باز کردن منو اصلی

ويکی شيعه β

آنگاه هدایت شدم (کتاب)

آنگاه هدایت شدم
آنگاه هدایت شدم.jpg
اطلاعات کتاب
نویسنده: محمد تیجانی سماوی
موضوع: تغییر مذهب از اهل سنت به شیعه
زبان: فارسی
مجموعه: ۱ جلد

آنگاه هدایت شدم ترجمه فارسی کتاب «ثُمَّ اهْتَدَیتُ» نوشته محمد تیجانی سماوی که ماجرای تغییر مذهب خود از اهل سنت به شیعه را نوشته است. تیجانی ضمن نقل زندگینامه‌اش، ماجرای سفرش به عراق و نجف و دیدار و گفتگوهایش با عالمان شیعه از جمله سید ابوالقاسم خوئی و سید محمد باقر صدر را بازگو کرده است. نویسنده در این کتاب با استناد به احادیث اهل سنت، از عقاید مذهب شیعه دفاع می‌کند. این کتاب به چهارده زبان ترجمه و چندین بار در ایران چاپ شده است. انتشار این کتاب با واکنش‌هایی از سوی برخی علمای اهل سنت مواجه شد و برخی شخصیتِ نویسنده و داستان را ساختگی دانسته‌اند.

محتویات

نویسنده

محمدتیجانی السماوی در سال ۱۳۱۵ شمسی در شهر «قوضه» در جنوب تونس متولد شد. تحصیلات خود را تا مدارج دبیرستان و پیش‌دانشگاهی گذراند. پس از استقلال تونس از فرانسه استادیار مؤسسات پیش دانشگاهی شد. پس از ۱۷ سال تدریس به دانشگاه سوربون رفت و بیش از ۸ سال به بررسی و تطبیق ادیان توحیدی سه گانه پرداخت و پس از اخذ لیسانس تحقیقات تخصصی در این زمینه از دانشگاه سوربن فارغ‌التحصیل شد و همچنین در رشته فلسفه و علوم انسانی و پس از آن در رشته تخصصی تاریخ و مذاهب اسلامی از این دانشگاه دکترای درجه ۳ و سپس دکترای بین‌المللی اخذ کرد.

تیجانی از پیروان مذهب تسنن و در ده سالگی حافظ نیمی از قرآن کریم بود. در جوانی و پس از شرکت در کنفرانس مربوط به اعراب مسلمان در مکه تحت تأثیر وهابیت قرار گرفت و به تفکرات آن‌ها گرایش پیدا کرد. برای آشنایی بیشتر با اندیشه‌های وهابی به لیبی، مصر، لبنان، سوریه، اردن و عربستان سفر کرد. به او پیشنهاد اقامت در دانشگاه الازهر مصر داده شد. او در یکی از سفرهایش به لبنان با دکتر منعم از اساتید دانشگاه‌های عراق که شیعی مذهب بود آشنا گردید. این آشنایی باعث شد که وی به تفکر شیعه بیاندیشد و پس از مطالعات و بررسی‌های دقیق وارد دنیای تشیع شود، تا جایی که هم‌اکنون وی یکی از بزرگترین مبلغان مکتب شیعه است. تیجانی تاکنون ۱۱ جلد کتاب پیرامون تشیع نگاشته است که پرمخاطب‌ترین آن‎ها عبارتند از: آنگاه هدایت شدم، اهل سنت واقعی(دوجلد)، از آگاهان بپرسید، همراه با راستگویان، راه نجات، اهل بیت کلید مشکل‌ها، سفرها و خاطرات.[۱]

بخشی از کتاب آنگاه هدایت شدم

به ملاقات سید محمد باقر صدر هم رفتیم که خیلی خوش‌آمد گفت و مرا کنار خود نشاند، نماز ظهر وعصر را به امامت او خواندیم، احساس می‌کردم در کنار اصحاب بزرگوار پیامبر(ص) قرار گرفته‌ام، چرا که نماز همراه با دعا و حمد و ثنای پروردگار و صلوات و سلام بر محمد وآل طاهرینش بود.

