باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

ابن تیمیه حرانی
قبر ابن تیمیه.jpg
اطلاعات فردی
نام کامل: احمد بن عبدالحلیم بن عبدالسلام بن تِیمیّه حَرّانی حَنبَلی
تاریخ تولد: ۶۶۱ق
زادگاه: حرّان
تاریخ وفات: ۷۲۸ق
شهر وفات: دمشق
اطلاعات علمی
شاگردان: ابن قیم جوزی
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
شناخته شده برای: نظریه‌پرداز سلفیه، صاحب فتاوای شاذ

احمَد بن عَبدُالحَلیم معروف به ابن تَیمیه حَرّانی (۶۶۱-۷۲۸ق) از علمای اهل سنت و اندیشمند تأثیرگذار سلفی بود. ابن تیمیه فتاوا و آراء شاذ و نادر بسیاری دارد و علمای مذاهب عامه و شیعه نقدها و ردیه‌های بسیاری بر آثار او نوشته‌اند.

بسیاری از دیدگاه‎های جریان‎های سلفی از جمله وهابیت در اندیشه‌های ابن‎تیمیه ریشه دارد.

نظرات عالمان دینی و نویسندگان، درباره ابن تیمیه بسیار متفاوت است؛ برخی او را ستوده و برخی تا حد کفر نکوهش کرده‌اند.

تألیفات ابن تیمیه را بیش از ۳۰۰ اثر ذکر کرده‌اند. وی در بسیاری از حوزه‌های علوم اسلامی از جمله کلام، تفسیر، فقه و حدیث دیدگاه‌های مستقل و خاص دارد.

محتویات

زندگی‌نامه

احمد بن عبدالحلیم مشهور به ابن تیمیه و ملقب به شیخ الاسلام در سال ۶۶۱ق در منطقه حران جایی میان موصل و شام در خانواده‌ای از مشایخ حنابله متولد شد.[۱] وی در شش سالگی همراه خانواده خود برای گریز از حمله مغولان به دمشق مهاجرت کرد و در آنجا تحصیلات خود را زیر نظر عالمانی از جمله ابن عساکر تکمیل کرد و در سن ۱۷ سالگی گواهی اجتهاد خود را از علمای حنبلی دریافت کرد.[۲]

ابن تیمیه در بسیاری از علوم متداول زمانه خود مانند فقه، اصول، حدیث، کلام، تفسیر، فلسفه و ریاضیات تحصیل کرد و اطلاعاتی درباره دیگر ادیان به ویژه یهودیت داشت. او به دلیل مطالعاتی که در فقه دیگر مذاهب اسلامی داشت، فتاوایی مستقل از تمام مذاهب صادر می‌کرد.[۳]

شهرت ابن تیمیه به دلیل قدرت بیان، خشونت در بحث با مخالفان خود،[۴] مخالفت با علمای زمانه خود، بی‌پروایی در مقابل حاکمان، حضور در کارهای سیاسی، اجتماعی و جنگ‌ها و سخت‌گیری در مسأله امر به معروف و نهی از منکر بوده است.[۵]

ابن تیمیه پس از تصدی منصب شیخ الحنابله دمشق با تدوین آثاری از جمله کتاب العقیدة الحمویة الکبری، اعتراض‌های گسترده‌ای را در میان علما و مردم برانگیخت.[۶] درگیری‌ها و مناظرات او با فرقه‌های مختلف ادامه داشت تا آنکه در سال ۷۰۵ق به مصر فراخوانده شد و به دلیل آنچه انحرافات عقیدتی خوانده می‌شد به زندان افتاد. وی بعد از آزادی در مصر ماند و دیدگاه‌هایش را منتشر کرد و به همین دلیل چندین بار به زندان افتاد.[۷]

ابن تیمیه در سال ۷۱۳ق همراه با ملک ناصر که برای مقابله با حمله مغولان رهسپار شام بود به دمشق بازگشت و دوباره به تبلیغ و تدریس مشغول شد. در سال‌های حضور در دمشق به دلیل اختلاف که با فقهای دیگر مذاهب، چندین بار دیگر به زندان افتاد تا در سال ۷۲۸ق در زندان قلعه دمشق وفات یافت.[۸]

اساتید و شاگردان

ابن تیمیه هنگام حضور در دمشق نزد افرادی همچون مجد بن عساکر، ابن عبدالدائم، قاسم اربلی و شرف الدین احمد بن نعمه مقدسی به تحصیل مشغول شد[۹] و از آخرین استادش شرف الدین گواهی اجتهاد دریافت کرد.[۱۰]

از مهمترین شاگردان ابن تیمیه می‌توان به ابن کثیر صاحب کتاب البدایة و النهایة،[۱۱] ابوالحجاج مزی صاحب کتاب تهذیب الکمال،[۱۲] و مشهورترین آنها ابن قیم جوزیه[۱۳] اشاره کرد.

