باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

اطلاعات شناسنامه ای
نام کامل اَبانِ بْنِ سَعید بن امیه بن عبد شمس بن عبد مناف
خویشاوندان سرشناس خالد بن سعید
درگذشت/شهادت اختلافی: کشته شدن در یوم اجنادین (۱۳ق/۶۳۴م) یا مرج الصفر (۱۴ق/۶۳۵م) یا یوم الیرموک (۱۵ق/۶۳۶م)؛ مرگ طبیعی در سال ۲۷ق/۶۴۸م
اطلاعات دینی
زمان اسلام آوردن در حدود سال هفتم (بین دو واقعه صلح حدیبیه و غزوه خیبر)
نحوه اسلام آوردن برخورد با راهب نصرانی در شام
حضور در جنگ ها سریه نجد
فعالیت ها
دینی عاملیت در بحرین برای جمع آوری دیون دینی از طرف پیامبر(ص)
سیاسی فرماندهی سریه نجد؛ بیعت نکردن با ابوبکر
علمی کاتب پیامبر (ص)

اَبانِ بْنِ سَعید (درگذشت ۱۳ق)، از اصحاب پیامبر اسلام(ص) که در حدود سال هفتم مسلمان شد و از سوی پیامبر اکرم(ص) فرماندهی چند سریه و نیز ماموریت جمع‌آوری جزیه و مالیات یمن به او سپرده شد. وی پس از وفات پیامبر (ص) ابتدا از بیعت با ابوبکر خودداری کرد. ولی پس از بیعت علی ابن ابی طالب (ع)، او نیز بیعت کرد. بنا بر قولی وی در ۲۷ق در خلافت عثمان به مرگ طبیعی درگذشته است.

محتویات

نسب

نسب کامل او بدین گونه است: ابان بن سعید بن امیة بن عبد شمس بن عبد مناف. وی همانند دیگر امویان در جد پنجم (عبد مناف) با پیامبر (ص) مشترک است. مادرش صفیه یا هند، دختر مغیرة بن عبدالله بن عمر بن مخزوم است.[۱]

اسلام آوردن اَبان

وی در آغاز از دشمنان سرسخت پیامبر (ص) بود و هنگامی که دو برادر دیگرش عاص و عبیده در جنگ بدر به دست علی(ع) و زبیر کشته شدند، به قصد بازرگانی، از مکه عازم شام شد. منابع موجود داستان مفصلی از برخورد او با راهبی نصرانی آورده‌اند و اشاره می‌کنند که این ملاقات در روح او تأثیری بسزا داشت و شاید به همین دلیل بود که وقتی عثمان از جانب پیامبر (ص) به مکه آمد، ابان از وی به نیکی استقبال کرد؛ او را بر اسب خود نشاند و به داخل شهر برد و عثمان در پناه او رسالت خود را به خوبی انجام داد و نزد پیامبر (ص) بازگشت. ابان پیش از فتح مکه در فاصله دو واقعه صلح حدیبیه (۶ق) و خیبر (۷ق/۶۲۸م) اسلام آورد.

ماموریت از جانب پیامبر(ص)

او پس از مسلمان شدن، از جانب پیامبر(ص) از شهر مدینه مأمور سریه‌ای شد و با غنایمی که از این سریه به دست آورد، پس از جنگ خیبر همراه یارانش به حضور رسول خدا(ص) رسید و پس از آن مأمور سریه نجد شد.[۲] در ۹ قمری که رسول الله(ص) علاء بن حَضرمی را از عاملیت بحرین برکنار کرد، این مأموریت را به ابان واگذاشت. وی در مورد چگونگی دریافت صدقات (زکات) و جزیه و سهمی از سود تجارت خواستار دریافت فرمان شد.

پیامبر(ص) دستورالعملی به او داد که از هر زن و مرد بالغ یهودی، نصرانی و مجوسی، یک دینار بگیرد و نیز پیامبر نوشت: اسلام را بر مجوسان عرضه کند و در صورت نپذیرفتن، از آنان جزیه بخواهد.[۳] فرمان پیغمبر(ص) درباره گرفتن جزیه از مجوسان بحرین که اهل کتاب نبودند، باعث اعتراض گروهی از عرب شد که بلاذری ایشان را منافقان عرب می‌خواند. ابان پیوسته بر شغل خود باقی بود تا پس از رحلت رسول خدا(ص)، عده‌ای از عرب بحرین (از آن جمله اهل هجر) عصیان کردند و از پذیرش اسلام سرباز زدند. ابان که وضع را چنین دید، عزم بازگشت کرد و با ۱۰۰هزار درهم وارد مدینه شد و در مقابل اعتراض ابوبکر، صراحتاً اعلام کرد که بعد از پیامبر(ص) عامل هیچ کس نخواهد بود.[۴]

