است، در علم کلام، با نام صفات خبری شناخته می‌شود. برداشت معنای لغوی از چنین صفاتی، به معنای جسم دانستن خداوند است و علمای مذاهب اسلامی برای پرهیز از چنین معنایی، صفات مذکور را تفسیر و تأویل کرده‌اند.[۲۹]
  • توسل: ابن تیمیه برای توسل سه معنا ذکر می‌کند: ۱- توسل به اطاعت پیامبر(ص) که آن را کامل کننده ایمان می‌داند. ۲- توسل به دعا و شفاعت پیامبر اسلام(ص) که در زمان حیات ایشان و در روز قیامت امکان‌پذیر است. ۳- توسل به معنای قسم دادن خداوند و یا چیزی خواستن از خدا به واسطهٔ ذات پیامبر(ص). ابن تیمیه نوع سوم توسل را جایز نمی‌داند و معتقد است در سیره صحابه چنین چیزی وجود نداشته است.[۳۰]
  • تکفیر: ابن تیمیه با این عقیده که کفر با انکار یکی از ضروریات دین یا انکار احکام متواتر و یا احکامی که اجماع بر آن است، حادث می‌شود،‌[۳۱] افراد، گروه‌ها و مذاهب بسیاری را تکفیر کرده و از دین خارج می‌داند. المشعبی در کتاب «منهج ابن تیمیه فی التکفیر» چندین گروه را که ابن تیمیه آنان را تکفیر کرده است، با دلایل آن آورده است. فلاسفه، جهمیه، باطنیه، اسماعیلیه، شیعه اثنی عشری و قدریه از جمله این گروه‌ها هستند.[۳۲] علاوه بر این ابن تیمیه دیگرانی را نیز تکفیر کرده است؛ تکفیر کسی که بین خود و خدا واسطه قرار داده و او را بخواند، تکفیر کسی که یکی از ارکان اسلام مانند نماز را ترک کند، تکفیر مخالف متواتر و اجماع، تکفیر متشبّه به کفار، تکفیر کسی که یهود و نصاری را تکفیر نکند و تکفیر استغاثه کننده به اولیاء از جمله تکفیرهایی است که در مواضع و دیدگا‌ه‌های ابن تیمیه مشاهده می‌شود.[۳۳]
  • زیارت قبور و مشاهد: ابن تیمیه زیارت قبور، مشاهد و اماکن مقدس و بنای عمارت بر آن را به استناد احادیثی[۳۴] بدعت می‌شمارد. وی در منهاج السنة شیعیان را به دلیل ساختن مرقد بر قبور ائمه(ع) و احترامی که برای آنان قائلند، نکوهش کرده است.[۳۵]

دیدگاه‌های فقهی

ابن تیمیه در فقه تابع مذهب حنبلی بود؛ ولی به دلیل مطالعاتی که در دیگر مذاهب داشت، آرائی مستقل از همه مذاهب اسلامی اتخاذ می‌کرد. وی به صدور فتاوی شاذ و نادر مشهور بود و همین ویژگی او باعث بروز اعتراضات زیادی میان علما و فقهای زمانه او شده بود و بارها باعث به زندان افتادنش شد.[۳۶] برخی از فتاوای شاذ او به شرح ذیل است:

  1. ابن تیمیه در مسأله قصر نماز در سفر فرقی میان سفر کوتاه و بلند نمی‌گذارد و آن را مستند به اطلاق آیه ۴۳ سوره نساء و سنت رسول خدا(ص) می‌کند.[۳۷]
  2. در مسأله طلاق بر خلاف دیگر علمای اهل سنت معتقد است طلاق دادن با لفظ ثلاث فقط یک طلاق محسوب می‌شود و قسم به طلاق موجب وقوع طلاق نمی‌شود. وی همچنین تحلیل در طلاق را به قصد اینکه زن به شوهر اول خود حلال شود را مجاز نمی‌داند و آن را حیله شرعی قلمداد می‌کند[۳۸]
  3. آب قلیل با ملاقات نجس، نجس نمی‌شود مگر در صورتی که رنگ و بوی آن تغییر کند.
  4. اگر کسی در ماه رمضان به گمان رسیدن زمان افطار، روزه خود را افطار کند و بعد خلاف آن ثابت شود، قضای روزه بر او واجب نیست.
  5. طواف حائض صحیح است.
  6. سفر برای زیارت معصیت است.[۳۹]

رویکرد حدیثی

رویکرد ابن تیمیه به حدیث، تابعی از روش عام او مبنی بر اصالت دادن به نقل و مقدم داشتن آن بر عقل است. او اعتبار زیادی برای احادیث قائل بود و فقط محدثان را اهل نظر و به تعبیر خودش «نظار» می‌دانست و در مقابل عقل‌گرایان را مورد انتقاد قرار می‌داد.[۴۰] ابن تیمیه در رابطه میان عقل و نقل، عقلی را معتبر می‌داند که با نص سازگار باشد؛ بنابراین اقوال حکما و متکلمین را که با متون شرعی در تعارض باشد، طرد می‌کند. عقل در نظر او بدون اتکا به نقل هیچ ارزش و اعتباری ندارد.[۴۱]

ابن تیمیه با وجود تأکید فراوان بر اعتبار احادیث، بعضی مواقع اگر روایتی بر خلاف میل او بود، آن را ناقص نقل می‌کرد یا در آن دخل و تصرف انجام می‌داد.[۴۲]

رویکرد تفسیری

اتکا به ظواهر قرآن و تفسیر روایی روش ابن تیمیه برای تفسیر قرآن است و تفسیر بدون رجوع به احادیث را حرام می‌داند. ابن تیمیه روش خود در تفسیر را در کتاب «مقدمة فی اصول التفسیر» ارائه داده است. بر طبق نظر او پیامبر اسلام(ص) تمام قرآن را برای صحابه تفسیر کرده و با نقل صحابه، تابعین آن تفاسیر را جمع‌آوری کرده‌اند. بر اساس روش ابن تیمیه ابتدا قرآن به قرآن تفسیر می‌شود و در مرحله بعد باید به سنت نبوی و در نبود سنت نبوی به اقوال صحابه و در نهایت به تفاسیر تابعین رجوع شود.[۴۳]

نقد فلاسفه

ابن تیمیه فلاسفه را به سه گروه تقسیم می‌کند.

  • دهریون: کسانی که عالم را ازلی می‌دانند و صانع مدبری برای آن متصور نیستند.
  • طبیعیون: کسانی که بیشتر تمرکز خود را بر عالم طبیعت گذاشته و معاد را منکر هستند.
  • الهیون: فلاسفه متقدم مانند افلاطون، ارسطو، فارابی و ابن سینا که عقیده به قدیم بودن عالم دارند.[۴۴]

ابن تیمیه فلاسفه را به چند دلیل تکفیر کرده است:

رویکرد سیاسی

رویکرد سیاسی ابن تیمیه تابعی از نظرات او درباره عقب‌ماندگی و ضعف جهان اسلام و فروپاشی خلافت عباسی در اثر حمله مغولان و صلیبیان