تألیفات

ابن تیمیه آثار متعددی در حوزه‌های مختلف علوم دینی از خود به جای گذاشته است. ابن شاکر در کتاب فوات الوفیات، کتاب‌ها و رساله‌های او را به تفکیک موضوع در تفسیر، کلام، فقه، اصول و فتاوی شمارش کرده است.[۱۴] مجموعه کتاب‌های او را ابن قیم جوزی در کتابی به نام «أسماء مؤلفات شیخ الإسلام ابن تیمیة»[۱۵] به تفکیک موضوع جمع‌آوری کرده است. برخی از آثار مهم او به شرح ذیل است:

  • کتاب منهاج السنة النبویة فی نقض کلام الشیعة والقدریه در سال ۷۰۵ق در نقد کتاب منهاج الکرامة علامه حلی نوشته شده[۱۶] و آثار بسیاری در نقد و رد آن یا در موافقت با آن چاپ و منتشر شده است.[۱۷] ابن تیمیه با اتکا به آنچه در این کتاب بیان کرده، متهم به ناصبی بودن شده است.[۱۸] عالمانی از اهل سنت و حتی سلفی‌ها، شیعیان امامی و زیدی در مخالفت با منهاج السنة کتاب نوشته‌اند.[۱۹]
  • العقیدة الحمویة الکبری در پاسخ به سؤالات کلامی درباره خداوند و صفات او نوشته شد و اعتراضات زیادی در میان علمای مذاهب برانگیخت.[۲۰] وی با علم کلام مخالفت کرده و معتقد بوده است علم کلام هم مانند فلسفه ارسطو، به انحراف و زندقه می‌انجامد.[۲۱] ابن تیمیه همچنین در این کتاب بسیاری از عقاید کلامی اشاعره را نقد کرده و آن را ضعیف و سست دانسته است.[۲۲] کتاب مذکور، نوعی خرق عادت و استثنا در میان اهل سنت دانسته شده است.[۲۳]
  • الحسبه فی الاسلام حاوی برخی افکار اقتصادی ابن تیمیه.
  • السیاسة الشرعیة لاصلاح الراعی و الرعیة، نوشته شده در مصر درباره ولایت، امامت و حکومت.
  • العقیده الواسطیة، حاوی مسائل اصول اعتقادات. این کتاب هم جدال‌های نظری فراوانی در میان علما و مردم برانگیخت و باعث زندانی شدن ابن تیمیه گردید.
  • النصوص علی الفصوص، در رد افکار ابن عربی در کتاب فصوص الحکم.[۲۴]

روش علمی

ابن تیمیه در حدود شصت مسأله بر خلاف اجماع نظر داده که برخی از آنها مربوط به اصول دین و برخی مربوط به فروع دین است.[۲۵]

دیدگاه‌های کلامی و اعتقادی

ابن تیمیه دیدگاهی منفی به متکلمین داشته است. او گرچه علم کلام را آموخته بود، اما متکلمان را به دلیل وارد کردن برخی از مسائل مخالف قرآن به اصول دین و قرار دادن مردم در مسیر غیرصحیح، نقد کرده است. او معتقد بود پیامبر اسلام(ص) تمام اصول دین را مشخص کرد، ولی متکلمین با دلائل عقلی، مردم را از تعلیمات نبوی دور می‌کنند.[۲۶] ابن تیمیه با وجود مخالفت با علم کلام، برخی مسائل کلامی را تحت عنوان دیدگاه‌های اعتقادی ارائه داده است که مورد مخالفت بسیاری از علمای مذاهب اسلامی قرار گرفت؛ مسائلی از جمله:

  • حمل صفات خبری خداوند بر معانی ظاهری: ابن تیمیه‌در رساله العقیدة الحمویة، به تبعیت از اهل حدیث، صفات خبری خداوند مانند قرار داشتن خداوند بر عرش یا دست و صورت داشتن وی را بر معانی لغوی و ظاهری آن حمل کرده و هر گونه تأویل، تعطیل، تبدیل، تشبیه و تمثیل را جایز نمی‌داند و از مؤوِّله، یعنی کسانی که قائل به تأویل در صفات خداوند هستند، انتقاد کرده است.[۲۷] وی با این حال، این صفات را مجهول می‌داند. برخی از محققان معتقدند نظر ابن تیمیه درباره مجهول بودن وجوه صفات خبری خداوند، برای فرار از اتهام تشبیه و تجسیم، یعنی جسمانی دانستن خداوند بوده است.[۲۸] آن دسته از صفات خداوند مانند صورت، دست، صدا و قرار گرفتن بر عرش که در قرآن و حدیث از آن خبر داده شده است، در علم کلام، با نام صفات خبری شناخته می‌شود. برداشت معنای لغوی از چنین صفاتی، به معنای جسم دانستن خداوند است و علمای مذاهب اسلامی برای پرهیز از چنین معنایی، صفات مذکور را تفسیر و تأویل کرده‌اند.[نیازمند منبع]
  • توسل: ابن تیمیه برای توسل سه معنا ذکر می‌کند: ۱- توسل به اطاعت پیامبر(ص) که آن را کامل کننده ایمان می‌داند. ۲- توسل به دعا و شفاعت پیامبر اسلام(ص) که در زمان حیات ایشان و در روز قیامت امکان‌پذیر است. ۳- توسل به معنای قسم دادن خداوند و یا چیزی خواستن از خدا به واسطهٔ ذات پیامبر(ص). ابن تیمیه نوع سوم توسل را جایز نمی‌داند و معتقد است در سیره صحابه چنین چیزی وجود نداشته است.[۲۹]
  • تکفیر: ابن تیمیه با این عقیده که کفر با انکار یکی از ضروریات دین یا انکار احکام متواتر و یا احکامی که اجماع بر آن است، حادث می‌شود،‌[۳۰] افراد، گروه‌ها و مذاهب بسیاری را تکفیر کرده و از دین خارج می‌داند. المشعبی در کتاب «منهج ابن تیمیه فی التکفیر» چندین گروه را که ابن تیمیه آنان را تکفیر کرده است، با دلایل آن آورده است. فلاسفه، جهمیه، باطنیه، اسماعیلیه، شیعه اثنی عشری و قدریه از جمله این گروه‌ها هستند.[۳۱] علاوه بر این ابن تیمیه دیگرانی را نیز تکفیر کرده است؛ تکفیر کسی که بین خود و خدا واسطه قرار داده و او را بخواند، تکفیر کسی که یکی از ارکان اسلام مانند نماز را ترک کند، تکفیر مخالف متواتر و اجماع، تکفیر متشبّه به کفار، تکفیر کسی که یهود و نصاری را تکفیر نکند و تکفیر استغاثه کننده به اولیاء از جمله تکفیرهایی است که در مواضع و دیدگا‌ه‌های ابن تیمیه مشاهده می‌شود.[۳۲]
  • زیارت قبور و مشاهد: ابن تیمیه زیارت قبور، مشاهد و اماکن مقدس و بنای عمارت بر آن را به استناد احادیثی[۳۳] بدعت می‌شمارد. وی در منهاج السنة شیعیان را به دلیل ساختن مرقد بر قبور ائمه(ع) و احترامی که برای آنان قائلند، نکوهش کرده است.[۳۴]

دیدگاه‌های فقهی

ابن تیمیه در فقه تابع مذهب حنبلی بود؛ ولی به دلیل مطالعاتی که در دیگر مذاهب داشت، آرائی مستقل از همه مذاهب اسلامی اتخاذ می‌کرد. وی به صدور فتاوی شاذ و نادر مشهور بود و همین ویژگی او باعث بروز اعتراضات زیادی میان علما و فقهای زمانه او شده بود و بارها باعث به زندان افتادنش شد.[۳۵] برخی از فتاوای شاذ او به شرح ذیل است:

  1. ابن تیمیه در مسأله قصر نماز در سفر فرقی میان سفر کوتاه و بلند نمی‌گذارد و آن را مستند به اطلاق آیه ۴۳ سوره نساء و سنت رسول خدا(ص) می‌کند.[۳۶]
  2. در مسأله طلاق بر خلاف دیگر علمای اهل سنت معتقد است طلاق دادن با لفظ ثلاث فقط یک طلاق محسوب می‌شود و قسم به طلاق موجب وقوع طلاق نمی‌شود. وی همچنین تحلیل در طلاق را به قصد اینکه زن به شوهر اول خود حلال شود را مجاز نمی‌داند و آن را حیله شرعی قلمداد می‌کند[۳۷]
  3. آب قلیل با ملاقات نجس، نجس نمی‌شود مگر در صورتی که رنگ و بوی آن تغییر کند.
  4. اگر کسی در ماه رمضان به گمان رسیدن زمان افطار، روزه خود را افطار کند و بعد خلاف آن ثابت شود، قضای روزه بر او واجب نیست.
  5. طواف حائض صحیح است.
  6. سفر برای زیارت معصیت است.[۳۸]

رویکرد حدیثی

رویکرد ابن تیمیه به حدیث، تابعی از روش عام او مبنی بر اصالت دادن به نقل و مقدم داشتن آن بر عقل است. او اعتبار زیادی برای احادیث قائل بود و فقط محدثان را اهل نظر و به تعبیر خودش «نظار» می‌دانست و در مقابل عقل‌گرایان را مورد انتقاد قرار می‌داد.[۳۹] ابن تیمیه در رابطه میان عقل و نقل، عقلی را معتبر می‌داند که با نص سازگار باشد؛ بنابراین اقوال حکما و متکلمین را که با متون شرعی در تعارض باشد، طرد می‌کند. عقل در نظر او بدون اتکا به نقل هیچ ارزش و اعتباری ندارد.[۴۰]

ابن تیمیه با وجود تأکید فراوان بر اعتبار احادیث، بعضی مواقع اگر روایتی بر خلاف میل او بود، آن را ناقص نقل می‌کرد یا در آن دخل و تصرف انجام می‌داد.[۴۱]

رویکرد تفسیری

اتکا به ظواهر قرآن و تفسیر روایی روش ابن تیمیه برای تفسیر قرآن است و تفسیر بدون رجوع به احادیث را حرام می‌داند. ابن تیمیه روش خود در تفسیر را در کتاب «مقدمة فی اصول التفسیر» ارائه داده است. بر طبق نظر او پیامبر اسلام(ص) تمام قرآن را برای صحابه تفسیر کرده و با نقل صحابه، تابعین آن تفاسیر را جمع‌آوری کرده‌اند. بر اساس روش ابن تیمیه ابتدا قرآن به قرآن تفسیر می‌شود و در مرحله بعد باید به سنت نبوی و در نبود سنت نبوی به اقوال صحابه و در نهایت به تفاسیر تابعین رجوع شود.[۴۲]

نقد فلاسفه

ابن تیمیه فلاسفه را به سه گروه تقسیم می‌کند.