بعد از نماز مردم عادی از سید سؤالاتی می‌کردند و علمای شیعه از حجاز، بحرین، قطر، امارات، لبنان، سوریه، ایران، افغانستان، ترکیه، افریقا با سید سخن می‌گفتند. من چهار روز با سید بودم و گفتگوهایی با او کردم.

برخی از این گفتگوها چنین بود: درباره شهادت به ولی خدا بودن علی(ع)، در نماز پرسیدم، گفت: این شهادت جزء نماز نیست؛ ولی برای مقابله با کسانی که حضرت را سال‌های سال لعنت می‌کردند، مستحب است گفته شود، همچنان که شهادت به بهشت و جهنم و معاد نیز مستحب می‌باشد.

از عزاداری و گریه شیعیان بر حسین بن علی رضی اللّه عنه پرسیدم، گفت: اینها که بر سیدالشهدا گریه می‌کنند، مصیبت امام حسین را با دل و جان دیده‌اند، وانگهی خود حضرت رسول بر فرزندش حسین گریه کرد و جبرئیل از گریه آن حضرت گریه کرد.

.

محتوا

در پیشگفتار، نویسنده، کتاب را چنین معرفی می‌کند:

«این کتاب، داستان یک مسافرت است و داستان یک کشف نوین، نه اکتشاف در جهان اختراع‌ها و ابتکارات تکنیکی و فیزیولوژی، بلکه در جهان عقاید و در میان سیلی از مکتب‌های مذهبی و فلسفه‌های دینی. و از اینکه این کشف، نخست تکیه بر خردی سالم و ذهنی پاک دارد، از این روی کتابم را به هر عقل سالمی که حق را تشخیص داده و از میان توده‌های باطل می‌گزیند و سخنان را با ترازوی عدالت می‌سنجد و کفه راستین را ترجیح می‌دهد و با مقارنه گفتگوها و حرف‌ها، آنچه که منطقی و متین است از سخن شیرین و دلربا جدا می‌سازد، اهدا می‌کند که همانا خداوند می‌فرماید: «آنان که سخن را می‌شنوند و بهترینش را پیروی می‌کنند، همانا آنان را خدای هدایت کرده و آنان خردمندانند. به همهٔ آنها، کتابم را هدیه می‌کنم و از خدای سبحان می‌خواهم دل‌های ما را پیش از دیدگانمان برای شنیدن حق بگشاید و ما را هدایت و قلوبمان را روشن و حق را به ما بنمایاند؛ همان حق نابی که هرگز غباری بر آن نباشد تا آن را دنبال کنیم و باطل را همانگونه که هست به ما نشان دهد تا از آن دوری جوییم و ما را در زمرۀ بندگان شایسته‌اش قرار دهد که به تحقیق او شنوا و اجابت کننده است[۲]

مروری بر کتاب

نویسنده در کتاب به دوران کودکی و آشنایی با قرآن، سفر به خانه خدا، سفر به لیبی، مصر، لبنان، سوریه، اردن، عربستان و عراق اشاره می‌کند وی در بخش‌هایی از کتاب به ماجرای گفتگو‌های خود با آیت الله سید ابوالقاسم خویی و سید محمدباقر صدر از علمای شیعه اشاره می‌کند، سپس ماجرای سفر به عربستان و گفتگو با علمای اهل سنت را بازگو کرده و به مرورِ عقاید اسلامی می‌پردازد و به نگرش‌های شیعه و سنی اشاره و از دیدگاه‌های شیعه با استناد به احادیث اهل سنت دفاع می‌کند.[۳]

واکنش ها

بنا به گفته تیجانی برخی از علمای وهابی ابتدا او را انکار کردند و گفتند کسی که نامش بر روی کتاب آمده شخصیتی خیالی است که وجود خارجی ندارد و کتاب را علمای شیعه نوشته‌اند. سپس گفتند این کتاب حاصل کار اسرائیلی‌ها است تا مردم را در برابر دین خود دچار تردید کنند. گاهی هم گفتند تیجانی پس از اعلام تشیع، مرتد شده و نیز گفتند او نه شیعه و نه سنی است.[۴]

پانویس

منابع