عدم بیعت با ابوبکر

ابان در ابتدا از بیعت با ابوبکر خودداری کرد، ولی پس از بیعت علی ابن ابی طالب، او نیز بیعت کرد.[۵] باتوجه به این رویداد، این مطلب که ابوبکر او را به یمن فرستاده باشد، به نظر می‌رسد نادرست باشد.[۶]

کاتب پیامبر(ص)

برحسب روایتی نه چندان روشن که بلاذری آورده، او یکی از ۱۷ نفر قرشی بوده که «‌به هنگام ورود اسلام‌» نوشتن می‌دانسته‌اند.[۷] همچنین نام وی در شمار کاتبان رسول الله(ص) آمده است.[۸] املای قرآن بر زید بن ثابت که به فرمان عثمان انجام گرفت، را‌ گاه به وی نسبت می‌دهند که به نظر می‌رسد این نسبت نادرست باشد؛ زیرا بنابر اقوال متعدد، ابان در زمان ابوبکر و یا عمر کشته شد.[۹]

درگذشت

درباره وفات وی تاریخ‌های متعدد یاد کرده‌اند: کشته‌شدن در یوم اجنادین (۱۳ق/۶۳۴م)، مرج الصفر (۱۴ق/۶۳۵م) و یوم الیرموک (۱۵ق/۶۳۶م)، ولی برخی معتقدند که او کشته نشده، بلکه در ۲۷ق/۶۴۸م در خلافت عثمان به مرگ طبیعی درگذشته است.[نیازمند منبع]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. خلیفه بن خیاط، ج۱، ص۲۵؛ ابن حبان، ج۳، ص۱۳؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۱، ص۳۵
  2. ابن حجر، ج۱، ص۱۳-۱۴؛ ابن عبدالبر، ج۱، ص۶۲؛ ابن عساکر، ج۲، ص۱۲۷؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۱، ص۳۶
  3. ابن عساکر، ج۲، ص۱۲۷-۱۲۸
  4. ابن عساکر، ج۲، ص۱۲۹.
  5. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۱، ص۳۶؛ مامقانی، ج۱، ص۵؛ خویی، ج۱، ص۱۵۴
  6. ابن حجر، ج۱، ص۱۴؛ ابن عساکر، ج۲، ص۱۲۵
  7. ص ۲۲۵
  8. طبری، ج۴، ص۱۷۸۲؛ بلاذری، ۲۲۶؛ ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۳۱۳
  9. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۱، ص۳۷

منابع

  • آذرنوش، آذرتاش، راههای نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان تازی، تهران، ۱۳۵۴ش.
  • ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، تهران، المکتبه الاسلامیه.
  • همو، الکامل، بیروت، ۱۳۹۹ق/۲/۲۰۳.
  • ابن حبان بستی، محمدبن بحمد، الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۹۷۳م.
  • ابن حجر عسقلانی، احمدبن علی، الاصابه، بیروت، ۱۳۲۸ق.
  • ابن عبدالبر، محمد، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، مصر، مکتبه النهضه، ۱/۶۵.
  • ابن عساکر، علی ابن حسن، التاریخ الکبیر، به کوشش عبدالقادر افندی، ۱۳۳۰ق.
  • بلاذری، احمدبن یحیی، فتوح البلدان، ترجمه آذرتاش آذرنوش، تهران، ۱۳۶۴ش.
  • خلیفة بن خیاط، الطبقات، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۶م، ۱/۲۴.
  • خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بیروت، ۱۴۰۳ق، ۱/۱۵۵.
  • طبری، تاریخ، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۷۹-۱۸۸۱م، ۳/۱۵۴۲، ۱۵۴۳، ۴/۲۱۰۱، ۵/۲۳۴۹.
  • مامقانی، محمدحسین، تنقیح المقال، نجف، ۱۳۵۰ق.
  • مقریزی، احمدبن علی، امتاع الاسماع، به کوشش محمود محمد شاکر، قاهره، ۱۹۴۸م، ص۳۸۹.

پیوند به بیرون