  • دهریون: کسانی که عالم را ازلی می‌دانند و صانع مدبری برای آن متصور نیستند.
  • طبیعیون: کسانی که بیشتر تمرکز خود را بر عالم طبیعت گذاشته و معاد را منکر هستند.
  • الهیون: فلاسفه متاخر مانند افلاطون، ارسطو، فارابی و ابن سینا که عقیده به قدیم بودن عالم دارند.[۴۳]

ابن تیمیه فلاسفه را به چند دلیل تکفیر کرده است:

  • فلاسفه مدعی عدم امکان شناخت خداوند به دلیل انکار صفات و اسماء خدا یا تعطیل صفات هستند.
  • فلاسفه با ازلی دانستن عقول عشره مرتکب شرک در ربوبیت شده‌اند.
  • اعتقاد به اسقاط تکالیف الهیه
  • اعتقاد به تعطیل نبوت
  • انکار معاد جسمانی[۴۴]

رویکرد سیاسی

رویکرد سیاسی ابن تیمیه تابعی از نظرات او درباره عقب‌ماندگی و ضعف جهان اسلام و فروپاشی خلافت عباسی در اثر حمله مغولان و صلیبیان که هرکدام قسمتی از سرزمین اسلامی را اشغال کرده بودند، است. ابن تیمیه مشکلات جهان اسلام را به دلیل وجود فرقه‌گرایی می‌داند و راه برون رفت از وضعیت عقب‌ماندگی مسلمانان را در کنار گذاشتن فرقه‌گرایی و جهاد می‌بیند. به نظر او جهاد از همه عبادات و احکام اسلامی از جمله نماز، روزه و حج برتر است و ویژگی واقعی یک انسان مسلمان نه در ریاضت و تقوای فردی، بلکه در جهاد بروز می‌کند. به نظر ابن تیمیه کسانی که در جهاد شرکت می‌کنند، اگرچه شهید شوند، پیروز میدان هستند و اگر مسلمانان در جهاد شرکت نکنند کافر خواهند شد.[۴۵]

نظرات

درباره اهل بیت

ابن تیمیه، محبت به اهل بیت را واجب و امامت را برای آنها می‌داند و سب و لعن آنها را از مصادیق ظلم قلمداد می‌کند.[۴۶] وی امام علی(ع) را برترینِ مسلمانان بعد از خلفای اولیه معرفی می‌کند و معتقد است عالم‌ترین و افضل اهل بیت بعد از پیامبر اسلام(ص) علی بن ابی طالب است. او برای امام علی(ع) صفات حسنه فراوانی از جمله عدالت، زهد و صدق برمی‌شمارد[۴۷] و بر این اعتقاد است که او شهید شد و در بهشت ساکن می‌شود.[۴۸] ابن تیمیه، از سوی دیگر، پاره‌ای از احادیث و اخباری را که در فضیلت اهل بیت(ع) وارد شده است، مخدوش و مجعول دانسته است.[نیازمند منبع] بر این اساس ابن تیمیه معتقد است امام علی(ع) در ۱۷ مورد، خلاف نص قرآن عمل کرده است و جنگ‌های او نه به خاطر دین‌خواهی بلکه به خاطر دنیاطلبی و ریاست‌طلبی بوده است.[۴۹]

ابن تیمیه معتقد است که گرچه امام حسین(ع) مظلومانه به شهادت رسید، اما قیام وی فاقد مصلحت دنیوی و اخروی بوده است. ابن تیمیه قیام عاشورا را عامل ایجاد فتنه‌های زیادی در امت اسلام و خلاف سیره پیامبر اسلام(ص) معرفی می‌کند. وی در مقابل، یزید را از آمریت شهادت امام حسین(ع) مبرا می‌کرد و معتقد بود سرِ امام برای یزید برده نشد، بلکه به سوی ابن زیاد حمل شد.[۵۰]

درباره صحابه

ابن تیمیه خود را پیرو صحابه سلف، تابعین و محدثان بزرگ می‌داند. به عقیده او سلف به این دلیل که نزدیک‌ترین اشخاص به رسول اسلام(ص) بوده‌اند و قرآن و سنت به زبان و فهم آنان نازل شده است، متون دینی بهتر از عالمان و متکلمان متأخر متون دینی را درک کرده‌اند.[۵۱] او همچنین عدالت صحابه را از مسلمات دینی، و منکر آن را کافر می‌داند. طبق مبنای ابن تیمیه، ملاک صحابی شدن، همنشینی با پیغمبر(ص) است و هیچ فرقی میان کم یا زیاد این همنشینی وجود ندارد.[۵۲]

