آیه تبلیغ

تابلو فرش شجره طیبه که آیه تبلیغ در حاشیه محراب آن بافته شده است. این اثر در موزه فرش آستان قدس رضوی نگهداری می شود.

آیه تبلیغ، آیه ۶۷ سوره مائده و از آخرین آیات نازل شده بر پیامبر(ص). بر اساس این آیه، پیامبر موظف شده است پیام بسیار مهمی را به مردم ابلاغ کند. به تصریح آیه ، اهمیت پیام چنان است که اگر پیامبر(ع) آن را ابلاغ نکند، رسالت پیامبریِ خود را به انجام نرسانده است.

به اعتقاد شیعیان و برخی از اهل سنت، آیه در حجة الوداع و کمی قبل از ۱۸ ذی‌الحجه سال دهم هجری نازل شده است. در باور شیعه، موضوع پیام، جانشینی حضرت علی (ع) است و بدین رو، پیامبر (ص)، پس از نزول آیه، در غدیر خم، حضرت علی(ع) را به عنوان جانشین خود معرفی کرد. (نک:واقعه غدیر)

متن آیه

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّـهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ
اى پيامبر، آنچه را از جانب پروردگارت به تو نازل شده، ابلاغ كن؛ و اگر نكنى رسالتش را به انجام نرسانده‌اى. و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‌دارد. بی گمان، خدا گروه كافران را هدايت نمى‌كند.

شأن نزول

نوشتار اصلی: واقعه غدیر

در نظر مفسران و محدّثان، این آیه در حجة الوداع در غدیر خم (۱۸ ذی‌الحجه) برای اعلام جانشینی حضرت علی(ع) نازل شده است.[۱] برخی از مفسران اهل سنت، این نظر را تایید کرده‌اند.[۲]

علت نزول

بنابر منابع شیعه، جبرئیل ابتدا در موقف حج نزد پیامبر (ص) آمد و از ایشان خواست برای جانشینی علی (ع) از مردم بیعت بگیرد، پیامبر به دلیل نفاق و دشمنی برخی از یارانش و اینکه امت پراکنده شده و به جاهلیت بازگردند از پروردگار درخواست حفظ و عصمت از مردم کرد. جبرئیل برای بار دوم در مسجد خیف بر پیامبر نازل شد و همان امر را دوباره ابلاغ کرد بدون اینکه وعدۀ حفظ و عصمت از خطر مردم را برای پیامبر به ارمغان آورده باشد. جبرئیل برای بار سوم در بین راه مکه به مدینه نزد پیامبر آمد و مجددا همان امر را تکرار کرد. پیامبر به جبرئیل فرمود من از اینکه مردم مرا در جانشینی علی دروغگو بدانند و سخنم را قبول نکنند بیمناکم. جبرئیل برای بار چهارم در سرزمین غدیر خم بر پیامبر نازل شد و پس از تکرار امر الهی، وعده حفظ و عصمت خداوند را نیز برای رسول خدا به ارمغان آورد و حفاظت از گزند منافقان را به ایشان وعده داد.[یادداشت ۱][۳]

احتمالات دیگر

برای علت نزول آیه، احتمالات دیگری نیز ذکر شده است که علمای اسلام و شیعه آنها را نقد کرده‌اند.

نزول آیه در مکه

برخی معتقدند که آیه تبلیغ در مکه نازل شده و سبب نزول آن امر به پیامبر (ص) برای ابلاغ حقایق دین به کفار و مشرکان است. بنابر برخی روایات، برای حفظ پیامبر (ص) از گزند دشمنان، برای ایشان مراقبانی گماشته بودند، اما ایشان پس از نزول آیه تبلیغ، مراقبان خود را مرخص کرد و فرمود که خداوند مرا از گزند بدخواهان حفظ می‌کند و علاوه بر آن موظف گردید که حقایق دین را بدون واهمه به کفار و مشرکان ابلاغ کند.[۴]
نقد

در نقد این دیدگاه گفته شده، مفسران اتفاق نظر دارند که سوره مائده در مدینه نازل شده[۵] و مطابق روایات، به نقل از عبدالله بن عمر سوره مائده آخرین سورة نازله است، [۶] بنابراین فرض نزول آیه تبلیغ در مکه و نیز اینکه آیه مزبور طی سالیان دراز بدون الحاق به سوره‌ای خاص به تنهایی خوانده می‌شده یا احیاناً در بایگانی بوده است، فرض درستی نیست.[۷]

علاوه بر آن، برخی از صاحبنظران روایاتی را که در خصوص مراقبت از جان پیامبر (ص) در مکه است، حدیث غریب و منکر دانسته‌اند.[۸]

