باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

سید ابوالقاسم خویی

(تغییرمسیر از آیت الله خویی)

سید ابوالقاسم موسوی خویی (۱۲۷۸-۱۳۷۱ش) از مراجع تقلید شیعه، رجالی و نویسنده مجموعه ۲۳ جلدی معجم رجال الحدیث و همچنین صاحب اثر تفسیری البیان فی تفسیر القرآن بود. میرزای نائینی و محقق اصفهانی دو تن از برجسته‌ترین استادان او در فقه و اصول فقه بوده‌اند. آغاز رسمی مرجعیت خویی پس از درگذشت آیت الله بروجردی دانسته شده و درگذشت آیت الله حکیم، آغاز مرجعیت وی مخصوصاً در عراق خوانده شده است. خویی، در طول ۵۰ سال تدریس، یک دوره کامل درس خارج فقه و شش دوره درس خارج اصول فقه را تدریس کرده و یک دوره کوتاه هم به تدریس تفسیر قرآن پرداخت. عالمانی از جمله محمد اسحاق فیاض، سید محمدباقر صدر، میرزا جواد تبریزی، سید علی سیستانی، حسین وحید خراسانی، سید موسی صدر و سید عبدالکریم موسوی اردبیلی از شاگردان آیت الله خویی معرفی شده‌اند.

سید ابوالقاسم خوئی
سید ابوالقاسم خوئی.jpg
اطلاعات فردی
تاریخ تولد: ۱۵ رجب ۱۳۱۷ق
زادگاه: خوی
محل زندگی: نجف اشرفخوی
تاریخ وفات: شنبه ۸ صفر ۱۴۱۳ق در ۹۶ سالگی
محل دفن: حرم امیرالمؤمنین
شهر وفات: کوفه
اطلاعات علمی
استادان: شیخ الشریعه اصفهانیمهدی مازندرانیآقا ضیاء عراقیمحمدحسین کمپانیمحمدحسین نائینی
شاگردان: محمد اسحاق فیاضصدرا بادکوبه‌ایسید محمدباقر صدرمیرزا جواد تبریزیسید علی حسینی بهشتیسید مرتضی خلخالیسید علی سیستانیمحمدجعفر نائینیمرتضی بروجردی
محل تحصیل: حوزه علمیه نجف
تألیفات: البیان فی تفسیر القرآنتکملة منهاج الصالحینمعجم رجال الحدیث
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
سیاسی: حمایت از انتفاضه شعبانیه عراق
اجتماعی: تأسیس موسسات خیریه و مراکز اسلامی در کشورهای مختلف
وبگاه رسمی: موسسه اسلامی آیت الله خویی

خویی در فقه و اصول فقه، نظرات و آرای قابل توجهی داشته که گاه با نظرات مشهور فقیهان شیعه متفاوت است. برخی منابع، فتاوای متفاوت او را تا ۳۰۰ مورد دانسته‌اند. مخالفت با مکلف بودن کافران به انجام فروع دین، عدم پذیرش نسبی بودن آغاز ماه قمری و مخالفت با اعتبار شهرت فتوایی و اجماع، برخی از نظرات متفاوت او در فقه و اصول فقه است. خویی در دوران مرجعیت خود، اقداماتی در راستای تبلیغ دین، ترویج تشیع و یاری رساندن به نیازمندان کرده است؛ از جمله ساختن کتابخانه، مدرسه، مسجد، حسینیه و بیمارستان در کشورهای ایران، عراق، مالزی، انگلستان، امریکا، هندوستان و...

آیت الله خویی در دهه ۱۳۴۰ش، مواضع و بیانیه‌هایی علیه دولت پهلوی داشته است؛ اعتراض به واقعه فیضیه در سال ۱۳۴۲ش از این جمله‌اند. وی پس از شروع انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ در ایران و دیدار فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی با او و شائبه‌های پیش آمده پس از این دیدار، در مواردی از جمله همه‌پرسی تعیین نظام جمهوری اسلامی و همچنین جنگ عراق علیه ایران، به حمایت از انقلاب و جمهوری اسلامی ایران پرداخت. او در جریان انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق و تعیین شورای رهبری برای اداره مناطق تحت مدیریت شیعیان، تحت فشار حکومت صدام حسین قرار گرفت و تا پایان عمر در حصر خانگی بود.