ابن تیمیه با وجود اعتقاد به عدالت صحابه، در مواردی حتی بر خلفای راشدین خرده گرفته است. او با این حال در کتاب العقیدة الواسطیه با اشاره به اقدام طلحه و زبیر در مخالفت با امام علی(ع)، کسانی را که بر خلافت خلفای راشدین اشکال وارد کنند، بدتر از حمار دانسته است.[۵۳] به باور ابن تیمیه، خلیفه اول و دوم از سخنان پیامبر تخطی کرده و اجتهاد به نص کرده‌اند و خلیفه سوم فردی مال‌دوست بوده است.[۵۴]

درباره شیعیان

ابن تیمیه، شیعیان را منشأ همه فتنه‌ها در جهان اسلام معرفی می‌کند و معتقد است جنگ با آنها از جنگ با خوارج و مغولان مهمتر است. او به دلیل این اعتقاد، همراه با مغولان داوطلب جنگ با شیعیان دروزی در منطقه کِسرَوان شد.[۵۵] او با همین رویکرد، شیعیان را به سه دسته تقسیم می‌کند:

ابن تیمیه در مقایسه‌ای بین شیعیان و یهودیان، چند شباهت میان آنان را برشمرده است؛ از جمله: انحراف از قبله، عدم باور به عده برای زنی که طلاق بگیرد یا شوهرش بمیرد، باور به اینکه خداوند پنجاه نماز را واجب کرده است، گفتن «السام علیکم»، و دشمنی با جبرئیل.[۵۹]

در نگاه دیگران

بسیاری از علما و نویسندگان اهل سنت دربارهٔ ابن تیمیه سخن گفته‌اند و نظرات متفاوتی درباره او دارند به صورتی که گاه به افراط و تفریط کشیده شده‌اند. برخی او را بر همه امامان مذاهب چهارگانه اهل سنت برتری داده، القابی مانند شیخ الاسلام، یگانه دوران، علامه، فقیه، مفسر[۶۰]، آگاه‌ترین شخص زمان خویش به علوم دین[۶۱] و بزرگترین علماء[۶۲] به ابن تیمیه داده‌اند. [یادداشت ۱]

ابن کثیر دمشقی که از شاگردان ابن تیمیه است او را از بزرگ‌ترین علما دانسته به طوری که در البدایة و النهایة کتاب تاریخ خود از سال ولادت تا وفات ابن تیمیه در ابتدای بیان وقایع هر سال، کارهای ابن تیمیه را توضیح می‌دهد.[نیازمند منبع] «بن باز» نیز درباره او گوید: و به جهت آنچه گفته شد بزرگان آن زمان بالاتفاق او را شیخ الاسلام نامیدند و با القابی مانند «بحرالعلوم» و «ترجمان القرآن» و «یگانه مجتهدین» او را ستودند.[۶۳]

در مقابل عده زیادی از فقها و قضات مذاهب چهارگانه اهل سنت به جهت عقاید، فتاوای شاذ و افکار ابن تیمیه، صریحاً نسبت کفر، ضلالت و بدعت به او داده‌اند؛ از جمله هیجده نفر از قضات اهل سنت حکم کرده‌اند که چون ابن تیمیه تنقیص انبیا نموده، کافر شده است.[۶۴] شوکانی در «البدر الطالع» گوید: محمد بخاری (متوفی ۸۴۱) از علمای حنفی علاوه بر حکم به تکفیر ابن تیمیه اعتقاد داشت هر کس ابن تیمیه را شیخ الاسلام بداند نیز کافر است.[۶۵] برخی از علمای اهل سنت نیز او را فردی کم عقل و هوسران نامیده‌اند.[۶۶]

نویسندگان تندخویی، خشونت، توهین نمودن به مخاطبان، رعایت ننمودن ادب بحث و مناظره و نسبت خطادادن به پیشینیان توسط ابن تیمیه را در این داوری‌ها بی‌تأثیر ندانسته‌ و آن را موجب تنفّر علمای دیگر مذاهب از اندیشه‌ها و شخصیت ابن تیمیه دانسته‌اند؛[۶۷] عاملی که باعث حکم به زندانی کردن او توسط قضات مذاهب اربعه شد و او را از دادن فتوا بازداشتند.[۶۸]

کتب نقد ابن تیمیه

ابن تیمیه به دلیل صدور فتاوا و آرای شاذ و نادر مورد انتقاد بسیاری از علمای مذاهب اربعه و علمای شیعه گردید و کتاب‌هایی در نقد او تدوین شد. تقی الدین علی بن عبدالکافی سبکی از معاصرین ابن تیمیه از جمله کسانی است که چندین کتاب در نقد افکار ابن تیمیه نوشت. برخی از مهمترین این کتاب‌ها عبارتند از:

  1. الدرة المضیئة فی الرد علی ابن تیمیه نوشته تقی الدین علی بن عبدالکافی سبکی متوفای ۷۵۶ق.
  2. شفاء السقام فی زیارة خیر الانام نوشته تقی الدین علی بن عبدالکافی سبکی متوفای ۷۵۶ق.
  3. نقد الاجتماع والافتراق فی مسائل الایمان والطلاق نوشته تقی الدین علی بن عبدالکافی سبکی متوفای ۷۵۶ق.
  4. النظر المحقّق فی الحلف بالطلاق المعلّق نوشته تقی الدین علی بن عبدالکافی سبکی متوفای ۷۵۶ق.
  5. الاعتبار ببقاء الجنّه والنار نوشته تقی الدین علی بن عبدالکافی سبکی متوفای ۷۵۶ق.
  6. منهاج الشریعه فی الرد علی ابن تیمیه، از محمدمهدی کاظمی قزوینی.
  7. اعتراضات علی ابن تیمیه فی علم الکلام، قاضی القضاه مصر احمد بن ابراهیم حنفی.
  8. رساله فی الرد علی ابن تیمیه فی مسأله الطلاق، محمد بن علی مازنی دمشقی متوفای ۷۲۱ق.
  9. رساله فی الرد علی ابن تیمیه فی مسأله الزیاره، محمد بن علی مازنی.
  10. نصیحه الذهبی الی ابن تیمیه، محمد بن ذهبی.
  11. التحفه المختاره فی الرد علی منکر الزیاره، عمر بن الیمن مالکی متوفای ۷۳۴ق.
  12. الابحاث الجلیله فی الرد علی ابن تیمیه، احمد بن عثمان ترکمانی حنفی متوفای ۷۴۴ق.
  13. الرد علی ابن تیمیه فی الاعتقادات، محمد بن احمد فرغانی دمشقی حنفی متوفای ۸۶۷ق.
  14. الجوهر المنظم فی زیاره القبر المعظّم، ابن حجر هیثمی متوفی ۹۷۴ق.
  15. نظرة فی کتاب منهاج السنة النبویة این کتاب سه جلد از کتاب الغدیر علامه امینی است که به شبهات ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه پرداخته و به صورت مستقل با این عنوان چاپ شده است.

کنگره بزرگداشت ابن تیمیه

در روز اول و ۲ ربیع‌الثانی ۱۴۰۸ق در دانشگاه سلفی بنارس هندوستان کنگره‌ای در بزرگداشت ابن تیمیه برگزار گردید که در آن حدود ۵۰ مقاله در معرفی و تمجید از ابن تیمیه ارائه و در مجموعه‌ای به نام «بحوث الندوه العالیه عن شیخ الاسلام ابن تیمیه و اعماله الخالده» چاپ شد.