ابلاغ به اهل کتاب

چنانکه برخی نوشته‌اند، آیه تبلیغ در مدینه نازل شده و هدف از نزول آن مکلف کردن رسول خدا به ابلاغ بی‌واهمه حقایق وحی به اهل کتاب بوده است.[۹] به گفته ابوحیان پیامی که پیامبر مامور به ابلاغ آن شد، ابلاغ حکم رجم (سنگسار) و قصاص بود که یهودیان و مسیحیان این احکام الهی را در تورات و انجیل دستخوش تحریف و تغییر کرده بودند.[۱۰]

استدلال وی آن است که سخن در قبل و بعد از این آیه نیز درباره اهل کتاب است و موضوع آیه نباید با موضوع آیات قبل و بعد از خود بیگانه باشد.
نقد

بنابر منابع تاریخی، پس از جنگ‌های مسلمانان و یهودیان، از جمله غزوه بنی قریظه و غزوه خیبر، قدرت و شوکت یهودیان در هم شکست و با تصرف پایگاه‌های آنان و تبعید شماری از آنان به خارج از مدینه، نفوذ آنان از بین رفت.[۱۱] مسیحیان هم در عربستان، به ویژه در مدینه، فاقد قدرت بوده و تنها مقابله مسلمانان با آنان در ماجرای مباهله بود[۱۲] که آن هم به درخواست مسیحیان منتفی شد.

پس با توجه به قدرت پیامبر و مسلمانان در واپسین سال‌های عمر رسول خدا، دلیلی برای نگرانی آن حضرت از یهود و نصارا وجود نداشت تا سبب واهمه در ابلاغ حقایق دین به آنان گردد. افزون بر این، آیه تبلیغ از جهت موضوع، با آیات قبل و بعد از خود بیگانه نیست، زیرا آیات قبل و بعد، در نکوهشِ یهود و نصاراست و چه بسا آنان تصور می‌کرده‌اند که با رحلت رسول خدا، دوران قدرت مسلمانان سپری می‌شود و بار دیگر زمینه نفوذ و سلطه آنان فراهم می‌گردد، اما آیه تبلیغ که درباره تعیین رهبری امت اسلام پس از پیامبر است، بطلان این تصور را آشکار ساخت و این مطلب با آیه «‌اکمال دین‌» که پس از اعلام ولایت علی (ع) نازل شد، تناسب دارد.[۱۳][۱۴][۱۵]

نکات مهم آیه

اهمیت این مأموریت

این آیه بر اهمیت و حساسیت فراوان پیام مورد نظر دلالت می‌کند؛ زیرا تصریح دارد که در صورت ابلاغ نکردن پیام، رسالت پروردگار به انجام نرسیده و گویی پیام، ارزشی برابر با پیام نبوت و رسالت دارد. نمی‌توان تصور کرد که پیام، در حوزه اعتقادی مانند توحید و نبوت و معاد یا موضوعی فقهی از قبیل احکام نماز و روزه و حج بوده است، زیرا سوره مائده از آخرین سوره‌های نازل شده است و این حقایق پیش از آن بر پیامبر نازل و به مردم ابلاغ شده بود. می‌توان گفت که در اواخر حیات رسول خدا (ص) نوبت به اعلام مطلبی رسید که علاوه بر اهمیت و تازگی برای مردم، در جای خود مکمل اصل رسالت به شمار می‌رفت و آن چیزی جز طرح رهبری امت اسلامی پس از رحلت پیامبر (ص) نبود.

نگرانی پیامبر(ص) از ابلاغ

به سبب حساسیت موضوع، پیامبر (ص) در ابلاغ پیام نگران بود، اما خداوند با وعده «‌واللّهُ یعْصِمُکَ مِنَ الناس‌» از او رفع نگرانی کرد. با توجه به منتفی بودن نزول آیه درباره مشرکان قریش و اهل کتاب، روشن می‌گردد که مصداق «‌ناس‌» در آیه تبلیغ، منافقان درون جامعه اسلامی است. پیامبر (ص) در معرفی علی (ع) به عنوان جانشین خود نگران مخالفت و کارشکنی آنان بود، زیرا:

  • حضرت علی به عنوان شخصیتی قاطع و انعطاف‌ناپذیر شناخته شده بود.[۱۶]
  • نومسلمانانی که علی (ع) پیش‌تر در جنگ‌ها بستگانشان را به قتل رسانده بود، کینه او را در دل داشتند.
  • علی (ع) به هنگام وفات پیامبر (ص)، ۳۳ ساله بود و پذیرش رهبری او در جامعه‌ای که سن افراد و شیخوخیت ملاک مهمی در تصدی مناصب بود، امر ساده‌ای نبود. این امر در جنگ تبوک که پیامبر (ص)، حضرت علی را به جای خود در مدینه قرار داد یا در واپسین لحظات عمر خود اسامة بن زید را به فرماندهی منصوب کرد، بروز یافت.[۱۷]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. قمی، ج‌۱، ص ۱۷۹؛ عیاشی، ج‌۱، ص‌۳۳۱-۳۳۲؛ فیض کاشانی، ج‌۲، ص‌۵۱؛ کلینی، ج‌۱، ص‌۲۹۰، ح‌۶؛ حُوَیزی، ج‌۱، ص‌۶۵۳-۶۵۵؛ بحرانی، ج‌۱، ص‌۴۹۰، ح‌۱۱؛ علامه طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج‌۶، ص‌۴۸.
  2. سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۱۴ق، ج‌۲، ص‌۲۹۸؛ آلوسی، ج‌۶، ص‌۱۹۴؛ نیشابوری، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج‌۱، ص‌۲۵۰.
  3. فضل طبرسی، ج‌۳، ص‌۳۴۴؛ ۱۴۰۸ به نقل از حاکم حسکانی
  4. طبری، جامع البیان، ج۴، جزء ۶، ص۱۹۸ـ ۱۹۹؛ ثعالبی، جواهر الحسان، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۴۲؛ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۲۹۸
  5. ابن عطیه، المحرر الوجیز، ج۵، ص۵؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۳، ص۳۰.
  6. ترمذی، الجامع الصحیح، ج۵، ص۲۶۱، به نقل از عبداللّه بن عمر؛ طوسی، ج۳، ص۴۱۳
  7. ابن عاشور، تفسیر التحریر، ج۶، ص۲۵۶
  8. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۱۳۲.
  9. طبری، جامع البیان، ج ۴، جزء ۶، ص ۱۹۸؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص ۵۰؛ ابوحیان، تفسیر البحر المحیط، ج ۳، ص ۵۲۹
  10. ابوحیان، تفسیر البحر المحیط، ج ۳، ص ۵۲۹
  11. احزاب: ۲۶ـ۲۷؛ حشر: ۲ـ۴
  12. آل عمران: ۶۱
  13. طوسی، ج ۳، ص ۴۳۵
  14. فضل طبرسی، ۱۴۰۸، ج ۳، ص ۲۴۶
  15. حویزی، ج ۱، ص ۵۸۷-۵۹۰
  16. ابوالفتوح رازی، ج۴، ص۲۷۶
  17. طبری، تاریخ، ج۳، ص ۱۸۶؛ ابن ابی الحدید، ج۱، ص۱۵۹
  1. ...فَأَقِمْ یا مُحَمَّدُ عَلِیاً عَلَماً وَ خُذْ عَلَیهِمُ الْبَیعَةَ وَ جَدِّدْ عَهْدِی وَ مِیثَاقِی لَهُمُ الَّذِی وَاثَقْتُهُمْ عَلَیهِ فَإِنِّی قَابِضُكَ إِلَی وَ مُسْتَقْدِمُكَ عَلَی فَخَشِی رَسُولُ اللَّهِ (ص) مِنْ قَوْمِهِ وَ أَهْلِ النِّفَاقِ وَ الشِّقَاقِ أَنْ یتَفَرَّقُوا وَ یرْجِعُوا إِلَی الْجَاهِلِیةِ لِمَا عَرَفَ مِنْ عَدَاوَتِهِمْ وَ لِمَا ینْطَوِی عَلَیهِ أَنْفُسُهُمْ لِعَلِی مِنَ الْعَدَاوَةِ وَ الْبَغْضَاءِ وَ سَأَلَ جَبْرَئِیلَ أَنْ یسْأَلَ رَبَّهُ الْعِصْمَةَ مِنَ النَّاسِ وَ انْتَظَرَ أَنْ یأْتِیهُ جَبْرَئِیلُ بِالْعِصْمَةِ مِنَ النَّاسِ عَنِ اللَّهِ جَلَّ اسْمُهُ فَأَخَّرَ ذَلِكَ إِلَی أَنْ بَلَغَ مَسْجِدَ الْخَیفِ فَأَتَاهُ جَبْرَئِیلُ(ع) فِی مَسْجِدِ الْخَیفِ فَأَمَرَهُ بِأَنْ یعْهَدَ عَهْدَهُ وَ یقِیمَ عَلِیاً عَلَماً لِلنَّاسِ یهْتَدُونَ بِهِ وَ لَمْ یأْتِهِ بِالْعِصْمَةِ مِنَ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ بِالَّذِی أَرَادَ حَتَّی بَلَغَ كُرَاعَ الْغَمِیمِ بَینَ مَكَّةَ وَ الْمَدِینَةِ فَأَتَاهُ جَبْرَئِیلُ وَ أَمَرَهُ بِالَّذِی أَتَاهُ فِیهِ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ وَ لَمْ یأْتِهِ بِالْعِصْمَةِ فَقَالَ یا جَبْرَئِیلُ إِنِّی أَخْشَی قَوْمِی أَنْ یكَذِّبُونِی وَ لَا یقْبَلُوا قَوْلِی فِی عَلِی(ع) فَرَحَلَ فَلَمَّا بَلَغَ غَدِیرَ خُمٍّ قَبْلَ الْجُحْفَةِ بِثَلَاثَةِ أَمْیالٍ أَتَاهُ جَبْرَئِیلُ(ع) عَلَی خَمْسِ سَاعَاتٍ مَضَتْ مِنَ النَّهَارِ بِالزَّجْرِ وَ الِانْتِهَارِ وَ الْعِصْمَةِ مِنَ النَّاسِ فَقَالَ یا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یقْرِؤُكَ السَّلَامَ وَ یقُولُ لَكَ- یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیكَ مِنْ رَبِّكَ فِی عَلِی وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یعْصِمُكَ مِنَ النَّاس‌. طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۵۷