محتویات

زندگی

سید ابوالقاسم موسوی خویی در ۱۵ رجب ۱۳۱۷ق در شهر خوی از توابع آذربایجان غربی به دنیا آمد. پدرش سید علی‌اکبر خوئی، از شاگردان عبدالله مامقانی بود که به دلیل عدم موافقت با مشروطه غیرمشروعه،[۱] در سال ۱۳۲۸ق از ایران به نجف مهاجرت کرد.[۲]

 
نماز آیت الله سیستانی بر جنازه آیت الله خویی

آیت الله خویی شنبه ۸ صفر ۱۴۱۳ق، ۱۷ مرداد ۱۳۷۱ش، در ۹۴ سالگی به علت بیماری قلبی در کوفه درگذشت و در کنار مسجد الخضراء در صحن حرم امیرالمؤمنین دفن شد.[۳]

همسر و فرزندان

آیت الله خویی دو بار ازدواج کرد. فرزندان وی، سه پسر و سه دختر از همسر اول، و چهار پسر و دو دختر از همسر دوم هستند.[۴] برخی از فرزندان شناخته‌شده آیت الله خویی عبارتند از:

  • سید جمال الدین خویی، فرزند ارشد آیت الله خویی که بیشتر عمر خود را صرف امور مرجعیت پدرش در نجف کرد. برخی از آثار او عبارتند از شرح کفایة الاصول، بحث فی الفلسفة و علم الکلام، توضیح المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، شرح دیوان متنبی، و دیوان شعر به فارسی.[۵]
  • سید محمدتقی خویی، پس از تأسیس بنیاد آیت الله خویی در سال ۱۳۶۸ش دبیر کل آن شد. پس از انتفاضه شعبانیه در ۱۳۶۹ش، عضو هیئت منتخب پدرش برای اداره مناطق آزادشده بود؛ اما در پی سرکوب این قیام و قتل عام شیعیان، به همراه پدرش در حصر خانگی قرار گرفت و سرانجام در ۳۰ تیر ۱۳۷۳ش در حادثه رانندگی درگذشت. برخی این رخداد را حاصل برنامه‌ریزی دولت صدام دانسته‌اند.[۶] علاوه بر تقریرات درس فقه پدرش، الالتزامات التبعیة فی العقود از آثار اوست.[۷]
 
آرامگاه آیت الله خویی در حرم امام علی(ع)

اطلاعات دقیقی درباره دختران آیت الله خویی در دست نیست، اما برخی از دامادهای وی عبارتند از سید نصرالله مستنبط، سید مرتضی حکمی، سید جلال الدین فقیه ایمانی، جعفر غروی نائینی، و سید محمود میلانی.[۸]

زیست علمی

سید ابوالقاسم خویی سال ۱۳۳۰ق در ۱۳ سالگی، همراه با برادرش سید عبدالله خویی به پدر خود در نجف پیوست.[۹] او شش سال به تحصیل مقدمات و سطوح عالی حوزه پرداخت و سپس ۱۴ سال در درس استادان علوم مختلف از جمله فقه و اصول شرکت کرد. از این میان، چنانکه خود او در زندگی‌نامه خودنوشت آورده، بیشترین استفاده را از محمدحسین نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی داشته است.[۱۰][۱۱]

اساتید و اجازه اجتهاد

سید ابوالقاسم خویی، علاوه بر آنکه به گفته خود، از میرزا محمدحسین نائینی و میرزا محمدحسین اصفهانی بیشترین استفاده علمی را برده و دوره‌ای کامل از علم اصول و برخی کتاب‌های فقهی را از آنان آموخته، از اساتید دیگری از جمله شیخ الشریعه (درگذشته ۱۳۳۸ق)، شیخ مهدی مازندرانی (درگذشته ۱۳۴۲ق) و آقا ضیاء عراقی[۱۲] نیز یاد کرده است.