پانویس

  1. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۱۳، ص۲۴۱.
  2. عبدالحمید، ابن تیمیه حیاته و عقایده، ۱۴۲۶ق، ص۵۶.
  3. زریاب، «ابن تیمیه»، ص۱۷۲.
  4. دوخی، منهج ابن‌تیمیه فی التوحید، ۱۳۹۰ش، ص۲۹.
  5. زریاب، «ابن تیمیه»، ص۱۷۳، ۱۷۷.
  6. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۱۳، ص۳۴۳؛ ج۱۴، ص۴.
  7. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۱۳، ص۳۴۳؛ ج۱۴، ص۳۸.
  8. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۱۳، ص۳۴۳؛ ج۱۴، ص۱۳۵.
  9. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۱۴، ص۱۳۷-۱۳۸؛ ابن شاکر، فوات الوفیات، دار صادر، ج۱، ص۷۴.
  10. بدرالدین العینی، عقد الجمان، ۲۰۱۵م، ج۱، ص۲۸۸.
  11. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲.
  12. المزی، تهذیب الکمال، ۱۴۰۰ق، ج۱، ص۱۸.
  13. ابوزید، ابن قیم الجوزیة، حیاته و آثاره، ۱۴۲۳ق، ص۱۷۸.
  14. ابن شاکر، فوات الوفیات، بیروت، ج۱، ص۷۵-۸۰.
  15. ابن قیم جوزی، أسماء مؤلفات شیخ الإسلام ابن تیمیة، ۱۴۰۳ق.
  16. بهرامی، بنیان تکفیر، ۱۳۹۶ش، ص۴۱.
  17. نگاه کنید به: طبسی، «گونه‌شناسی مواضع آثار مکتوب اسلامی راجع به مواضع ابن تیمیه...».
  18. طبسی، «گونه‌شناسی مواضع آثار مکتوب اسلامی راجع به مواضع ابن تیمیه...»، ص۷و۸.
  19. طبسی، «گونه‌شناسی مواضع آثار مکتوب اسلامی راجع به مواضع ابن تیمیه...»، ص۹.
  20. ابن شاکر، فوات الوفیات، دار صادر، ج۱، ص۷۶.
  21. راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱۳۸۶ش، ج۱۰، ص۲۰۲.
  22. مجموعه مقالات هم‌اندیشی زیارت، قم، مشعر، ۱۳۷۸ش، ص۳۴۲.
  23. مجموعه مقالات هم‌اندیشی زیارت، قم، مشعر، ۱۳۷۸ش، ص۳۴۲.
  24. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۱۴، ص۳۷.
  25. نصیحة الذهبی الی ابن تیمیه، مقدمه مصحح، ص۶.
  26. ابن تیمیه، مجموعة الفتاوی،‌ ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۶۰.
  27. ابن تیمیه، مجموعة الفتاوی، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۴۵؛ أبوالأشبال، شرح أصول اعتقاد أهل السنة للالکائی، المکتبة الشاملة، ص۱؛ سبحانی، فرهنگ عقائد و مذاهب اسلامی، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۲۱-۲۲.
  28. زریاب، «ابن تیمیه» ص۱۷۹.
  29. ابن تیمیه، مجموعة الفتاوی، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۴۸-۱۴۹.
  30. ابن تیمیه، مجموعة الفتاوی، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۰۶.
  31. المشعبی، منهج ابن تیمیة فی مسألة التکفیر، ۱۴۱۸ق، ص۳۵۱-۴۶۳.
  32. رضوانی، وهابیان تکفیری، ۱۳۹۰ش، ص۱۱۴-۱۲۲.
  33. بخاری، صحیح البخاری - الجنائز - ما یکره من إتخاذ المساجد علی القبور - رقم الحدیث : (۱۲۴۴).
  34. ابن تیمیه، منهاج السنة، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۳۱.
  35. زریاب، «ابن تیمیه»، ص۱۹۲.
  36. ابن تیمیه، مجموعة الرسائل و المسائل، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۲۴۳.
  37. ابن تیمیه، مجموعة الفتاوی، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۷۹-۸۰.
  38. ابن تیمیه، مجموعة الفتاوی، ۱۴۰۰ق؛ ابن تیمیه، مجموعة الرسائل و المسائل، ۱۴۰۳ق.
  39. زریاب، «ابن تیمیه»، ص۱۷۸.
  40. ابوزهره، ابن تیمیة حیاته وعصره، ۱۹۵۲م، ص۱۸۳-۱۸۵.
  41. عبدالحمید، ابن تیمیه فی صورته الحقیقیه، ۱۴۱۵ق، ص۱۳، ۶۷-۷۲.
  42. خلیل برکة، ابن تیمیه و جهوده فی التفسیر، ۱۴۰۵ق، ص۱۲۷-۱۴۰.
  43. المشعبی، منهج ابن تیمیة فی مسألة التکفیر، ۱۴۱۸ق، ص۳۵۱-۳۵۲.
  44. المشعبی، منهج ابن تیمیة فی مسألة التکفیر، ۱۴۱۸ق، ص۳۵۳-۳۶۳.
  45. بخشی، «جهاد؛ از ابن تیمیه تا بن لادن»، ص۱۷۲-۱۷۲.
  46. ابن تیمیه، منهاج السنة، ۱۴۰۶ق، ج۴، ص۵۶.
  47. ابن تیمیه، منهاج السنة، ۱۴۰۶ق، ج۶، ص۳۳۰؛ ج۷، ص۸۸، ۴۸۹.
  48. ابن تیمیه، مجموعة الفتاوی، ۱۴۱۸ق، ۴، ص۴۳۱.
  49. ابن حجر عسقلانی، الدرر الکامنة، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۸۱.
  50. ابن تیمیه، منهاج السنه، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۵۳۰.
  51. ابن تیمیه، «العقیدة الحمویة الکبری»، ج۱، ص۴۲۷-۴۲۹.
  52. ابن تیمیه، الصارم المسلول، ۱۴۰۳ق، ص۱۰۷.
  53. ابن تیمیه، العقیدة الواسطیه، ۱۴۲۰ق، ص۱۱۸.
  54. ابن حجر عسقلانی، الدرر الکامنة، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۷۹-۱۸۱؛ ابن تیمیه، مجموعة الفتاوی، ۱۴۱۸ق، ج۲۰، ص۲۵۱.
  55. ابن تیمیه، مجموعة الفتاوی، ۱۴۱۸ق، ج۲۸، ص۴۶۸-۴۸۹.
  56. ابن تیمیه، مجموعة الفتاوی، ۱۴۱۸ق، ج۲۸، ص۴۶۸.
  57. ابن تیمیه، الصارم المسلول علی شاتم الرسول، ۱۴۰۳ق، ص۵۸۶.
  58. ابن تیمیه، منهاج السنة، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۳۵.
  59. ابن تیمیه، منهاج السنة النبویه، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۵.
  60. ابن شاکر، فوات الوفیات، دار صادر، ج۱، ص۷۴.
  61. حجوی، الفکر السامی فی تاریخ الفقه الاسلامی، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۳۶۲.
  62. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۱۴۷، ص۱۵۶.
  63. بحوث الندوه العالمیه عن شیخ الاسلام ابن تیمیه و أعماله الخالده، ص۵۱.
  64. بغدادی، الذیل علی طبقات الحنابله، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۴۰۱.
  65. شوکانی، البدر الطالع، دار المعرفة، ج۲، ص۲۶۲.
  66. نصیحه الذهبی الی ابن تیمیه، ص۷.
  67. حجوی، الفکر السامی فی تاریخ الفقه الاسلامی، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۳۶۳-۳۶۴.
  68. ابن أبی یعلی، طبقات الحنابله، بیروت، ج۴، ص۳۹۴، ۴۰۱.
  1. ابوالفرج عبدالرحمان بن احمد بغدادی حنبلی گوید: بین رکن و مقام سوگند می‌خورم که همانند او ندیده‌ام و ۲۰ صفحه در مدح او نوشته و می‌گوید: «وی در حدیث چنان قوی بود که می‌توان گفت هر حدیثی که ابن تیمیه آن را نشناسد حدیث نخواهد بود» (بغدادی، الذیل علی طبقات الحنابله، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۳۹۱).