منابع

  • آلوسی، محمودبن عبداللّه، روح المعانی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، (بی‌تا).
  • ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره۱۹۶۷-۱۳۸۷/۱۹۶۵-۱۳۸۵، چاپ افست بیروت، بی‌تا.
  • ابن عاشور، تفسیر التحریر و التنویر، تونس ۱۹۸۴.
  • ابن عطیه، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، ج۵ (رباط) ۱۳۹۹/ ۱۹۷۹.
  • ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، چاپ خلیل میس، بیروت، دارالقلم، بی‌تا.
  • ابوحیان، محمد بن یوسف، تفسیر البحر المحیط، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
  • امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب والسنة و الادب، ج۱، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.
  • بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، قم: مؤسسه البعثة، ۱۴۱۵ق.
  • ترمذی، محمدبن عیسی، الجامع الصحیح و هو سنن الترمذی، ج۵، چاپ ابراهیم عطوه عوض، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • ثعالبی، عبدالرحمان بن احمد، الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن، چاپ ابومحمد غماری ادریسی حسنی، بیروت، ۱۴۱۶/ ۱۹۹۶.
  • حویزی، عبدعلی بن جمعه، کتاب تفسیر نورالثقلین، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم، ۱۳۸۳-۱۳۸۵ش.
  • رازی، ابوالفتوح، تفسیر روح الجنان و روح الجنان، چاپ ابوالحسن شعرانی و علی اکبر غفاری، تهران ۱۳۸۲-۱۳۸۷ش.
  • الراضی، حسین، سبیل النجاة فی تتمة المراجعات، بیروت [بی‏‌نا]، ۱۴۰۲ق.‏
  • سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ق.
  • شیخ صدوق، معانی ‏الاخبار، ترجمه:عبدالعلی محمدی، تهران: دار الکتب الاسلامیه ۱۳۷۲ش.
  • طباطبائی، محمد حسین، المیزان، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، قم ۱۴۱۷.
  • طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل اللّه یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
  • طبری، تاریخ (بیروت).
  • طبری، جامع.
  • عیاشی، محمد بن‏ مسعود، تفسیر العیاشی، به کوشش رسولی محلاتی، تهران، المکتبة العلمیة الاسلامیة، [بی‏‌تا].
  • کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، به کوشش علی اکبر غفاری، بیروت: دارالتعارف، ۱۴۰۱ق.
  • فخررازی، محمدبن عمر، التفسیر الکبیر، قاهره (بی‌تا.)، چاپ افست تهران، بی‌تا.
  • فیض کاشانی، محمدبن شاه مرتضی، تفسیر الصّافی، بیروت ۱۴۰۲/ ۱۹۸۲.
  • قرطبی، محمدبن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج۳، جزء ۶، بیروت ۱۹۶۵، چاپ افست تهران ۱۳۶۴ش.
  • قمی، علی بن ابراهیم تفسیر القّمی، بیروت ۱۴۱۲/ ۱۹۹۱.
  • مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵ش.
  • حاکم نیشابوری، عبید الله بن عبدالله، شواهدالتنزیل لقواعد التفضیل، به کوشش محمد باقر محمودی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۴۱۱ق.
  • واحدی، علی بن احمد، اسباب النزول، به کوشش ایمن صالح شعبان، قاهرة: دارالحدیث، [بی‏‌تا].

پیوند به بیرون


به زبان‌های دیگر مطالعه کنید