برخی دیگر از استادان آیت الله خویی عبارتند از شیخ محمدجواد بلاغی در علم کلام، عقاید و تفسیر، سید ابوتراب خوانساری در علم رجال و درایه، سید ابوالقاسم خوانساری در علم ریاضیات، سید حسین بادکوبه‌ای در فلسفه و عرفان و همچنین سید علی قاضی.[۱۳]

سید ابوالقاسم خویی در طول دوران تحصیل خود در حوزه علمیه نجف، با سید محمدهادی میلانی (درگذشته ۱۳۹۵ق)، سید محمدحسین طباطبایی (درگذشته ۱۴۰۲ق)، سید صدرالدین جزایری، علی‌محمد بروجردی (درگذشته ۱۳۹۵ق)، سید حسین خادمی و سید محمد حسینی همدانی مباحثه می‌کرده است.[۱۴]

خویی در سال ۱۳۵۲ق از بسیاری از بزرگان حوزه علمیه نجف اجازه اجتهاد دریافت کرده است؛ محمدحسین نائینی، محمدحسین غروی اصفهانی، آقا ضیاء عراقی، محمدحسین بلاغی، میرزا علی آقا شیرازی، و سید ابوالحسن اصفهانی از این جمله‌اند.[۱۵]

مرجعیت

آغاز مرجعیت آیت الله خویی به روشنی مشخص نیست، اما بسیاری از منابع، آغاز جدی مرجعیت او را پس از درگذشت آیت الله بروجردی دانسته و تاکید کرده‌اند که پس از درگذشت آیت الله حکیم، خویی مخصوصاً در عراق، مرجع برتر شناخته می‌شد[۱۶] و جایگاه مرجعیت او در میان شیعیان ایران هم مهم گزارش شده است.[۱۷] آیت الله خویی، از جمله مراجعی دانسته شده که در میان اکثر شیعیان، اعم از عرب و غیرعرب، نفوذ چشمگیری داشته است.[۱۸]

چهارده نفر از مجتهدین نجف از جمله صدرا بادکوبه‌اى، سید محمدباقر صدر، سید محمد روحانی، مجتبى لنکرانى، شیخ موسی زنجانی، یوسف کربلائی، سید یوسف حکیم، و سید جعفر مرعشی اعلمیت خویی را اعلام کردند.[۱۹] سید موسی صدر از سوی مجلس اعلای اسلامی شیعیان لبنان، خویی را مرجع اعلم معرفی کرد.[۲۰]

۷۰ سال تدریس

 
آیت الله سید ابوالقاسم خویی درحال تدریس در مسجد الخضراء نجف

سید ابوالقاسم خویی در خلال تحصیل در حوزه علمیه نجف، به تدریس هم مشغول بوده و به گزارش منابع مختلف، هر کتابی را که می‌آموخته، آن را تدریس می‌کرده است.[۲۱]

پس از درگذشت محمدحسین غروی نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی، مجلس درس سید ابوالقاسم خویی و میرزا محمدعلی کاظمی خراسانی، از درس‌های مهم نجف گزارش شده و بر این اساس، پس از درگذشت کاظمی خراسانی، مجلس درس آیت الله خویی، برترین و پرجمعیت‌ترین حوزه درسی نجف معرفی شده است.[۲۲] چنانکه خویی در زندگی‌نامه خودنوشت آورده، در خلال سال‌های طولانی تدریس، جز در روزهای بیماری و سفر، هیچ گاه دست از تعلیم شاگردان خویش نکشیده است.[۲۳] او در مجموع هفتاد سال به تدریس دروس سطح و خارج در حوزه نجف پرداخته و بر اساس منابع، نزدیک پنجاه سال، مهمترین مجلس درسی حوزه علمیه نجف را عهده‌دار بوده و طلابی از ایران، هند، افغانستان، پاکستان، عراق، لبنان و برخی کشورهای دیگر، در درس او حاضر می‌شده‌اند.[۲۴]

آیت الله خویی، یک دوره کامل درس خارج فقه و شش دوره درس خارج اصول فقه را به شاگردان خود تعلیم داد. او همچنین در یک دوره کوتاه به تدریس تفسیر قرآن پرداخت.[۲۵]

شیوه تدریس
آیت الله خویی، در تدریس مباحث علمی، چیره‌دست و مسلط خوانده شده که مطالب را شمرده، فصیح، منظم و بدون وارد شدن به زواید و حواشی بیان می‌کرده، به مباحث فلسفی نمی‌پرداخته، استفاده فراوانی از روایات می‌کرده و به سندهای روایات توجه ویژه می‌کرده است.[۲۶] درس وی، خلاصه‌ای از آراء و مبانی علمی مجالس درس آقا ضیاء عراقی، محمدحسین غروی نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی و نظرات خود وی توصیف شده است.[۲۷]