منابع

  • ابن أبی یعلی، محمد بن محمد، طبقات الحنابلة، بیروت،‌ دار المعرفة، بی‌تا.
  • ابن‌ تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، الصارم المسلول علی شاتم الرسول، ریاض، الحرس الوطنی السعودی، ۱۴۰۳ق.
  • ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، «العقیدة الحمویة الکبری»، در مجموعة الرسائل اکبری، بیروت دار احیاء التراث العربی، ۱۳۹۲ق/۱۹۷۲م.
  • ابن‌ تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، العقیدة الواسطیة، ریاض، أضواء السلف، ۱۴۲۰ق.
  • ابن‌ تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة النبویه فی نقض کلام الشیعة و القدریة، تحقیق محمد رشاد سالم، ریاض، جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیه، ۱۴۰۶ق.
  • ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، مجموعة الرسائل و المسائل، بیروت، جنة التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، مجموعة الفتاوی لشیخ الإسلام ابن تیمیة، بیروت، دار الوفاء، ۱۴۱۸ق.
  • ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الدرر الکامنة فی أعیان المائه الثامنه، بیروت، دار الجیل، ۱۴۱۴ق.
  • ابوزهره، محمد، ابن تیمیة حیاته وعصره: آراؤه و فقهه، قاهره، دارالکتب العربی، ۱۹۵۲م.
  • ابن شاکر، محمد، فوات الوفیات، بیروت، دار الصادر.
  • ابن قیم جوزی، محمد بن ابی بکر، أسماء مؤلفات شیخ الإسلام ابن تیمیة، بیروت، دار الکتاب الجدید، ۱۴۰۳ق.
  • ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
  • المزی، یوسف بن عبدالرحمن، تهذیب الکمال، بیروت، موسسة الرسالة، ۱۴۰۰ق.
  • ابوزید، بکر بن عبدالله، ابن قیم الجوزیة: حیاته و آثاره، ریاض، دار العاصمه، ۱۴۲۳ق.
  • بخشی شیخ احمد، مهدی، «جهاد از ابن تیمیه تا بن لادن»، در نشریه علوم سیاسی، شماره ۳۴، ۱۳۸۵ش.
  • بدرالدین العینی، محمود بن احمد، عقدالجمان فی تاریخ اهل الزمان، قاهره، دارالکتب، ۲۰۱۵م.
  • بغدادی، ابن رجب، الذیل علی طبقات الحنابلة، بیروت، دارالکتب العلمیه، ‭۱۴۱۷‬ق.
  • بهرامی، علیرضا، بنیان تکفیر: پژوهشی در زمینه‌های عقیدتی، فکری و فرهنگی پیدایش جریان‌های تکفیری، قم، برگ فردوس، ۱۳۹۶ش.
  • حجوی، محمد بن حسن، الفکر السامی فی تاریخ الفقه الاسلامی، بیروت، دارالکتب العلمیة، ‭۱۴۱۶‬ق.
  • خلیل برکة، ابراهیم، ابن تیمیة وجهوده فی التفسیر، بیروت، المکتب الإسلامی، ۱۴۰۵ق.
  • دوخی، یحیی‌ عبدالحسن، منهج ابن‌تیمیه فی التوحید، تهران،‌ نشر مشعر، ۱۳۹۰ش.
  • راوندی، مرتضی، تاریخ اجتماعی ایران، ج۱۰: تاریخ فلسفه و سیر تکاملی علوم و افکار در ایران، تهران، مؤسسه انتشارات نگاه، ۱۳۸۶ش.
  • رضوانی، علی‌اصغر، وهابیان تکفیری، تهران، نشر مشعر، ۱۳۹۰ش.
  • زریاب، عباس، «ابن تیمیه»، در دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۶۹ش.
  • سبحانی، جعفر، فرهنگ عقائد و مذاهب اسلامی، قم، توحید، ۱۳۷۸ش.
  • شوکانی، محمد بن علی، البدر الطالع بمحاسن من بعد القرن السابع، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.
  • طبسی، نجم الدین، و محمدمحسن مروجی طبسی، «گونه‌شناسی مواضع آثار مکتوب اسلامی راجع به مواضع ابن تیمیه درباره اهل بیت پیامبر اعظم»، در مجله شیعه‌پژوهی، ش۴، پاییز ۱۳۹۴ش.
  • عبدالحمید، صائب، ابن تیمیه حیاته و عقایده، قم، موسسه دائرة المعارف القه الاسلامی، ۱۴۲۶ق.
  • عبدالحمید، صائب، ابن تیمیه فی صورته الحقیقیه، بیروت، الغدیر للدراسات و النشر، ۱۴۱۵ق.
  • المشعبی، عبدالمجید بن سالم، منهج ابن تیمیة فی مسألة التکفیر، ریاض، مکتب أضواء السلف، ۱۴۱۸ق.

پیوند به بیرون